سکس با مادرزن

این داستان کپی از یه سایت دیگه است.

اون یک زنه 44 ساله با پوست گندم گونه که هیکل پری داره با قد بلند سینه های درشت واز همه مهمتر یه کون خوشکل که منو دیوونه میکنه .
داستان از اونجا شروع شد که همه ما قرار بود برای مراسم عروسی برادر زنم بریم شهرستان
اما من بخاطر مشغله شغلی قرار شد بعد از بقیه برم شهناز جون هم بخاطر گرفتن یه وام که مدتها بود براش دوندگی کرده بود تصمیم گرفت که بمونه و با من بیاد شهرستان
طی تماس تلفنی که با آرزو همسرم داشتم قرار شده بود که من از راه ماموریت به خونه مامانش برمو فردا هم صبح زود حرکت کنیم و گفت که همه چیز رو آماده کرده و توی یه ساک داده به مامانش
ساعت حدودا 8 شب بود که رسیدم بعد از 6 روز ماموریت و دور بودن از کس خوشگل آرزو جون
مادر زنم اومد جولو و طبق عادت همیشه منو بوسیدو گفت هوتن جون آرزو تا لحظه آخر که میرفت سفارش تو رو میکرد منم بهش قول دادم که حسابی بهت برسم....
گفتم شما لطف میکنید ولی بعضی از کارا فقط وظیفه آرزو جونه شهنازم با یه شیطنت خاصی بهم نگاه کرد و گفت به هر حال یه شب که بیشتر نیست من همه جوره باید جور آرزو رو بکشم اینو که گفت کیرم شروع کرد به بزرگ شدن اما به رو خودم نیاوردم
گفتم شهناز جون من باید برم یه حمام حسابی بکنم اونم گفت باشه تو برو منم شامو آماده میکنم
توی حمام همش تو فکر حرف شهناز بودم که یه فکری به سرم زد گفتم یا میگیره یا نه ولی ارزش امتحان کردنو داره
این بود که شهنازو صدا کردم اومد دم در حمام و گفت هوتن جان چیزی لازم داری گفتم نه مامان ببخشید این کار وظیفه آرزو ولی حالا که نیست میخواستم اگه بشه کمرمو بمالید شهناز گفت حتما هوتن جون تو که اینقدر خجالتی نبودی و تو همین حین درو هل داد و اومد تو منم که کاملا لخت بودم و فرصت هیچ عکس العملی رو پیدا نکردم
خلاصه شهناز اومدو سریع لیفو برداشت و به من گفت که برگرد منم برگشتمو اون شروع کرد به مالیدن نمیدونم چی شد که تو کمتر از چند ثانیه کیرم به بزرگترین سایزی که ممکن بود رسید
تو همین احوال بودم که شهناز گفت هوتن جون پا شو حالا که اومدم کل بدنتو لیف بکشم منم که دیدم بهترین موقع برای عملی کردن نقشمه پا شدمو برگشتم و با یه کیر 18 سانتی رو به روش ایستادم اونم بدون اینکه بخواد جا بخوره گفت فکر کنم وظیفه اصلی آرزو جونم امشب اوفتاد گردن من
بعدشم بدون اینکه منتظر حرفی از طرف من باشه جلوم زانو زد و کیرمو تا ته کرد تو حلقش همون موقع بود که فرق کس با تجربه با بی تجربه رو فهمیدم
حسابی حشری شده بودم خصوصا که حدود 7 روز بود کاری نکرده بودم به شهناز گفتم میشه تو هم لخت بشی تو همون حالی که داشت ساک میزد کیرمو از دهنش در آوردو گفت قرار نیست بهت کس بدم فقط میخوام وظیفه آرزو رو انجام بدمو آبتو بیارم بعدش دوباره کیرمو کرد تو دهنشو ادامه داد از زیر هم با تخمام بازی میکرد دیگه وقتش بود سرشو گرفتم تو دستام چند بار تا ته هل دادم تو حلقش تا کشیدم بیرون آبم با شدت پاشیدو صورتو بلوز شهناز جونو حسابی خیس کرد
شهناز بلند شدو گفت خوب شد که خالی شدی وگرنه معلوم نبود امشب تا صبح ممکن بود با من چه کار کنی
خلاصه کارم تموم شد و حوله پوشیدم اومدم بیرون شهناز جونمم با اون آبی که من پاشیدم مجبور بود یه دوش بگیره
وقتی اومد بیرون انگار نه انگار که چند دقیقه پیش کیرم تو دهنش بوده اومد گفت شام حاضره هوتن جون بیا
شامو با هم خوردیمو از همه جا حرف زدیم . وای هر چی بهش نگاه میکردم سیر نمیشدم تازه فهمیده بودم چه کسیه و چقدر با تجربست . من از وقتی نوجوون بودم عاشق سکس با زنای بزرگتر از خودم بودم .شام که تموم شد شهناز بهم گفت هوتن جون برو بخواب که فردا کلی راه در پیش داریم منم پاشدم برم بخوابم اومدم از کنارش رد بشم خم شدمو لباشو با تمامه وجود بوسیدم گفتم مرسی بابت همه چیز . رفتم تو اتاق زمان تجرد آرزو جون بخوابم ولی چون کسی ازش استفاده نمیکرد و بخاریش خاموش بود حسابی سرد شده بود
هر چی غلط خوردم دیدم نه مثل اینکه نمیشه خوابید پاشدم پتو بالشت رو برداشتم برم تو حال بخوابم دیدم شهناز جون هنوز بیداره و داره ظرفها رو میشوره گفت چی شده هوتن جون کجا ؟ گفتم از سرما نمیشه خوابید امشب تو حال میخوابم
شهناز گفت سرمای امشب بدن داغ آرزو رو میخواد که گرمت کنه
وای دوباره کیرم داشت هشدار بلند شدن میداد گفتم مامان راست میگی ولی من امشب دستم از دنیا کوتاهه شهناز گفت دل برای خودت نسوزون تا چند دقیقه پیش اون کیره گندت تو دهنه من بود بهش گفتم این کیر کس میخواد با این چیزا راضی نمیشه
گفت کسی در کار نیست عزیزم برو بخواب فردا شب کسه زنه خوشگلت رو بکن حالا هم برو تو اتاق من بخواب که بعد زنت نگه شوهرمو رو زمین خوابوندین .رفتم تو اتاق شهناز جون و رو تخت خوابیدم اصلا نمیدونم کی خوابم برد تو خواب بودم که حس کردم یکی داره با کیرم ور میره چشمامو باز کردم وای خدای من چی میدیدم با اینکه چراغ اتاق خاموش بود ولی نور چراغ حال میتابید تو اتاق حس میکردم آرزویی که از نوجوانی با من بود برآورده شده .یه بدن درشت روم افتاده بود با دو تا پستون گنده و یه کون خوش تراش پوستش خیلی سفید نبود ولی از اون دسته بدنهایی بود که اصلا مو ندارن آروم شروع کرد شلوارم رو کشید پایین و گفت جوووووون خیلی خواستم تحمل کنم ولی فکر کردم حالا که خدا شوهرمو ازم گرفته اگه با تو سکس نکنم باید برم با یه قریبه
بعدش تمام کیرمو یک جا گذاشت تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن از اون حرفه ایها بود کیرم کامل تو حلقش بود گذاشتم خوب کیرمو خورد بعد بهش گفتم بیا بخواب حالا نوبت منه اونم از روم پاشدو کنارم رو تخت خوابید هنوز کسشو ندیده بودم با اینکه یه بار آبمو آورده بود .اومدم بین دو تا پاش وای چه رونای گنده ای داشت پاهاشو از هم باز کردم وای چه کسه پشمالویی داشت رفتم پایین لبامو گذاشتم رو کسش یه آه بلند کشید زبونمو انداختم وسط کسش و شروع کردم به لیس زدن شهناز مثل جنده ها جیغ میکشید دست راستمو گذاشتم رو چوچولش و دست چپمو بردم چنگ انداختم تو پستونای گندش
داشتم با ولع تمام کس مادر زنمو میخوردم یه کس جا افتاده 44 ساله
دستش رو کرد تو موهامو با تمام قدرت صورتمو به کسش فشار داد همه بدنش میلرزید جیغ زد و گفت الان خیست میکنم آب کسمو بخور آبمو بخور آه آه آه…… و ارضا شد .اومدم بالا لبام از ترشحات کسش حسابی خیس شده بود شروع کرد به خوردن لبام همه صورتمو میلیسید یکم که آروم شد بهم گفت مرسی داماد خوبم کاشکی زودتر باهات تنها شده بودم آخ که نمیدونی چه حالی کردم حالا میخوام حسابی حالت بیارم خوب عزیزم شاید این شرایط دیگه پیش نیاد پس هر چی ازم میخوای بگو منم بهش گفتم من میگذارم به عهده خودت این کیر امشب تا صبح ماله تو شهناز گفت میخوام یه چیزی بهت بدم که خیلی ها تو کفشن یه لب ازم گرفتو گفت تو فقط بخواب باقیش با من
رفت پایین و دوباره کیرمو کامل گذاشت تو دهنش جوری که پشمام میخورد به لباش یه کمی که ساک زد کیرمو از دهنش در آورد و یه تف حسابی انداخت روش اومد خودشو رو کیرم تنظیم کرد ولی دم سوراخ کونش آروم نشست روش کیرم داشت آروم آروم تو کون گندش جا میشد
وای چقدر تنگ و گرم بود باورم نمیشد اون کون خوشکل رو فتح کرده بودم دیگه کیرم تو کون شهناز جا باز کرده بود و منم حسابی حشری شده بودم شهناز هم آه ناله هاش شروع شده بود دیگه نمیتونستم زیر بمونم میخواستم بالا باشم تا با همه وجود کسو کونشو بگام
برای همین از جا پا شدم کیرم از تو کونش در اومد بهش گفتم چهار دستو پا شو خودمم رفتم پشتش یه تف انداختم دم سوراخ کونش که حالا کمی هم باز شده بود و کیرمو تا دسته جا کردم یه آهی کشیدو گفت عزیزم این کونو تا حالا به کسی نداده بودم پس سعی کن خوب بکنیش کیرمو با قدرت تو کونش فرو میکردم با هر ضربه کون گندش مثل ژله میلرزید داشتم میگاییدمش میگفت عزیزم داری منو میگایی یه کم آرومتر بهش گفتم تو امشب جنده منی میخوام هر کاری خواستم باهات بکنم گفت بکنم عزیزم امشب همه بدنم در اختیار تو هر جام که دوست داری بگذار حرفاش بدتر حشریم میکرد اما هم من از کس شهناز بی بهره مونده بودم هم کس اون کیر منو میخواست برای همینم کیرمو از کونش بیرون کشیدمو اومدم جلوش ایستادم اونم که وظیفشو خوب میدونست شروع کرد به ساک زدن یکمی ساک زد کیرمو بیرون کشیدمو بهش گفتم رو شکم بخواب و رفتم افتادم روش چه کون گنده و نرمی داشت روناش چسبیده بودن به هم کسشو نمیدیدم برای همینم دست انداختم لای لمبه های کونشو از هم بازشون کردم سر کیرمو گذاشتم دم کوسشو آروم فشار دادم توش حسابی خیس و گرم بود شروع کردم به گاییدن کسش . صورتشو برمیگردوند ولبامو میمکید
مدام قربون صدقه کیرم میرفت . گفت میخواد برگرده که از جلو کسشو بکنم منم قبول کردم از دیدن بدن درشتش لذت میبردم .برگشت و رو به روم خوابید منم دوباره شروع کردم به گاییدن خم شدم روشو پستونای گندشو مک میزدم چقدر کسش نرمو تپل بود همه کیرمو بلعیده بود آبم میخواست یواش یواش بیاد ولی دلم نمی خواست سکسمون به این زودی تموم بشه برای همین کیرمو از کس داغش کشیدم بیرون سینه های بزرگش بدجوری تحریکم میکرد اومدم رو سینه هاش خودش زود فهمید سینه های بزرگشو تو دستاش گرفتو چسبوند به هم منم کیرمو فرو کردم بینشون چشمای خمارشو که نگاه میکردم دیوونه میشدمم دوباره برگشتم پایینو کیرمو تو کسه تپلش فرو کردم چه آهی میکشید همه وجودش همه بدنش در اختیارم بود خودشو رها کرده بود عاشق کس دادنش بودم با همه وجودش داشت بهم میداد گفت هوتن جون چه کیری داری قربون کیرت بشم عزیزم منم بهش گفتم چه کسی داری شهنازجون چه کون و پستونی داری قربون اون پشمای سیاه کست برم این حرفا حسابی حشری ترمون کرده بود باز کیرمو کشیدم بیرون رفتم پایین زبونمو انداختم رو کس خیسش و حسابی لیسیدمش چوچوله صورتی رنگ خوشکلشو کرده بودم تو دهنمو مک میزدم اونم داد میزد میگفت هوتن تو کس لیس منی هوتن تو کس کن منی بازم پاشدم کیرمو تو دست گرفتم گذاشتم دم کسش بهم گفت تف کن تو کسم منم یه تف حسابی انداختم رو کسشو کیرمو فرو کردم افتادم رو بدن گرمو گندش سفت بغلش کردم و کسشو با تمام قدرت میگاییدم هر دو تامون تو اوج بودیم که شهناز داد زد محکم تر بکن همشو بهم بده منم سرعتمو بیشتر کردم چند ثانیه بعد آب از دور کیرم زد بیرون تا حالا ندیده بودم آب زن از کسش بیرون بریزه شهناز دیگه نای تکون خوردن نداشت ولی به خاطر من پاشد و گفت میخوام یه حاله دیگه بهت بدم که تا حالا کسی بهت نداده باشه
گفت چهار دستو پا شو و رفت پشتم شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم دستشم از بین پاهام رد کردو شروع کرد به مالیدن کیرم تا حالا کسی این کارو برام نکرده بود وای چه حالی میداد آروم آروم زبونشو تو کونم میکرد منم که حسابی حال میکردم کونمو به صورتش فشار میدادم اونم سرعت دستشو بیشتر کرده بود بهش گفتم مامان وقتشه گفت برگرد تا برگشتم کیرمو گذاشت تو دهنشو شروع کرد مکیدن منم خودمو رها کردمو آبم تا قطره آخر اومد تو دهنش اونم همشو خورد اومد بالا روم خوابید اون هیکل گندش با اون پستونا جلوم بود دست انداختمو دوباره اون کون خوش تراشش رو مالیدم اونم فقط ازم لب میگرفت بهش گفتم عاشق کس دادنتم اونم گفت منم عاشق همه چیزتم .من زنمو خیلی دوست دارم برای همینم دیگه با شهناز رابطه ای نداشتم ولی اون زن واقعا رویای سکس من بود و هیچ وقت دخترش نتونست جای اونو برام بگیره.

فرستنده: ؟

3.791665
نمره شما: هیچ :میانگین 3.8 (120 رأی )

46 نظر

كس شعر بود حداقل يك داستان

نوشته salim.fingili در 10. September 2011 - 1:26

كس شعر بود حداقل يك داستان قشنگ كپي ميكردي

(بدون موضوع)

نوشته chochor tala در 9. September 2011 - 5:51

Yawn Sleepy

اسم داستان خیلی ضایعس

نوشته bahar joon در 9. September 2011 - 6:13

اسم داستان خیلی ضایعس

کونی کسکش

نوشته mohami62 در 9. September 2011 - 6:17

کونی کسکش

Man Asheghe In Nazarate

نوشته dark_alone_man در 9. September 2011 - 6:25

Man Asheghe In Nazarate BAcheham Ta Khoondane DAstana.

عملي برو ننتو بگا!تازه عاشق

نوشته aliiii49 در 9. September 2011 - 7:00

عملي برو ننتو بگا!تازه عاشق زنش هم هست! نكنه زنت هم مثل مادر زنته وجور ديگرانو ميكشه!بدبخت فلك زده At Wits End At Wits End

maxmahony حرفت درسته ولی فکر

نوشته hess در 9. September 2011 - 9:01

maxmahony
حرفت درسته ولی فکر نمیکنی جای گفتن این حرفا اینجا نیست؟جای این حرفا تو مدارس ابتدایی و راهنمایی هستش که بچه 8ساله خالشو دید میزنه که لباس عوض میکنه.با این که این داستان های خیانت و سکس با محارم ممکن مخرب باشن اما اثر تخریبیشون از اصل داستانا نیست از نبودن پایه و زیرساخت فکری درسته.نه تنها مدارس و ارگان های آموزشی از این کار سرباز میزنن تازه خانواده ها هم به اسم احساس شرم،چیزایی که میدوننو به بچه هاشون یاد نمیدن.این چیزا باید به خانواده آموزش داده بشه(در صورتی که مثل جامعه ما آموزشی در مدارس نباشه بازم اگه بود خانواده باید این کارو خودش هم انجام بده)تا بچه پایه ی ذهنشو بجای دید زدن خاله با چیز دیگه ای تشکیل بده.
داستان دیگه از نوشتن خیانت و فحش خوردن خسته شدین میرین کپی میکنین.خجالت نمیکشی؟که این داستانت هم خیانت داشت هم سکس با محارم دیگه موضوع از این مزخرف تر

maxmahony ك ي ر م تو ك س ن ن

نوشته ha ha ha در 9. September 2011 - 10:18

maxmahony
ك ي ر م تو ك س ن ن ت اينا چي بود نوشتي مادر ج ن د ه با اين حرفهات به همه ي ما فحش ناموس دادي بچه ك و ن ي تو ك ي ر منم نيستي دكتر كجا بود حرف زدنتو درست كن بعد بيا بگو بچه ك ون ي

سکس با محارم نمی خونم

نوشته ساینا جون4 در 9. September 2011 - 10:33

سکس با محارم نمی خونم Big Grin

اسم مادر زنت شهنازه ! فكر كنم

نوشته stefan در 9. September 2011 - 11:24

اسم مادر زنت شهنازه ! فكر كنم توي فيلماي قديمي همه جنده ها شهناز بودن !! نكنه مادر زنت قديم تو جمشيد زنتو پس انداخته!!!!!!!!
كفتي داستانت از يه سايت ديگس كه فهش نخوري!!؟؟؟ اي زرنگ.

كي لگد زده زير اين ساينا بهش

نوشته aval در 9. September 2011 - 11:51

كي لگد زده زير اين ساينا بهش گفته داستان محارم بخون كه ميگه نميخونم نيششم بازه

كي لگد زده زير اين ساينا بهش

نوشته aval در 9. September 2011 - 11:54

كي لگد زده زير اين ساينا بهش گفته داستان محارم بخون كه ميگه نميخونم نيششم بازه

كي لگد زده زير اين ساينا بهش

نوشته aval در 9. September 2011 - 11:54

كي لگد زده زير اين ساينا بهش گفته داستان محارم بخون كه ميگه نميخونم نيششم بازه

اوفففففففففففف اوففففففف ای

نوشته pashaa در 9. September 2011 - 11:56

اوفففففففففففف اوففففففف ای یکی ریده گه مالیشم کرده دیگه چرو گه مالی میکنین؟؟؟ ریدی دیگه دسش نزن :&

دوستان با هم خوب باشید این

نوشته moj125 در 9. September 2011 - 12:57

دوستان با هم خوب باشید

این آقا دوست داشته مادر زنشو بکنه یا کارهایی که در خیالاتش دوست داره با مادر زنش انجام بده رو با ما شر کرده حالا هر کسی که دوست نداره خوب مادر زنشو نکنه

خاك تو سر دروغگوت...برو ننت

نوشته POOYA400 در 9. September 2011 - 13:01

خاك تو سر دروغگوت...برو ننت رو بگا چرا مامان زنت رو ميكني؟؟؟ Waiting

چرا دارید الکی دعوا

نوشته reza kosdust در 9. September 2011 - 16:30

چرا دارید الکی دعوا میکنید؟
اصلا کیرم توکون نویسنده داستان.والسلام

داستان خوندنم نميادفقط كسم

نوشته Tina 85 در 9. September 2011 - 16:44

داستان خوندنم نميادفقط كسم ميخواره برافحش مالي ازاساتيدشروع
ميكنم آقاي روانشناس جلقتوزدي تازه يادت افتادباماهافرق
داري وشروع كردي
به هذيان گفتن كوني مادركوني
حالاميرسيم به در
پيتياساينامادرت
توروزيركدوم پل
پس انداخته كه
به همه ميپري تو
پدرنداري ماهاچه
گناهي كرديم طفل
شش ماهه شكم خواهرت روسگ
گاييد

ما گمشده ایم میان حسین

نوشته Tina 85 در 9. September 2011 - 16:47

ما گمشده ایم میان حسین وکوروش.میان محرم و جشن های
2500ساله. سرگردان، گاهی متوسل به رنگ “سبز” ،گاهی از آن گریز

جز سیاه نمی پوشد می گفت لحظه

نوشته Tina 85 در 9. September 2011 - 16:49

جز سیاه نمی پوشد
می گفت لحظه به لحظه
هر لحظه در این جهان کسی می میرد.

......! از خانه که میآیی یک

نوشته Tina 85 در 9. September 2011 - 16:50

......! از خانه که میآیی
یک دستمال سفید
پاکتی سیگار
گزینه شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور .....احتما ل گریستن ما بسیار است
سید علی صالحی از دفتر نامه ها

به نظر من اگه زنی بازن دیگه

نوشته aminsaberi در 9. September 2011 - 17:49

به نظر من اگه زنی بازن دیگه ای دوست هم باشه سخت بتونه اینکار رو با شوهر دوستش هم انجام بده چون اصولأ معتقدم غیرت زنها از مرد ها بیشتره؛دیگه چه برسه به اینکه زنی به دخترخودش خیانت کنه!
پس خواهشأ تراوشات ذهنی خودتون رو درمورد غیراز محارم بنویسیدتا کسایی نخوان از این داستانهای تخیلی سوء استفاده کنن و فرهنگ مارو مورد تمسخر قرار بدن.
(راستی ببخشید که ازکلمه غیرت برای زنها استفاده کردم,باید میگفتم حسادت زنانه)

ضمنأ من نه گی هستم و نه

نوشته aminsaberi در 9. September 2011 - 17:51

ضمنأ من نه گی هستم و نه فاشیست پس کسانی که این حرفا به مذاقشون خوش نمیاد دنبال کلماتی غیراز اینها بگردن

به: maxmahony زحمت کشیدی و

نوشته sinaoo7 در 9. September 2011 - 18:18

به: maxmahony
زحمت کشیدی و وقت گذاشتی که مطالبی رو به مخاطبان سایت بگی. چون در پایان نوشته‌ات گفتی که دکترای روان‌شناسی داری، مجبور شدم نکاتی رو یادآور بشم و از همون انتهای مطالبت هم شروع می‌کنم:
1 ـ گفتی: «به مسائلی فاجعه امیز تر برمیخورم که شرم حضور دارم در اینجا بیان کنم.» از قضا، جناب‌عالی، بنده و هیچ‌کس دیگه در اینجا حضور نداریم که شرم حضور داشته باشیم. ما فقط یک آی.دی. در دنیای مجازی هستیم و هیچ‌کدوم هم با هویت واقعی‌مون در اینجا حاضر نمی‌شیم. پس کاش همۀ موارد رو «بی‌شرم حضور» بیان می‌کردی!
2 ـ «همتون شبیه هم چرت و پرت میگین.» همۀ کی‌ها؟ همۀ نویسنده‌ها یا نظردهنده‌ها؟ کاربرانی که از آنها عذرخواهی کردید، چه کسانی هستند؟ حتماً می‌دونی که هم نویسنده‌ها، هم نظردهنده‌ها و هم کسانی که صرفاً داستان‌ها رو می‌خونند، کاربر حساب می‌شوند. شما که «دکتر» هستید، کاش دقیق‌تر و روشن‌تر صحبت می‌کردید. البته وقتی ادامۀ مطلب رو خوندم، ظاهراً مشخص شد که منظورت از «همتون شبیه هم چرت و پرت میگین.»، همون نویسنده‌های داستان‌ها هستند. ولی اینجا که جای طرح معما نیست. از همون اول بگو با کی هستی!
3 ـ ادامۀ مطالبت هم خیلی گنگه و به قدری نگارش متن ضعیفه که به زحمت می‌شه حدس زد چی گفتی. نمی‌خوام با دست گذاشتن روی موضوع نگارش، محتوای اصلی نوشته‌ات رو نادیده بگیرم. ولی خب عزیز من، برای فهمیدن منظورت، حداقل یک زبان و نثر سالم که باید عرضه بکنی، نه؟! من نمی‌دونم مطلب به این سادگی رو چرا نتونستی با چند تا جملۀ معمولی و قابل فهم بنویسی (وای به حال رسالۀ دکترا که متن تخصصیه و استاد مشاور و داور باید بفهمند و نمره بدهند!!). مثلاً، اینی که نوشتی، یعنی چی:
ویک ساعته بدونه احساس هیچ شرم یا ندامت،یا اصلا خستگی،یکساعت! نه !!نیم ساعت ،کپه تونو نمیگذارین زمین ،که اقلا قوت بگیرین هیچ! بلکه اظهار ندامت که یک امر کاملا طبیعی ووجدانیه (بخاطره سکس غیر متعارف با خودی ونزدیکان، ترس از بی آبرویی که درحد آرزو دست نیافتنی باشه) نمیکنین!!
اولش می‌گی «بدونه احساس هیچ شرم یا ندامت . . . . که هیچ!» خواننده انتظار داره بعد از این «که هیچ» یه حرف تازه بزنی، اما دوباره همون حرف رو تکرار می‌کنی: «اظهار ندامت که یک امر کاملا طبیعی ووجدانیه . . . . نمی‌کنین» (داخل پرانتز عرض کنم: «بدونه احساس هیچ شرم» غلطه آقای دکتر، بعد از «بدون»، «کسرۀ اضافه» می‌آد، نه «ـه». یعنی باید می‌نوشتی: «بدونِ احساس هیچ شرم». شما که نویسنده و محققی دیگه چرا؟!). ازاین‌گذشته، این جملۀ «ترس از بی آبرویی که درحد آرزو دست نیافتنی باشه» واقعاً یعنی چی؟ میشه به روشنی توضیح بدی چی می‌خواستی بگی و چه ربطی به موضوع داشت؟
« 4 .5 دفعه هم که خودتون شزم شدین» این کلمۀ «شزم» یعنی چی؟ اصطلاح تخصصیه؟ توی لغتنامۀ دهخدا که پیدا نکردم. مطمئناً منظورت «شرم» نیست، چون اینجا معنایی نداره.
4 ـ با بقیۀ مطالب‌ات موافقم، اگرچه بسیار غیرتخصصی و از دید عامیانه نوشته شده. یعنی برای رسیدن به این نتیجه، نیازی به داشتن دکترا نیست و هرکسی که در این جامعه زندگی می‌کنه، می‌تونه به راحتی به همین نتیجه و پیامدهای نامطلوب سکس با محارم و بیان اون در قالب داستان برسه. راستش، از شما که نویسنده و محققی، انتظار بررسی علمی موضوع و مطلبی حرفه‌ای‌تر داشتم!

معلوم نیست این چه سایتیه اگه

نوشته mmoo1531 در 9. September 2011 - 19:39

معلوم نیست این چه سایتیه اگه سایت سکسیه این حرفارو ببرید جای دیگه اگه نیست پس این سایتو جمش کنید

من عاشق نظرات آخر داستانم!

نوشته Xerxes18 در 9. September 2011 - 20:06

من عاشق نظرات آخر داستانم! مخصوصا نظرات سیانو7 و سایناجون! در مورد داستان! این هفتمین دفعه است که این داستان رو میخونم. هر دفعه قهرمان جلقی داستان یه اسمی داشته ولی مادرزنه همیشه شهناز بوده. اولین بار سایت خدانیامرز آویزون و آخرین بار سایت کیر2کیر این داستان رو گذاشتند. اینو گفتم به اون داستان دزدهایی که دزدی ادبی هم بلد نیستن! بی پدرها داستان دروغ بهتر از داستان کپی شده است!

هم‌دانشکده‌ای داشتیم که زنش

نوشته sinaoo7 در 9. September 2011 - 21:25

هم‌دانشکده‌ای داشتیم که زنش رو به خاطره این‌که فهمیده بود بهش خیانت می‌کنه طلاق داده بود. زن و شوهر در دو شهر مختلف تحصیل می‌کردند. یه روز زنش ازش می‌خواد که براش پول بفرسته و بهش می‌گه که هم‌اتاقی‌اش از دوست پسرش حامله شده و برای کورتاژ به پول احتیاج داره. پسره پول رو می‌فرسته، اما به موضوع مشکوک می‌شه. می‌ره به شهری که زنش در اونجا تحصیل می‌کرده. زنه رو تعقیب می‌کنه و می‌فهمه که بعله! هر روز یه آقا پسری مثل دستۀ گل، می‌آد دنبال زنش و می‌بره خونه و بهش دستۀ بیل تحویل می‌ده. در واقع، اونی که حامله بوده و نیازمند کورتاژ، زن خودش بوده . . . دل‌تون برای این پسر بیچاره سوخت که هم کار می‌کرده و هم تحصیل؟! زیاد غصه نخورید. خود این آقا بارها با جزئیات برای ما تعریف می‌کرده که چطوری وقتی پدرزنش در مسافرت بوده، ترتیب مادرزنش رو می‌داده!
این ماجرای واقعی رو تعریف کردم که بگم:
ـ زدی ضربتی، ضربتی نوش کن!
ـ دست بالای دست بسیار است.
ـ این جانوران مخصوص دنیای مجازی نیستند، و در عالم واقعیت هم پیدا می‌شوند.

حال ندارم کس شعر بخونم.ببخشید

نوشته pooriya73 در 9. September 2011 - 23:25

حال ندارم کس شعر بخونم.ببخشید خیلی زیاده.....پرسپولیس سرور استقلاله

(بدون موضوع)

نوشته m.hf1375 در 11. September 2011 - 23:18

At Wits End Yawn Waiting

نمیدونم چی بگم مات ومبهوت

نوشته havayetazeh در 15. September 2011 - 20:19

نمیدونم چی بگم مات ومبهوت موندم خدا کنه خودت هیچوقت این داستانو باور نکنی.بیا مطالب زیبا ومفید بنویسیم اگرچه سکسی باشه .همه چی خوبش خوبه.حتی داستان سکس.. Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Loser Loser Loser Loser Thinking

من که فکر نمی کنم اینجا جای

نوشته مستوفی در 16. September 2011 - 13:03

من که فکر نمی کنم اینجا جای مناسبی واسه موشکافی شخصیتها و تحقیقات روانشناختی باشه. بنابراین هر کس تو این سایته لااقل یکی از اهداف اصلیش حال کردنه. بنابراین منطقی نیست که امثال خودتون رو چوب بزنین و بخشون انگای جورواجور بچسبونین. یه داستان کپی شده بود که به نظرم خیلی خم مزخرف بود و هیشکی با مزخرف تحریک نمی شه. به همین سادگی. بحثهای اجتماعی نه جاش اینجاس نه اصولاً مربوط به داستان (یا خاطره) می شه.

maxmahony اگر ازتون راهنمایی

نوشته mahsa kuchulu در 16. September 2011 - 21:59

maxmahony اگر ازتون راهنمایی بخوام کمکم می کنید ؟ نگید برم پیش مشاور که اصلا حوصله ندارم !
شما واقعا دکترای روانشناسی داری ؟ حرفی در مورد مردان دل سیاه زدید که واقعا تن منو لرزوند .شما فرمودید مردانی که به زنان دیگر نظر دارند به زن خودشون گیر می دند . واقعا چند درصد این موضوع واقعیت داره ؟ راستش من این جمله را قبلا از مردم عادی شنیده بودم ولی خب نظر یک روانشناس فرق میکنه .
یعنی شوهر منم که همیشه مواظب مانتو پوشیدن و عقب نرفتن مقنعه ی منه خودش به زنهای دیگه نظر داره ؟؟ اون فقط 23 سالشه و من این اخلاقشو می ذارم به حساب سن کمش . آیا اشتباه می کنم ؟ با توجه به اینکه ما هنوز عقدیم ، آیا بعداز عروسی می خواد رفتار بدبینانه اشو رو کنه ؟

خوشم ميادهرغلطي خواستي كردي

نوشته مريم خانوم در 16. September 2011 - 21:56

خوشم ميادهرغلطي خواستي كردي بعد گفتي زنتو دوس داري و...
اول برو معنيه دوس داشتنو بفهم ،نفهههم
Plain Face

maxmahony اگر ازتون راهنمایی

نوشته mahsa kuchulu در 16. September 2011 - 22:01

maxmahony اگر ازتون راهنمایی بخوام کمکم می کنید ؟ نگید برم پیش مشاور که اصلا حوصله ندارم !
شما واقعا دکترای روانشناسی داری ؟ حرفی در مورد مردان دل سیاه زدید که واقعا تن منو لرزوند .شما فرمودید مردانی که به زنان دیگر نظر دارند به زن خودشون گیر می دند . واقعا چند درصد این موضوع واقعیت داره ؟ راستش من این جمله را قبلا از مردم عادی شنیده بودم ولی خب نظر یک روانشناس فرق میکنه .
یعنی شوهر منم که همیشه مواظب مانتو پوشیدن و عقب نرفتن مقنعه ی منه خودش به زنهای دیگه نظر داره ؟؟ اون فقط 23 سالشه و من این اخلاقشو می ذارم به حساب سن کمش . آیا اشتباه می کنم ؟ با توجه به اینکه ما هنوز عقدیم ، آیا بعداز عروسی می خواد رفتار بدبینانه اشو رو کنه ؟

pooriya73 فعلا این 2-0 تو

نوشته Carddinal در 17. September 2011 - 8:34

pooriya73
فعلا این 2-0 تو کیسه داشته باش تا وقت سروریت برسه..... Party Rolling On The Floor Rolling On The Floor

Sinaoo جان من عاشق شمام باور

نوشته Asghar Agha Gha... در 24. September 2011 - 15:40

Sinaoo جان من عاشق شمام
باور کن تو اینهمه مدت که تو این اینترنت گشتم کسی و مثل شما ندیدم
من و شما در خیلی از موارد هم نظر و هم عقیده ایم
واقعا باهات حال کردم
دمت گرم

سلام ساینا جون غلط کردی

نوشته azad9297 در 21. March 2012 - 21:49

سلام ساینا جون غلط کردی میخونی و دلت میخواد سکس داشتن با مادر زن مگر اشکال داره.......

سلام عید نوروز بر شما عزیزان

نوشته azad9297 در 22. March 2012 - 22:52

سلام عید نوروز بر شما عزیزان حشری مبارک...

کمک کمک کمک ...چه طوری عکس

نوشته azad9297 در 22. March 2012 - 23:03

کمک کمک کمک ...چه طوری عکس را بزارم تو نظر دادن .... ممنون میشم کمک کنید

واقعا کس شر بود

نوشته farshid.123 در 29. April 2012 - 9:24

واقعا کس شر بود

ba nazare aminsaberi

نوشته saghar.24 در 21. May 2012 - 20:36

Sad ba nazare aminsaberi mokhalefam
ki gofte zanha be ham khiyanat nemikonan
man kari be in dastan nadaram
hamsaye maro ba madarzanesh gereftan
age be cheshmam nadide bodam bavar nemikardam
in chiza ziyade to jameye ma
vali khaheshan rosh tabligh nakonid
kheyli bade vaghean adam daghon mishe madaresho ba shoharesh bebine ya hata befahme in karo kardan

من نیاز به راهنمایی دارم من

نوشته saghar.24 در 21. May 2012 - 20:46

من نیاز به راهنمایی دارم
من از همسرم جدا شدم ولی علاقه دارم با برادرش سکس کنم اون فقط 18 سالشه
من نمیدونم چطوری ازش بخوام
حداقل 7 سال از من کوچکتره بوره و خوشگل و خوش تیپ البته منم از خوشگلی پیشش کم ندارم
خیلی غیرتیه اصلا منو مثل خواهرش میدونه بگید چکار کنم تا دیوونه نشدم الان طلاق گرفتم و با هیچ کس سکس ندارم فقط دلم میخواد باهاش سکس کنم

کس کش اولش رفتی حموم تمیز کنی

نوشته reza_300 در 16. October 2012 - 20:41

کس کش اولش رفتی حموم تمیز کنی بعدش شب پشماتو میخورد روانی دروغگو تو که توهم داری چرا میای تو سایت

کس کش دروغگو

نوشته reza_300 در 16. October 2012 - 20:43

کس کش دروغگو

اگه دروغ بگی کیر کثیف احمدی

نوشته SHERL0CK HOLMES در 4. February 2013 - 19:42

اگه دروغ بگی کیر کثیف احمدی نژاد توی حلقت :دی

حلالت

نوشته SHAHIN KABIR 23 در 9. April 2014 - 22:36

حلالت