ماجرای کون دادنم به زوج

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز اسم من شایان هستش 25 سال دارم امروز می خوام ماجرایی رو براتون تعریف کنم که هنوز ادامه داره اول اینو بگم من تازگی ها علاقه زیادی به مفعول بودن برای یه زوج (زن و شوهر) پیدا کردم برا همین بفکر دنبال کردن این مسئله که چطوری یه زن و شوهر گیر بیارم که باهاشون باشم خلاصه تا یه روز بعد از گشتن تو سایتها تونستم یه زن و شوهر رو گیر بیارم باهاشون تماس گرفتم و بهشون گفتم که چجوری دوست دارم باهم باشیم شوهره که اسمش (سعید) بود گفت: که اول باید با خانمم که اسمش (رویا) هستش باید حرف بزنم، من بهش گفتم: یعنی ممکنه قبول نکنه گفت: نه اتفاقاً اون یه بار پیشنهاد بهم داد گفت: یه پسر خوشکل پیدا کن، آقا سعید بهم گفت: مشخصاتت رو بگو بهش بگم مشخصاتم رو دادم بهم گفت: فردا تماس بگیر نتیجش رو بهت بگم فردای اون روز من تماس گرفتم با آقا سعید گفتم چی شد گفت: که رویا قبول کرده ولی گفته اول باید باهاش تلفنی حرف بزنم بعد خلاصه شب اون روز رویا خانم باهام تماس گرفت بعد از معرفی خودش ازم چند تا سوال در مورد سکس پرسید و گفت: که شما اولاً باید اول شوهرم رو ارضا کنی بعد هم هر وقت خودم بهت گفتم باهم رابطه برقرار کنیم در ضمن گفت: من خیلی خوشم میاد سکس سه نفره گفتم چطوری رویا خانم گفت: من و تو به آقا علی حال میدیم گفتم باشه خلاصه حدود 10 روز بعد قرار شد من برم شیراز خونه آقا سعید و رویا خانم خیلی استرس داشتم و می ترسیدم هر طوری بود رفتم حدود ساعت 6 عصر رسیدم شیراز تماس گرفتم آقا سعید و رویا خانم اومدن ترمینال بعد از سلام احوال پرسی رفتیم خونه آقا سعید حدود 43 سال داشت و رویا خانم هم حدود 42 سال داشت بعد از برخورد اولی که باهاشون داشتم یه خورده آروم شدم و استرسم کمتر شد رسیدیم خونشون رفتیم تو خونه بعد از پذیرایی و حرف های حاشیه ای رویا خانم گفت: خوب شایان جان خودت خوبی من فهمیدم می خواد در مورد همون مسائل سکس باهام حرف بزنه آقا سعید رفت تو اتاق گفت من یه خورده کار دارم الان میام (مثل اینکه از قبلاً هماهنگ کرده بودن که هر وقت: رویا خانم بخواد در مورد رابطمون حرف بزنه آقا سعید به بهونه یه کاری بلند شه از اونجا بره تا من راحت باشم) بعد رویا خانم اومد کنارم نشست گفت: وقتی تو ترمینال چشم بهت افتاد و هیکلت رو دیدم خیلی ازت خوشم اومده آقا سعید هم خوشش اومده ازت بعد دستش رو آورد جلو و سینه هام رو گرفت: گفت انگار یه خورده سینه داری؟ گفتم آره یه خورده گفت: تو سوتین جا میشن خیلی عالیه گفتم: برا چی گفت: بعداً بهت میگم بعد گفت: بعد از خوردن شام باید بریم حموم بدنت مو داره گفتم کم گفت: خودم برات می زنم ساعت 9 بعد شام رویا خانم گفت: که وسایلت رو آماده کن که بریم حموم بعد آقا سعید گفت: تا شما آماده بشید منم برم بیرون کاری دارم انجام بدم بیام من رو به آقا سعید کردم گفتم: شما مشکلی نداری من با رویا خانم برم حموم گفت: نه اصلاً بعد خداحافظی کرد و رفت بعد رویا خانم بهم گفت: عزیزم نگران چیزی نباش منو سعید باهم راحتیم تازه ما که خیلی ازت خوشمون اومده بعدش گفت: می خوای لباسات رو اینجا در بیاری یا تو حموم گفتم: هر کجا شما بگید گفت: تو رختکن لباسات رو دربیار بهتره سرما نخوری خوب رفتم تو رختکن حموم لباسام رو در آوردم یه شرت فقط پاهام بود راستی یادم رفت مشخصاتم رو بگم من باسن بزرگی دارم حدوداً 105 سانتی متر دورش میشه یه خورده سینه دارم ، رونهای تپلی دارم پوستم سفیده یه خورده تپلی هستم رویا خانم اومد تو حموم نگاهی به بدنم کرد گفت: عزیزم دیگه کم رویی نکن شرتت رو هم در بیار یه خورده مِن مِن کردم گفت: می خوای خودم برات در بیارم گفتم باشه اومد دست انداخت و شرتم رو کشید پایین وقتی بدنم رو دید گفت: عجب چیزی هستی عزیزم بعد دست به کیرم زد که حدود 15 سانت می شد بعد گفت: پشتت رو بکن ببینم اون تپلی خوشکلم چطوره پشتم رو کردم بهش دست زد به کونم گفت: عجب چیزی هستش کون باحالی داری شهوت انگیزه حتماً آقا سعید خوشش میاد بعد خودش هم لباساش رو در آورد منم بدنش رو دیدم سینه های 75 داشت باسنش از مال من کوچیکتر بود رفتیم زیر دوش یه خورده تمیز کردیم رویا خانم گفت: می خوری گفتم: چی رو گفت: نازم رو گفتم هر چی شما بگید شروع کردم خوردن ناز رویا خانم بعد بهم گفت بلند شو بلند شدم گفت: پشتت رو بکن به من پشتم رو بهش کردم لای کونم رو خشک کرد و برام موم گذاشت تا موهاش رو بکنه بعد که کونم صاف و تمیز شده گفت: می خوام انگشتت کنم بهش گفتم: آره زودباش رویا خانم خیلی می خوام بعد بهم گفت: عزیزم کیر می خوای گفتم: آره خیلی هوس کردم بخورم گفت: عزیزم سعید رو میگم بهت بده فعلاً پشتت رو بکن انگشتت کنم (وای وای وای چه کونی داری) دستش رو لیز کرد اول با یه انگشت شروع کرد بعد دو انگشت تا 3 انگشت تو کونم می کرد خیلی حال میداد تند تند انگشتم می کردم خیلی حال می داد بهم بعد دستش رو بیرون آورد چند ضربه به کونم زد بهم گفت: اصلاً کونت تحریک کننده هستش ببین من که زن هستم حشری می شم وقتی کونت رو می بینم کجا برسه به سعید امشب حسابی جرت میده بهش گفتم: شما باید کمکم کنی درد کمتر بکشم گفت: عزیزم نگران نباش بعد دوش گرفتیم اومدیم بیرون من حوله دورم بود هنوز هم آقا سعید نیومده بود بهم گفت: اگه می خوای هم خودت لذت ببری و درد کمتری بکشی چند کار رو که میگم بکن:
1-گفت بیا آرایشت بکنم (چون آرایش زن در زودتر ارضا شدن مرد تاثیر داره )
2- یه سری لباس زنونه برات آماده کردم اونا رو هم بپوش خودت دوست داری گفتم: آره خودم هم بعضی وقتها برا خودم می پوشم خیلی حال میده
3- یه اسم خانم برات باید بزارم (روژان) خوبه ؟ گفتم خوبه
4- سعی کن قبل از اینکه سعید کیرش رو تو کونت بکنه حسابی ساک بزنی تا خوب تحریک بشه زودتر آبش بیاد
بعد گفت: عزیزم خیلی حال میده گفت: برا امشب اول تو میری تو اتاق پیش آقا سعید شروع می کنی به خوردن کیرش براش ساک می زنی بعدش من میام باهم ساک می زنیم بهش گفتم قبل از رابطه چند بار باید انگشتم کنی که کونم بازتر بشه گفت: باشه نگران نباش اول برات ژل بی حسی می زنم بعد انگشتت می کنم اونوقت سعید بکنه تو کونت
تمام کارهارو کردیم و منتظر آقا سعید بودیم که بیاد حدود ساعت11 شب آقا سعید اومد رویا خانم گفت: برو تو اون اتاق سعید تو رو اینطوری نبینه می خوام غافلگیر بشه بعد آقا سعید اومد رفت حموم بعد رویا خانم اومد پیشم گفت: خوشکل خانم بزار آرایشت رو کامل بکنم مثل یه دختر واقعی شده بودم گفت: یادت نره اسمت روژان هستش
))بخاطر اینکه طولانی نشه بقیش رو تو قسمت بعدی می گم))
لطفاً نظر یادتون نره مرسی

نوشته: شایان

2.95238
نمره شما: هیچ :میانگین 3 (21 رأی )

44 نظر

اول؟؟؟؟

نوشته arreza در 6. April 2013 - 16:01

اول؟؟؟؟

چرا حس داستان خوندن نيست؟

نوشته BIG BEYZE در 6. April 2013 - 16:07

چرا حس داستان خوندن نيست؟

راس راسی نمیدونم چی بگم .جل

نوشته شهرو... در 6. April 2013 - 16:21

راس راسی نمیدونم چی بگم .جل الخالق

راس راسی نمیدونم چی بگم .جل

نوشته شهرو... در 6. April 2013 - 16:47

راس راسی نمیدونم چی بگم .جل الخالق

حالا رفتی کون بدی چرا لباس

نوشته ohohorkide در 6. April 2013 - 17:08

حالا رفتی کون بدی چرا لباس دخترونه؟
حالم بدشد
اما حال داد خانومه انگشتت کردا.........هه

داغون بود

نوشته hjh در 6. April 2013 - 17:08

داغون بود

مرتیکه ابنه ای؛آبروهرچی مرده

نوشته barzakh111 در 6. April 2013 - 17:12

مرتیکه ابنه ای؛آبروهرچی مرده بردی خاک برسرت

چرا بعضیا اینقدر کس مغزن

نوشته black555 در 6. April 2013 - 17:20

چرا بعضیا اینقدر کس مغزن

چرا بعضیا اینقدر کس مغزن

نوشته black555 در 6. April 2013 - 17:21

چرا بعضیا اینقدر کس مغزن

ما نفهمیدیم این آقا علی

نوشته shz_66 در 6. April 2013 - 17:24

ما نفهمیدیم این آقا علی چیکاره بود این وسط :دی
" رویا خانم گفت: من و تو به آقا علی حال میدیم"
اما بدکش نبود... خسته نباشی...

خواهشا داستانتو ادامه بده

نوشته sasy66gay در 6. April 2013 - 18:57

خواهشا داستانتو ادامه بده

ای داد بی داد

نوشته mester gold در 6. April 2013 - 19:07

ای داد بی داد

man reza hastam va be hamrahe

نوشته dashreza_1001 در 6. April 2013 - 19:38

man reza hastam va be hamrahe namzadam tasmim be sexe fmf darim , agar khanoomi tamayol dare be ma email bezane ...

zojbahal@yahoo.com

man reza hastam va be hamrahe

نوشته dashreza_1001 در 6. April 2013 - 19:40

man reza hastam va be hamrahe namzadam tasmim be sexe fmf darim , agar khanoomi tamayol dare be ma email bezane ...

zojbahal@yahoo.com

به همین راحتی؟ چی بگم والا

نوشته Shiva@ در 6. April 2013 - 19:57

به همین راحتی؟
چی بگم والا

عالی بود عالییییی یکی از

نوشته zanoneposh15 در 6. April 2013 - 20:11

عالی بود
عالییییی
یکی از آرزوهای من بود ک تو بندر واقعی نمیشه
هیچ زوجی نیست

اینقدر آقا سعید و رویا خانومـ

نوشته sarisa_061 در 6. April 2013 - 20:17

اینقدر آقا سعید و رویا خانومـ کردی که اشتباهی مامانمـ رو صدا زدمـ رویا خانومـ!! چرا اینقدر تکرار اسمـ داشتی؟
شخصیتـــ مرد رو با این داستانـــت بردی زیر سئوال!

از سوژه ایی کهـ انتخابــ کردی واقعا چندشمـ شد و حس بدی بهمـ دستــ داد و میبینمـ کهـ بقیه همـ موافقن!

قلمـ روان بود و اشتباه تایپی نداشتی آفرین!

سلام اگه زوجهایی هستن و می

نوشته مفعول خوشکله در 6. April 2013 - 21:27

سلام
اگه زوجهایی هستن و می خوان من باهاشون باشم پیام بدن

سلام اگه زوجهایی هستن و می

نوشته مفعول خوشکله در 6. April 2013 - 21:46

سلام
اگه زوجهایی هستن و می خوان من باهاشون باشم پیام بدن

اولا یکی به من بگه علی این

نوشته javad4444 در 6. April 2013 - 21:56

اولا یکی به من بگه علی این وسط چیکاره بود؟!
ثانیا سینه ی تو از سینه ی زنه بزرگتر بود؟!؟!تازه بعدش هم میگی فقط یکم سینه دارم؟!
ناموسا اعلام نتیجه ی آقا سعید و رویا خانوم برای انتخاب تو کونی از اعلام نتیجه کنکور هم حساس تر بود.والا ...

خااااک تو سرت

نوشته Mcrash32 در 6. April 2013 - 22:08

خااااک تو سرت

کس کش دروغگو اسم شیرازی ها رو

نوشته mohammad 1359 در 6. April 2013 - 22:48

کس کش دروغگو اسم شیرازی ها رو بدنام نکن اگر راست میگی به من ثابت کن ابنه ای کونی لاشی

ای بابا پ علی اقا بدبخت چی

نوشته CedriC در 6. April 2013 - 22:49

ای بابا پ علی اقا بدبخت چی شد؟
مانکن تو که گوه میخوردی گی دوست دارم حالا چی شدی؟؟؟؟؟:-(Sad:-(

یا امام خمه

نوشته amoo a در 6. April 2013 - 23:32

Surprise یا امام خمه

نمیخوندی خب خیلیا هن خوششون

نوشته sooorenaaaa در 6. April 2013 - 23:51

نمیخوندی خب
خیلیا هن خوششون میاد
هر کس هم گرایشی داره هیچ توهینی هم به مرد نیست

از خودم ک مردم حالم بهم

نوشته reza_alone_love در 7. April 2013 - 0:34

از خودم ک مردم حالم بهم میخوره

شیراز رفت زیر سوال... سوال

نوشته Dokhi_Shirazi در 7. April 2013 - 1:13

شیراز رفت زیر سوال...
سوال رفت رو شیراز...
شیراز و سوال رو هم رفتن...

شیراز رفت زیر سوال... سوال

نوشته Dokhi_Shirazi در 7. April 2013 - 1:14

شیراز رفت زیر سوال...
سوال رفت رو شیراز...
شیراز و سوال رو هم رفتن...

من نمیدونم آینجا سایت سکسییه

نوشته samai Trans naz در 7. April 2013 - 1:41

من نمیدونم آینجا سایت سکسییه یا سایت لوطی های با عیرت وبااخلاق بابا یارو عقده هاشو خالی میکنه مث همه ما که یه گرابش داریم تا یه بدبختی میاد یه چیزی مینویسه دروغ وراست همه هجوم میارن نقد کنن بزن تو را گوزش ..حالا یه جاهایی که با اعتقاد ودینمون وکثافت کاری زیاد همراهه یه گوشمالی لازمه نه همه جا از هر 100 داستان ومطلب 99تاشو به گند میکشیم اگه از سکس وعقاید دیگران خوشتون نمیاد اینهمه سایت های مختلف اجتماعی اینجا واسه چی میایید یارو شروع میکنه به حضرت محمدوعلی ودینتون توهین میکنه اینقدر غیرتی نمیشید بس کنید بابا دست وردارید از اینهمه دورویی و با دست پس زدن وبا پیش کشیدن یه خورده کلاتونو قاضی کنید اینجا شهوانیه اسمش رو خودشه خیلی راحت اگه راست میگید اون تایپیکها رو که اسمشون معرفشونه باز نکنید.....

همیشه گفتم بازم میگم من نه با

نوشته حمید64 در 7. April 2013 - 2:18

همیشه گفتم بازم میگم من نه با قوم گی مشکل دارم و نه با قوم لز.....
واسه همشون احترام قائل هستم چون میدونم واسه خودشون یجور اعتقادات و طریقه ارضا شدن دارن....
ولی این داستان کمی کمی کمی واسم ناراحت کننده بود اگه گی هستی مثل یه گی واقعی رفتار کن و بده اگه لز هستی مثل لز واقعی حال کن نه اینکه عروسک خیمه شب بازی اینو اون بشی واسه اینکه حال کنن......
البته بگم بازم به من ربطی نداره نظر شخصیم رو میگم بازم اجترام قائلم به هر حال دوست من ایشالله موفق باشی تو مراحل زندگی حالا اگه خواستی میتونی کمی بهتر بشی...
راستی تو این سایت بزرگ از زاهدان کسی نیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من همچین تجربه ای دارم اما نه

نوشته طرفدار لز در 7. April 2013 - 2:19

من همچین تجربه ای دارم اما نه به این مسخره گی چند سال طول کشید تا فهمیدم شوهر خانم میدونه ما با هم هستیم ولی کار نکرده نگذاشتیم و از آنحا که خانمه دوست داشت من را بکنه یک جورایی من را گذاشتند تو عمل انجام شده ولی بدتر از همه حالا که با هم نیستیم همش تو کف آن موقع هام و میخوام...

عزیز من خیلی حال کردم ، لطفا

نوشته sooorenaaaa در 7. April 2013 - 2:41

عزیز من خیلی حال کردم ، لطفا ادامه بده
آقایون ، خانوما
خوشتون نمیاد نخونین
چرا میاین جایی که خوشتون نمیاد
مگه همه چی باید به سلیقه شما باشه

حیف نون برای این جور آدما

نوشته Fariba-nazdoone در 7. April 2013 - 8:18

حیف نون برای این جور آدما !!
بابا برید دکتر یه قرص بگیرید بخورید بمیرید راحت و بی دردسر ! از این زندگی گوهی که دارید خیلی بهتره !!!!

بدک نیست

نوشته safire_eshgh_live در 7. April 2013 - 8:22

بدک نیست

خوب قسمت بعدی داستانو کی

نوشته موناجوون در 7. April 2013 - 11:11

خوب قسمت بعدی داستانو کی میگی؟؟

ولی خدا وکیلی این علی آقا کی بود؟؟ Big Grin

اگه علی اقا بود اقا سعید تو این داستان چی کار میکرد..؟؟ Liar اقا سعید چرا همش در حال رفتن از این اتاق به اون اتاق اخرشم که رفت بیرون..چرااااااااااا؟؟؟؟
چرا رویا جوون تورو برا شوهرش ارایش میکرد.. Hypnotized Hypnotized

این چرا ها رو جواب بده Big Grin Big Grin

ببینم الان که طرف شوهر داشته

نوشته shj در 7. April 2013 - 11:14

ببینم الان که طرف شوهر داشته .چون شوهرش بی غیرت بوده کارشون
اشکال نداره!اما اگه یواشکی بده وای به حالش!!!

خاک تو سر این مثلا اقا سعید

نوشته mr mohsen در 7. April 2013 - 13:13

خاک تو سر این مثلا اقا سعید که زنشو سپرده دست تو ورفته معلومه که زنش جنده بوده
البته ادامه بده ببینیم اخرش کی جر میخوره
البته اگر من جات بودم تا میرفتم توی اتاق میگرفتم مرده رو حسابی میکردم که دیگه از این هوسا نکنه بعدشم زنا رو جرا واجر میکردم

اولين داستان گی بود كه بدم

نوشته Takrefigh در 7. April 2013 - 20:40

اولين داستان گی بود كه بدم نیومد و تا آخرش خوندم!

عوارضه جق زدنه 5 بار در روز

نوشته Hamid unico در 8. April 2013 - 4:34

عوارضه جق زدنه 5 بار در روز را در داستانه بالا مشاهده کردین؟
پس جق نزنید دیگه بچه ها

عالي بود اقا روژان نه ببخشيد

نوشته A d r i a n o در 8. April 2013 - 7:24

عالي بود اقا روژان نه ببخشيد شايان خانم ... Rolling On The Floor

قوه تخیلت خیلی بالاست ایول

نوشته سرو تنها در 8. April 2013 - 7:40

Smile) Smile) Smile) Smile) قوه تخیلت خیلی بالاست ایول نویسنده خوبی میشی حیف تو کشور ما نمیشه کتاب های سکسی نوشت اگه میشد حتما شما جزو بهترین نویسنده های کشور میشدی کلی پول به جیب میزدی

علي اقا كي بود اين وسط؟؟؟؟ كس

نوشته Ashenaye man در 8. April 2013 - 10:11

علي اقا كي بود اين وسط؟؟؟؟
كس شعر كس وشعر

جزو عجایب هفت گانه بود واسم

نوشته eli nazz در 8. April 2013 - 12:23

جزو عجایب هفت گانه بود واسم

داستان تخیلی زیبایی بود

نوشته sedaytooty در 26. January 2014 - 16:07

داستان تخیلی زیبایی بود