شما اینجا هستید

سکس مذهبی

سلام
من امیر حسینم و تو قم زندگی میکنم.‏
اینجا شهر مذهبی ایه،مردم اینجا کمتر گناه میکنند.من و خانواده و حتی فامیلامونم کمابیش مذهبی ‏هستیم.من از بچگی به سکس و اینجور کارا به چشم گناه و زنا نگاه میکردم تا اینکه کم کم بزرگتر شدم ‏و شهوتم بیشتر شد والانم که18سالمه،شدم خدای کلیپا و عکسا و سایتای سکسی.‏
همش دوست داشتم یه سکس داشته باشم اما هم همه جا دستم می انداختند و می گفتن تو بچه ای و هم ‏اعتقاداتم جلومو میگرفت.تا اینکه تو قرآن به این آیه برخوردم که میگفت:هر کس تقوا پیشه کند(گناه ‏نکند) خدا برایش راه نجاتی فراهم میکند و از جایی که فکرش را نمیکند او را روزی میدهد.منم با این ‏آیه جو گیر شدمو رفتم حرم حضرت معصومه و توبه کردم و دعا کردم که خدا یه دخترو برام فراهم کنه ‏که بتونم صیغه اش کنم و یه سکس حلال داشته باشم!خلاصه حدود یه ماه دیگه سراغ کافی نت وگناه و.. ‏نرفتم.‏
یه شب داشتم میرفتم حرم.از خونه ما تا حرم حضرت معصومه سه چهار تا ایستاگه اتوبوسه واسه همینم ‏تصمیم گرفتم پیاده برم. یه خیابونی توراه حرم هست به اسم صفاییه که خیلی خیابون شلوغیه و همه ‏جور مغازه ای توش پیدا میشه.لازمه اینو هم بگم که دخترای قمی همه شون حتی بی حجاباشون چادر ‏سرشونه،بیشتر ازین چادر ملی ها میپوشن.‏
منم ،هم خداییش خیلی خوشگلم هم تیپم مذهبیه،اون موقع یه پیرهن آخوندی پوشیده بودم سرم هم پایین ‏انداخته بودم و یه تسبیح تربت هم دستم بود.همینطوری داشتم از پیاده رو رد میشدم و خواستم که سرم ‏رو بالا بیارم و از خیابون عبور کنم. تا سرمو بالا آوردم دیدم یه دختره داشت از روبرو میومد،نگاهم رو ‏صورتش قفل شد، نمیتونستم ازش چشم بدارم بد مصّب خیلی خوشگل بود.همینطوری چشم تو چشم ‏بودیم که کم کم از کنار هم رد شدیم و اونوقت من تازه به خودم اومدم یه استغفرالله گفتم و اومددم برم ‏اونور خیابون که یهو دیدم دختره بدود بدو از پشت سرم برگشت و اومد جلوم و گفت:ببخشید ‏آقا.گفتم:بفرمایید.گفت:یه سوال داشتم. فکر کردم چون تیپم مذهبیه سوال شرعی ای چیزی داره یا شایدم ‏میخواد مسخره بازی در آره.وقتی داشت حرف میزد نمیتونستم نگاهمو ازش بردارم. گفتم که خیلی ‏خوشگل بود و قیافه معصومی داشت.بهش میخورد همسن خودم باشه و هیکلش هم یه هوا از من ‏کوچیکتر بود.بش میخورد استیل خوبی هم داشته باشه.گفتم :سوالتونو بگید در خدمتم.گفت:اگه میشه تو ‏پیاده رو نباشیم سر راه مردمه،خیلی هم شلوغه،بریم تو همین کوچه هه.یک کوچه ای کنارمون بود که ‏تقریبا خلوت بود رفتیم داخل همون،تا اینکه گفت: ببخشید میدونستید شما خیلی خوشگلید و خیلی مودب ‏و با شخصیت به نظر میرسید؟ گفتم:سوالتون همین بود؟گفت:نه این نبود،سوالم بیشتر یه جور در ‏خواسته. کم کم دوزاریم داشت میافتاد گفتم:اگه در توانم باشه در خدمتم! گفت:میشه اول بگید چی ‏صداتون کنم؟گفتم:فکر نکنم برای یه سوال لازم باشه اسممو بدونید.گفت:خواهش میکنم.گفتم:امیر ‏حسین.بعدش یه نفس عمیقی کشید انگاری که گفتن این مطلب یه جورایی براش سخته.گفت:امیر ‏حسین،...،میشه منو بوس کنی؟!!!‏
داشتم می ترکیدم، احساس دقیقم در اون لحظه همین بود،حالا نمیدونم از عصبانیت،تعجب و یا ‏ازخوشحالی بود. تو دلم خدا رو صدهزار مرتبه شکر کردم.موندم چیکار کنم،باید یه عکس العملی نشون ‏میدادم که هم جذّاب باشه و هم خوشحالیمو از پیشنهادش برسونه.گفتم:دقیقا باید کجا رو بوس کنم؟خندید و ‏گفت:خیلی جاها! اما فعلا لبم رو بوس کن!گفتم:شما اسمتون چیه؟گفت:سارا. گفتم:ساراخانوم این کار از ‏نظر شرعی حرومه،مشکلی ندارید؟ احساس کردم یه خورده بدش اومد یا از اشتیاقش کم شد.گفت: نه من ‏مشکل خاصی ندارم.گفتم:ولی من دارم،البته نه اینکه بخوام کلاس بزارم یا ناز کنم،فقط میخواستم بگم که ‏راه شرعیم داره اگه مشکلی ندارید،حتی برای یه بوس!گفت:خب باید چیکار کنم؟منم یک سری چیز ‏هارو بهش در مورد صیغه و..گفتم و گفتم که بگه:زَوَّجتُکَ نَفسی فی مُدَّةِ المَعلومَة عَلَی الصِّداقِ ‏المَعلوم.ومنم در جواب گفتم:قَبِلتُ التَّزویج.گفتم راستی باید یه چیزی هم به عنوان مهریه بزاریم که ‏درست باشه،تو چی میخوای؟گفت:خب چی بگم مثلا؟گفتم:انتخاب با خودته هر چی خواستی.گفت: ‏هرچی؟گفتم:آره دیگه ولی متعارف باید باشه.گفت:خب من میخوام که بتونم باهات یه حرکت سکسی ‏انجام بدم که حدود5 دقیقه طول میکشه و تو هم باید قبول کنی.خوشحال شدم که خودش زودتر حرف ‏سکسو زد.گفتم خب حالا باید کجارو بوس کنم سارا خانوم؟گفت:لبمو دیگه.بعد صورتشو یکم کج کرد و ‏جلو آورد و لباشو غنچه کرد.من وضعیت خوبی نداشتم.از یه طرف دختری که از دخترای هر کلیپ و ‏عکسی که دیده بودم خوشگل تر و معصوم تر بود جلوم وایستاده بود و منم اشتیاق باور نکردنی ای واسه ‏بوسیدنش داشتم.از یه طرف هم هیچی تجربه نداشتم و هیچی بلد نبودم و میترسیدم گند بزنم، مخصوصا ‏حالا که یه فرشته واقعی جلوم بود.‏
با خودم گفتم مشکلی نیست لبمو میذارم رو لباش و یه بوس معمولی میکنم انگار یه جای دیگه ی ‏صورتشه. صورتمو مستقیم بردم جلو و لبمو رو لباش گذاشتم و بوس کردم.گرمای صورتش که به ‏صورتم رسید احساس کردم خون توی رگهام داره قل قل میزنه.خیلی حس خوبی داشت.لذتش باور ‏نکردنی بود.اما همش یه لحظه بود.بوسش کردم و دوباره صورتمو بردم عقب.یهو یه حالتی بین تعجب ‏و عصبانیت رو تو چشاش دیدم.گفت:چرا رفتی عقب؟گفتم:خودت گفتی یه بوس!گفت:منظورم این بود ‏که ازم لب بگیری. بعدش منتظر عکس العمل من نشد و خودش با دستاش سرمو گرفت و جلو کشید و ‏دوباره لبامو گذاشت رو لبش و خودش شروع به لب گرفتن کرد و منم کم کم به تقلید از اون یاد ‏گرفتم.زبونشو کشیدم تو دهن خودم و شروع به مک زدن کردم.مزه آدامس توت فرنگی میداد.یهویی ‏متوجه شدم که دو تا دختر دارن چپ چپ نگامون میکنن.سارا رو صداش کردم ، گفت:بله؟منم اون دو تا ‏رو نشونش دادم. یه نگاهی کرد و گفت:توجه نکن. بعدش دوباره صورتمو گرفت و به لب دادن ادامه ‏داد.منم دوباره به مکیدن ادامه دادم تا دیدم یه آدامس توت فرنگی اومد تو دهنم.همون لحظه هر دوتامون ‏خندمون گرفت.بعد گفتم راستی اون مهریه که گفتی چی هست حالا؟گفت اینجا که نمیشه بیا بریم ‏خونمون.گفتم:الان؟گفت:نه فراد،خب الان دیگه.منم یک لحظه تو ذهنم برنامه هامو بررسی کردم و دیدم ‏که خب به راحتی میتونم برم.گفتم:خب از کدوم طرف باید بریم؟گفت:ازین طرف. بعد به همون طرفی ‏که اشاره کرد راه افتاد و گفت:امیرحسین بیادیگه.منم دنبالش راه افتادم و واسه اون دوتا دختر یه چشمک ‏موذیانه زدم.‏
خونشون خیلی دور نبود.وارد خونه که شدیم.منو برد تو حال و گفت روی کاناپه ای که اونجا بود بشینم ‏تا بیاد.رفت چادرشو در آورد و دو تا رانی هلو آورد.یه مانتوی تنگ و سفید تنش بود.لاغر مردنی نبود ‏ولی کمر باریک بود و به هیکلش نمیومد اضافه وزن داشته باشه.خلاصه خوش فرم هم بود.رانی رو باز ‏کردم و سریع همشو سر کشیدم.شب بود اما بدنم بخاطر اولین لب گرفتنم داغ داغ بود!اونم رانی شو ‏سریع خورد و اومد جلو.همدیگه رو بغل کردیم. و بعدش شروع کردیم به لب گرفتن.مزه دهنش با طعم ‏هلو و یه ته مزه ی کوچولوی توت فرنگی ترکیب شده بود.انگار تو آسمونا بودم.هم اون دلشوره حرام ‏بودن کارمو نداشتم و هم جامون جلوی مردم نبود و معذّب نبودیم.کم کم ازش یه کمی فاصله گرفتم تا ‏بتونم همرمان لباسشو هم آروم آروم در بیارم. همینطور که دونه دونه دکمه های مانتوشو باز می کردم ‏اونم دوزاریش افتاد و شروع کرد به باز کردن دکمه های پیرهن من.‏
دکمه هاش که باز شد دستاشو آزاد کرد تا بتونم مانتو رو از تنش در بیارم.خدای من!یه تاپ تنگ و کشی ‏پوشیده بود و زیرش هم سوتین نداشت.نوک سینه هاش کاملا معلوم بود.سینه هاشم افتاده نبود و خیلی ‏قشنگ وایساده بود.بعد هم من دستامو آزاد کردم تا اون پیرهنمو در بیاره. زیر پوش نپوشیده بودم و بنا ‏بر حدیثی از یکی از معصومین عادت داشتم موهای زائد بدنمو بزنم.هیکلم خوب بود.بدنسازی اینا نمی ‏رفتم اما واسه خودم هر شب شنا و دراز نشست می رفتم.بعد من رفتم سراغ شلوارش که یه شلوار جین ‏کرم بود.اول دکمه و زیپشو باز کردم و خواستم کم کم بکشمش پایین که نذاشت.وخودش شروع کرد به ‏باز کردن کمر بند شلوار من و بعد دکمه وزیپم. و در تمام این مدت ما درحال لب گرفتن بودیم ولذتش ‏فوق العاده بود.‏
بعد من شلوارش رو گرفتم و اونم شلوار منو گرفت و همزمان باهم دیگه شلوار همو کشیدیم پایین.داشتم ‏میترکیدم از بس این لخت کردن هم دیگه همراه لب گرفتن حال میداد.بعد دیگه لب گرفتنو تمومش ‏کردیم وشلوارامونو یه کناری انداختیم.من رفتم و جلوش رو در رو وایسادم و تو چشاش زل زدم.قیافش ‏خیلی باحال شده بود.روسری طلایی و سفیدش هنوز سرش بود و تاپ و شورتش هم هر دو قرمز بودن ‏و جوراباشم هنوز پاش بود.آروم آروم دستامو به طرف روسریش بردم و همینطور که بازش میکردم و ‏موهای قهوه ای و نه خیلی بلندش رو نوازش میکردم گفتم:سارا،یه چیزیو ‏میدونی؟گفت:چی؟بگو.گفتم:میدونی، خدا تورو به من داده،من تو رو بعد از یه عالمه دعا و توبه پیدا ‏کردم.(یه کمی هم تیکه تئاتری اومدم و بغض کردم)تو هدیه خدایی سارا.روسری شو یه کناری ‏انداختم.اینا رو که گفتم اومد جلو و دستاشو داد تو دستم و گفت:امیرحسین،تو خیلی خوبی.صورت ‏ظریف و خوشگلی داری.امروز تو خونه تنها بودم.حوصله ام سر رفته بود.یه حسی بهم میگفت که از ‏خونه بیرون بزنم. منم اومدم بیرون و هنوز صد متری نرفته بودم و تو رو دیدم و فهمیدم که تو مال ‏منی.داشت حرفاش تموم میشد که من دستشو جلوی لبام آوردم وبوسیدم.خیلی خوشش اومد.اما من دیگه ‏ادامه ندادم تا لوس نشه. بعدش سرمو بردم جلو و پیشونی شو بوس کردم و دوباره شروع کردیم به لب ‏گرفتن.همزمان که داشتیم لب میگرفتیم.من طبق یه مقاله اینترنتی در مورد کار های لذت بخش واسه ‏خانمها، شروع کردم به نوازش کردن لُپ ها و گردنش با انگشتهام به صورت دایره ای و موجی.مثل ‏اینکه نتیجه میداد چون گرمای بدنش و لرزشش بیشتر میشد و سعی میکرد خودشو به من بچسبونه.وقتی ‏سینه هاش از روی تاپش بهم میچسبید بدن منم از لذت میلرزید و همزمان انگشتامو سریع تر روی ‏گردنش حرکت میدادم.کم کم نوازشامو به کمرش کشوندم و آروم آروم ولی سریع انگشتامو به پهلوها و ‏شکمش هم میکشیدم.خیلی حال میکرد.در حدی که یهویی صورتمو عقب زد و سریع تاپشو در آورد و ‏دوباره صورتمو جلو کشید و ازم لب گرفت و ایندفعه بدن داغ و لرزانشو بدون پوشش بهم میچسبوند که ‏واسم لذتی ماورای تصور داشت.سینه های سفت و خوش فرمش به سینه هام چسبیده بودن.نمیدونم چقدر ‏به این حالت گذاشت،اما انقدری گذشت که پاهامون خسته شده بود و در همون حالت به طرف کاناپه ‏رفتیم و روش نشستیم و به لب دادن ادامه دادیم.‏
شاید حدود یه ربع گذشت اما ما انقدر لذت میبردیم که گذشت زمان رو حس نمیکردیم و انگار نه انگار ‏که سکس مراحل جذاب تری هم داره!همینطوری مشغول بودیم که یهو زنگ خونه رو زدن.فرض کنید ‏در راحت ترین و لذتبخش ترین حالت ممکن در زندگی تان باشید و یهویی زنگ در را بزنند.تازه از ‏ترس هم داشتم می مردم که نکنه مامان باباش باشن. اونم ترسیده بود.سریع به طرف آیفون تصویری ‏شون رفت و با دیدن مانیتورش یه نفس راحت کشید.منم کنجکاو شده بودم رفتم پیشش و دیدم دو تا ‏دخترن.یه ثانیه طول کشید تا اینکه یادم اومد و فهمیدم اینا همون دوتان که داشتن تو کوچه لب گرفتن ‏مارو دید می زدن. مثل اینکه تعقیبی چیزی کرده بودنمون.سارا هم دوزاریش افتاد.لباسشو که موقع ‏زنگ خوردن آیفون سریع چنگ زده بود تا بپوشدش،دوباره سر جاش پرت کرد و دکمه آیفونو زد و ‏بهشون گفت:بیاید بالا.ماهم با همون وضعیت دوتایی رفتیم دم در ورودی وایستادیم تا بیان.من به سارا ‏گفتم:میشناسی شون؟گفت:نه ولی احتمالا اینکارن و واسه سکسی چیزی اومدن.درو باز کردن و اومدن ‏تو.یکی شون یکم قدش بلند تر بود وسنش از من وسارا بالاتر میزد.ولی اون یکی احتمالا هم سن مون ‏بود.خیلی هم خوشگل نبودن.یعنی استیل خوبی داشتن ولی به سارا نمیرسیدن.سارا بهشون سلام کرد ‏وگفت:اومدید به ما بپیوندید؟گفتن:آره اگه بشه.سارا اسماشونم پرسید،بزرگتره سیمین بود و اونیکی ‏الناز.سارا گفت:مشکلی نیست،البته اگه امیرحسینم مشکلی نداشته باشه. منم بهشون گفتم که اگه زیادی ‏اصرار دارن اشکال نداره ولی از همون طریق شرعی باید باشه و براشون تو ضیح دادم که نباید ‏همجنس بازی کنن.و فقط باید سکس چهار نفره باشه.قبول که کردن هرکدومو جدا جدا صیغه کردم.الناز ‏واسه مهریه گفت من یه لب آبدار ازت میخوام.منم گفتم:نمیشه، من فقط به سارا لب میدم یه چیز دیگه ‏بگو.گفت:خوب باید بزاری راحت ساک بزنم و آبتم بخورم.گفتم:ساک باشه ولی ابمو نمیشه بخوری،فقط ‏میتونم اگه بخوای بریزم روت.گفت:خب باشه.سیمین هم گفت:من واسه مهریه میخوام کسمو ‏بخوری.گفتم:در کل لب من مال ساراست، تو هم یه چیز دیگه بگو.گفت:خب باید منو از کون به مدت 5 ‏دقیقه پشت سر هم تلمبه بزنی با سرعت.منم یه لحظه تو ذهن خودم از بین داستانهایی که خونده بودم ‏تلمبه زدن رو سرچ کردم و دیدم که کمر واسم نمیمونه اینطوری ولی قبول کردم.بعد دوباره من با سارا ‏که حسابی از لب ندادن و کس نخوردنم واسه اونا خوشش اومده بود رفتیم نشستیم رو کاناپه و شروع ‏کردیم به لب گرفتن و من به الناز اشاره کردم که بیاد و ساک بزنه.اونم سریع چادر ملی شو در آورد و ‏لخت شد ولی شرت وسوتین هنوز داشت.بد مصّب بدنش خیلی سکسی بود.اومد جلو و شرتمو پایین ‏کشید و کیر بی موی منو که دید حسابی خوشش اومد.توجه سارا هم جلب شد ولی من شروع کردم به ‏نوازش کردنش با انگشت و حسابی بهش حال دادم و کم کم نوازشامو به محدوده رونها و شرتش هم ‏رسوندم.النازکیرمو که بادستش گرفت دیگه انگار تو فضا بودم.خیلی به خودم فشار میاوردم که خودمو ‏بتونم نگهدارم چون کارهای خیلی لذت بخش تر از اینم هنوز خیلی داشتم.الناز شروع کرد به زبون زدن ‏به کلاهکم.اولین زبون رو که زد بدنم شروع کرد به لرزیدن و عوضش منم دیگه نه فقط با انگشتام، ‏بلکه با تمام دستم سارا رو نوازش میکردم و سینه هاشو جوری میمالیدم که آهش درومده بود.الناز هم ‏داشت کل کیرمو میلیسید و خیلی بهم حال میداد.تو این کلیپا میدیدم مردا خیلی از ساک زده شدن ‏خوششون میومد ولی تازه الان میفهمیدم یعنی چی.الناز کم کم شروع کرد و کیرمو تاته تو حلقش فرو ‏میکرد و در می آورد که از بس حال میداد سریع آبم اومد و کله اشو بیرون هل دادم و آبم رو روی شکم ‏وسوتینش ریختم که مجبور شد سوتینشو در بیاره.سینه هاش قشنگ بود ولی افتاده بود.مثل مال سارا ‏خوشگل نبود.آبمو که کامل خالی کردم.دوباره همون کارو ادامه داد ومنم دیگه یه دستی سینه های سارا ‏رو میمالوندم.الناز موهاشو پشت سرش بسته بود.منم با این یکی دستم که آزاد بود موهای پشت سرشو ‏گرفته بودم و سرشو تند تند عقب جلو میبردم و کیرمو تا حلقش فرو میکردمو در میآوردم.در واقع داشتم ‏تو دهنش تلمبه میزدم.انقدر حال میداد که دو دقیقه نشد که دوباره ارضا شدم و کیرمو از دهنش در آوردم ‏و تمام آبمو رو سر و صورتش خالی کردم.بیچاره داشت خفه میشد.دیگه ساک نزد و رفت کنار.سیمین ‏هم که خسته شده بود اومد و گفت حالا نوبت مهریه منه!من و سارا هم که دیگه خسته شده بودیم و ‏ساراهم دلش کیر میخواست. گفتیم باشه.به سارا گفتم راستی مهریه تو چیه؟گفت آخرش میگم، فعلا یکم ‏منو بکن.گفتم پرده داری؟ گفت آره تا ته فرو نکن که پاره بشه.گفتم:باشه. و به سیمین گفتم:تا من یه کم ‏به سارا حال بدم تو اگه میشه خایه هامو بخور.اونم گفت با کمال میل!بعد دراز کشیدم رو کاناپه و سارا ‏اومد کم کم با کسش نشست رو کیرم و شروع کرد به بالا پایین رفتن.من کیرم خیلی بزرگ و دراز ‏نبود،خود سارا هم مواظب بود که پرده اش پاره نشه.همزمان هم سیمین سرش رو آورد لای پاهای من ‏زیر کون سارا و خایه های منو میلسید و هر چند وقت یکبار سعی میکرد اونارو تو دهنش جا بده و با ‏زبونش باهاشون بازی میکرد که خداییش خیلی حال میداد. انقدر وضعیت باحالی بود که حد نداشت.هم ‏جام راحت بود. هم سارا بهم کس داده بود و کیرم داشت توی یه فضای داغ و خیس وتنگ جلو عقب ‏میرفت و هم یه نفر دیگه داشت خایه هایم وکونمو میخورد.انگار توفضا بودم.‏
بعدش دیگه خود سارا پاشد و گفت:بسه دیگه حالا برو سیمین رو تلمیه بزن.سیمینم از لای پاهام پاشد و ‏کونشو قمبل کرد ومنم که کیرم حسابی خیس بود،کم کم آروم آروم توی کونش فرو کردم.مثل اینکه ‏خیلی خوشش اومد که یهو فرو نکردم تا دردش بیاد. به سارا گفتم وقت بگیر.اونم وقت گرفت و من یه ‏نفسی کشیدم وکم کم کیرمو عقب جلو کردم.خیلی داشت حال میدادکم کم کیرم جا باز کرد ومن هم آروم ‏آروم تندش کردم.یکی دودقیقه که گذشت احساس کردم آبم داره دوباره میاد اما توجه نکردم و گذاشتم ‏همونتو بریزه و با هر دو دستم کمرشو گرفته بودم و داشتم بشدت تلمبه میزدم.الناز هم رفته بود و دهن ‏سیمینو میگرفت تا جیغاش هممونو کر نکنه.دوست داشتم تا ابد ادامه پبداکنه ولی کم کم داشتم خسته ‏میشدم و قشنگ میتونستم احساس کنم کمرم داره خالی میشه.‏
سارا که گفت5دقبقه تموم شد، از خداخواسته کیرمو سریع در آوردم و از خستگی رو کاناپه ولو شدم.دور ‏و بر کیرم از آب کیر خودم و آب کس سارا و خیسی کون سیمین کثیف بود که گفتم الناز بیاد واسم ساک ‏بزنه.بیچاره خیلی هم با اشتیاق اومد و کارشو شروع کرد.از بس خسته شده بودم که حال لذت بردن هم ‏نداشتم.یکم خستگیم که در رفت،سارا اومد کنارم و منو بوس کرد و گفت حالا من بهت بگم چیکار ‏میخوام بکنی؟گفتم بگو.گفت:ناراحت نمیشی؟آخه اولش ناراحتی تو خیلی واسم مهم نبود اما حالا که کم ‏کم شناختمت واسم مهمه.منم سرمو بردم جلو و بوسش کردم و گفتم:اگه تو خوشت میاد از اونکار،واسه ‏من مهم نیست چیه.گفت:باید انگشتای پامو لیس بمکی!گفتم باشه مشکلی نیست.بعد سارا النازو از کیرم ‏کنار زد و همونطور که دراز کشیده بودم،کم کم با کون روی کیرم نشست و یکم بالا پایین رفت.حالت ‏جدیدی از کردن بود ومثل اینکه سارا هم مثل من دفعه اولش بود چون کونش خیلی تنگ بود و بهم ‏خیلی حال میداد.تو همون حالت پاهاشو آورد جلو و روی صورتم گذاشت و اول با انگشتای پاش با لبم ‏بازی کرد و بعد من کم کم انگشتاشو لیس میزدم و میمکیدم که خیلی خوشش میومد.‏
یکم که گذشت،خود سارا به سیمین گفت که بیاد و خایه هامو دوباره بلیسه.سیمین هم که اومد و کارش ‏رو شروع کرد،من دوباره رفتم فضا!از بس حال میداد. یکم که گذشت.متوجه شدیم الناز داره تمیز میکنه ‏خودشو که بره،سیمین هم که فهمید،اونم خایه هامو ول کرد و رفت که اماده بشه.مثل اینکه دیرشون شده ‏بود.سارا از روی من پاشد که باهاشون خداحافظی کنیم.لباساشونو که پوشیدن اومدن جلو و روبوسی ‏کردیم. قبل اینکه برن.الناز اومد و جلوی کیرم زانو زد و کیرمو گرفت تو دستش و کلاهکمو یه بوس ‏کرد و گفت میشه شمارمو بهت بدم؟منم گفتم:گفتم که،من مال سارام،سارا باید اجازه بده.سارا هم ‏گفت:اگه خودت میخوای مشکلی نداره.اما من فهمیدم خوشش نیومده وگفتم:نه نمیشه سارا دوست ‏نداره.النازم گفت:حبف شد.رو به کیرم کرد و مثلا باهاش دست تکون داد و بهش گفت:حداحافظ، توکیر ‏خوبی بودی.و دوباره کلاهکمو بوسید و برای آخرین بار کیرمو گذاشت دهنش.سمیمن هم مثل اینکه ‏خوشش اومد.اونم اتومد و کیرمو کرد تو دهنش.‏
وقتی هر دوتاشون رفتن و مادوباره تنها شدیم،به سارا گفتم:تو کیرمو نمیخوری؟گفت:نه الان بدم میاد،اما ‏اگه خیلی دوست داری میخورم.منم گفتم:نه نمیخواد،راستی مهریت همین بود؟گفت نه دراز بکش روی ‏کاناپه.منم رفتم و دراز کشیدم.بعد اومد روی کاناپه وایستاد و بعدش با کس و کونش نشست روی ‏صورتم.یه لحظه داشتم خفه میشدم اما توجهی نکرد.حالت خوبی بود ولی سخت بود.بعد که یکم جاشو رو ‏صورتم درست کرد.شروع کرد به چرخوندن کونش رو صورتم و هی کسشو به دهن و دماغم ‏میمالوند.منم تا جای ممکن سعی میکردم کسشو بخورم.خیلی خوشش اومده بود چون هم صدای آه و ‏اوهش و هم صدای خندش میومد.اما من داشتم خفه میشدم.بعدش یکمی از روم بلند شد،تا بلند شد تونستم ‏نفس بکشم و یه نفس عمیق کشیدم که ازین کارم قاه قاه خنده اش گرفت و هی کونشو به صورتم ‏میچسبوند و تا جایی که میشد فشار میداد و وقتی دیگه داشتم راس راسی خفه میشدم تازه یه خورده بلند ‏میشد و از نفس نفس زدنم خوشش میومد.در طول این چند دقیقه هم دوبار ابش اومد که همشو ریخت رو ‏صورتم.در کل همین که زجرم میداد واسش لذت بخش بود.آخرین بار دیگه داشتم واقعا خفه میشدم و ‏همینطور که داشتم نفس نفس میزدم و تاجای ممکن هوا رو میبلعیدم و اونم داشت قهقهه میزد.بهش ‏التماس کردم دوباره نشینه صورتم،خودشم خسته شده بود.همونطور که هنوز داشت بهم می خندید و از ‏التماسم خوشش اومده بود گفت:ببخشید امیر حسین،خیلی حالتت خنده دار شده بود وخیلی هم حال ‏میداد.گفتم:خواهش میکنم فقط بگو دستشویی کجاست؟دستشویی رو بهم نشون داد.‏
منم رفتم و تمام صورتمو شستم با صابون.همه جای صورتمو حتی توی دهنمو هم شستم.داشت حالم بهم ‏میخورد.سارا رو صدا کردم گفتم برام آب نمک بیاره.اب نمک آورد و منم حسابی زبونمو شستم وآب ‏نمک قرقره کردم.وقتی برگشتم از دستشویی واسم دوباره رانی آورده بود.حسابی ازم عذر خواهی کرد و ‏رانیو بهم داد.واقعا تشنه ام شده بود.رانیو خوردم و همدیگه رو بقل کردیم و دوباره لب گرفتیم.انگار که ‏همون دفعه اوله.هنوز هم لبهاش خیلی خوشمزه و لذت بخش بود.بعد از لبهاش من یکمی کردنشو ‏خوردم و رفتم سراغ سینه هاش.اول میلیسدمشون و بعد نوک سینه هاشو میمکیدم و سعی میکردم هر ‏چی بیشتر اونارو تو دهنم جابدم.خیلی خوشش اومده بود وآهش بالا رفته بود و بدنش ازقبل خیلی گرم تر ‏بود. یهویی منو عقب زد وسریع زانو زد وخودش رفت سراغ کیرم و کیرمو تو دهنش تلمبه میزد.‏
خلاصه اون شب من سه ساعت داشتم باهاش سکس میکردم وواسه هرلحظه اش هزار بار خدارو شکر ‏میکردم.وقتی دوباره لباسامو پوشیدم وخواستم برم.اومد پیشم و گفت:امیرحسین،میخوای شماره همو ‏داشته باشیم؟توخیلی خوب هستی و من دوستت دارم ومیخوام باهم دوست باشیم.گفتم:من از خدامه ،تو ‏هدیه خدابودی برای من واز هر دختر دیگه ای که میشه تصورشو کرد،خوشگلتر و جذاب تری.هر ‏لحظه که باتو بودم برام یه دنیا لذت بخش بود و ارزش داشت(بازم تیکه تئاتری اومدم!)‏
شماره هارو رد و بدل کردیم و آخرین لب رو از همدیگه گرفتیم و خداحافظی کردیم.دلم واسش سوخت که ‏ما لذتشو بردیم اما اون باید کثیف کاریارو تمیز کنه.بعدش رفتم یه راس خونمون و غسل جنابت کردم و ‏کثیفیارو شستم و بعدش یه راست رفتم حرم حضرت معصومه و حسابی خدارو شکر کردم و از حضرت ‏معصومه تشکر کردم.‏

موفق باشید

داستان سکسی:

2
نمره شما: هیچ میانگین 2 (4 votes)

نظرات

ای بمیری تو با این داستانت!!
لابد دختره فرشته بوده، خدا هم به پاس تمام اون از خود گذشتگیات، و اینکه یه ماه دور سایت سکسی و چت رو خط کشیدی، خواسته یه حالی بهت بده،به یکی از فرشته های حشریش گفته حوری خانوم جنده برو به این امیرحسین جلقی یه حالی بده!!!

دختره تو رو تو خیابون دید، بعد فرتی گفت امیرحسین! میشه منو ببوسی؟!!!
تو هم تو دلت گفتی: خدایا هزار مرتبه شکرت!
چقدر تو با ایمانی!!!
اون دو تا دختر که دیگه... یعنی خندیدما!!!!
مهریه ها خیلی جنبه معنوی داشت! از کون کردن و خوردن کس و کون و اینکه "اجازه" بدی کیرت رو ساک بزنن!!! :))))))))))))))))))))

بالا
0 لایک

پسر جان به سکس مذهبی میگن جماع دِ آخه من چرا باید بیام اینجا هی غلط ادبی بگیرم از شماها پیرم کردین
بعد اگه سکسه دیگه مذهبی نیست اگه جماعه دیگه سکس نیست. نمیخونم چون تیترش رو اشتباه نوشتی درستش کردی و خلاصه نوشتی خبرم کن بیام بهت گیر بدم

بالا
0 لایک

اینجا شهر مذهبی ایه،مردم اینجا کمتر گناه میکنند.
جديد ترين آمار ايدز در قم، پايتخت مذهبی جمهوری اسلامی ايران، از افزايش نزديک به ۱۰۰ درصدی مبتلايان به اين بيماری طی ۲ سال گذشته خبر می دهد.
پيش بينی می شود يک هزار و ۳۰۰ نفر در قم مبتلا به ويروس ايدز هستند که هنوز شناسايی نشده اند».
یه سرچ کن تو گوگل آمار بگیر اگه قبول نداری
. پس دیگه زرت و پرت بیخود نکن
داستانتم نخوندم.

بالا
0 لایک

من که نمیخواستم فوحش بدم اما رفتم قم ، اونجا یک اخوند فتوا داد بزنم مادرت رو بگام .
اخه دیوث مگه ملائک به کونت گذاشتن که اومدی اینجا درباره ثواب و گناه فتوا میدی ؟؟؟
کیری به درازای یک عمامه باز شده تو کونت .
عوضی ، کونده ، شغال ، پست فطرت ، دیوث ، تخم سگ ، پفیوز ، کون پاره ، الاغ ...
چیه ، دارم اسماء حسنه ات رو ردیف میکنم ، شاید یک خری پیدا شد بیاد خواهرت رو بگاد .
کیر تمام اخوند ها و عمامه داران تو اون کون گشادت ، ابله مشنگ .
دیگه ننویس دیــــــــــــــــــــــــــــــوث X-(

بالا
0 لایک

الان مثلا منظورت این بود که اگه ازگناه دوری کنیم خدا ازآسمون کس برامون میفرسته وبه قول شما مذهبیا سکس هلال میکنیم؟! کیرم تاخایه توکس خوارمادر شما مذهبیا که هرکونی میدید3سوت براش کلاه شرعی میسازید.کس کش ننه وقتی او جنده خانم مذهبی برای توی کونی مذهبی مهریه تعیین میکرد بابای کس کششم مهریه رو تایید کرد؟! اصلأباباش اونجا بود که اجازه بده دخترجنده اش بطور شرعی به توی کونی کس بده؟! ازهمه اینا که بگذاریم الان دیگه اون جنده زن شرعیت بعد خوب نیست داستانشو برای ما تعریف میکنی،دوباره داری گناه میکنیا! بعد اگه خدا کوسی رو که برات فرستاده پس گرفت و داد به ی بچه طلبی بی گناه دیگه نگی چرا کوس و ازم پس گرفتی؟!

بالا
0 لایک

آخه کیر هر چی آخونده تو کونت بره از آیات عظام و غیره تا اون طلبه مبتدی اولن صیغه اینجوریه زوجتک نفسی فی المده المعلوم علی مهر المعلوم وووووو قبلت بعدش بپح کونی کیرمن که 24 سانته تو کونت صدبار نوشتم اینقدر کس نگید بازم بیشتر توهم میزنن کدوم دختر میاد یه پسرو تو خیابون اون هم قم لب ازش میگیره کس کش اگر دروغ نگی فحش میخوری

بالا
0 لایک

تمامش زائیده ذهن بیمار یه ابله جقی بود....کسکس مذهبی از قم...فکر کنم تو از همون ساندیس خورای کفن پوش هستی که امدی اینجا تریپ مذهب بیای...
همه قمی ها مثل تو نیستن...ولی تو قمی هستی...چون تا شاشت کف کرد شدی خدای کلیپ وعکس سکسی...پیغمبرتم میفرستادی ما رو ارشاد کنه که چه جوری سه نفر رو در ان واحد و زیر لوای اسلام به زیر خودمون بیاریم...
بلا نسبت خواننده ها...اخه کونی تو کون دادن رو یاد گرفتی ولی کون کردن هنوز برات زوده.فعلا همونطوری قمبل باش و دستات رو زمین باشه تا خبرت کنم...صیغه چندین شرط داره...امدی اینجا عربی بلغور میکنی که چی بشه...ما خودمون پا منبر بزرگ شدیم،بساط رمالی ات رو جمع کن ..بزار باد بیاد...هرررری...

بالا
0 لایک

ادمین عزیز
چرا اجازه می دی به ایران و ایرانی توهین بشه و جواب من رو دو باره که داری حذف می کنی بچه های شهوانی بفهمید دارن چکار می کنن کمک ککککک ک م جواب کامنت اون جوری چکت می زنم رو بدین
کککک

بالا
0 لایک

من نمی خوام به هیچ کس توهین بشه ولی بعضی ها که میان کامنت میذارن حتی از انسانیت بویی نبردن به همه توهین می کنن من مخلص همه بچه های گل شهوانیم دوستون دارم در خدمتم همه جوره .

بالا
0 لایک

اینکه آخوند جمعات حروم زادن شکی نیس... شیعه یک مذهبه نمیشه بهش توهین کرد اما بعضی چیزارو این حروم زاده های زمان صفوی وارد این مذهب کردن که هر حروم زاده ای مث این نویسنده بیادو مسخره کنه.......شیعه واقعی عاری از خرافاته نه این شیعه ایرانی صفوی که ریدن توش این آخوندای کس کش.......برید تحقیق کنید متوجه میشد بچه ها......داستان تخمی بود ولی یه کمی خندیدیم... کیر خرهای دهات کردستان تو کونت....

بالا
0 لایک

جوری چکت میزنم...
باهات موافقم من دیدم این ناملایمات دستگاه حکومتی علیه سنی ها رو .....ببینید مشکل ما مذهب نیس مشکل ما اون کس کشایه که هر چی خرافاته وارد دین میکنن تا خودشون به اهدافشون برسن... وگر نه موسی به دین خود عیسی به دین خود.......اگه مملکت اسلامیه ماهم دینمون اسلامه اما شما کجادید تو ایران به اعتقادات سنی ها احترام بزارن .....!!!!!!! خودتون قضاوت کنین..

بالا
0 لایک

این بچه اخوند کونی کوس شعر نوشته . از بس جق زده متوهم شده . آخه کوسکش چرا ملجوقاتت را با دین پوشش میدی. اون سنی بیچاره هم از بس تبعیض دیده و توهین به اعتقاداتش دیده قاطی کرده و به زمین و زمان فحش داد. ولی دوست سنی عزیز هر چی دوست داشتی به اخوند ها فحش بده ولی به ایرانی و ملیت کسی توهین نکن

بالا
0 لایک

جوری چکت میزنم...
مشکل تو واقعا چیه؟ یکم فکر کن! پس این چه ربطی داره که تو به اعتقادات شیعه توهین کنی؟
فعلا که این جمهوری آخوندی داره اینجا حکومت میکنه. بالاخره دسته گلیه که پدرا و پدربزرگای ما به آب دادن!
GONRASH
درست میگه. از وقتی که صفویای کثیف شیعه رو دین رسمی ایران معرفی کردن خرافات هم واردش کردن. نمونه اش همین ((امام زمان))!!!
دنیا داره مارو بخاطر این قضیه مسخره میکنه. البته منم انکارش نمیکنم ولی به این صورت که میگین نیست. (خر سبز و پیرزن یه چشم و مرگ شیطان و...)
هههههه
همین الان داشتم شبکه ۱ نگاه میکردم مجریه از آخونده پرسید:
آیا این روایت درسته که هر کس توانایی اش رو داشته و در طول عمرش کربلا نرفته بدبخته و تو این دنیا خیر نمیبینه؟
آخونده میگه بله بله کاملا درسته!
اینم از خرافات قبل از خواب امشبم!
:LOLL:

بالا
0 لایک

با درود فراوان به همه بچه های عزیز و محترم و عصبی
من نمیخواستم خودم و وارد این بحث بکنم تا اونجایی که دوست عزیزمون مازیار خوان نوشت که همه دارن مارو بخاطر امام زمان مسخره میکنن
مازیارخان عزیز این خبر ها هم نیست داداش
همه دنیا به منجی اعتقاد دارن هر دینی برای خودش منجی داره دقیقا نشانه هاش رو هم مشخص کردن
جوری چکت میزنم اومدی کلی فحش و بد و بیرا به ایرانیو ایرانی جماعت دادی الان میگی تو حالت عادی نبودی؟ نکته جالب اینه که خدا رو هم قسم میخوری مگه خدا رو هم قبول داری؟؟؟؟
چه خوبه قبل از اینکه کاری بخوایم انجانم بدیم و حرفی بزنیم قبلش مطالعه کنیم و هرچی که همون موقع به ذهنمون خطور میکنه رو نگیم و انجام ندیم که نمونش میشه رئیش قوه مجریه کشور عزیزمون ایران

بالا
0 لایک

به به بازم آدمین کرد توی کون ما..بابا آدمین بکش بیرون ازما...چه را کامنت من رو حذف کردی؟؟
جوري چکت ميزنم: ميخوام باهات با ادب حرف بزنم،ولي اون کامنت اولت رو ميبينم بد جور عصبم ميزنه بالا:
اوسميخ به من نشون بده قبل از کامنت تو کدوم کسکشي بحث مذهب رو کشيد وسط،که الان بلغور ميکني؟...
فقط اون مرد تنهاي شبم بود که نظر داد که نظرش قابل احترامه...

دست خودت نيست به کيرم،ميخواي منم عصبم بزنه بالا ببيني چه طوري با فحش ميشورمت ميذارمت کنار ..کونده فقط خودت مادر داري؟؟...،بقيه کير خر هستند که فحش ميدي..مادر تو با بقيه مادرهاي چه فرقي داره.(سايه اش بالاسرتو و همه باشه..)کسمغز تو هم اگه سايه مادر مثل من بالا سرت نبود ،ميفهميدي چي ميگم ،هنر ميکني کيرت رو واسه مادر اين و اون ميکشي بيرون...

اگه کسي به سني توهين ميکرد ،مطمئن باش خودم اولين نفر پشتت بودم...اما توي کون نشور نه گذاشتي نه برداشتي يه مذهب رو فحش دادي..پس اون کامنت رو پاک کن...

گفتم: اينکه وضع مملکت اينجوري و اونجوري هست ،به من مربوط نيست ....سوراخ کونم رو توي زندان از اين کسشعرا پرکردند،تو ديگه نکن توش ،که حوصله ندارم...اومديم اينجا که يه ذره ازفشار بيايم بيرون،

،تو هم برو قشنگ قسمت دين شهواني ،اونجا کيرت رو بکش بيرون و بحث دين کن....
جو اينجا رو بهم نريز..

بالا
0 لایک

برداشت من اینه که تقریبا هر بچه ای میدونه در یه سایت سکسی حرفی از عقاید دینی ومذهبی خاصی زدن هیچ خریداری نداره وبالعکس باعث تنفرمیشه!
مگه اینکه بخواد اون دین و مذهب خاص رو مسخره کنه و یاباعث تحریک دیگران ووادارکردن اونا به...
بجز اینکه داستانش تخمی تخیلیه از طرفی از نامها ومکانهایی در داستانش استفاده کرده که مشخصه عمدا میخواد کاربرانو وادار کنه به اون نامهایی که درداستانش آورده فحش بدن ... درصورتیکه اگه چنین اتفاقاتی رخ میداد نه تنها اسم شهرو چیزدیگه ای میگفت بلکه از مذهبی بودن و دعا وحتی تیپ لباس پوشیدنش هم یک کلمه در داستانش چیزی نمیگفت و صرفا از قسمتهای سکسی حرف میزد!!!
کاش اگر گاه کمی لطف بهم میکردیییییییییییم.... مختصر بود ولی ساده وصادق وپنهانی بووووووووود....

بالا
0 لایک

اینو راس گفتی همه قمی ها جنده ن ،واما خودت جقی تخیلی هستی کسی بهت محل سگ نمیزاره اومدی این تو کسوشعر تاب دادی.کون کش عوضی تو خیابون سگ ماده هم بهت پا نمیده اقلأ یه چیزی میبافتی با عقل جور در بیاد. کی هر چی آخوند کونی بدون اذن دخول وبدون صیغه تو کس گله گشاد خار مادر آدم خالی بند.ولد الواط

بالا
0 لایک

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بالا
0 لایک

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بالا
0 لایک

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بالا
0 لایک

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بالا
0 لایک

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بالا
0 لایک

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بالا
0 لایک

lust.ruck عزیز
درسته که همه دنیا به اومدن یه منجی اعتقاد دارن ولی واقعا هیچکدوم مثل امام زمان ما اينقدر غیر واقعی نیست و دستکاری نشده!
منم کاملا بهش معتقدم. اما نه امام زمانی که مدام احمدی نژاد و خامنه ای و مصباح یزدی میگن.
اکثر روایاتی که راجع به این موضوع هست همه ساختگی هستن. جمهوری اسلامی هم داره از این جریان سوء استفاده میکنه. پس حرف من راجع به اینکه دنیا داره ما رو مسخره میکنه درسته. پیش خودشون میگن اینا بی تفاوت یه گوشه نشستن و ظلم رو پذیرفتن تا شاید یه روزی یه نفر بیاد و نجاتشون بده!!!

بالا
0 لایک

سلام. داستانت خیلی طولانی بود.
من بچه شهرستانم اما سه سال ونیم قم بودم وگه گاهی هم الان اونجا میام. حکایت من کمی شبیه به توست وهمیشه خواستم یکی پیدا کنم اما قسمت نشده.اگه میشه خودت یا سارا خانم یک نفر باایمیل بهم معرفی وراهنماییم کنید.منتظرم.موفق باشی

بالا
0 لایک

سلام. داستانت خیلی طولانی بود.
من بچه شهرستانم اما سه سال ونیم قم بودم وگه گاهی هم الان اونجا میام. حکایت من کمی شبیه به توست وهمیشه خواستم یکی پیدا کنم اما قسمت نشده.اگه میشه خودت یا سارا خانم یک نفر باایمیل بهم معرفی وراهنماییم کنید.منتظرم.موفق باشی

بالا
0 لایک

سلام. داستانت خیلی طولانی بود.
من بچه شهرستانم اما سه سال ونیم قم بودم وگه گاهی هم الان اونجا میام. حکایت من کمی شبیه به توست وهمیشه خواستم یکی پیدا کنم اما قسمت نشده.اگه میشه خودت یا سارا خانم یک نفر باایمیل بهم معرفی وراهنماییم کنید.منتظرم.موفق باشی

بالا
0 لایک

مازیار خان عزیز
آقا اینا همش برنامه ریزیه اون کساییکه میخوان جو دنیا رو برای اهداف منافع خودشون عوض کنن هستش . کسایی که میان وارد فرهنگ بقیه کشور ها میشن و افکار خودشونو تزریق میکنن . راه اندازی این سایت هم از نمونه برنامه ریزیهای خودشونه . یه دوری تو سایت بزن . فقط ترویج بی غیرتی - خیانت - از بین بردن بنیان خانواده - نزدیکی با محارم و .. هستش .
لعنت به کسایی که دارن آروم آروم غیرت رو از جونامون میگیرن و بنیان خونواده ها رو از بین میبرن

بالا
0 لایک