شما اینجا هستید

سکس با همسر دوستم

سلام خدمت دوستان حشری شهوانی
این چندمین داستانی هست که من براتون نوشتم اما تا حالا فقط یکیش رو تو داستانها دیدم فکر کنم که بخاطر حجم زیاد داستانهای ارسالی دوستان هست فقط خواستم قبل از نوشتن داستان این رو متذکر بشم که از اونجا که من داستانهای زیادی تو این سایت خوندم و کپی میکنم سر فرصت میخونم تا الان به نظرات توجه نکرده بودم زیاد اما دیدم برای کسانی که حتی داستانشون تخیل بوده باز هم سعی کرده که بنویسه بهتر از برخی دوستان هست که فقط میخونن و حق زحمت طرف رو هم نمیدن و هر چی که دوست دارن نثار باقی میکنند من اینجا از همه کسانی که داستانی نوشتن تشکر میکنم چون میدونم که حتی اگر حقیقت هم نداشته باشه اما نوشتن و دینشون رو به دیگران ادا کردن.
بریم سر اصل مطلب

این داستان بر میگرده به 12 سال پیش من الان 37 سالم هست و همون طوری که تو داستانهای قبلیم گفته بودم من تا الان چند تا اکیپ بزرگ برای تور درست کردم که هر چند سال یکبار کلا اعضاش عوض میشن حالا به دلایل زیاد تو این تورها یک بار یکی از دوستام بهم زنگ زد که من میخوام برای تور این هفته چند تا از دوستام رو بیارم من همیشه موافقت میکردم و بهشون میگفتم که فقط ادمهای ناجور که بهمون نخورن رو نیارید.گذشت و اخر هفته شد و زمستان بود قرار ما این با تور اسکی بود دربند سر اما از اونجا که برای یک اتوبوس 40 نفره فقط 10 نفر اسکی باز داشتیم من صبح تصمیم گرفتم بریم ابعلی که هم ما اسکی کنیم هم باقی تیوپ سواری و بیشتر لذت ببریم.
راه افتادیم و کلی دختر با ما بود و رفتیم و تا شب که له و داقون برگشتیم.
چند روز بعد دوستم زنگ زد که اخر هفته پارتی یکی از دوستام که تو تور اومده بودن دعوتیم و گفتن که تورو هم حتما بیارم ،منم که دوست ندارن جاهیی که نمیشناسم مخصوصا مهمونی ها نرم بهونه اوردم و شبش موبایلم زنگ خورد و برداشتم دیدم علیرضا بود که تازه با هم اشنا شده بودیم و بهم گفت فکر نمیکردن اهل نازو ادا باشی بیا دیکه تولدم هست و دور همیم بزن برقص و عشق و حال منم که دیگه دیدم ضایست قبول کردم /اخر هفته شد و ادرس گرفتم رفتم تو گاندی بود خونشون و یک اپارتمان دسته گل خریدم با یک ادکلن مردانه.
رفتم و جاتون خالی بزن برقص و شام و اخر شب هم که اومدم .داستان بیشتر از اینجا شروع شد که دیگه علیرضا بخاطر کارش نمیتونست با ما بیاد و زنش هم نازنین که یک دختر زیاد زیبا نبود اما سکسی بود با ما میامد نازنین که قدی 167 بود وزنشم 65 بدنش رو برنز کرده بود و ابروهاش رو نخ گیتار میزد و صداش معرکه بود.چندین بار به من زنگ زده بود و از بدی زندگیش و مشکلاتش با علی رضا برام گفته بود و منم به خودم اجازه نمیدادم بیشتر از یک حدی پیش برم من کلا خیلی با جنبه هستم تا اینکه 5 ماهی طول کشید و یک روز که علی رضا رفته بود ترکیه جنس بیاره نازنین بهم زنگ زد که تنهام خستم حوصلم سر رفته اخر هفته برنامه چی هست که صحبت رو کشید به سکس با علیرضا و اینکه منو تو سکس میزنه و تحقیرم مینکه اصلا بفکر من نیست خودش ارضا میشه منو ول میکنه و منم بهش میگفتم خوب براس اسپره بگیر و قرص و از این چیزا که یکهو داد زد واقعا تو بیشعوری هر کسی بود تا حالا منو 100 بار کرده بود احمق.منو میگی برق سه فاز انگاری که منو گرفته گفتم نازنین اخه عزیزم تو زن یکی از دوستام هستی داری با من درد دل میکنی من نون و نمک شوهرت رو خوردم چطور از من همچین انتظاری داری گفت خفه بابا برای من کلاس نذار من عصبی شدم قطع کردن باور کنید یا نکنید من عمرا به کسی که باهاش دوستم خیانت نکردم و نمیکنم چند وقت گذشت و توری گذاشتیم که همه اومدن نازنین هم بود بهش اول صبح چشم غره رفتم که حواست باشه و بعدش تو تور که بودیم یکی از دخترا بهم گفت خبر داری نازنین طلاق گرفته باورم نشد گفتم از اون حیله های زنانه کثیف هست محل نذاشتم اما برگشتنی که بود فهمیدم واقعا انگار بله خانم جدا شده.اخرین جا که ماشین ایستاد نازنین اومد پیشم گفت اقای جنتلمن باید به خانمها احترام بگذاری این چه وضع برخورد هست .منم بهش گفتم نازنین جان من واقعا اخلاقم این هست راستی این برنامه تو با علی رضا چیه بچه ها میگن گفت که علی ضا فراری هست بخاطر چک و بدهکاری منم غیابی تقاضای طلاق دادم گفتم بلاخره چی گفت جدا میشم و میرم دنبال عشق و حال خودم.
فرداش بهم زنگ زد و اومد که حرف بزنه گفتم کجایی؟
گفت خونه خودم
گفتم من نزدیکای خونتونم تو گندی بیا دم در بریم ناهار بیرون
گفت ناهار درست کردم تو بیا کارت دارم احتیاج به کمک دارم
منم رفتم راستش بدم نمیامد یک کوس اماده هم بکنم دیگه تعهدی نداشت
رفتم و در زدم درو که باز کرد رفتم تو و در واحدشون نیمه باز بود باز کردم رفتم تو و اومد به استقبالم و رفتیم تو من دستامو شستم و اومدم سر میز ناهار و با هم ناها رخوردیم و گفتم خوب منتظرم
گفت خودت میدونی چقدر اذیتم کردی باید تلافی کنی
گفتم باشه اما من اذیت نکردم حالا باید چکار کنم؟
گفت تو اخرین تور اون پسره یادت میاد؟
عکسشو نشون داد گفت از این خوشم اومده باید برام جورش کنی.
منو میگی حالم گرفته نشد عصبی شدم و سعی کردم به روی خودم نیارم و الکی گفتم اوخ اوخ دیدی چی شد من باید زنگ میزدم با یکی قرا داشتم فهمید گفت خوب برو به قرارت برس اما باید بهم قول بدی برام انجام بدی
منم گفتم با اینکه از پسره خوشم نمیاد اما سعی میکنم اما چرا اون؟
گفت اخه باقی پسرا بیشعورن ظاهرا اون شعورش از تو که بیشتر بود چون یکبار خودشو از پشت چسبوند بهم و کیرشو حس کردم منم که فقط کیر میخوام تو که ندادی اون با کمال میل میده.
من قفل شده بودم و کیرم یک تکونی خورد گفتم همچین بکنمش تا دیگه زرزر لضلفی نکنه
کمی مکث کردم و گفتم من نکردم چون نمیشد بهت گفته بودم گفت جدی بعدش چی؟
گفتم بعدش تو دیگه ناز کردی گفتم شادی خراب شدی دیگه شهوتت رو از دست دادی
گفت تو از شهوت من چی میدونی منم که داشتم ماهرانه صحبت رو به سکس میکشوندم گفتم خوب قبلا بهم تعریف کرده بودی منم که خر نیستم میفهمم معلوم بود سرکوب سکسی شدی
گفت دیدم تو چقدر کمکم کردی
گفتم خوب چرا دوباره امتحان میکنی
گفت رو که نیست میخوای من بهت تجاور کنم واقعا که
منم گفتم باشه هر چی دیدی از چشم خودت
پریدم بغلش کردمو خمش کردم رو پام و لباشو خوردم با یک دستم هم بدنش رو ناز میکردن
یکهو حلم داد گفت بیچارت میکنم پرید رو و و شلوارمو در اورد و گفت خفه زود لختم کرد و کیرم رو میخورد مثل از قحطی برگشته ها که انقدر ماهرانه برام میخورد ابم ظرف 3 دقیقه اومد و گفتم داره میاد گفت بذلر باد دارم از بی آبی میمیرم مردم
همشو خورد و با زبونش با ابکیرم تو دهنش بازی میکرد من که بیحال شدم گفت حیغ شد
گفتم چرا
گفت دیگه بدرد نمیخوری گفتم چرا
گفت مگه میتونی بکنب
گفتم تا فردا 5 دقیقه دیگه راست میشه نگران نباش گفت راست میگی
گفتم خودت میبینی
گفت اخه علیرضا که ارضا میشد دیگه راست نمیکرد.
گفتم اون علی رضا بود این منم
با کیرم بازی میکرد که دوباره بیدار شد کیر من 20 سانتی میشه قطرشم خوبه اما تا الان اندازه نگرفتم همه ازش راضی بودن
رفت لای پام از رونهام برام لیس زد تا زیر تخمام و سوراخ کونمو همه جامو داشتم حال میکردم تازه فهمیدم بیچاره چقدر اوضاش خرابه منم براش خوردم کوس و کونشو سینه هاشو
داشت حال میکرد میگفت تا الان علی رضا فقط چند با محکم با سیلی زده رو کسم من کسشو ناز کزدم بوسیدم زبونم رو میکشیدم لای خط وسط کسش و جیغ میزد میگفت بکون جرم بده گفتم صبر کن حالا میکنم اب کسش جاری بود انقدر اب میداد که بهش گفتم این همه اب چرا میگن خشکسالی هست تو تنهایی تهرانو جواب میدی ابشو لیس میزدم و سوراخ کونشو با زبونم بازی میدادم و میگفت جون دوست داری کونمو میگفتم اره میخوام جرش بدم میگفت اره جرش بده منم داشتم از شهوت میمردم کیرم بزرگ و سیخ شده بود رگهاش زده بود بیرون مثل کیر مصنوعی ها همش قربون صدقه کیرم میرفت میگفت چرا تا الان اینو نکردی توم جرم بدی
تا اینکه گفتم خوب دیگه بخواب وقت پاره شدنت رسید گفت اخ جون زود باش منم که از خدا خواسته کیرمو با دستم گرفتمو میمالیدم رو خط وسط کسش از بالای بالا تا پایین پایین تا جایی که ابش حسابی کیرمو براق کرد وحسابی که خیس شد بهش گفتم خودت با دست خودت راه بده ایشون رو تو اونم کیرمو گرفت دوست دارن طرفم خودش کیرمو بندازه توش و اونم سرشو با سوراخ کوسش هماهنگ کرد و گفت فشار بده منم نامردی نکردم و یکهو همشو دادم تو و نگه داشتم یک جیغ کوچیک زد و گفت جرم دادی عجب کیر کلفتی داشتی و مارو بی نصیب کرده بودی یک چند ثانیه که گذشت شروع کردم به تلمبه زدن و جون چه حالی میداد تنگ و خیس دوست داشتم تو چند تا پوزیشن بکونمش و بعدش از بغل گذاشتم تو کوسش بعدش لنگاشو دادم بالا دوباره از بغل و بعدش قنبلش کردم و گذاشتم چه حال میدی وقتی طرفت رو میذاری لب تخت قمبل میکنه کسش از لای پاش مثل غنچه گل میزنه بیرون یک لیس حسابی و دوباره تا دسته داخل کسش دیگه چند بار ارضائ شده بود گفتم بندازم تو کونت گفت تا حالا از عقب ندادم کیر تو هم که هیولاست جرم میدی
گفتم خوب باید جرت بدم مگه دوست نداری خونتو بیارم پاره بشی اونم میگفت اره خون بایر کونمو
بهش گفتم درد داره اگه دوست داری خون بیاد واقعا بگو اونم گفت اره دوست دارم خون بیاد من ادم اذیت کنی نیستم اما خودش اصرار داشت من واقعا میل باطنیم نبود خون بیارم فقط برای تحریک شدن میگفتم .
بعدش کیرم که خیس کسش بود رو گذاشتم در سوراخ کونش اول با کیرم مالیدم درو سوراخ کونشو با زبونم باهاش بازی کردم دیگه انگشت بکن و از این حرفا نمیشد کیرم داشت برای کون خوشکلش له له میزن کیرمو دادم دستش گفتم فرمون دست شما هر جا دوست داری بذار اونم مالید وسط چاک کونش و گذاشت رو سوراخ کونش گفت یکهو تا ته بکن منم نامردی نکردم و تا میرفت چلوندم به سختی تا دسته رفت تو بیچاره نازنین بی حال شد اما انقدر پررو شایدم من نمیدونم از علاقه بود جیک نزد و ملحفه رو با دندونش گرفت منم گذاشتم شل بشه شرع کردم به تلمبه وحشیانه اولش ساکت بود اما بعدش خودش با جیغ همراهی میکرد و ابم که داشت میامد همشو تو کونش خالی کردم که کلی غر زد که میدادی بخورم حیف میشه گفتم اشکال نداره اب بعدی تا اون شب 3 بار دیکه سکس کردیم که واقعا حال داد بعدش که خونه رو تحویل داد تا 2 سال حداقل هفته ای 2 برار میکردمش و یک جورایی زنم شده بود تا وقتی که ناگهانی کم کم غیب شد و الانم خیلی دوست دارم ببینمش اما حیف
امیدوارم لذت برده باشید ببخشید داستانهای من طولانی هست من چون دوست دارم اون چیزی که اتفاق افتاده کلا در جریان بذارم از اولش میگم

نوشته: آرش

داستان سکسی:

3.375
نمره شما: هیچ میانگین 3.4 (16 votes)

نظرات

داستانت بد نبود ولي اصلا" نگارش خوبي نداشت! اكثر واژه ها رو اشتباه نوشته بودي. از اين به بعد بيشتر دقت كن عزيزم.
نمره املاء بهت ميدم 6
و نمره محتواي داستانت هم ميدم 12.5
اگه بيشتر تلاش كني آينده خوبي خواهي داشت. D:

میدونی چرا داستانت به دل نمیشینه با وجود اینکه انقدر طولانی بود؟
بخاطر اینه که در اون قسمتهایی که احتیاج به توضیح و تفسیر بود سریع گذشتی و قسمتهایی اضافی رو با اب و تاب توضیح دادی اینه که اصلا جالب نشده

میدونی چرا داستانت به دل نمیشینه با وجود اینکه انقدر طولانی بود؟
بخاطر اینه که در اون قسمتهایی که احتیاج به توضیح و تفسیر بود سریع گذشتی و قسمتهایی اضافی رو با اب و تاب توضیح دادی اینه که اصلا جالب نشده

من که ٢باری راست کردم.
اما داستان از واقعیت زندگی روزانه در گذشته به وجود میاد ومن نشنیدم که جنده علنی یا نه زن ٢۰سال کیر ندیده بگه بیا بکن یعنی پیشنهاد مستقیم بده پس داستانت کیری بود پر غلط.

چی بگم از اینا.... هر کی داستن مینویسه از شانسش انگار طرف اصلا به دنیا اومده که به اون بده. بخدا منم هوینجا زندگی میکنم اما واسه اینکه یکیو جور کنم 20بار کون خودم جر میخوره. آخه لاشی .... بیخیال