سکس زنم شیدا با دوستم

سلام من حمیدم 28ساله یه دوست داشتم اسمش پدرام بودکه ازدوران راهنمایی باهم رفیق بود اینم بگم و بگذرم که پدرام ازهمون اول خیلی شهوتی بود بارها قصدکردن منو داشت که من مخالفت میکردم ولی دوم دبیرستان بودیم که منو بردکوه اینقد بهم مالیدکه من راضی شدم و فرداش منو بردخونشون و توکونم کردکه بعدها دیگه عادت کردم برگردیم سراغ داستان اصلی که پدرام دانشگاه قبول شد رفت ساوه اونجا با شیدا رفیق شده بودمن هم تویه اداره استخدام شدم ولی پدرام رومیدیدم یاتلفنی باهم صحبت میکردیم اون ازدوستیش با شیدا میگفت ناگفته نمونه که پدرام استعداد عجیبی تو ریاضیات داشت یه روز ازمن خواست برم ساوه که من قبول کردم ویه روز جمعه رفتم بعدازظهر شیدا زنگ زد و از پدرام خواست بره پیشش پدرام ازمن خواست باهم بریم توپارک همدیگرو دیدیم ازدیدن شیدا به پدرام حسودیم شد اون هم خوشگل بودهم خوش قدوقامت اونا خیلی باهم راحت بودند

خلاصه اونروز من برگشتم خونه توفکر شیدا بودم یه روزکه داشتیم باپدرام صحبت میکردیم بهش گفتم خوش بحالت چه کسی طورکردی پدرام گفت من دوست زیاددارم من به شوخی بهش گفتم یکیشو بده به مااون گفت شیدا مال تو من فکرکردم شوخی میکنه که حرفامون تموم شد فردا شیدا زنگ زدبه گوشی من وگفت پدرام ازمن خواسته بات رفیق بشم خلاصه این اتفاقات باعث شدکه من باشیدا رفیق بشم شیدا بخاطر اینکه من خونه کاردارم شیفته منشده بود که منم عنان ازکف دادموراضی شدم پدرام ازاین اتفاق تعجب کرده بودکه یه شب زنگ زدوگفت بچه کونی حالامیخوای بادوست دختر من ازدواج کنی بعدخندیدو به من تبریک گفت بعدباکنایه گفت شیدا براتوزیادیه مواظبش باش اخه اون قبلا وقتی منومیکردمیدونست من کیرم کوچیکه(هشت سانت)خلاصه ماپدرمادرروراضی کردیم شدیم شوهرشیدا اون همچنان پدرام ودوست داشت چون ازمن خواست بعدازدواج باپدرام رفت وامدداشته باشیم شیدا هیچ وقت ازسکس بامن راضی نمیشدوعلنن میگفت ولی به هربهونه ای باپدرام صحبت میکردواس ام اس ردوبدل میکرد حتی سکسی پدرام رودعوت میکرد خونمون باهم درس میخوندنداون خیلی ارایش غلیظ میکردوجلوپدرام باسکسیترین لباس حاضرمیشدکم کم فهمیدم شیدا میخواد به من بفهمونه که نیاز به سکس باپدرام داره که بعدا بهم گفت دوران قبل از ازدواج باهم سکس داشتن خلاصه هرروز باهم ردحتترمیشدن حتی یه روز تلفنی پیش من داشت باپدرام صحبت میکردوبهش میگفت بخاطر پریودبودن حال نداره یه روز شیدا خیلی سکسی شده بودوکلافه بودبه من گفت کونم میخاره من چیزی نگفتم ورفتم بخوابم که زنگ زد به پدرام باحالت سکسی ازاون خواست بیادخونمون باهم درس بخونندبعدیک ساعت باصدای در ازخواب پریدم که تواتاقم خواب بودم پدرام بودشیدا مثل ادمهای درحال انفجار ازپدرام استقبال کردومن که تواتاقم بودم تعجب کردم من فقط صدای اونارو میشنیدم که شیدا به پدرام گفت دارم میمیرم خلاصه اونا مشغول شدن وصدای تلمبه زدن پدرام وصدای اخ اخ شیدا بلند شد بعدا دیگه برامون عادی شده بودحتی یه با رپدرام جلومن شیدا از کون کرد من الان به پدرام حسودیم میشه اون هم منوکرده هم زنمو در واقع شوهراصلی شیدا پدرام من فقط هزینه زندگی ولوازم ارایش اونو تهیه میکنم.

نوشته: حمید

2.22222
نمره شما: هیچ :میانگین 2.2 (9 رأی )

31 نظر

پس خوش بحال پدرام دوتا کون و

نوشته Akh-jon در 19. December 2012 - 10:23

پس خوش بحال پدرام
دوتا کون و یه کوس و باهم داره
کیره من ۲۲سانت است
اگه دوست داشته باشی هر دوتاتونو باهم میکنم

جرت نكو الاغ

نوشته sedehik در 19. December 2012 - 10:42

جرت نكو الاغ

همیشه مخالف فحش دادن بچه ها

نوشته Leila sh در 19. December 2012 - 10:52

همیشه مخالف فحش دادن بچه ها به داستان نویس ها بودم ..
اما بعضی ها یه مزخرف هایی سر هم می کنن و اسمشو می زارن داستان
اینجاست که میگم شاید حق با بچه هاست

ye kari mikoni ke fohsh bedan

نوشته elnaz shomali در 19. December 2012 - 11:14

ye kari mikoni ke fohsh bedan behet

هيچي نمي تونم بگم

نوشته ادم آهني در 19. December 2012 - 11:23

هيچي نمي تونم بگم

ey bi namus

نوشته ana bi ehsas در 19. December 2012 - 11:29

ey bi namus

خاک به سرت

نوشته kosdast در 19. December 2012 - 11:50

خاک به سرت Yawn

خاک تو سرت .بچه کونی . ولی

نوشته mehdi00time در 19. December 2012 - 12:00

خاک تو سرت .بچه کونی . ولی تقصیر تو نیست خیلی بد شانسی که از کیر هم بدشانسی آوردی و کیرت کوچیک شد.

کسخل عوض بزار با مادرت هم

نوشته ZKRIA در 19. December 2012 - 12:20

کسخل عوض بزار با مادرت هم بکنه

خدایا منو بکش از دست یه مشت

نوشته chick magnet در 19. December 2012 - 12:38

خدایا منو بکش از دست یه مشت کونی راحت شم

به یارو ميگن برو تهران يه بكن

نوشته امام زاده بیژن در 19. December 2012 - 12:39

به یارو ميگن برو تهران يه بكن بكنيه كه نگو!
یارو با اولین پرواز میاد،وقتي هواپيما ميشينه بلندگو اعلام ميكنه كمربندها رو باز كنيد
یارو ميگه:الله اكبر! شروع شد!

ربطشم به داستانت نمگم تا کونت بسوزه!!!

رفیق به حمید میگن رفاقت رو در

نوشته بهزاد اهوازی در 19. December 2012 - 13:22

رفیق به حمید میگن رفاقت رو در حق پدارم کامل کرد حمید جان تو بهترین دوست هستی بعد حمید جان میشه بگی کجایی هستی ؟ شاید من اومدم شهر شما زندگی کردم با این همه دموکراسی و ازادی های جنسی که هست

بعضی داستانها من رو به

نوشته mostoufi در 19. December 2012 - 14:45

بعضی داستانها من رو به روانشناسی ترغیب می کنه. نمیتونم باور کنم کسی در تصورات بچه گونش ازدواج کنه و آرزو داشته باشه زنش رو بکنند و ...
همش تو سر خودش بزنه و از بی عرضگی خودش بی استعدادیش تو ریاضی، کیر کوچیکش و ... منفی بگه و بقیه رو بالاببره اگه کسی علمی این افراد رو میشناسه یه توضیحی واسم بده. ممنون
در ضمن دوستان به نظرم نویسنده به خاطر مشکل روانیش مستحق فحش خوردن نیست.

خسته شديم با اين كسشعرا

نوشته Mohsen GTS در 19. December 2012 - 17:36

خسته شديم با اين كسشعرا

آقایان وخانومهای محترم

نوشته hosaco1391 در 19. December 2012 - 17:49

آقایان وخانومهای محترم اینقدرنگید فحش ندید......بابابعضی وقتاواسه بعضی کسا خیلی فحش حال میده Smug وامابرسیم به نویسنده داستان: من فقط پیشنهاددوستی باشمارودارم ... حال شیواجونم چطوره؟خوابت نمیادکون گلابی <)Smile

من دوست ندارم بهت فحش بدم چون

نوشته shekarestan در 19. December 2012 - 18:02

من دوست ندارم بهت فحش بدم چون از قوانین این سایت است ولی برو دنبال قاقالی بازیت برات متاسفم بد بخت

بچه ها به نظر شماها بدونه

نوشته آريش¤اهورا در 19. December 2012 - 19:04

بچه ها به نظر شماها بدونه دروغ نميشه زندگي رو كرد?!!!

جالب بود من كه خيلي خوشم اومد

نوشته احسان گي در 19. December 2012 - 19:12

جالب بود من كه خيلي خوشم اومد دوست دارم يك رفيق خوشگلم براي من پيداشه وهمين كارارو باهام بكنه

اخه یه جنده رو گرفتی چیکارش

نوشته Sooren2000 در 19. December 2012 - 21:40

اخه یه جنده رو گرفتی چیکارش کنی به نظر من ببرش یه امام زاده اب توبه بریز سرش بعد از این شهری که هستی برو جای دیگه یا کشور دیگه و تهدیدش کن که اگه این کارارو ادامه بدی از کس دارش میزنی نا سلامتی تو یه مردی هرچند دوستت خودتم کونی کرده ولی هنوز جای امیدواری هستش ' اخر کار اگه دیدی نشد برو یه جا زنده به گورش کن که ثواب هم داره

اخه یه جنده رو گرفتی چیکارش

نوشته Sooren2000 در 19. December 2012 - 21:44

اخه یه جنده رو گرفتی چیکارش کنی به نظر من ببرش یه امام زاده اب توبه بریز سرش بعد از این شهری که هستی برو جای دیگه یا کشور دیگه و تهدیدش کن که اگه این کارارو ادامه بدی از کس دارش میزنی نا سلامتی تو یه مردی هرچند دوستت خودتم کونی کرده ولی هنوز جای امیدواری هستش ' اخر کار اگه دیدی نشد برو یه جا زنده به گورش کن که ثواب هم داره

بهت تبریک میگم رفتی مرحله 2

نوشته dele khaste در 19. December 2012 - 23:13

بهت تبریک میگم رفتی مرحله 2 حالا نوبت اینه که مادرت وخواهرتو بکنه

بهرامم ساکن تهران یه دوست

نوشته bahram_2012 در 19. December 2012 - 23:15

بهرامم
ساکن تهران
یه دوست دختر میخوام
اینم ایمیلمه
bahrambahrami.1391@yahoo.com

mozakhraf bod.bache koni.

نوشته arash1985@yahoo... در 19. December 2012 - 23:32

mozakhraf bod.bache koni.

آخه کیری این چه داستان نوشتنی

نوشته akbarniamoh در 20. December 2012 - 1:13

آخه کیری این چه داستان نوشتنی بود اوبی؟

احتمالا خانوادتونم لاشی

نوشته mpourya18 در 20. December 2012 - 2:28

احتمالا خانوادتونم لاشی بودن.
چه راحت و خونسرد توضیح دادی . افرین.
مامانو کی میکرد عمو جون ؟
بابا به کی میداد؟
OLAGH

بیشتر دخترا بودن که فهش

نوشته sohil12211 در 20. December 2012 - 2:56

بیشتر دخترا بودن که فهش دادند
واسه اینه که نمیخوان قبول کنند که خانما سست عنصر هستند و نمیتونن به خاطر شوهرشون از خود گذشتگی کنند .
خانما هستند که خیانت میکنند .

اخه خره کره خر یک ساله هم این

نوشته hamid541 در 20. December 2012 - 3:18

اخه خره کره خر یک ساله هم این مزخرفاتو قبول نمیکنه توقع داری ما قبول کنیم

<دروغ شنیده بودیم که یارو می

نوشته mar2000 در 20. December 2012 - 3:55

<دروغ شنیده بودیم که یارو می گفتم کردیم ولی نشنیده بودیم که میگه هر دوی مان را می کنه خوب این چه مرضی هست که بیشتریها دارن عقده ی نوشتن دارین یا عقده ی دروغ گفتن بسه دیگه دروغ چرا تا قبر آ آ آ >

غیرتا کو غیرتا کو غیرتا کو

نوشته yasaman2024 در 20. December 2012 - 7:48

غیرتا کو غیرتا کو غیرتا کو

داستانش بوی صداقت میداد همینه

نوشته siyawash در 6. January 2013 - 15:46

داستانش بوی صداقت میداد
همینه دیگه
بکن بکنه
دوستش دیگه پیر شده وگرنه هر دونفرتونو میکرد
اگه من هم بودم خانمت رو میکردم

من که خيلي با داستانت حال

نوشته seven-dta در 3. March 2013 - 2:53

من که خيلي با داستانت حال کردم،آخه جوري نوشتي لامصب آدمو ميبري در بطن حادثه قرار ميدي
نميخوام فحش بدم ولي کيرم تو ذهن خلاقو کير 8 سانتيت
ازگل