سکس با مونا

سلام من حمیدم این اولین داستانم هست
من کاردانی در دانشگاه آزاد درس می خوندم و اونجا ما خونه داشتیم
یه روز داشتم میرفتم دانشگاه قزین که گوشیم زنگ خورد دیدم حسام هم خونه ایم جواب دادم گفت من با سه تا داف داریم میریم سفره خونه فانوس بیا. منم گفتم زر میزنه بابا این دافش کجا بود خلاصه رفتیم اونجا دیدم واقعا دافن اسم یکیشون مونا بود یکی مریم و دوست دختر حسام آنا. یه کم شوخی کردیم و قلیون کشیدیم اومدیم بیرون حسام سوار ماشینش شد و با دخترا رفت منم سوار ماشین شدم با منصور رفتیم خونه چند باری بیرون رفتیم تا من مخ این مونارو زدمبا هم دوست بودیم من فکر نمی کردم بتونم مخشو بزنم آخه فیسم معمولی ولی تیپم خوبه ماشینمم یه 206 همین
خلاصه ما یه 1 ماهی با مونا بودیم انقدر خوب بود بهش پیشنهاد سکس نمیدادم آخه میترسدم بپره
یه روز با آنا اومدن خونمون نشستیم به مشروب خوردن یه 6 پیکی که خورد اصلا دیگه رو پاش بند نبود رفت تو اتاق که بخوابه منم نشستم یکم مشروب خوردم دیگه ok بودم رفتم تو اتاق ببینم چه طوری اوضاش نشستم بغلش یکم دست کشیدم به کمرش ماساژش دادم که بلند شد نشست یکم نگاش کردم اومد جلو ازم لب گرفت باورم نمیشد داشتم میمردم از خوشحالی دیگه لباشو ول نکردم افتادم روش لباشو میخوردم دستم اوردم سینه هاشو میمالیدم لباسشو در آوردم دیدم همش سوتین زیاد سینه هاش یزرگ نبود سوتینشو باز کردم شروع کردم به خوردن سینه هاش دیگه شهوتش زده بود بالا یکم شکمش لیس زدم اودم دمه شلوارش دکمش باز کردم شلوارشو در اوردم از رو شرتش کسشو بوس میکردم دیگه بدجوری تند تند نفس میکشید اومدم رونشو لیس میزدم دیگه شرتش خیس خیس بود شرتشو در آوردم چه کسی داشت زبونم گزاشتم روش واسش خوردم که دیدم دیگه صدای ناله هاش بلند شد بعد از چند دقیقه لرزید آره مونا ارضا شد یکم بی حرکت موندیم دست زدم به کسش که گفت نکن قلقلکم میاد خندید حالا دیگه نوبت اون بود لبسمو در اورد شروع کرد به ساک زدن یه جوری ساک میزد که داشت آبم میومد دادمش کنار بلند شدم یکم ازش لب گرفتم دست زدم به کونش خوابوندمش رو تخت یه تف دمه کونش انداختم کیرمو گذاشتم دمه سوراخش یکم فشار دادم سرش رفت تو که جیغش رفت هوا که بکش بیرون کشیدم بیرون دوباره سعی کردم ایندفه انقدر دردش گرفت که گفت حمید یه چی بگم گفت من دختر نیستم من دیگه نمی دونستم چه جوری برم تو آسمونا از اون ورش کردم یکم کسشو خورم دوباره اومدم پاهاشو دادم بالا آروم کیرمو کردم تو کسش دیگه تو پوست خودم نمی گنجیدم آه و اوهش دیگه خیلی زیاد بود که حسام در زد گفت بچه ها یکم آرومتر ما خندیدم من دوباره شروع کردم به تلنبه زدن کیرمو در اوردم گفتم مونا سگی بشین اونم نشست کیرمو کردم تو کسش یکم دلش درد گرفت آروم تلنبه میزدم میگفت حمید تا ته بکن تو وای میخوامش منم دیگه سگ حشر شده بودم دیگه داشت آبم مییومد تند تند تلنبه میزدم یهو کیرمو کشیدم بیرون همه آبمو خالی کردم رو کونشو کمرش همونجوری افتادم روش نفسم بالا نمومد دمه گوشش میگفتم مونا دوست دارم یه نیم ساعتی خوابیدیم بعد پاشدیم لباسامونو پوشیدیم رفتیم بیرون که دیدم حسام بی عرضه داره با آنا قلیون میکشه یکم خندیدم بعد من مونارو بردم رسوندم خوابگاه کار داشت ولی اونشب آنا موند خونمون که اونشب اونام سکس کردن
امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: حمیدرضا

0
نمره شما: هیچ

4 نظر

برو الاغ

نوشته 3xuals در 21. March 2011 - 20:18

برو الاغ

bebakhshid dostan : ishon

نوشته maanaviat در 21. March 2011 - 23:40

bebakhshid dostan : ishon farmodand chi chi mikhonanad ? kardani !!!!!!!!?????? hatman farda ke ba in sathe maalomateshon faregho tahsil beshand mikhun ye kar gorohe bisavadi ham tashkil bedand !!!!! baba aziz jan , goftan site shahvani , key goftan site eraeye anvaee ghalat haye emlaee !!! admine aziz in dostano har che sareetar moarefi kon be hozore aghaye ........ ( masoule nehzate savad amozi ) ke baadan nageh to in mamlekat bisavad digeh nadarim

منم بکن بهت قول میدم بیشتر

نوشته mimi20 در 1. August 2011 - 22:21

منم بکن بهت قول میدم بیشتر حال کنی