سکس با عروس عمو

سلام ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به سال قبل وقتی که من برا اولین بار عروس عموم رو دیدم از هیکلش خیلی خوشم اومد تپل سفید با سینه های بزرگ
با اینکه سال سوم دبیرستان بود ولی ازنظرسینه دست همه رو از پشت بسته بود میشه گفت سایز سینه هاش80_85بود ولی قدش 160 بیشتر نبود البته اینو بگم ایناخانوادگی همینطورین بعد ازدواج سایز سینشون میره بالا بار اول که دیدمش زیاد تو بهرش نرفتم ولی روزای بعد دیدم نه عجب جیگریه همیشه خط سینش مشخص بود بلوزش یقه باز بود برا همین همیشه دنبال فرصت بودم یه سرک بکشم و چون تو عید بود برا همین هر روز میدیدمش تا یه شب دیگه طاقت نیاوردم و شبی که خونه اونا خوابیده بودیم نصف شب پا شدم دیدم نصف بیسشتر سینه هاش معلومه راستی فراموش کردم بگم عموم تو یه شهر دیگه زندگی میکنه و همه دست جمعی رفته بودیم خونه عموم و چون جا کوچیکه همه با هم توی یه اتاق بزرگ میخوابیم
من دیگه طاقت نیاوردم و چون نمیتونستم نزدیکش شم خودمو به دستشویی رسوندم و داشتم اونو تجسم میکردم فراموش کردم درو ببندم که یهو احساس کردم یکی جلوی دره.
دستشویی عموم هم تو حیات خونه بود نگاه کردم دیدم خودشه برا یه لحظه به هم زل زدیم.خواست بره ناخوداگاه چیزی بهم گفت بهترین فرصته دستشو گرفتم و چون نمیتونست جیغ بزنه برا همین فقط مقاومت میکرد منم که دیگه هیچی حالیم نبود شروع کردم با سینه هاش بازی کردن و تو یه چشم به هم زدن شلوارشو کشیدم پایین یه 5 دقیقه تو همین حال و هوا بودم که یهو یه فکری به ذهنم رسید .زود جوری که نفهمه دوربین گوشی رو آماده کردمو یه فیلم کوتاه ازش گرفتم و ولش کردم روز بعد به گوشیم اس داد که اگه فیلمو پاک نکنم به عموم میگه باهاش چیکار کردم منم اس دادم میخوام باهاش حرف بزنم هر طوری شد خودشو بهم رسوند و چون تو فامیل میدونن من با همه راحتم پس کسی شک نمیکرد منو اون درباره چی با هم صحبت میکنیم.و هیچکس کاری به من نداشت بهش گفتم اگه بخواد دردسر درست کنه منم فیلمشو بلوتوث میکنم تا اونم تو دردسر بیافته و به اون پیشنهاد یه سکس دادم و مجبورش کردم قبول کنه آخه دیگه طاقت نداشتم که اون سینه هاش رو نخورم روز موعود فرا رسید منو اون تونستیم یه جای خوب برا سکس پیدا کنیم
وقتی اومد معلوم بود ترسیده و بهم گفت چون هنوز با پسر عموم تو عقدن نمیتونم از جلو بکنم منم چاره ای جز قبول کردن نداشتم در یه چشم به هم زدن هر دو لخت شدیم و من اول رفتم سروقت سینه هاش وای نمیدونید چه حالی میداد بعد کم کم رفتم پایین اون فقط دوس داشت کار تموم بشه منم دیدم همکاری نمیکنه رفتم سر وقت کسش که مثل ماه میدرخشید و با چوچولش بازی کردم و اونو حشری کردم و دیگه نتونست طاقت بیاره و همش میگفت بخور
تو رو خدا بخور منم دیدم فرصت کمه و اونم آمادست رفتم سراغ کونش ویکم کرم که از قبل آورده بودم رو رو سوراخ کونش کشیدم آخه هر کاری کردم برام ساک نزد بعد کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش که آک آک بود کم کم کیرمو دادم تو که دیدم داشت از درد دیوونه میشد و دوست داشت جیغ بزنه ولی نمیتونست بزور کیرمو فرستادم تو و یکم مکث کردم تا جا باز کنه زمانی که دیدم جا باز کرد شروع کردم به تلمبه زدن و دستامو مشغول بازیبا سینه هاش کردم که یهو دیدم ارضا شد کیرمو در آوردم و کشیدم به کسش یواش یواش داشت آبم میومد برا همین کیرمو دوباره فرستادم تو کونش و آبمو با فشار ریختم داخل کونش. یه بوسش کردم و لباسمو پوشیدم داشتم میرفتم که منو صدا کرد و ازم تشکر کرد فهمیدم خوشش اومده و چون روزای آخر عید بود دیگه نتونستم باهاش سکس کنم امثال هم عید مراسم عروسیشونه و قول داده بعد اینکه اپن شد از جلو هم سکس داشته باشیم

2.77941
نمره شما: هیچ :میانگین 2.8 (68 رأی )

21 نظر

داستانت خوب بود دمت

نوشته Moh3en..x در 3. February 2011 - 22:20

داستانت خوب بود دمت گرم.
-
اين كسكش هر شب مياد اين كسشرا رو ميگه اقا ما خر نيستيم اين كارام ديگه قديمي شده

in honar pishe nanash kose

نوشته mehdibikas در 3. February 2011 - 23:26

in honar pishe nanash kose 12000 toman bedin bokonin
admin ham kose nanat

Che khabare mehdi

نوشته Ardimanish. در 4. February 2011 - 2:35

Che khabare mehdi khan??!!
12000toman?mage pul alafe kherse dadash?man shart mibandam in baba ba12000rial razi beshe k hameye shahvaniha12000bar hameye fako familesho bokonan,che mard che zan(hata bacheye too raheme familo)

داستانش كسشر بود در حد تيم

نوشته S-H-Z در 4. February 2011 - 3:01

داستانش كسشر بود در حد تيم ملي

هوی بچه زرنگ!!!! به جای این

نوشته ben00099 در 4. February 2011 - 3:19

هوی بچه زرنگ!!!!
به جای این کس شعرا که می گی داستانه کس دادن خواهرتو بنویس
مس اینکه دیگه کسی کی خواهرتو نمی کنه که افتادی تو کار شارژ ایرانسل
بیبن کونی اینجا نمی تونی یه هالو مسه خودت گیر بیاری برو کس کشی ننه آبجی تو بکن

کس خواهر آدم دروغگو عروس عموت

نوشته FARAZ در 4. February 2011 - 13:36

کس خواهر آدم دروغگو عروس عموت بطری کونت کرده بود

dada ardimanesh

نوشته mehdibikas در 4. February 2011 - 14:44

dada ardimanesh Big Grin salam
amaresho az in bache mahalashon gereftam
konia dorogh goftan pas
migoftan nanash 12000 toman migire mide
heyf shod 2 mahi mishod to kaf bodam
age intori ke migi bashe arzeshe kardan nadare
bayad berini dahanesh be jaye kase toalet az dahane nanash estefade koni

اين تذهبون؟ واقعا متاسفم که

نوشته yozarsif در 4. February 2011 - 14:55

اين تذهبون؟
واقعا متاسفم که عده اي منحرف حقير که ارزششان به اندازه پهن گوسفند است با نوشتن چنين مطالب مزخرف وشيطاني قصد دارند جوانان غيور وشريف شيعه را از راه بدر کرده و ايمان سوزي کنند.
متعجبم از شما که از سرگذشت پيشينيانتان چون سعيد ملک پور کثيف درس عبرت نگرفته ايد.
لعنت خدا بر شما باد که به جنگ خدا و ارزشها رفته ايد.منتظر ضربه مهلک تيم سايبري سپاه و سربازان گمنام امام زمان (عج) باشيد.
به کاربران عزيز هم سفارش مي کنم فريب اين خوکهاي کثيف بي اصالت را نخورند.
خداوند همه دشمنان دين وبشريت را به درک واصل کند.

yozarsif?khoshi zade zire

نوشته Ardimanish. در 4. February 2011 - 15:05

yozarsif?khoshi zade zire deleta mashti!
In chie neveshti haji?aslan ye soal,u khodet inja che mikoni karbalaei,han?boro peye zoleykhat k dar b dare khiabonas

Yozarsif?ahle monazere o

نوشته Ardimanish. در 4. February 2011 - 15:17

Yozarsif?ahle monazere o sohbaat rajebe shie o mazhabo din hasti ya na?payei mashti?besmelah

روی سخنم با این هنرپیشه کسکشه

نوشته ultrablue در 4. February 2011 - 16:16

روی سخنم با این هنرپیشه کسکشه که هی تبلیغ شارژ میکنه.آخه کس ننه.یعنی ما خریم.مادر جنده اومدیم یه بدبختی گولتو خورد و بهت 1000 تومنو شارژداد.آخه کسکش کی با فریب مردم و مال حروم و دزدی به سعادت رسیده که کسکش تو دومیش باشی؟

Admin madaret k0se

نوشته Moh3en..x در 4. February 2011 - 17:51

Admin madaret k0se

يوزارسيو جون راستش ماهم زياد

نوشته tina1000 در 5. February 2011 - 0:58

يوزارسيو جون راستش ماهم زياد از اين داستانها خوشمون نمياد اما خوب هر چي باشن از كسشرهاي مقام عظماي ولايت بهترند. و من همينجا كليه كيرهايي كه ازشون نام برده شد يانشد و با هر ابعادي را حواله ميكنم به كس دار و ندار تو و عظما و سپاه سايبريتون.
معين باشي

Y khahesh daram, vase man

نوشته Ahmad9 در 5. February 2011 - 1:13

Y khahesh daram, vase man tozih bede ke chejuri tunesti tu un forsat avalan gushito gir biari sanian az aruse amut film begiri.

Admin چرا ديگه از ارا داستان

نوشته Moh3en..x در 5. February 2011 - 5:39

Admin چرا ديگه از ارا داستان نميزاري؟
كيرم تو اين داستاناي تخمي كه ميزاري اه.
كسكش جواب بده ديگه.
تا 2روز ديگه از ارا داستان گذاشتي كه هيچ اگه نزاشتي ميبندمت به فوش.
ديگه خسته شدم از دستت. از ارا داستان بزار

bazam damesh garm ke nagoft

نوشته ahgm در 5. February 2011 - 17:19

bazam damesh garm ke nagoft kampiotereshun kharab bood raftam dorost konam
vali bazam alaki bood

کیرم به حلقت جان مادر و خواهر

نوشته I and G در 5. February 2011 - 19:50

کیرم به حلقت جان مادر و خواهر جندت دیگه ننویس .
رررررررررررررررررریییییییییییییییدددددددددددددی

jane madaret to maro kos khol

نوشته rn.kelevra در 6. February 2011 - 2:07

jane madaret to maro kos khol farz karD?

من با tina موافقم و من هم

نوشته mahdi nas در 6. February 2011 - 18:48

من با tina موافقم و من هم کیرمو میذارم رو اون کیر ها که tina حواله کرد.از شما هم خواهش میکنم کیر هاتون رو به ما بسپارید.
هر کیر در هر روز یک امتیاز . . .
آخه مادر جنده تو اگه درست بودی اولا دنبال کون مقام عظما نمیرفتی و دوما هم به این سایت که میدونی سکسیه نمی اومدی .
برو همون کونتو بده بهتره . . .

چی بگم؟ معلومه که از خودت در

نوشته Daniel Roy در 2. April 2011 - 7:56

چی بگم؟
معلومه که از خودت در آوردی اینداستان مسخره رو
اون پسر عموی کسکشت کجا بود وقتی تو تو کف زنش بودی؟ اونم تازه عروس قد نشسته خونه باباشه نه پدرر شوهر
چرند ننویس
مردک الاغ

من دعوت کنم بیام بکنمش

نوشته hamid.looloo در 14. October 2011 - 8:11

من دعوت کنم بیام بکنمش