شما اینجا هستید

شوالیه های شهوانیون!

61 posts / 0 new
آخرین پست
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

!

Wink

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

!

Smile

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

من بیدارم

من بیدارم Blum 3

بالا
0 لایک
خاله میترا
عکس های خاله میترا
آف لاین
عضو از: 1390-05-22 03:36
پست ها: 9062

سلام شب بخیر من شعر بلد نیستم یه عکس میگذارم یادگاری

14.jpg
یه بار شعر گفتم یکی از هم دانشگاهی هام در جوابم گفت

شعر گفتن شاعر شدن به کون دادن ماهر شدن بقیه شو یادم نیست
ولی دیگه شعر نگفتم چون شعرهام کس وشعر بود Lol (|:

تن لختت رو بده به کسی که روح لخت بهت هدیه کنه پاش بیوفته

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

(بدون موضوع)

#o #o #o #o #o #o

بالا
0 لایک
.eli.
عکس های .eli.
آف لاین
عضو از: 1390-02-04 02:28
پست ها: 156

به نام خداوند خالق,خداوند

به نام خداوند خالق,خداوند علم
خداوند دانایی و داد و حلم
خداوند عشق و خداوند لبخند,خداوند مرجان و سنگ
خداوند جاده,خداوند خورشید و ماهان و برگ
خداوند بخشش,خداوند نیکی,خداوند مهر
خداوند پاییز و باران و شعر
در آغاز ز روی ادب جمله یاران سلام
اجازه بگیرم ز عشقم بهر آغاز کلام
دمی خوانده بودم همی شعر و گفتار را
ز اسکارلت و فری و هم آن بزرگ عزیز یار را
برادر فری سخن با تو دارم کنون
ندانم کلامت چه باشد؟نباشد جنون؟!
خداوند را می برم صد هزاران سپاس
که با آن خدایی ندارد چنین ادعا و حواس
ز مشتی گل انسان و هستی آفرید روز شش
به هفتم دمید و اغاز شد داد و دهش
تبسم بکرد و بگفتا به مخلوق خود این چنین
که انسان بنامیدمت,تو باشی خداگونه ای در زمین
نگفتا که فرقی نهادم میان شما مرد و زن
نگفتا به جایی که مردان بودند برتر ز زن
بگفتا همی برتری در انصاف و دانایی و دانش است
که محبوب خلق و خدا خردمند و بی آلایش است
گر امروز وکیل و مدیران ببینی فقط در رجال
بدانش یقین حاصل تزویر و ظلم و جهال

بالا
0 لایک
feri151
عکس های feri151
آف لاین
عضو از: 1390-02-24 13:49
پست ها: 593

درود به همگی

بنام خداوندگار فری
خداوند شادی خداوند دی
به بانو الهه بگویم سلام
دویم من بگویم بدو این کلام
نگفتم که مردان زنان را سرند
چنین گفته ها را به دین میبرند
فری را نشاید بجنگ زنان
به مطبخ روان شید ای بانوان
یکی مرد جنگی بیاور به پیش
مثال برارم چو اردیمنیش
نبرد فری و برادر خوش است
شما کار خانه بسی دلخوش است

بالا
0 لایک
feri151
عکس های feri151
آف لاین
عضو از: 1390-02-24 13:49
پست ها: 593

درود به همگی

بنام خداوندگار فری
خداوند شادی خداوند دی
به بانو الهه بگویم سلام
دویم من بگویم بدو این کلام
نگفتم که مردان زنان را سرند
چنین گفته ها را به دین میبرند
فری را نشاید بجنگ زنان
به مطبخ روان شید ای بانوان
یکی مرد جنگی بیاور به پیش
مثال برارم چو اردیمنیش
نبرد فری و برادر خوش است
شما کار خانه بسی دلخوش است

بالا
0 لایک
feri151
عکس های feri151
آف لاین
عضو از: 1390-02-24 13:49
پست ها: 593

درود به همگی

بنام خداوندگار فری
خداوند شادی خداوند دی
به بانو الهه بگویم سلام
دویم من بگویم بدو این کلام
نگفتم که مردان زنان را سرند
چنین گفته ها را به دین میبرند
فری را نشاید بجنگ زنان
به مطبخ روان شید ای بانوان
یکی مرد جنگی بیاور به پیش
مثال برارم چو اردیمنیش
نبرد فری و برادر خوش است
شما کار خانه بسی دلخوش است

بالا
0 لایک
feri151
عکس های feri151
آف لاین
عضو از: 1390-02-24 13:49
پست ها: 593

درود به همگی

بنام خداوندگار فری
خداوند شادی خداوند دی
به بانو الهه بگویم سلام
دویم من بگویم بدو این کلام
نگفتم که مردان زنان را سرند
چنین گفته ها را به دین میبرند
فری را نشاید بجنگ زنان
به مطبخ روان شید ای بانوان
یکی مرد جنگی بیاور به پیش
مثال برارم چو اردیمنیش
نبرد فری و برادر خوش است
شما کار خانه بسی دلخوش است

بالا
0 لایک
feri151
عکس های feri151
آف لاین
عضو از: 1390-02-24 13:49
پست ها: 593

درود به همگی

بنام خداوندگار فری
خداوند شادی خداوند دی
به بانو الهه بگویم سلام
دویم من بگویم بدو این کلام
نگفتم که مردان زنان را سرند
چنین گفته ها را به دین میبرند
فری را نشاید بجنگ زنان
به مطبخ روان شید ای بانوان
یکی مرد جنگی بیاور به پیش
مثال برارم چو اردیمنیش
نبرد فری و برادر خوش است
شما کار خانه بسی دلخوش است

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

درود!

جوانان بنی هاشم عجب اشعاری سرایش کردن!
الان خدمت میرسم:دی!
:d

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

Ardimanish. ‏!‏

بنام خداوند اندوه و مرد
خداوند رنج و دل پر زدرد
خداوند مردان روزی رسان
خدای زنان سیه گیسوان
شب آمد فلک گشته چون لاجورد
به شهوتسرا آمد آن راد مرد
چو خور از پس کوهساران بشد
زچشم جهان او که پنهان بشد
ز البرز ما گسترانیده نور
به تهران و مازندران و کجور
زخاور بتابیده گرمی بداد
دماوند مازندران زنده باد
یکی نامداری چو اردی منیش
دگر باره آمد به تالار خویش
خروشی شنیدم من از این سپاه
تو گویی بیامد جهاندار شاه
سرودی بخوانم در این انجمن
بغرم که آمد همان تهمتن
کنون کامدی کار مردان ببین
نه گاه فریب و ره زور و کمین
چو بشنید اردی منیش این سخن
بزرگان لشکر شدند انجمن
قلم را کشید از نیام و غلاف
حماسه سراید نه لاف و گزاف
زنام خداوند شادی و دی
بجایی رسید است کار فری
که شهرزاد مارا بگفتا چنین
به مطبخ شوید و بشد او غمین
بگفتا که اردی منیش آن دبیر
بیاید به رزم اندر آورد و زیر
فری چون سخن را چنین ساز کرد
و پیکار دیگر که آغاز کرد
چو آگاهی آمد به شاه دلیر
فری را بیارد زتختش به زیر
که از بیشه بیرون چو شیر آمدم
به نزدیک شهر و شهیر آمدم
کنون رو کنم بر فری کای شریک
ز هول حلیم اندر افتی به دیگ
ذخیره نمودی تو پستی به چار
چرا اینچنین کرده ای ای برار
مرا رزم زنها نشاید که من
شدم یار و یاور در این انجمن
دگر باره شعری بیارم ز مغز
که باطل کنم یاوه ها را به نغز

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

Ardimanish. !

بنام خداوند اردی منیش
خداوند بی یال و کوپال و ریش
کنون من بگویم جهان را چه شد
ازل کس نداند زمان را چه شد
که دانایی آمد کنون بر جهان
چنین آمد هستی تو این را بدان
دو عنصر که جنسش نه معلوم گشت
به نام سیاهی که مفهوم گشت
به ناگه چو ایشان به هم در فتاد
سفیدی شد و انفجاری بداد
به اخگر چو آتش بیامد پدید
سیاهی به ناگه بشد چون سپید
ندا از سکوتی که بیرون بشد
هماندم که هستی چو گردون بشد
سپس روشنایی آن چون نشست
جهان را زدودش بزاد و برست
و گیتی چو دستی به اندازه شد
زمان شد پدید و به آن زاده شد
دمادم جهان شد بزرگ و بزرگ
نبوده در آندم نه میش و نه گرگ
ز گردون چو افلاک در هم ببست
زمین و زمان را به هم در نشست
عناصر یکایک بشد چون پدید
کسی واکنش را ز چشمش ندید
کواکب بگشتند از پیش و پس
زمین را تو بینی بدآنجا چو خس
بسی کهکشانها بشد در سپهر
ستاره فزون شد چو خورشید و مهر
که بهرام و کیوان و تیر و زمین
منظم بشد دور خور اندر این
بسی باد بود و بسی دود و دم
هوا در فضا بود از بیش و کم
فلک داغ بود و زمین داغتر
تو گویی که خورشید از آن بیشتر
زگرمی جهان رو به سردی برفت
سپهر اندر آندم به نرمی برفت
دمادم فلک چون که آرام گشت
زمین را پدید آمد آن کوه و دشت
و اینک جهان شد منظم به نظم
که جو و هوا در زمین هم به بزم
زمین را سراسر به آبی آب
که تابش نمود اندر آن آفتاب
زگرمای خور و به آب زمین
هوا گشت ابر و تو باران ببین
وزآنجا که آب زمین کم بشد
تو بینی که خشکی در آندم بشد
ادامه دارد...
:d

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

‏!‏

‏!‏

بالا
0 لایک
عايشه
آف لاین
عضو از: 1390-06-08 06:45
پست ها: 397

مرغ سحر

پیشکشی به تمام ایرانیان بیدار

  1. مرغ سحر ناله سر کن
    1. شعرخونین مرا ازبرکن
      • عشق چون در بستر معناگرفت

      وصل دلبر .درلای پاجاگرفت

کو شیرین وکوفرهاد کوهکن

  • عشاق امروزی یاتویی یامن؟
    • چه شد شورایرانی درشیرین ما
      • فرهاد فشن نشسته منتظر درسینما
        • کوروش به دادسرا ی اسلامی محکوم شد
          • منشورعدلش به حکمی چنین محروم شد!
            • ماکجا عرب ستایش کرده بودیم؟
              • خودآریایی وپارسی غزل سرودیم
                • هوشیار.هشدارکه ای فرزند ایران زمین
                  • بنام دین اسلامی ایرانی تورانفروشند.خلدبرین
                    • تورابهرام وجمشیدوخسرو .هست برتخت
                      • پی شیخ ومفتی پای منبرمنشین .سخت
                        • توارنسل ماد و زرتشت پاکیزه سرشت
                          • بسیجی وآخوند همه درحراجی حوروبهشت!!
                            • چو فرمانده اردیمنیش باشد نکوست
                              • سیدعلی خامنه کل قوایش لبوست!!

                              دوستان سرفرازم این چند خط شعر زخمی مرا خرده مگیرید که برگ سبزیست تحفه از حنجره تلخ عایشه

بالا
0 لایک
Omid 2000
عکس های Omid 2000
آف لاین
عضو از: 1390-08-23 20:02
پست ها: 1086

اندر حكايت شهوانى و شهوانيون!

به نام خداوندگار همه،ما و من
كه امروز شدم عضو اين انجمن
چو پيچيد نام شهوانى اندر جهان
به ديدار رويش روانه شدم اين زمان
همان روز چون صفحه اولش باز شد
ز من كاربرى خواستن آغاز شد
گزيدم چو نامى به نام اميد
دو چشمم جمال انجمن را بديد
به هر سو بگشتم در اين شهر هرت
بديدم سخن ها همه چرت و پرت
يكى عكس آلت نهاده برون
به دنبال دختر رسيده مرز جنون
يكى بانگ آزادى و دوستى مى زند
يكى بر زمين جنده و روسپى مى زند
يكى گى،يكى لز،يكى ضربدريست
چه گويم كه سايت خرتو خريست
به داستان سكسى رسيدم چو من
بگفتم كه بهتر همان انجمن!
چو آزادى از حد خويش بيرون رود
خر از آغل سوى ميدون رود
شنيدم سخن ها ز شهوانيون
از اينجا،از آنجا،از اين و از اون
نگويم سراسر بدى زين سرا
به راه عقل نيز نباشد روا
بسى هست سخن هاى شيرين و نغز
پر از روشنى و پر از عقل و مغز
بسى شعر گفتيد در اين سايت سكسى
نگويم سخن جز كه گويم مرسى!
چه گويم سخن هاى ناگفته و بسيار؟
بماند فقط اين به رسم،يادگار
بياييد با شعر و سخن هاى ناب
بسازيم جدا آب را از سراب
به عايشه و فرى و آرديمنيش
ببينند شهوانيون روى نيكوى خويش
كه آيند و روند انسان ها بسى
نمانند آن ها كه هستند خار و خسى
چو اميد گويد سخن هاى درشت
ببخشيد دوستان چه با بوس و چه مشت!!

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

Ardimanish.

بنام خداوند امشاسپند
اماندار یزدان همو از گزند
نخستین بگویم که اردیمنش
همان مرد بی باک و نیکو روش
برادر بداند همو را به خویش
که امشاسپند است اردی منیش
همی مادرش مادر من بود
عزیز و بسی برتر از تن بود
یکی خواهرش بود او را به ریز
به اردی منیش است او هم عزیز
کنون من بگویم چه شد قصه را
زدایم زامشا همان غصه را
دمی دوش آمد به یاهوی من
دلش پر زدرد و بگفتا سخن
گلایه بسی داشت از این و آن
یکی گریه کرد و تو بغضش بدان
چنین گفت امشا به اردیمنش
که قلبم بلرزید از آن طپش
یکی نامه را من نوشتم به ود
سلامی بدادم به نیک و به بد
بگفتا من آنرا ندیدم جواب
تو گفتی که آجی همی بوده خواب
به ناگه بخندید اردی منیش
سخن را چنین گفت بر یار خویش:
تو او را بگفتی زن زندگی¿
و اینک گلایه بمن آوری؟!
گرت رأی من را بخواهی به خود
به تخم چپت گر جوابت نشد
بسی خنده کرد و بخندید نیش
که او هم زنت بوده از من به بیش
بگفتم زبان را بکامت بگیر
که اردیمنیش است مردی هژیر
بسی خنده ها بود اندر میان
گر این را ندانی بگویم بدان
بگفتا رفیقش چرا پس نداد
جواب سلامم که سرخوش کناد؟
مگر من چه کردم بحقش بدی؟
فقط خوانده بودم بنامش آجی¿
بگفتم بدو کای مشای سپند
مبیناد چشم سپهر بلند
که تو اینچنین غصه بر دل شدی
تو خوبی کن و بر ببخشا بدی
تو گفتی که آن بانوان ملوس
من اینک بگویم همه چون مجوس
افاده بسی بود بر نازشان
نه حکمت بدارند در کارشان
یکی مدعای نجابت یکی هم بناز
یکی کنج خانه بنالد چو غاز
یکایک فکندند روبند خویش
نمایان شد ایشان به اردی منیش
سخن کوته آرم بدین جا کنون
نگیرم دگر وقت شهوانیون
چو شب رفت و آمد همی بامداد
یکی نامه از قول یاهو بداد
بگفتم بدو کای مشای دلیر
نصیحت ز اردی منیش آن دبیر
بگوشت بگیر ای مش امشا سپند
که دیگر نیابی ز ایشان گزند
کبوتر پرد با کبوتر یکی هم چو غاز
که امشا و اردی منیش همچو باز
یکی را بمیر در برت تب کند
نه آنکس که غرغر همی لب کند
به یزدان اگر تو خرد داشتی
کجا این سرانجام بد داشتی

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

(بدون موضوع)

Dirol

بالا
0 لایک
عايشه
آف لاین
عضو از: 1390-06-08 06:45
پست ها: 397

دراین غربت خانگی بگو هرچی باید بگی بگو زنده باد زندگی...

*بگوازشب وظلمت.درایران*بگوکه شاهزاده ای نیست درمیان*

  • *بگوآقازادگانند حاکم بر وطن*بگوسید وسادات برترند ازمن*
    • *بگو باخون بگو ازغربت خانه*بگوازنعره ء گرگ وخشم دیوانه*
      • *بگو با دست خون آلوده بنویس*بگو باحنجر بن بست خورده ات .هیس!*
        • *بگو شیر وخورشیدش چه شد .کو؟*بگو ازپرچمی که اللهی نبودش بررو*
          • *بگو اردیمنیش وعایشه درحسرت گل*بگودیگر بس است.تحقیر وتحمل*
            • *بگو اردیمنیش .سردار بی سپاه*بگوتاقصاص ات کنند بی گناه*
              • *بگو ازجهل واین پوسیده افکار*بگو شاید بریزد ازعقلم زنگار!*
                • *بگوازجوروتحمیل دین*بگو کهنه شده دستور اسلام مبین*
              • تقدیم به پیام آور خردگرایی .اردیمنیش

بالا
0 لایک
عايشه
آف لاین
عضو از: 1390-06-08 06:45
پست ها: 397

دراین غربت خانگی بگو هرچی باید بگی ..بگو زنده باد زندگی

*بگوازشب وظلمت.درايران*بگوکه شاهزاده اي نيست درميان*

  • *بگوآقازادگانند حاکم بر وطن*بگوسيد وسادات برترند ازمن*
    • *بگو باخون بگو ازغربت خانه*بگوازنعره ء گرگ وخشم ديوانه*
      • *بگو با دست خون آلوده بنويس*بگو باحنجر بن بست خورده ات .هيس!*
        • *بگو شير وخورشيدش چه شد .کو؟*بگو ازپرچمي که اللهي نبودش بررو*
          • *بگو ارديمنيش وعايشه درحسرت گل*بگوديگر بس است.تحقير وتحمل*
            • *بگو ارديمنيش .سردار بي سپاه*بگوتاقصاص ات کنند بي گناه*
              • *بگو ازجهل واين پوسيده افکار*بگو شايد بريزد ازعقلم زنگار!*
                • *بگوازجوروتحميل دين*بگو کهنه شده دستور اسلام مبين*
              • تقديم به پيام آور خردگرايي .ارديمنيش

بالا
0 لایک
آواتار
عکس های آواتار
آف لاین
عضو از: 1390-08-07 11:42
پست ها: 96

اگر اينجا ميخواي كه بشي

اگر اينجا ميخواي كه بشي خندون
بيا كسشعر بخون و تخمه بشكون Biggrin

بالا
0 لایک
آواتار
عکس های آواتار
آف لاین
عضو از: 1390-08-07 11:42
پست ها: 96

اسكارلت

Escarlet نوشت:
آواتار نوشت:
اگر اينجا ميخواي كه بشي خندون
بيا كسشعر بخون و تخمه بشكون :D

به یزدان اگر تو خرد داشتی
کجا این سرانجام بد داشتی!

اووووووه خانوم اسكارلت اوهارا
كاربري جديدتونو بهتون تبريك مگم Wink حق دارين ديگه از كاربري ميمي جون استفاده نكنين Wink ;) آخه ميمي جون بخاطر فعاليتهاي بشردوستانش سيفليس گرفته و ايدز هم روش :d و همين روزاست كه سر نازنينشو بكشه زير خاك SadKiss 2SmileWink :d Blum 3 :))
راستي سلام منو به آقاي اشلي برسونين Wink :d

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

آواتار

تو هو حق داری با کاربری اصلیت نیای این حرفا رو بزنی Biggrin

بالا
0 لایک
آواتار
عکس های آواتار
آف لاین
عضو از: 1390-08-07 11:42
پست ها: 96

بهار جون جوني

bahar joon نوشت:
تو هو حق داری با کاربری اصلیت نیای این حرفا رو بزنی :D

سخني گهر بار از مادر عروس :d LolLol

بالا
0 لایک
.@.
عکس های .@.
آف لاین
عضو از: 1389-11-09 19:26
پست ها: 298

بهارجون & Escarlet

آزموده را آزمودن خطاست!!! اینقدر هم یاسین نخونین که کارساز نیست! چاره ی کار جای دیگه ایه، بسپرین به اهلش!
Wink

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

کامنت 3000

کامنت 3000 Biggrin

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

من دیگه رفتم بای بای

من دیگه رفتم بای بای :H :H :H

بالا
0 لایک
bahar joon
عکس های bahar joon
آف لاین
عضو از: 1390-03-10 00:35
پست ها: 3056

جواب اسکارلت جونمو بدم بعد بای

Escarlet نوشت:
bahar joon نوشت:
کامنت 3000 :D

3002 تا شدنت مبارک خانومی :*


مرسی عزیزم :*
با هم دیگه ب 10000 هم میرسیم :X :X

بالا
0 لایک
.eli.
عکس های .eli.
آف لاین
عضو از: 1390-02-04 02:28
پست ها: 156

یاد ایام

...

بالا
0 لایک

صفحات

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .