سکس من با زن داییم مهین

اسم من قادر 20 ساله و اسم زن داییم مهینه 32سالشه خونه‌ي دايي‌اينا روبروي خونه ما بود و ما با هم خيلي رفت و امد داشتيم بخصوص من و زن دايي خيلي با هم شوخي مي‌کرديم و وقتي کسي نبود من اصرار مي کردم که بيا کشتي و اون هم که ميدونست من دست بردار نيستم به شوخي با من کشتي ميگرفت و اينطوري بود که کم کم احساس کردم علاقه من بهش يه جور ديگه شده و خيلي دوست دارم که بدنشو از نزديک لمس کنم خلاصه اين کارها ادامه پيدا کرد تا اينکه بر اثر مشکلاتي که پدر و مادرم با داييم پيدا کردند ما با هم قهر شديم و من موندم و يه دنيا پلاسي. از اون به بعد کار من فقط ديد زدن خونه داييم بود (البته من هم با داييم قهر شده بودم و زنداييم هم به تبع آن با من تقريبا قهر شده بود) شب تا صبح ميرفتم کنار پنجره و با دوربيني که داشتم خونه داييم رو ديد ميزدم هم ميتونستم اتاقشونو ببينم و هم حياطشون از پشت پنجره خونه ما مشخص بود البته اونها هم ميدونستن که از خونه ما به خونشون ديد داره برا همين بعد از قهر شدن ما بخصوص تو تابستونها پنجره اتاقشونو مي‌بستند تا من نتونم چيزي ببينم و اينها منو حشري ترميکرد. يه روز که کسي خونه نبود داشتم حياطشونو ديد مي‌زدم که ديدم داره رخت ميشوره تنش فقط يه زيرپيراهن نازک و يه شلوار تنگ بود که کرستش از زيرش پيدا بود با دوربينم قشنگ داشتم از نزديک نگاش ميکردم که بعد از يه مدتي ديدم روشو کرد طرف خونه ما و تا ديد من دارم نگا مي‌کنم سريع رفت کنار خيلي اعصابم خورد شده بود که چرا خودمو قايم نکردم تا منو نبينه بعد از يکي دو دقيقه ديدم تلفن زنگ ميزنه گوشي رو ورداشتم ديدم زنداييه قبل از اينکه بتونم حرفي بزنم گفت: اگه فکر ميکني با اين کارها چيزي بهت ميرسه کور خوندي بدبخت. اينو گفت و قطع کرد، مونده بودم چيکار کنم دوباره رفتم پشت پنجره ديدم اين دفعه لباس تنش کرده و تمام رختها رو جمع کرد و برد. ديگه داشتم ديوونه مي شدم از اين مي‌ترسيدم از لج ما نره جايي نگه، خلاصه داشتم اون قضيه رو فراموش ميکردم که يه روز که اتفاقي داشتم از جلوي پنجره رد ميشدم ديدم يکي از دوستاي داييم از ماشين پياده شد و رفت طرف خونه داييم زنگ زد از پشت آيفون يه خورده صحبت کرد که در باز شد و رفت تو ديدم زندايي اومد پايين همين که همديگر رو ديدند شروع کردند به بغل کردن و بوسيدن هم بعد دوست داييم اونو بغل کرد و برد بالا که بعد ديگه نفهميدم چي شد ولي همين کافي بود تا من دق دلمو رو زندايي خالي کنم فردا صبح موقع رفتن به دانشگاه ديدم که از نونوايي برگشته ولي دست خالي. اومد که بي اعتنا از پيشم بگذره وقتي داشت از جلوم رد ميشد گفتم مي خواستي به (م)(دوست داييم) بگي که نونو بياره دم درت که تو توي زحمت نيفتي اينو که گفتم يهو رنگش پريد و گفت منظورت چيه به حالت مسخره گفتم من زورم اينه تو زورت چيه بعد از کنارش رد شدم ميدونستم حرف من کار خودشو ميکنه فردا صبح براي اينکه سلطه خودمو بهش بفهمونم واينکه سکس با اونو حق خودم ميدونم زنگ زدم خونشون خودش گوشي رو ورداشت براي اينکه مطمئن بشه گفتم من تمام قضيه تورو با دوست دايي ميدونم يا همين الان مياي اينجا تا يه دل سير بکنمت و يا اين موضوع رو يه جوري به دايي ميرسونم. تا اومد چيزي بگه گفتم من حرفم اينه بقيشو خودت ميدوني اينو گفتم و تلفنو قطع کردمهمين جور از پشت پنجره نگاه مي‌کردم که ديدم درشون باز شد و داره مياد خودمو آماده کردم رفتم پايين همين که در زد درو باز کردم تا اومد تو از همون جا بغلش کردم خواست حرفي بزنه که گفتم تو که به بغل رفتن عادت داري چته؟ بردمش تو زيرزمين گفتم بخدا اگه يک کلمه در طول اين کارهام حرفي بزني هم ميکنمت و هم اين خبر رو تو فاميل پخش ميکنم ديد دارم جدي ميگم کم کم شروع کرد آروم گريه کردن خواست حرفي بزنه که گفتم ميخواي هم بکنمت هم خبرتو پخش کنم که ساکت شد. شروع کردم به در آوردن لباسلش داشتم ديوانه ميشدم وقتي شورتشو در آوردم بي اختيار افتادم به جون کسش و هي ليس ميزدم که آه و ناله اون هم شروع شد گفتم چون وقت زيادي ندارم نميتونم زياد باهات ور برم و يسره ميرم سر اصل مطلب خوابوندمش روي تختي که اونجا بود و پاهاشو باز کردم يه نگاه بهش کردم ديدم داره تو نگاهش التماس ميکنهگفتم جيک جيک مستونت بود فکر زمستونت نبود؟ اون موقعي که پشت تلفن منو کنف ميکردي بايد فکر امروزشم بودي اينو گفتمو محکم گذاشتم تو کسش يهو جيغ بلندي کشيد گفتم هيس اگه بخواي اينجوري ادامه بدي ممکنه يه حرف از دهنت بياد بيرون اونوقت ديگه کس دادنتو حروم ميکني بهت که گفتم. بعد شروع کردم به تلمبه زدن و اون هم ديگه داشت خودشو از درد ميکشت کسکش انگار تا حالا نداده بود يه خورده تو کسش نگه داشتم تا ابم به اين زودي نياد فکر کرد ميخام تموم کنم که يه نفس راحتي کشيد گفتم کجاشو ديدي تازه ميخوام بذارم تو کونت که ديگه به گريه کردن افتاد. گفتم اين هم که داري گريه ميکني دارم بهت لطف ميکنم واي به حالت اگه يه حرف از دهنت بياد بيرون کيرمو از کسش در آوردم و بدون معطلي گذاشتم تو کونش گريش لحظه به لحظه بلند تر ميشد و همزمان من هم تند تر ميکردمش احساس کردم داره آبم مياد گفتم حيفه آبمو تو کونش بريزم کيرمو در اوردمو دوباره گذاشتم تو کسش بعد از چند بار تلمبه زدن ديگه آبم اومد محکم بهش چسبيدم تا نتونه در بره فهميده بود که ميخوام بريزم تو کسش هي تقلا ميکرد که در بره ولي ديگه دير شده بود و من تمام آبمو ريختم تو کسش هي هلم ميداد عقب که از روش برم کنار گفتم کار را آنکس کرد که تمام کرد حدود يک دقيقه محکم بغلش کردم تا آبم خوب توش خالي بشه بعد ولش کردم . ديگه گريه امونش نميداد گفتم حالا ميتوني حرف بزني اما اون فقط گريه ميکرد رفت طرف لباساش که يهو پريدم و شورت و کرستشو گرفتم. گفت اينارو چرا گرفتي گفتم اين بليط نوبت بعديه گفت قرار ما اين نبود گفتم حالا شده ديگه ميخواستي اينقدر با حال نباشي هر چي خواهش کرد ندادم گفتم از اين به بعد هر وقت بيکار شدم بهت خبر ميدم بياي اينجا گفت تو يه نامردي. ديگه از اين خبرا نيست و هر چي فحش تو دهنش بود بهم داد که موهاشو محکم گرفتم و بزور كشوندمش تو حياط و يه لگد در کونش زدم و گفتم زود برو بيرون تا کسي نديده ازاين به بعد هم هر وقت گفتم مياي اينجا تا پارت کنم و در رو باز کردم انداختمش بيرون از اون به بعد ديگه کار من شد کردن اون و هر دفعه هم شورت و کرستي که پاش بودو گروگان ميگرفتم
نظر یادتون نره

نوشته: قادر

2.363635
نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 (11 رأی )

35 نظر

اسم داستانو دیدم دیگه نخوندم

نوشته titijan در 14. February 2013 - 15:40

اسم داستانو دیدم دیگه نخوندم فهمیدم تو بدنت خشک سالی داری

تو یک پوف یوزی عزیزم

نوشته باقلوا در 14. February 2013 - 16:21

تو یک پوف یوزی عزیزم

داستانت کس شعر بود....به نظرم

نوشته khoshtip.68 در 14. February 2013 - 16:25

داستانت کس شعر بود....به نظرم داستانتو از کونت گوزیدی مغز معیوب.

کیرم دهنت.امیدوارم با طعمش

نوشته off_boy در 14. February 2013 - 16:36

کیرم دهنت.امیدوارم با طعمش حال کنی.

این بیماری اسم داره بهش میگن

نوشته bacheh shomal در 14. February 2013 - 16:37

این بیماری اسم داره بهش میگن سادیسم هر چند خیالی باشه تحت تاثیر بیماری سادیسم نوشته شده

جان تو من فقط میام اینجا می

نوشته dj20javad در 14. February 2013 - 18:59

Big Grin جان تو من فقط میام اینجا می خندم به این نظرات باحال بابا راست میگه کم کس شعر بنویسین با این داستانای مضخرفتون

چرت بود.اگه زن داییت روکردی

نوشته farzan69 در 14. February 2013 - 19:52

چرت بود.اگه زن داییت روکردی پسر عمت هم زن داییشو میکنه.نه چرت نبودواقعیت بود.

کپی بود دیوث من دوسال پیش

نوشته Sentiment71 در 14. February 2013 - 20:04

کپی بود دیوث من دوسال پیش اینو خوندم اسم زن داییه طاهره بود اسم پسره هم محمد تو فقط اسما رو تغیر دادی

سو استفاده بودندی و پیگرد

نوشته ملّا باشی در 14. February 2013 - 20:42

سو استفاده بودندی و پیگرد قانونی داشته بودندی.
بر در زندائی بزدی و براندی او را *** منتظر باش که بر درت زنند و برانندت

بیا برو درتو بگیر بچه چاغال

نوشته hellojoojoo در 14. February 2013 - 21:34

بیا برو درتو بگیر بچه چاغال با این کیر وازه هات.

خوب کاری کردی منم بوئم همین

نوشته taha yasin در 14. February 2013 - 21:46

خوب کاری کردی منم بوئم همین کارو باهاش میکردم Applause Applause

آخى دلم واست سوخت بچه ها

نوشته trakhtur در 14. February 2013 - 21:56

آخى دلم واست سوخت

بچه ها ميبينين جق چى بر سر جوونا آورده

عزيزاى من جقى مجرم نيست بيماره
پس فحشش ندين

واقعا كه خر تشريف داري،عقده

نوشته P.l_leily در 14. February 2013 - 22:41

واقعا كه خر تشريف داري،عقده اي

Tokhmi bod

نوشته Rezaei73 در 14. February 2013 - 22:50

Tokhmi bod

ajab jensi zadi yaro!!!!hife

نوشته THE BADIGARD در 14. February 2013 - 23:11

ajab jensi zadi yaro!!!!hife nashegi ke miai inaro az maghze nokhodit minevisi kopi kar!!!

داستانت که دزدی بود دوستان

نوشته Northboy7117 در 14. February 2013 - 23:26

داستانت که دزدی بود دوستان اشاره کردن
حتما با نویسنده اصلی موافق بودی که اینو خواستی تحویل خواننده ها بدی
حالا خودت بگو من چی کار کنم ؟؟چه طور می تونم حمایت کنم ازت . ببین اگه یه روز فکر کردی با اشرار و زور گیرها تفاوت داری من کمکت می کونم آدم بهتری بشی

عااااااقااااا آمیرزا درست

نوشته titijan در 15. February 2013 - 0:07

عااااااقااااا آمیرزا درست گذاشتم اسمش میهن بود ورداشت عوضش کرد .من فکر کردم با کشور عزیزمنون یه کارایی کرده ناقلا Smile برا اون نمک زارم هواشناسی میزارم حالا

دیوسی همین

نوشته mrjeyson در 15. February 2013 - 0:09

دیوسی همین

داستانتو گفتی تموم شد؟! حالا

نوشته shayankamrani در 15. February 2013 - 0:34

داستانتو گفتی تموم شد؟!
حالا برو جقتو بزن وقتشه

اولا که داستانت دزدی بود

نوشته shadow x در 15. February 2013 - 2:43

اولا که داستانت دزدی بود دوما اگر توذهنت این چنین رفتار سکسی رو میپسندی دچار بیماری سادیسم هستی دوست داری یکی ازت اتو بگیره همین بلا رو سرت بیاره؟

to ye

نوشته HACK3R در 15. February 2013 - 3:32

to ye ........................... dg khodet ta tahesh boro in ... ha yani chi Loser

واقعا کس کشی امیدوارم سر

نوشته freda81 در 15. February 2013 - 5:12

واقعا کس کشی امیدوارم سر خواهرت جنده ات این بلا بیاد بچه کونی

kheiliiiiiiii kos keshiii...

نوشته dadash sajjad در 15. February 2013 - 7:18

kheiliiiiiiii kos keshiii...

دوستان راست ميگن من اين

نوشته Bahram110 در 15. February 2013 - 7:33

دوستان راست ميگن من اين داستانرو قبلا خونده بودم
لطفا باکير مردم داماد نشو
ناتوان جنسي...!

من این داستانو یکی دو سال پیش

نوشته ali siyavashi در 15. February 2013 - 8:54

من این داستانو یکی دو سال پیش خوندم دروغی بیش نبود

kos goftii

نوشته hojat1391 در 15. February 2013 - 9:47

kos goftii

بچه ها كسي نميدونه چرا چند

نوشته soheyl.tanha در 15. February 2013 - 11:46

بچه ها كسي نميدونه چرا چند روزه داستانها برعكس شدن يعني حروفهاي متن داستان جدا جدا و برعكس شدن ميخوام بدونم مال شما هم اونطوري شده يا فقط مال من اگه كسي راه درست كردنشو بلده به منم بگه ممنون ميشم

ریدیییییییییییییییییییییییییی

نوشته ali004 در 15. February 2013 - 12:37

ریدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

کیرم تو دهنت

نوشته ali004 در 15. February 2013 - 12:46

کیرم تو دهنت همین............................................................

koskesh in dastano mkheyli

نوشته reza_mpa در 15. February 2013 - 14:15

koskesh in dastano mkheyli vaght pish shenidam ...dayos...esmasho avaz kardi.........oghde kon va kos dari

man 2mahe ke ghesmate 2vome

نوشته nevisande96 در 15. February 2013 - 14:19

man 2mahe ke ghesmate 2vome khabi dar hayahoo ro ferestadam pas chera nemizaran ru site?????????????

اینا کار کدوم اسگلیه/ از

نوشته Spartacus 007 در 15. February 2013 - 18:18

اینا کار کدوم اسگلیه/ از کسشعر هم ی چیزی اونورتر بود خاک تو اون سرت عقده ای جغو Angry

بابا بت من اسپایدر من کیری

نوشته parsa_o در 15. February 2013 - 18:44

بابا بت من اسپایدر من کیری تخمی جقی
بازم دارم برات وقت ندارم فقط بت نصیحت میکنم کمتر بزن داری عقلتو تز دست میدیاااا

ریدی با این داستانت کون کش

نوشته reza sexi200 در 23. February 2013 - 16:52

ریدی با این داستانت کون کش

کونی آخرشم با اعتماد بنفس

نوشته HANEY23 در 4. March 2013 - 7:08

کونی آخرشم با اعتماد بنفس نوشتی نظر یادتون نره کیر تو کونت بره.ببین چه ریدی که یک ساله داری فحش میشنوی بدبخت جقی