شما اینجا هستید

سکس با همکارم توی بیمارستان

سلام من نوید هستم 28 سالمه و متاهل هستم
اولین سکسی که داشتم مربوط میشه به شش سال قبل که توی یه بیمارستان تو تهران کار میکردم .
توی یه شب زمستونی که شیفت شب بودم و بخشمون هم خیلی خلوت بود با یکی از همکارام که چند ماهی بود اومده بود بخش ما و طرحشو میگذروند شیفت بودم دختره خیلی خوشگل نبود ولی استیل درستی داشت من یه چند مدتی بود تو نخش بودم ولی جرات نمیکردم بهش چیزی بگم اخه اکثرا متاهل بودند و منم به متاهل ها کاری نداشتم ولی با پگاه خیلی سر شوخی رو باز میکردم تا اون شب که چون خلوت بود سرپرستارمون 2 تا از همکارارو off کرده بود من مونده بودم با پگاه اخرای شب بود که داروهای مریضارو دادیم و من برای اینکه مزاحممون نشن خواب اور قوی هم بهشون دادم اومدم کتار پگاه و مشغول صحبت شدم که صحبت رسید به جنس مخالف و غریزه جنسی خلاصه من بگو اون بگو تا جایی که یه دفعه دلو زدم به دریا و گفتم تا حالا با کسی سکس داشتی که یهو جا خورد شاید باور نمیکرد که من این حرفو بزنم و گفت نه ولی میونستم دروغ میگه گه تا اخر شب هم معلوم شد که دروغ میگفت اون هم از من پرسید و من هم به دروغ گفتم نه پرسیدم دوست داری با پسری رفیق بشی که گفت بستگی داره که کی باشه من گفتم مثلا فکر کن که من یکم من من کرد و گفت اره بدم نمیاد قند تو دلم اب شد و کیرم راست شد میدونستم که میتونم مخشو بزنم و همین کارم کردم و شروع کردم به گفتن اینکه چقدر ازدواج سخت شده و مجردا چطور باید سر کننو و جق بزننو از این حرفا سرتونو درد نیارم من رفتم اتاق استراحت که بخوام و شیفت دوم بیدار شم تو فکر بودم که چجور سر سکس کردن باهاشو باز کنم که دیدم یه اس داده که بیداری منم اس دادم که اره اس بازیامون شروع شد من همینجور اس میدادمو از شق درد داشتم میمردم که یه دفعه اس داد مریضا همه وابن در بخشو هم بستم ساعت 2 صبح بود که اس دادم میتونی بیایی تو اتاق فکر کنم خودشم بد جوری حشرش زده بود بالا که اس داد تا 5 دقیقه دیگه میام منم تز خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم داشتم بال در میاوردم پگاه اومد تو اتاق دیدم روپوش تنش نیست البته بگم اتاق استراحت ما و خانمها پشت استیشن پرستاری بود و با یه بلوز تنگ و شلوار جین تنگ قشنگ سینههاش داشت با ادم حرف میزد من سریع گرفتم که پگاه حشرش بالا زده و کیر میخواد وگزنه سر کار اینجور کارا رو نمیکنن اومد تو اتاق و کتار من نشست منم دستمو انداختم دور گردنش و اروم یه بوس از گونه هاش کردم وای قلبم داشت تالاپ و تولوپ میکرد از هیچان بی مقدمه رفتیم سراغ حال کردن سینه هاشو از رو بلوز گرفتم و شروع کردم به مالوندن وای چه سینه های بزرگو سفتی داشت اونم شروع کرد به لب گرفتن از من و مالوندن کیر من از رو شلوار منم اروم بلوزشو داروردم و گیره موهاشم باز کردم موهای نرم و بلندی داشت زیر بلوز ش سوتین خوشگل صورتی رنگی داشت که با رنگ شورتش ست بود وقتی سوتینشو باز کردم وایییییییییییییی دوتا سینه سفت خوش فرم جلوم بود شروع کردم به خوردن دشتم خودمو خفه میکردم ولی خیلی خوشمزه بود دیگه پگاهم صداش در اومده بود و داشت اه و اوه میکرد همه لباسوشو دراوردم و یه نگاه بهش کردم واقعا خوش استیل بود مخص.صا لپهای کونش نرم و لرزون داشتن بالا پایین میرفتن پگاه شلوار منو دراورد و شروع کرد ار زیر گلو م خوردن و پایین رفتن من رو تخت اتاق نشستم و پگاه شروع کرد به ساک زدن 2تا3 دقیقه ساک زد وبعدشم اومد رو تخت دراز کشید گفت حالا نوبت توئه من ولی کسشو نخوردم چون بدم میومد ولی لنگاشو دادم بالا و کیرمو اروم هل دادم تو کونش اونم یه جیغ کوچکی کشید ولی یه خورده که جابجا شد دیگه شروع کرد او و اوه کردن منم شروع کرد تلمبه زدن حالا نزن کی بزن باورم نمیشد به همین راختی با دختری سکس کرده باشم بعد ار 4تا5 دقیقه ابم اومد که ریختم تو کونش بعدشم یه چند تا ماچ و بوسه وتشکر متقایل و سریع لباس پوشید و رفت تو بخش
بعد از این قضیه من و پگاه شده بودیم مثل زن وشوهر من یه خونه مجردی گرفتم و هر موقعه هوس کس میکردم به پگاه زنگ میزدم تا موقعی که پدرم برام زن گرفت و من دور پگاهو خط کشیدم
امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: نوید

داستان سکسی:

2.416665
نمره شما: هیچ میانگین 2.4 (12 votes)

نظرات

سر صبحی چه قدر من خندیدم با این داستان هایی که دیدم خداوند بیشترش کنه که بیشتر بخندیم.
اخه دیوس اون بیمارستان یعنی اینقدر بی در و پیکر بود که تو همکارتو گاییدی کسی خرتو نگرفت چرا فکر میکنید ملت خرن آخه

یه روز بادوستم تو خیابون داشتیم قدم میزدیم که یهو حال دوستم خراب شد زود رسوندمش بیمارستان رفتیم داخل ولی کسی نبود نه دکتری نه پرستاری همه جا حلوت بود ولی یه صداهای از تو یکی از اتاقها میومد رفتم جلوتر ولی بازم صدا نامفهوم بود رسیدم جلوی در ودرو بازکردیم دیدم دوستمون آقای نوید رو با خایه اویزون کردن به سقف اتاق ولی خبری از جنده خانم همون پگاه نبود یک کاغذی هم به دره اتاق چسپیده بود که برای کس این خانم جایزه گذاشته بودن از پرستار شنیدم دوربین مدار بسته بیمارستان همه چیز رو ضبظ کرده هرکسی از پگاه خبر داره یا اون یه جایی دید به بیمارستان خبر بده وجایزه شو بگیره. . .

خب با کمی ارفاق واقعی به نظر میرسید ولی واقعی بودن داستان مهم نیست.اسمش داستانه نه خاطره. دوستان فکر میکنن حتما باید داستان واقعی باشه در صورتیکه بیشتر فحشها مال ضایع بودن و غیرقابل باور بودن داستانه نه واقعی بودنشون.آقایون خانوما خالی بستن آزاده ولی جوری ببندید که تابلو نباشه و بشه در واقعیت مثالشو تصور کرد.
با تشکر از توجه دوستان عزیز.
السلام علیکم و رحمت ا... و برکاته

1-داروهای مریضارو دادیم و من برای اینکه مزاحممون نشن خواب اور قوی هم بهشون دادم
2-پگاه اومد تو اتاق دیدم روپوش تنش نیست
3- لنگاشو دادم بالا و کیرمو اروم هل دادم تو کونش اونم یه جیغ کوچکی کشید ولی یه خورده که جابجا شد دیگه شروع کرد او و اوه کردن منم شروع کرد تلمبه زدن حالا نزن کی بزن

جوابیه:
1-کون کش یعنی اینقدر شهر هرته که هر گوهی میتونی تو بیمارستان بخوری؟ این چه بیمارستانیه که هر شب باید به همه بیمارا داروی خواب آور بخورونید؟ کیر تو مغزت.
2-یعنی تو بیمارستان همه بی حجاب میشن؟ کوس کش خر خودتی.
3-وای که چقدر کون کردن آسون شده اول یه فشار بعدش تلمبه زدن. کوس کش اون تلمبه تو کونت.

واقعا توهم تا مغز استخونات ریشه زده. کوس کش کوس مغز این اراجیف که نوشتی مثلا چیه؟ میخوای ما حال کنیم با این مزخرفاتی که نوشتی؟ دیگه کیری تر از این نمیشد نوشت. جلقوی بیچاره برو دوای خواب آورتو بخور و زر نزن.

گفتم تا حالا با کسی سکس داشتی که یهو جا خورد شاید باور نمیکرد که من این حرفو بزنم و گفت نه ولی میونستم دروغ میگه گه تا اخر شب هم معلوم شد که دروغ میگفت اون هم از من پرسید و من هم به دروغ گفتم نه

اخه کسکش چرا دروغ مینویسی تو که اولین سکست بود

من اين حرفو كه بعضي از دوستان اشاره كردند مبني براينكه اي مگه ميشه توبيمارستان ازاينكارا كرد و يامگه بيمارستان دروپيكرنداره و ...
قبول ندارم چونكه )اگه حضرات به استهزا نگيرند وليچار بارمون نكنند (خودم شخصا تجربه هايي ازاين دست وحتي خيلي پيچيده تر و درشرايطي بمراتب دروپيكردارتر وجمع وجورترازبيمارستان بعنوان مثال دربخش تزريقات يك كلينيك داشته ام واين تجربيات صرفا محدود به امور جنسي نميشود كه اشاره به آنها در استعداد اين كامنت نميباشدوچه بسالزومي هم نداشته باشد پس بنظر من ايرادي ازاين نظركه درآن محيط چنين كاري نشدنيست واردنيست وحضرات حتما به اين واقعيت استحضار دارندكه درهرشب ومواردي درهرروزدر محيطهاي كاري كه امكان ارتباط باجنس مخالف بيشتر فراهم باشدچه پاهايي كه ازچه شانه هايي روبه اسمان علم نميشوند وچه ارواح مومنيني كه آزاد نميشود!!)يك اصطلاح محلي (ولي ايراداصلي داستان آنجاست كه ايشان باوقاحت هرچه تمامتر ميگويد كه به بيماران قرص خواب قوي داده تابتواند باخيال راحت جفتگيري خودراانجام دهد كه ناگفته واضح است كه ايشان چه شكر پرملاطي را ميل كرده است_اشتباه نشود اين يك قضاوت اخلاقي صرف نيست كه اتفاقا بنده بشدت ازآن گريزانم بلكه اينجا حرف از وقوع جرمي بيشرمانه وغيرانساني ميرود كه علاوه بر مخدوش كردن وتجاوز به حريم امن و شخصي افراد بنوعي يك اقدام شبه جنايي نيز محسوب ميشود كه اشاره به دلايل ان در حوصله اين نوشته نيست ومطمئنم دوستان بادرايت خود ميتوانند به چرايي آن پي ببرند وجالب اينجاست كه نكته اي تابه اين حدفاحش وجانكاه نه تنها بنظر نويسنده عادي تلقي شده وحتي بافراغ بال بلكه باتبختر وبادي درغبغب كه بجهت انجام اين شيرينكاري متهورانه دچار آن گشته اند به اذعان ونوشتن آن نيز اقدام ميكند بلكه چنين تراژدي تلخ وغيرقابل توجيه وتوضيحي شامه تيز هيچكدام از دوستان خواننده راحتي تحريك هم نميكند و......

كسشعر تلاوت فرمودي يا شيخ، كمتر جولان بده اينجا اي شمبول الدوله ي خاية الممالك كمتر از جامعه و اين چرنديات حرف بزن كه از نوشته هات مخصوصا غلط املا داشتنت پيداست كه از كون بز هم سر در نمياري چه برسه به ... موقعي كه داري اين خزعبلات رو با يك دستت تايپ ميكني با دست ديگه ات داري جق ميزني،جقولي خان .سعي كن كمتر كون بدي و عرش خدارو به لرزه دربياري كون گلابي

دوستان تازه وارد فکر نکنید این سایت برای شهوت و اینجور چیزهاست ها! این یه سایت جک و خنده است. من که اصلا به جک (توی سایتهای ایرانی) نمیخندم، هربار که کامنتها رو میخونم از خنده روده بر میشم.