شما اینجا هستید

عاقبت اسید پاشی اسی اسید (طنز)

با سلام دوستان خسته نباشید
قصد دارم یک داستان که زاییده تخیلاتمه براتون به صورت طنز به روی قلم بیارم امیدوارم فحش و بی احترامی در کار نباشه با تشکر...
آقا یه پسر همسایه داشتیم که خیلی بی مخ بود مثلا هر دختری بش پا نمیداد رو کونش اسید میپاشید خب رفیق فاب منم بودا البته موهاش به صورت خروسی و لباساش همیشه براق بود..که 22 سالش بود.اسمش اسی اسید بود..خب این اسی اسید یه روز تو کوچه در حال گشت و گذار دنبال شکار کون گنده ی پا بده بود چشمش خورد به دختر قصابمون که خیلی سبیل کلفت بود پدرش . اسی اسید رف بش شماره داد دختره گرفت پارش کرد اسی اسید داد زد که ای ملعون شماره آدم مثل ناموسشه تو ناموسمو پاره کردی الان چنان بلایی به کونت بیارم تا عمر داری نتونی کون بدی و برینی...اقا چشمتون روز بد نبینه اسیدارو ریخت رو کونه دختره ..دختره لنگشو دو متر برد هوا یه دیابچیگو زد رو سر اسی اسید که اسی همینطور سی ملق میخورد تا آخرش دختره یه لگد زدش تا بیاد پایین ... خلاصه پسره رو خودش شخصا میبره پیش پدرش میگه قصد اسید پاشی به سوراخ بنده را داشت.....پدره هم که اسمش اکبر چاقو بود گف دخترم برو خونه من اینو بچزونم ..خلاصه اسم دختره معلوم شد مریم تکواندوه والا از مغازه رفت...پدره درارو بست و شلوار پسره رو کشید و کیرشو با یه طناب بست تا اعدامش کنه اقا اعدام با چاقو ..پسره که بهوش اومد دید کیرش رو کف سنگه و پدره زده با وازلین داش چربش میکرد پسره داد میزنه چیه چرا همچین میکنی کی هسی...اکبره زد زیر گوشش گف میخواسی کون دختر منو سرویس کنی؟ الان کیرتو سرویس میکنم پسره اشکش دراومد گف حالا چرا برام جق میزنی؟ پدره دوباره زد زیر گوشش گف بی پدر کیرت کوچولوه نمیشه برید این هسته خرمارو باید شقش کنن تا ببرمش...اسی اسید هم تا فهمید یه جیق بلند زد ولم کن تورو خدا من از دار و دنیا همین یه کیر رو دارم ازم نگیرش...اکبر چاقو یه چک دیگه زد رو گوشش گف بی پدر تجاوز به ناموس مردم میکنی؟باید بکنمت بزا کیرتو ببرم بعد گایدنت بدون کیرت حال میده....پسره گف منو بکش مگ اینکه ختنم کنی بکشمون ولی اون دودول منو نبر...اکبره یکی زد رو سرش پسره رو خوابوند و یه سوزن بهش زد تا بیهوش شد و به هوش که اومد دید یکی از عقب داره عقب جلوش میکنه پسره سرش گیج میرفت هی میگفت وی ای وی اهو من دارم میکنم یا دارن میکنن منو؟ چرا همچین شده چرا حس میکنم چیزی ازم کم شده...اکبره هم که ابش اومده بود پسره رو بزور سوار ماشین کرد مغازه که قبل اون کارا اکبر قفل کرده بود دوباره قفل زد از پشت سوار شد داشت میبردش بیمارستان..اسی اسید که بهوش اومد یهو مث دخترا یه جیز زد وای کوسکش هم ختنه کردی هم کردیمون؟ من که دخترتو نگایدم بی وجدان....یهو اکبر چاقو میزنه زیر خنده ..پسر تغییر جنسیتت مبارک خخههههههخخخخخ ....پسره اشکش اومده بود اساسی...رسیدن بیمارستان یهو اکبره داد زد وای بیاین پسره محلمونو چیزشو سگ گاز گرفت و برد وای ملت.. اسی اسید با خودش گف...ای دیوث خوب هم میدونه چه سگیه ای بی پدر..یهو پدره گف چی چی؟؟ اسی گف هیچی گفتم سگ محلمون سبیل کلتفم هستن و کیر کلفت...پرستارا و دکتر اسی رو با ویلچر بردن اتاق عمل و بازرس هم اومد که سوالا رو از اکبره بپرسه...بازرس:ببخشید اقا مشخصات خودتونو بنویسید و شرح بدین چجور حادثه اتفاق افتاد...اکبر:بله بازرس این اقا پسر تو کوچه بودن و یه سگ وحشی بهش حمله کرد و همونجاشو خورد ک نباید میخورد متاسفانه ....بازرس:عجیبه واقعا خب بیا رو برگه اظهاراتتو بنویس.....اسی اسید تو اتاق عمل: خدا لعنت کنتت بی کیرم کردیحالا با چی حال کنم؟ با کون دادن؟ ای بمیری ای بی معرفت جلق زدن رو ازم گرفتی ;-( ای....فلان شده ای .....زاده....
دکتر: بله جی شده چی میگی؟
اسی:هیچی داشتم به سگی که الت منو قورت داد و برد فش میدادم.
دکتر با پوزخند: این سگا هم کیر خور شدن آدماشون بسشون نبود..اسی اسید هم گف ادبیاتت تو حلقم دکتر...دکتر با خنده:ادبیاتم زیر نافمه تو حلقت نمیگنجه خخخخخخخخ
اسی: ای مرگ بگیری ...دکتر:چی؟
اسی:هیچی گفتم خیلی با ادبی دمت گرم ..دکتر: خب زر نزن بزار معاینت کنم ... اسی : :-@... دکتر: خب بزا ببینم اوه چیه این خیلی صاف و با نظم کنده شده این یارو سگه یا دندوناش تیغی بوده یا که شخصا با چاقو کیرتو بریده اوه اوه پیوند هم نمیخوره که یه هسته خرما بوده که اوه پسر تسلیت فقط میتونم سوراخ درست کنم یه کوس خوشگل بجاش بزارم خخخخخخ... اسی: ....دکتر: اهام باید بدوزمش لاقل خون ریزی نکنه.....
اکبر: بازرس جان من برم خانواده منتظرن این پسره رو هم بگو دیگه با سگا درگیر نشه این بلاها سرت نیاد بای ..........در همین حین خانواده ی اسی اسید وارد میشن که.....
داستان ادامه دارد البته بستگی به نظرات و مورد پسندا بستگی داره که ادامش بدم یا نه یا که ادامه دارد یا نه منتظر نظراتم و ایرادات و خوبیاشم بگین با تشکر
بای

نوشته: عرفان.ولچر

داستان سکسی:

1.75
نمره شما: هیچ میانگین 1.8 (4 votes)

نظرات

کسکش دیوث حرامذاده مادر قهوه خواهر کونی کیرم تو اون تخیولات معیوبت جاکش زنازاده داستان فاحشگی مامانتو مینوشتی خنده دار تر بود عوضی سگ توله از جلوی چشمام خفه شو
آی جیگرم حال اومد

بالا
0 لایک

8} 8} :T :T <:P <:P <:P @) @) @) ~X( ~X( ~X(
امروز رفتم دکتر روانپزشک بهم گفت چته پسرم منم فقط نگاش کردم
تا تو چشام نگاه کرد گفت امروز باز کدوم داستان رو خوندی X( X(
دیگه هیچی سرم رو انداختم رفتم با پرایدم تو مسیر افق تا محو شم افسردگی حاد دارم

بالا
0 لایک