سکس با عمه 63 ساله

من شهرام هستم و امروز یک داستان نسبتا عجیب و غیر معمول رو براتون میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد.
من یک عمه 63 ساله دارم که خدا بهشون بچه نداده این عمه خانوم چون تا به حال زایمان نداشته همچنان یک هیکل ترکه ای و مناسب رو حفظ کرده و چون شوهرش هم وضع مالی خوبی داره خیلی به خودشون میرسن این عمه من که اسمش طوبی هست در بین برادرزاده هاش علاقه زیادی به من داره و مدام سعی میکنه خودشو به من بچسبونه و من رو از خود کنه واسه همین هر هفته چند بار من شام و ناهار پیشش میرم و با هم صمیمی هستیم.....
دو سال پیش شوهر عمم برای دیدن برادرش که سکته کرده بود به شهرستان رفت و من هم که حکم پسر اونها رو داشتم شبها پیش عمه طوبی میرفتم که تنها نباشه.
از چند وقت پیش تو این فکر بودم که عمه رو بکونم تا ببینم کردن یک زن مسن چه حالی میده. خوب حالا فرصت خوبی پیش اومده بود تا این تجربه خاص رو بدست بیارم.
شب دومی که اونجا بودم عمه برام حسابی غذاهای خوشمزه درست کرده بود و مثل همیشه شیک و با ظرافت خودشو آراسته بود بعد از غذا خوردن با هم نشستیم تا فیلم ببینیم عمه کنارم نشسته بود و برام میوه پوست میکند و آجیل بهم میداد و خلاصه داشت بهم سرویس غیر سکسی میداد منم اصلا فیلم رو نگاه نمیکردم و فقط در فکر کردن عمه بودم تو همین اثنا کیرم هم با این افکار سکسی داشت بلند میشد که مایه آبروریزی بود سریع بالشت مبل رو برداشتم و رو پام گذاشتم خلاصه تو دلهره بودم که اگر کاری کنم و عمه ناراحت بشه چی از اون طرف به خودم میگفتم بابا من یه پسر جوونم که دخترا مدام دور و برم هستن مگه میشه این زن مسن نخواد مزه یک کیر جوون رو بچشه خلاصه مصمم شدم آروم آروم تست کنم ببینم واکنشش چیه دستم رو دور گردن عمه انداختم و بهش گفتم عمه من خیلی دوستت دارم میدونی یا نه؟ اونم گفت عمه جون تو پسر خودمی واست میمیرم منم سریع عمه رو به خودم فشار دادم و صورتشو محکم بوسیدم اونم صورت منو بوسید دیگه کیرم داشت بالشو سوراخ میکرد نمیدونستم حرکت بعدی باید چی باشه عمه یه پرتقال برام پوست کند بهش گفتم یکی یکی بده بخورم اونم مثل یه مامان تمام عیار که به بچه دو سالش غذا میده یکی یکی پرتقالا رو تو دهنم میذاشت یکی از پرتقالا رو که گذاشت انگشتاشو تو دهنم گرفتم و لیسیدم و به شوخی بهش گفتم این دستا از پرتقال خوشمزه تره میخوام بخورمشون اونم یک لبخند زد و گفت بخور نوش جونت منم خیلی سکسی انگشتاشو خوردم تو چشماش خوندم که فهمیده من دنبال چی هستم گفت خوب شهرام جان پاشو بخوابیم دیگه دیر وقته میخوای جاتو کجا بندازم؟
گفتم عمه من کمرم درد میکنه باید رو تخت بخوابم گفت باشه تو برو رو تخت بخواب منم تو اتاق دیگه رو زمین میخوابم گفتم آخه اینجوری که بد میشه تو هم رو تخت بخواب با هم محرمیم دیگه تازه مگه نمیگی مامان منی شاید من نصفه شب شیر بخوام اونوقت چیکار کنم اونم گفت مگه مامانت هنوز بهت شیر میده خلاصه بعد از یکم شوخی و خنده رفتیم رو تخت من تی شرت و زیر پوشم رو درآوردم چون عمه هم میدونست من شبا لخت میخوابم زیاد براش عجیب نبود راستش کیر من نیمه بیدار بود و هر زنی میتونست با نگاه به شلوار من بفهمه اوضاع از چه قراره و چند با هم نگاههای دزدکی عمه به شلوارم رو دیدم و معلوم بود اون هم در حالت شک وتردید و هوس قرار داره.
رفتم کنارش خوابیدم دست دور گردنش انداختم و بوسیدمش اونم منو بوسید و گفت شب بخیر ناگهان فکری به ذهنم رسید بعد از چند دقیقه یک آخ گفتم عمه گفت چی شد گفتم کمرم گرفت اون دستپاچه شد گفت چکار کنم بهش گفتم یکم کمرم رو ماساژ بده خوب میشه به شکم خوابیدم و اون شروع به مالوندن کمرم با ظرافت کرد. لمس کمر لختم توسط یه زن سرد و گرم چشیده داشت دیوونم میکرد درصد شهوت تو وجودم به صد در صد رسیده بود افکار شهوانی در ذهنم زبانه میکشید و بهم نهیب میزد که برگرد بغلش کن و کیرتو بی مقدمه تو کسش فرو کن اما حالا زود بود باید احتیاط بیشتری میکردم ، بهم گفت عمه بهتری بهش گفتم آره گفت بزار برم تشک برقی رو بیارم من خودمم بعضی شبا میذارم رفت و آورد به برق زد و گذاشت رو کمرم بهش گفتم عمه مگه تو هم کمردرد داری؟ گفت بعضی شبا یخورده کمرم میگیره در همین حال با مهربونی به پشت و موهام دست میکشید و نازم میکرد بهش گفتم شیکمم درد گرفته میخوام به پهلو بخوابم چرخ زدم و اومدم روپهلوی چپم بع عمه گفتم تو هم دراز بکش اینجوری خسته میشی اینقدر بهش تعارف کردم که راضی شد به پهلو کنارم بخابه و تشک برقی رو رو پشتم نگه داره حالت شهوت انگیزی شده بود روبروی هم به پهلو خوابیده بودیم صورتهامون تو یک وجبی هم بود عمه دستش رو رو پهلوی من حایل کرده بود و تشک برقی رو به پشتم فشار میدادکیر من تو فاصله 5 سانتی کس عمه در حالت آماده باش بود معلوم بود عمه از این حالت معذبه ولی چاره ای نداشت بهش گفتم عمه تورو خدا ببخش امشب برات دردسر درست کردم ، گفت نه عزیزم من فقط نگران کمرتم که خوب بشه تو چشای عمه نگاه کردم نگاهمون تو چشم هم ثابت موند هردومون میدونستیم چی میخوایم خودم رو به عمه نزدیکتر کردم کیرم از بقیه بدنم جلوتر بود و به رون عمه خورد نفسهاش گرمتر شده بود و تو صورتم میخورد بهش گفتم سردم شده پتو رو روی جفتمون کشیدم بهم گفت اگه بهتر شدی تشکو خاموش کنم گفتم نه بابا درد دارم معلوم بود که از تماس کیر من با پاهاش و خوابیدن زیر یک پتو با من ناراحته مونده بود چیکار کنه من کیرمو با فشار بیشتری به پاهاش فشار میدادم دستمد دورش انداختم و پشتشو از رو لباس میمالوندم گفت شهرام چکار میکنی گفتم هیچی دارم کمرتو ماساژ میدم کمردرد نگیری هیکل لاغر عمه رو محکم به خودم فشار دادم کیرم کاملا لای پاهاش بود و سینه هاش به سینم چسبیده بود چند بار سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی نتونست انگار ترسیده بود شروع کردم به بوسیدن صورتش دستمو از زیر پیرهنش تو بردم و شروع به مالیدن کمرش کردم یه دفعه از کوره در رفت گفت کثافت من عمتم چیکار میکنی بهش گفتم هیچی بابا دارم ماساژت میدم چیه مگه گفت ولم کن میخوام برم بهش گفتم نمیشه باید تشکو رو کمرم نگه داری شروع کردم به بوسیدن سر و صورتش تلاش و تقلای اونم هیچ فایده ای نداشت چون هیکلش یک چهارم منم نمیشد .
شهوت همه وجودمو گرفته بود و هیچی نمیفهمیدم دلمو به دریا زدم و دستمو از پشت کردم تو شرتش انگار یه لحظه قلبش واستاد صورتش از عصبانیت کبود شده بود و چشماش از حدقه بیرون زده بود انگشتامو لای چاک کونش کرده بودم تقلا میکرد از زیر دست و پام بیرون بیاد ولی بی فایده بود گفت الان جیغ میزنم و آبروریزی راه میندازم بهش گفتم اول از همه آبروی خودت میره بعدم شوهرت دیگه نمیذاره با برادرات رفت و آمد کنی به ضرر خودت تموم میشه تهدیداش حالت التماس گرفت گفت تو رو خدا اینکارو نکن بهش گفتم نمیتونم بد جوری تحریک شدم باید ارضا بشم به پشت خوابوندمش دستمو از تو کردم تو شرتش و کسشو گرفتم اونم زده بود زیر گریه و سعی میکرد در بره انگشتمو به زور تو کسش کردم گفت هر کاری بخوای میکنم فقط دستتو در بیار بهش گفتم عمه دست خودم نیست شهوتم زده بالا گفت من ارضات میکنم تو کاری نداشته باش دستتو در بیار منم دستمو در آوردم شلوار و شورتمو در آوردم و بهش گفتم خوب بیا ارضام کن.
گفت باشه بگیر بخواب خوابیدم اونم با دستش شروع به مالیدن کیرم کرد و اصلا بهم نگاه نمیکرد بهش گفتم طوبی جون این کارو که خودمم بلدم نمیخوام جلق بزنی گفت پس چکار کنم بهش گفتم لااقل یکم بخورش گفت نمیتونم بهش گفتم پس باید بکنمت و از جام بلند شدم گفت خیلی خوب بخواب میخورم شروع کرد کیرمو تو دهنش مالوندن باز از جام بلند شدم بهش گفتم میخام سینه هاتو بخورم خلاصه بعد ار کلی جر وبحث سینه هاشو لخت کرد و منم افتادم به جون سینه هاش دوباره دستمو کردم تو شرتش اونم هی غر میزد که دستتو در بیار ولی بیچاره هیچ کاری نمیتونست بکنه از طرفی کسش نمناک شده بود و معلوم بود تحریک شده دیگه داشت همراهی میکرد و با خوردن سینه هاش نفسهای عمیقی میکشید دو تا انگشتمو همزمان تو کسش کردم که یک آخ ناز گفت سینه هاشو ول کردم شرت و شلوارو از پاش در آوردم گفت قول بده فقط باهاش بازی کنی کیرتو نباید اون تو بکنی گفتم خیلی فیلمی عمه الان تو دلت داری واسه این کیر جوون و سرحال قند آب میکنی با عشوه و لبخند گفت نه به خدا آخه گناه داره بهش گفتم گناهش با من نترس .
با انگشتام کسشو میمالیدم برام جالب بود که زنی تو این سن و سال هم کس نسبتا تنگ و شادابی داشت و هم حسابی شهوتی شده بود دولا شدم بوسیدمش و گفتم عمه میخوام کیرمو بفرستم تو کست اجازه هست گفت فقط همین یه باره اونم چون مجبورم بهش گفتم بزار یه بار بکنم خودت مشتری میشی.
کیرمو به آرامی هل دادم تو آره کسش تنگ بود و به تنگی کس یه زن 30 ساله بود دلیلش هم این بود که تا حالا زایمان نکرده بود ، سرعت حرکتمو بیشتر کردم و با شدت بهش ضربه میزدم اون زیر کیرم هی غر وغمیش میومد چند بار با حالالت مختلف کسشو کردم بهش گفتم میخام از عقب بکنمت با کلی ادا اطوار راضی شد از کون بده با تف کیرمو به زور کردم تو کونش تنگ بود و اونم حسابی دردش میومد نه انگار که 50 ساله داره میده جاتون خالی بی توجه به التماساش تا تونستم کونشو کردم،
کمرشو بلند کردم و از عقب تو کسش کردم با چند بار تلمبه دیدم آبم داره میاد خودمو محکم به بدنش قفل کردم و همه وجودمو تو کسش خالی کردم روش افتادم و کلی بوسیدمش و ازش تشکر کردم اونم که حالا بعد از ارضا شدن انگار حسابی پشیمون شده بود ازم قول گرفت که دیگه باهاش کاری نداشته باشم بعد پاشد و رفت حموم منم خوابیدم .
نیمه های شب از خواب پا شدم دیدم کنارم نیست بیرون رفتم دیدم تو حال رو زمین خوابیده دوباره کیرم راست شده بود و هوس عمه طوبی رو کرده بود رفتم کنارش خوانیدم و از پشت بغلش کردم از خواب بیدار شد میگفت تو قول دادی و از این حرفا ولی کو گوش شنوا جاتون خالی دوباره کردمش و دیگه مثل جنازه بی حال شده بود و زیر کیرم عین جنازه بود وقتی کارم تموم شد سحر شده بود و هوا یه حال رمانتیک داشت عمه پاشد رفت حموم غسل کنه که بیاد نماز بخونه منم پاشدم صبحونه درست کنم تصمیم گرفته بودم امروز سر کار نرم و تا 24 ساعت آینده عمه رو چند بار دیگه بکنم.
عمه اومد و واستاد به نماز موقع سجده هی انگشتش میکردم بعد از نماز گفت شهرام من الان به خدا قول دادم دیگه با هم این کارارو نکنیم بهش گفتم ولی من به خدا قول دادم امروز اینقدر بکنمت که 30 سال جوون بشی.
خلاصه دوستان اون روز سر کار نرفتم و تا فرداش 3 بار دیگه کردمش اونم دیگه خجالتش ریخته بود و حسابی همراهی میکرد.
بعد از اون ما همچنان به این کار خیر مشغولیم و عمه خانم مدام زنگ میزنه که بیا پیشم و من واقعا از جواب دادن به شهوتش درموندم.
دوستان عزیز تنوع یکی از جاذبه های سکس هست و باید بگم سکس با زنهای مختلف در سنین مختلف لذایذ خاص خودشو داره .
این دومین داستان من در این سایت هست داستان دیگر من با نام " سکس با زن کارگرم" رو در لیست داستانهای همین سایت میتونید پیدا کنید .
امیدوارم همتون لذت برده باشید و لطفا جهت بهتر شدن داستانها و دلگرم کردن نویسندگان این داستانها حتما نظر بدید. مرسی

نوشته: شهرام

3.28866
نمره شما: هیچ :میانگین 3.3 (97 رأی )

19 نظر

خیلی داستان کثیفی بود حالمو

نوشته mehran-tehran در 13. December 2010 - 3:01

خیلی داستان کثیفی بود حالمو بهم زدی
از سکس با محارم متنفرم
خیلی از حرمت هارو شکوندی
درسته سایت سکسه ولی دلیل نمیشه هر مزخرفی به ذهنت تراوش میکنه اینجا بنویسی

مرسی داستان جالبی بود خوشم

نوشته roosana در 18. December 2010 - 18:44

مرسی داستان جالبی بود خوشم اومد
یه سری اشکالات داشت ولی از خیلییییییییی از داستانای دیگه بهتر بود

این دوستمونم که نظر داده ::: کسی مجبورت نکرده این داستانا رو بخونی تو که نمیتونی تحمل کنی بیخود کردی اومدی تو این سایت :::

مرسی داستان جالبی بود خوشم

نوشته roosana در 18. December 2010 - 18:46

مرسی داستان جالبی بود خوشم اومد
یه سری اشکالات داشت ولی از خیلییییییییی از داستانای دیگه بهتر بود

این دوستمونم که نظر داده ::: کسی مجبورت نکرده این داستانا رو بخونی تو که نمیتونی تحمل کنی بیخود کردی اومدی تو این سایت :::

من بهترین سکسهام رو با مرجان

نوشته saman4644 در 27. February 2011 - 14:08

من بهترین سکسهام رو با مرجان 43 ساله و سما 23 ساله داشتم که به هیچکس متعهد نبودند. از سکس با محارم حالم به هم میخوره چون یکی هم پیدا میشه با خودم....از اینکه یکی هم مادر جفتتون را بکنه هم حال میکنید/ من چند وقته که دارم مادرتو میکنم روسانا جون .اگه خواستی بگو داستانشو واست ایمیل کنم.

آخه مورچه چیه که کله پاچش چی

نوشته alpacino7 در 10. April 2011 - 18:08

آخه مورچه چیه که کله پاچش چی باشه

ببين شهرام جان از نظر من

نوشته حميدرضان در 19. June 2011 - 6:55

ببين شهرام جان از نظر من سكس سكسه و فرقي با سكسهاي ديگه نداره تنها چيزي كه هست اين كه ايا واقعا ازش لذت ببري يا نه اين مهم يه وقت هست با يه دختر حالاxدوست داري سكس داشته باشي يه زماني هم هست كه با يه زن 40.50.60.يا حتي70ساله بهت حال ميده و شهوتيت ميكنه اميدوارم كه تو لذتتو برده باشي برات ارزوي بهترينها رو دارم خوش باشي درضمن اگرم دوست داشتي يه سرم به پست من بزن (فيلم عكس داستان) و يادت باشه خودتو معرفي كني okمنتظرتم Wave Applause Tongue

همش چرت و پرت بود.......بی

نوشته UM در 15. July 2011 - 17:24

همش چرت و پرت بود.......بی شرف

manam melse toooo kheyli tooo

نوشته MohammadReza021 در 2. August 2011 - 14:12

manam melse toooo kheyli tooo kafe amam hastam khooodaesh kheyli kooose amam vali heyf ke nemidonam chejooori beram jooolooo va bokonamesh

damet garm, khub kardi k

نوشته excellentboy در 17. August 2011 - 15:34

damet garm, khub kardi k kardish, maharem ham adaman va del daran, har ki kos dare yai kir dus dare,
nushe junet

بارها تو این سایت اعلام کردم

نوشته mashhadie 34 sale در 5. October 2011 - 16:06

بارها تو این سایت اعلام کردم که عشق سکس با زنان سن بالا هستم. نمیدونید چه حالی میده! به داستان کاری ندارم چون اساسا با سکس محارم مخالفم و این عقیده منه .ولی به عقاید دیگران احترام میذارم. دوستان بر خلاف روند داستان سکس با زنان سن بالا خاصیتش اینه که اونا میفتن دنبالت و سعی در جلب رضایتت میکنن! تجربه های زیادی دارم که حاضرن هر کاری وقت سکس برات انجام بدن.

راستی کردن زنان سن بالا در مشهد تخصص منه . اگه کسی مایل بود و یا سراغ داشت هستم!

من میخوام با عمه ات حال کنم و

نوشته hamid.looloo در 23. October 2011 - 9:52

من میخوام با عمه ات حال کنم و درست بکنمش ؟

تخمت حرومه دمت گرم .

نوشته ali1740 در 11. December 2011 - 12:08

تخمت حرومه دمت گرم .

عمت محرم بود کار درستی

نوشته farzaad در 4. February 2012 - 20:09

عمت محرم بود کار درستی نکردی؟؟؟؟؟

لاغر بود یا چاق؟

نوشته atatork در 24. May 2012 - 12:09

لاغر بود یا چاق؟

خدا لعنتت کنه به نفرین هود

نوشته hamid1366 در 30. August 2012 - 23:11

خدا لعنتت کنه به نفرین هود گرفتار بشی خدا به کمرت بزنه کره خر..

10 تا تخم مرغ بشکون تو همش جی

نوشته koso در 6. November 2012 - 3:40

10 تا تخم مرغ بشکون تو همش جی میبینی؟؟؟ زرد و سفیدی
من به سن و سال کاری ندارم که هر کس با یه چیزی حال میکنه. ولی آخه وفتی کس کسه چرا با محارم/ من مطمئنم اینجور آدما خرشون خیلی به گل مونده و حتما" مشکلی دارن که غزیبه بهشون پا نمیده میرن سراغ محارم در کل :&

لایق فحشم نيستي

نوشته مرد تنهای شب در 13. January 2013 - 2:24

لایق فحشم نيستي

اها حالا فهمیدم وقتی مردم فحش

نوشته dorbin2013 در 2. February 2014 - 21:50

اها حالا فهمیدم وقتی مردم فحش میدن ( کس عمت ) منظورشون کیه

به این میگن سکس زوری کثافت

نوشته shabkhon در 11. February 2014 - 14:55

به این میگن سکس زوری کثافت وسواستفاده از ضعف مردم برای رسیدن به هر خواسته ای پست ترین کار دنیاست من ادم معتقدی نیستم ولی انجا که نوشتی تو نماز خوندن انگشتش میکردی واقعا حالم ازت بهم خورد حتی اگه فانتزی باشه به عقیده دیگران نباید توهین کرد