شما اینجا هستید

سکس در پارتی

من میلادم 21 سالمه دانشجوی مکانیک تهران هستم . این خاطره مربوط میشه به 3 ماه پیش
یه روز یکی از دوستام به نام رامین بهم زنگ زد گفت خونه ی دوست دخترش پارتی هست منم دعوتم منم که حوصله ام سر رفته بود گفتم برم یه حال و هوایی عوض کنم . یه حموم رفتم بهترین لباسمو پوشیدم رفتم .حدود ساعت 8 بود که رسیدم . همه دوستام بهم گفتن دیر کردی منتظرت بودیم منم معذرت خواهی کردمو نشستم کنار دوستام و شروع کردم به گپ زدن .یه مدت که گذشت ناگهان چشمم به یه دختری افتاد که از خوشکلی هیچی کم نداشت . نه لاغر بود نه چاق
موهای بور و لخت . چشمای فیروزه ای و ابروهای کشیده . با خودم گفتم چی می شد که من یه حالی با این بکنم .تو فکر بودم که بساط ویسکی به راه افتاد . یه لیوان گرفتم دستمو خودمو به بهونه ی تنگی جا چسبوندم به خوشگل خانوم نمیدونید چه بدن نرم و گرمی داشت.پیک اول رو که خوردم یه فکری به سرم زد. رفتم یه پیک به خوشکل خانوم که اسمش مرجان بود تعارف کردم خورد . یه پیک دیگه هم بهش تعارف کردم تو رودرواسی قبول کرد. هنوز پیک دومش تموم نشده بود که یهو سرش گیج رفت خورد زمین. منم که دیدم نقشه ام گرفته به بقیه گفتم می برمش اتاق بالایی استراحت کنه. رفتم خوابوندمش رو تخت و رفتم براش آب قند بیارم که دیدم دخترا و پسرا دارن می رقصن . آب قندو بردم تو اتاق دیدم بهوش اومده داره پا میشه آب قندو خورد می خواست بره بیرون که پاش گرفت به پاشنه
در خورد زمین. منم بلندش کردم دوباره بردمش رو تخت .داشت اشک می ریخت که منم شروع کردم پاهاشو ماساژ دادن.کم کم رفتم بالاتر تا به رونش رسیدم (نمی دونید چه حالی می داد) بدن نرمی داشت. با یه دستم اشکاشو پاک کردم و کم کم بهش نزدیک شدم .دستم به سینش مالدیدم یهو جا خورد ولی بعد مثل این که خودشم خوشش اومده بود اونم شروع کرد همکاری کردن. یه لب ازش گرفتم (شیرین ترین لبی بود که تا حالا خورده بودم) تاپشو در آوردم دیدم یه سوتین مشکی تنگ پوشیده که سینه هاش از اون تو خود نمایی می کنه اونم بیکار نبود داشت دستشو رو کیرم می کشید .شلوارشو در آوردم . دیدم یه کوس 19 ساله که از رو شرت خودشو نشون می داد زد بیرون. یکم بوسش کردم و شرت و سوتینشو در آوردم . شروع کردم سینه هاشو خوردن . سینه هاش عجب سینه هایی بودن سفت و قلمبه .بعد رفتم پایین شروع کردم کسشو لیسیدن که به نفس نفس افتاد.یهو یادم امد که هنوز تی شرتمم در نیاوردم . در یک آن لخت شدم و اون شروع کرد به ساک زدن. ساک زدن که تموم شد برش گردوندم و انگشتامو چرب کردم مالیدم به کونش .یهو خودشو جم کرد گفت تو رو خدا نکن خیلی درد می گیره . که منم گفتم اگه درد داشت نمی کنم . یکم کونشو وا کردم کیرمو نانصفه کردم داخل .دیدم داره دست پا می زنه یکم صبر کردم تا آروم شه بعد شروع کردم تلمبه زدن عجب کونی بود تنگ و داغ .کم کم دیدم داره آبم می یاد کشیدم بیرون و آبمو ریختم رو کمرش . که دیدم داره گریه می کنه یه لب ازش گرفتم و خودمونو تمیز کردیم . ولی دیگه هر وقت منو می بینه اخم می کنه و محل نمی ذاره
توصیه ی من اینه که هیچ وقت دفعه اول دختر رو نکنید چون دیگه طرفتون نمی یاد

نوشته: میلاد

داستان سکسی:

2.82222
نمره شما: هیچ میانگین 2.8 (45 votes)

نظرات

اخه گلابی مگه افتاده بودن دنبالت.این چه داستانی بود کوس مغز؟اخه کیری جلقو فکرکردی همه مثل خودت کف دستی وسوک شمنن که باورشون شه.حداقل اولش مینوشتی تخیلی که اینقدفوش نخوری کله کیری.بروبابا برو دیگه هم اینجا نیا که میگم.سمندون یکی بزنه تو مخت ریق رحمتوسربکشی.کون گنده چشم هیز.