سکس من و دختر خواهرم

سلام من 32 سالمه و این ماجرا برمیگرده به زمانی که مریم دختر خواهرم 17سالش بود .اون موقع ما با هم خیلی شوخی میکردیم و گاهی اوقات با اون یکی خواهرش که 16 سالش بود و داداشش 14 ساله بود سه تایی با هم کشتی میگرفتیم .منم به این بهونه به دختر خواهرام خودمو میمالوندم.اونا هم خوششون میومد .دادششونم با ولع این صحنه ها رو نیگاه میکرد و خوشش میومد .یه بار که میخواستیم بازیمون تموم بشه خواهرشو که خیلی هم خوشگل و تپل بود ،دراز کشیدم و رو خودم کشیدمش طوری که روناش رو رونام و پستوناشم به سینه هام چسبیده بودن منم محکم بغلش کرده بودم و اونم که از حال رفته بود(فک کنم حشری شده بود) بی حرکت تو بغلم روم دراز کشیده بود و داداشش با مریم خواهرش داشتند نیگاه میکردن.منم حسابی مثل اینکه خواهرش زنم باشه هی تو بغلم میمالوندمش تا آبم اومد و شل شدم .تو اون لحظه از تو چشای داداشش که خوشگلم بود و مریم میفهمیدم که دوست دارن اونا رو هم بکنم.
بعد از اون ماجرا داداشش میومد میگفت دایی بیا منو ابم کن و منم میگفتم چجوری،میگفت میام تو بغلت میشینم تو هم منو فشار بده .خلاصه اینکه کارم شده بود همیشه کردن پسر خواهرم .دیگه شلوارشو در میووردم میخوابیدم رو کون خوشگلش و میکردمش و ابمم لای کون خوشگلش میریختم.یه بار رضا داداشش گفت دایی میخوام آبتو ببینم جلوم دربیاری منم کیرمو درووردم گفتم خودت درش بیار برام. اونم اونقد برام مالید تا آبم زد بیرون خیلی خوشش اومده بود.
مریم هم که با هم خیلی راحت بودیم شبا که میرفتم خونشون و همونجا میخوابیدم میومد پیش خودم میخوابید(هممون با خواهرم و شوهر خواهرم یه جا میخوابیدم)بعضی وقتا که باباش شیفت شب بود حسابی با مریم ور میرفتم .قبل از خواب مامانش میگفت مریم بیا این ور بخواب داییت رو اذیت نکن. اونم گوش نمیکرد میومد جاشو مینداخت جفت خودم. آخر شب که همه میخوابیدن من دستمو میبردم زیر بدنش (رو شیکم میخوابید مریم)اونم خودشو میداد بالا منم دستمو میبردم تو پستونای دختر خواهرم و میمالوندم براش .پستوناشو خیلی میخوام عاشق پستونای دختر خواهرمم
.همیشه کار من شده بود با پستونای مریم حال کردن موقع خواب.
بعد ها که مریم قبول شد دانشگاه رفته بود یه شهر دیگه خوابگاه داشت منم همون شهر بودم .یه شب بش زنگ زدم گفتم میام دنبالت اونم قبول کرد .منم تنها بودم وقتی تو راه که داشتیم میومدیم نیگاش میکردم همش استرس همرا با شهوت داشت میدونست که چه شبی رو میخواد داشته باشه.در خوابگاشونم که بودم دوستاش هی میگفتن مریم خوش به حالت خوش به حالت . مثل اینکه اونا هم از سکس با داییشون خوششون میومد.وقتی رسیدیم خونه زود مریم گفت خوابم میاد منم گفتم تو برو بخواب منم بعدا میخوابم .چند دقیقه ای به بهونه اینکه بخوابه دیر رفتم پیشش .وقتی رفتم کنارش دیدم خودشو زده به خواب. معلوم بود بیدار بوده.منم ارووم دکمه های پیرهنشو باز کردم .اووووف پستونای خوشگل دختر خواهرم جلوم بودن شروع کردم به خوردن اونم هی نفس نفس میزد .خلاصه بگم رفتم شلوارشو کامل دراووردم شورت سفید گلی پاش بود . رو شیکم خوابوندمش شورتشو دراووردم کیرمو گذاشتم لای باسناش و خوابیدم رو باسنای مریم خوشگلم . مثل اینکه زنم شده باشه زیر من هیچ مقاومتی نمیکرد .خیل کونش نرم بود .اینقد مالوندم به کونش تا آبم با فشار خالی شد لای باسنای دختر خواهرم مریم . تا صبح من سه بار آبمو لای کون مریم ریختم . صبح منم بلند شدم رفتم سر کار بعد که بهش زنگ زدم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده باشه هی دوباره قربون صدقم میرفت.الان ازدواج کرده و دوست دارم یه بار مریمو از کس بکنمش .خواهرشم همینطور.
ادامه داره......

نوشته: رضا

1.3125
نمره شما: هیچ :میانگین 1.3 (16 رأی )

60 نظر

ای کیرتواین مخ کله کوسیت بره

نوشته Kir koloft ablimo در 13. August 2012 - 23:48

ای کیرتواین مخ کله کوسیت بره بااین داستان نوشتنت اصلاحال نکردم.

نمییاریش کس کش کسی به بچه

نوشته mortez margi در 14. August 2012 - 0:34

نمییاریش کس کش کسی به بچه خواهرش می زاره

bache to 3 saletam nist che

نوشته Mahkame در 14. August 2012 - 1:19

bache to 3 saletam nist che berese be 32 sal. Agha jave inja khily sangine. Kam monde bache jaghia beran marhale nahaeio ba agha ghole(babashon) sex konan...hehehe aslanam khande dar nist ina hamash darde. Namard to faghat esme ensano yadak mikeshi bisho'or.

افتضاح بود.

نوشته dadashak در 14. August 2012 - 1:23

افتضاح بود.

همین دیگه.. مگر اینکه با

نوشته arichoana در 14. August 2012 - 1:44

همین دیگه..
مگر اینکه با محارم و فک و فامیلتون سکس کنید وگرنه خودتون که دست و پا ندارید ...

همین دیگه.. مگر اینکه با

نوشته arichoana در 14. August 2012 - 1:48

همین دیگه..
مگر اینکه با محارم و فک و فامیلتون سکس کنید وگرنه خودتون که دست و پا ندارید ...

vaghan

نوشته arash slv در 14. August 2012 - 1:52

vaghan ridiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
koni goh mikhori balad nisti miai dastan minevisi vaghte ma ham migir kos kesh jaghi!!!! |(

كير تو طرز فكرت ميگن حلال

نوشته usn0251 در 14. August 2012 - 1:54

كير تو طرز فكرت
ميگن حلال زاده به داييش مي ره
تو كس كش كه حرومزاده اي بيش نيستي ولي به داييت رفتي
خجالت نكش ديگه بگو
بگو كه وقتي بچه بودي داييت كس آبجيت ميذاشته
كس كش اي فحش حقتس حقتس حقتس هي!
هويج هاي دهاتمون تو كونت
كير خراي دهاتمون تو كونت
دسته بيل كشاورزاي دهاتمون تو كونت

کیرم تو اون اولو آخرت با این

نوشته کلفت خان در 14. August 2012 - 2:09

کیرم تو اون اولو آخرت با این داستان نوشتنت حرومزاده جلقی. بدبخت انقدر جلق زدی به جای آب کیر سلولهای مغزت میریزه بیرون

بهم گفت دایی كيرتا در بیار

نوشته jujekhorus در 14. August 2012 - 2:53

بهم گفت دایی كيرتا در بیار منم در اووردم بهش گفتم خودت در بیار اونم در اوورد!!!!؟؟؟؟؟
یعنی چي؟تو اصولا 2 بار كيرتا در میاری؟
اخه كسكش خجالت بکش!کاری ندارم داستانت تخیلی و زاده ی فکر جقيته ولی حدقل به یاد یه چيز خوب جق بزن.
اون شب که مريما بردی خونه زنت خونه داييش بود؟!ادامشا ننویس كسخل.

بهم گفت دایی كيرتا در بیار

نوشته jujekhorus در 14. August 2012 - 2:55

بهم گفت دایی كيرتا در بیار منم در اووردم بهش گفتم خودت در بیار اونم در اوورد!!!!؟؟؟؟؟
یعنی چي؟تو اصولا 2 بار كيرتا در میاری؟
اخه كسكش خجالت بکش!کاری ندارم داستانت تخیلی و زاده ی فکر جقيته ولی حدقل به یاد یه چيز خوب جق بزن.
اون شب که مريما بردی خونه زنت خونه داييش بود؟!ادامشا ننویس كسخل.

اميدوارم ادامه داستان رو

نوشته sahell90 در 14. August 2012 - 2:59

اميدوارم ادامه داستان رو نذاری.
به خاطر خستگی تايپ با انگشتات خسته نباشی.

خاااااااااک واقعا به توام

نوشته دختر کس عسلی در 14. August 2012 - 3:52

خاااااااااک واقعا به توام میگن مرد عرضه نداشتی دوست دختر داشته باشی؟ یه سوال اصلا تا حالا راست کردی؟ چند سالته؟

داستانت در حد نقد نیست بس

نوشته .خایه های رُستم. در 14. August 2012 - 5:17

داستانت در حد نقد نیست بس بیخیالت میشم !

دفه بعدی بیای کُسنوشته تف بدی یه کونی از داستانات پاره کنم که بری واسه کُس خواهرت تعریف کنـــــــــــــی ! دیگه اینورا نبینمت . . . . .

حروم جلقی !

ترشیده اغده ای آخه کس کش بگو

نوشته shayan.s در 14. August 2012 - 5:29

ترشیده
اغده ای
آخه کس کش بگو تو چیه مرگت
تو ننتو نمیکونی چون که پشم داره ولی رفیق من کردتش 8 باره
اثر منفی - رضا پیشرو

یعنی واقعا ادامه هم داره؟!!!!

نوشته hottygirl در 14. August 2012 - 6:55

یعنی واقعا ادامه هم داره؟!!!!

کیری نمیخوام فشح بدم ولی کیر

نوشته mhv_110 در 14. August 2012 - 10:14

کیری نمیخوام فشح بدم ولی کیر تو داستانت .

گه به گور پدرت. سگ توو روح

نوشته sagharjoon در 14. August 2012 - 11:08

گه به گور پدرت.
سگ توو روح مادرت.
شاش توو حلق امواتت.
كسافت بي غيرت بي ناموس بي همه چيز
بي پدر
ديگه از اين جفنگيات ننويس.
ادامه ي داستانت بخوره توو سرت.
بدبخت عقده اي نفهم.
هرچند ميدونم هيچ فحشي تو رو ناراحت نمي كنه چون اصولا عقل نداري كه بخواي معني فحش رو بفهمي.
لاشي.
پست فطرت.
مغزت از بس جلق مي زني مثل هندونه ي لق شده.
مغز گوزي.
ديگه خسته شدم از بس فحش نوشتم.
و اين فحش ها ادامه دارد...

الان فرق داستان واقعی با

نوشته Deyako در 14. August 2012 - 12:18

الان فرق داستان واقعی با تخمیرو فهمیدیم ! ای کیر فیدل کاسترو تو کس ننت با این داستانت

فقط کس شعر مادر جنده معلومه

نوشته mine1367 در 14. August 2012 - 12:48

فقط کس شعر مادر جنده معلومه حروم زاده ایا

بعدش خواهر و شوهر خواهرتم می

نوشته amoosibiloo2000 در 14. August 2012 - 13:01

بعدش خواهر و شوهر خواهرتم می کشیدی رو خودت آبت میومد دیگه .
اونجا پارک بوده تو هم تاب بودی ؟ نوبتی میومدن روت میشستن تکون تکونشون میدادی ؟
آخه آدم داستان می خواد بنویسه که نباید توی کونشو بگرده یه چیزی از توش دربیاره .
بعدشم لازم نیست آدم توی یه داستان سکسی همه رو بکنه که .
آخه کس مخ کی از تو درخواست نگارش کرد ؟؟؟؟؟؟؟
شانس آوردی نویسنده نشدی وگرنه منتقدین به جای انتقاد از داستانهات باید میومدن خونه و یه دل سیر میکردنت تا آروم بگیرن .

توهمات تخمی تخیلی یک کودک

نوشته Nopoleon 70 در 14. August 2012 - 14:09

توهمات تخمی تخیلی یک کودک جلقی
اخه کوس می بندی در حد لالیگا . دختر خواهرم یه شهر دیگه دانشگاه قبول شد منم همون شهر بودم !
عجب دایی اینجا دایی اونجا دایی همه جا
یه بار دیگه کوس شعر بگی خواهرتو به همراه دختراش جلوی خودت میکنم

دستت درد نكنه ...درواقع دست

نوشته Siamak-f14 در 14. August 2012 - 14:23

دستت درد نكنه ...درواقع دست وزانوهات درد نكنه كه با وجود يك چنين داستانهايي هست كه موجبات تكامل وارتقا ادبييات فحش فراهم ميگردد _گرچه ادبييات فحش فعلي باوجود افراد خبره وحتي نخبه اي كه دراين مهم قلم ميزنند,از توانمندي لازم ومكفي بحدي كه از حداقل خجالت نويسنده هايي مانند شماها درآمده وحق مطلب را ادا كنند ,برخوردار نيست لكن استمرار حضور چونان شماها و ارايه گهگدار كسشعرنامه هايتان اين اميد وامكان راكه به حوزه ادبييات فحش ميبخشد كه چه بسا راه صدساله را به يك يادو سالي بپيمايد_

باز یه جلقی دیگه داستان

نوشته Arash-TJ در 14. August 2012 - 14:33

باز یه جلقی دیگه داستان نوشت.
خطای داخلی سرور شهوانی تو کونت

سلام به همگی.من چند وقتیه

نوشته raha 2626 در 14. August 2012 - 14:58

سلام به همگی.من چند وقتیه میومدم تو سایت فقط می خوندم داستانارو.راستشو بخواین هر سری از خنده دل و رودم پیچ می خوره! خدایی ایول دارین. نظر هاتون و فوشاتون خیلی با حال .آدم دلش خنک میشه .مرسی . داستانها همشون قشنگ نیست کم دیدم که واقعا هنر نویسندگی بکار رفته باشه اکثرا تخیل ذهن بچه پسر های تازه سر از تخم در آوردست.که همون لا پاییم نصیبشون نشده و با ذهن مریض و تخیل خودشون دارن دست و پنجه نرم میکنن.من تازه عضو شدم. Smile

ریدم تو اون داستانت

نوشته mapro در 14. August 2012 - 15:05

ریدم تو اون داستانت

خایه های رستم تو کونت

نوشته manyknm44 در 14. August 2012 - 15:08

خایه های رستم تو کونت با این دل مهربونت
کیر تکاوررر تو گوشت کیر کفتاررررررر نوووشت
ریدم به اون قیافه ات بااون خاطرت کثافت
سیلور فاک جان کلفت خان حمیدو بکنین نوش جان
سکس با محارمت؟ کیر مهندس تو خانمت

کیر منم تو کونت تادربیاد جونت
یه بار دیگه سکس با محرارم بنویسی میدم بچه های شهوانی جرت بدن هرچند میدونم قبلا جر داده شدی.
تخم جن

آشغال سگ صفت.من به فحش عادت

نوشته john coffee در 14. August 2012 - 15:47

آشغال سگ صفت.من به فحش عادت ندارم اما تو رو باید به مدت سه ماه از چولت آویزون کرد.بیشرف

vرها جان یه چند بار دیگه هم

نوشته john coffee در 14. August 2012 - 15:50

Wink vرها جان یه چند بار دیگه هم نظرتو میفرستادی تا قشنگ حالیمون بشه.

دستت درد نكنه ...درواقع دست

نوشته Siamak-f14 در 14. August 2012 - 17:03

دستت درد نكنه ...درواقع دست وزانوهات درد نكنه كه با وجود يك چنين داستانهايي هست كه موجبات تكامل وارتقا ادبييات فحش فراهم ميگردد _گرچه ادبييات فحش فعلي باوجود افراد خبره وحتي نخبه اي كه دراين مهم قلم ميزنند,از توانمندي لازم ومكفي بحدي كه از حداقل خجالت نويسنده هايي مانند شماها درآمده وحق مطلب را ادا كنند ,برخوردار نيست لكن استمرار حضور چونان شماها و ارايه گهگدار كسشعرنامه هايتان اين اميد وامكان راكه به حوزه ادبييات فحش ميبخشد كه چه بسا راه صدساله را به يك يادو سالي بپيمايد_

چيز قابل عرضي نيس! فك مي كنم

نوشته مريم مجدليه در 14. August 2012 - 18:16

چيز قابل عرضي نيس!
فك مي كنم بزرگترين نقد به داستانتون شخصيتيه كه از خودتون ارايه داديد...

ادمین جان : چرا میذاری این

نوشته parham.factor در 14. August 2012 - 20:43

ادمین جان :
چرا میذاری این داستانهای تخمی رو بذارن تو سایت ؟
اون وقت داستان منو نمیذاری ؟

دمت گرم،حق مطلبو ادا کردی

نوشته freeco77 در 14. August 2012 - 23:10

دمت گرم،حق مطلبو ادا کردی

vaghean takhayoliuo charand

نوشته Fardin_lone در 14. August 2012 - 23:43

vaghean takhayoliuo charand booood aeiiiiii

vaghean takhayoliuo charand

نوشته Fardin_lone در 14. August 2012 - 23:46

vaghean takhayoliuo charand booood aeiiiiii

سکس با محارم به جهت لذت

نوشته lwtehran در 15. August 2012 - 2:19

Smile سکس با محارم به جهت لذت اخلاقی در مرتبه پایینی قرار داره. به نظرم واقع پسندیده نیست و انسان رو از درک لذت خیلی چیزها محروم میکنه. امیدوارم استعداد داستان نویسیت بیشتر در موارد دیگه تقویت بشه . مرسسسسسسسسسسسسسی

انگار که زنم شده باشه. کس کش

نوشته keyvanxafan در 15. August 2012 - 3:48

انگار که زنم شده باشه.
کس کش کراکی این لفظ یعنی چی آخه مادرتو گاییدم.

خاااااااااااااااااااااااااااا

نوشته koso در 15. August 2012 - 5:14

خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااک دو عالم بر سرت اووووووووووووووووووغ
ممنون از دوستان زحمت فحش دادن و کشیدن من خودمو خسته نمیکنم. |(

بعد از چند روز سری به سایت

نوشته Derrick Mirza در 15. August 2012 - 10:13

بعد از چند روز سری به سایت زدم وقتی عنوان این داستان رو دیدم بازم به حال جوونای این مملکت تاسف خوردم .
یعنی جوون مملکت ما اینقدر بدبخت و بی صفت شده که بیاد از سکس با خواهرزادش بنویسه ؟
تو به عنوان کسی که 32 سال از عمرش گذشته خودتو معرفی کردی که چند حالت داره :
1 - دروغ گفتی ویه بچه جقوی بدبخت و ترسو و تنهای زیر 18 سالی و تراوشات خارج شده از جمجمه(چون به وجود مغزت مشکوکم) رو به عنوان یه داستان جذاب تصور کردی و نوشتی . در اینصورت اقتضا سنت بوده ، آما چون بالای سردر سایت نوشته ورود زیر 18 سال ممنوع گه خوردی اومدی اینجا داستان آپ کردی .

2 - اگر واقعا 32 سالته نمیتونم به عنوان یه انسان باهات صحبت کنم چون فقط یه حیوون هستی که خوندن نوشتن بلده . به اینم فکر کن که خواهرت الان خوابیده تو بغل دایی جونت داره بهش کس میده ببین چه حالی داره .

3 - اگر تو سن 32 سالگی هنوز داری جلق میزنی که واقعا خاک بر سرت . از خواهر زادت نوشتی حتما بعدش نوبت مادر و خواهرته . به نظر من تو بچگی بابات ترتیبتو داده که اینقدر از خانوادت عقده داری . بهت پیشنهاد میدم بری خودتو بکشی چون وجودت به هیچ دردی نمیخوره .

آخه کونده ی کونی کیرم تو

نوشته terena در 15. August 2012 - 10:27

آخه کونده ی کونی
کیرم تو داستانت
گه اول صبح پیرزن ۷۰ ساله تو روح خودتو اونیکه اینترنت و کامپیوتر بت یاد داد

آخه کونده ی کونی کیرم تو

نوشته terena در 15. August 2012 - 10:28

آخه کونده ی کونی
کیرم تو داستانت
گه اول صبح پیرزن ۷۰ ساله تو روح خودتو اونیکه اینترنت و کامپیوتر بت یاد داد

خاک بر سر بی شعورت کنم من

نوشته snator در 15. August 2012 - 13:57

خاک بر سر بی شعورت کنم من نخوندم بدبخت عقده ای

کیر تو افکار کیریت بچه کونی

نوشته alisix در 15. August 2012 - 16:35

کیر تو افکار کیریت بچه کونی

ای کیر تو کس ننت حرومزاده با

نوشته Iranmehr در 15. August 2012 - 18:16

ای کیر تو کس ننت
حرومزاده
با این داستان تخمیت
مرتیکه ی جقی
کمر خروسی

مرتیکه دری وری ،کیر سگ ،گر،بی

نوشته daybalal در 15. August 2012 - 23:16

مرتیکه دری وری ،کیر سگ ،گر،بی دندون تو کونت.مگه اجبارت کردن با این قلمت که مثل دانش آموزای اول ابتدایه مطلب بذاری.ناسلامتی دانشگاه رفتی مفنگی!

وااااااااااااااااااااااای

نوشته holooo68 در 15. August 2012 - 23:52

وااااااااااااااااااااااای چقدر خندیدم چه نظرات باحالییییییییییییییییی ای من گلومو تازه عمل کردم و نباید بخندمو بحرفم اما ترکیدم از خندههههههههههه تو روح همتون

من همه نقد و فحش رو میسپارم

نوشته taymer در 16. August 2012 - 0:36

من همه نقد و فحش رو میسپارم به مهندس گل پر واقعا دم مهندس گرم با نقدهاش حال میکنم

hahahah ey val bahal bod

نوشته sekserman در 16. August 2012 - 2:30

hahahah ey val bahal bod

کثیف بود دیگه ننویس. . . . .

نوشته takavarjoon در 16. August 2012 - 8:01

کثیف بود دیگه ننویس. . . . . . . . . . . .
من مطمئن شدم که بچه بودی دایی جاکش و دیوثت کونت میذاشته و عقده ای شدی. احمق این قدر جلق نزن. روانی شدی. چولمنگ شدی. کته کله دیگه ننویس. ریدم تو افکار آشغالت دیگه ننویس.

شعری برای تو . . . . . . . .

نوشته takavarjoon در 16. August 2012 - 8:50

شعری برای تو . . . . . . . . . . . . . . . . .

چرا این قد کثیف و ضد حالی؟
از اون پاستیل خورای بیخیالی

اگر داییِ تو کونت میذاره
بگو کیر توی حلقومت بذاره

نگو کوس شعر تو ای جلقوی بی چیز
برو گاییده شو هر دم روی میز

نداری نطفه‌ای از آدمیزاد
نَنَت هر شب به یک گوساله میداد (ننت = ننه‌ات)

توهم میزنی با کیر و کونَت
دو جفت خایه هام تا بیخ رونَت

اگر بینی که هر کس قصه داره
برای اینکه ادمینی نداره

کنون ای بچه کونی گوش میدار
بشین بر روی کیرم خواب و بیدار

کسی از قصه‌ات راضی نباشه
چنین گوه حوردنی بازی نباشه

تکاور از وجودت ریش ریشه
کند خون کثیفت را توی شیشه

چرا این قد کثیف و ضد حالی؟ از

نوشته pesareroyayi75 در 17. August 2012 - 2:29

چرا این قد کثیف و ضد حالی؟
از اون پاستیل خورای بیخیالی

اگر داییِ تو کونت میذاره
بگو کیر توی حلقومت بذاره

نگو کوس شعر تو ای جلقوی بی چیز
برو گاییده شو هر دم روی میز

نداری نطفه‌ای از آدمیزاد
نَنَت هر شب به یک گوساله میداد (ننت = ننه‌ات)

توهم میزنی با کیر و کونَت
دو جفت خایه هام تا بیخ رونَت

اگر بینی که هر کس قصه داره
برای اینکه ادمینی نداره

کنون ای بچه کونی گوش میدار
بشین بر روی کیرم خواب و بیدار

کسی از قصه‌ات راضی نباشه
چنین گوه حوردنی بازی نباشه

تکاور از وجودت ریش ریشه
کند خون کثیفت را توی شیشه

khoda shafat bede

نوشته omid.s m در 20. August 2012 - 13:00

khoda shafat bede

اینم نظرمن فکرکنم باید یه

نوشته maryy در 24. August 2012 - 17:32

اینم نظرمن فکرکنم باید یه مجمعی یا اتحادیه ای توی این کارتشکیل بشه که لااقل بتونه به داد این بیچاره هایی که مبتلا به جنون سکسی شدن برسه اینجوری پیش بره همه مبتلا می شن گفته باشم بعد نگن کسی نگفت واگیرداره فکرکنم حالا ببین کم کم اقاجون منم که 92سالشه داره یاد خاطرات سکسیش میافته صبح میاداز سکسش مثلا با اجنبی های جنگ جهانی دوم میگه که خاک مارو اشغال کرده بودن و اونام از روی غیرت ترتیبشون ومیدادن بیچاره هندیهارو بگین که توی مملکت غریب گیر ادمای غیرتی افتاده بودن من دیگه نظر نمی دم یکی یه کاری بکنه دیگه خسته شدم لااق برای این شاهکارهای ادبی یه جای مخصوص درست کنین بذارین تا این اساتید چیره دست اونجا بیفتن به جون هم اون تو ببافتن برای همدیگه تا ارضا شن ما که گناهی نکردیم باید این مهملات وبخونیم

کیر تمام علمای قم تو کونت

نوشته _-_ali-_-zeshto... در 26. August 2012 - 2:27

کیر تمام علمای قم تو کونت جاکش!
سگ هندی بشاشه تو روحت جاکش!
جلقوز کله کیری!
دوتا دخترای خواهرت و پسرشو کردی اونام حال میکردن به دایی جاکششون بدن کسکش؟؟
بوینگ 747 سقوط کنه تو کونت کونی جاکش کسکش دیوث فلان فلان شده!
جاکشی جاکش!
قرمدنگ! کیر مستر جو کونی، از تایلند تو کونت انتر بچه کونی! اصلأ تایلند با مخلفات تو کونت جاکش! جاکش جاکش زاده جاکش اصل جاکش بصب! أه بچه ها ادامه با شما!

بااااااااااااااااااااز یه

نوشته babre siyah در 25. September 2012 - 11:00

بااااااااااااااااااااز یه جلقوز دیگه...................
جلگووووووووووووووووووووووووووووووز
گوووووووووووووووووووووووووووووز مغز
ابم تو مغزت جقللللللللللللللللللللل
بسه حیا کن
دیگه چی بگم

خاک برسرت حرومزاده.....

نوشته ve64 در 26. January 2013 - 21:58

خاک برسرت حرومزاده.....

خاک برسرت حرومزاده.....

نوشته ve64 در 26. January 2013 - 22:14

خاک برسرت حرومزاده.....

سلام من جمال هستم 27 ساله از

نوشته عاشق سکس با خواهر در 2. February 2013 - 23:40

سلام من جمال هستم 27 ساله از تبریز .من یه خواهر دارم که خیلی خیلی دوستش دارم و می خوام باهاش سکس کنم ولی نمیدونم چطوری بهش بگم و راضیش کنم دنباله یه خانم میگردم که باهم دوست بشیم و منم اونو با خواهرم دوستش کنم تا موخشو بزنه و راضیش کنه باهام سکس کنه در عوض هر چی بخواد بهش میدم و هر کاری هم دوست داشت و بگه واسش می کنم.اگر هم دوست داشت سه تایی باهم سکس می کنیم اگه کسی بود بهم خبر بده ایدی یاهوی من gal.sikishakh@yahoo.comلطفا اقایون مزاحم نشن به اقایون جواب نمیدم.. در ضمن هر کسی سکس با محارم و دوست نداره و از این کارا خوشش نمیاد پیام نده

برو كثافت كسی با ناموسش چنین

نوشته dariush4175 در 10. April 2013 - 1:36

برو كثافت كسی با ناموسش چنین كاری رو میكنه خاك به سرت كونی

اصلا جالب نبود کل فامیلو

نوشته سولدوز وطنیم در 12. February 2014 - 16:58

اصلا جالب نبود کل فامیلو کردی
دروغم مینویسی قشنگ بنویس