شما اینجا هستید

شهلا جونم

من آرش هستم 34 سال دارم ونزدیک9سال است که ازدواج کردم اون هم با دختری که دختر خالم که دوسه سالی ازم بزرگتراست برام جور کرد. به هرحال من با زنم زندگی معمولی را میگذرونیم ولی بیشتر از اینکه عاشق زنم باشم عاشق دختر خاله ام هستم که باب آشنایی من با زنم را جور کرد.من هرروز که میگذرد روز به روزبیشتر عاشق دختر خالم میشدم حالاش هم هستم ولی متاسفانه اون با یک نفر دیگر ازدواج کرده که اونها هم با هم چندان تفاهمی ندارنداین هم بگم که دختر خالم که من اسمش را به استعار میزارم شهلا کارمند است .این هم بگم که اون هم به من علاقه داردحتی از بس باهم صمیمی بودیم همه ما را قبل ازازدواج زن وشوهر فرض میکردند.جونم براتون بگه که من تو حسرت سکس با این شهلا میسوختم وآرزوم بود که یک بار بکنمش.ما با هم رفت امد خانوادگی داشتیم وتو این رفت آمدها من همیشه نگاهم به سینه واندام شهلا بود واون هم متوجه این نگاه هام میشد.گاه گاهی تواین نگاه ها بهش یک چشمکی میزدم که اون هم عکس العملی نشون نمیدادومن هم روز به روز پرروتر میشدم وبه بهانه هایی به موبایلش زنگ میزدم وحتی چند باری که از کنارش میگذشتم چندبار دستم را یواشکی به پشتش وکونش کشیده بودم وهمیشه هم ازش تو گوشی شکایت میکردم که من به زنم علاقه ندارم و...ازاخلاقش خوشم نمیادو...یکی را میخواستم که مثل خودت باشه دیگر رومون به هم باز شده بود وکم کم اون هم به من چراغ سبز نشون میدادتا اینکه یکبار داشتم جلق میزدم بهش زنگ زدم تا ازپشت گوشی صداشرا بشنوم ومشغول صحبت بودم که آبم اومدویک آه بلند کشیدم که گفت چی شده من هم دروغکی گفتم هیچی ولی اون گفت دروغ نگو من که میدونم شلوغ کاری میکنی من هم من من من کنان گفتم نه باباچه شلوغ کاری ولی گفت دروغ نگو مگر زنت بهت نمیرسد که شلوغ کاری میکنی .من هم گفتم نه الان خونه نبودگفتم یادجوانی هام بیفتم.ازاین به بعدش رامکالمه ای مینویبسم
شهلا:حالاجوانیتو کردی
من:آره
شهلا:خوش گذشت
من:(باپررویی)آره جات خالی کاش اینجا بودی
شهلا:آخ
من:جون چی شد
شهلا:آخ آرش.....
من:جون چی شده توهم داری شلوغ کاری میکنی شهلاجونم
شهلا:آرش اسمم را صدابزن
من:شهلاجون دوست دارم
شهلا:من هم آخ
من:کاش شهلا من اونجا بودم
شهلا:چکار میکردی
من :لبت را میخوردموبعد پستانهات را تو دهنم میکردم
شهلا:خوب خوب آخ......
من :وای شهلا کیرم باز بلند شده
شهلا:جون قربون کیرت بشم
من:شهلا جان........
شهلا :جونم
من:کی میتونم ببرمت بیرون چندساعت باهم باشیم
شهلا:فردامرخصی میگیرم ساعت نه بیا سر چهارراه....
من :باشه عزیزم شهلام دوستت دارم پس خوب به خودت برس که فردا میخوام جرت بدم
شهلا:ارش میخوای منو کجاببری جرم بدی
من:نگران نباشیکی از رفیقام خونه مجردی دارد کلیدش را میگیرم
شهلا:آرش
من:جون آرش
شهلا:دوستت دارم
من:من هم شهلا دیوانتم
واز پشت تلفن بوسش کردم وسریع رفتم لباسام راپوشیدم ورفتم ازدوستم کلید خونش راگرفتم اولش دوستم خیلی اصرار میکردکه اون هم بیادولی وقتی قضیه را گفتم وگفتم که دوستش دارم وجنده نیستوازاین حرف ها کلید راداد وگفت که خوش بگذرد.فردا صبح با ماشین راس ساعت9 رفتم به آدرس وزنگ زدم به عشقم که اون هم گفت چند دقیقه معطلش بمونم تابرسد پس از چند دقیقهکه از دوردیدم که دارد میادپیاده شدم ودرجلورا براش بازکردم وسوار شدیم وراه افتادیم تو ماشین با هاش سلام علیکی کردم ودستم را گذاشتم رورون پاش که یک آه بلندی کشیدنگو که اون هم وضعش ازمن بدتراست.
وقتی رسیدیم خونه سریع رفتم در را باز کرد براش واز دستش گرفتم وبا هم وارد خونه شدیم وقتی که وارد خونه شدیم از پشت بغلش کردم وبلندش کردم ومستقیم بردم تواتاق خواب وپرتش کردم رو رختخواب وشهلا در حالیکه بلند میخندیدگفت
شهلا:چه خبرت است مگه بار اولت است که میخوای کوس کنی چقدر عجله داری
ولی من امانش ندادم رفتم توآغوشش گرفتم ولبام رارولباش قفل کردم ومحکم لبای گوشتیش را مکیدمو5-6 دقیقه ای لباش را میخوردم ویک دستم را داخل کوسش کرده بودم وشهلا هم از روی شلوارلی داشت کیرم را می مالید
ومن بعدازاینکه حسابی لباش را خوردم پا شدم ابتدا روسری شهلاک عزیزم رااز سرش باز کردم وبعد گیره سرش را باز گردم که موهای سیاه ولختش مثل آبشار از پشتش سرازیرشدن پایین وسپس مانتوش راباحوصله ازتنش درآوردم وبعدش دگمه های پیرهنش راباز کردم وپیرهنش را درآوردم وای چی میدیدم 2تا هلوی سفید زیر یک سوتین صورتی رنگ که سوتین را بازکردم وافتادم به جون پستانهاش یک در میان میمکیدم ومحکم میچلوندم خودمم به خاطرقرص ترامادول200 که انداخته بودم بدنم گرم شده بود واصلا حالیم نبود که دارم عزیزم رااذیت میکنم خلاصه حسابی پستوناش را خوردم وسپس تمام بدن وشکم ودستاش را حسابی لیس زدم وشهلا هم که حسابی به حال آمده بودوداشت نهایت لذت را میبردسپس شلوارش راپاهاش کشیدم بیرون وحالا فقط یک شورت توری صورتی رنگ بین من وبهشتش قرارداشت که دوباره ازنوک پاهاش شروع کردم به لیسیدن تا رسیدم بشورتش ودوباره ازاونیکی پاش شروع کردم به لیسیدن تارسیدم به شورتش که حالا حسابی خیس شده بود وشهلا هم حسابی حالش خراب بود وهی قربون صدقه من میرفت والتماس میکرد که بکنمش .2تاپاهاش رابلندکردم وشورت راازتنش درآوردم وای چی میدیدم یک کوس سفید بی مو که آب از داخلش راه افتاده بودوملافه را خیس کرده بودبا دستم لبه های کوسش را بازکردم وچوچول خوش عطروقرمزرنگش پدیدار شدوزبانم را گذاشتم داخل کوس شهلاک وشروع کردم به لیسیدن وخوردن کوسش مثل قحطی زده ها می خوردم وشهلا هم آه ودادش اتاق را برداشته بودکه یک آن سرم را محکم به کوسش فشار دادوبه ارگاسم رسید وکلی آب کوس تو دهنم خالی کرد ومن هم همش را با ولع ولذت تمام خوردم.سپس بلندشدمدرحالی که شهلا دراز کشیده بودلباس وشلوارم را درآوردموشرتم را گذاشتم تا شهلا جونم درآوردکیرم هم به شدت به شورتم فشار می اوردوقتی که شهلا شورتم رادرآوردکیرم به شدت به چانه شهلا خوردووقتی شهلا کیرم را دیدیک آهی از سر شوق کشید ویک جونی گفت که که خیلی حال کردم.کیرم را به دهان شهلا مالیدم وگذشتم حسابی برام ساک بزند هرچند که زیاد خوب ساک نمیزد وچندباربا دنوناش یک کم کیرم را خراش داد ولی از خوردن کیرم سیر نمیشد که کیرم را ازدهنش درآوردم وپاهاش رابلند کردم وانداختم روشونه هام وسرکیرم را تنظیم کردم وگذاشتم روکوس شهلا ولبم را گذاشتم رو لب شهلا ودر حالیکه سر کیرم رامیمالیدم رو کوس شهلا ازش پرسیدم کیر من بزرگ است یا کیرشوهرش که گفت که کیر شوهرم که کیر نیست دودوله نصف کیر توهم نمیشه که با یک فشارنصف کیرم را توکوس شهلا جاکردم که تا خواست جیغ بزند لبم را گذاشتم رولبش وشروع کردم به مکیدن وچند لحظه کیرم را توهمون حالت نگه داشتم تا یک کم کوسش خودش را با کیرم عادت بده ومن هم دوباره کیرم را در می آوردم وتا نصفش داخل کوس عزیزم میکردم وباهم لب تو لب بودیم که وقتی دیدم کوسش حالا به وجود کیرم عادت کرده با تمام زورم نصف دیگرکیرم رافروکردم توکوس شهلاکه خواست جیغ بکشدمحکم لباش رابا لبام مکیدم نذاشتم صداش بیرون بیاد ولی بجاش پشتم را باناخناش خراش دادویک گوزبلندی هم به خاطرفشارکیرم کردومن هم کیرم رامحکم تو کسش چندلحظه نگه داشتم درحالیکه با گریه وخواهش التماس میکردکه که ازکوسش درآرم ولی من اصرار میکردم که چندلحظه صبرکند تاکوسش بازبشه ودوباره شروع کردم به خوردن گردن ولاله گوشاش وبا دستام هم پستوناش رامیچلوندم که دیدم شیر از پستوناش میاد(آخریک پسر 1/5ساله دارد)که من هم سرپستوناش راگرفتم وشروع کردم به خوردن شیراز پستوناش که وقتی شهلا دیدشیرش را میخورم بیشتر حشری شدومحکم کمرم رابه کوسش فشاردادومن هم که دیدم حالاکه دردکشیدن رافراموش کرده پستوناش را ول کردموشیری که تو دهنم جمع شده بود را ریختم تو صورت شهلاوشروع به لیسیدن شیر ازسروصورت شهلا جونم کردم وهمزمان هم محکم به تلمبه زدن کردم( اینم بگم که من صبح یک ترامادول200 انداخته بودم وحالا دیگر شهوتم چندبرابرشده بودوکمرم هم سفت سفت شده بود)وشهلا هم که حالا بدجور حشری شده بود التماس میکرد که محکمتر بکنمشومن هم با تمام قدرتم تلمبه میزدم که یک آن دیدم که بدن شهلا به لرزش افتادوبه ارگاسم رسیدومن تا خواستم کیرم بیرون بکشم که نگذاشت وگفت که محکم فشار بدم وهمون تو نگه دارمویک دقیقه ای بدنش داشت میلرزیدکه شل شدوبی حال افتاد ومن کیرم راکشیدم بیرون ویک نگاه به کوس شهلا جونم کردیم دیدم که کوسش با اندازه یک سکه5ریالی بازشده وداره نبض نبض میزنه ویک آب لزج وسفیدرنگی از کوسش میریزد بیرون که منزودسرم رابردم بین پاهاش ودوباره شروع به خوردن کوسش کردموتمام آب کوسش را لیس زدم وخوردم آخ که چه طعمی داشت بااینکه وقتی مال زنم را میدیدم چندشم میشدولی آب شهلا از شیر موز هم برام لذیذتر بودوقتی که شهلا دید بازم دارم کوسش را میخورم باز هم حشرش زد بالا ومنو کشیدرو خودش ولبم را بوسید وگفت که خیلی ازت ممنونم تا حالا این جور حال نکرده بودم وشروع کرد به مالیدن کیرم بادستش ومن هم بوسیدنم وگفتم که خیلی دوستت دارم وحالا حالا ها باهاش کردارم ودباره کیرم را فرستاد تو کوسش ومن هم شروع کردم لباش ربوسیدن وازکمرش گرفتم وغلتی زدم بطوری که من رفتم زیرش وشهلا آومدروی من ومحکم همونطوری تلمبه میزدم ولباش را میخوردم که گفتم بشیند روکیرم اسب سواری کند وقتی که رو کیرم بالا پایین میپرید دیدن بالا پایین پریدن ممه هاش به وجدم آورد وگفتم شهلا جون میشه یک خواهشی ازت بکنم که اون هم گفت که ازم جون بخواه ومن هم گفتم دوست دارم که همونطوری رو کیرم بشیند وبا پستوناش شیر به دهنم بدوشد که خیلی هم خوشش آومدوشروع کرد به دوشیدن شیرش تو دهنم ومن هم تند تند میخوردم ومیگفتم که شیرت را بده بخورم تا آب کیرم زیاد بشه ازآب کیر سیرابت کنم واون هم اخ اوخ میکرد ومیگفت من کوس تو هستم من جنده تو هستممممممممممم من جربدهههههههههههه بکننننننننن آخخخخخخخخخ وایییییییی چه کیرییییییییی جونن که گوشیش زنگ خورد گوشیرابرداشت دیدم رنگش پرید وگفتم چیه نشون داد دیدم شوهرش است که زنگ زده گفتم خوب جواب بده که گوشی را جواب دادوآرام گفت که نمیتونه صحبت کند تو جلسه توجیحی است درحالیکه کیرم تو کوسش بود به شوهرش دروغ میگفت وخداحافظی کرد ودرآن هردوخندیدیم گفتم عجب جلسه توجیهیی ومحکم چندتا تلمبه زدم که دوباره آخش دراومد وبغلش کردم وهمون طور که کیرم تو کوسش بود بردم جلوی میز آرایش که تو اطاق بود واونجا هم درحالیکه تلمبه میزدم وبه رفت وآمد کیرم نگاه میکردم به شهلا هم گفتم نگاه کن ببین چه کیری تو کوست میره واون هم گردنش را کج کرد ویک نگاه کرد وگفت آخ جوووووووووون بکن تند تند منو بکنننن که من هم چندتا تلمبه زدم ودیگرخسته شده بودم نزدیک یک ساعت بودکه شهلا را میکردم وقرص هم اثرش داشت میرفت که بردم گذاشتم رو تخت خواب وگفتم برگرده به حلت سگی وچمباتمه زد ومن رفتم پشتش وپاهام را گذاشتم دوطرف سینه اش وکمی خم شدم وکیرم را داخل کوس شهلا کردم وچند تا تلمبه زدم وسپس دستام را ازپایین سینه هاش رد کردم وشانه هاش را گرفتم ویک فشار محکمی دادم که تمام کیرم داخل کوسش شد وحتیسر کیرم به دیواره رحمش خوردکه شهلا یک جیغی کشید وخوابید کف رختخواب وشروع به گریه کردکه من هم امانش ندادم وشروع به تلمبه زدن کردم که دیدم اینجوری زیاد حال نمیدهبرش گردوندم ودباره به سبک سنتی خودمون پاهاش را انداختم روشونه هام ومحکم تلمبه زدم وباز داشتیم لبای هم را میخوردیم که دیدم میخواد آبم بیاد به شهلا گفتم آبم داره میاد کجا بریزم که گفت مال منم میاد بریز تو کوسم میخوام شکمم را باد کنی که با این حرفش هردومون به اوج رسیدیم وهمزمان با هم ارضا شدیم که تمام ابم را خالی کردم توکوسش شاید باور نکنید حدود 30ثانیه ای همون طور اب از کیر میریخت تو کوس شهلا جونم اونم میگفت وای سوختم چه داغه جونننننننننن
ومن بوسیدم ویک نگاه به ساعت کردم ودیدم نزدیک 2 ساعت است که دارم شهلا را میکنم وبهش گفتم که 2ساعت است دارم میکنمت شوهرتم اینقدر میکندت که اون هم گفت خاک تو سرش اون که 2 دقیقه ای کارش را میکند حتی منو هم ارضا نمیکند وحتی لباساش را هم درنمی ارد واین اولین بار است که 3بارارضا شده واین همه حال کرده وکیرم را گرفت تو دستاش ویک بوس به کیرم که حالا خوابیده بود کردومن هم یک نگاه به کوسش کردم ودیدم که همینطور آب کیر است که از کسش بیرون میاد وبا پاهاش میریزد وگفتم که چه قدر وقت داری که اون گفت تا ساعت 2 وقت داره ومن هم گفتم بریم یک دوشی بگیریم که هنگام راه رفتن گشاد گشاد راه میرفت وبردم زیر دوش حمام وحسابی همدیگر راشستیم که اون هم با کیرم بازی میکردکه دوباره کیرم بلندشد وگفتم خودت الان باید جوابش را بدی که گفتم خودم نوکرش هستم ودوش را بست ودولا شد تا از پشت بزارم توکوسش که من نگاهم افتادبه سوراخ کونش وگفتم که شهلا اجازه میدی از کون بکنمت که گفت نه ولی من زیاد خایه مالی کردم وگفتم که ارام میکنمت که زیاد درد نکشی واون هم قبول کرد ومن هم یک کمی شامپوریختم رو کونش ومالشش دادم وکمی بعد یک انگشتم را داخل کونش کردم که یک آخ کشید خودش را کشید جلو که نذاشتم ویک کمی هم ما لشش دادم وذاون یکی انگشتمم داخل کونش کردم وبا دوانگشست وسپس 3 انگشت حسابی کونش را گشاد کردم وسپس سر کیرم را باشامپو کفی کردم ویک کمی که فشار دادم سر کیرم رفت داخل که شهلا یک آخ بلندی کشید وخواست از زیر کیرم در برود که گرفتم ونذاشتم در برودودهنمش را با دستام گرفتم وبا فشار کیرم را هل دادم تو کون شهلا که تمامش رفت تو وهمونجا نگه داشتم که شهلا جونم داشت جیغ میزد ودستو پا میزدمن هم محکم نگهش داشته بودم ودستمم رو دهنش بود واون هم جیغ میزد که من کیرم را ارام دراوردمودوباره کردم وچندین بار این کار را تکرار کردم نمیدونین که چه کون تنگی داشت وایییییییییی وحود 5-6 دقیقه ای تو کونش تلمبه میزدم که دیگر حالا دردش به لذت برای شهلا تبدیل شده بودودستمم از دهنش کشیده بودم که کیرم را از کونش در اوردم ونگاه به کونش کردم دیدم که کونشم باز شده وکیرمم خونی شده اخه کونش از چندجا جرخورده بود فکر میکنم اولین باربود که توعمرش کیر به اون کون وارد شده بود وکیرم را به شهلا نشون دادم گفتم ببین خون کونت رو کیرمه اون هم برگشت ویک نگاهی به کیرم کردوگفت نامرد جرم دادی خیلی اذیت شدم این بود دوست داشتن تو که من هم بغلش کردم وبوسیدم واز جلو کیرم را داخل کوس شهلا کردم وچندتا تلمبه زدم که گفت شاشش گرفته که من هم گفتم بشاشه روم که اول قبول نمیکردولی وقتی اصرار کردم قبول کرد ومن خوابیدم کف حمام اون هم وایسار رو صورتم وکمی خم شد وشاشید روبدنم وکیر ومن هم قشنگ میدیدم که عزیزم چگونه میشاشه روم که تندی بلند شدم ودهنم را گرفتم جلوسوراخ کوسش وبا ولع آب کوسش را مینوشیدم وبادستام میپاشیدم رو صورت وکیرم که شاشش تمام شد ومن همونجا کوسش را کردم دهنم وحسابی لیسیدم ودهنمم حسابی شاشی شده بود که بلند شدم وکیرمم کردم تو دهن شهلا وتند تند تو دهنش ساک میزدم وگاهی هم محکم تو گلوش فشار میدادم که تا میخواست بالا بیاره در می اوردم که احساس کردم من هم شاشم میاد وبه شهلا نگفتم وکیرم را تو دهنش نگه داشتم وچند قطره ای تو دهنش شاشیدم که کیرم را از دهنش در اوردوتمام اب کیرم را خالی کرد کف حمام ومن هم بی توجه شاشیدم رو سر وصورت شهلا تا شاشم تمام شدوشهلا بلند شد وناراحت گفت که از این حرکتم خوشش نیوامد ومن هم معذرت خواهی کردم وگفتم که یهویی شدونتونستم خودم را کنترل کنم اون هم گفت که دیگر تکرار نشودمن هم کلی عذرخواهی کردم وبوسیدمش وخوابوندم کف زمین وکردم تو کوسش وچند تا تلمبه زدم وگفتم برگرد بزارم تو کونت که قبول نکرد من هم زیا داصرار نکردم تا ناراحت نشودوهمون کف حمام حسابی تلمبه زدم تا دیدم که بدن شهلا لرزید وارضا شد من هم کیرم را در اوردم وچند تا کف دستی زدم در حالیکه داشتم پستانهای شهلا را میخوردم دیدم آبم میاد گفتم شهلا جون آبم میاد چکارش کنم که گفت بده بخورم وکیرم را کردم تو دهنش چند تا مک زد وآبم اومد ولی کم بود همش را خورد وبلند شدیم وهمدیگر را شستیم آمدیم بیرون وازشهلا تشکر کردم که اون گفت که به من هم خیلی خوش گذشته وسوار ماشین شدیم ورسوندمش خونه واین هم بگم که شورتش را برای یادگاری نگه داشتم والان هم با هم رابطه داریم وخیلی به هم وابسته ایم واون بیشتر ازمن تقاضای سکس میکند ومن حالا همه جوره از کوس وکون میکنمش.

نوشته: آرش

داستان سکسی:

3.2
نمره شما: هیچ میانگین 3.2 (5 votes)

نظرات

سلام
ازاین کثافتکاریهااصلاخوشم نمیاد،ونویسنده یک چیزی توفیلم دیده وبعدتوهماتش روبافیلم قاطی کرده،اونقدربهش فکرکرده
که تونسته دخترخاله اش روجایگزین زنه توفیلم کنه،بعدشم درحال جق زدن محتویات مغزمعیوبشوآپ کرده توسایت که ایکاش بارآخرش باشه!

بالا
0 لایک

همچنان كون زنان اين سرزمين مثل دسته گل! اصلا مدفوعى وجود نداره تو بدن اين بشر.آخه شلغم،ترامادول خوردى بودى رفته بودى فضا،شهلا جونت هم ميگفت واى آبت از مواد مذاب آتشفشان اتنا داغتره...

بالا
0 لایک