سکس با پیرمرد پولدار

میخوام از یکی از بهترین خاطرات سکسیم بگم (البته باید بگم که قبلش یک دوست پسر داشتم که تریپ ازدواج بودیم و 4سال با هم حال کردیم .. ولی بعداز تصادفم دیگه ندیدمش...) این داستان مربوط میشه واسه آذر 89! دقیقا زمانی که نایب مدیرم در یک کارخانه تولیدی مشغول به کار بودم !
24 سال بیشتر نداشتم ولی چون دانشجوی فوق لیسانس بودم زیاد بها میدادن بهم!
بالخصوص مدیراصلیمون!یک مرد 50ساله تهرانی بود!پسر کوچیکش 3سال از من بزرگتر بود و هرکی روابطمون رو میدیدبهم میگفت این تورو واسه پسرش میخواد!
منم از پسرش بدم نمیومد اما خوب...
یک روز برای ماموریت عازم یکی از شهرستانها شدیم !
من مدیرم و پسرش!
بین راه دوست دختر بهرام (پسر مدیر) زنگ زد و اون به محض پیاده شدن از هواپیما با اولین پرواز برگشت!
من و بابک (مدیرم ) باید شب رو هتل میبودیم!
وقتی رفتیم هتل دیدم داره میگه دخترمه و 1 اتاق میخوام با 2 تخت !
از طرفی واقعا حس پدرانش رو درک میکردم و از طرفی میترسیدم ....
ولی دلو زدم به دریا و رفتم تو اتاقش...
رفتم حمام و اون رفت شام بخره!
وقتی برگشتم رو میز شام یک گل قرمز و یک شمع روشن بود ..
فکر میکردم برقا رفته... ولی ...
بهم گفت پگاه همیشه آرزو داشتم تو چنین شرایطی باهات باشم... تنها و بدون هیچ مزاحم.. خوشحالم که الان با همیم..
من هم خیلی دوسش داشتم ... خیلی زیاد اما نه به عنوان کیs سکسیم !!
اما مدتها بود که دلم میخواست با یک پولدار پیر سکس کنم...
من هم مثل همیشه با لبخند جواب دادم و گفتم خوب واسه چی ؟!! گفت یعنی نمیدونی ؟؟ گفتم نه و حسابی خودمو زدم کوچه علی چپ که دیگه زد به بیخیالی.
رفتم تو رختخوابم و پشت به تخت اون خوابیدم...
احساس کردم داره میاد رو تختم برگشتم نگاش کردم .. گفت دلم این لحظه رو میخواد و با انگشتاش به صورتم میکشید...
این لحظه که تو دراز کشیده باشی و من از نوک پات تا پیشونیت رو بخورم..
اینارو میگفتو خمارتر نگام میکرد..
سرمو برگردونم به سمت دیگه که نگاش نکنم که آروم سرشو اورد کنار گوشم ، خواستم اجازه ندم، محکم دستام رو گرفت و بهم گفت اجازه بده امشب به آرزوم برسم.. من هم بدم نمیومد..بیحرکت بدم وبیشتر در شک که چرا نمیتونم کاری کنم !
خلاصه شروع کرد از گوشام به لبام رسید .. خیلی برام جالب بود مثل یک پسر جوون .. گردنم رو شروع بخ خوردن کرد و دوباره به لبام برگشت ... اونقدر لبامومکید تا منم باش شروع کردم و اون فهمید میتونه هرکار دیگه ایی کنه..
لبای همو میمکیدیم و دیگه اون اومده بود روم
و تمام تنش رو روی تنم تکون میداد و من بینهایت آمادهی یک سکس وحشیانه شده بودم... لباس منو به سرعت در آورد ... و رکابی خودش هم همینطور.
تنش حسابی داغ بود و من بیشتر...
از رو سوتین سینه هام گاز میگرفت و با لباش محکمنوکشو تکون میداد و با اون دستش ینمو گرفته بود...
دیگه نمیتونستم بیصدا بمونم و آخ آخم بلند شد...
سوتینمو باز کردو نوک سینمو گاز میگرفت و داشتم از لذت میمردم تا اینکه دیگه طاقت نداشتم خودم بلند شدم شلوارشو از پاش با شرت دراوردم ...
یهو یه کیر کلفت.. دراز که اصلا باورم نمیشد ماله یه مرد 50 سالست جلو روم بود.. سرمو به سمت کیرش برد..
گذاشتم تو دهنم و اروم ساک میزدم تا اینکه خودش شروع کرد عقب جلو کردن کیرش تو دهنم.. و هی میگفت جوووون... عاشق کستم.. عاشق کردنتم..
میخوام بذارم تو کست...
میخوام امشب جررت بدم... بم بگو چی دوست داری بم بگو چی میخوای...
منم که دیگه داغ کرده بودم حسابی محکم کیرشو مک میزدمو اونم میگفت جوون..
هلم داد سمت تخت پاهامو باز کرد کیرشو گذاشت بین پام...
با کسم بازی میکرد... وای چه حالی بود اون لحظه... منم 6ماهی بود کیر ندیده بودم... داشتم روانی میشدم.. بم میگفت بگو عزیزم .. بگو کیرمو بکنم تو کست یا کونت...
خوش محکم زد رو کسم و بدونه اینکه صداهای منو بشنوه کسمو پاره کرد و پر از خون محکم تلمبه مبزد و من فقط جیغ میزدم اول از درد ولی بعدش داشت حال میداد بهم..
میگفتم بکن توم تا ته... جرم بده... بابک من ماله توام.. اونم لذت میبرد... تااینکه داشت آبم میومد بش گفتم آبم... که یهو کیرشو در آورد ریخت رو شکمم...
خیلی حال داد...
و الان تقریبا 7 ماهه که ما با همیم و من تقریبا همه ی زندگیمو ،عشقمو به اون دادم...
راستی فرداش که برگشتیم تهران بردم نمایشگاه ماشین یه 206 بنامم زد....

نوشته: پگاه

3.096155
نمره شما: هیچ :میانگین 3.1 (52 رأی )

39 نظر

A

نوشته kirirani27 در 6. August 2011 - 4:33

A

کرم از خودته پس

نوشته bahar joon در 6. August 2011 - 6:15

کرم از خودته پس

"تا اینکه داشت آبم میومد بش

نوشته سعید70 در 6. August 2011 - 5:43

"تا اینکه داشت آبم میومد بش گفتم آبم....که یهو کیرشودر آورد ریخت رو شکمم" این یعنی چی؟

salam bachaha man jadidam be

نوشته kosam talas در 6. August 2011 - 7:32

salam bachaha man jadidam
be nazaram dastanet khub bud faghat zud sareham bandish kardi bayad edamash midadi

بد نبود ميتونستي بيشتر بازش

نوشته Mandana25 در 6. August 2011 - 8:17

بد نبود ميتونستي بيشتر بازش كني ، اولش را خوب شروع كردي ولي بعد سر وتهش را به هم رسوندي . موفق باشي اما از من به تو نصيحت مهمترين سرمايت را در اضاي عشق بده نه ...

یه مثلی هست که میگه !! "" به

نوشته kont 113 در 6. August 2011 - 8:53

یه مثلی هست که میگه !!
"" به گنجشک گفتن منار به کونت ..گفت یه چیزی بگو بگونجه !!!

کوس 13 ملیونی نوبره ...
حالا این رویا بافیت و میذارم پای خریتت عیب نداره ..جونی 206 دوس داری..آخییییی حیونکی ..

بهترین سایت سکس ایرانی فقط "" ایران سکس""

من از این کارا نمیکنم و این بار رو از GF جون اجازه گرفتم عکسشو بذارم ..

""به این میگن کوس!!""

کوس

کوس

کوس

کوس

چه افتخاری میکنه بابت جندگیش!

نوشته Amir_K7 در 6. August 2011 - 10:15

چه افتخاری میکنه بابت جندگیش!

واقعا

نوشته kos.kon.bnd در 6. August 2011 - 10:57

واقعا

خیلی زیاد دوسش داشتی اما نه

نوشته best fuker در 6. August 2011 - 12:20

خیلی زیاد دوسش داشتی اما نه به عنوان شریک سکسیت؟؟؟!!!

""اما مدتها بود که دلم میخواست با یک پولدار پیر سکس کنم""
کس مغز مارو فرض کردی جنده خانووم
تو داستان ننوشنی ریدی کس شر محض بود. ولی اخرش مشخص شدد کرم از خود درختهه

پیروز باشی و سر بلند

اولا واسه فوق لیسانست بهت بها

نوشته sara sweet در 6. August 2011 - 12:33

اولا واسه فوق لیسانست بهت بها نمیدادن اونم دانشجو هه هه اون هم کارخونه تولیدی . توهمت شدیده یه فکری کن . بعد هم اصل داستان همون 206 بوده تو که می خواستی بفروشی ارزون فروختی حیف . حالا ایراد نداره دیگه راه افتادی به BM هم میرسی ادامه بده Big Grin

عزیزم خوردن یک کیر چروکیده

نوشته ensane bad در 6. August 2011 - 12:53

عزیزم خوردن یک کیر چروکیده خیلی بهت حال داد؟؟؟
راستی یه سئوال اساسی ذهن منو مشغول کرده که "تا اینکه داشت آبم میومد بش گفتم آبم....که یهو کیرشودر آورد ریخت رو شکمم" یعنی چی؟
یعنی شما با هم تلپاتی داشتین؟؟؟
یعنی تو داره آبت میاد اون باید کیرشو بکشه بیرون؟؟؟
یعنی اون داره آبش میاد تو از زبان خودت بهش اخطار میدی که نکنه بهش بر بخوره؟؟
و نکته اساسی تر اینکه تکلیف آب خودت چی شد؟؟؟
قورتش دادی؟؟؟
ریختی رو شکمش؟؟؟
یا به عنوان یه داستان ریختی تو شهوانی؟؟؟
با تشکر(جوان کنجکاو)

آره دیگه تو گفتی و ما هم باور

نوشته kazemi1349 در 6. August 2011 - 13:17

آره دیگه تو گفتی و ما هم باور کردیم.چون تا بحال هتل نرفتیم دیگه! اون گفت تو دخترشی و کارمند هتل هم مدرکی چیزی نخواست دیگه ! بعد هم تو رو تو هتل گایید و یک 206 بهت داد.چه جالب بود.

سلام بچه ها،نيازبچه ها،بچه

نوشته نياز در 6. August 2011 - 13:47

سلام بچه ها،نيازبچه ها،بچه هانياز

بگو بينم بردت هتل !! كدوم هتل

نوشته stefan در 6. August 2011 - 18:10

بگو بينم بردت هتل !! كدوم هتل كه شناسنامه نخواست؟ قبول كرد كه تو دخ ترشي؟
ادم جنده راستشو بگو بگو سوار ماشين اقاه 50 ساله شدم و رفتم خونشون هول كردم و كسو دادم بهش وپردمو جر داد بعدم داشتم گريه ميكردم كه 206 رو داد بهم و گفت اين مال تو بابت پرده !!!
خاك توسرت مردم 1000 تا سكه مهر ميگيرن ! خونه وزندگي ميگيرن يه پرده مي دن اونوقت جنابعالي 206 """"از اينبه بعد اگه پر كار باشي ميتوني بهتر از اين رو هم داشته باشي !!!باور كن من جنده دبدم كه بنز كلاس اس سواره!!!!!!!!

مبارکه! قضیۀ خون چی بود؟ پرده

نوشته sinaoo7 در 6. August 2011 - 18:19

مبارکه! قضیۀ خون چی بود؟ پرده داشتی؟ پرده دادی، دویست و خورده‌ای گرفتی؟! ارزون ندادی یه خورده؟!

اصلا نتونستم بخونم خوندنش

نوشته sara_cute در 6. August 2011 - 18:26

اصلا نتونستم بخونم خوندنش اینقدر چندشیه وای به حال.....جنده خانوم خالی بند

خلایق هرچه لایق لیاقتت کیر

نوشته girl67 در 6. August 2011 - 18:45

خلایق هرچه لایق
لیاقتت کیر پلاسیده و مونده و کپک زده است دیگه
پسر که نمیاد جنده بکنه
خاک تو سره مرده و زندت
حالا که من روزم و خوردم تا وقتی روزه نمی تونم بگیرم خوب سیر فحشتون می کنم
2تا منارجونبونها با هم تو کوسه گشاد و عفونیت

اگه پسر بودم گوزمم نمی دادم بو کنی
ان

پگاه همه رو عصابانی کردی

نوشته meriyan007 در 6. August 2011 - 19:14

پگاه همه رو عصابانی کردی !!!
باور کن بیشتر نظراتو خوندم تا داستانت رو...
اما کنجکاو شدم ببینم چرا اعصاب همه رو تخمی کردی؟؟؟
خیلی زود سرهم اوردیش...
بعدش دوستای من ممکنه اون پیرمرد اونقدر داشته که 206 بگیره !
شاید قصه ی پیری و رسوایی عشق باشه !!!
به هرحال سعی کن واقع بین باشی..

ریدی با این داستان تخمی

نوشته beyadat در 6. August 2011 - 20:55

ریدی با این داستان تخمی تخیلیت

در۲۰۶دادن نمیشه شک کرد چون

نوشته ghamin در 6. August 2011 - 21:30

در۲۰۶دادن نمیشه شک کرد چون درجه مطلوبیت موردتقاضا نزد انسانها مختلفه ویک جوان شاید این خانم مدعی ۲۴سالگی که به احتمال زیاد۳۴ساله هستند رابه ۱۸۰۰۰تومان قبول نکند ولی پیرمرده دور از جوانی وطراوت ۲۰۶سهله شاید نصف کارخانه اش را هم بده ولی بحث سرتجارت با شرافته
بنده هرچند ازحماقت دخترها غمناک میشم ولی برای دختری که خودشوبه دوست پسرش ازسر عشق میده بیشتر احترام قائلم تا این خانم تن فروش ۲۰۶ ندیده عقده ایی

اون وقت مسئول رسپشن هتل ازتون

نوشته Faraz_ در 6. August 2011 - 22:26

اون وقت مسئول رسپشن هتل ازتون مدرک ، شناسنامه چیزی نخواست؟
احتمالا رفتید جنده خونه جای هتل :دی

یا اجزه خانوم یا شایدم

نوشته gheisar در 6. August 2011 - 23:40

Loser یا اجزه
خانوم یا شایدم پسرکونیی که برا جزاب شدن داستانش خودشو دختر معرفی کرده
شما...........17 نه 16 نه 15 ساله یا نمیدونم شایدم کمتر ازاینا باشی
زیاد حال بد و بیراه ندارم پینوکیو دیگه ننویس والا؟...... اره

بابا ول كنين اينت فشا دادن رو

نوشته rezausefi در 7. August 2011 - 6:27

بابا ول كنين اينت فشا دادن رو شايد راست باشه شما چرا نميه پر ليوان رو نميبينين
پگاه جان واسه پردت متاسفم كه خودتو خيلي ساده فروختي از سادگيت بود اون ماشين جاي هيچي رو زندگيت نميگيره انشالا خوشبخت بشي

... ﻣﻨﻢ 6 ﻣﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﯿﺮ ﻧﺪﯾﺪﻩ

نوشته VQV در 7. August 2011 - 11:20

... ﻣﻨﻢ 6 ﻣﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﯿﺮ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﺪﻭﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪﺍﻫﺎﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﺸﻨﻮﻩ ﮐﺴﻤﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﻣﺒﺰﺩ

اگه ٦ ماه كير نديدي يعني قبلش ديدي ، پس ديگه چرا خون ؟ سوتي دادي ، اين سوتيا معلوم ميكنه كه داستانت فقط داستانه !

in kojai irane ke hotel

نوشته royazzz90 در 7. August 2011 - 20:26

in kojai irane ke hotel midan
iran baba v dokhtare vaghai ham karte mikhan

oh ajaß! Man ke hanuzam

نوشته Davood-khafan- در 8. August 2011 - 0:30

oh ajaß!
Man ke hanuzam m0kham hange
vaysa vaysa 6mah bud ki nadide budi !
Hatman ßa cheshe baste dadi ! Laughing
rasti rasti kire ch0ro0kide o kapak zade che mazei bud?
Saß k0n saß k0n
man k h0tel naraftam vali maqzam ta ounja qad mide ke bedune shenasname nemizaran berin to0
kh0lase riiiidi dg nanevis l0tfan jende khanum(pesare obnei)

چطورتونستی به یه مرد50ساله

نوشته sible در 8. August 2011 - 11:42

چطورتونستی به یه مرد50ساله بدی حتی اگه توهم باشه!
من دلم نمیاد کوسه جوونم رو در اختیار پسر25 ساله بذارم چه برسه به 50 ساله.عجب. بیشترقدر کوستو بدون دختر.

1 - پیرمرد باباته! 50 سال که

نوشته hamed7 در 8. August 2011 - 22:11

1 - پیرمرد باباته! 50 سال که پیر نیست تازه اوله جوونیه!!!
2 - اسمه هتلش چیه !؟ کدوم هتل داره کسکشی بدون مدرک اتاق میده!؟
3 - لابد بعد تو همون 206 کونتم پاره کرد

فقط منتظر یک لگد حسابی باش

نوشته am@s در 9. August 2011 - 14:54

فقط منتظر یک لگد حسابی باش همین که از کوس کونت سیر شد اون وقت است که دیگه تاریخ مصرفت گذشته راستی به اندازه یک 206 ارزش داری خوب من یک پراید دارم ببین خواهرت لازم نداره

داستانش ای، بدک نبود. قسمت

نوشته you jizz در 10. August 2011 - 11:46

داستانش ای، بدک نبود. قسمت سکسیش خیلی سریع سرهم بندی شد!

بعد هم یه نکته برای دوستانی که نظر دادن! یا شما معنی داستان رو نمی دونید و یا اینکه داستان سکسی نمیدونین چیه! اولا که اصلا مهم نیست یه داستان واقعی باشه یا نباشه که حالا همگی گیر دادین به هتلش! داستان سکسی با خاطره سکسی فرق می کنه! بعد حالا اصلا طرف خواسته با پیرمرد ۱۰۰ ساله سکس کنه، به کسی چه مربوطه که حالا همگی شدین مشاور خانواده و تعالیم اجتماعی! هرکی زندگیش به خودش مربوطه! طرف اومده یه داستان نوشته حالا دیگه همه شدن پدر روحانی و مریم مقدس و کارگزار قیمت کس و کون! اگه قراره یه داستان نقد بشه و در موردش نظر داده بشه باید در مورد اینکه داستان چقدر تحریک کننده بود و متنش چقدر گیرا بود صحبت بشه، نه اینکه حالا طرف چه گهی خورده یا چه گهی نخورده یا اگه چه گهی می خورد بهتر بود یا در آینده چه گهی بخوره، که برگشتین میگین کسشو ارزون فروخته یا گرون فروخته یا شما ۱۰۰ تومن بیشتر میخریدین یا فردا تورم میره بالا بهره شم باید حساب کنه! این مزخرفات چه ربطی به تحریک کننده بودن یا تحریک کننده نبودن یه داستان سکسی داره؟ نمیگم که حالا داستانش خیلی مالی بود ولی خوب این نظراتی هم که من خوندم اکثرش سر تا پا اراجیف بود. داستانش قطعا ایراداتی داشت، شاید خودم یا بقیه دوستانی که زحمت اصلاحیه نوشتن رو می کشن براش اصلاحیه هم نوشتیم تا در قالب طنز هم ایراداتشو نشون بدیم هم اینکه خواننده های دیگه لذت ببرن!

دمت گرم.با اینکه دختری خیلی

نوشته sorryformyself در 10. August 2011 - 18:26

دمت گرم.با اینکه دختری خیلی مردی.خاک بر سرش که شرافت و عزتش رو به یه کیر کپک زده و یه 206 فروخت

این یکی از بهترین سکسای منه و

نوشته you jizz در 10. August 2011 - 23:46

این یکی از بهترین سکسای منه و داستان وقتی هست که یه کیر خر تا ته توم فرو رفت! خدا الهی نصیبتون کنه، دخترایی که کس دادن میدونن من چی میگم! البته من قبلشم کون داده بودم و یه پسری ۴ سال کونم میذاشت، ولی خوب دیگه از وقتی تصادف کردم و کونم کج شد، دیگه کونمم خریدار نداشت و برای زمانی بسیار طولانی من در حسرت یک کیر موندم!‌
جونم براتون بگه که من تو یه شرکتی کار می کردم که رییس شرکت یه پسر داشت و پسرش یه کیر داشت!‌ همه به من میگفتن که این کیر باید توی تو فرو بره و منم که موقع شنیدنش کلی تو کس و کونم عروسی میشد!
تا اینکه بالاخره روز موعود فرا رسید و من به عنوان مامور مخفی بین شهرستانی عازم ماموریت کس دادن غیرممکن ۳ شدم. چون این ماموریت بسیار محرمانه و خطرناک بود و خود تام کروز شخصا دستورالعمل خنثی کردن یه کیر در حال انفجار رو به رییسم داده بود، این ماموریت باید در خارج از شهر انجام میشد و رییسم هم با ما اومد تا شخصا بر اجرای ماموریت نظارت داشته باشه.
ولی متاسفانه بلافاصله پس از رسیدن ما به محل مورد نظر، عملیات توسط دشمن فرضی شناسایی و پسر رییس مجبور به ترک ماموریت و بازگشت شد. درست در زمانی که به نظر می اومد من برای اولین بار در ماموریت غیر ممکن خودم شکست خوردم و کسم دیگه سال های سال رو دستم باد خواهد کرد، رییس با هوش و فراستی بی نظیر منو به عنوان مامور مخفی و در پوشش دخترش داخل هتل کرد و با یک نگاه بهم فهموند که ماموریت هنوز ادامه داره! تازه اونجا بود که فهمیدم پسر رییس تنها پوششی بود برای گیج کردن دشمن. رییس با یک حرکت انتحاری کیر خر در حال انفجار خودشو بیرون کشید و اونو به سرعت درون دهنم هدایت کرد! ماموریت داشت به نقطه اوج خودش می رسید و با دادن رمز عاشق کستم از طرف رییس، عملیات آغاز شد. من در ظرف چند ثانیه رییس رو لخت کردم و رییس هم درست چند ثانیه مونده به انفجار کیر خرشو تا ته داخل کوسم کرد که آماده خنثی سازی بمب بود. ولی من قدرت این بمب رو دست کم گرفته بودم و نمی دونستم که به این راحتی ها خنثی نمیشه! اما با فریاد دلیرانه کسمو پاره کن به رییس فهموندم که تا پای جون سر انجام این ماموریت هستم. سرانجام بعد از انفجار کلاهک بمب که کسمو جر داد و اونو غرق خون کرد من تونستم که قسمت اصلی بمب رو خنثی کنم و برای همین سریع به رییس گفتم خنثی، که اونم بلافاصله کیر خرو بیرون کشید و زرت کیرش غمسور شد.
پس از انجام دلیرانه این ماموریت که با از جان گذشتگی من به پایان رسید، من به نشان شجاعت مفتخر شدم و کسم رو با افتخار به رییسم تقدیم کردم که حتی در سخت ترین لحظات ماموریت من رو تنها نگذاشت!

داستان تخمی بود! چون هیچ کس

نوشته lasy.l2ose در 15. August 2011 - 3:26

داستان تخمی بود!
چون هیچ کس خلی واسه یه بار کس کردن 206 بنامت نمیزنه جنده خانم!
حالا هرچقدرم کلفت. و پولدار باشه!

youjizz خیلی باحال بود می

نوشته sepideh58 در 24. August 2011 - 11:31

youjizz خیلی باحال بود می ارزید به کل هیکل داستانه کلی خندیدم با این ماموریتت

نوش جونت

نوشته hamid.looloo در 15. October 2011 - 7:41

نوش جونت

بابا حالا بیچاره یه بار رفته

نوشته mehrdad avesta در 16. November 2011 - 21:49

بابا حالا بیچاره یه بار رفته به یه سن بالا داده این که چیز جدیدی نیست تو همین مملکت خودمون مردای 80 ساله با دختر 18 ساله ازدواج میکنند حالا اینم خواسته یه بار مزه اش کنه.

بسيار تا بسيار كس شعر

نوشته saalim در 8. January 2012 - 20:23

بسيار تا بسيار كس شعر

کیرم تو کونت رفتین هتل بابک

نوشته keyboard در 3. June 2012 - 13:12

کیرم تو کونت
رفتین هتل بابک گفت تو دخترشی یارو هم ازتون شناسنامه نخواست؟
کیرم تو مخ نداشتت
ننویس حالمو بهم زدی کس مشنگ

داستان خوبی بود من امیرم از

نوشته irxse در 15. April 2014 - 17:40

داستان خوبی بود من امیرم از شمال غرب تهران و 177قد و 70 وزن میشه بیشتر باهم اشنا بشیم