شما اینجا هستید

سکس خانوادگی (طنز)

سلام به همه دوستان. با داستان نازیلا اولین قلم رو زدم و با محبتتون قلمم رو تقویت کردین و منجر شد این داستان رو بنویسم.در ضمن اسمم هم اشکان نیست و چون تو داستانا اسم کیوان اشکان و آرش بیشتر رواج داره گفتم شاید اینجوری سکسی تر باشه!!!ضمنا داستانهای طنز من با نامsex_fun_love چاپ میشه بقیه مال من نیست.

این داستان هم با نگاهی به داستانهای سکس خانوادگی که شخصا متنفرم تقدیم به همتون. امیدوارم خوشتون بیاد!

سلام دوستان.اسم من کیوان و من تا حالا هرچی داستان سکس با محارم رو میخوندم باورم نمیشد.چون ما تو یک خانواده مذهبی هستیم و خیلی هم تعصبی و غیرتی!!! و خواهش میکنم فحش ناموسی ندید چون خیلی رو نوامیسم غیرت دارمو شاکی میشم!!!
حتی راضی نیستم اگه با این داستان بجقید و کس و کون خواهر مادرمو تصور کنید... نزن آقا نزن... میگم من غیرتیم... و دوست ندارم با فکر خواهرم بزنی!
ما تو خونه جلوی هم با لباسای باز نمیگردیم.من یک پسر هیکلی 4 شونه با بدن تیکه ای هستم که همه دنیا تو کفمن!! حتی چند وقت پیش تو فیس بوک آنجلینا جولی ریکوست دوستی داد ول من به خاطر جنیفر لوپز درخواست اونو رد کردم!!!چون کلا اهل خیانت نیستم!!
اگه دوست داشتین یک بار داستان سکسم با جنیفر رو براتون میذارم!!!
من خوش چهره ام ولی یک بار یکی به خواهرم تیکه انداخت و منم که خیلی غیرت دارم دعوام شد و صورتم بر اثر چاقو پاره شده!!! نگاه خواهرم به من عوض شده بود!!منم همینطور ولی از بعد ازدواجم سعی کردم فراموش کنم.خواهر من یک اندام سکسی داره یک کوس توپول یک کون تنگ که آب هر کسی حتی بابامو میاره!! ولی هرچی بگم تا نکنید نمیفهمید!!!!
اینم ایمیلش Khahare_ye bache kooni@BI NAMOOS.COM
فقط تو نظراتتون به خواهرم فحش ندین که غیرتم جوش میاد و اگه میخواین بکنیدش به خودش ایمیل بزنید!!!!
داستان از اونجا شروع شد که پدر زن من یک روز از حموم اومد بیرون و حوله تنش نبود.کون سفیدش تو اون شرتش که تا رو زانواش بود خودنمایی میکرد!!
پدر زن من یک مرد گوشتی 80 ساله با سینه 7.5(هفت و نیم بر وزن هفتاد و پنج!!!)
منم که حسابی حشری شده بودم دلمو زدم به لنجزار و دستمو زدم به کونش که گفت چیکار می کنی گفتم پدر زن عزیزم دوست دارم!! همین یک بار! اون گفت از روز اول منتظر همچین روزی بوده.منم دست کردم و از تو کونم کرم کون کنیو برداشتم و تا دسته کردم تو کونش که یهو بچم اومد گفت بابا چیکار میکنی؟گفتم شوخی می کنیم. گفت شما که شوخی شوخی همدیگرو کردین!!
منم خون جلو چشامو گرفت و گفتم همچین بچه ای رو ننشو باید گایید. برا همین گفتم برو ننتو صدا کن کارش دارم. پدر زنمم میگفت ولش کن منو بکن!
(واییی جوووننن باور کنید همین الان که دارم مینویسم کیرم خوابید!!!!))
بچم رفت مامانشو صدا کرد و اونم یهو با خواهرم اومد تو!!وقتی منو دید شوکه شده بود که دارم باباشو میکنم!! منم که خون جلو چشامو گرفته بود گفتم برو بیرون تا جفتتون و نکردم.خواهرم اومد جلو که جدامون کنه(بعدا فهمیدم اونم دلش میخواسته) خواهرمم کردم. خیلی حال میداد. باورم نمیشد خواهرم داره بهم میده.پردشو زده بودم که مال خودم بشه. مادر زنم اومد تو اتاق ببینه سر و صدا چیه بهش گفتم جلو نیا. شروع کردم به کردن خواهرم و اونم هی میگفت جوووون انصافا کونش به ننم رفته بود. همینطور که میکردمش تو تصورم داشتم ننمو میکردم.اینم بگم که مادرمم هم خیلی سکسی. یادمه یک بار یک سوراخ رو در حموم عمومی زنونه پیدا کردیمو من نگاه میکردمو تعریف میکردم و بچه ها جق میزدن: چه رونهای سفیدی... بزنید بزنید بزنید(بچه هام جق میزدن) چه پستونهای گنده ای... بزنید بزنید بزنید!!! چه هیکلی چه کونی چه کسی... بزنید بزنید بزنید که یهو فهمیدم چه گهی خوردم و گفتم نزنید نزنید کونیا ننمه!!!!!! چون خیلی غیرتی بودمو بی ناموس نبودم که به یاد ننم جق بزنن!!! الانم فحش گذاشتم اگه مامانمو تصور کنیدو بجقید!!!ایمیل اونم بدم؟!!!!
کجا بودم؟ اها کس خواهرم!!! خلاصه یهو خواهر زنم که از روز اول ازدواجم عاشقش شده بودمو نمیدونم چرا اونو نگرفته بودم اومد تو.منو که دید رنگش پرید بهش گفتم همونجایی که هستی بشین و دستو بزار رو سرت!!! خیلی ترسیده بودم. داشتم تک تکشونو میکردم و هم عذاب وجدان داشتم و هم ترسیده بودم و هم خیلی حشری شده بودم!!! خواهرم و انداختم اونور به خواهر زنم اشاره کردم بیا جلو! مادر زنم اومد و گفت هر کاری میخوای با من بکن فقط به اون کاری نداشته باش.مادر زنم یک زن سکسی 78 ساله بود که جوونیاش سایز سینش 75 بوده و الان 750 بود.من که با سکس با محارم مخالف بودم گفتم نمیکنمت.خواهش کرد گفت دخترشو نکنم. زنمم نکردم چون با سکس با محارم کلا مخالفم!!!!!!! خیلی بی ناموسی آدم زن خودشو بکنه!!!پس خدا خواهر زنو خواهر مادرو برا چی گذاشته؟؟!! خلاصه سر کیرتونو درد نیارم... بیخیال عقاید شخصی شدم و کیرمو گذاشتم تو کس داغ مادر زنم! خیلی تنگ بودو فهمیدم چون پدر زنم خودش کونی بوده اونو خیلی کم میکرده. حالا میفهمم چرا زنم شدیدا شبیه بقال سر کوچشون بود!! یهو صدای زنگ در اومدو من از ترس ریدم تو خودم. گفتم راستشو بگید .. کدومتون به پلیس خبر داده؟ در رو زدم و پشت در وایسادم...ببینم کی میاد تو. تا یک نفر اومد تو از پشت دستشو گرفتم و کشیدمش تو خونه و چسبوندمش به دیوار گفتم تو کی هستی؟ گفت مامور برق... اومدم کنتور و چک کنم. منم سریع شلوارشو کشیدم پایینو تا دسته کردم تو کونش و اونم که شکه شده بود اول گریه میکرد و بعد دیگه کم کم میگفت جووووون ن ن ن بکن بکن...
آبم داشت میومد.پدر زنم خایمو بوس میکرد و مادر زنم هم بهم لب میداد. کیرمو در آوردمو مادر زنمم دندون مصنوعیشو در آورد و شروع کرد به ساک زدن. انقدر قشنگ ساک می زد... چون دندون نداشت خیلی حال میداد که یهو کیرمو در آوردمو گذاشتم تو کسش و با 2 تلمه آبم اومد. ترسیدم حامله شه که گفت قرص میخورم نگران نباش ننه!!!
زنم داشت خودشو می مالید که به مامور برق گفتم برو حال اونو جا بیار اونم رفت و کرد و منم از خواهر و خواهر زنم لب می گرفتم!!!البته زن من جنده نیستا!!! با اجازه و رضایت خودم میده!!!اگه به زنم فحش بدین خودتون میدونید چون رو اونم غیرت دارم!!!
خلاصه آبش اومدو الان از مامور برق یک بچه دارم که اسمشو گذاشتم بابا برقی!!!
همونطور همه تو بغل هم لخت خوابیدیم. من تو بغل پدر زن عزیزم و مادر زنم و خواهرزنم و زنم و خواهرمم تو بغل مامور برق. فکر کنید اگه جای مامور برق رفتگرمون آقا صفدر میومد چه حالی میداد. چون همه محل تو کف کون این رفتگرمون آقا صفدرن!!! چه حالی میداد لباس نارنجیشو در بیاریو بکنیش!!! با دسته جارو بکنی کس مادر زن!!!!!
شب که رفتم خواهرمو برسونم. خیلی حشری بودم!!!! چشمم هیچ جارو نمیدید. رفتم تو خونه و ننم و که دیدم طاقت نیاوردم و کردم کس ننم!!!! خیلی حال میداد و اونم میگفت همش مال خودته... جووونننن بکن.... عاشقتم..... داداشم که اومد مارو تو اون وضعیت دید شاکی شد و منم مجبور شدم اونم کردم!!! داد زد که بابام اومد تو اطاق اونم کردم!!! رفتم بیرون خالم و کردم بعد عمه بعدم زن داییمو... اصلا همه رو کردم...!!! خودمم کردم... می گفتم جرم بده و بعد میگفتم جرت میدم!!!
و در نهایت میرسیم به جمله معروف و همیشگی انتهای داستانها:بعد اون چند بار دیگه هم با هم سکس کردیم!!!!!! من الا در صدد تاسیس سایت www.BINAMOOS.COM هستم تا بتونم برا هر کدومشون یک ایمیل درست کنم که باهاشون در ارتباط باشید. از نویسنده های داستان سکسی های خانوادگی قبلی هم میخوام تو این سایت عضو بشن!!! تا کس و کون خوار مادر هم بزاریمو داستان کنیم ملت بجقن!!

امیدوارم متوجه منظورم شده باشید و با نظرتون در باره ی این داستان نظرتون رو درباره داستان های سکسی خانوادگی برام بگید...
به امید بهتر شدن داستانها... مخلص همه SEX_FUN_LOVE

4.20213
نمره شما: هیچ میانگین 4.2 (94 votes)

نظرات

سلام.
دوست عزيز،خوب بود؛درحدعالي اما:
اين طنزنيست بلكه هزله!
طنزيعني غلودرواقعيت وفكرنميكنم شماسكس بامحارم روبه عنوان واقعيت قبول داشته باشي!
يك كمي هم ازنظرتعددشخصيت شلوغ شده بود.
بهم ايميل بزن وفوري لطفآ.
برقرارباشيد.
فعلآ.
b.mahyar48@gmail.com

سلام.
شميم خانم:
منظور من از گفتن اينكه داستان دوستمون هزل بود نه طنز، ردكردن يا تخطئه دست عزيز ونوشتش نبود بلكه بيان اين موضوع بودكه ناميدن اين نوشته به عنوان طنز باعث تائيد ضمني ومخفي سكس با محارم شده وهدف دوستمون ازنگارش نه تنها ازبين ميره بلكه برعكس عمل ميكنه!!!
برقرارباشيد.
فعلآ.

ساسي مانكن رودستگير كردن كه كردن چي به تومي رسه؟ اخه يه كم فكركن پسر ،اينجا دوكلمه تجربه ازهزارتادروغ درمياداما اونجا پرازحرفاي تكراريه! ديگه نياي ازاين راه مسخره امربه معروف كنيا

آی که از خنده مردم. اما چند نفره رو جا انداختی:برادر حالم کن را،شهردار، استاندار، وزرا، رییس جمهور، نمایندگان مجلس،رهبری و خانواده ی محترم ایشان.
پاورقی: به علت کون گشاد بودن این افراد نیازی به تف نمی باشد.

سلام جنابsex_fun_loveيه داستان است كه اعصابمو خوردكرده،سه قسمته واسمش هم ماجراي آمپول زدن زن دايي هست.اگه امكانش هست طنزش رو بنويس.خيلي جالب ازآب درمياد.منتظرم...

خدايا 32 ساله از دست متعصبين خودبزرگ بين متفعرن لج بازي كه در اوج اشتباه به خاطر اينكه نميخوان اشتباهشونو قبول كرده واعتراف كنن كه شايد جائي، كسي در زمينه اي بهتر از اونها ميفهمه؛ ميسوزيم، عذاب ميكشيم وذره ذره آب ميشيم!!!
خدايا مارا از دست اينگونه احمقها وحماقتهايشان نجات بده، هركه ميخواهند باشند، مومن، بي دين، جاهل، عالم، منصب دار، زيردست،. . .

سلام.
sex_fun_love
و
loverskiss
عزيز:
منظورم ناميده شدن داستان با عنوان اشتباه داستان طنز واصرارلجوجانه بعضي ازدوستان به ظاهر. . . درباقي موندن برين نامگذاري!
قصد خودنمائي وخودبزرگ بيني ندارم امالطف كرده نظرات اين حقير راملاحظه بفرمائيد.
شيوه اصلي ومورد علاقه من در نگارش طنز، هزل وهجوه وبه همين دليل كمي حرص خوردم!!!
*آن شيخ كه به مدرسه اقامت دارد
گر دهد پاسخ من، كرامت دارد
برخاستن كير، زقدش پيداست
برخاستن كون، چه علامت دارد؟!*
برقرارباشيد.
فعلآ.

دمت گرم عزيزم،كي مياد؟؟؟؟بي صبرانه منتظرم.راستي چند تا پيشنهاد:1،سعي كن به خاطر طنزبودن،داستان ازموضوع اصليش خارج نشه،2طوري باشه كه حوصلمون سرنره(يكم طولانيه)3يه جوري باشه كه(مهمه،)سكس همراه باخنده:درست مثلsex_fun_love

سلام
خیلی با حال بود
من دیدم همه نوشتن نازیلا بهتر بود
اما به نظر من این قشنگ تر بود
اونم که همه گفتن بهتر بود چون کار اولت بود
من که اول اینو خوندم بعد نازیلا رو به این بیشتر خندیدم
آفرین بازم بنویس
فقط سعی کن تکراری نشه

به جون مادرم قبل از اینکه داستانتو بخونم تو فکر بودم دقیقا چنین مطلبی بنویسم یهو دیدم نوشتی خیلی حال کردم از تلپاتی با تو دمت گرم فقط سایتتو راه بنداز تا طنز نامه بفرستم حال کنی ضمنا من اگه توی داستان جای تو بودم آخرش دو سه دست جق باحال هم میزدم!!!!