شما اینجا هستید

سکس من و سمیرا در ویلای خودمون

همه ی اسامی مستعار هستند
سلام من سامان هستم22 ساله و طرف سکس من هم دختر عموم سمیراست 21 ساله سمیرا کون بزرگ و قد نسبتا بلندی داره و من هم با کیر 18cm با اون سکس کردم.این مقرمه بود داستان هنوز شروع نشد.
تو تاریخ 18 شهریور ماه هوای بابلسر متعادل بود من ساعت 11 صبح که در کلاس زبان بودم ناگهان تلفنم زنگ خورد.بدیش این بود که رو سایلنت نبود و وقتی زنگ خورد درجا از جیبم درش اوردم و بدون انکه به اسمش نگاه کنم قطع کردم.بچه زدند زیر خنده و تا 2 دقیقه جو کلاس بهم ریخته بود.بعد از کلاس وقتی شماره رو چک کردم دیدم سمیرا دختر عمومه.اون لحظه شارژ پولی گوشیم تموم شده بود رفتم از سوپری سر خیابون یه شارژ گرفتم و بهش زنگ زدم
سامان:سلام سمیرا خودت میدونستی من سر کلاسم چرا زنگ زدی.
سمیرا:مگه گوشیت رو سایلنت نبود؟
سامان:نه بابا!تو کلاس همه بچه ها بهم خندیدند.
سمیرا:خوب ببخشید
سامان:باشه خوب با من چی کار داری؟
سمیرا:میخواستم بپرسم ویلای لب دریای شما امشب خالیه؟
سامان:اره چی شد مگه؟
سمیرا:من میخواستم با چندتا دوستام بیام اونجا امشب تا صبح عشق و حال کنیم.
سامان:از نظر جنسی یا با مشروب؟
سمیرا:به تو چه مربوطه؟
سامان:بلا!میخوای چیکار کنی امشب؟
سمیرا:مگه فضولی تو فقط بگو ویلا رو میدی یا نه؟
سامان:برم به بابا بگم ببینم چی میگه.
سمیرا:باشه بای
سامان:بای
به سمت خونه حرکت کردمو رسیدم به خونه ساعت 1/5 ظهر بود به پدرم موضوع رو گفتم.اولاش میگفت نه نه اجازه نمیدم بعدش یکم رو مغزش سمباده کشیدم که بالاخره قبول کرد.
به سمیرا اس ام اس دادم گفتم حله میتونین بیاین.
سمیرا جواب داد عاشقتم پسرعمو جوووووون.
من که با این حرفش دلم ریخت کف اتاق.
بعد بهش اس دادم گفتم ساعت چند میای کلید رو بگیری گفتش ساعت چند بیام خوبه؟
گفتم ساعت 7 یا 8 که من از باشگاه میام
گفت ok میام میبینمت بای.
ساعت 7/5 رسیدند.رفتم بیرون دیدم یه گله دختر و پسر تو ماشین های که کمترینش پراید و زیادترینش سوزوکی گراند ویتارا بود.
من که با دیدن این همه هیجان زده شدم از سمیرا پرسیدم گفتم منم بیام؟بعد از 5 ثانیه گفت تو این مهمونی رو سر و سامون دادی خوب تو هم بیا.
من درجا کم تر از 5 دقیقه اماده شدم و راه افتادیم به سمت ویلا.از سمیرا پرسیدم تو این همه گله رو میخوای تو ویلای 80 متری ما جا بدی؟
گفت اره بابا یکم جم و جور باشیم جا میگیریم گفتم باشه بریم دیگه.از خونمون تا ویلا 7 دقیقه راه بود.
بالا خره رسیدیمو بعضی ها که پیاده شدند داد زدن و رقصیدن رو شروع کردند.من رفتمو جلوشونو گرفتمو گفتم اقایون خانوما این جا ساحل دریا خزره نه ساحل میامی امریکا پس لطفا ارومتر چون اگه یه مامور از این جا رد بشه بجای این که تو ویلا جشن بگیرید باید تو بازداشگاه جشن بگیرید همه ساکت شدند و سریع رفتند داخل.
از سمیرا پرسیدم دوست پسرت کو؟
گفت:نیومد.
گفتم:پس امشب با کی میخوای برقصی و شادی کنی؟
گفت:فکر کنم تو خوب باشی!!!
گفتم:من؟!؟
گفت:اره مگه اون شاخ و دم داره تو نداری تو خوش اندام که هستی قیافتم که خیلی توپه حتی از اونم بهتری.
گفتم:پس بریم عشق و حال رفتم و دو گیلاس شامپاین گرفتم یکی دادم به سمیرا یکی دیگه رو خودم خوردم.
با هم تا ساعت 1/5 رقصیدیمو بعدش گفت سامان جون دیگه خسته شدم بریم رو تخت پدر و مادرت بخوابیم؟
من که منظورشو فهمیدم به دوستاش گفتم بچه ها کم کم مهمونی رو تموم کنید و برید با دوستای صمیمی تون یه شبه رویایی رو داشته باشید بعد از 30 دقیقه کم کم مهمونی تموم شد و همه روی زمین با دوستاشون خوابیدند ساعت 3/5 بود که برق ها رو خاموش کردمو من و سمیرا رفتیم تو رختخواب.
اولاش کمی در مورد مهمونی امشب ازم تشکر کرد بعد از چند لحظه دیدم پرید تو بغلمو منو سفت بغل کرد منم اونو سفت بغل کردمو بهش گفتم دوستت دارم بعدش شروع کردیم به لب گرفتن بعدش لباس هامونو در اوردیمو تازه عشق و حال واقعی شروع شد.
شروع کرد به ساک زدنو من هم که فهمیدم کم کم داره ابم میاد گفتم بسه بیا یه کم کستو لیس بزنم بعد از کمی لیس زدن کاملان ارضا شد و من هم کیر کلفت و درازمو کردم تو کونش کمی تلمبه که زنم تا زه کونش جا باز کرد بعدش ابم اومد و تا اخرین قطره رو ریختم تو کونش بعد ازش پرسیدم تو کست پرده داری؟ گفت نه دوست پسرم پردمو زدش منم از فرصت استفاده کردمو مستقیم گذاشتم تو کسش وای چه حالی میداد کسی که از 15 سالگی ارزو داشتم کسشو دست بزنم حالا کیرم تو کسشه بعد کمی تلمبه زدن ولش کردمو شرتمو با یه شلوارک پوشیدم و اون هم با یه شرت کنارم تا ساعت6 خوابیدیم و بعد از بیدار شدن لباس پوشیدیم رفتیم بقیه رو هم بیدار کردیم و همه چی رو جم و جور کردیمو در ویلارو قفل کردمو رفتیم سمت خونه ساعت 7/5 زنگ خونه رو زدم دیدم کسی خونه نیست بعدش دیدم پدر و مادرم برای کارشون ساعت 5 به سمت ساری حرکت کردند.
امیدوارم خوشتون امده باشه
پایان

نوشته: یه بنده خدا

داستان سکسی:

2
نمره شما: هیچ میانگین 2 (4 votes)

نظرات

خوب اینارو گفتی بگی ویلا داری؟سوزوکی دیدی؟پراید ماشین کمیه یا هندونه؟؟؟؟؟کلاس زبان میری؟.؟باشگاه میری؟؟؟؟؟
خوب تو مایه دار ولی دختر عموت جندست ادم دوس پسر داشته باشه به پسر عموی تازه به دوران رسیدش بده؟؟؟؟؟
یا دوست پسرش مرد نبوده یا جندست دیگه
کلا قدرت تخیلت خیلی کمه تقویتش کن
جق بزنی بهتره تا نویسندگی
خوشم نیومد

بالا
0 لایک