سکس ناگهانی با رویا جان

سلام دوستان
من امیر هستم .الان 33 سالمه .این داستان مربوط به 4سال قبل هست که براتون مینویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.
من یه شرکت اینترنتی دارم وکارمون توضیع اینترنت هست.یک روز عصر که خیلی هم سرم شلوغ بود منشی صدا زد باشما کاردارن.از اطاق امدم بیرون دیدم یه خانم مسن که از اشنایان دور هست با دو دختر خانم جوان منتظرم هستند.بعد از احوال پرسی تعارف کردم به داخل اطاق امدند.خانم مسن گفت کامپیوتر فائزه مشکل داره(دخترش) وبه اینترنت وصل نمیشه و خیلی هم بهش نیاز داره.چشم گفتم وشروع کردم به بررسی کامپیوتر.مودم رو نصب کردم وتست کردم تحویلشون دادم.فائزه گفت اگر ممکنه شمارتون رو داشته باشم اگر مشکلی پیش امد بهتون دسترسی داشته باشم.شماره دادم خداحافظی کردند ورفتن.حقیقتش اون خانوم دیگه رو نمیشناختم وسوال هم نکردم.کارم تمام شد ورفتم خونه.یه دوش گرفتم وبه انجام کارهای عقب افتاده مشغول شدم.با صدای زنگ موبایل به خودم امدم.نگاهی به ساعت کردم دیدم ساعت 2:30 صبح هست.چند بار زنگ خورد اما کسی جواب نمیداد وقطع میکرد.چند بار بهش زتگ زدم ولی قطع کرد.ده دقیقه بعد زنگ زد وشروع کرد به حال واحوال.گفتم ببخشید نمیشناسم.گفت مهم نیست.دوست دارم باهاتون صحبت کنم.بعد از چند دقیقه خودشو معرفی کرد اسمم رویا هست وامروز با دوستم امدیم دفترتون.شاخم داشت در میامد.خواهش کرد که به فائزه چیزی نگم .بعد که کمی راحت تر صحبت کرد قرار گذاشت فردا بیاد دفترم.قبول کردم وخداحافظی کردیم.توی این فکربودم که اون دختر چادری که اصلا بهش نمیامد اینجور ادمی باشه چرا بهم زنگ زده وتقاضای دوستی داره.فردا به دفترم امد وخیلی راحت با هم صحبت کردیم.من یه منزل شخصی داشتم وتنها زندگی میکردم.اون از همه چیز خبر داشت.گفت میخام بیام خونه ات.قرارگذاشتیم برای ساعت14.نهارخریدم رقتم خونه که دیدم زنگ زد وگفت پشت درب هست.درب روبازکردم.امد داخل خونه.بعد از احوال پرسی لباسهاش رو عوض کرد وامد روی مبل نشست.هیکل خوبی داشت.قد 168 وزن نزدیک 60 ولی پر چهارشونه بود.خوشم میامد از اندامش.حس راحتی باهاش داشتم.بهش گفتم هدفت چیه واز من چه انتظاری داری؟میخاستم از دهن خودش بشنوم.سرشو پایین انداخت وگفت دوست داشتن وخواستن هدف وتوقع سرش نمیشه.دوست دارم با هم باشیم.خوشم امد از اخلاقش.من ادم رک وراحتی هستم.بهش گفتم فکرنکنم من به درد شما بخورم .چون من بشدت وحشی واتشین هستم وهمیشه داغ هستم.فکرنکنم تحمل من رو داشته باشی.بهم گفت تازه رسیدم به اون چیزی که مدتهادنبالش بودم.نهار رو با هم خوردیم ویه آهنگ ملایم گذاشتم وکنارش نشستم.حس خوبی داشتم.نگاه هاش داشت گرمم میکرد ارام دستم رو گذاشتم دوگردنش وامد بغلم وسرشو گذاشت روی دوشم.حس خوبی داشتم دلم نمیخاست اذیت بشه ودوست داشتم اونجوری باشم که اون میخات.اروم صورتشو اوردم بالا ولبم رو به لبهاش دادم.دیدم اتش اون بیشتر از من شعله ورهست دوست داشتم بیشتر حسش کنم.زبونم رو کشیدم به سمت گردنش وارام لیس میزدم دیدم داره میلرزه.پررویی کردم وگفتم اجازه دارم شیر بخورم؟گفت عاشق شیرخوردنتم.آرام شدم وکمی از دلهره من کم شد.از روی سوتین سینه هاشو نوازش کردم وخیلی ارام سوتینشو زدم بالا وسینه هاشو از زید در اوردم.چیزی که میدیدم رو باور نمیکردم.
دو تا سینه سفید مثل برف.با دو تا نوک قهوه ای خیلی کم رنگ ولی خوش مزه.نمیدونم چی شد که سینه سمت راستشو با دستم نوازش میکردم وسمت چپی رو با زبونم لیس میزدم وگاهی هم میکشیدمش توی دهنم ومیمکیدم.
حس خوبی داشتم .گفتم رویا دوست دارم بدنتو از بالا تا پایین لیس بزنم.نظرت چیه؟گفت صمیم با خودته.آرام بغلش کردم ورفتیم اطاق خواب من وروی تختم.میخاستم بدنشو لخت ببینم.گفتم خودم میخام لختت کنم.حرفی نزد.منم ارام لباساشو دراوردو شلوارشو دراوردم وقتی میخاستم شورتشو دربیارم گفت :مواظبش باش.گفتم چشم.
چند لحظه بعد کاملا برهنه مثل لحظه تولد از بتن مادر جلوم خوابیده بود.دلم خواست از شکمش شروع کنم.
نشستم لای پاهاش وزبونم رو گذاشتم روی نافش وارام حرکت میدادم وبا دودستم سینه هاش رو ارام نوازش میکردم.
حال عجیبی داشت وداغ داغ شده بود وداشت ناله میکرد.گفتم دوست داری منو بخوری؟گفت عاشقشم.
به صورت 69 نشستیم و همزمان همدیگه رو میخوردیم.یهو یی لرزید وفهمیدم که ارضا شده.بهش گفتم مبارک باشه.
گفت هنوز مبارک نشده.من میخام .گفتم چی رو.گفت میخام منو پاره کنی.یخ کردم.گفتم مگه دیوونه ای؟فقط از عقب میکنمت.گفت اون به جای خودش..وتوضیح دادکه پرده من زمانی پاره میشه که زایمان کنم وبا سکس پاره نمیشه.
اولین باربود که این مطلب رو میشنیدم.من هم دوست داشتم بکنمش ولی فردا جوابگویی داشت.با این حرفش ارام شدم.گفتم دوست داری چه مدلی بکنمت؟گفت وحشایانه.با حرفهاش داشتم وحشی میشدم ودیگه تحمل نداشتم.
گفتم یادت باشه خودت خواستی.
من دوست دارم کوس رو از پشت بکنم .حال عجیبی میده با توجه به سوابق قبلی که از سکس داشتم بهش گفتم روی سینه بخواب.ر.کمی با باسن هاش بازی کردم دستم رو به چوچوله هاش رسوندم وشروع کردم با نوازش وبازی با اونها.
دیگه ناله هاش بلند ترشده بود کوسش خیلی خیس شده بود واماده کردن بود.
اینو بگم که چیز من مقدار زیادی بزرگه وکلفت .آرام گذاشتم درب سوراخش کمی با آب کوسش خیس کردم وسرشو به لبه کوسش کشیدم تا نرم وآماده بشه وآرام به داخل فشار دادم.ناله ای کرد وشروع کرد به اخ واوخ کردن.
کم کم سرعت رو زیاد کردم .چند دقیقه ای به شدت تمام با گاییدن کوسش ادامه دادم.بهش گفتم برگرد وبه کمر بخواب.
خواهر کسته عجب گوشتی بود و من داشتم گوشت رو به سیخ میکشیدم.آرام کیرم رو به کوسش رسوندم وبا یک فشار به داخل هدایتش کردم.وشروع کردم با تو وبیرون کردن.پاهاشو اوردم بالا جوری که کوسش دقیقا جلو چشمم بود با فشار زیادی کیرم رو زدم توی کوسش وهمزمان سینه هاشو با یه دست میمالیدم که برای بار دوم ارضا شد وبشدت لرزید.
کم کم داشت ابم میامد .حس غریبی داشتم ونمیتونستم کنترلش کنم کشیدم بیرون وابم رو روی شکمش خالی کردم.
حتی حس حرکت نداشت اصلا نمیتونست تکون بخوره.بشدت بیحال شده بود.چند دقیقه ای کنارش خوابیدم ولی نمیتونستم اون کون خوشکل وباسن های نازشو جلو خودم ببینم ولی ازشون بگذرم.
برگردوندمش ورفتم سراغ سوراخ کونش.خیلی تنگ بود.با آب دهانم خیسش کردم وانگشتم رو ارام فرستادم داخلش
خیلی عالی بود ودایم از دستم فرار میکرد .گفتم ارام باش مجبورم نکن وحشی بشم.
وای که چه سوراخی بود.
کیرم رو خیس کردم وارام گذاشتم درب کونش.خیلی اذیت شد تا رفت توش.وجیغ بلندی کشید وشروع کرد به گریه.
ودایم التماس میکرد بکش بیرون.اما من وحشی تر میشدم .شروع کردم به تو وبیرون کردن واون گریه میکرد وجیغ میزد.جیغ هاش حشریم میکرد چند دقیقه با ارامی وبعد به سرعتم اضافه کردم.از دردش کم شده بود ولذت میبرد
حال خوبی داشتم که ابم رو توی کونش با فشار خالی کردم وافتادم روش.دیگه حال نداشتم.از کونش بیرون کشیدم خودمونو تمیز کردیم وکنار هم خوابیدیم.وچه خواب لذت بخشی.تا بحال تجربه نکرده بودم.وقتی بیدار شدم ساعت نزدیک 18 بود .دوش گرفتیم وبا هم رفتیم بیرون.من سر کار خودم واون خونه خودشون.
دوستان عزیزم این اولین سکس من و رویا جان بود و2سال ادامه داشت تا رویا ازدواج کرد وخوشبخت شد.
برای همه رفاقتها ودوستی هایی که با هم داشتیم وهمه لحظات خوبی که کنار هم بودیم واز هم لذت بردیم ازن تشکر میکنم وزندگی سراسر خوشبختی وسعادت رو براش ارزو میکنم
خدا نگهدار

نوشته: امیر

1.77778
نمره شما: هیچ :میانگین 1.8 (9 رأی )

23 نظر

نادرمشهدی/من شنیدستم که روزی

نوشته sedaytooty در 1. April 2013 - 14:25

نادرمشهدی/من شنیدستم که روزی این امیر*وه به دولش گفت قربان تو کیر/وه چه خوش شانسی تو ای کیرکلفت*کس بیاید نصف شب زنگی زند وکس دهد مفت مفت/ان پری چهری که رویا نام بود *بهر تو چلمنگ خر در کام بود/ان کسی را که بود این شانس زیاد*به یقین در کو چکی میداد وداد/پس تو ای چلمنگ خر کونی پسر*شده در کون تو هم یک کیر خر/این امیر کس گفت در این داستان*نادرا کیرش کن و دادت ستان/تادگر هرخر در این سایت کیر وکس*نایدو گوید حرف گوز وچس/نادر مشهدی

چیز جالبی نداشت و مثل داستان

نوشته دختر اریایی در 1. April 2013 - 14:26

چیز جالبی نداشت و مثل داستان های قبلی تکراری بود

چیز جالبی نداشت و مثل داستان

نوشته دختر اریایی در 1. April 2013 - 14:28

چیز جالبی نداشت و مثل داستان های قبلی تکراری بود

اه همش که شماها کون میکنین بی

نوشته bahare-jon در 1. April 2013 - 14:52

اه همش که شماها کون میکنین بی عرضه ها

داستانه سکس من با رویا:روزی

نوشته CedriC در 1. April 2013 - 14:57

داستانه سکس من با رویا:روزی در خانه نشسته بودی یکهو دیدم تیلیفونوم زنگ زد تیلیفونه ورداشتیم گفتیم کیست ها گفت ای رویا هستم گفتم خب چرا بر مو زنگ زدی گفت میخواهیم تو مرا بکنی گفتم ها ای باشه دیگه خودش ادرس ما رو مدانست امد کردیمش خیلیم خوب کردیم ده بار لرزید که بعد فهمیدم گوشیش بوده دیگه تمام شد رفت حالا ما اومدیم شهوانی ببینیم چطور هستید خوب هستید در سلامتی کامل به سر میبرید هو؟؟:-(Sad:-(Sad:-(Sad:-(

داستانه سکس من با رویا:روزی

نوشته CedriC در 1. April 2013 - 14:58

داستانه سکس من با رویا:روزی در خانه نشسته بودی یکهو دیدم تیلیفونوم زنگ زد تیلیفونه ورداشتیم گفتیم کیست ها گفت ای رویا هستم گفتم خب چرا بر مو زنگ زدی گفت میخواهیم تو مرا بکنی گفتم ها ای باشه دیگه خودش ادرس ما رو مدانست امد کردیمش خیلیم خوب کردیم ده بار لرزید که بعد فهمیدم گوشیش بوده دیگه تمام شد رفت حالا ما اومدیم شهوانی ببینیم چطور هستید خوب هستید در سلامتی کامل به سر میبرید هو؟؟:-(Sad:-(Sad:-(Sad:-(

تخمی و باور نکردنی...فعلا لطف

نوشته شاخ گاوی در 1. April 2013 - 15:01

تخمی و باور نکردنی...فعلا لطف میکنم و فحش نمیدم

سوژه تکراری از همون کلمات اول

نوشته mamany در 1. April 2013 - 15:19

سوژه تکراری
از همون کلمات اول حال به هم زن ( اینترنت و کامپیوتر )
پرده حلقوی
تناقض گویی تو متن و حتی افعال
با این حال نمیشه گفت افتضاح بود من که تو این سایت داستانها و خاطراطی صد درچه نخوندنی تر ازین خوندم

"اجازه دارم مقدارى شير

نوشته Shameless در 1. April 2013 - 23:38

"اجازه دارم مقدارى شير بنوشم؟!" "ميتوانم از پا تا به سرتان را همى بليسانم؟!"
"خواهر كسته عجب گوشتيه!!!"

راستى، وقتى شما دو تا لخت شدين، خيلى قوى بودين كه تونستين از توى تركيب بسيار محكم و سختى مثل "بتن" مادراتون دربياين!

jaleb bud mamnunam

نوشته سینا کونی در 1. April 2013 - 16:51

jaleb bud mamnunam

ها ديگه هرچي تو فيلم سوپرات

نوشته BIG BEYZE در 1. April 2013 - 17:54

ها ديگه هرچي تو فيلم سوپرات ديده بودي تعريف كردي،اسمشو گذاشتي داستان!

سکست مثل اسمه دختره رویا

نوشته yanso در 1. April 2013 - 18:36

سکست مثل اسمه دختره رویا بوده!!!

ریدم دهنت . مثل سگ دروغ

نوشته Ragbar76 در 1. April 2013 - 18:42

ریدم دهنت . مثل سگ دروغ بوووود !

بد نبود تقریبا واقعی بود

نوشته hamedsexyboy در 1. April 2013 - 19:51

بد نبود تقریبا واقعی بود

اولش میگی تجربه سکس های قبلیت

نوشته milad-sex20 در 1. April 2013 - 22:13

اولش میگی تجربه سکس های قبلیت در آخرمیگی اولین سکسم جقی کونی

برات متاسفم با این تخیلات

نوشته milad-sex20 در 1. April 2013 - 22:15

برات متاسفم با این تخیلات جقولانت برو یادگیربعد اد کن کونییییییییییییییییی

darbe surakh

نوشته lady X93 در 2. April 2013 - 0:28

darbe surakh ???????????????????????????????????
khahar koste???????????????????????
yani asheghe adabiyatetam
chejuri vaghti kosesh jelo cheshet bud mikardi tush??????????????????
kiret vasate cheshate??????????????????????????????????

168 آخه 168 از کجا آوردی...

نوشته mmmmaaaa123 در 2. April 2013 - 2:21

168 آخه 168 از کجا آوردی... اون 8 از کجا اومده ؟

عمو مگه جنده خونه بوده همین

نوشته badboybadboy در 2. April 2013 - 3:06

عمو مگه جنده خونه بوده همین طور بیا بهت بگه منو بکن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه آدم عاقل سنی ازت گذشته جقو بس کن.این توهمات تخماتیکتم ب ی کسخل بگو ن ی مشت کس کن.ما مردمو سیاه میکنیم جا ذغال میفروشیم تو میخای ما رو سیاه کنی؟؟؟؟فحشم برات زیاده.برو تو کون خر جو نگیرتت.بشوت.

cedric kheili

نوشته amoo a در 2. April 2013 - 5:02

cedric kheili baaaaaaaaaaahaaaaaaaaaaaaal boooooood eyval

چه عجب صحبتی از سینه سایز 75

نوشته Asdollakhan در 2. April 2013 - 10:40

چه عجب صحبتی از سینه سایز 75 با کیر 18 سانتی نبود در سرتاسر این گن کبود...

چرت بود من که ارضا نشدم

نوشته sarakhanoomkostala در 2. April 2013 - 14:12

چرت بود من که ارضا نشدم

سارا میخوای من ارضات کنم؟

نوشته vahid shz در 2. April 2013 - 14:16

سارا میخوای من ارضات کنم؟