سکس چهارنفری ما

من یک دوست دارم به نام کامیار که از کلاس سوم دبستان تا حالا که 26 سالمونه باهم رفیقیم سربازی باهم بودیم توی ایران شهر زاهدان خلاصه واقعا رفیق ودوست هم هستیم که برای هم جان میدیم تقریبا سه ماه پیش موقعی که توی ماشین داشتیم برای خودمون میگشتیم دودختر خوش تیپ توجه مارو به خودشون جلب کردن بعدازیک دور کنارشون ایستادیم وسوار شدن خوشکل بودن وخوشتیپ باهم بستنی خوردیم سیگار کشیدیم ..که ازشون درخواست کردیم فردا بریم باغ آنها هم قبول کردن فرداهمان جای که سوارشون کرده بودیم سرقرار اومدن ماهم حسابی تدارک دیده بودیم مشروب سیگار جوجه کباب ...

خلاصه توی باغ بساط راه انداختیم وکلی خنده وشوخی وبعد مشروب خوردیم دخترها مست مست شده بودند رفتیم توی ساختمون هرکدوممون یکی ازدخترهارو بغل کردیم وشروع به بوسیدن انها ...واقعیتش من وکامیار تا حالا جلوی هم شورتمونو در نیاورده بودیم وکلا جلوی هم سکس نداشتیم ولی این بار وضعیت فرق داشت دخترها مست وسکسی بودن وما تشنه انها خلاصه هرکدوممون بایکی ازدخترها که اسم داف من مرسده ومال کامیار فرناز بود عشق بازی میکردیم مرسده نسبتا چاق بود سینه های بزرگ وباسن خیلی برجسته داشت بدنش که بهم میخورد لذتی حس میکردم که تا حالا درک نکرده بودم مرسده خودش تاپ کوتاهشو دراورد سینه هاش فوقالعاده بودن شروع کردم به مکیدن سینه هاش واونم حسابی حال میکرد به کامیار که نگاه کردم اونم بافرناز درگیر بود ولی ازنگاهش متوجه شدم هیگل سفید وپستانهای درشت مرسده نظراوراگرفته دلم نیومد تنهایی بایک همچین دافی حال کنم یواش یواش خودم رو در حالی که مرسده رو می لیسیدم به کامیار نزدیک کردم فرناز برخلاف صورت زیباش هیکل جالبی نداشت وسینه هاش خیلی کوچیک بود ولی مرسده یک هیکل فوق العاده سکسی داشت هرچهارتامون فقط شورت پامون بود به مرسده گفتم جلوت بازه یاازپشت بکنمت باعشوه گفت مگه من املم اره هردوتامون بازیم باور م نمی شد شورتشو پایین کشیدم اره معلوم بود حسابی داده رفتم پایین وشروع کردم به خوردن کسش واقعا تمیز بود وکیف کردم کامیار که دیگه حالا کنارمابود ومشغول خوردن کس فرناز دستش رو برد به سمت سینه های درشت مرسده ...یک دفعه مزسده گفت بیاید چهارنفری حال کنیم ...چیزی که آرزوشو داشتیم مرسده وفرناز برعکس روی هم خوابیدن وکس همدیگرو لیس زدن فهمیدیم اینها این کاره هستن منوکامیار هم کیرمون رو کردیم توی کس آنها واقعا عالی بود مرسده خیلی حشریتر بود شروع کرد به خوردن کیرمن این اولین سکس من نبود ولی چیزی بود که واقعا حال کردم من وکامیار کنارهم ایستادیم کیرمن توی دهن مرسده بود و کیر کامیار توی دستش وهرلحظه جای آنها راعوض میکرد فرناز هم ازپایین کس مرسده رو میلیسید ...بعد هردوتاشون رو روی زمین خواباندیم وکیرهامون رو توی کسهای ُآنها کردیم معرکه بود پستانهای مرسده حرکت بسیار شهوانی داشت دلم میخواست پاره اش بکنم کیرم را از توی کسش توی کون بزرگش کردم هردوشان سرو صدامیکردند صداهایی بسیار شهوانی که مارا بیشتر تحریک میکرد ...ازمرسده جداشدم رفتم سمت فرناز کسش تنگتر بود باتمام قدرتم کیرم را توی کسش میکردم واو هم میگفت محکمتر کامیار هم داشت کیرش راتوی کس مرسده می کرد مرسده هم باکسش بازی میکرد تابیشتر شهوانی بشود خلاصه حدود یک ساعت هردویشان را ازکون وکس کردیم من روی زمین خوابیدم مرسده روی کیرم نشست وکامیار هم کیرش را توی کون مرسده کرد فرنازهم کسش راروی دهن من گذاشت شروع به بوسیدن مرسده کرد خلاصه مثل فیلمها ی پرنو حسابی حال کردیم ...

من وکامیار ارضا شدیم وآبمان را روی پستانهای مرسده ریختیم فرناز هم ارضا شده بود ولی مرسده هنوز ازضا نشده بود وبشدت حشری شده بود هرسه ما کسش رو با انگشت مالیدیم میلیسیدیم ولی ارضا نمی شد خسته شده بودیم ولی نامردی بود مرسده رو به حال خودش بگذاریم فرناز به ماگفت باسینه های مرسده بازی کنیم وخودش دستش رو چرب کرد وبه آرامی کرد توی کس مرسده وشروع کرد به فشاردادن دستش رامثل کیر توی کس مرسده بیرون وتو میکرد ماهم سینه های مرسده رو میخوردیم مرسده باناله گفت حرفهای سکسی بزنید شروع کردیم گفتیم چه کسی داری کیرم تو دهنت تو کست وفرناز بادستش کس مرسده رو میکرد حدود ده دقیقه طول کشید تامرسده ارضا شد زمانی که میخواست ارضا بشه فریاد میکشید کسم کسمو پاره کن کیرتو بکن تو دهنم ...هرچهارنفرمان لخت وپتی توی بغل هم کیف میکردیم نزدیکای شب بود که انها رو برگردوندیم به زور به هرکدومشون 50 هزارتومن دادیم انها پولی نبودن برای دل خودشون سکس میکردن به همین خاطر شدن دوست دخترهای سکسی ما معمولن هفته ای یک بار میبریمشون باغ چهار تایی حسابی حال میکنیم ...ولی روز اول چنان حالی کردم که خاطرش هیچ وقت ازذهن من پاک نمی شه

نوشته:‌ مهراد

2.2
نمره شما: هیچ :میانگین 2.2 (5 رأی )

12 نظر

تاریخ نوشتی؟این چه انشاییه؟!

نوشته mani process در 25. January 2012 - 10:20

تاریخ نوشتی؟این چه انشاییه؟! ولی ماجرا عالی بود.دمت جیز.

آره کاملا مشخص بود که جنده

نوشته takavarjoon در 25. January 2012 - 11:06

آره کاملا مشخص بود که جنده نبودن.

اگه ميگفتى چندتا جنده بلند

نوشته مهدى 68 در 25. January 2012 - 18:00

اگه ميگفتى چندتا جنده بلند كرديم هيچ فرقى نميكرد!
خوب نوشته بودى

گفت مگه من املم اره هردوتامون

نوشته مرد قوی در 25. January 2012 - 20:34

Hypnotized گفت مگه من املم اره هردوتامون بازیم Hypnotized
جالبه
نمیدنستم اگه دختری پرده داشته باشه امله Hypnotized

بطور کلی جنده ها به دو دسته

نوشته no pm sanaz در 26. January 2012 - 0:37

بطور کلی جنده ها به دو دسته زیر تقسیم بندی میشوند:
A)جنده های پولی:
(آن دسته از بانوان محترم که به این حرفه شریف رو می آوردند تنها ملاک انتخاب رشته شان نیاز مالی میباشد )
B)جنده های معرفتی:
( گروهی دیگر از بانوان که پس از برقراری ارتباط دوستی با آقایان به منظور برآورده کردن سایر نیازها اقدام به انتخاب این رشته به عنوان اولویت اول مینمایند)

حال به نظر شما خواننده محترم جنده های این داستان از کدام نوع بودند؟
(راهنمایی: به جمله آخر داستان توجه فرمایید)
"به زور به هرکدومشون 50 هزارتومن دادیم انها پولی نبودن برای دل خودشون سکس میکردن"

خداییش جالب بود دوستان بخونند

نوشته ali917 در 26. January 2012 - 1:21

خداییش جالب بود دوستان بخونند حداقل اینجوری لاف بزنند

aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

نوشته ghazal jooon در 26. January 2012 - 17:11

aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaah aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaah bae in dastan neveshtaneeetoooon az har 20ta dastane inja 1donashoo vaghaaan mishe khond va lezzat booord Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry At Wits End

Yadam be filmaye raze bagha

نوشته Sevensins در 27. January 2012 - 0:38

Yadam be filmaye raze bagha oftad...dastan bad nabood ama dastan az nazare virayeshi besyar kiri tashrif dasht

بيا من و تو يه داستان واقعى

نوشته mooshbaba در 27. January 2012 - 5:28

بيا من و تو يه داستان واقعى بسازيم

بيا من و تو يه داستان واقعى

نوشته mooshbaba در 27. January 2012 - 5:30

بيا من و تو يه داستان واقعى بسازيم

اینارم اضافه بکن آخرش شاید

نوشته yilmaz_ns در 30. January 2012 - 3:42

اینارم اضافه بکن آخرش شاید انشا ده بشی:
و من دوست دارم در آینده معلم بشوم معلمی شغل انبیاست ورزش کردن کار خوبی است وتابستان را در باغ گذارندم و به مسافرت هم رفتیم

تخیلتم ضعیفه آخه بچه جان تو

نوشته feshfeshe در 7. February 2012 - 16:49

تخیلتم ضعیفه آخه بچه جان
تو چند سالته کوچولو؟