شما اینجا هستید

سکس دختر و پدر

33 posts / 0 new
آخرین پست
iman33
عکس های iman33
آف لاین
عضو از: 29. شهريور 1390 - 15:37
پست ها: 22

سکس دختر و پدر

دختر خوشگل
از وقتی موهاشو به قول خودش های لایت کرده بود خیلی سکسی تر از قبل شده بود. هر بار که می دیدمش حسابی حالی به حالی میشدم..... دخترم 17 سالش بود و حسابی داشت تبدیل به یه دختر مامانی و خوشگل میشد و دل من بیچاره رو هر روز بیشتر از قبل می برد. چند بار سعی کردم وقتی میره حموم ، برم و از لای در یه جوری بدن سفید و خوشگلش رو ببینم. یکی دو بار هم تونستم کون سفید و خوشگلش رو ببینم و درآرزوی به دست آوردن همچین کون تمیزی بسوزم و بسازم. یه روز بنا به دلایلی زود تر از سر کار اومدم خونه. زنم مسافرت بود و می دونستم که شهلا دخترم تنهاست و شاید بتونم دوباره حموم رفتنش یا خوابیدنش رو ببینم. از ذوق داشتم میمردم. اون شب قرار بود یکی از دوستام هم بیاد خونمون تا یه مشروبی با هم بخوریم و دور از چشم زنامون یه ذره مردونه دور هم باشیم. وقتی رسیدم خونه یه صداهایی از تو اتاق شهلا میومد... آروم رفتم به سمت اتاقش و دیدم حدسم درسته... دختر گلم با دوست پسرش آرش تو اتاق هستن و مشغول ور رفتن همدیگه اند. خوشبختانه لای در باز بود و میتونستم آروم خودمو نزدیک تر ببرم تا ببینم چه خبره. وای خدای من. باورم نمیشد. بدون هیچ مشکلی می تونستم دخترم رو ببینم که لخت لخت داره با دوست پسرش حال میکنه. می دیدم که آرش شلوارشو تا زیر زانونش آورده پایین و کیر کوچولوش آویزونه و دخترم هم لخت جلوش بود و داشتن از هم لب میگرفتن. شاید بهتر بود میرفتم تو و از کارشون جلوگیری میکردم ولی میدونستم که بالاخره یه دختر و پسر تو این سن همدیگرو دستمالی میکنن و بد هم نیست که یه کمی با هم حال کنن. منم اینجوری میتونم با دیدن کس و کون دخترم حال کنم و سوژه خودمو برای امشب پیدا کنم. شهلا هم بهم قول داده بود که بکارتشو از دست نده و آبروی خونواده رو نبره و من مطمئن بودم که سکس اون دو تا از حد دو تا لب و یه کمی ور رفتن بیشتر نیست. خلاصه. بعد از اینکه از هم لبشونو گرفتن شهلا جلوی آرش زانو زد و کیرشو گرفت تو دستش و شروع کرد مالوندن. اولش برام جالب بود که می دیدم دخترم به کیر کسی دست بزنه ولی وقتی دیدم کیر آرش بزرگ تر شد و شهلا اونو گذاشت تو دهنش. حسابی جا خوردم. شهلا خوب ساک میزد و آرش همینطور از روی لذت آه و ناله میکردم و سر خودش رو تکون میداد. بعد از یه مدت کوتاه شهلا بلند شد و رفت رو تخت درازکشید و من حالا می تونستم خوب خوب کسش رو ببینم که تمیز تمیز بود و یه دونه مو هم نداشت. معلوم بود پسره از اوناییه که از کس بی مو خوششون میاد. جوونا همه شون مثل همدیگه ن. آرش هم شلوار و تی شرتش رو درآورد و رفت رو تخت درازکشید کنار شهلا و شروع کرد لب گرفتن و با پستونای کوچولوی دخترم ور رفتن که دیدم حسابی داره حال میکنه. بعد از یه مدت دستشو آروم آروم برد پایین سمت کس شهلا و شروع کرد با کسش بازی کردن. شهلا هم لای پاشو باز کرد و من تونستم محصول کیر خودم و کس ژیلا – مامانش- رو ببینم که عجب تمیز و خوشگل بود و آماده پذیرایی از کیر. ولی مشکلی وجود داشت به نام پرده بکارت که مانعش میشد. کس شهلا ناز و کوچیک و تازه بود و من احتمال میدادم که حسابی باید تنگ باشه. به داماد آینده م حسودیم میشد که میتونست از همچین کسی استفاده کنه. آرش همینطور با چوچوله شهلا ور میرفت و شهلا رو حشری و حشری تر میکرد تا اینکه با داد و بیداد شهلا فهمیدم که ارضا شده. برام جالب بود که آرش، شهلا رو به ارگاسم رسوند اماخودش هیچی. ولی تعجبم زیاد طول نکشید وقتی دیدم آرش بلند شد و شهلا رو هم بلند کرد و رفت پشتش. شهلا رو به من بود و میتونستم قیافه معصومانه ش رو ببینم که داشت برای کون دادن اماده میشد. با دیدن آرش که کیرشو خیلی راحت گذاشت تو کون شهلا با خودم فکر کردم مطمئناً اولین بار نیست وگرنه شهلا داد و بیدادی راه مینداخت که نگو. خودم وقتی ژیلا رو از کون کردم تا سه روز نمیتونست بشینه!!!!! ولی آرش حسابی داشت تلمبه میزد و جالب تر این بود که شهلا هم داشت حال میکرد و اینو تو صورت قشنگش میتونستم ببینم که با هر ضربه کیر آرش حسابی حال میکرد. بعد آرش کیرشو درآورد و شهلا رو دوباره خوابوند رو تخت و رفت روش و کیرشو گذاشت دم کس دخترم و تازه اینجا بود که من فهمیدم کیر آرش داره میره تو کس دخترم و قبل از اون هم جای دیگه ای نبوده جز همون کس تنگ و خوشگل و ناز شهلا که حسابی از این کیر گنده و سفت داشت پذیرایی میکرد. از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم. دختر 17 ساله من داره کس میده؟ یعنی چی؟ پس قبل از اینکه من بفهمم کس داده بود و بکارتش رو هم از دست داده بوده؟ هم عصبانی بودم و هم خوشحال. چون نقشه ای به ذهنم رسیده بود که می تونستم باهاش منم از داخل شدن به اون کس مامانی کیرمو بهره مند بشم. هر چی بیشتر به زوایای نقشه فکر میکردم ضربه های آرش محکم تر میشد تا اینکه دیدم که کیرشو درآورد و شروع کرد به جق زدن و شهلا هم صورتشو نزدیک کرد و آب کیر آرش رو صورت دخترم ریخت. آروم از اونجا خودمو کشوندم بیرون و از خونه رفتم بیرون. یه ذره قاطی کرده بودم و باید حسابی به همه چیز فکر میکردم. امشب قراره فرزاد بیاد خونمون(همون دوستم!) اونم از اون کس کنای اساسی بود و اولش هم قرار بود که یه برنامه کس کردن راه بندازیم که جور نشد و اون حسابی از این قضیه پکر بود. حالا میتونست شب بیاد خونه ما و با هم ترتیب شهلا رو بدیم. درسته که شهلا دخترمه ولی وقتی پای این پیش بیاد که بخوام کاری بکنم، میکنم و اونم باید به خاطر اینکه منو بابت این قضیه آبروی خونوادگی گول زده تنبیه بشه و چه تنبیهی بهتر از کس دادن به دو تا کیر باحال؟ یه کم دیر تر برگشتم خونه و به روی خودم نیاوردم که چی دیدم ولی خیلی سرد با شهلا برخورد کردم. شب که فرزاد اومد همه چیز آماده بود برای کس کردن ما!!!! شهلا از همه جا بی خبر بود و من و فرزاد چند لیوان عرق خورده بودیم و حسابی گرم گرم بودیم و من همینطور منتظر موقعیت مناسب بودم برای کردن کس دخترم. رفتم تو اتاقشو دیدم که پشت کامپیوتر نشسته و داره چت میکنه. خیلی عصبانی بهش گفتم "به جای این کارا یه کم به فکر درسات باش." گفت "درسامو خوندم." جواب دادم "آره بعد از ظهر دیدم چطوری داشتی درس میخوندی." حسابی دست پاچه شده بود و نمیدونست چی بگه.رفتم جلو تر و بهش گفتم "با آرش باهم درس میخوندین نه؟ چه درس خوبی بهت داد. نه. تو چه درس خوبی بهش دادی." و رو اون "دادی" حسابی تاکید کردم. شهلا گریه اش گرفته بود و سرشو انداخت پایین و گفت "بابا تو رو خدا. من کاری نمیکردم." عصبانی شده بودم. داد زدم "نه. کاری نمیکردی. فقط داشتی به دوست پسر مامانیت که چار روز دیگه ولت میکنه و میره سراغ یکی دیگه ، کس میدادی." شنیدن این کلمه ها اونقدر براش عجیب بود که صورتش سرخ شد و گریه ش رو قطع کرد. مونده بود چی بگه که من سرشو گرفتم و گذاشتم رو شلوارم نزدیک کیرم و بهش گفتم "باید تنبیه بشی. هرکاری بگم باید بکنی وگرنه میکشمت. آرش رو هم میکشم و همه هم میفهمن چه جنده ای بودی." اونم دوباره هق هقش دراومد و گفت "هرکاری بگی میکنم." آروم سرشو عقب بردم و زیپ شلوارمو باز کردم و شلوارمو کشیدم پایین. شورتمو درآوردم. می دیدم که داره با تعجب نگام میکنه. بهش گفتم "هر کاری با آرش کردی با من هم میکنی. منظورم اینه که هر کاری با کیر آرش کردی با کیر منم میکنی." خودشو کشید عقب و گفت "بابا. تو پدر منی." گفتم "مهم نیست. مهم اینه که میخوام بفهمی فرق این با اون چیه و منم باید بفهمم فرق کس تنگ تو با کس گشاد مامانت چیه." گفت "بابا تو رو خدا اینطوری حرف نزن." با تشر بهش گفتم "بخور کیرمو." و شهلا هم مجبور بود کیر منو بذاره تو دهنش. وقتی کیرمو گرفت تو دستاش سرمای عجیبی رو حس کردم. دستای شهلا حسابی یخ کرده بودن و معلوم بود هم ترسیده و هم آشفته ست ولی برام مهم نبود. وقتی کیرمو میخواست بذاره تو دهنش حس کردم کیرم داره بزرگ تر میشه و آماده برای ورود به اون دروازه بهشتی!!!! شهلا هم کیرمو تو دهنش نگه داشته بود و کاری نمیکرد. وقتی نگاه عصبانی منو دید شروع کرد به مکیدن کیرم و تکون دادن زبونش رو نوک کیرم که حسابی منو حالی به حالی کرد. منم سرشو گرفتم تو دستام و همراه با حرکاتش عقب و جلو میبردم و از این که دخترم داره برام ساک میزنه حسابی لذت میبردم. مامانش البته بهتر ساک میزنه و اونم به این خاطر که تو این چند سال حسابی یاد گرفته کیر رو چطور باید ساک زد. دستمو بردم سمت پستونای شهلا و شروع کردم به بازی کردن با نوک پستوناش. همین حرکت حسابی ریلکسش کرد. داشتم حسابی حال میکردم که صدای فرزاد منو به خودش آورد که میگفت "بابا کجایی؟ مهمونتو تنها میذاری میری؟" داد زدم "الان میام." و به شهلا گفتم "حالا پاشو لخت شو و با من بیا بیرون." گفت "نه. بابا. تو رو خدا رحم کن. خجالت میکشم." منم مهلت ندادم و یه سیلی خوابوندم تو گوشش و گفتم "وقتی پرده کست داشت میخورد باید خجالت میکشیدی جنده." بعد هم کاملاً لخت شدم و به زور پیرهن شهلا رو هم درآوردم و بهش گفتم "هر کاری که گفتم میکنی. فهمیدی؟" باز هم زد زیر گریه و منم رفتم جلوش و سرش رو محکم گرفتم تو دستم و گفتم "میای اونور و تا وقتی آبمونو تو کست حس نکردی از اونجا تکون نمیخوری. هم من و هم فرزاد. فهمیدی؟" چاره ای نداشت جز اطاعت کردن. وقتی هر دو لخت از اتاق اومدیم بیرون و رفتیم تو هال جایی که فرزاد نشسته بود و تلویزیون تماشا میکرد حسابی قلبم داشت میزد. میدونستم فرزاد اصلاً براش مهم نیست که کیو میکنه و اگر میتونست حتی زن بهترین دوستش رو که من باشم هم میکرد. (البته یه شک هایی برده بودم که نکنه بینشون رابطه ای باشه که بعداً اونا رو هم تعریف میکنم!). وقتی فرزاد منو شهلا رو باهم دید از تعجب وا رفت. من می دیدم که کیرش داره از پشت شلوارش به جنب جوش میفته و بزرگ و بزرگ تر میشه. به شهلا گفتم "برو باباجون. برو پیش عمو فرزاد بشین و بهش نشون بده چه ساک زن ماهری هستی!" شهلا با اکراه رفت پیش فرزاد که از خوشحالی داشت پر درمیاورد. فرزاد به من نگاهی انداخت و منم بهش اشاره کردم که همه چیز رو به راهه و میتونه ترتیبشو بده. وقتی شهلا پیش فرزاد نشست، فرزاد بلند شد و شلوارشو درآورد و کیرشو گرفت تو دستاش و برد جلو دهن شهلا و به زور کردش تو دهن دخترم. اونم شروع کرد به ساک زدن. صورت فرزاد رو میدیدم که حسابی نشون میداد داره حال میکنه. منم رفتم نزدیکشون و سر شهلا رو گرفتم و محکم فشار دادم جلو که کیر فرزاد رو تا ته تو دهنش جا بده. بعدش هم خودم نشستم جلوی کون خوشگلش و شروع کردم به لیسیدن کنارای کونش. بعدش هم لای پاهاشو باز کردم و اون کس خوشگلش که از پشت عین یه غنچه زده بود بیرون رو دیدم و هوش از سرم پرید. دستمو بردم و نزدیک و انگشتمو کشیدم رو چاک کسش. صدای ناله ش میومد. ولی عین جنده های فیلم سوپر داشت همچنان براش فرزاد ساک میزد. سرمو بردم نزدیک. چه بوی خوبی داشت کس دخترم! آروم زبونمو گذاشتم لای چاک کسش و شروع کردم به بالا پایین بردن.....چه مزه ای داشت کس دخترم! بعدش دیگه نتونستم طاقت بیارم....رفتم نشستم رو مبل و شهلا رو کشوندم طرف خودم....کیر فرزاد از تو دهنش دراومد.....نشوندمش رو کیرم و کسش رو جوری تنظیم کردم که قشنک سر کیر من باشه و آروم آروم کردمش تو.....از دادی که زد فهمیدم حسابی درد داشت....بهش گفتم "حالا کدوم بزرگ تره؟ها؟مال من یا مال اون جوجه؟" اونم همینطور داشت درد میکشید . من شروع کردم به بالا پایین بردنش.....ولی روش خوبی نبود...این بو که شهلا رو نشوندم رو خودم و از پشت شروع کردم به تلمبه زدن....فرزاد هم کیرشو دوباره کرد تو دهن شهلا......من همینطور کیرمو میکردم تو اون س تنگ دخترم و میاوردم بیرون و لذت میبردم.....بعد از یه مدت کوتاه حس کردم آبم داره میاد و برای همین کیرمو کشیدم بیرون....اومدم پیش فرزاد و بهش گفتم "حالا نوبت توئه....کس تنگی داره این شهلا خانوم ما!" اونم رفت رو مبل نشست و شهلا رو گذاشت رو خودش و کیرشو کرد تو کس تنگ دخترم......دیدن این منظره حسابی حشریم کرده بود ولیچون نمیخواستم زود ارضا بشم رفتم تو آشپزخونه و از تو یخچال نوشابه درآوردم و ریختم تو یه لیوان و بعدش هم یه ذره عرق ریختم توش و برگشتم و شروع کردم به خوردن لیوان و تماشا کردن دخترم که داشت به دوستم کس میدادچند دقیقه که گذشت رفتم نزدیک و بهش گفتم "تا حالا کون هم دادی؟" شهلا که داشت آه و ناله میکرد گفت "یه بار...ولی خیلی درد داشت" بهش گفتم "حالا بازم باید بدی و برام اصلاً مهم نیست که درد داره یا نه....باید تنبیه بشی" شهلا از ادامهء بالا پایین رفتنش دست برداشت و از رو کیر فرزاد بلند شد و گفت "بابا نه....تو رو خدا نه" گفتم "حرفشم نزن" و برش گردوندم همونجایی که بود....به فرزاد گفتم "بکن تو کسش و نگه دار تا منم از پشت بکنم تو کونش" داد و بیداد شهلا که "نه نه" میکرد رفت هوا....ولی ما تنها چیزی که نمیشنیدیم صدای شهلا بود......فرزاد شهلا رو نشوند رو کیرش و وقتی کیرش تا ته رفت تو کس شهلا اونو خم کرد رو خودش و سرشو گذاشت رو سینهء خودش و شروع کرد موهای طلایی شدهء ئخترم رو نوازش کردن و سعی کرد آرومش کنه.....همین خم شدن کافی بود که من بتونم کون دخترم رو که حالا جلوم باز شده بود ببینم و حسابی حشری بشم......تف زدم به کیرم و آروم گذاشتمش دم کون دخترم....تا اومد تکون بخوره فرزاد محکم چسبیدش و نذاشت حرکتی بکنه و من آروم آروم کیرمو فرستادم تو کون تنگ شهلا که بی نهایت عالی و باحال بود و وقتی کیرم تا دسته رفت تو کونش به فرزا علامت دادم با هم شروع کردیم به تلمبه زدن.....باید اقرار کنم که لذت بخش ترین سکس زندگیم بود...و جالب این بود که وقتی با هم کیرامونو میبردیم تو کون و کس شهلا تخمامون به هم ساییده میشد و همین خیلی لذت سکس رو بیشتر میکرد......حسابی که تلمبه زدیم حس کردم آبم داره میاد....برای همین باز کیرمو درآوردم و رفتم سراغ مشروب و فرزاد به کارش ادامه داد و بعد از چند دقیقه از صدای آه و اووه فرزاد فهمیدم که داره میاد و ضزبه های کیرش به کسدخترم محکم تر و محکم تر میشد و داد شهلا بیشتر از قبل میرفت هوا تا اینکه هردو آروم شدند.....منم کیرم تو دستم بود و داشتم میمالوندمش تا اینکه شهلا از رو کیر فرزاد بلند شد و آب کیر فرزاد رو میدیدم که از تو کسش داره میاد بیرون و میریزه رو زمین و یه مقدارش هم لای پای شهلاگیر کرده بود. رفتم سراغ شهلا و به پشت خوابوندمش رو زمین و کونشو دادم بالا و کیرمو کردم تو کونش......از پشت تنگ تر و باحال تر بود و من همینطور داشتم گر میگرفتم از این همه لذت و انقدر کیرمو محکم میکوبوندم تو کس دخترم که حس کردم داره از درد گریه میکنه و بعد از چند ثانیه دیدم که آبم داره میاد و به کارم ادامه دادم تا جایی که حس کردم دارم منفجر میشم.......اولین جهش آب کیرم به اندازه ای قوی بود که برگشتشو رو نوک کیرم حس کردم و همینطور به تلمبه زدن ادامه دادم تا همهء آبم رو تو کس دخترم خالی کردم...... بی حال افتادم رو مبل و لیوان مشروب رو گرفتم و به این فکر میکردم دوباره کی میتونم دخترمو تنبیه کنم

3.333335
نمره شما: هیچ میانگین 3.3 (12 votes)
خاله میترا
عکس های خاله میترا
آف لاین
عضو از: 22. مرداد 1390 - 3:36
پست ها: 8455

قشنگ بود

>:)

تن لختت رو بده به کسی که روح لخت بهت هدیه کنه پاش بیوفته

xnarges1
عکس های xnarges1
آف لاین
عضو از: 5. دى 1390 - 16:09
پست ها: 16

اولا داستانت به تخیل نززدیکتر

اولا داستانت به تخیل نززدیکتر بود تا واقعیت
دوما ادم چقدر میتونه پست و کثافت باشه که به دختر خودش هم رحم نکنه
خیلی احمق تشریف داری که افتخار میکنی که دختر خودت رو کردی
برات متاسفم

hosien20
آف لاین
عضو از: 1. بهمن 1390 - 13:31
پست ها: 9

قربونت دخترت اگه جندس بگو منم

قربونت دخترت اگه جندس بگو منم بیام بکنمش اخه منم مجردم و دلم کس میخواد

hosien20
آف لاین
عضو از: 1. بهمن 1390 - 13:31
پست ها: 9

سلام

قربونت دخترت اگه جندس بگو منم بیام بکنمش اخه منم مجردم و دلم کس میخواد

farzaad
عکس های farzaad
آف لاین
عضو از: 4. ارديبهشت 1390 - 17:18
پست ها: 131

وای پدر یعنی تو؟؟؟

فک کنم از مادر جندش به دنیا اومده که اینکا رو با دخترش کرده واقعا که چه بی شرفی هستی تو ؟؟ X( X( X( X(

ye pesare tanha
آف لاین
عضو از: 12. خرداد 1391 - 20:53
پست ها: 6

كسشعر محض بود

كسشعر محض بود

mamad.91
آف لاین
عضو از: 18. خرداد 1391 - 22:50
پست ها: 37

sex

اگه واقعیت باشه : تا حالا ادمی بی غیرت تر از تو ندیده بودم .حالا خودت که کار اشتباهی کردی که هیچ . باز به رفیقتم گفتی که بیا دختر منو بکن . شرط میبندم که الان واسه ی دخترت طبیعی شده و جلوی تو روزی چند تا پسر میاره و باهشون سکس میکنه . اگه اشتباه میگم بگو .(پیام بده .)

saalim
عکس های saalim
آف لاین
عضو از: 14. مهر 1390 - 21:21
پست ها: 223

داستان تخيلى قشنگى بود

داستان تخيلى قشنگى بود

korosh.huge
آف لاین
عضو از: 3. مهر 1389 - 16:11
پست ها: 13

zzan jende kharkosde be

zzan jende kharkosde be gheyrat kam kos sher bego chaghal

MeLicoKA
آف لاین
عضو از: 18. مرداد 1391 - 15:46
پست ها: 2

خیلـــــی

خیلـــــی نامردی...کثیف...البته این داستان جز کس و شعر چیزی نیست ام ریدیم تو این خیالت جد در جد حروم زاده ای.....

sexy.esf
عکس های sexy.esf
آف لاین
عضو از: 16. مرداد 1391 - 23:07
پست ها: 1979

تخیل

مثله این که داشتم فیلم هری پاتر میدیدم بسکی تخیلی نوشته شده بود.اگه مردی که فکر نکنم دختر داشته باشی اگه پسری از قوه تخیلت خوب استفاده کردی اگر دختری یا زنی جنده ای بیش نیستی.اما کلان حال نکردم.حالم از سکس زوری بهم میخوره.

sagharjoon
آف لاین
عضو از: 24. مرداد 1391 - 10:50
پست ها: 40

خدا مرگت بده

لااقل اين داستانو از زبون دوستت مي نوشتي و تووش دختر دوستتو مي كردي .كه البته باز هم بي غيرتي بود.
سپاس دوستان

هاکلبرفین
عکس های هاکلبرفین
آف لاین
عضو از: 6. شهريور 1389 - 6:58
پست ها: 64

وقتی نیست سایت انگار خالیه

خاله میترا کجایی؟

مجید 33
آف لاین
عضو از: 2. مهر 1391 - 13:11
پست ها: 14

نتونستم تا اخر بخونم. کیر

نتونستم تا اخر بخونم. کیر تموم بچه های شهوانی تو کونت با این داستانت. لجن. بچه ها ببخشید بی ادبی کردم

d66
آف لاین
عضو از: 6. آذر 1391 - 0:15
پست ها: 2

ما که هرچی نوشتیم اسپم

X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( X( ما که هرچی نوشتیم اسپم شد.لاشی.بای واسه همیشه

babak_eps77
عکس های babak_eps77
آف لاین
عضو از: 14. دى 1391 - 12:12
پست ها: 32

بی

بی شرفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.

SEXY BEST
عکس های SEXY BEST
آف لاین
عضو از: 1. مهر 1391 - 15:59
پست ها: 7

کونی

کیر تو اسمتت

PaRSa.Hot
عکس های PaRSa.Hot
آف لاین
عضو از: 25. آذر 1391 - 14:52
پست ها: 5

ببین با کیا شدیم ۷۵ میلیون

ببین با کیا شدیم ۷۵ میلیون خدایی !!
بی غیرت دیدم اندازه پشمای خایه هام ، اما خدایی داستانت فیلم هندی بود Lol

اول کامنتارو خوندم دیدم ملت شاکین ! خیلی با اکراه تا آخرشو خوندم ببینم کلا فازت چیه ؟

پ. ن : آقا شما ریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی :دی

من موندم مدیران شهوانی واقعا با استناد به کدوم قسمت این داستان اجازه انتشار دادن ؟

بعد میگن چرا آمریکا ویزا نمیده !
میگن چرا حجاب اجباریه ؟
دوباره میگم:

¤ ریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی ¤

enekas098
عکس های enekas098
آف لاین
عضو از: 15. آذر 1391 - 7:25
پست ها: 237

مرسی سر چلم خیس شد

ممنون هم خودت هم دخترتو خر بگاد

mehranjoon1356
عکس های mehranjoon1356
آف لاین
عضو از: 19. آذر 1391 - 11:24
پست ها: 1219

لاشی خوان داستان هم میخوای

لاشی خوان داستان هم میخوای بنویسی مال خودتو بنویس یه حداقل تخیل خودت باشه این داستان رو من چهار سال پیش تو سایت 3ekafخوندم
خودت خری بچه های این سایت همه باهوشن

7eVeN
عکس های 7eVeN
آف لاین
عضو از: 20. دى 1391 - 0:13
پست ها: 24

خاک بر سرت، کیــــــر

خاک بر سرت، کیــــــر خــــــر تــو حلــــقت

7eVeN
عکس های 7eVeN
آف لاین
عضو از: 20. دى 1391 - 0:13
پست ها: 24

خاک بر سرت، کیــــــر

خاک بر سرت، کیــــــر خــــــر تــو حلــــقت

7eVeN
عکس های 7eVeN
آف لاین
عضو از: 20. دى 1391 - 0:13
پست ها: 24

خاک بر سرت، کیــــــر

خاک بر سرت، کیــــــر خــــــر تــو حلــــقت

mostafa.king
آف لاین
عضو از: 28. مرداد 1391 - 3:13
پست ها: 1

kos.sher bood

kos.sher bood

ho3einjoon
آف لاین
عضو از: 27. دى 1391 - 3:50
پست ها: 12

بی شرف

بی شرف...
به تو میگن مرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا که......
برات متاسفم.....
دلم میخواد تا میتونم بهت فحش بدم اما حیف که از من بزرگتری و احترامت واجب...وگرنه.....
واقعا برات متاسفم..

عاشق سکس با خواهر
عکس های عاشق سکس با خواهر
آف لاین
عضو از: 19. آذر 1391 - 23:22
پست ها: 69

به یک خانم تبریزی نیاز دارم کسی بود بهم خبر بده

سلام من جمال هستم 27 ساله از تبریز .من یه خواهر دارم که خیلی خیلی دوستش دارم و می خوام باهاش سکس کنم ولی نمیدونم چطوری بهش بگم و راضیش کنم دنباله یه خانم میگردم که باهم دوست بشیم و منم اونو با خواهرم دوستش کنم تا موخشو بزنه و راضیش کنه باهام سکس کنه در عوض هر چی بخواد بهش میدم و هر کاری هم دوست داشت و بگه واسش می کنم.اگر هم دوست داشت سه تایی باهم سکس می کنیم اگه کسی بود بهم خبر بده ایدی یاهوی من gal.sikishakh@yahoo.comلطفا اقایون مزاحم نشن به اقایون جواب نمیدم

EIS
عکس های EIS
آف لاین
عضو از: 19. آبان 1391 - 19:03
پست ها: 84

:& :& :& :& :& :& :&

:& :& :& :& :& :& :& :& :& :& :&

afrashte
آف لاین
عضو از: 28. دى 1391 - 15:57
پست ها: 229

داستان قدیمی و تکراری

داستان قدیمی و تکراری بود.
واگه قرار باشه که همه بچه هاشونو اینجوری تنبیه کنن که میشه قزوین

ساسان M.I.S
عکس های ساسان M.I.S
آف لاین
عضو از: 21. تير 1392 - 14:31
پست ها: 119

خیلی قدیمی بود کون گلابی تو

خیلی قدیمی بود کون گلابی تو که داستان قدیمی کپی میکنی میزاری تو سایت حداقل خوش سلیقه تر انتخاب کن کیری
در اخر از همکاری صمیمانه دوستان جهت اباد کردن خاندان این دزد ادبی سپاسگذارم
خخخخخخخخخخ

jjiiggaarr
عکس های jjiiggaarr
آف لاین
عضو از: 23. مرداد 1391 - 10:19
پست ها: 11

بازه يه جقي افتخاري افريد

X( :W X( ~X(
بازه يه جقي افتخاري افريد

صفحات

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .