شما اینجا هستید

شراره زندايي ناز من

از خونه زدم بیرون بدجوری هوس کوس کرده بودم با ماشین تو خیابون ول میچرخیدم اما دریغ از یه کوس
اخه ساعت 10 صبح بود و کسی هنوز یخش باز نشده بود نا خوداگاه به سمت خونه ... داشتم میرفتم که یه هو یه ماشین بغل من وایستاد بوق زد برگشتم دیدم شراره زندایی شیشه رو دادم پایین و سلام و احوال پرسی کردم گفت کجا میری خندیدم گفتم مثل همیشه گفتم ماشین و بزار با هم بریم .ماشین گذاشت نشست تو ماشین یه مانتو چسبیده ببه بدنش که اونقدر نرم و نازک بود میشد رنگ بدنش رو دید با یه شلوار پارچه ای که از کلفتی روناش داشت منفجر میشد . کیفش رو رو کوسش گذاشته بود تا من کوس پف کردش رو نبینم ولی غافل از اینکه من حتی رنگ کوس نازش رو هم میدیدم از بس شهوتی بودم .راه افتادیم و صحبت از پول شد و منم گفتم مقداری پول دارم و بهت میدم شراره هی میگفت دوست ندارم کسی بفهمه منم دستم رو رونش گذاشتم و گفتم مشگلی نیست . این پول واسه همین روزاست و خیالت راحت باشه و با دستم پاشو نوازش میدادم جلوی یه سنبوسه فروشی نگه داشتم و گفتم بیا پایین سفارش بده شراره گفت هر چی دوست داری واسه من سفارش بده ولی من گفتم خودت بیا چند تا سنبوسه و یه ما اشعیر ویه شیر کاکائو راهافتادیم تو راه دستم رو رو رونش میمالیدم و هی می بردم سمت کوسش و باز بر میگزدوندم حسابی حشری شده بود خودش رو رو مبل ماشین ولو کرده بود چشماش بسته و داشت لباشو میخورد منم بیشتر میمالیدمش حالا پاهاشو کامل باز کرده بود تا من بیشتر بمالم کوسش رو منم جلی تر شدم که دستم رو به کوسش برسونم یه لحظه دستم رو بردم داخل شلوار استریچ تنش و به کوسش رسووندم وای چه لطیف و صاف بود معلوم بود تازه شیو کرده انقدر لطیف بود که انگار کرم زده هوس میکردی بخوریش با دستم کوسش رو فشار دادم و با انگشتم چوچولش رو نوازش کزدم صدای اه اوهش بلند شد انقدر بلند اه میکشید که من ترسیدم اما از اون کوس نمیشد رد شد
هی با دستم بیشتر میمالیدمش طوری شد که پاشو گذاش رو داشبورد و من دستم رو داخل سوراخش میبرد تا در همین حین که دستم تو کوسش بود از شهوت زیاد پاشو بهم چسبوند و اهی از لذت کشید و پاهاشو بهم چسبوند فهمیدم ارضا شده اما من ارضا نشده بود کناری واستاذم و سینه هاشو با زبونم میخوردم که گفت عزیزم بریم خونه . راه افتادیم سمت خونه جلوی ذر پیادش کردم و رفتم پول بگیرم و سریع برگشتم دیدم در بازه داد زدم ساب خونه صدا نیومد رفتم تو پذیرائی کسی نبود وارد اشپزخونه شدم دیدم شراره با یه تاپ و یه شلوار داره اشپزی میکنه تا منو دید مثلا یه مانتو تنش کرد منم از پشت بغلش کردم و اونم یه اشوه امد که نکن اما جمله نکن بیشتر بکن بود منم با خنده گفتم نو بت منه حالا یه دستم رو کوسش و یه دستم سینه هاشو میمالیدم کمی که مالیدم دیدم خودشو ولو کرد رو من و من از فرصت استفاده کردم و با دو دستم جای کوسشرو شلوار رو پاره کردم از پاره کردن شلوارش به قول خودش بیشتر لذت برده بود دستم و به کوسش رسوندم چقدر لطیف بود من کوس ندیده نیستم حتی دختر شراره رو هم من کردم ولی کوس شراره یه لذت دیگه ای داشت شروع به مالیدن کوس شراره کردم حالا شراره تو بغل من بود روسری نازک کنار رفته و موهای بافته شدشکه های لایت زیبا تر ش کرده بود کنار صورتم بوی عجب و شهوات انگیزی داشت منم با یه دستم کوسش و با دست دیگم از بالا سینه های شراره رو میمالیدم . اه وناله شراره کل اتاق گرفته بود همیطور که میمالیدمش بردمش تو پذیرائی وهولش دادم رو مبل مانتو رو کنار زدم و شلوار پاره شراره که کوسش پیدا بود هویدا شد عجب کوسی سفید بدون مو پوست لطیف که انگار جلا سنج زده باشند دستمو اروم دو انگشتی می مالیدم به چوچولش و هی می بردم تو کوسش انگشتم که داخل میرفت احساس کردم کوسش یه حالت حلقه حلقه داره و کیرم که داخل بود مثل کاندم خارداار یه حال دیگه داشت وای بد جوری شهوتی کرده بود منو شراره هم با ناله تقا ضا میکرد بکن منو و منم باهاش بیشتر ور میرفتم کاملا اب دار شده بود که کیرمو که حالا داشت شلوارمو پاره میکرد از داخل شلوارم کشیدم بیرون مالیدم به کوسش جون چه لرزشی میفتاد به تنش اروم مالیدم و هولش دادم وای خدای من چه داغ وتنگ از کس دخترش هم تنگ تر بود باورکنید از مثل که میگن مادر ببین دختر و بگیر راسته مادر از دختر بهتر بود کیرم داخل کوسش جلو عقب میکردمو هی میاستادم بد جوری حال میداد به ارزوم رسیده بودم شراره با دستش هی تخمامو میمالید ومیگفت تند تند منم هی تند ترش میکردم صدای شالاپ شلوپ خوردن رونام به اون باسن نازش همه اتاق گرفته بود شراره برگشت و منم از جلو بقلش کردم کیرمو باز هول دادم تو کوس شراره یه پای شراره رو گرفتم و به کابینت تکیه داد منم کیرمو داخل کوسش کردم چند تا تلمبه که زدم شراره منو بغل کرد و منم بی اختیار ابم اومد و ولو شدم روش بعد اتمام کارم به شراره گفتم میخوام این شورت و شلوار تو یادگار ببرم اونم قبول کرد گفت به شرتی یه دونه نو برام بخری که مجبور شدم باهاش برم خرید.

نوشته:‌ علی

داستان سکسی:

2.5
نمره شما: هیچ میانگین 2.5 (10 votes)

نظرات

ریدی حاج آقا
حوصله ی نقد ندارم
فقط یه چیزی
طرف توی آشپز خونه بود اما بعدش گفتی اتاق گرم بود و بردمش توی پذیرایی اونوقت آخر داستان گفتی پاشو تکیه دادم به کابینت.
گمشو نره خر.
اگه حال داشتم الان جر واجرت میکردم بفهمی تاوان کسشعر تحویل دادن به ملت گشاد شدن کون خودت و البقاقیه اطرافیانته.

بالا
0 لایک

ولا منم با زن دایی ام سکس دارم و خیلی هم از این بابت هردو مون راضی هستیم . من 41 سالمه و زن دایی ام 48 . الان نزدیک 12 ساله باهم سکس داریم . البته 2 تا دختر دایی دارم که بت اوناهم سکس دارم .

بالا
0 لایک

دیگه تخمی تر از این ندیده بودم یه خوردش رو خوندم تابلو کس و شعر بود _ آخه چطور رسوندیش خونه یهو رفته آشپزخونه وایساده آشپزی برو جقتو بزن این دفعه با شامپو بزن که کمتر کس و شعر بگی

بالا
0 لایک

كير آميزوكفتارپيروشيرجوان من وبقيه بچه هاتواعماق كس وكون خواهرومادرت بي بته ديدي كه چجوري آميز ريدبهت؟حالا خايه داري ازاين به بعدداستان بنويس تاببيني بقيه زناي فاميلتون هم ميگام يانه؟

بالا
0 لایک

كير آميزوكفتارپيروشيرجوان من وبقيه بچه هاتواعماق كس وكون خواهرومادرت بي بته ديدي كه چجوري آميز ريدبهت؟حالا خايه داري ازاين به بعدداستان بنويس تاببيني بقيه زناي فاميلتون هم ميگام يانه؟

بالا
0 لایک

اما من ارضا نشده بود کناری واستاذم!
الان چی گفتی؟ هم از نظر املایی و هم مطابقت فعل و فاعل نیاز به نگارش داره. جمله بندیت هم که بگذریم.
داداش تابلو بود رویای زنداییت دیگه کمر واست نذاشته

بالا
0 لایک

شماهمه تون تو كف يهسوراخ امدين داستان بخونين و جق بزنين من نگفتم نويسندم يه خاطره خوش رو براتون نوشتم به تخمم كه قبول ميكنين يا نه ولي اونائي كه ادعاي خدايي ميكننين تو اين روم و هي به هر كسي ليچار ميگين خودتون چيزي نوستين من عجله اي اينو نوشتم وتاكسي تو سيستم اونو نبينه تو نگارش غلط دارم ولي بدونين واقعي مهم نيست كه بعضي ازاين كس مغزها قبول كنن يا نه ؟

بالا
0 لایک