شما اینجا هستید

سکس با فامیل دور

سلام من ارسام 18ساله از ارومیه این خاطره بگم که 100واقعی هستش و با دخترفامیل به نام نگاراتفاق افتاد قضیه ازاونجا شروع شد که من تازه از امتحانات نهایی سال سوم تمام شده بودم و اواسط امتحانات خاله پدرم فوت کرد و من چون امتحان داشتم روزهای اول رو نتونستم برم اما در چهلمین روز در گذشت چون تعطیلات بود رفتم و من همراه خانواده رفتیم خونه پسرخاله پدرم چون مراسم اونجا بود و وقتی وارد شدم چندتا دختر همسن خودم دیدم هست اما یکیش که واسه طرف مردانه چای میاورد خیلی بانمک بود و از همون اول بهش نگاه کردم هنگام برداشتن چای دیدم میخنده فهمیدم اونم خوشش اومده ولی من مونده بودم بهش چطور پیشنهاد دوستی بدم که دختر خالم اومد گفت یک دختر هستش ازت خوشش اومده میخواد باهات دوس شه منم قضیه رو فهمیدم قبول کردم و شمارشو از دخترخالم گرفتم و بعد چند روز بهش زنگ زدم منم تازه با جف دعوا کرده بودم و میخواستم با دختری دیگه باشم وقتی زنگیدم برنداشت بیش اس دادم منم ارسام و... بعد چند ساعت اس داد سلام منم نگارم و اینطور اشنایی ما شروع شد و کار ما شده بود تا ساعت 4صبح حرفیدن و چون تابستان بود و درس هم نبود عادت کرده بودیم تا اینکه دیدم یک شب حشرم زده بالا و دیگه هم حرفی نمونده بزنیم من بحث سکس رو باز کردم تا اینکه دیدم بله خانوم از منم حشری هستش و از اون به بعد هم کار ما شده بود تا صبح درباره اندامهای جنسی هم و اگه پیش هم بودیم دوست داشتی چیکار کنیم و...
تا اینکه نگار احساس کردم بدجوری دوس داره با من سکس کنه اما جا نداشتیم و اون قسم میخورد بخاطر اینکه عاشقمه میخواد با من تجربه کنه و چند بار باهم رفتیم بیرون و یک کافی شاپ بود خلوط و اونجا فقط چندبار لب رفتیم منم راستش اولین بارم بود و کیرم بی جنبگی میکرد.تا اینکه یک شب نگار گفت پدر و مادرش همراه داداشش اینا قرار برن بانه(شهری هست که وسایل ارزان میفروشن)و گفت اون بخاطر کلاس زبان نمیره و گفت فردا برم خونشون تا اینکه ادرس کامل خونشون رو گرفتم و رفتم دیدم خونشون بالا شهر دانشکده هستش و یکی از کوچه ها که به زور پیدا کردم وقتی رفتم جلوی درشون چون مطمئن نبودم خونه خودشونه گفتم که اول بیا در رو باز کن مطمئن شم بعد بیام تو چون ترسیدم ماله اونا نباشه اشتباهی در زده باشم؛تا اینکه اومدم باز کرد رفتم داخل بعد سلام و احوال پرسی یکم که نگاش کردم دیدم با یک تاپ همراه شلوارک هستش و چون باهم راحت بودیم قبل از اینکه چیزی بگم خودش اومد پشت در لباشو گذاشت لبام و گفت عاشقمه و تقریبأ قدش 170 و وزنش 65میشد اما با نمک بود و رفتیم داخل و نشستیم رو مبل و من امان نداده مثل دیوونه ها بغلش کردم و شروع کردم به لیسیدن گردنش و خوردن لباش نگار دختری بود سفید نه چاق نه لاغر و با نمک همان طور که میلیسدمش احساس کردم چشاش خمار شد چون اولین بار بود ترسیدم فک کردم چیزیش شده اما بعدش فهمیدم از رویه حال کردن دخترا چشاشون اینطور میشه.نگار گفت ارسام بیا بریم اتاق رفتیم اتاق شروع کردیم دوباره سر پا خوردن و لیسیدن هم تا اینکه لباسهای همو در اوردیم اول من تاپشو در اوردم سوتین نداشت بعد شلوارکشو در اوردم اونم اول پیرهن استین کوتاهمو در اورد بعد شلوارمو و جز شرت چیزی تنمون نموند بعد من که کیرم متوسط بود داشت از زیر شرت میترکید رو دادم از رو شرت دست نگار بعد که یکم مالید گفتم دراز بکش رو تخت و من شروع کردم به لیسیدنش اول لبهاش بعد گوش و صورتش بعد گردنش که بوی عطرش دیوونم میکردم اومد پایین تر رسیدم به سینه هاش و نوکشون زیاد قهوه ای نبود اما خوش فرم بود هردوتاشون رو مثل دیوونه ها میخوردم دیگه جیغ نگار اروم در میومد بعد اومد نافشو لیسیدم تا رسیدم شورتش اما قبل در اوردن اون اومد پایین تر و پاهای تمیزشو لیسیدم و انگشتاشو کردم دهنم تا اینکه اومد بالا به شرتش و از روی شرت کس نازشو و ساق پاشو میلیسیدم و اونم جیغهای خفیف میرد تا اینکه شرتشو کشیدم پایین و دیدم یک کوس سفید بدون مو و تپل که ابش اومده بود داره نگام میکنه اما یکم که سرمو اوردم جلو بویی داشت که موندم بخوردم یا نه اما دل رو زدم به دریا و زبونمون گذاشتم و اروم کشیدم روش و میک میزدمش وقتی زبونمو گذاشتم نگار یک اه از دل کشید و من باعث شد بیشتر بخورم و بمکمش و همه کسش رو کردم دهنم با اینکه شور بود اما نتونسم از خوردنش دست بردارم و اونم فقط اه میکشید و میگفت عاشقمه و سرمو فشار میداد به کوسش یا هم مو هامو چنگ میزد تا اینکه انقدر خوردم ارضا شد بعد گفت حالا بیا نوبت توست اونم پا شد اینبار من دراز کشیدم و اون شروع کرد به لیسیدن بدنم و لب گرفتن بعد اومد سر کیرمو از رو شرت گرفت و بعد اروم مالش داد بعد شرتمو در اورد و کیرمو دید گفت چقد قشنگه و کلفت و بزرگ هستش اما به نظر خودم متوسط هست کیرم تا اینکه کرد اول سرشو دهنش و بعد اروم همش کرد دهنش و جوری میخورد که داشت ابم میومد از تخمام گرفته تا سر کیرم لیس میزد منم بهش گفتم و دروغ نگم ابم چون اولین بارم بود زود اومد و در اوردم ریختم سینه هاش تا اینکه دراز کشیدیم تا بعد چند دقیقه دوباره شروع کردیم اما اینبار اصلی کاری بود و چون پرده داشت مجبور بودم ازعقب بکنمش تا رفت یکم روغن اورد خودش مالید به کیرم و از یک طرفم داشتیم لب میگرفتیم و منم سینه و کس اون رو میمالیدم تا اینکه کیرم اماده کردن شد و یکم هم روغن به کون نگار مالیدم گفت مدل سگی بشه و من اروم اول انگشت وسطمو بعد دو انگشت و 3انگشت تا اینکه کونش باز شد و اونم اروم اه میکشید و من نوکشو اروم گذاشتم و وقتی با هزار بدبختی دادم سرشو داخل یکم صداش در اومد بعد اروم فشار میدادم تا اینکه با یک فشار محکم تا ته رفت تو و نگار سرشو گذاشت بالش و داد زد منم اروم بعد اینکه جا باز کرد تلمبه زدم و دیدم نگار دیگه جیغ هاش به ناله تبدیل شده و داره کسشو میماله و هی میگه عاشقتم تندتر جرم بده و چندبار لرزش خورد و ارضا شد و منم دیگه ابم اومد ریختم کونش و بعد در اومدم کیرم با دستمالی که اب اول روی سینشو پاک کرده بودم کنشو پاک کردم و اروم همو بغل کردیم و کنار هم دراز کشیدیم بعد یک نیم ساعت پا شدیم و باهم رفتیم حموم و اما چون خسته بودیم فقط لب گرفتیم اومدیم بیرون همدیگرو خشک کردیم لباس هامون رو پوشیدیم و جاهارو درست کردیم زنگ زدیم دوتا پیتزا از پیتزا فروشی 81اوردن خوردیم تا دوباره یکم لب گرفتیم و رفتیم بیرون رو گشتیم ساعتهای 7بود رسوندم خونشون که هنوز بابا ماماش نیومده بودند تا اینکه دیگه سکس نداشتیم و ماماش فهمید رابطمون رو و از هم جدا شدیم اما این یک داستان واقعی بود هر انچه که بعد نوشته باشم اولین و اخرین بارم بود ممنون که وقت گذاشتید خوندید.

نوشته: ارسام

3.168675
نمره شما: هیچ میانگین 3.2 (83 votes)

نظرات

آقا ارسام ممنون که واسمون داستان گذاشتی ولی داستانت اشکالاتی داره که چندتاشوبهت میگم:1-گفتی:من تازه از امتحانات نهایی سال سوم تمام شده بودم و اواسط امتحانات خاله پدرم فوت کرد... چه لزومی داره دو تا زمان روباهم بکار ببری؟ میتونستی بگی: اواسط امتحانات بود که خاله پدرم فوت کرد.
2-گفتی:چند بار باهم رفتیم بیرون و یک کافی شاپ بود خلوط و اونجا فقط چندبار لب رفتیم. تو کافی شاپ بین اونهمه آدم چطور ازش لب گرفتی؟!
3-گفتی:قریبأ قدش 170 و وزنش 65میشد. حالا قد رو چون گفتی تقریبا قبول کردیم ولی چطوری وزنشو فهمیدی؟ با خودت ترازو برده بودی؟

بالا
0 لایک

پدر مادرت با هم فامیلن؟ که دختر خالت تو مراسم چهلم خاله بابات اومده؟ چون اگه نباشن بعید میدونم یه دختر واسه مراسم چهل خاله باجناق باباش بره !!! زودتر جواب منو بده tez ol

بالا
0 لایک

داستانت چون خیانت و سکس با محارم نبود خوب بود ولی حالت دستوری و نوشتاریت افتضاح بود که این باعث میشه هر چی موضوعتم جالب باشه اعصاب خواننده خرد بشه ببین یه خرده پیاز داغشو زیاد کردی مثلا شنیدی وقتی دخترا ارضا میشن میلرزن بابا اینا همه بزرگنمایی هستش بخصوص تو که نوشتی چندبار لرزش خرد بابا مگه چه خبره؟؟؟

بالا
0 لایک

بانه ،توضيحات :شهري كه وسايل ارزان ميفروشند ،كلاجغرافياي شهر رو ازگوگل ارث بيشتر رسوندي،اگه راست ميگي فاصله اش روتا اروميه ميگفتي كه حساب كتاب كنيم ،در ضمن آب دختره شوربود؟ عجب! ،آدرسش دقيقاهمين بودكه نوشتي ديگه؟

بالا
0 لایک

ابی بابا ساینا جان دیگه سایت مثل گذشته با حال نیست، یه سری از دوستان که رفتن یه سریم که ادمین فیلترشون کرده

من فقط میام نظرات رو می خونم خیلی کم نظر میدم اما خیلی دوست دارم دوباره بچه ها کنار هم جمع بشیم به دنبال یه اشتیه سایتیم اما نمی تونم دوستان رو پیدا کنم

این متنم یرای بار دوم نوشتم بار اول حذف شد ادمینی که باعث اختلاف بین دوستان شد، هر چند خود دوستان هم نسبتا مقصر بودن، اختلاف سلیقه همیشه وجود داره ولی با فحاشی قابل حل نیست.

فریجاب رو می بینم مهدی بیکسم که ادمین راهش نمیده بارانم که فکر میکنم بدونم با کدوم اسم میاد، به هر حال پیشنهاد میدم دوستان اختلافات رو کنار بزارن برای
اشتیه سایتی من حاضرم در خدمت دوستان باشم

famildur@yahoo.com

به امید گردهمایی مجدد

بالا
0 لایک

are hanoz dokhtararo dorost ndidi va baham parki 30namayi narafte va ashna nashodid .poshte goshi gofti mikham bekonamet.
onam goft bashe vali az ham fasele darim/to gofti goshiyo bezar dame koset baghiyash baman.
ridi ba in khiyal bafit.
kiram to kone to va dokhtare.
rasti dokhtar be in rahati shomare nemigire /bad shomarasho dad be to va shomaratam nagereft

بالا
0 لایک