فکر پلید سکس با خواهرم

سلام دوستان عزیز شهوانی این اولین باری که مینویسم تنها کسی که میدونه داستانم همش حقیقت خودم هستم حالا شمام هم میتونین باور کنین هم میتونین باور نکنین اما خواهشا نظر بدین اگرم خواستین فحش بدین بازم بدین من ناراحت نمیشم چون هرکسی بالاخره هرجوری هست شخصیتشو باید نشون بده و خوب یکیم با فحش دادن اینکارو میکنه خوب بریم سر اصل مطلب.

من اسمم سامان الان 22 سالمه ساکن اصفهانیم بابام نمایشگاه ماشین داره و وضع مالیمون بد نیست در ضمن شاید با عقل جور در نیاد اما یکم مذهبیم هستیم خوب تو این خانواده ما غیر از منو بابا و مامان یه نفر دیگم هست که اسمش سارا هستش .بله سارا خواهرم که 24 سالشه ودانشجوی کارشناسی فیزیک هستش اصل مطلب اینجاس که من از بچگی تو کف سارا جون بودم آخه اندامش واقعا دیوانه کنندس یه دختر 173 سانتیمتری 61 کیلویی با سایز سینه 70 با یه کمر باریک و باسن گرد قلنبه که واقعا هر بنی بشری رو تحریک میکنه.

اوایل که این حسو بهش داشتم همش سرکوبش میکردم و به خودم میگفتم این کار گناهه آخه گفتم که ما تقریبا مذهبی هستیم اما بعدا دیگه نمیتونسم خودمو کنترل کنم خوب آخه میشه همچین تیکه ای همش جلو چش آدم باشه و آدم حشری نشه خلاصه دیگه این اواخر به یادش جلق میزدم و از فکر کون نازو گوشتش بیرون نمیومدم داشتم از شق درد میمردم تصمیم گرفتم برم سر کمد لباسای سارا شروع کردم به گشتن که رسیدم به ست های لباسهای زیرش وای داشتم جون میدادم تو همه اونا یه شرت و سوتین نارنجی بود که وقتی سارا رو با اون تصور میکردم همینطور میخواست آبم سرازیر بشه فکر اون کون گرد که این شرت خطی بین اونه آتیشم میزد دیگه دست خودم نبود کیرمو گذاشتم وسط اونا وشروع کردم به جلق زدن غافل از همه جا تو اوج بودم که یهو انگار یه موشک با سرعت خورد پس کلم انقدر دردم گرفت که کیرم در جا خوابید سریع نگاه کردم دیدم سارا مثل یه پلنگ زخمی بالا سرم وایساده. دنیا رو سرم خراب شد زبونم بند اومده بود نفهمیدم چطور شد که شرت و شلوارمو کشیدم بالا و وایسادم که یهو چنان سیلی توی گوشم زد که کل کهکشان شروع کرد دور سرم بچرخه سارا شروع کرد به فحش دادن کثافت عوضی به مامان میگم به بابا میگم بکشتت و همینطور میزدو اینارو میگفت بعد از اتاق پرتم کرد بیرونو درو بست دیگه با مرگ فاصله ای نداشتم میدونستم با اومدن بابا مامان یا میکشنم یا باید از این خونه برم قلبم دو هزار بار در دقیقه میزد.

داشتم به این چیزا فکر میکردم که صدای گریه سارا رو شنیدم آخه باورش نمیشد من که برادرشم چنین کاری کرده باشم چون ما بهم خیلی نزدیک بودیم دیگه نمیدونستم چیکار کنم و رفتم توی اتاقم از شدت ناراحتی خوابم برد که با صدای مامان از خواب پا شدم سامان سامان بیدار شدم دیدم شب شده خودم واسه همو چیز آماده کرده بودم هر دفعه که مامانم صدام میکرد انگاری با پتک میکوبیدن تو سرم که جوابشو دادم که دیدم مامان داره میگه عزیزم بیا شام! وای خدایا یعنی سارا به مامان حرفی نزده بود? چطور مگه? چه اتفاقی افتاده بود ! با ترس و لرز از اتاق اومدم بیرونو رفتم پایین تو آشپزخونه بابا پشت میز شام داشت روزنامه میخوند و مامان داشت شام میکشید از سارا هم که خبری نبود به مامان گفتم سارا کجاست گفت که فردا امتحان داره و نمیاد بیرون فهمیدم که ناراحت و دلیل اینم که به مامان نگفته اینه که شرم مذهبیش و حفظ حرمت باعث سکوتش شده.

از اون موضوع یه ماه گذشت سارا نه با من حرف میزد نه حتی باهام سر یه میز غذا میخورد تا این که دیدم رفتارش عوض شده و یکم شاد تر شده و تقریبا همش داره با تلفن هرف میزنه یه روز تا دم دانشگاه تعقیبش کردم و اونجا دیدم که یه پسری اومد جلو و با هم حرف زدن و بعد رفتن روی یه نیمکت تو پارک جلو دانشگاه نشستن من که داشتم شاخ در میاوردم یعنی این همون خواهرم که همش افه مذهب میومد؟ رفتم نزدیک ترو چند تا عکس ازشون گرفتم اما کافی نبود آخه ممکن بود همش مال پروژه درسی باشه یه بار یواشکی گوشی سارا رو برداشتم یه شماررو که به اسم مانی ذخیره شده بودرو برداشتم از گوشیش پر بود از این اس ام اس عاشقانه های ای آقا مانی دیگه شکم به یقین تبدیل شده بود اما فکر کردم که چه فرصتی از این بهتر که با سارا یه حال اساسی بکنم بابام که نبود و مامانم با دوستاش رفته بود مسافرت من رفتم و داخل اتاق سارا نشستم تا بیاد منو که دید شکه شد یهو داد زد عوضی اینجا چه غلطی میکنی اومد دستمو گرفت که بندازتم بیرون که گفتم به مانی جان سلام برسون یهو میخکوب شد گفت چی گفت چی نه ' کی . همون پسری که صبح با هم تو دانشگاه بودین همونی که برات اس ام اس های خوشکل میده گفت نمیتونی تهمت بزنی منم عکسارو نشونش دادم تا عکسارو دید چند قدم رفت عقب و لب تخت نشست گفت اون به خدا قصدش ازدواج و پسر خوبیه منم گفتم پسر خوب میاد خواستگاری نه این که بره سراغ دختر گفت ازمن چی میخوای منم بی مقدمه کیرمو در آورد گرفتم جلو دهنش یهو مثل اینکه برق گرفته باشدش بلند شدو زد زیر گوشم منم نامردی نکردمو با پشت دست زدم تو دهنش از ترس میخکوب شد منم شدت شهوت دیوانه شده بودم شروع کرد به اشک ریختن منم به زور کیرمو کردم تو دهنش اول مقاومت میکرد اما دید چاره ای نداره شروع کرد به خوردن منم کامل لخت شدم اونم به اجبار داشت برام سا ک میزد اومدم ازش لب بگیرم دیدم داره گریه میکنه لبمو گذاشتم رو لبش اما همکاری نمیکرد مانتوشو در آوردم یه تاپ صورتی داشت اول نمیزاشت درش بیارم اما به زور درش اوردم وای همون سوتین نارنجی تنش بود سوتنو که در آوردم وای خدا دو تا لیمو شیرین سفید آب دار جلوم ظاهر شد شروع کردم به خوردن وای چه حالی میداد انگار داری نون خامه ای میخوری اما اون هنوز داشت گریه میکرد چون اون حال نمیکرد منم بهم نمیچسبید اما باید اون کونو میکردم پا شدم شلوار و شرتشو باهم دیگه در آوردم وای چه بهشتی یه خط سفید پف کرده بدون مو ازاون کسهایی که چوچولشون بین لبه های کس مخفی شده سریع شروع کردم به خوردن وای چه مزه ای میداد از مرغ کنتاکیم با حال تربود این بار معلوم بود داره حال میکنه کسش خیس خیس شده بود به سختی چوچولشو پیدا کردم و شروع کردم به خوردنش نگاش کردم دیدم چشاشو بسته و داره لباشو گاز میگیره به خودم امیدوار تر شدم حالا نوبت قسمت اصلی بود پا شدم و کیرمو تف زدم یه سارا با یه لحن ملتمسانه گفت نه تورو خدا اما من حالیم نبود با یه تف سر کیرمو کردم تو کوش یه جیغ کوتاه کشید و ساکت شد بیچاره داشت درد میکشید اما چاره ای نداشت کم کم تمام کیرمو کردم تو کونش و اونم داشت لذت میبرد دیگه کونش باز شده بود اونقدر کونش داغ بود که انگار کیرم تو یه کوره ذغال سنگه هر از گاهی کیرمو در میاوردم و تا ته میکردم تو کونش بعد هفت هشت دقیقه احساس کردم آبم داره میاد که همشو ریختم تو کونش وقتی کیرمو کشیدم بیرون کونش شده بود اندازه غار علیصدر که یه نهر آب کیر ازش جاری بود منم پا شدم رفتم از اون روز سارا دیگه باهام حرف نزد و حتی وقتی اون پسر مانی با خانوادش اومد خواستگاری اونم ردش کرد و من واقعا عذاب وجدان دارم و حس میکنم زندگی هردومونو به گا دادم.

نوشته: Saman1989

2.39759
نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 (83 رأی )

59 نظر

بیخود کردی این فکر به سرت

نوشته bahar joon در 9. August 2011 - 5:43

بیخود کردی این فکر به سرت زد.از عنوانش معلومه چیه

نوچ نوچ نوچ!!عجب كار

نوشته MRSBOY در 9. August 2011 - 5:25

Confused Waiting نوچ نوچ نوچ!!عجب كار كثيفي!!نوچ نوچ نوچ!! Waiting

چي بگم بهت!! Confused
آهان!
امضا:MRS BOY

همون که گفتي يه خواهردارم

نوشته نياز در 9. August 2011 - 6:41

همون که گفتي يه خواهردارم ديگه داستانتونخودم بي غيرت،کثافت،آشغال،جمع کنيد اين داستانهاي سکسس بامحارم و،شماپستون ننه تون وگازگرفتيد که به خواهرخودتونم حشم داريد،کوني،چاقال،...

انقدر حالمو بهم زدی که اصلا

نوشته ensane bad در 9. August 2011 - 8:42

انقدر حالمو بهم زدی که اصلا دلم نمیاد نظر بزارم.
اولا که تابلو بود داری کسشعر تفت میدی ولی بازم حتی فکر کردن و تصور اون موضوع در ذهن او که باعث شده این داستانو بنویسی(ریدی) حال آدمو بهم می زنه. ببین یعنی خاک عالم بر سرت با این تصوراتت.

یعنی برو بمیر داستانت معلوم

نوشته m401754 در 9. August 2011 - 10:19

Thinking At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Broken Heart Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Not Talking Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh
یعنی برو بمیر داستانت معلوم بود کس شر یعنی خیلی کس شعر گفتی حتی آدم نباید به این که با خواهرش سکس داشته باشه فکر کنه تازه خوبه ناموسته
یعنی برو بمیر ...

kir too zatet age dastanet

نوشته black_lion در 9. August 2011 - 10:55

kir too zatet
age dastanet vaghei ham nabashe fek kardan be in karetam hale adam ro be ham mizane

از آدم تا خاتم هر چي موجود نر

نوشته amirreza_beckham777 در 9. August 2011 - 10:57

از آدم تا خاتم هر چي موجود نر بدنيا اومده كيرش تو كونت خجالت نميكشي خاك عالم بر سرت حيوون با حيوون اون كارو نميكنه

نمی خونم

نوشته eshqoolane در 9. August 2011 - 11:12

نمی خونم

کيرم تو اون فرق سرت با اين

نوشته Aber11 در 9. August 2011 - 12:21

کيرم تو اون فرق سرت با اين داستان نوشتنت
اولا که کسشعر و خيالات بود
ثانيا خواهری که تا دربياری بکنه تو دهنش و برات ساک بزنه، يه جنده اس تا يه مذهبی؛ اونم کونی که به اين راحتی بشه بکنی توش
درضمن ای کون کلاغ اصفهانی موقع داستانسرائی حداقل يه کم ذوق و سليقه خرج کن، پول که نميخوای بدی که
کيرم تو اون استعدادت که مثل خواهرت سوراخه Big Grin

ali bood

نوشته E V I L (تعیین نشده) در 9. August 2011 - 12:28

ali bood

اولا به نظرت خودت شخصيت داري

نوشته fayazfar در 9. August 2011 - 12:30

اولا به نظرت خودت شخصيت داري كه با خواهرت سكس كردي كه اومدي ميگي اوني كه فحش بده شخصيت خودش رو نشون ميده!!!!!!!!
دوما دوستان عزيزم به نظر من اين داستان ها فقط وفقط نوشته ذهن بيمار ادمين هستش و بس و به زودي منتظر تايپيكم باشين كه عوارض خوندن اين داستان ها رو ميگم داخلش.

راستش را بگم من فقط نظرات

نوشته گنجینه در 9. August 2011 - 14:39

راستش را بگم من فقط نظرات دوستان را خوندم .موضوع کثیفیه به هر حال چون دوست داری فحش بشنوی یه چیزی میگم زیاد ناراحت نشی . خارت را گایئدم . اونم با گ دسته دار .

داستان حیوونا خوندن نداره .

نوشته sara sweet در 9. August 2011 - 14:51

داستان حیوونا خوندن نداره . نخوندم !

vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy

نوشته khashayar sass در 9. August 2011 - 15:17

vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy .... adam miad khaharesho mikone, baw nobare valla, in dg che pesarie , neshesti dastanaie pesare nanasho ya ajisho karde khundi baad hasharet zade bala rafti ajito kardi vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy boro bemir yani ta jayi ke mituni az khaharet del juii kon chon begah miri baad bakht

kos kesh adam khaheresho

نوشته khashayar sass در 9. August 2011 - 15:28

kos kesh adam khaheresho mikone asan khaharesh jende asan gusht adam khahar mikone>>>>neshesti 2ta dastan az inke yaru nanasho ya khaharesho mikone khundi hashar raft ru 3000 heza baad rafti khahareto kardi ayyy kiram tu un ghyratettttttttt vhaghal

خدا شفابده

نوشته HOSINNNN در 9. August 2011 - 16:17

خدا شفابده

نخوندم,خاک تو سره بی غیرتت!

نوشته Amin_007 در 9. August 2011 - 16:36

نخوندم,خاک تو سره بی غیرتت!

آدمین همه فحشای دادنو من

نوشته ehsan__sheytonak در 9. August 2011 - 16:43

آدمین همه فحشای دادنو من حواله میکنم به تو مادرتو من ن چون اونم مل تو تک تک ای بچها گاییدن

اولین داستان این سایت بود که

نوشته realy-sex taste در 9. August 2011 - 17:26

اولین داستان این سایت بود که خوندم
و اولین نظرمه نمی خوام از الان فحش بدم فقط
میتونم بگم. خاک تو سر جقیت کنن.

sorry,nemitunam fosh

نوشته khanis در 9. August 2011 - 17:54

sorry,nemitunam fosh nadam.kheyli zaye bud.kiram too gooshe samte rastet ba in dastanet Big Grin

میمون این داستان بود مثلا ؟

نوشته 30k_2 در 9. August 2011 - 18:38

میمون این داستان بود مثلا ؟ واقعیت هم داشت ؟
برو یونجتو بخور و زیادی کس نگو گاگول . کیر الاغ مرحوم بن لادن تو کس خار نداشتت و اون خونواده ی مذهبیت . باشه ؟

اسم داستانو خوندین اگه کرم

نوشته amirla در 9. August 2011 - 20:39

اسم داستانو خوندین اگه کرم ندارین پس چرا میایین تو
کاری به قشنگی یا بدیش ندارم
موضوع رو خوندی نیایین تو ، نه اینکه بیایین تو بعد بگین اه اه
فکر نکنید کسی نمیفهمه همه میفهمن با دست پس میزنید با پا پیش
جالبه تو این جور داستانها همیشه کسایی هستند که دم از غیرت میزنند ولی اگه با غیرتی پس چرا میخونید بعد نطر میدید

tof be hame shoma ke pasto

نوشته c0olack در 9. August 2011 - 20:39

tof be hame shoma ke pasto razlid, soozoondin donya o Nasle badish .
Nail Biting

اقا یا خانمamirla سنگ الکی به

نوشته gheisar در 9. August 2011 - 23:25

Raised Eyebrow
اقا یا خانمamirla سنگ الکی به سینت نزن داداش کسو شعر کسو شعرو ادم دیوس فقط حقش فحشه
البته اینو اول داستانش بنده خداخودش حلال کرد
پس....................... کیر تمام خروسای عالم یه جا توکونت بی ناموس

toy koos maghz bayad beri

نوشته مهدی احسانی در 10. August 2011 - 0:37

toy koos maghz bayad beri bemiri ba inke dastanet hamash cherto doroghe vali bazam nanato gaeid sag yabo abe kir az kon biron nemirize

به دوستان کامنت‌دهنده: هرچه

نوشته sinaoo7 در 10. August 2011 - 0:57

به دوستان کامنت‌دهنده:
هرچه لجنی را که نویسندۀ کثیف این داستان به‌وجود آورده، کمتر هم بزنیم، بهتر است و کمتر بوی کثافت از آن متصاعد می‌شود. مسلماً چنین جرثومه‌ای اصلاح‌پذیر نیست و از فحش‌هایی که نثارش می‌کنید، لذت می‌برد.

ببین من فرض میکنم که داستانت

نوشته LORD PM در 10. August 2011 - 3:12

ببین
من فرض میکنم که داستانت راسته !
پس اگه میخوای کمکت کنم بهم پیام بده . من با یکی مث تو دوست بودم ،کمکش کردم ، الان اوضاش روبراهه !
آیدی یاهوم :Ali.mnjd
ایمیلمم همونه!
بای

كثيفي

نوشته ali_javidan66 در 10. August 2011 - 3:19

كثيفي kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

mrsboy khosoosi dari

نوشته bahar joon در 10. August 2011 - 5:01

mrsboy khosoosi dari

این یارو خواهرنداره

نوشته سعید70 در 10. August 2011 - 6:37

این یارو خواهرنداره

داستانت بدنبود.میتونه واقعیت

نوشته alfa43075 در 10. August 2011 - 7:10

داستانت بدنبود.میتونه واقعیت هم داشته باشه.اما بهتر بود خودتو کنترل میکردی!! هرچندسخته.عاقبت خوبی نداره.همونجورکه براتو نداشت دوست من!!!

دوستان اولا که خودشونو کنترل

نوشته you jizz در 10. August 2011 - 9:25

دوستان اولا که خودشونو کنترل کنن، بعد هم اینجا یه سایت سکسی هست نه یه سایت اخلاقی! پس همه جور داستان سکسی میتونه توش باشه چه واقعی باشه چه نباشه. بعد هم ما خودمون بر اساس عنوان داستان اونو انتخاب می کنیم که بخونیم یا نه، کسی مجبورمون که نکرده. از اون گذشته از کی تا حالا داستان یا فیلم سکسی رو بر اساس محتوای اخلاقی بودنش بهش نمره میدن یا اینکه تایید یا ردش میکنن؟ چه دلیلی داره منی که فرضا از سکس گی بدم میاد برم داستان سکس گی رو بخونم بعد شروع کنم به فحاشی؟ اصلا مگه ما اینجا اومدیم که همدیگه رو قضاوت کنیم؟ هر کسی هر چی هست برای خودش هست.
تازه حتی اگه یه داستانی به لحاظ سکسی و داستانی ضعیف باشه، که در این مورد به نظر من خیلی بد نبود، هیچ دلیل نداره کسی فحاشی کنه که بگه داستان ضعیفه! ۳۳ تا نظر خوندم حتی ۱ نظر ندیدم که بیاد و بر اساس محتوی داستانی و درجه سکسی بودن یا نبودن داستان رو ارزشیابی کرده باشه.
یعنی ما هنوز انقدر بزرگ نشدیم که بتونیم هر چیزی رو در جای خودش ارزش گذاری کنیم؟ انتظار نکته اخلاقی داشتن از یه داستان سکسی دقیقا مثل اینه که از چیزی که برای مزه ترشش می خوریم انتظار داشته باشیم که مزه شیرینی بده! آب آلبالو بخوریم بعد بگیم چرا مزه آب سیب نمیده! آب البالو مزه آب آلبالو میده آب سیبم مزه آب سیب!‌ همونطور یه داستان سکسیم قراره سکسی باشه نه اخلاقی اجتماعی! اگه واقعا دنبال داستان اخلاقی اجتماعی می گردین پس چرا اومدین تو وب سایت سکسی؟ اگه دنبال داستان سکسی می گردین پس چرا انتظار داستان اخلاقی اجتماعی ازش دارین؟ آخه آدم یکم فکر میکنه می کنه ببینه اول از هر چیزی چه انتظاری باید داشته باشه بعد شروع می کنه به زمین و زمان فحش دادن!

خداییش شما مریضین!!!منظورم

نوشته mm6113mm در 10. August 2011 - 13:15

خداییش شما مریضین!!!منظورم نویسنده نیست،منظورم اونهایی هستن که میان فحش میدن...اخه مجبورتون کردن که بیان این جور داستانها رو بخونین بعد شروع کنین به فحاشی...من از آدمهای گی و سکس با محارم و خیانت بیزارم..راحتترین کار اینه که اصلا نخونم و بهشون توجه نکنم
امروز اینهمه نظر برای سکس با محارم دیدم واقعا تعجب کردم..
مشخصه که این داستان وداستانهایی از این دست چقدر کثیف ودورغه..
ولی مشخصه که شما هم دارین دروغ میگین..به این داستان و نویسندش فحش میدن ولی خودتون هم لذتش رو میبرین و تو خلوتتون فکر سکس با خونوادتون هستین...وگرنه هیچ وقت این داستان رو نمیخوندید که لازم بشه بهش نظر بدین...
اگه واقعا از این داستانها متنفرید تنها راه مقابله باهاش بازدید نکردن ونظر ندادنه...نه فحش دادن..
به نظر من کسانی سکس با محارم میکنن که عرضه وتوان رابطه با جنس مخالف رو ندارن..به خاطر همین دم دست ترین ادمها خوانوادست
این هم اخرین نظر من در مورد این داستانهست

سلام منو ببخشید که اینطور حرف

نوشته dr.pr در 10. August 2011 - 14:29

سلام منو ببخشید که اینطور حرف میزنم چقدر این اصفهانی ها احمق تشریف دارن حالم از هرچی اصفهانی خیانت کار بهم خورد

خیلی نا مردی بی

نوشته mohsenBOIT در 10. August 2011 - 16:22

Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting Waiting خیلی نا مردی بی وجود,نامردتوروهم مامنت با داییت ساختن بابات اون موقه خونه نبوده.آخه کس کش ایرونیه وغیرتش کیرم تو وجودت

damet garm karet vaghan ali

نوشته hamid14021 در 10. August 2011 - 21:59

damet garm karet vaghan ali bodeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeh .

tof be zate pedare badzatet.

نوشته Mohammad.kalekhar در 10. August 2011 - 22:15

tof be zate pedare badzatet. halam kharab shod. MADAR SAG.

tof be zate pedare badzatet.

نوشته Mohammad.kalekhar در 10. August 2011 - 22:16

tof be zate pedare badzatet. halam kharab shod. MADAR SAG.

mm6113mm عزیز، همونطور که

نوشته you jizz در 11. August 2011 - 1:59

mm6113mm عزیز،
همونطور که خودتم اشاره کردی کسی که میاد یه داستان سکسی رو می خونه، حالا هر چی که هست، و بعد فقط شروع به فحاشی میکنه یا مریضه و کمبود داره و به این وسیله می خواد اون کمبودشو جبران کنه و جلوی بقیه یه حالت مقدس مابانه به خودش بگیره و کثافت کاری های خودشو برای چند لحظه فراموش کنه و یا اینکه نظر دادن بلد نیست و اصلا فرق بین نظر دادن و فحاشی کردن رو نمی دونه! تا حالا کسی بهش یاد نداده دیگه! از این دو حال که خارج نیست!
چون همونطور که خودتم اشاره کردی یه آدم سالم اولا نمیره سراغ چیزی که ازش بدش میاد، بعد هم اگه رفت میبینه خوشش نیومده ولش میکنه میره، نه اینکه بره حالشو بکنه بعد که حالشو کرد برای اینکه خودشو خالی کنه و گول بزنه و سعی کنه به خودش بقبولونه که من از این بدم میاد شروع به فحاشی کردن به نویسنده و دیگران کنه، که در واقع این فحاشی به بقیه نیست فحاشی به اون بخشی از وجود خودشه که طالب خوندن این داستانها و یا حتی انجام دادنشونه! چون اینطوری مثل یه معتاد که بعد از مصرف مواد یه حالت سرخوشی توش ایجاد میشه اونم بعد فحاشی کردن روحش آروم میگیره و یه حالت تقدس درش به وجود میاد که تو ذهنش اونو از همه این چیزا بری می دونه! خوب مریض به کی میگن؟ مگه مریضی شاخ و دم داره؟ اینم یه جور مریضیه روانی هست که در اون طرف برای ارضای اون حس درونی خودش روی به فحاشی میاره! بعد هم براش توجیه میاره که نه من فحش میدم چون این چیزا تو کتم نمیره! پس همه باید به هرچیزی که موافق نظرشون نیست فحش بدن! چقدر منطقیه این کار! واقعا همه باید بیان یاد بگیرن از این همه منطق و استدلال!

Hamin k gofti fekr sex ba

نوشته Mghtosand در 11. August 2011 - 11:02

Hamin k gofti fekr sex ba khaharam kamelan ridiiiiiiiiii

دیگه نمی خواهی بگی حقیقت است

نوشته am@s در 11. August 2011 - 18:25

دیگه نمی خواهی بگی حقیقت است ریدی به کل زندگی خودت خواهرت فقط برو از حلالیت بخواه

كس ننه بي غيرتت كنم داستان

نوشته farid-tanha در 12. August 2011 - 0:24

كس ننه بي غيرتت كنم داستان بلد نيستي ننويس همش كس شعر بود خوزه اول بود

مادر جند اولا به خواهرت بگي

نوشته farid-tanha در 12. August 2011 - 0:31

Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry Angry مادر جند اولا به خواهرت بگي ميخواي اين كارو باهاش كني كونت ميزاره دوما تو خايه اين كارو نداري خواهرت شايد اينكاره نباشه ولي تو بهش تهمت ميزني شايدم تو رو بچه بد فرض نميكنه بي غيرت ادم نميتونه فكرشو كنه تو پدر سگ اومدي داري اراجيف ميفافي تا ملت به عشق خواهرت جلق بزنن.واقعا كه خارجي ها كه ايمون ندارن اين كارو نميكنن با اينكه حرام زاده ان.بي شخصيت

دوستان گذشته از مذهب "احترام

نوشته Ladys boy در 12. August 2011 - 3:59

دوستان گذشته از مذهب "احترام به محارم یک صفت فطری است که با انسان زاده میشود یعنی غار نشینان هم به محارم احترام میگذاشتند.ایااگر همه سوژه های خودارضایی وتخیلات ذهن بیمار یک شخص مستمنی تکراری شده ودیگرذهن مریض وخسته اوراتحریک نمی کند .باید به محارم چشم داشته باشد؟ فلسفه وجود سکس ادامه داشتن نسل بشریت است ولذتی که خدا ویا بقول بی باوران طبیعت دران گذاشته فقط انگیزه ای است برای انجام ان وادامه نسل بشریت نه برای تلذذ .هواستان باشد که گول ذهنتان را نخورید زیرا فکر زنان (خواهرومادرتان)بسیار با شما فرق دارد وهمه افکاری که شما را تحریک میکند برای انها نامفهوم میباشد.وحشتناک ترین لحظه برای یک مادر یاخواهر لحظه ای است که متوجه شود پسر یابرادر او به اوچشم داشت داشته باشد . بخوبی خواهید فهمید اگر از جو سکس بیایید بیرون وبا سر بزرگ ترتان فکر کنید
کجایی داش اکل . کجایی قیصر که ببینی همشهریات انگل بی ناموسی و سفاح القرباء زفرنگی ها گرفتند ولامذهب شدند

دوستان گذشته از مذهب "احترام

نوشته Ladys boy در 12. August 2011 - 4:00

دوستان گذشته از مذهب "احترام به محارم یک صفت فطری است که با انسان زاده میشود یعنی غار نشینان هم به محارم احترام میگذاشتند.ایااگر همه سوژه های خودارضایی وتخیلات ذهن بیمار یک شخص مستمنی تکراری شده ودیگرذهن مریض وخسته اوراتحریک نمی کند .باید به محارم چشم داشته باشد؟ فلسفه وجود سکس ادامه داشتن نسل بشریت است ولذتی که خدا ویا بقول بی باوران طبیعت دران گذاشته فقط انگیزه ای است برای انجام ان وادامه نسل بشریت نه برای تلذذ .هواستان باشد که گول ذهنتان را نخورید زیرا فکر زنان (خواهرومادرتان)بسیار با شما فرق دارد وهمه افکاری که شما را تحریک میکند برای انها نامفهوم میباشد.وحشتناک ترین لحظه برای یک مادر یاخواهر لحظه ای است که متوجه شود پسر یابرادر او به اوچشم داشت داشته باشد . بخوبی خواهید فهمید اگر از جو سکس بیایید بیرون وبا سر بزرگ ترتان فکر کنید
کجایی داش اکل . کجایی قیصر که ببینی همشهریات انگل بی ناموسی و سفاح القرباء زفرنگی ها گرفتند ولامذهب شدند

دوستان گذشته از مذهب "احترام

نوشته Ladys boy در 12. August 2011 - 4:00

دوستان گذشته از مذهب "احترام به محارم یک صفت فطری است که با انسان زاده میشود یعنی غار نشینان هم به محارم احترام میگذاشتند.ایااگر همه سوژه های خودارضایی وتخیلات ذهن بیمار یک شخص مستمنی تکراری شده ودیگرذهن مریض وخسته اوراتحریک نمی کند .باید به محارم چشم داشته باشد؟ فلسفه وجود سکس ادامه داشتن نسل بشریت است ولذتی که خدا ویا بقول بی باوران طبیعت دران گذاشته فقط انگیزه ای است برای انجام ان وادامه نسل بشریت نه برای تلذذ .هواستان باشد که گول ذهنتان را نخورید زیرا فکر زنان (خواهرومادرتان)بسیار با شما فرق دارد وهمه افکاری که شما را تحریک میکند برای انها نامفهوم میباشد.وحشتناک ترین لحظه برای یک مادر یاخواهر لحظه ای است که متوجه شود پسر یابرادر او به اوچشم داشت داشته باشد . بخوبی خواهید فهمید اگر از جو سکس بیایید بیرون وبا سر بزرگ ترتان فکر کنید
کجایی داش اکل . کجایی قیصر که ببینی همشهریات انگل بی ناموسی و سفاح القرباء زفرنگی ها گرفتند ولامذهب شدند

دوستان گذشته از مذهب "احترام

نوشته Ladys boy در 12. August 2011 - 4:03

دوستان گذشته از مذهب "احترام به محارم یک صفت فطری است که با انسان زاده میشود یعنی غار نشینان هم به محارم احترام میگذاشتند.ایااگر همه سوژه های خودارضایی وتخیلات ذهن بیمار یک شخص مستمنی تکراری شده ودیگرذهن مریض وخسته اوراتحریک نمی کند .باید به محارم چشم داشته باشد؟ فلسفه وجود سکس ادامه داشتن نسل بشریت است ولذتی که خدا ویا بقول بی باوران طبیعت دران گذاشته فقط انگیزه ای است برای انجام ان وادامه نسل بشریت نه برای تلذذ .هواستان باشد که گول ذهنتان را نخورید زیرا فکر زنان (خواهرومادرتان)بسیار با شما فرق دارد وهمه افکاری که شما را تحریک میکند برای انها نامفهوم میباشد.وحشتناک ترین لحظه برای یک مادر یاخواهر لحظه ای است که متوجه شود پسر یابرادر او به اوچشم داشت داشته باشد . بخوبی خواهید فهمید اگر از جو سکس بیایید بیرون وبا سر بزرگ ترتان فکر کنید
کجایی داش اکل . کجایی قیصر که ببینی همشهریات انگل بی ناموسی و سفاح القرباء زفرنگی ها گرفتند ولامذهب شدند

کیرم تو دهن تو اون پدری که تو

نوشته danyel.astara در 14. August 2011 - 16:18

کیرم تو دهن تو اون پدری که تو رو تربیت کرده لاشی

vase madaret motasefam ke

نوشته baax در 22. August 2011 - 13:21

vase madaret motasefam ke hamchin adame pastio tarbiyat karde

خاک تو سرت کنن

نوشته Punisher007 در 23. August 2011 - 0:31

خاک تو سرت کنن Angry

واقعا خاک توسرت حداقل تعریف

نوشته axnomex در 23. August 2011 - 1:00

واقعا خاک توسرت حداقل تعریف نمیکردی بدبخت آبجیت عرضه نداری یه دختر تور کنی باید تاصبح فهشت بدم بروبابا واقعا خری

اصلا نخوندمش از اسمش معلوم

نوشته sepideh58 در 23. August 2011 - 17:40

اصلا نخوندمش از اسمش معلوم بود چه لجنی هستی بمیری بهتره

کیرم بره تو کس

نوشته reza goodboy در 31. August 2011 - 22:20

کیرم بره تو کس خواهرت......دیوس تو چرا اونو کردی...ی ذره فکر کنی میفهمی ک خواهرته....پدر سگ! بیچاره خواهرت........فداش بشم.......

گوش کن داداش واسه اینکه این

نوشته Big Sex King در 5. September 2011 - 21:38

گوش کن داداش واسه اینکه این همه کیر نره تو کونت جای خواهرت و بگو ما بکنیمش اونوقت داستانشو میزاریم تو بشین باهاش جقتو بزن واقعا جق اینقدر مغزتو پوک کرده بیشتر از هفته ای دو بار نزن !!!!

کس کش رفته خواهرشو کرده کاری

نوشته bk1995 در 8. September 2011 - 9:00

کس کش رفته خواهرشو کرده کاری که حتی افراد بی دین هم نمی کنن بعد میگه مذهبیه ام
اونم وقتی که به زور خواهرشو کرده حالا اگر خودش راضی بود یه چیزی
بچه کونی

کیرم تو سرت با داستانت بی

نوشته djarash0098 در 15. October 2011 - 5:08

کیرم تو سرت با داستانت بی غیرت بی ناموس هنوز زنده ای ؟ هیچ جای دنیا کسی به ناموس خودش اینکارو نمیکنه بیمار روانی

من اکثر داستان ها را می خونم

نوشته maximaxi در 16. October 2011 - 4:44

من اکثر داستان ها را می خونم و فقط بررسی محتوایی می کنم برای خودم کاری هم فعلا به خوب و بد این داستان ندارم ولی اینو بدون اگه با این همه فحشی که خوردی اگه تا آخر عمرت بازم داستان بنویسی واقعا پررویی احمق بیشعور الاغ کثافت مرض بی غیرت جیش (جو گرفتم!!!!! Big Grin)

bebakhshid doostan . sex ba

نوشته mersad. در 30. October 2011 - 4:15

bebakhshid doostan . sex ba maharem nanevisan , khianat nanevisan , sooe estefade az dokhtaram hata nanevisan, pas goh mimoone?

اینقدر تو کف یه سوارخ گوشتی

نوشته full_Sex69 در 28. December 2011 - 14:40

اینقدر تو کف یه سوارخ گوشتی بودی که اشک بدبخت رو درآوردی و زندگیتونو به گا دادی فقط و فقط و فقط به خاطر هشت دقیقه؟؟؟ Plain Face