سکس من و مریم و پسر شیطونه

سلام به همه بچه های گل سایت راستش رو بخواین می خوام داستان سکس خودم با مریم که بهترین دوستمه رو با دو تا کیر کلفت بگم درضمن این داستان کاملا واقعی نیست بلکه نیمه واقعی هستش از مریم خودم بگم که یه زنی هستش میانسال باقدی تقریبا متوسط وسینه 85 و کون واقعا عالی من که هر موقه بااون حرف میزنم کیرم راست راست میشه نمی دونم چرا چندین بار هم به خودش گفتم خودش هم همیشه میخنده من با مریم سکس های زیادی داشتم تازمانی که موقعیت ما خراب شد و جایی برای برنامه هامون نداشتیم مجبور میشدیم زمانی که آتیشی مشیدیم با هم با ماشین بریم بیرون و همونجا تو ماشین یه حال حسابی میکردیم اون حسابی برام ساک میزد و کیرم رو مخورد تا آبم بیاد زمانی هم که آبم میومد همش رو میخورد و منم بهش میگفتم که بالای پاهام بخوابه منم لباساش رو می دادم بالا سینش رو میمالوندم کسش رو میمالوندم خودم رو دولا میکردم در حین اینکه سینش رو میخوردم باکسش بازی میکردم تا آبش بیاد کارمون رو تموم میکردیم می رفتیم بعد از چند مدت نداشتن سکس با مریم خانوم هوس این رو کردم که سکس دو تا مرد رو با مریم انجام بدم که به خانوم گفتم که دوس دارم تو بین دو نفر باشی و با دوتا کیر سکس کنی( یعنی تو خیالاتمون )ولی اون اصلا گوشش بده کار نبود هرچند که یه زن آتیشی بود ولی اصلا رانمی داد تا اینکه بلاخره به خاطر نداشتن جای خوب موفق شدم راضیش کنم که به خونه یکی از دوستام بریم که اسمش رو نمیگم و اسم مستعارش رو میزارم پسر شیطونه دو تایی با مریم حال کنیم اره ما برگشتیم موضوع رو با مریم خانوم درمیون گذاشتیم که برگشت به من گفت که تو خیلی نامردی میخوای بعد از این چند سال با من اینکار رو بکنی منم برگشتم گفتم بابا خیلی حال میده تجربه جدیدی هستش و ماکه جا نداریم باهم یه حال درست و حسابی بکنیم این شد که خانوم راضی شد با دوستم هماهنگ کردم و تو یه روز سرد زمستونی من و مریم و پسر شیطونه با هم رفتیم خونه پسر شیطونه من که انقدر آتیشی بودم که به محض رسیدن به خونه افتادم به جون مریم خانوم که نگو مریم خانوم ما از ما بدتر بود من و مریم شروع کردیم به خوردن همدیگه پسر شیطونه که مارو دید هاج و واج مونده بود که چی بگه سریع اون رو بردم سمت مبل تو پذیرایی شروع کردم به لخت کردنش تمام لباساش رو درآوردم به جز سوتین و شرتش مریم هم تو این زمان بیکار نبود و شروع کرد دراوردن لباسای من داشتیم از هم لب می گرفتیم من سینش رومیمالیدم بدنش رو لیس میزدم که پسر شیطونه هم سر رسید دیدم که لخت مادرزاد اومده بایه کیر که فکر کنم اندازه یه کیر اسبه تو دستش داره باکیرش ور میره من و مریم زمانی که این صحنه رو دیدیم دهنمون باز مونده بود که چی بگیم اخه کیر من خیلی از کیر پسر شیطونه کوچیکتر بود پسره هم که این صحنه رو دید سریع کیرش رو آورد جلو دهن مریم و کرد تو دهن مریم که تا حالا همچین کیری ندیده بود جیغش دراومد همش رو کرد تو دهنش شروع به خوردنش کرد هی عقب جلو میکرد و هوم هوم میکرد و قربون صدقه کیر پسر شیطونه میرفت منم داشتم با یکی از سینه هاش ور ویرفتم و اون یکی رو کرده بودم تو دهنم میخوردمش حدود یه دو سه دقیقه همینطور ادامه دادیم تا اینکه من اومدم سمت کس مریم شورتش رو در آوردم روی مبل کونش رو دادم جلو به حالتی که روی مبل لم میدن خودمم نشستم جلوش سرم رو بردم سمت کسش شروع کردم به خوردن کسش اونم هی سرم رو فشار می داد سمت کسش پسر شیطونه هم کیرش رو از دهن مریم در آورد گذاشت لای سینه هاش اونم سینه هاش رو به هم چسبوند که پسره لای سینه هاش رو قشنگ بکنه چون کیرش آنقد بزرگ بود زمانی که میداد جلو میرفت تا دهن مریم و برمی گشت مریم هم دهنش رو باز می کرد کیرش رو زبون می زد یه چند دقیقه ای به همین صورت گذشت که گفتم خوردن دیگه بسه من دارم میمیرم مریم می خام امروز کس و کونت رو یه سره کنم ببینم بهت حال میده یا نه با دو تا کیر اونم گفت ببینیم و تعریف کنیم شنیدن کی بود مانند دیدن اومد گفت نه هنوز موقش نشده خودش دراز کشید رو زمین منوگذاشت رو شکمش که دو تا پاهام بینش باشه کیرم رو گذاشت لا ی سینش بهم گفت که دستت رو بذار رو کسم و بمالون و کیره پسره رو گرفت کرد تو دهنش آخه میگفت که خیلی خوشمزست هی می خورد هوم هوم می کرد با این که داشت خفه می شد ول نمی کرد بعد از خوردن برگشت گفت که بذار تو کسم دارم می می رم من کیر می خوام جرم بده پارم کن کس و کونم رو یکی کن منم سریع از روش پاشدم اومدم پایین گفتم بذار بکنم تو کست گفت نه بذار پسر شیطونه این کارو بکنه تو هم بذار تو کونم پسر شیطونه اومد دراز کشید مریم رفت نشست رو کیرش یواش یواش کیرش رو سر داد تارفت تو کسش دیدم مریم صداش در نمیاد بعد چند لحظه یه جیغ زد و گفت سوختم دارج جر می خورم بعد چند بار بالا پایین کردن رو پسره دراز کشید به من گفت بکن تو کونم اخه اگه این دسته بیل اول بره تو کونم چیزی ازم باقی نمیمونه منم اومدم جلو دهنش گفتم بخور خیسش کن اونم برام خورد تا قشنگ خیس خیس شد برگشتم پشتش کونش رو باز کردم آروم آروم کیرم رو دادم داخل که دیدم جیغش رفت هوا گفت چته داغون شدم دارم پاره میشم درش بیار منم اصلا گوشم بده کار نبود پسره هم داشت از زیر کسش رو میکرد و سینش رو میخورد منم از پشت کمرش رو گرفتم حسابی داشتم تلنبه می زدم که دیگه دیدم مریم داره لذت میبره داره قربون صدقه جفتمون میره میگه اره بکنبن دارین دو نفری منو میکنین اره من دارم به دو نفر میدم اره کس و کونم رو یکی کنین اخ عجب کیرای دارن منو میکنن آخ جون بکنین بکنین دیدم که یه دفهعه یه جیغی زد و شل شد رو پسره اره اون ارضا شده بود منم دیدم که خیلی بی حال شده ولش کردم پسره هم ولش کرد اومدیم کنار تا یه خورده سرحال بشه حالش که جا اومد گفت می خوام برا جفت تون ساک بزنم اومد نشست جلو ما دو تا شروع کرد به خوردن مثل تو فیلما یه دونه از کیر من میخورد یه خوردعه از کیره پسره آنقدر خورد تا آبم داشت می یومد بهش گفتم گفت بریز رو صورتم برا پوستم خوبه منم همش رو ریختم رو صوتش که تو همین لحظه پسره هم میگه آبم داره میاد گفت بریز رو سینم که اونم همش رو ریخت رو سینش سه تایی ولو شدیم وسط اتاق بعد اینکه سر حال اومدیم سریع لباس پوشیدیم از پسره خداحافظی کردیم اومدیم بیرون این بود از داستان من اگه بد بود ببخشید. امیدوارم که یه خونه خوب پیدا کنم بدون دردسر باهاش حال کنم .

2
نمره شما: هیچ :میانگین 2 (5 رأی )

15 نظر

پسرشیطونه با پدرش وپدربزرگش

نوشته saeid d در 10. March 2012 - 22:05

پسرشیطونه با پدرش وپدربزرگش توکونت داستانت نه سر داشت نه ته
راستی سر و ته داستانت هم تو کونت ببین الان کنارت کسی هست یانه اگه هست اون هم تو کونت جن مار

واقعا نمیدونم چی بگم.داشتی

نوشته nazgool66 در 10. March 2012 - 22:33

واقعا نمیدونم چی بگم.داشتی فیلمی که دیده بودیو تعریف میکردی!تورو خدا مگه مجبورتون کردن بنویسید

نظر سعید خیلی با حالتر از

نوشته masoud29 در 10. March 2012 - 23:16

نظر سعید خیلی با حالتر از داستان بود خیلی حال کردم دمت گرم سعید جان

کیر تو مغز خودت و اونی که بهت

نوشته eliii_lover در 10. March 2012 - 23:47

کیر تو مغز خودت و اونی که بهت گفته بیای اینجا داستان بنویسی

چیزی درمورد فاجعه میدونید؟ پس

نوشته serano در 11. March 2012 - 0:56

چیزی درمورد فاجعه میدونید؟
پس از خوندن این داستان بهش پی میبرید

چیزی درمورد فاجعه میدونید؟ پس

نوشته serano در 11. March 2012 - 0:57

چیزی درمورد فاجعه میدونید؟
پس از خوندن این داستان بهش پی میبرید

آخه تا کی میخواهید این اراجیف

نوشته takavarjoon در 11. March 2012 - 9:39

آخه تا کی میخواهید این اراجیف رو بنویسید و بیارید اینجا درج کنید؟ کله کیری این هم شد داستان؟ کیر پسر شیطونه تو کونت. اولش مریم بهت گفت که خیلی نامردی که میخوای مجبورش کنی به یکی دیگه کوس بده ولی از همون لحظه که وارد خونه شدید بدون خجالت لخت شد و کوسشو واسه پسر شیطونه هوا کرد؟ آخه حروم خور چند بار بگم وقتی کیر میره تو کون گوهی میشه چطوری میشه کردش تو دهن؟ آی ریدم تو دهنت آشغال کله بچه کونی. برو جلقتو بزن و کونتو بده دست از سر ما بردار.

اشتباه كردم گفتم شايد عوض شدي

نوشته mamali888 در 11. March 2012 - 11:31

اشتباه كردم گفتم شايد عوض شدي ولي افسوس كه ( ذات بد نيكو نگردد چون كه بنيانش بد است ) حالا ديگه دو تركه سوار شدن رو دست گرفتي خاك برسرت كنن

یاور همیشه مومن جان بیخود

نوشته caspian lord در 11. March 2012 - 22:01

یاور همیشه مومن جان

بیخود خودتو اذیت نکن و اینقدر به این ابلهان فحش نده نتنها هیچ تأثیری نخواهد داشت بلکه باعث اقتدار و افتخارشان خواهد بود. چرا؟؟ چون این افراد از لحاظ روحی دچار مشکلات بسیار پیچید ای می باشند، و از طریق داستان نویسی می خواهند قوای تخیلی خود را بر واقعیت حال خیش برتری بخشند، و ما با گذاشتن کامنت برای اینگونه افراد (یا بهتر است بگویم این جانوران )باعث تشویق این افراد خواهیم شد!!!! که این خود ضمینۀ نگارش داستان دیگر را در افکار این جانوران بهبود یا بوجود خواهد آورد.
پس بیایم
درصورتی که این نوع داستانها مورد قبول شما خوانندۀ محترم قرار گرفت یا بلعکس، با گذاشتن کامنت از نویسندگانی حمایت کنیم که واقعاً زحمت کشیده اند.
با تشکر

به نظر من داستانت خيلي خيلي

نوشته Pentagon U.S.A در 11. March 2012 - 17:50

به نظر من داستانت خيلي خيلي كيري بود آقاي كس مغز
تنها چيزي كه ميتونم بهت بگم اينه كه:
كير تمام پسرهاي گل شهواني توي اون كون گشادت ، آبشون هم با تمام فشار تو چشات!!! ضمنا" با نظر ( Saeid d ) خيلي حال كردم.

بچه کونی بیکر شدی برامون کس

نوشته منو بخواه در 12. March 2012 - 11:38

بچه کونی بیکر شدی برامون کس وشعر نوشتی بهت یه پیشنهاد دارم تا بعد از این به طونی خوب داستان بنویسی انهم تمام واقعی این داستان را تو یه مقوای بنویس بعد با کمک اون دوست کیر کلفتد بکن تو کونت بعد از این کار شما یه رمان نویس خوبی میشوی

نظر من در يك جمله مفيد ومؤثر:

نوشته hami.1 در 12. March 2012 - 11:42

نظر من در يك جمله مفيد ومؤثر: كـــــــــــــــــيرم تو روح و جسمت

shayan28teh55@yahoo.com

نوشته shayan28teh در 12. March 2012 - 23:50

Love Struck Love Struck Love Struck Love Struck Love Struck shayan28teh55@yahoo.com

باتشکر از همه داداشای گلی که

نوشته saeid d در 13. March 2012 - 8:48

باتشکر از همه داداشای گلی که باکامنت بنده حال کردن