شما اینجا هستید

سکس دونفره با زنم

با عرض سلام و خسته نباشید
من امیر 30 سالمه وزنم مریم26 سالشه زنم 165 قدشه 75 کیلو وزنشه سینه هاش 75 ساق پاهاش تپل که من عاشقشم کونشم بزرگه داستان از اینجا شروع شد که من و مریم خیلی با هم راحتیم مثل 2 تا دوست تو سکس همه کار برای هم میکنیم یکبار تو سکس من داشتم سینه هاشو میخوردم بهش گفتم چه حالی میداد که الان یه زنو شوهر دیگه هم بود دیدم مریم هم گفت اره خیلی حال میداد گفتم دوست داری دو کیره بکنمیت اولش گفت نه ولی دید من راضیم گفت اره کسمو بخوره پاهامو بخوره جرم بده تو بکنی تو کسم اون بکنه تو کونم راستی من مریمو از کونم میکنم .خلاصه اون شب گذشت قرار شد یک زنو شوهر مطمئن پیداکنیم ولی نمیخواستیم از فامیل باشه .هرچی فکر کردیم کسی رو پیدا نکردیم تا اینکه من یک روز داشتم تو یاهو مسنجر میچرخیدم نوشتم به یک برده نیازمندیم چند نفر پیام دادند تا بایکیشون صحبت کردم گفتم باید کس زنمو لیس بزنی همه جاشو بخوری قبول کرد گفتم باید کیر منم ساک بزنی گفت باشه ولی کون نمیدم منم قبول کردم ولی میترسید.گفتم یه قرار بزاریم همدیگرو ببینیم .منو مریمو با هزار بدبختی راضی کردم چون اون دوست نداشت با مجرد سکس کنه دوست داشت زن و شوهر باشند رفتیم میدان ولیعصر دیدم اومد یک پسر چهارشونه 21 ساله خیلی هم با ادب بود جفتمون خوشمون اومد ازش چون خیلی با شخصیت بود دیدار کوتاهی کردیمو خداحافظی کردیم گفتم شب بیا یاهو. شب باهاش صمیمی تر شدیم و قرار گذاشتیم برای فردا شب دم مترو شریف کهبیاد خونه ما مریم استرس داشت شدید هی به من میگفت تو راضی که منم گفتم اره نگران نباش بعدم بر علیهت استفاده نمیکنم شب من رفتم دنبال سعید دم مترو مریمم رفته بود اپیلاسیون توپشده بود یه لباس سکسی هم پوشید تا من بیام من رفتم با سعید او مدیم اول نشستیم میوه خوردیمو کس شر گفتیمو تا دیگه هوا قشنگ تاریک شده بود من رفتم اتاق خواب سعیدو صدا کردم اونم استرس داشت برقو خاموش کردم لباسانو در اوردم به سعیدم گفتم در بیار اونم باخجالت بدون شرت شد ولی چشمون همدیگرو نمیدید یکم با کیرش ور رفتم اونم باکیر من ور میرفت تقریبا هم اندازه بود یکدفعه مریم باهمون لباساش اومد تو لای ماخوابید گفت وای من خجالت میکشمو خندید گفتم راحت باش روشو کرد به من مریم باهه داشتیم لب میگرفتیم که سعیدم داشت کس مریمو دست میزد باش ور میرفت صدای مریم در اومده بودو ناله میکرد سعید لباساشو در اودو دیدم داره چی کسشو میخوره بعد او مد کیر منو کرد تودهنش انگشت میکرد تو کس مریم حسابی سعید داغ شده بود همه جای مریمو لیس میزد انگشت پاشو میخورد زبون میکرد تو کونش زیر بغلشو میخورد مریمم تو ابرا بود بعد من کردم تو کس مریم سعیدم داشت لباشو میخورد نیم ساعتی این کارارو کردیم رویهمه به هم واشده بود مریم دو کیره میکرد تو دهنش بعدش سعید هم از کون هم از کس مریمو کرد ابشم ریخت تو کاندوم رفتش تو اون اتاق مریم روش نمیشد بیاد تو اون اتاق دیگه سعیدم خداحافظی کرد و رفت منم بهش گفتم این اخرین بار بود ما رو هم فراموش کن اونم قبول کردو خداحافظی کردیمو رفت ببخشید سرتونو درد اوردم زنو شوهرهای باکلاس و با شخصیت برامون پیغام بزارید تا بیشتر با هم اشنابشیم.

نوشته: سعید

داستان سکسی:

2.136365
نمره شما: هیچ میانگین 2.1 (22 votes)

نظرات

خیلی زحمت کشیدین همیشه پیش خودم فکرمیکنم مگه اینجورمردا غیرت ندارن،مگه رگ ندارن،واقعاشرم آوره،خودتون باعث میشین زنتون جنده بشه،اونوقت آخرش میگین که ای وای دیدی زنم جنده بود،آخه چرااینقدبی فکرین،آخه چرااین جامعه روبه فسادمیکشونین آخه چرا تااین حدبی شرمین،ذهن مردم رومسموم میکنین

بالا
0 لایک

عجبو عجبو عجب!!!

نمیخوام در مورد داستان نظر بدم چون بیشتر شبیه پیامک بود تا داستان که خلاصش میشه این:زنمو کردم با یکی اشنا شدم=باهم زنمو کردیم...!!!

اما در مورد کامنتا اون یاروهه اسوسکسی رو میگم که اولین کامنتو گذاشته باید باور کنه اگه یکبارم کامنت بفرسته نویسنده داستان اگه بخواد جوابشو میده نه اینکه صد بار یه چیزو ارسال کنه...

و در مورد ساینا که میخواستم ازش بپرسم ایا واقعا داستانو باور کرده که همچین کامنتی گذاشته؟

بالا
0 لایک

درجواب Mahan'AM بایدبگم من اصلاداستانشوباورنکردم فقط خاستم کسایی که این داستان رومیخونن ذهنشون به سمت این چیزانره چون واقعا بعضی شایداولش بخندن به این موضوع ولی بعدازمدتی میخوان این شگرد روامتحان کنن اینوگفتم که متوجه بشن،امیدوارم که دست ازتخیل وتوهم دست بردارن

بالا
0 لایک

مرز بین واقعیت وتخیل واقعا کجاست؟
اصلا مهم نیست که این ......اتفاق افتاده یا نه .چون در هر دو حالت این موضوع ابتدا در ذهن به اصطلاح نویسنده شکل گرفته .من همیشه فکر میکردم ادمها در تصورات وتخیلاتشون انچه از خود میسازند ابر انسانی است که ازنظر فیزیکی وصفات انسانی مزین به بهترینهاست . حال باید دید که ایا تعداد اینگونه افراد محدود است که از تعداد اینگونه داستانها و درخواستها وکامنتها باید گفت مسلما نه.حال سوال فاجعه بار اینجاست که جامعه ی ما به کجا رسیده که انسانهای در ظاهر موقر و مبادی اداب در تخیلاتشون خود را در یکی از پست ترین حالات ممکنه تصور میکنند .

بالا
0 لایک

زن که جزء مایملک مرد نیست که مرد هرچی تو سکس بخواد و هوس کنه اونم تن بده. آدما واسه خودشون شخصیت دارن وافسارشون دست کس دیگه نیست. کسی که به این درجه از فساد اخلاقی میرسه کسیه با علائق بیمارگونه ، شهوت سرخورده یا به نوعی از سکس اشباع شده و مدام دنبال تنوع و تغییر و لذت جوییه.
درضمن آقای نسبتاً محترم حدس من اینه که شما این داستانو از خودتون ساختین چون آماده کردن ذهن همسر واسه پذیرفتن همچین مطلبی خیلی زمان میبره و اینجور نیست که صبح بگین کاش یکی دیگه ام بود که تورو میکرد اونم بگه اوکی شب تو چت آگهی بدین! ( مگه اینکه از اول با یه جنده خیابونی ازدواج کرده باشی، که اونم باز شرف داره) از طرفی اگه ریشه در واقعیت هم داشته باشه بنظرم شما اون برده بودین.
زنی هم که سایزشو دادی هیکل قناسی داره، تو که تخیل میکنی یه هیکل رو فرم ترو تو ذهنت بیار...

بالا
0 لایک

سلام سعید جان منم تجربه سکس گروهی دارم و با زن و شوهر هم سکس داشتم ماساژ روسی ساکر خانم حرفه ای من عرشیا 30 ساله از تهران اگه خواستی بهم میل بزن agit_kaplan@yahoo.com

:X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X :X =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~

بالا
0 لایک

جدا از اينكه اينكار اخلاقي هست يا نه،نميدونم چرا بعضيا ميخوان همه چي مطابق ميلشون باشه آخه عزيز من يه ذره به عقايد ديگران احترام بذاري جاي دوري نميره! در ثاني شما كه اينقدر بدتون مياد واسه چي ميخونين مگه مجبورين!!؟

بالا
0 لایک

واقعاکه چقدرملت بدبختی هستیم...به همه گیرمیدیم.آخه چراهرکس هرچی مینویسه بهش فحش میدید؟؟؟؟اصلاچرامیاییدبه اینجورسایتها؟؟؟؟مطلب وبخونیدخوشتون نیومدنظربدیدولی خواهشافحش ندید...

بالا
0 لایک

واقعاکه چقدرملت بدبختی هستیم...به همه گیرمیدیم.آخه چراهرکس هرچی مینویسه بهش فحش میدید؟؟؟؟اصلاچرامیاییدبه اینجورسایتها؟؟؟؟مطلب وبخونیدخوشتون نیومدنظربدیدولی خواهشافحش ندید...

بالا
0 لایک

واقعا خیلی واسم عجیبه که یه مرد میتونه ناموسه شو با دستای خودش جلوی یه مرد دیگه بذاره.اونم واسه یه ذره سکسی با حال تر وقتی در ضمن ادم چرا باید این همه عقده داشته باشه که اینطوری به زنش توهین کنه .

بالا
0 لایک

واقعا خیلی واسم عجیبه که یه مرد میتونه ناموسه شو با دستای خودش جلوی یه مرد دیگه بذاره.اونم واسه یه ذره سکسی با حال تر در ضمن ادم چرا باید این همه عقده داشته باشه که اینطوری به زنش توهین کنه .من یه متاهلم و واقعا واسه ی این مردایی که این همه بی غیرتن احساس تاسف میکنم

بالا
0 لایک

واقعا خیلی واسم عجیبه که یه مرد میتونه ناموسه شو با دستای خودش جلوی یه مرد دیگه بذاره.اونم واسه یه ذره سکسی با حال تر در ضمن ادم چرا باید این همه عقده داشته باشه که اینطوری به زنش توهین کنه .من یه متاهلم و واقعا واسه ی این مردایی که این همه بی غیرتن احساس تاسف میکنم

بالا
0 لایک

سلام
واقعاً برام جالبه ادمها يى كه براشون اين جور داستانها زجر اوره اصلاً چرا وارد اين سايت ميشن شما كه ميدونيد اين سايت چه محتوياتى داره پس وارد نشيد من كارى به درست و غلطش ندارم ولى با خوندن اسم داستان ميتونيد چون بدتون مياد ازش بگذريد ونظر هم نديد تا روح لطيف تون اسيب نبينه

بالا
0 لایک

به نظر من دوست عزیز اول باید تو رو قبل از خانمت حسابی کرد وبذارمت ربع ساعت کیرمو ساک بزنی هر موقع احساس کردي سفت سفت شد کیرم رو از دهنت دربيار وبعدم محکم تو کون خانمت فشار بده منم توفشار دادن کمکت ميکنم نگران نباش بطوری برات میکنمش که جیغ کشيدناشو تا اخر فراموش نکنی گلم

بالا
0 لایک

واقعاً طرز نوشتنت افتضاح بود. اصلاً باهاش حال نکردم. دکلمه که نمیکنی... داری داستان سکسی تعریف میکنی... حداقل باید مخاطبتو ببری تو حس اون لحظه یا نه..... یکم بیشتر سعی کن... بلکه بهتر بنویسی..... برا من سخته قبول کردن اینکه آدم زنشو در اختیار مرد دیگه ای اینچنین بذاره..... فقط تو این داستانا خوندم که افرادی اینکارو میکنن. هنوز نه دیدم نه از کسی شنیدم............... Sad

بالا
0 لایک

ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺷﻬﻮﺍﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ
ﮐﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﻗﺒﻼ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻭ
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﮑﺲ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﺎ ﻣﯿﻼﺩ ﺭﺍﻭ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ
ﻫﯿﭻ ﺍﺻﺮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﺎ
ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ،ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻮﻧﯿﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ
ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﮑﺴﯽ ﻣﺎ ﮐﺎﻣﻼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﻪ ﻭ ﯾﻪ ﺭﻧﮓ ﺩﯾﮕﻪ
ﺍﯼ ﺑﮕﯿﺮﻩ .
ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﮑﺲ ﻧﺴﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﻼﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩﻥ ﻣﯿﺮﻓﺘﻦ ﺗﻮ
ﮐﺎﺭ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺳﮑﺴﯽ ﺷﺪﻩ
ﺑﻮﺩ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺳﮑﺴﯽ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻔﻦ ﻭ ... ﺁﺧﻪ ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻦ
ﮐﺎﺭﺍ ﺭﻭ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺬﺍﺑﺘﺮ
ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻬﺶ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﻢ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﻼﺩ ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ
ﭘﯿﺶ ﻣﺎ ﺁﺧﻪ ﻣﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﺩﻩ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﻭﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎ
ﺷﻮﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺗﻦ. ﺳﺮ ﺷﺐ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﻼﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﻧﺴﯿﻢ
ﯾﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﺗﻨﮓ ﻭﻟﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺗﻨﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺭﻭﺷﻦ
ﺑﺎ ﯾﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻣﻼﯾﻢ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻬﺎﺷﻮﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺣﺴﺎﺑﯽ
ﺗﻮ ﮐﻒ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﮐﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺁﺧﺮ
ﺷﺐ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺸﻦ . ‏(ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ
ﭘﺮﺍﻧﺘﺰﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﻻﺯﻣﻪ ، ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﻼﺩ
ﻫﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻭ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩ
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺶ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺑﺎ ﺁﺭﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ
ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﻫﺴﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻬﺎﯼ
ﺳﻌﯿﺪ ﻭ ﺭﺿﺎ ﺍﻭﻧﺎ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﻦ ﻣﯿﺸﺪﻥ ﺑﻪ
ﻣﺘﻠﮏ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﻣﯿﻼﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﺎ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﺶ ﺑﺎ ﻧﺴﯿﻢ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻨﻢ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﺣﺮﻓﺎﺷﻮﻧﻮ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ.
ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺮ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺻﻠﯽ ‏) . ﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﯿﻼﺩ
ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺑﻮﺩﯾﻦ ﻋﮑﺴﯽ ﻓﯿﻠﻤﯽ ﭼﯿﺰﯼ
ﻧﮕﺮﻓﺘﯿﻦ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺭﻭ
ﺁﻭﺭﺩ ﻭﺻﻞ ﮐﺮ ﺑﻪ ﺗﯽ ﻭﯼ ﻭ ﻣﺎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﻠﻢ
ﺷﺪﯾﻢ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﻼﺩ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎﺗﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩ
ﺑﻌﻀﯽ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﺴﯿﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﺵ ﺑﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﻮﺩﻥ
ﻭﻟﯽ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺭﺩ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎﻫﺎ ﮐﻪ
ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ ﻣﺜﻼ ﺳﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻦ
ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺳﺎﻋﺖ ﺣﺪﻭﺩ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﻣﯿﻼﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻮ
ﮔﻔﺖ ﺭﻧﮓ ﻧﺴﯿﻢ ﭘﺮﯾﺪ ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺻﺒﺢ ﺑﺎ
ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﻤﯿﺸﻢ ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺖ ﺻﺒﺢ
ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺮﺍﺵ ﺟﺎ
ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮﯼ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ
ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﯼ ﭘﭻ ﭘﭻ ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺗﺎ
ﻣﯿﺸﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻦ . ﻧﺴﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ
ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺭﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ ﺑﺰﺍﺭ ﻓﺮﺩﺍ
ﮔﻔﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﻧﺮﻓﺘﻢ ﭼﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ
ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻣﯿﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺮﻭ ﭘﯿﺶ
ﻣﯿﻼﺩ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﻨﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯽ ﺭﻓﺘﻢ
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﺮﯾﻦ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﯾﻪ
ﻓﯿﻠﻢ ﺳﮑﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﺭﻭﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻡ ﻣﯿﻼﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﯿﺮﻭﻧﺖ
ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﻩ ﻭ ﯾﻪ ﺑﺎﻟﺶ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻭ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﭘﺘﻮ
ﺭﻭ ﻫﻢ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﻣﯿﻼﺩ ﺻﺤﺒﺖ
ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭﺏ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﺁﻗﺎ ﻣﯿﻼﺩ ﯾﻪ ﻭﺏ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻣﯿﺎﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﻧﺼﺒﺶ ﮐﻨﯽ ﻣﯿﻼﺩ
ﻫﻢ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﯿﻼﺩ ﺭﻓﺖ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﮔﻔﺘﻢ
ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﻧﻮﺭ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺴﺖ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﻼﺩ
ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺑﺮﺩﻥ ﮐﯿﻔﺶ ﺍﺯ
ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻐﻠﯽ
ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺴﺖ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻗﻔﻞ ﮐﺮﺩ . ﻣﻨﻢ
ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻡ
ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﺧﻠﻮﺕ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﻣﺴﺘﻮﻥ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﻣﻨﻢ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﻣﯿﻠﺮﺯﯾﺪﻡ ﺁﺧﻪ ﺣﯿﺎﻁ
ﺧﻠﻮﺗﻤﻮﻥ ﻫﻢ ﺭﻭﺑﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﺴﯿﻢ ﺭﻭ
ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﻟﺐ ﻣﯿﮕﺮﻩ ﮐﯿﺮﻡ ﺑﺎ
ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﺷﺪ . ﻣﯿﻼﺩ ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ
ﻣﯿﮕﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﭼﻮﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺴﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﺪﻡ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﻣﯿﻼﺩ ﺩﺭ
ﮐﯿﻔﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ
ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻪ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﻋﺮﻕ ﺗﻮﺵ
ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﻧﺴﯿﻢ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﻟﯽ
ﻣﯿﻼﺩ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻧﺴﯿﻢ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ
ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﻼﺩ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﻭ ﻣﺎﺳﺖ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﻫﻢ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﺶ
ﺩﺍﺷﺖ ﻓﮑﺮ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﺴﯿﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻢ
ﮐﻪ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ
ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ
ﻭﻟﯽ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺎﺵ
ﻣﯿﻤﻮﻧﺪ ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﻣﯿﻼﺩ ﯾﻪ ﺗﻪ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺴﯿﻢ ﺭﯾﺨﺖ
ﻭ ﯾﻪ ﻧﺼﻒ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﻤﻮﻣﺪ
ﺩﺍﺷﺖ ﻧﺤﻮﯼ ﺧﻮﺭﺩﻧﺸﻮ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﻣﯿﺪﺍﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺴﯿﻢ ﮐﻠﯽ
ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺖ ﮐﻪ ﻣﺰﻩ ﺵ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺸﻪ ﻣﯿﻼﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ
ﭘﮑﻮ ﺭﻓﺖ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﻣﺎﺳﺖ ﺧﻮﺭﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺑﻪ
ﺳﺨﺘﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻕ ﺯﺩﻧﻪ ﻭﻗﺘﺘﻮﻧﻮ
ﻧﮕﯿﺮﻡ ﻣﯿﻼﺩ ﭘﮏ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﮐﻢ
ﮐﻢ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺳﺘﮑﺎﻧﻮ ﺭﻓﺖ ﺑﺎﻻ
ﻣﯿﻼﺩ ﺍﻧﮕﺸﺘﺸﻮ ﻣﺎﺳﺘﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻫﻦ ﻧﺴﯿﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺯﺑﻮﻧﺶ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﯿﺮ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻣﺎﺳﺘﺎ
ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﮐﯿﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﺗﻮﯼ ﺷﻠﻮﺍﺭﺵ
ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﻣﯿﻼﺩ
ﻧﺸﺴﺖ ﮐﯿﺮﺵ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺶ ﯾﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻪ
ﮐﯿﺮ ﻣﯿﻼﺩ ﺩﺍﺩ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﺸﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ
ﺑﻮﺩ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎ ﺷﻮﻥ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻋﯿﻦ ﻟﺒﻮ ﻣﯿﻼﺩ
ﻧﺴﯿﻤﻮ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻓﺸﺎﺭﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻥ ﻭ
ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﺗﻮﯼ ﺑﻐﻞ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻋﯿﻦ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ
ﻫﻢ ﻟﺐ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻦ ﻣﯿﻼﺩ ﺑﻠﻮﺯ ﻧﺴﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ
ﺑﺪﻥ ﺳﻔﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺷﮕﻠﺶ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﺪ ﮐﺮﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ
ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺵ ﮐﺮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﭘﺮﻭﺍﺯ
ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻣﯿﻼﺩﻭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺣﺎﻻ ﻓﻘﻂ
ﺷﻮﺭﺕ ﭘﺎﺵ ﺑﻮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ
ﺑﺎﻭﺭﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﺲ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﺷﻮﺭﺗﺸﻮ ﮐﺎﻣﻼ ﺧﯿﺲ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺷﻮﺭﺕ ﺗﻮﺭﯼ ﺳﻔﯿﺪ
ﮐﻪ ﮐﺴﻪ ﭘﻔﯽ ﺷﻮ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﭘﻔﯽ ﺗﺮ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺣﺎﻝ
ﻫﺮﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﺷﻮﺭﺕ ﭘﺎﺷﻮﻥ ﺑﻮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻨﻮﺯ
ﮐﺮﺳﺘﺶ ﺭﻭﻫﻢ ﺩﺭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺗﻨﺶ ﻟﻖ ﻣﯿﺰﺩ
ﻣﯿﻼﺩ ﻧﺴﯿﻤﻮ ﺑﺮﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﻮﻧﺪﺵ ﻧﺴﯿﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﺗﮑﯿﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﺷﻮﺭﺕ ﻧﺴﯿﻤﻮ ﺩﺍﺩ
ﮐﻨﺎﺭ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺲ ﺯﻧﻢ ﮐﺮﺩ ﺯﻧﻢ ﺍﻧﻘﺪﺭ
ﺷﻬﻮﺗﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻫﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻭﺑﺎﺩﺳﺘﺎﺵ ﺳﺮ ﻣﯿﻼﺩﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﺶ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺪﺍﺩ
ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻢ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻧﺴﯿﻤﻮ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﮐﺴﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﺷﻮﺭﺗﺸﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺯﻧﻤﻮ ﮐﺸﯿﺪ
ﺳﻤﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺨﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻮﺭﺗﺸﻮ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺍﺯ
ﮐﻨﺎﺭﺷﻮﺭﺕ ﮐﯿﺮﺷﻮ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﮐﺲ ﺯﻧﻢ ﻧﺴﯿﻢ ﯾﻪ ﺁﻩ ﺑﻠﻨﺪﯼ
ﮐﺸﯿﺪ ﻣﯿﻼﺩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺷﻮﻥ
ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﺩﻥ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﻦ ،ﻧﺴﯿﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﻫﺎﺵ
ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻞ ﺩﺍﺩ ﻭﮐﯿﺮ ﻣﯿﻼﺩﻭ ﺍﺯ ﮐﺴﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ
ﻣﯿﻼﺩﻭ ﻫﻞ ﺩﺍﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﺑﻌﺪ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﻼﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ
ﺍﻭﻝ ﮐﺮﺳﺘﺶ ﻭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺷﻮﺭﺗﺸﻮ ﻟﺨﺖ ﻟﺨﺖ ﺷﺪ
ﺭﻓﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﭘﺸﺖ ﺑﻪ ﻣﯿﻼﺩ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ
ﮐﺮﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﮐﯿﺮﺷﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﮐﺴﺶ ﻭ
ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﻤﯽ
ﺩﻭﻧﻢ ﻣﯿﻼﺩ ﭼﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﺑﺶ ﻧﻤﯽ ﯾﻮﻣﺪ
ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻣﯿﻼﺩ ﻧﺸﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﯿﻔﺸﻮ ﺑﺎﺯ
ﮐﺮﺩ ﻭ ﯾﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ
ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﺵ ﺑﻮﺩﻡ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ
ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺶ ﮐﺴﺸﻮ ﻣﯿﻤﺎﻟﯿﺪ ﻣﯿﻼﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﯾﻪ ﮐﺎﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﯾﻪ ﮐﺎﻡ ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﻧﺴﯿﻢ
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ
ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻓﺖ
ﺳﻤﺖ ﺩﺭ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺣﺴﺎﺑﯽ
ﻫﻢ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ
ﺭﻭ ﺳﺮﯾﻊ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺑﺴﺘﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻭﻕ ﺯﺩﻥ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮﯼ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻐﻠﯽ ﺩﺭ
ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﺩﻟﻮ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻭﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﻣﯿﻼﺩ
ﻟﺨﺖ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﮐﯿﺮﺵ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ
ﻣﻨﻮ ﺩﯾﺪ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺟﻤﻊ ﻭ ﺟﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ
ﺩﺍﺭﯼ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﺴﯿﻤﻮ
ﻣﯿﮕﺎﯾﯽ؟ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ
ﮐﻪ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﻭ
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻟﺨﺖ ﻟﺨﺖ ﺭﻧﮕﺶ ﭘﺮﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺑﯽ
ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﻫﯿﭽﯽ ﻣﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘﻢ
ﻧﺴﯿﻢ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﺣﺎﻟﺶ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺏ
ﻧﺒﻮﺩ ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﭼﯿﮑﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺳﺎﮐﺖ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺖ
ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﮐﯿﺮﻡ ﺣﺴﺎﺑﯽ
ﺭﺍﺳﺖ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺁﺑﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ
ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﯾﻬﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﺑﺸﯿﻨﻢ، ﺻﻨﺪﻟﯽ
ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺭﻭ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺳﻤﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻣﯿﻼﺩ
ﻭ ﻧﺴﯿﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﺑﺮﺩﻡ ﺳﻤﺖ ﮐﯿﺮﻡ ﻭ ﺩﺭﺵ
ﺍﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﻠﻖ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﻼﺩ
ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺷﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻭﺳﻄﯽ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎ ﺁﺏ ﺩﻫﻨﺶ
ﺧﯿﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺎﻟﯿﺪ ﺑﻪ ﮐﺲ ﻧﺴﯿﻢ ﻭ ﺭﻭﯼ ﻧﺴﯿﻢ ﺩﺭﺍﺯ
ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮐﯿﺮﺷﻮ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﮐﺲ ﺯﻧﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﻼﺩ
ﻧﺴﯿﻢ ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ
ﮐﯿﺮﻣﻮ ﻣﯿﻤﺎﻟﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﺯﺩﻥ ﺑﻮﺩ
ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺑﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ
ﺷﺎﻟﭗ ﺷﻮﻟﻮﭖ ﮐﯿﺮ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﯿﻮﻣﺪﻭ ﺁﻩ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺯﯾﺮ
ﻣﯿﻼﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻧﻤﻮ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﻢ ﻣﺘﺮ
ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﻣﯿﻼﺩ ﺭﻭ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻧﺴﯿﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻠﻤﺒﻪ
ﻣﯿﺰﺩﻭﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﻤﻮ ﻣﯿﻤﺎﻟﯿﺪ ﺁﺏ ﻣﻦ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺭﯾﺨﺘﻢ
ﺭﻭﯼ ﺷﮑﻢ ﻧﺴﯿﻢ ﻣﯿﻼﺩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ
ﺍﺭﺿﺎ ﺷﺪﻥ ﻣﻦ، ﺁﺏ ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻢ ﺁﺑﺸﻮ
ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭﯼ ﺁﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺴﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﺴﺸﻮ ﻣﯿﻤﺎﻟﯿﺪ ﺗﺎ
ﺁﺑﺶ ﺑﯿﺎﺩ ﻣﯿﻼﺩ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﺮﺩ ﺁﺏ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﯿﻼﺩ
ﻭﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺐ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﯿﻼﺩ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺁﺑﺎﯼ ﺭﻭﯼ
ﺷﮑﻢ ﺯﻧﻤﻮ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻧﺴﯿﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭﻧﺸﺴﺖ ﻣﻦ
ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻭ ﮐﺸﯿﺪ ﺟﻠﻮ
ﻭ ﯾﻪ ﻟﺐ ﻣﺤﮑﻢ ﺍﺯﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﺮﺳﯽ ﻣﻨﻢ
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩﻡ ﻭ ﺑﻮﺳﺶ ﮐﺮﺩﻡ ، ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭ ﻟﺨﺖ
ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﮕﻔﺖ ﻣﻦ ﭘﺎﺷﺪﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﻓﺘﻢ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺳﺮ ﺟﺎﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﻮﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﺷﻦ
ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﻧﺴﯿﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﺲ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ
ﺑﻌﺪﺍ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﻓﮑﺮﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﺧﻮﺍﺑﻢ
ﺑﺮﺩ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ
ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ
ﻫﻨﻮﺯ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﻩ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺻﺒﺢ ﻧﺮﻓﺘﯽ
ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﻇﻬﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺮﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﻭ ﻗﻄﻊ
ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻐﻠﯽ ﺩﯾﺪﻡ
ﻧﺴﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﻼﺩ ﻓﻘﻂ ﺷﻮﺭﺗﺎﺷﻮﻧﻮﭘﺎﺷﻮﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻐﻞ
ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺑﻦ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﻼﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ
ﺷﻮﺭﺕ ﺯﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﺎﻟﺸﻮﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﻧﺴﯿﻤﻮ ﺳﯿﺮ ﺑﮑﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ
ﺑﯿﺪﺍﺭﺵ ﮐﻨﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺣﻤﻮﻡ ﺩﻭﺵ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺍﻭﻧﺎ ﻫﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﻭ
ﻣﯿﻼﺩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﻼﺩ ﺍﻭﻝ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻮﺩ
ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺩﯾﺸﺐ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﮐﺴﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﻧﮑﻨﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﮔﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﮐﺴﻪ ﺧﻮﺏ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﮔﺎﯾﯿﺪﯾﺶ ﻣﯿﻼﺩ
ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ
ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﯼ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﻧﺎﻗﻼ ﺍﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﻪ
ﺩﺍﺭﯼ ﺯﻥ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻤﯿﺎﺭﯼ
ﮔﻔﺖ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭﮔﺮﻧﻪ
ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻓﻘﻂ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺎﺷﻘﺶ
ﻧﺸﯽ ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻼﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ
ﺑﺎﺑﺎ ﺯﻥ ﺟﻨﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ
ﺟﻨﺪﺱ ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯﮐﺠﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﻣﮕﻪ ﺑﺎ
ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺰﺍﺭﻩ
ﻣﻮﻗﻊ ﮐﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ ﺟﻨﺪﺱ
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﮕﻪ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻤﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻌﺪﺍ. ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﻣﻦ ﺍﺯ
ﮐﺲ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻧﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﮔﺮﻓﺖ ﺗﺎ
ﺑﻌﺪ، ﺍﮔﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺗﺎﯾﭙﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ

بالا
0 لایک