با درود بر همهی ایرانیان
برای نخستین بار در این تارنما گفتمان مینویسم. خواهشمندم مرا از دیدگاهتان بیبهره نگذارید.
چندی است نوشتن داستان سکس دربارهی تجربهی سکس با خویشان درجهی یک بسیار گسترش یافته است. بارها بسیاری از ایرانیان با شرف و با غیرت در این زمینه در همین تارنما گفتمان پیش کشیدهاند. من هم در پاسخ به دیدگاههایی که در زیر این گفتمانها آمده بود برآن شدم گفتماتی از نگرگاه انسانشناختی بسازم.
سکس با خویشاوندان امری است که در تاریخ بشریت تنها در میان خانوادهی پادشاهی مصر برای جلوگیری از درون شدن بیگانه در این خانواده همهگیر بوده است. در همهی همبودگاههای (جوامع) پیشین این رویه کاری بسیار ناپسند بودهاست. چرا که در گوهرهی انسانها پردههایی در میان هموندان (اعضای) خانوادهها هست که مایهی پایداری ستون خانواده و سامانمند بودن آن می گردد.
از کمابیش سد سال پیش تاکنون کسانی در باختر (غرب) پیدا شدند که خود را روشناندیش نام نهادند و با همهی دستاوردهای فرهنگی بشر پیشین (بخوانید سنت) با نام آزادی یا لیبرالیسم دست به گریبان شدند. با این که بسیاری از این دستاوردها بیهوده و گاهی جلودار پیشرفت همبودگاه بودند، اما بسیاری از آنها برای زندگی پیچیدهی انسانی بایسته(ضروری) مینمودند. اکنون باید دید چرا این روشناندیشنمایان اینگونه با ارزشهای بشری به ستیز پرداختند. اگر کوته نگری بر پیوندهای آنان بیاندازید درمییابید که خویشکاری (وظیفه) آنها ساختن خانوادههایی سست و در پیامد آن همبودگاهی فردگرا بودهاست. با این کار، بشر که موجودی همبودین (اجتماعی) است هم از گوهرهی خود جدا میافتد و هم هدایت اندیشه و در پیامد آن کنشهای آن آسانتر میشود. بنابراین سرمایهداران که به راستی سیاستمداران هم بودند واپایش (کنترل) اندیشه و کنش مردم را در دست گرفتند.
اگر همهی نوشتههای بالا را نادیده بگیریم با یک براورد سرانگشتی در میابیم که بازهی (فاصلهی) میان انسان و جانور واپایش سرشت (غریزه) است. سخن با کسانی که میگویند پیوند با هرکسی باید آزاد باشد: اگر میخواهید جانوری زندگی کنید بفرمایید آزادید. اما همبودگاه انسانی نیازمند سامان و ساختار است.
در خوشبینانهترین چگونگی (حالت) این افراد از بیماری جنسی رنج میبرند. اما بدبختانه دیدگاه من این است که این موج ایجاد شده هدفمند و سامانمند است و از سوی افراد ویژهای راهنمایی میشود.
ای ایرانیان با شرف. بیایید دست به دست هم دهیم تا آیندگان ما اگر از ما سرافراز نبودند دست کم شرمگین نباشند.
سکس با مادر و خواهر و ...
24. مهر 1390 - 22:32
#1
سکس با مادر و خواهر و ...
(2 رأی )
25. مهر 1390 - 14:05
#2
salam doste aziz
kamelan ba nazaret movafegam ey kash mozo baray hame gabele fahm bod .khosh hal shdam az darko fahme valay shoma
25. مهر 1390 - 17:06
#3
نظر خوبی بود
با درود بر همهی ایرانیان
برای نخستین بار در این تارنما گفتمان مینویسم. خواهشمندم مرا از دیدگاهتان بیبهره نگذارید.
چندی است نوشتن داستان سکس دربارهی تجربهی سکس با خویشان درجهی یک بسیار گسترش یافته است. بارها بسیاری از ایرانیان با شرف و با غیرت در این زمینه در همین تارنما گفتمان پیش کشیدهاند. من هم در پاسخ به دیدگاههایی که در زیر این گفتمانها آمده بود برآن شدم گفتماتی از نگرگاه انسانشناختی بسازم.
سکس با خویشاوندان امری است که در تاریخ بشریت تنها در میان خانوادهی پادشاهی مصر برای جلوگیری از درون شدن بیگانه در این خانواده همهگیر بوده است. در همهی همبودگاههای (جوامع) پیشین این رویه کاری بسیار ناپسند بودهاست. چرا که در گوهرهی انسانها پردههایی در میان هموندان (اعضای) خانوادهها هست که مایهی پایداری ستون خانواده و سامانمند بودن آن می گردد.
از کمابیش سد سال پیش تاکنون کسانی در باختر (غرب) پیدا شدند که خود را روشناندیش نام نهادند و با همهی دستاوردهای فرهنگی بشر پیشین (بخوانید سنت) با نام آزادی یا لیبرالیسم دست به گریبان شدند. با این که بسیاری از این دستاوردها بیهوده و گاهی جلودار پیشرفت همبودگاه بودند، اما بسیاری از آنها برای زندگی پیچیدهی انسانی بایسته(ضروری) مینمودند. اکنون باید دید چرا این روشناندیشنمایان اینگونه با ارزشهای بشری به ستیز پرداختند. اگر کوته نگری بر پیوندهای آنان بیاندازید درمییابید که خویشکاری (وظیفه) آنها ساختن خانوادههایی سست و در پیامد آن همبودگاهی فردگرا بودهاست. با این کار، بشر که موجودی همبودین (اجتماعی) است هم از گوهرهی خود جدا میافتد و هم هدایت اندیشه و در پیامد آن کنشهای آن آسانتر میشود. بنابراین سرمایهداران که به راستی سیاستمداران هم بودند واپایش (کنترل) اندیشه و کنش مردم را در دست گرفتند.
اگر همهی نوشتههای بالا را نادیده بگیریم با یک براورد سرانگشتی در میابیم که بازهی (فاصلهی) میان انسان و جانور واپایش سرشت (غریزه) است. سخن با کسانی که میگویند پیوند با هرکسی باید آزاد باشد: اگر میخواهید جانوری زندگی کنید بفرمایید آزادید. اما همبودگاه انسانی نیازمند سامان و ساختار است.
در خوشبینانهترین چگونگی (حالت) این افراد از بیماری جنسی رنج میبرند. اما بدبختانه دیدگاه من این است که این موج ایجاد شده هدفمند و سامانمند است و از سوی افراد ویژهای راهنمایی میشود.
ای ایرانیان با شرف. بیایید دست به دست هم دهیم تا آیندگان ما اگر از ما سرافراز نبودند دست کم شرمگین نباشند.
برای نخستین بار در این تارنما گفتمان مینویسم. خواهشمندم مرا از دیدگاهتان بیبهره نگذارید.
چندی است نوشتن داستان سکس دربارهی تجربهی سکس با خویشان درجهی یک بسیار گسترش یافته است. بارها بسیاری از ایرانیان با شرف و با غیرت در این زمینه در همین تارنما گفتمان پیش کشیدهاند. من هم در پاسخ به دیدگاههایی که در زیر این گفتمانها آمده بود برآن شدم گفتماتی از نگرگاه انسانشناختی بسازم.
سکس با خویشاوندان امری است که در تاریخ بشریت تنها در میان خانوادهی پادشاهی مصر برای جلوگیری از درون شدن بیگانه در این خانواده همهگیر بوده است. در همهی همبودگاههای (جوامع) پیشین این رویه کاری بسیار ناپسند بودهاست. چرا که در گوهرهی انسانها پردههایی در میان هموندان (اعضای) خانوادهها هست که مایهی پایداری ستون خانواده و سامانمند بودن آن می گردد.
از کمابیش سد سال پیش تاکنون کسانی در باختر (غرب) پیدا شدند که خود را روشناندیش نام نهادند و با همهی دستاوردهای فرهنگی بشر پیشین (بخوانید سنت) با نام آزادی یا لیبرالیسم دست به گریبان شدند. با این که بسیاری از این دستاوردها بیهوده و گاهی جلودار پیشرفت همبودگاه بودند، اما بسیاری از آنها برای زندگی پیچیدهی انسانی بایسته(ضروری) مینمودند. اکنون باید دید چرا این روشناندیشنمایان اینگونه با ارزشهای بشری به ستیز پرداختند. اگر کوته نگری بر پیوندهای آنان بیاندازید درمییابید که خویشکاری (وظیفه) آنها ساختن خانوادههایی سست و در پیامد آن همبودگاهی فردگرا بودهاست. با این کار، بشر که موجودی همبودین (اجتماعی) است هم از گوهرهی خود جدا میافتد و هم هدایت اندیشه و در پیامد آن کنشهای آن آسانتر میشود. بنابراین سرمایهداران که به راستی سیاستمداران هم بودند واپایش (کنترل) اندیشه و کنش مردم را در دست گرفتند.
اگر همهی نوشتههای بالا را نادیده بگیریم با یک براورد سرانگشتی در میابیم که بازهی (فاصلهی) میان انسان و جانور واپایش سرشت (غریزه) است. سخن با کسانی که میگویند پیوند با هرکسی باید آزاد باشد: اگر میخواهید جانوری زندگی کنید بفرمایید آزادید. اما همبودگاه انسانی نیازمند سامان و ساختار است.
در خوشبینانهترین چگونگی (حالت) این افراد از بیماری جنسی رنج میبرند. اما بدبختانه دیدگاه من این است که این موج ایجاد شده هدفمند و سامانمند است و از سوی افراد ویژهای راهنمایی میشود.
ای ایرانیان با شرف. بیایید دست به دست هم دهیم تا آیندگان ما اگر از ما سرافراز نبودند دست کم شرمگین نباشند.
خوب عزیزم این نظریه متعلق به هر که هست جالب است ولی در هر کجای جهان سکس با محارم یا نسب خونی و خانوادگی امری قبیح محسوب میشود ولی نباید فراموش کرد که این پدیده ریشه ای دارد بس بسیار قدیمی که اشاره کردید ولی این خود فرد هست که باید عقل و درایت و ارزش و باور در مورد خود و خانواده اش یا محارمش را بالا ببرد و از ایجاد سکس با آنها پرهیز کند و یا برود و با آنها سکس کند همه ی این مسائل شخصی و امری اختیاری است که کسی نمی تواند به اندیشه ی مرتکبانش پی ببرد.
25. مهر 1390 - 23:51
#4
دوست گرامی
چالش (مشکل)
دوست گرامی
چالش (مشکل) لیبرالیسم هم همین است که به فرد بهای بیشتری میدهد تا به همبودگاه (جامعه). اگر یک یا دو نفر در همبودگاه چنین کاری را انجام دهند (که آن نیاز به بررسی سرچشمه دارد) چالشی نیست. اما اگر یک موج بخواهد از این راه به همبودگاه آسیب بزند بیگمان نمیتوان گفت این رویداد «شخصی» یا «اختیاری» است. بنده در بالا از نگرگاه آسیبشناختی به جستار (موضوع) پرداختم. به باور بنده این موج نو پیشامدی (تصادفی) نیست و جریان ویژهای آن را میراند. من تنها خواستم دیگران را در این زمینه آگاه کنم که بدانند این داستانها راستین نیستند و برای آرمانی شوم این گونه گسترش یافتهاند. همین.