عروس کون تپل خاله

سلام به همه ی دوستان شهوانی

علی (اسم مستعار) هستم 17 سالمه با قدی بلند و هیکل متوسط نه چاق نه لاغر این قضیه مال یه هفته پیشه داستان من از اونجایی شروع میشه که من یه پسر خاله داشتم که تو سن 24 سالگی زن گرفت و خونه خالمم نزدیک خونه ما بود و از روز اول که نامزد پسرخالم اومد تو خونه ی خاله من رفتم تو کفش اخه مریم (عروس خاله)(اسم مستعار) دختری بود سفید یه کم چاق اما نه زیاد خوشگل با باسنی بسیار بزرگ و برجسته و سینه های خیره کننده .بعد از مدتی قرار شد که خانواده ی خالم برای کار شوهرش به شهری که حدودا 40 کیلومتر با شهر ما فاصله داره برن اما قبلش میخواستن پسرشونو داماد کنن خلاصه عروسیو برگزار کردن و قرار شد شا دوماد بیادو تو خونه خاله زندگی کنن خلاصه بعد از یه مدت چون مریم از یه شهر دیگه بودو اون اطراف اشنایی نداشت پاش به خونه ی ما باز شد و با خانواده ی ما صمیمی شد من سه تا خواهر دارم که یکیشون همسن مریم بود و چون خونه ما با اونا 2 3 تا در فاصله داشت دیگه مردم حداقل روزی یکبار خونه ی ما میومد اما یه روز حدودا ساعت های 4 بعدازظهر اومد و چون ما میخواستیم بریم بیرون اون وایساد دم در اما با تعارفو اینا اومد داخل اومده بود باتریه گوشیشو شارژ کنه چون شارژرشونو پسر خاله به محل کارش برده بود منم رفتم تو فکرو خیال که به خانواده گفتم من یک ساعت دیگه میام کار دارم مریمم که تازه اومد باتریشو شارژ کنه نشست و میخواست تا موقع رفتن من باتریشو شارژ کنه دیگه خانواده که راهی شدن برن و کسی اصلا با این موضوع مخالف نبود که من و اون تنها باشیم چون همه منو پسری چشمو گوش بسته و درس خون میدونستن اما ظاهرم اینطور بود و تو فکر هزار بار مریمو کرده بودم خلاصه رفتنو منم رفتم تلویزیونو روشن کردم نشستم رو مبل مریمم رو اون یکی مبل داشتم فیلم نگاه میکردم که یه دفعه تو فارسی وان تو فیلم یه صحنه لب گرفتن بود که تا مرده از زنه لب گرفت من یه نیش خند زدم مریم گفت چیه تا بحال از اینا ندیدی( یادم رفت بگم رابطه من با مریم خوب بود و باهم زیاد کلکل و شوخی میکردیم) بعد من گفتم دیدم زیادم دیدم اون گفت پس چرا میخندی منم چیزی نگفتمو بعد از چند ثانیه با یه لحن مرموز گفتم اما خیلی دوست دارم تجربش کنم ( من تا اون موقع با هیچ دختری سکس نکرده بودم فقط با یه پسر خوشگل که تو کوچمون زندگی میکنن حال میکنم نه تنها من بلکه همه ی بچه ها ) که برگشتم و باهاش چشم تو چشم شدم گفتم میتونم با تو ...دیگه ادامه ندادم و منتظره جواب موندم اما جوابی نشنیدم اروم رفتم رو اون یکی مبل نشستم و اروم دستشو گرفتم سرمو بردم جلو و ازش لب گرفتم فکر نمیکردم اینقد اسون باهام اخت بشه چون اونم از خودش عکس العمل نشون میداد البته از همون اول که با پسر خالم نامزد شد قبل از اون باهاش دوست بود و کلا دختره پایی بود و با پسرا راحت بود اما من تو رویاهام از اون انتظار همچینکاری رو نداشتم من خودم هم چیزی نمیفهمیدم و فقط تو تون لحظه دوست داشتم بهش نزدیک شم بگذریم بعد از حدود 30 ثانیه لب گرفتن اروم دستمو بردم رو سینه هاش اخه قبلا تو ی مقاله خونده بودم زنا رو اعضای بدنشون خیلی حساسن منم با احتیاط کار میکردم بهش گفتم میشه لباستو در بیارم به نشانه ی رضایت سر شو تکون داد منم تاپشو در اوردم و دراز انداختمش روی مبل که گفت اینجوری راحت نیست و من گفتم بریم تویه اتاق بلند شد رفت منم پشت سرش رفتم درو بستم دراز کشید رو تخت و من شلوارشو شو که شلواره راحتی بود (خونگی) اروم در اوردم با سوتینش و شروع کردم به خوردن سینه هاش که گفت علی گفتم جونم گفت خیلی دوست دارم منم گفتم منم همینطور و با لحن شوخی گفتم تو شوهر داری شیطون چه جوری منو دوست داری گفت از همون روز اول که دیدم یه جورایی دوست داشتم اما نه برای سکس و اینا میگفت یه علاقه ی خاصی بهت داشتم اینطور که میگفت با شوهرش زیاد حال نمیکردو میگفت اکثرا با هم قهرنو ... منم دوباره ازش یه لب گرفتم و شروع کردم به مالیدن و خوردنه سینه هاش که واقعان محشر بودن و بزرگ زیر گردنشو یکم خوردم که کم کم داشت حشر میومد بالا و خودش یه دفعه شورتشو کشید پایین و گفت دوست دارم منو بکنی که من مو به تنم سیخ شد همونطور بود که فکر میکردم کس قلمبه و بسیار زیبا که گفتم عجله نکن شروع کردم مثله تو فیلما به خوردنه کسه زیباش که یه شاهکار بود و تا جایی که تونستم زبونمو تویه کسش میکردم وای داشتم از لذت میمردم من هنوز لباس تنم بود از رو خودش بلندم کردو گفت میخوام لباساتو در بیارم منم خودمو شل گرفتم تا براش راحت بشه اینکار تیشرتم و شلوار گرمکن رو از پام در اورد و شرتمو یکم کشید پایین که کیر من افتاد بیرون و با دستش گرفت و شروع کرد خوردن که من بلندش کردم چون کلا از ساک گرفتن خوشم نمیومد و معتقدم این یه کار کثیفیه گفتم حالت سگی بخواب میخوام بکنم تو کونت اون گفت پس کسم چی گفتم بعدا از خجالتش در میام اخه ی ترسی داشتم با داستان هایی که خونده بودم تو همین سایت چون نه کاندوم و نه اسپری دمه دست نبود میترسیدم نتونم کنترل کنم و یه وقت کار دسته خودم بدم و از طرفی از کون با همون پسره که گفتم حال کرده بودمو اشنا بودم با اینکار و نمیخواستم تو کردن کسه مریم ضایع بازی در بیارم که فک کنه تازه کارم که البته بودم رو تخت به حالت سگی قرار گرفت و از پشت چسبوندم بهش و چون چیزی دمه دست نبود تف انداختم وانگشتمو فرو کردم تو زیاد تنگ نبود گفتم چرا اینجوریه گفت دوران نامزدی پسر خاله از کون زیاد حال میکرده من انگشت دومم کردم داخل و چند بار دور دادم که یکم گشاد شد سر کیرمو تف زدمو گذاشتم رو سوراخ کونش و اروم یکم جلو عقب کردم و یه دفه با یه فشار کوچیک سرشو بردم داخل یه اوووووووفه کوچیک گفت و من تو همون حالت چند ثانیه مکث کردمو و شروع کردم به عقب جلو کردن من کیرم نسبت به سنم بزرگه و 18 19 سانتی هس و هر دور 5 6 سانتشو میکردم داخل که یکم تند کردم و بدنم گرم شد و ابم اومدو ریخت تو کونش اخه من یکم زود انزالی دارم بلند شد بره دستشویه که نگهش داشتم و شروع کردم به خوردنه کسش تا بعد از چن دقیقه اونم ارضا شد و یکم کنار هم خوابیدیم بلند شد رفت خودشو تمیز کرد که زنگ در به صدا اومد بله پسر خاله بودباتریو برداشتو لباساشو پوشید با یه لبخند خداحافظی کردو رفت منم نیم ساعت استراحت کردم و به سمت محلی که قرار بود بریم مهمونی حرکت کردم فردای اونروز مریمو دم در دیدم سلام کردم و بهم گفت خیلی دوست دارم و منم گفتم من بیشتر و گفت دفعه بعد باید از خجالتم در بیای چون قول دادی منم گفتم چشم و خداحافظی کردم و رفتم حالا من وسایل مورد نیاز مثل کاندوم و اسپری و ژل رو تهیه کردم برای سکس از کس و اونم هر روز خونه ما میاد و الان از اون موضوع یه هفته گذشته و من در انتظار خونه خالیه ما و یه فرصت مناسب برای گاییدم مریم جونم هستم .به امید روزی که کیرم توکس مریم جون باشه.
.ممنون از اینکه وقت گذاشتین و خاطره ی یه هفته پیش منو خوندین

نوشته: علی

2.5
نمره شما: هیچ :میانگین 2.5 (4 رأی )

32 نظر

زیر 18 سال ؟ داستانت خوندن

نوشته parvazi در 6. November 2012 - 6:53

زیر 18 سال ؟

داستانت خوندن نداره. متاسفم.

اين فارسى وان دهن مارو سرويس

نوشته آريزونا در 6. November 2012 - 7:55

اين فارسى وان دهن مارو سرويس كرده نصفى از داستانهاى اينجا از جق زدن با سريالهاى تخمى فارسى وان شروع ميشه
نبينيد خوب، ميبينيد نزنيد ، ميزنيد حداقل توهمات جقتون رو بعنوان داستان نريزيد تو سايت

mokhe adam hang mikone.

نوشته yas-n1 در 6. November 2012 - 8:05

mokhe adam hang mikone.

خيلى تابلويى farsi1 بوسيدنو

نوشته samantha در 6. November 2012 - 9:57

خيلى تابلويى farsi1 بوسيدنو سانسور ميكنه. حداقل ميگفتى gem تا ضايع نشى منكه تا اينجاى داستانت خوندم.

خاک عالم تو سر تو و امسال تو

نوشته alireza_gol pesar در 6. November 2012 - 10:20

خاک عالم تو سر تو و امسال تو که باعث میشین دهن آدم باز بشه

من اهل بی ادبی و این حرفا نیستم ولی مشنگ خان یه چیزی میگم و میرم خواه خوشت بیاد خواه نیاد

از تمام خانمهای سایت عذر میخوام که در محضرشون بی ادبی میکنم واقعا معذرت میخوام

عزیزم تو که با کون به قول خودت تپل عروس خالت ور میری به یاد داشته باش رفیق روزی هم میرسه که یه گردن کلفت با سوراخ کون زن خودت ور میره و اون روز هست که به یاد حرف امروزم میفتی و یادت میاد که روزی پسر غیرتی این حرف رو به من زد

البته اگه مث بعضی از افرادی که تو این سایت هستن بیغیرت باشی و واست مهم نباشه که هیچ ولی اگه یه جو غیرت و مردونگی تو ذاتت هست سوء استفاده نکن رفیق و به ور رفتن با عروس خالت افتخار نکن عزیز

قصدم ارشاد یا فضولی نبود فقط گفتن حقیقت بود رفیق دیگه خود دانی

داستانت رو نخوندم چون محارم نمیخونم

بازم عذر میخوام از خانمهای گل سایت

داستانش دروغ ولی فارسی 1

نوشته golzar98 در 6. November 2012 - 10:49

داستانش دروغ ولی فارسی 1 بوسیدنو سانسور نمیکنه

Ye sahneye bus az labo begu!

نوشته samantha در 6. November 2012 - 11:03

Ye sahneye bus az labo begu! In tanha shabakeiye ke neshun nemide pmc,gem neshun midan

بابا هرجي توهمات بخونيم

نوشته tolbakh در 6. November 2012 - 11:30

بابا هرجي توهمات بخونيم بيخيال اما ديكه زير 18 ؟؟؟ واي ي ي

پسر غیرتی به چای فضولی یا

نوشته mahanboy123 در 6. November 2012 - 11:36

پسر غیرتی به چای فضولی یا هرچی خودت اسمشو میزاری برو سدواد یاد بگیر:
1-امسال نه امثال
2-زن دختر خاله از محارم نیست
در ضمن من همن از این کش شعر ها خوشم نیومد نه این که با موضوعش مشکل داشته باشم نه ، داستانش کس و شعر بود

چندتا سوال: 1-من امیر هستم 17

نوشته behrooz1368 در 6. November 2012 - 12:16

چندتا سوال:

1-من امیر هستم 17 سال هیکلم متوسط؟....تخمی فرنگی کون کن!اگه بیوگرافی میخوای از خودت بدی یا کامل بده یا اصلا نده....اینجوری: من بهروز(اسم اصلی تا کیر بخوری)،با کیره کلفت!

2-اسم مستعار؟.....خوب شد استم مستعار دادی وگرنه من میدونستم بچه کدوم شهرو استانی وکدوم شهرستان و کدوم ناحیه وکدوم کوچه و کدوم خونه ....هستی!وگرنه میومدم کیک وساندیس میکردم توی کونت(ببخشید اشتباه شد)بطری نوشابه میکردم

3-جا خوردی ازلب گرفتن توی فارسی وان؟....پریود پس منتظر بودی "برنامه تن تن کارتون" رو نشون بده .خاله شادونه توی کونت

4-نمیدونم اینایی که میرن سکس باخودشون کرنومتر میبرند...بعد 10 ثانیه لب و بعد از 9 دقیقه آبم اومد و....

5-کوس خل !چس فیل کونی اولش میگی دارم میرم مهمونی بعد چند خط پایین تر میگی که شلوار گرمکن رو از تنم
درآورد؟...........جقی نکنه مثل این ذهن معیوب ها زیر شلوار لی شلوار گرم کن میپوشی؟جقی دیگه بنویس(فکر کردی میگم ننویس ..کیرخوردی آخه من غیر قابل پیش بینی هستم).

در آخر:
وسایل مورد نیاز رو آماده کردی؟
توهم قوی ....اصلا تو دیلدو(کیر مصنوعی )

به عشق amir love sex كه

نوشته abdol tabeta در 6. November 2012 - 11:52

به عشق amir love sex
كه نه!بخاطر اسمش تحريم ميكنمت تا آدم شي.نظر،نميدم فقط ميكنم!
"نميدم روش تشديد بزار"
اصلأ به عشق amirجان تحريم ميكنمت تادسته،همش بگي واي بسه!

mahanboy123 عزیزم دلبندم خودت

نوشته جقول بقول در 6. November 2012 - 11:55

mahanboy123
عزیزم دلبندم خودت که خدای اشتباه هستی 1به چای نه به جای.2سدواد یعنی چی.3زن دختر خاله نه زن پسر خاله.
باقالی اول خودت درست کن. همین شماها میاید سایت به گا میدید دیگه.

عبدل تا به تا جان منم به عشق

نوشته جقول بقول در 6. November 2012 - 11:58

عبدل تا به تا جان منم به عشق شما رسما تحریم میکنم من دولت تعیین میکنم تو دهن این جقی ها میزنم!

دوست عزیزم mahanboy123 نوشت

نوشته alireza_gol pesar در 6. November 2012 - 12:31

دوست عزیزم mahanboy123 نوشت

پسر غیرتی به چای فضولی یا هرچی خودت اسمشو میزاری برو سدواد یاد بگیر:
1-امسال نه امثال
2-زن دختر خاله از محارم نیست
در ضمن من همن از این کش شعر ها خوشم نیومد نه این که با موضوعش مشکل داشته باشم نه ، داستانش کس و شعر بود

ببخشید دوست عزیز انسان جایزالخطاست بیسواد نیستم ولی در سواد انگشت کوچیک شما هم نمیشم ،عذر میخوام

شما اسمشو هرچی میزاری بزار رفیق ولی من نظرم رو دادم و فکر نکنم به شما ارتباطی داشته باشه عزیز

اینجا کسی به نظرات کسی کاری نداره عزیز پس شما نیز همین کار رو انجام بده

ضمنا سدواد نه عزیز سواد ،چای نه رفیق جای ،من همن نه گلم من هم ،کش شعر نه عزیز دل کس شعر

بازم معذرت میخوام اشتباه تایپی بود و امثال رو نوشتم امسال

ممنونم از حمایتت جقول بقول

نوشته alireza_gol pesar در 6. November 2012 - 13:06

ممنونم از حمایتت جقول بقول جان

ببخشید اسمتون رو نمیدونستم واسه همین نام کاربری شما رو ذکر کردم عزیز دل

فکر کنم ایشون بهشون بر خورده چون از روشن فکرهای سایت حساب میشن

یا به خودشون شک دارن

من اسمی از شخص یا اشخاصی نبردم که بهتون بر خورد دوست عزیز

هیچ بهونه ای پیدا نکردید و از یک اشتباه تایپی من ایراد گرفتید

به هر حال موفق باشید

جقول بقول جان من خودم مشت

نوشته abdol tabeta در 6. November 2012 - 13:18

جقول بقول جان من خودم مشت زنم،يجا اومدم جفتك بزنم تو دهن دولت،ريدم!
اصلأ كنايه به امام نبود!في البداهه گفتم.من عاشق تحريم چون مقاوم ميشيم.
تاحالا شديم سه نفر ديگه تا عصر بيشتر صبر نميكنيم،بعد حمله آغاز ميشه.

سلام آبجی سوگلی خودم خوبی

نوشته alireza_gol pesar در 6. November 2012 - 15:46

سلام آبجی سوگلی خودم

خوبی آبجی جون؟

آبجی آخه خودت بگو من حرص نخورم چیکار کنم؟

بعضی چیزا رو میبینم و شرمسار میشم آبجی گلم

و اما درمورد این ماهان عزیز

خدا وکیلی فوق دارم ولی خب اعتراف میکنم از کلاس اول ابتدایی املام ضعیف بوده شما به بزرگواریتون ببخشید

كاري به جانبداري كردن از

نوشته abdol tabeta در 6. November 2012 - 16:12

كاري به جانبداري كردن از دوستان ندارم،اما غلط املايي (يك مورد) ربطي به بي ارزش كردن مطلب نداره.شده در داستان سيصد مورد غلط بوده خودم سوتي گرفتم اما يك مورد همه اشتباه ميكنن.تحريم ادامه دارد،حتي اگر شب روز برما كسشعر بارد!

با تحریم زیر 18سال به شدت

نوشته Alexxx 2000 در 6. November 2012 - 17:26

با تحریم زیر 18سال به شدت موافقم

کس شعر محض!

نوشته wolfling در 6. November 2012 - 18:27

کس شعر محض!

کس شعر محض!

نوشته wolfling در 6. November 2012 - 18:28

کس شعر محض!

کس شعری بیش نبود

نوشته shahin shomal در 6. November 2012 - 19:11

کس شعری بیش نبود

اکثر داستاناروخوندم ولی مال

نوشته kaka1196 در 6. November 2012 - 21:33

اکثر داستاناروخوندم ولی مال تو خیلی تخمی بود تخیل

خدا نسل شما خائن ها و

نوشته Tak O Tanha در 6. November 2012 - 22:36

خدا نسل شما خائن ها و انسانهای بی قید و بند رو از رو زمین برداره،کاری با داستان و سوتی هات ندارم اما انسان باش و نرو سراغ زن شوهردار...

کیرم سر تا پا همتون از داستان

نوشته Masouddhn1 در 7. November 2012 - 0:49

کیرم سر تا پا همتون از داستان نویس تا نظر دهنده ها همتون یه مشت جلقی کس مغز هستید کله شیلنگیا
با احترام شیلنگم تو کونتون Smile

به به تحریم...عبدول چه کردی

نوشته mohamad3333 در 7. November 2012 - 2:15

به به تحریم...عبدول چه کردی دمت گرم...
با این فنچولکا که میان کسشعر مینویسن نباید بهتر رفتار کرد...
تحریمو هستم باهات...

انقد اين داستان بغايت كيري

نوشته شلوغ پلوغ در 7. November 2012 - 2:20

انقد اين داستان بغايت كيري بود كه آدم نويسنده رو پشم كونشم حساب نميكنه كه بخواد نقد كنه!
علي الحساب كيرم تو كونت تا وقتي 18 سالت بشه و به سن قانوني برسي اونوقت درش ميارم!

اما تو دوست عزیز اقای

نوشته mohamad3333 در 7. November 2012 - 13:03

اما تو دوست عزیز اقای masouddhn1 اخه بچه کونی تورو چه به شهوانی...
حتما باید شیر فلکه رو باز کنم رو سرت لاشی خان...
تا 3 میشمارم دکمه سیکتیرتو بزن فرااااااااااااااار...

من موندم چرا هر چی بچه 17

نوشته عبدالفارق میتسوبیشی در 7. November 2012 - 13:52

من موندم چرا هر چی بچه 17 ساله تو سایت هست کیرش 18 سانته.هیکلش هم بیسته.حالا اگه از نزدیک ببینی از بس جق زده قیافه احمدی نژاد را پیدا کرده
بعدشم اون عروس خانم هر چقدر هم حریص باشه نمیاد که با تو جقی حال کنه که فردا آبروشو ببری.اصلا شاید تو خواب اسمشو صدا بزنی.بهتره بری سر وقت همون بچه کونی تو محلتون باهاش کون کونک بازی کنی تا اموراتت بگذره

میدونین تموم این داستانا

نوشته comondoo در 7. November 2012 - 23:36

میدونین تموم این داستانا همگی از روی تخیل و وهم و خیاله ...

پسر غيرتي عاشقتم حرفاتو قبول

نوشته nilojoon در 10. November 2012 - 0:59

پسر غيرتي عاشقتم حرفاتو قبول دارم.Kiss

تو که به قول خودت داشتی می

نوشته esmaeljafari86@... در 24. January 2013 - 21:27

تو که به قول خودت داشتی می رفتین بیرون بعد شلوار گرمتو دارآوردی اقد خیالاتتو به خورد ملت نده آخه