سکس خانوادگی (طنز)

سلام به همه دوستان. با داستان نازیلا اولین قلم رو زدم و با محبتتون قلمم رو تقویت کردین و منجر شد این داستان رو بنویسم.در ضمن اسمم هم اشکان نیست و چون تو داستانا اسم کیوان اشکان و آرش بیشتر رواج داره گفتم شاید اینجوری سکسی تر باشه!!!ضمنا داستانهای طنز من با نامsex_fun_love چاپ میشه بقیه مال من نیست.

این داستان هم با نگاهی به داستانهای سکس خانوادگی که شخصا متنفرم تقدیم به همتون. امیدوارم خوشتون بیاد!

سلام دوستان.اسم من کیوان و من تا حالا هرچی داستان سکس با محارم رو میخوندم باورم نمیشد.چون ما تو یک خانواده مذهبی هستیم و خیلی هم تعصبی و غیرتی!!! و خواهش میکنم فحش ناموسی ندید چون خیلی رو نوامیسم غیرت دارمو شاکی میشم!!!
حتی راضی نیستم اگه با این داستان بجقید و کس و کون خواهر مادرمو تصور کنید... نزن آقا نزن... میگم من غیرتیم... و دوست ندارم با فکر خواهرم بزنی!
ما تو خونه جلوی هم با لباسای باز نمیگردیم.من یک پسر هیکلی 4 شونه با بدن تیکه ای هستم که همه دنیا تو کفمن!! حتی چند وقت پیش تو فیس بوک آنجلینا جولی ریکوست دوستی داد ول من به خاطر جنیفر لوپز درخواست اونو رد کردم!!!چون کلا اهل خیانت نیستم!!
اگه دوست داشتین یک بار داستان سکسم با جنیفر رو براتون میذارم!!!
من خوش چهره ام ولی یک بار یکی به خواهرم تیکه انداخت و منم که خیلی غیرت دارم دعوام شد و صورتم بر اثر چاقو پاره شده!!! نگاه خواهرم به من عوض شده بود!!منم همینطور ولی از بعد ازدواجم سعی کردم فراموش کنم.خواهر من یک اندام سکسی داره یک کوس توپول یک کون تنگ که آب هر کسی حتی بابامو میاره!! ولی هرچی بگم تا نکنید نمیفهمید!!!!
اینم ایمیلش Khahare_ye bache kooni@BI NAMOOS.COM
فقط تو نظراتتون به خواهرم فحش ندین که غیرتم جوش میاد و اگه میخواین بکنیدش به خودش ایمیل بزنید!!!!
داستان از اونجا شروع شد که پدر زن من یک روز از حموم اومد بیرون و حوله تنش نبود.کون سفیدش تو اون شرتش که تا رو زانواش بود خودنمایی میکرد!!
پدر زن من یک مرد گوشتی 80 ساله با سینه 7.5(هفت و نیم بر وزن هفتاد و پنج!!!)
منم که حسابی حشری شده بودم دلمو زدم به لنجزار و دستمو زدم به کونش که گفت چیکار می کنی گفتم پدر زن عزیزم دوست دارم!! همین یک بار! اون گفت از روز اول منتظر همچین روزی بوده.منم دست کردم و از تو کونم کرم کون کنیو برداشتم و تا دسته کردم تو کونش که یهو بچم اومد گفت بابا چیکار میکنی؟گفتم شوخی می کنیم. گفت شما که شوخی شوخی همدیگرو کردین!!
منم خون جلو چشامو گرفت و گفتم همچین بچه ای رو ننشو باید گایید. برا همین گفتم برو ننتو صدا کن کارش دارم. پدر زنمم میگفت ولش کن منو بکن!
(واییی جوووننن باور کنید همین الان که دارم مینویسم کیرم خوابید!!!!))
بچم رفت مامانشو صدا کرد و اونم یهو با خواهرم اومد تو!!وقتی منو دید شوکه شده بود که دارم باباشو میکنم!! منم که خون جلو چشامو گرفته بود گفتم برو بیرون تا جفتتون و نکردم.خواهرم اومد جلو که جدامون کنه(بعدا فهمیدم اونم دلش میخواسته) خواهرمم کردم. خیلی حال میداد. باورم نمیشد خواهرم داره بهم میده.پردشو زده بودم که مال خودم بشه. مادر زنم اومد تو اتاق ببینه سر و صدا چیه بهش گفتم جلو نیا. شروع کردم به کردن خواهرم و اونم هی میگفت جوووون انصافا کونش به ننم رفته بود. همینطور که میکردمش تو تصورم داشتم ننمو میکردم.اینم بگم که مادرمم هم خیلی سکسی. یادمه یک بار یک سوراخ رو در حموم عمومی زنونه پیدا کردیمو من نگاه میکردمو تعریف میکردم و بچه ها جق میزدن: چه رونهای سفیدی... بزنید بزنید بزنید(بچه هام جق میزدن) چه پستونهای گنده ای... بزنید بزنید بزنید!!! چه هیکلی چه کونی چه کسی... بزنید بزنید بزنید که یهو فهمیدم چه گهی خوردم و گفتم نزنید نزنید کونیا ننمه!!!!!! چون خیلی غیرتی بودمو بی ناموس نبودم که به یاد ننم جق بزنن!!! الانم فحش گذاشتم اگه مامانمو تصور کنیدو بجقید!!!ایمیل اونم بدم؟!!!!
کجا بودم؟ اها کس خواهرم!!! خلاصه یهو خواهر زنم که از روز اول ازدواجم عاشقش شده بودمو نمیدونم چرا اونو نگرفته بودم اومد تو.منو که دید رنگش پرید بهش گفتم همونجایی که هستی بشین و دستو بزار رو سرت!!! خیلی ترسیده بودم. داشتم تک تکشونو میکردم و هم عذاب وجدان داشتم و هم ترسیده بودم و هم خیلی حشری شده بودم!!! خواهرم و انداختم اونور به خواهر زنم اشاره کردم بیا جلو! مادر زنم اومد و گفت هر کاری میخوای با من بکن فقط به اون کاری نداشته باش.مادر زنم یک زن سکسی 78 ساله بود که جوونیاش سایز سینش 75 بوده و الان 750 بود.من که با سکس با محارم مخالف بودم گفتم نمیکنمت.خواهش کرد گفت دخترشو نکنم. زنمم نکردم چون با سکس با محارم کلا مخالفم!!!!!!! خیلی بی ناموسی آدم زن خودشو بکنه!!!پس خدا خواهر زنو خواهر مادرو برا چی گذاشته؟؟!! خلاصه سر کیرتونو درد نیارم... بیخیال عقاید شخصی شدم و کیرمو گذاشتم تو کس داغ مادر زنم! خیلی تنگ بودو فهمیدم چون پدر زنم خودش کونی بوده اونو خیلی کم میکرده. حالا میفهمم چرا زنم شدیدا شبیه بقال سر کوچشون بود!! یهو صدای زنگ در اومدو من از ترس ریدم تو خودم. گفتم راستشو بگید .. کدومتون به پلیس خبر داده؟ در رو زدم و پشت در وایسادم...ببینم کی میاد تو. تا یک نفر اومد تو از پشت دستشو گرفتم و کشیدمش تو خونه و چسبوندمش به دیوار گفتم تو کی هستی؟ گفت مامور برق... اومدم کنتور و چک کنم. منم سریع شلوارشو کشیدم پایینو تا دسته کردم تو کونش و اونم که شکه شده بود اول گریه میکرد و بعد دیگه کم کم میگفت جووووون ن ن ن بکن بکن...
آبم داشت میومد.پدر زنم خایمو بوس میکرد و مادر زنم هم بهم لب میداد. کیرمو در آوردمو مادر زنمم دندون مصنوعیشو در آورد و شروع کرد به ساک زدن. انقدر قشنگ ساک می زد... چون دندون نداشت خیلی حال میداد که یهو کیرمو در آوردمو گذاشتم تو کسش و با 2 تلمه آبم اومد. ترسیدم حامله شه که گفت قرص میخورم نگران نباش ننه!!!
زنم داشت خودشو می مالید که به مامور برق گفتم برو حال اونو جا بیار اونم رفت و کرد و منم از خواهر و خواهر زنم لب می گرفتم!!!البته زن من جنده نیستا!!! با اجازه و رضایت خودم میده!!!اگه به زنم فحش بدین خودتون میدونید چون رو اونم غیرت دارم!!!
خلاصه آبش اومدو الان از مامور برق یک بچه دارم که اسمشو گذاشتم بابا برقی!!!
همونطور همه تو بغل هم لخت خوابیدیم. من تو بغل پدر زن عزیزم و مادر زنم و خواهرزنم و زنم و خواهرمم تو بغل مامور برق. فکر کنید اگه جای مامور برق رفتگرمون آقا صفدر میومد چه حالی میداد. چون همه محل تو کف کون این رفتگرمون آقا صفدرن!!! چه حالی میداد لباس نارنجیشو در بیاریو بکنیش!!! با دسته جارو بکنی کس مادر زن!!!!!
شب که رفتم خواهرمو برسونم. خیلی حشری بودم!!!! چشمم هیچ جارو نمیدید. رفتم تو خونه و ننم و که دیدم طاقت نیاوردم و کردم کس ننم!!!! خیلی حال میداد و اونم میگفت همش مال خودته... جووونننن بکن.... عاشقتم..... داداشم که اومد مارو تو اون وضعیت دید شاکی شد و منم مجبور شدم اونم کردم!!! داد زد که بابام اومد تو اطاق اونم کردم!!! رفتم بیرون خالم و کردم بعد عمه بعدم زن داییمو... اصلا همه رو کردم...!!! خودمم کردم... می گفتم جرم بده و بعد میگفتم جرت میدم!!!
و در نهایت میرسیم به جمله معروف و همیشگی انتهای داستانها:بعد اون چند بار دیگه هم با هم سکس کردیم!!!!!! من الا در صدد تاسیس سایت www.BINAMOOS.COM هستم تا بتونم برا هر کدومشون یک ایمیل درست کنم که باهاشون در ارتباط باشید. از نویسنده های داستان سکسی های خانوادگی قبلی هم میخوام تو این سایت عضو بشن!!! تا کس و کون خوار مادر هم بزاریمو داستان کنیم ملت بجقن!!

امیدوارم متوجه منظورم شده باشید و با نظرتون در باره ی این داستان نظرتون رو درباره داستان های سکسی خانوادگی برام بگید...
به امید بهتر شدن داستانها... مخلص همه SEX_FUN_LOVE

4.20213
نمره شما: هیچ :میانگین 4.2 (94 رأی )

79 نظر

ایول خداییش طنز بود بنویس

نوشته keyvan 200 در 20. May 2011 - 7:07

ایول خداییش طنز بود
بنویس بازم
موفق باشی

خوب بود یادت رفته بود سایز

نوشته mehdi_e1361 در 20. May 2011 - 7:38

خوب بود
یادت رفته بود سایز کیرتو بنوسی
به این میگن یه داستان واقعی....
کیرت تو دهن کس شعر نویسا.

داداش اي ول ،محشربود، يه

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 8:33

داداش اي ول ،محشربود، يه جاهايى ادم مورمور ميشد اماغيرتت اجازه نميداد ادم فكربد كنه! وبازهم بنويس

شوخي اي كه درمورد سايت كردي

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 8:36

شوخي اي كه درمورد سايت كردي ،من پيشنهادميدم باهمين اسم طنازاي اين سايت جمع شن ويه سايت طنزباهمين موضوعات راه بندازن ماهم ازاينجا كوچ ميكنيم تواون سايت ،خبرش روبدين

ey val damet par madar zane

نوشته xox در 20. May 2011 - 8:39

ey val damet par madar zane be jaye sootian sinehasho nemikard to shalvaresh??!

Mozakhraf

نوشته Sima_majd در 20. May 2011 - 9:18

Mozakhraf

ashshshshshegheshshsham.kheii

نوشته lvlr.sinner در 20. May 2011 - 9:24

ashshshshshegheshshsham.kheiiliii hal dadi damet garm dash.koli khandidama Big Grin dahanet servis ashkam umad a khande Big Grin ridi dahane in binamusa.yedune'ee

Are ey kasham mineweshti

نوشته lvlr.sinner در 20. May 2011 - 9:26

Are ey kasham mineweshti kiram 21cm e ba 6cm ghotr Big Grin

دمت گرم عالي بود. ولي دادا

نوشته Lucifer-2012 در 20. May 2011 - 9:42

دمت گرم عالي بود.
ولي دادا داستان قبليت خيلي توپ بود.
چاكر شما lucifer
وعده ديدار جهنم

دوستان كه منو ميشناسن اگه

نوشته shah esmaeil (تعیین نشده) در 20. May 2011 - 9:52

دوستان كه منو ميشناسن
اگه موافقت كنن من ميخوام يه سايت بزنم
ميخوام ببينم اگه كسي موافق هست شروع كنم

سلام. دوست عزيز،خوب

نوشته mahyar53 در 20. May 2011 - 10:37

سلام.
دوست عزيز،خوب بود؛درحدعالي اما:
اين طنزنيست بلكه هزله!
طنزيعني غلودرواقعيت وفكرنميكنم شماسكس بامحارم روبه عنوان واقعيت قبول داشته باشي!
يك كمي هم ازنظرتعددشخصيت شلوغ شده بود.
بهم ايميل بزن وفوري لطفآ.
برقرارباشيد.
فعلآ.
b.mahyar48@gmail.com

Mr.ok minevisad: خوب بود دفعه

نوشته Mr.ok در 20. May 2011 - 10:45

Mr.ok minevisad:
خوب بود
دفعه بعد برو سراغ اسلیو که خیلی خنده دار میشه
شاه اسماعیل دارمت دادا

اي شاه پرآوازه ، من موافقم

نوشته شميم در 20. May 2011 - 10:48

اي شاه پرآوازه ، من موافقم وحتما ميام سايتت
اقاي طنزنويس داستانت حتي اگه هزل هم بود كلى منوخندوند ،مرسي ،ادامه بده ،ناراحت نشيا اما ازنازيلا بيشتر خوشم اومد

هههههههههه بسيار زيبا

نوشته .eli. در 20. May 2011 - 10:51

هههههههههه بسيار زيبا طنزيدي!سپاس

جالب بود

نوشته سا قی در 20. May 2011 - 12:48

جالب بود

سلام. شميم خانم: منظور من از

نوشته mahyar53 در 20. May 2011 - 13:03

سلام.
شميم خانم:
منظور من از گفتن اينكه داستان دوستمون هزل بود نه طنز، ردكردن يا تخطئه دست عزيز ونوشتش نبود بلكه بيان اين موضوع بودكه ناميدن اين نوشته به عنوان طنز باعث تائيد ضمني ومخفي سكس با محارم شده وهدف دوستمون ازنگارش نه تنها ازبين ميره بلكه برعكس عمل ميكنه!!!
برقرارباشيد.
فعلآ.

مردم از خنده یعنی خدا بگم چی

نوشته bahane در 20. May 2011 - 13:11

مردم از خنده یعنی خدا بگم چی بهت نده که دل من و شاد کردی. اشکم در اومد بسکه خندیدم. دستت درست آقا! ایول داری

اينو خطاب به اون اقاي حلالم

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 13:16

اينو خطاب به اون اقاي حلالم كن محترم ميگم، داداش منطقي ميگم منطقي جواب بده!

خودت اومدي سايت سكسي نهي

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 13:18

خودت اومدي سايت سكسي نهي ازمنكر بازي درمياري و اخرش تبليغ وبلاگتومي كني كه چه بشود؟

اينام موضوعه اخه؟ تبليغ هيجان

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 13:27

اينام موضوعه اخه؟ تبليغ هيجان قرن روداري ميكني ؟اخه اين معجزه ي خلقت جومونگم ادمه كه بيوگرافي داشته باشه؟

ساسي مانكن رودستگير كردن كه

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 13:30

ساسي مانكن رودستگير كردن كه كردن چي به تومي رسه؟ اخه يه كم فكركن پسر ،اينجا دوكلمه تجربه ازهزارتادروغ درمياداما اونجا پرازحرفاي تكراريه! ديگه نياي ازاين راه مسخره امربه معروف كنيا

اينم نظرشخصيه من به تو ،لذتي

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 13:40

اينم نظرشخصيه من به تو ،لذتي كه توى علم هست توهيچ چي نيست لذت علم رومن باتك تك سلولهاي بدنم حس كردم باهيچي قابل مقايسه نيست

برودنبال همون علم وديگه اينجا

نوشته NAOH در 20. May 2011 - 13:37

برودنبال همون علم وديگه اينجا نيا ،اگه اومدي ودوباره ديدمت ديگه معلومه چرند ميگي

بچه ها يه پيشنهاد دارم از اين

نوشته Loolooi در 20. May 2011 - 14:25

بچه ها يه پيشنهاد دارم از اين به بعد براي داستانهاي سكس با محارم اصلا نظر نذاريم يا اصلا نخونيم شايد ديگه كسي ننويسه قبول؟

سلام داداش دمت گرم کلی خندیدم

نوشته دکتر سروش در 20. May 2011 - 14:58

سلام داداش دمت گرم کلی خندیدم خدایی.

سلام به همه، دم اونایی که

نوشته kkkkkk در 20. May 2011 - 15:17

سلام به همه، دم اونایی که گفتن تو این داستانها نظر نمیدن گرم
فقط یادتون باشه که این جور طنزها یه جور میخاد شما رو بازی بده تا کم کم با طنز،عقایدمون رو به باد مسخره بگیرن

داستانت قشنگ بود.فقط اينو

نوشته F-U-C-K در 20. May 2011 - 15:52

داستانت قشنگ بود.فقط اينو ببينو جق بزن:کيرم تو کوس مادر،خواهر،همسر،مادر زن،خاله،خواهر زن و تو کون پدر،برادر،رفتگر،بابابرقى،برق کار،پدر زن و....چشمت دراومد؟

اي واي خدا! دل درد

نوشته dokhmale_naznazi (تعیین نشده) در 20. May 2011 - 16:50

اي واي خدا!
دل درد كرفتم
خداييش باحال بود مرسي,راستي شاه اسمعيل با اون سايتم موافقم

آی که از خنده مردم. اما چند

نوشته King kir در 20. May 2011 - 17:26

آی که از خنده مردم. اما چند نفره رو جا انداختی:برادر حالم کن را،شهردار، استاندار، وزرا، رییس جمهور، نمایندگان مجلس،رهبری و خانواده ی محترم ایشان.
پاورقی: به علت کون گشاد بودن این افراد نیازی به تف نمی باشد.

man oumadam,ki ba halalam kon

نوشته halalamkon در 20. May 2011 - 18:59

man oumadam,ki ba halalam kon kar dasht?oun tablighe weblog ro admin joun pak kard.mer29+mer1 mishe mer30

ایووووووول!!!فقط بگم

نوشته nasim sim در 20. May 2011 - 21:46

ایووووووول!!!فقط بگم عالی!محشر!حسابی خندیدم!مرسی!

سلام. من مخلص همتونم هستم!!!

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 21:50

سلام. من مخلص همتونم هستم!!! یک طنز دیگه هم دارم به زودی می نویسم!!
راستی اگه خواستین سوژه بدین براتون بنویسم یااسم یکی از داستانهارو بدین طنزش کنم

بجه ها راستی 1:به نظرتون این

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 22:01

بجه ها راستی 1:به نظرتون این داستانم بهتر بود یا نازیلا؟
2:با توجه به داستانم نظرتون درباره ی من و شخصیتم چیه؟

salam chtori dastan post

نوشته armansh در 20. May 2011 - 22:04

salam chtori dastan post konam?

سلام جنابsex_fun_loveيه

نوشته halalamkon در 20. May 2011 - 22:05

سلام جنابsex_fun_loveيه داستان است كه اعصابمو خوردكرده،سه قسمته واسمش هم ماجراي آمپول زدن زن دايي هست.اگه امكانش هست طنزش رو بنويس.خيلي جالب ازآب درمياد.منتظرم...

سلام جناب نويسنده داستان

نوشته شميم در 20. May 2011 - 22:13

سلام جناب نويسنده داستان ،ازنظرمن نازيلا شايد چون خيلي خوب بودتوقعمون ازت بالارفت واسه همين ميگيم اون بهتره ،بعدشم باخوندن داستان شخصيت نويسنده كه مشخص نميشه عزيزجان

داداش مهيار ممنون از توضيحت

نوشته شميم در 20. May 2011 - 23:21

داداش مهيار ممنون از توضيحت ،غصه نخور پسته بخور

سلام.چشم. کس دیگه ای هم هست

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 22:15

سلام.چشم. کس دیگه ای هم هست طنز این داستانو بخواد؟ اگه یک داستانو چند نفر درخواست کنن حتما طنز میکنم.امیدوار ادمین عزیز که تا الان حال داده بازم حال بده و چاپ کنه.

سلام.چشم. کس دیگه ای هم هست

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 22:20

سلام.چشم. کس دیگه ای هم هست طنز این داستانو بخواد؟ اگه یک داستانو چند نفر درخواست کنن حتما طنز میکنم.

ميتوني توي قسمتsearchجستجوكني

نوشته halalamkon در 20. May 2011 - 22:22

ميتوني توي قسمتsearchجستجوكني وماجراي آمپول زدن زن دايي روپيداكني وطنزش كني.منتظرم...

سلام.چشم عزیزم.کس دیگه ای هم

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 22:31

سلام.چشم عزیزم.کس دیگه ای هم هست طنز این داستانو بخواد؟اگه یک داستانو چند نفر درخواست کنن حتما طنز میکنم.

salam. az dastanet aslan

نوشته Bishile در 20. May 2011 - 22:33

salam.
az dastanet aslan khosham nayomad.
doroste tanz bod vali kasif bod.
va hich farghi ba dastanaye sex ba maharem nadasht.balke badtar ham bod.
BAS KONID

حتمأ بايدچندنفربخوان عزيزم.من

نوشته halalamkon در 20. May 2011 - 22:39

حتمأ بايدچندنفربخوان عزيزم.من حدوديك هفته توكف داستان بودم ومثل فيلمها برق داستان منوگرفته بود.خواهش ميكنم.راستي ما4نفريم همراه3تادوست ديگم...بنويس.باشه؟

چشم.اگه چاپ نشد هم برات میل

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 22:57

چشم.اگه چاپ نشد هم برات میل میکنم. امیدوارم خوشت بیاد.ایمیلتو بده.
احسان خوندی؟؟؟؟!!!!الحق که بابات راست میگه من بانمکم!!!

خدايا 32 ساله از دست متعصبين

نوشته mahyar53 در 20. May 2011 - 23:00

خدايا 32 ساله از دست متعصبين خودبزرگ بين متفعرن لج بازي كه در اوج اشتباه به خاطر اينكه نميخوان اشتباهشونو قبول كرده واعتراف كنن كه شايد جائي، كسي در زمينه اي بهتر از اونها ميفهمه؛ ميسوزيم، عذاب ميكشيم وذره ذره آب ميشيم!!!
خدايا مارا از دست اينگونه احمقها وحماقتهايشان نجات بده، هركه ميخواهند باشند، مومن، بي دين، جاهل، عالم، منصب دار، زيردست،. . .

محیار جان منظورت با کی؟

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 23:15

محیار جان منظورت با کی؟

sex_fun man nazarato nakhonde

نوشته Bishile در 20. May 2011 - 23:22

sex_fun
man nazarato nakhonde bodam .
aval nazar midam badesh miram soraghe nazarat.
alan gereftam chi shode.
edame bede.
bebakhsh

loverskiss عزیز منم تعجب

نوشته sex_fun_love در 20. May 2011 - 23:34

loverskiss عزیز منم تعجب کردم. چون منم از کثافت بازی این داستانها لجم گرفت که نوشتم. خواهش می کنم. چاکرتیم.

mahyar.. manzoreto

نوشته Bishile در 20. May 2011 - 23:56

mahyar..
manzoreto nagereftam.akhe IQ dar hade -1 hast.
vazehtar bego
shayad toham mesle man eshtebahi fahmidi ghaziyaro

خوشم اومد.

نوشته salijoon در 21. May 2011 - 1:42

خوشم اومد.

belakhare minvisi ya

نوشته halalamkon در 21. May 2011 - 5:32

belakhare minvisi ya na?????majaraye ampoul zadane zan daee

چرتو پرته

نوشته waye در 21. May 2011 - 8:46

چرتو پرته

خدایی داستان نویس به این میگن

نوشته mehrdadliliput در 21. May 2011 - 10:04

خدایی داستان نویس به این میگن دمت گرم حال داد حداقل خندیدیم دیگه مثل داستان های دیگه تکراری و مزخرف نبود بارم بنویس

نه خوب نه بد

نوشته Ruthless در 21. May 2011 - 10:07

نه خوب نه بد

تیکه های پدر زنت باحال

نوشته Punk.man در 21. May 2011 - 10:16

تیکه های پدر زنت باحال بود
خنده دار تر از بقیه قسمتها

طنزش ميكني يانه؟منتظرم،جواب

نوشته halalamkon در 21. May 2011 - 11:59

طنزش ميكني يانه؟منتظرم،جواب رو راست بده.‏ok?‎

بابا عجب کسخول باحالی هستی

نوشته somebody46 در 21. May 2011 - 12:12

بابا عجب کسخول باحالی هستی تو.بازم بنویس.بالاخره بعد از 100 دست جق یه جک هم خوبه برا خدندین.

سلام. sex_fun_love و loverski

نوشته mahyar53 در 21. May 2011 - 17:04

سلام.
sex_fun_love
و
loverskiss
عزيز:
منظورم ناميده شدن داستان با عنوان اشتباه داستان طنز واصرارلجوجانه بعضي ازدوستان به ظاهر. . . درباقي موندن برين نامگذاري!
قصد خودنمائي وخودبزرگ بيني ندارم امالطف كرده نظرات اين حقير راملاحظه بفرمائيد.
شيوه اصلي ومورد علاقه من در نگارش طنز، هزل وهجوه وبه همين دليل كمي حرص خوردم!!!
*آن شيخ كه به مدرسه اقامت دارد
گر دهد پاسخ من، كرامت دارد
برخاستن كير، زقدش پيداست
برخاستن كون، چه علامت دارد؟!*
برقرارباشيد.
فعلآ.

به اين ميگن داستان خوب

نوشته kos-kon در 21. May 2011 - 21:13

به اين ميگن داستان خوب

it's be good honey , i love

نوشته Epsilon2 در 21. May 2011 - 22:08

it's be good honey , i love it . please to be continue. thank you so much for new idea. good luck

baz tokhs umad ensafan kiram

نوشته tokhs در 21. May 2011 - 22:56

baz tokhs umad ensafan kiram to qeyratet age nadashti chi mishod damet garm khandidam
in ruza hame ba tokhs moafeghean shoma chetor?lol

همين جوري پيش بري يك طنز نويس

نوشته saeed_sekte2005 در 21. May 2011 - 23:25

همين جوري پيش بري يك طنز نويس حرفه اي مي شي

omid mikoshamet

نوشته dokhmale_naznazi در 22. May 2011 - 2:36

omid mikoshamet dadashiiiiii!!!
Un in rooz ha hame ba dokhmale naznazi moafeqande na tokhs!
Moqalled!

salam ajijam khufi?

نوشته Mosy در 22. May 2011 - 4:26

salam ajijam khufi?

عالی بود یه هزل خیلی با

نوشته I and G در 22. May 2011 - 6:50

عالی بود
یه هزل خیلی با حال
اون داستان آمپول زدن زندایی به نظر من هم طنزش با حال میشه
در مورد خیانت هم بنویس

sex_fun_loveحالا شديم چند

نوشته halalamkon در 22. May 2011 - 13:17

sex_fun_loveحالا شديم چند نفر،حالا طنزش ميكني؟

حتما... منتظر طنز آمپول زدن

نوشته sex_fun_love در 22. May 2011 - 14:41

حتما... منتظر طنز آمپول زدن زندایی از همین رسانه باشید.
آمپول زدن زندایی... به زودی در شهوانی!!!

احسنت احسنت به این همه کس

نوشته msexi در 22. May 2011 - 15:48

احسنت احسنت به این همه کس شعر..
ولی داستان تخمی تخیلی باحالی بود..

دمت گرم عزيزم،كي مياد؟؟؟؟بي

نوشته halalamkon در 22. May 2011 - 15:51

دمت گرم عزيزم،كي مياد؟؟؟؟بي صبرانه منتظرم.راستي چند تا پيشنهاد:1،سعي كن به خاطر طنزبودن،داستان ازموضوع اصليش خارج نشه،2طوري باشه كه حوصلمون سرنره(يكم طولانيه)3يه جوري باشه كه(مهمه،)سكس همراه باخنده:درست مثلsex_fun_love

in tikke akharesh shode boodi

نوشته mahiel در 22. May 2011 - 17:25

in tikke akharesh shode boodi mesle baladol molk too ghahve talkh Big Grin .be khodeto ,zamin o, zaman .... Tnxxx

aaaaaaaaaaaaaaaaay delam dard

نوشته bache_gho0l در 23. May 2011 - 16:44

aaaaaaaaaaaaaaaaay
delam dard gereft nghadr khandidam
yani zane haamele , hamchin dardi nemikeshe Big Grin
maahiche haaye shekamam dard gerefte
hamishe shaad baashi

سلام خیلی با حال بود من دیدم

نوشته Nazanin_jon در 25. May 2011 - 17:42

سلام
خیلی با حال بود
من دیدم همه نوشتن نازیلا بهتر بود
اما به نظر من این قشنگ تر بود
اونم که همه گفتن بهتر بود چون کار اولت بود
من که اول اینو خوندم بعد نازیلا رو به این بیشتر خندیدم
آفرین بازم بنویس
فقط سعی کن تکراری نشه

به جون مادرم قبل از اینکه

نوشته babakiyan در 25. May 2011 - 20:22

به جون مادرم قبل از اینکه داستانتو بخونم تو فکر بودم دقیقا چنین مطلبی بنویسم یهو دیدم نوشتی خیلی حال کردم از تلپاتی با تو دمت گرم فقط سایتتو راه بنداز تا طنز نامه بفرستم حال کنی ضمنا من اگه توی داستان جای تو بودم آخرش دو سه دست جق باحال هم میزدم!!!!

ببخشید دستم خونیه از بس جق

نوشته babakiyan در 25. May 2011 - 20:33

ببخشید دستم خونیه از بس جق زدم کیرم لایه لایه شده تاحالا اینقدر کس یه جا نکردم از دور کیرتو میبوسم حاشا به غیرت کیر ناب ایرانی کیری همچون کیر رستم استوار و سرکش !!!!! 

damet gharm

نوشته ginoos در 4. June 2011 - 23:37

damet gharm

چرا ایدی من عوض شده؟اعصابم

نوشته loverskiss در 6. June 2011 - 10:41

چرا ایدی من عوض شده؟اعصابم بهم ریخته

وااااااااای از خنده روده بر

نوشته konemaman در 21. April 2012 - 3:56

وااااااااای از خنده روده بر شدم خیلی باحالییییییییییییییییییییییییی

عالی و بی نظیر بود

نوشته bi ria در 17. February 2013 - 12:19

عالی و بی نظیر بود