شروع سکسم با پسر

خونشون نزدیک محل کارم بود میومد مغازه خرید کم کم باهاش رفیق شدم از من کوچیک تر بود من 24 سالم اون 18 سالش ! من زیاد sms بازی میکردم گفت چند تا s هم به ما بده شارژت تموم نمیشه شمارشو گرفتم sms بازی شروع شد
همه جورsms میفرستادم براش
بچه خوشگل و فشن بود
از خونه بیرون نمیومد فقط برا خرید میمومد چند دقیقه باهم بودیم میرفت یه روز سر حرف رو باز کردم توsms پرسیدم چرا بیرون نمیای گفت بچه های محل جنبه ندارن هی اذیتم میکنن!
چند ماه بعد از رفاقت ساده و معمولی شوخی سکسی در حد حرف پیدا کردیم تا رسید به کنکور
قبول شد یزد
گفت باید با بابابم برم یزد ثبت نام منم شوخی کردم گفتم منم بیام با هم میریم حال میده گفت نه بابا نمیشه
فردا شب باباش اومد گفت امیر گفته تو میتونی باهاش بری یزد درسته؟گفتم حوصلم سر رفته بود گفتم برم آب و هوا عوض کنم
گفت باشه برید باهم
رفتیم ، رسیدیم ، هتل رفتیم گرفتیم
کارارو انجام دادیم و گشتیم تو شهر
شب اومدیم هتل
من رفتم حموم اومدم دیدم دراز کشیده خوابش برده
شورت پوشیدم و کنارش خوابیدم
شروع کردم با موهاش بازی کردن و اذیت کردن بیدار شد گفت خستم اذیت نکن
منم هی شوخی کردم
افتادم روش یه حسی بهم دست داد سرمو گذاشتم کنار سرش نفس میکشیدم و نفس میکشید تپش قلب پیدا کردم
نا خوداگاه بوسش کردم دیدم کیرم راست شده خنذید گفت بی جنبه من پسرم راست کردی؟!
منم دست زدم به کیرش دیدم کیر اونم نیمه راسته
با دست با کیرش بازی کردم چشماشو بست کیرش راست شد
دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم اونم شروع کرد بازی کردن با کیرم
گردنشو بوس کردم
دیدم چشاش بستس لبش رو بوس کردم محکم بغلش کردم و گفتم خیلی دوست دارم
لباشسو در آوردم و سینه هاشو خوردم اومدم پایین تر شکمشو خوردم شلوارشو در آوردم و شورت خودمم در آوردم با کیرش بازی کردم و خایه هاش رو مالیدم
هنوز چشماش بسته بود
برعکسش کردم شروع کردم ماشاژ دادنش به کونش که رسیدم بوس کردم و یواش گاز میگرفتم یدفعه شنیدم صدا نفس نفس زدنش داره میاد لیس میزدم از بالای کونش تا خایه هاش خیس خیس شده بود کونش انگشت کردم یواش یواش هی تف میزدم و انگشت میکردم و لیس میزدم
خوابیدم روش لاپاش گذاشتم سرشو آروم گذاشتم تئ سوراخش یذره رفت تو دردش گرفت گفت نکن نکن لاپایی بکن درد داره
شروع کردم لیس زدن سوراخش
لیس میزدم تف میکردم سرشو میکردم توش
هی این کارو ادامه دادم
تا اینکه دیدم نصف کیرم میره توش
خیلی حال میداد اونم هی میگفت نکن درش بیار ولی بهش حال میداد
داشت آبم میومد در آوردم برعکسش کردم تا برگشت پاشید آبم ریخت رو صورت م سینه و شکم...
مجبور شد بره حموم
وقتی رفت حموم منم رفتم
زیر دوش داشت جق میزد بهش گفتم نزن
شروع کردم ساک زدن و کیر یه پسر رو برا اولین بار خوردم گفتم حال میده ها اونم گفت بذار بخورم ببینم چطوریه شروع کرد ساک زدن
دوباره باهاش سکس کردم و با شامپو لیز لیز شده یود کردم آروم توش و براش جق میزدم ابمون با هم اومد خیلی حال
وقتی از حموم اومدیم بیرون خیلی ترسیده بودیم و از هم خجالت میکشیدم
شروع کردیم قسم خوردن و قول دادن که به کسی نگیم ....

نوشته:‌ سینا 24 ساله تهران

2
نمره شما: هیچ :میانگین 2 (6 رأی )

19 نظر

اه بازم گی فو قلاده تخمی اولم

نوشته pa par در 5. June 2013 - 5:50

اه بازم گی
فو قلاده تخمی
اولم اولم
نبود؟

شماها مگه دارین لی لی بازی

نوشته مست شب در 5. June 2013 - 5:54

Smile) Smile) شماها مگه دارین لی لی بازی میکنین؟ اول دوم راه انداختین ؟ کی این تخم لق رو شکوند از اولش ..ای صلوات به قبر عمش!

3

نوشته dx7 در 5. June 2013 - 6:18

3

مرده شور اون ترکیبت رو ببرن

نوشته مست شب در 5. June 2013 - 6:35

مرده شور اون ترکیبت رو ببرن نکیت ، چنان با آب و تاب تعریف میکنه انگار داره سوفیا لورن رو میکنه مرتیکه پتیاره !

گر حیا نبود بر افتد رسم قباحت از میان
ور حجابی در میان است از تقاضای حیاست

نظیف ببزم دوست محرم نشدی
القصه قبول اهل عالم نشدی
خواننده و شاعر و مصنف نقاش
این جمله شدی ولیک ادم نشدی ! ...کوپه اوغلی گوت باز

من گی نیستم ولی داداش وقتی

نوشته ab10 در 5. June 2013 - 10:16

من گی نیستم ولی داداش وقتی دخترها اینقدر ناز ادا در میارن طرف حالش از هرچی دختره بهم میخوره بعدشم هرکی یه جور حال میکنه به مردم کار دارین

هر كس با هر چي ميتونه حال

نوشته دودول طلا از مشهد در 5. June 2013 - 15:42

هر كس با هر چي ميتونه حال كنه.يكي كون ميده و يكي كون ميكنه و يكي .... و يكي ديگه يك جور ديگه همه آدمها كه يك جور نيستند.

با آقای bright.nightsکاملا

نوشته شیرجوان... در 5. June 2013 - 17:02

با آقای bright.nightsکاملا موافقم
چطور گی ها بعدا میخوان با یه دختر ازدواج کنن ؟

گمونم وضع اینجور پیش بره

نوشته مست شب در 5. June 2013 - 18:05

گمونم وضع اینجور پیش بره ..ازدواج نمیکنند ...اگر هم شد با یک دوجنسه ازدواج میکنند ار اون دومیل سوپاپ ها!

:&

نوشته jojo nanaz24 در 5. June 2013 - 19:36

:&

:& چندشا

نوشته jojo nanaz24 در 5. June 2013 - 19:39

:& چندشا

گی ها اگه تو ایران از closet

نوشته MS.TEACHER در 5. June 2013 - 21:12

گی ها اگه تو ایران از closet خودشون بیرون اومده باشن که اصلا با دختر ازدواج نمی کنن که بابام جان.

اوووق!!!اسم داستانودیدم

نوشته هستی612 در 5. June 2013 - 23:11

اوووق!!!اسم داستانودیدم فکرکردم عاشقانس حالم به هم خوردتاگفتی کیرم راس شد فهمیدم پسری اوووق

اخه احمق چطور با شامپو کونش

نوشته bodamso در 6. June 2013 - 15:57

اخه احمق چطور با شامپو کونش گذاشتی.یکم شامپو بره تو کیرت تا یه هفته نمیتونی دست بهش بزنی.حتما با شامپو کونه خودت گذاشتن

سلام بر همه . بچه ها بیایید

نوشته diamond-diamond در 6. June 2013 - 22:07

سلام بر همه . بچه ها بیایید این سایت رو ترک کنیم تا مورد رحمت خدا قرار بگیریم. اگه به خدا اعتماد کنیم جواب اعتماد ما رو میده. فقط یه بار دیگه بیایین به خدا اعتماد کنیم حتما او کمکمون می کنه. زندگی همش شهوت نیست

داستانت خوب بود

نوشته sahar.s در 7. June 2013 - 0:27

داستانت خوب بود

سلام، مهدى هستم ، 15

نوشته پسرخوشگل15 در 7. June 2013 - 2:01

سلام،
مهدى هستم ، 15 سالمه
قد:165
وزن:60
رنگ پوستم سفيده،
رنگ چشام عسلى،
موهام تقريبا مدل آواتارمه ، رنگشم قهوه اى روشنه

بدنمم اصلا مو نداره

كلا خوشگلم/
،
تقريبا شبيه جاستين بيبرم ، البته سال 2005 كه هم سنم بود.
/
يه دوست گی فاعل پولدار و باحال ميخوام كه خرج كردن واسش مهم نباشه و بتونه ساپورتم كنه ، سكس و رابطه همراه با تفريح،منم همه جوره پايشم و بهش كون ميدم،ميشم عين دوست دخترش/لطفا قابل اعتماد باشه،هر جا باشه هم مشكلى ندارم.
دوست دارم تو هر شرايطى كنارم باشه و با هم باشيم...ترجيحا از تهران يا شمال(البته هرجا باشه فرقى نميكنه ، هرجا بخواد ميام فقط بايد قابل اعتماد باشه)
هركى واقعا پايه بود و شرايطمو قبول داره و ميتونه ساپورت مالى كنه مشخصات و خواسته هاشو همراه شمارشو واسم ايميل كنه ، شمارشم حتما بذاره،حوصله ندارم هى ايميل بدم،پيام خصوصى ندين لطفا نميخونم/فقط ايميل بزنين.

اينم ايميلمه:

PeSareKhoshgel15@Yahoo.Com

لطفا ادد نكنين مسنجر ندارم!فقط ايميل بدين

چقد گی‌ زیاد شده!!!!!!! چرا

نوشته delnegaran در 8. June 2013 - 1:05

چقد گی‌ زیاد شده!!!!!!! چرا آیا؟

مهدی 15 ساله والا تو تاریخ

نوشته مست شب در 8. June 2013 - 7:18

مهدی 15 ساله

والا تو تاریخ اطلاعیه بده های جنده های شهر وحومه همچنبن اهالی نجیب خونه های شهرها ،بویژه شهرنو تهران ،پشت ترمینال تبریز،نیر اباد بندر عباس با شعبه های اطرافش، برای کس و کونشون مایه نگذاشته بودن که تو اینقدر قمپوز در کردی!! از مریخ که نیومدی اینقدر شرط و شروط میزاری!!! تو صنف مکانیکها یه ضرب المثل هست که میگن " کون بده دست کون کن! حرف حساب ..بنظرم یه تغییر آب و هوا برات بد نباشه ، آره بابام جان باد میخوره تو مخت از این حال هوا در میایی توصیه میکنم بری اردبیل توبازار سرپوشیده قدیمش ، کاریت نباشه ..حداقل در دو روز یا مهندس میشی یا دوختور (دکتر)

سلام خوبی من هم توی ماموریت

نوشته irxse در 15. April 2014 - 17:39

سلام خوبی من هم توی ماموریت چند باری با دوستام حال کردم من امیرم از شمال غرب تهرانم و 177قد و 70 وزن دارم میشه باهم باشیم داستان خیلی خوبی بود