مادرزن هات من

سالها پیش از این با همسرم آشنا شدم وازدواج کردیم ؛ چند سالی گذشت تا آنکه خاله همسرم بیمارشد و میبایست بصورت شبانه روز سرم دریافت کند ؛ بنابراین اورا به منزلش منتقل کرده و سرم اورا درمنزل وصل کردم و طبیعتا همانجا هم ماندیم ؛ شبها در اتاق پذیرائی درکنار هم ردیفی رختخواب می انداختیم و میخوابیدیم و معمولا همسرم دریک طرف من ومادرش درطرف دیگر من میخوابیدیم ؛ تا آنکه یک شب طرفای ساعت 3 صبح متوجه شدم که کسی با سینه های من بازی میکند ؛ ازخواب بیدارشدم ؛ ابتدا فکر کردم که همسرم است ؛ بعد متوجه شدم ، خیر مادرشه ؛ دستش را گرفتم و بردم پائین و وارد شورتم کردم و کیرم را که راست شده بود گذاشتم توی دستش و اوهم ، شروع کرد به مالیدن اون ؛ خیلی دلم میخواست برم روش و بکنمش ؛ اما موقعیت اونحا اصلا مناسب این کار نبود ؛ چون دوتا خاله دیگه همسرم و سه تا دختر خاله هاش و مادربزرگشون هم توهمون ردیف خوابیده بودن و ممکن بود کسی متوجه بشه ؛ بعد از حدود ده دقیقه دست اونو گرفتم و از شورتم درآوردم و خودم رو هم کشیدم طرف همسرم وحدود نیم متری بینمان فاصله افتاد و کمی بعد هم هردو خوابمان برد .
فردای آن روز مادر خانمم گفت باید برود منزل خودشان و چیزی را بردارد و بیاید و آنوقتها انقلاب فرهنگی شده بود و دانشگاه ما تعطیل بود و خلاصه بنده بیکار بودم ودر منزل ، این بود که با ماشین به اتفاق او به طرف منزلشان حرکت کردیم ؛ دربین راه گفت : دیشب میخواستم آبت رو بیارم ؛ چرا نذاشتی ادامه بدم ؛ گفتم حالا چکار به آب من داشتی ؟ گفت آخه الان چهار شبه که خونه خاله جونیم و تو با خانمت برنامه ای نداشتی ؛ گفتم : قربون آدم چیز فهم و خلاصه به منزلشان رسیدیم ؛ قفل در را باز کردیم و وارد هال شدیم و بلافاصله من دست بردم طرف کسش و اونو گرفتم ؛ با خنده گفت نکن و با خم کردن خودش ؛ خودش رو ( کسش رو ) از دستم کشید بیرون ؛ بغلش کردم و لباموگذاشتم رو لباش و با یکدست اونو که نفس نفس میزد به خودم چسباندم و با یک دست دیگه دامن اونو کشیدم بالا و دست کردم توشورتش ؛ کسش کاملا خیس بود و انگشتم به داخلش لیز میخورد ؛ کمی با انگشت ودست اونو مالیدم و بعد دستم و درآوردم و کمربندم رو باز کردم و کیرم رو از داخل شلوار جین و شورتم نجات دادم ؛ چون از راست شدن زیاد داشت میترکید . دست اونو گرفتم وبردم پائین وکیرم رو دادم دستش و شروع کرد به مالیدن اون ؛ ومن هم داشتم کس اونو میمالیدم ؛ بعد کیرم را از دستش کشیدم بیرون و میخواستم بذارم توکسش که گفت : نه ، نکن ؛ گناه داره ؛ گفتم باشه ؛ فقط میمالم به کست ؛ کیرم رو گذاشتم وسط کسش و به قول معروف شروع کردم به درمالی کردن . وهمه این کارها را درحالی که ایستاده بودیم انجام میدادیم و طبیعیه که تو این وضعیت کیرم هم نمیرفت تو کسش ؛ چند دقیقه ای تکون دادم که یک مرتبه مادرزنم یکی از پاهاشو از یک طرف آورد بالا و کیرم تا دسته چپید توکسش و شروع کرد به گفتن وای.... وای .... وای .... وای ........ و نفسش هم نگو ونپرس .
یکی دودقیقه ای به همین منوال گذشت ؛ کیرم و کشیدم بیرون و بدن اینکه حرفی بزنیم از هال رفتیم تو اتاق پذیرائی و خوابید رو فرش ؛ دوطرف شورتش رو گرفتم و اونم کمر خودش رو از زمین بلند کرد تا شورتش از پاش دربیاد ؛ شورت رو که درآوردم سرکیرم رو گذاشتم لای کسش و فشار دادم ؛ خیلی راحت ومثل آب خوردن تا انتها رفت تو ؛ افتادم روش وشروع کردم به کردن و دراین بین ؛ آرام آرام لخت شدم و بلوز اونو هم درآوردم و سوتینش رو بازکردم و پستوناشو که تا حالا ندیده بودم کشیدم بیرون و شروع کردم به خوردن اونا و همینطوری هم تکون میدادم ؛ تا یکبار دیگه با وای وای گفتن آبش اومد ؛ بعد ازاون پرسید تو چرا آبت نمیاد ؛ گفتم من کس باز حرفه ای ام تا خودم نخوام آبم نمیاد ؛ گفت خوش به حال فلانی ( اسم دخترش رو گفت ) و خاک برسر فلانی ( و اسم شوهرش رو گفت ) ؛ گفتم حالا توچی آبت اومد یانه ؛ گفت یه بار توهال یه بارهم الان که زیرت بودم ؛ گفتم میخوای بیشتر لذت ببری ؟ گفت آره ؛ گفتم پس بیا روم ؛ خوابیدم و اون اومد روی من و کیرم رو اول بوسید و بعد گذاشت وسط کسش و شروع کرد به تکون دادن و منم کمر و کون اونو میمالیدم و دوسه دقیقه ای گذشت که یک مرتبه شروع کردبه وای وای گفتن ونفس نفس زدن و نمیدونم گریه یاخنده ؛ چون هم اشک میریخت و هم میخندید ؛ بعد کمی آروم گرفت و یکبار دیگه البته خیلی زودتر آبش به همان ترتیب قبلی اومد ؛ بعد افتاد رومن وگفتم چرا تکون نمیدی ؛ گفت دیگه توان ندارم ؛ گفتم خب بخواب و خوابید افتادم روش و شروع کردم به تکون دادن ؛ چند دقیقه ای گذشت ؛ گفت آبتو بده ؛ گفتم نمیاد ؛ گفت : چرا ؟ گفتم کست خیلی خیس شده و به نظر میاد خیلی گشاده ؛ کیرم به جائی گیر نمیکنه که آبم بیاد ؛ گفت میخوای بادستمال خشکش کنم ؛ گفتم بکن با دستمال کاغذی خشکش کرد ؛ اما تو کسش همچنان خیس خیس بود ؛ بازم آبم نیومد ؛ گفت چکار کنم که آبت بیاد ؛ گفتم حرفای سکسی بزن ؛ شروع کرد به گفتن جملاتی مثل این که : قربون کیرت برم ؛ کیرت توکسمه ؛ داری منو میکنی ؛ داری کس منو میکنی ؛ کیرت تو دهنم ؛ کیرت تو کونم ؛ گفتم : چی گفتی ؟ گفت کیرت تو کونم ؛ گفتم : اگه راست میگی بده بکنم ؛ گفت تا حالا ندادم ؛ میگن درد داره ؛ گفتم اگه درد داشت میکشم بیرون و خلاصه برگشت ؛ انگشتم رو کردم توکسش و آب کسش رو برداشتم ومالیدم به سوراخ کونش و انگشتم رو آرام آرام کردم تو کونش ؛ و هردفعه دوباره انگشتم رو درمی آوردم ومیکردم توکسش و آب کسش رو میکشیدم بیرون و کونش رو خیس میکردم ؛ وقتی احساس کردم که کاملا خیس شده سرکیرم رو آروم کردم تو کونش ؛ یه کم تکون خورد و یه آخ کوتاه کشید ؛ چیزی حدود یک دقیقه طول کشید تا خیلی آروم همه کیرمو کردم تو کونش و گفتم : بیبینم ؛ دردت اومد ؛ گفت : نه ؛ گفتم حال تکون بدم ؛ گفت : بده ؛ شروع کردم به آروم آروم تکون دادن ؛ اولش یه کم آخ واوخ میکرد ولی یواش یواش ؛ آخ واوخ تموم شد و بجاش شروع کرد به نفس نفس زدن و با هربار عقب جلو کردن من اونم کونشو میداد عقب تا بیشتر بره توکونش ؛ بازهم یکی دودقیقه ای گذشت ؛ گفت : من فکر میکردم کون دادن درد داره ؛ ولی درد که نداره ، هیچ داره خوشم هم میاد ؛ وبعد خودش پیشنهاد داد که بذار بصورت سجده ای بشم که همه کیرت بره تو کونم ؛ کیرم رو کشیدم بیرون و بلند شد و بجالت سجده دراومد و منم تا دسته چپوندم توش ؛ و بعد گفتم حرفای سکسی بزن و اونم شروع کرد به گفتن : عجب کونی میکنی ؛ کیرت تو کونم ؛ آبت تو کونم ؛ کیرت تو هیکلم ؛ کیرت تو کسم ؛ گفتم عزیزم چکار میکنی ؛ گفت : کون میدم ؛ گفتم اگر همین حرف رو مرتب تکرار کنی آبم میاد ؛ نمیدونم چند بار این حرف رو تکرار کرد تا بالاخره آبم میخواست بیاد ؛ گفتم حالا کونت رو تنگ کن ؛ اونم کونش رو تنگ کرد و چند تا تکون آخر رو دادم و بعد آبم میخواست بیاد که چون کونش وتنگ کرده بود ؛ آبم نمیومد ؛ گفتم گشادش کن تا آبم بریزه توکونت ؛ اونم خودش رو ول داد و با لرزشی خاص تموم آبم رو ریختم تو کونش ؛ لباس پوشیدیم و برگشتیم خونه خاله جان ؛ درحالیکه هردو قرمز شده بودیم ؛ گفت برو یه دوری توخیابونا بزن تا یه کم حال وروزمون بهتر بشه ؛ و توی راه میگفت ؛ عجب کس وکونی کردی ؛ میدونی امروز منو کونی کردی ؛ گفتم بیخیال ؛ گفت : حقیقتش نمیتونم راحت بشینم ؛ هم کسم وهم کونم درد میکنه ؛ ولی خب به لذتش می ارزید . از اون روز هفته ای یکی دوبار مرتب اونو میکنم و اونم درمقابل خانواده اش شدیدا ازمن طرفداری میکنه و با نظر من لباس زیراشو میخره و با نظر من کسش رو میتراشه و ....

نوشته:‌ محمود

2.53846
نمره شما: هیچ :میانگین 2.5 (13 رأی )

71 نظر

بد نبود

نوشته bidandon در 18. July 2012 - 1:42

بد نبود

خیلی کسوشر بود مخصوصا اون

نوشته hacker2014 در 18. July 2012 - 1:51

خیلی کسوشر بود مخصوصا اون ادبیات کیریت
برو بچه کونتو بده به جای این که از این داستان های کیری بنویسی

کیرم تو کوسه رنت باشه.

نوشته amknv در 18. July 2012 - 1:53

کیرم تو کوسه رنت باشه.

اخه چی بگم مطمئنی ساعت سه صبح

نوشته خاکستر در 18. July 2012 - 2:03

اخه چی بگم مطمئنی ساعت سه صبح نیومدن کونت بزارن همش کس شعر بود دیگه ننویس

ahhhhh halam beham khord,yani

نوشته nilo00oooF در 18. July 2012 - 2:11

ahhhhh halam beham khord,yani adam dg nemitune b madare khodesham etemad kone?nemidunam in chie k bab shode taraf j...ndas bad mige are man tala az posht nakardam jam konid baba u ham dg enghadr b sho'ore ma tohin nakono nanevis

Kose bibit khale zanet mariz

نوشته Mastershex در 18. July 2012 - 2:13

Kose bibit khale zanet mariz but to ro sanana? Ke beri mesle khale zanaka unja betemargi? Bad madr zanet showharesh mordebud? Chan saleshe? Asan zan dari? Kir dari? Kos didi? Miduni chiye? Ab kir dari? dasteto ta daste kardi to kosesh bad mige nakon tush gonahe?
Jahate etelaet khar khodetio khaharo madareto hame kaso karet madar jende

چه ادبیات باحالی .فکرکنم

نوشته kolah ghermezi در 18. July 2012 - 2:13

چه ادبیات باحالی Smile .فکرکنم دروغ بود

کسشر محض بود............ساخته

نوشته Erfan@As در 18. July 2012 - 2:15

کسشر محض بود............ساخته تخیلاتش بود بدبخت...

مرتيكه الدنگ. پفيوز ديگه

نوشته aliiii49 در 18. July 2012 - 2:20

مرتيكه الدنگ. پفيوز ديگه ننويس.. آدمين مارو گرفتي؟امشب همه داستانا كيري شده يا بچه بازييه يا خيانت اينم كه سكس با محارم... گل بود به سبزه هم آراسته شد.نميدونم به آدميكه زن جوون وترو تازه خودشو بذاره ومادر زن پير وپلاسيدشو بخواد بكنه چي بايد گفت... صرفنظر از محارمش از تصور كردن يه پيرزن حالم بهم ميخوره... داستانو نخوندم ولي از اسمش پيداست چيه.شاخ گوزن شمالي بابانوئل تو كونت خيانت ننويس.... تك شاخ كرگدن آفريقايي تو روحت خيانت ننويس...

Ba adabiatet hal

نوشته x-vision در 18. July 2012 - 2:23

Ba adabiatet hal nakardam,faghat chan khate avalesho khundam...baraye khali nabudane arize bayad begam,az hamun chan khate aval maloome ke adame maloom al hali hasti,karitam nemishe kard...sob ke bache ha bidar shan az khejalatet dar miyan..lotf kon dige nanvis.

فکر کنم هنوزم تو انقلاب

نوشته rahian در 18. July 2012 - 2:28

فکر کنم هنوزم تو انقلاب فرهنگی باشی که اونقدر بیکار شدی که شروع کردی به نوشتن کس و شعر.
ساعت 3 صبح قرارمون خودم میام کونت میذارم و به قول معروف تا دسته میچپونم تو کونت.

نصفه خوندم دیگه

نوشته saghar.24 در 18. July 2012 - 2:29

|( نصفه خوندم دیگه ننویس.....
این چه مدل نوشتنه ؟مثلا میخوای ادبی بنویسی؟!
آخه مشنگ مگه مقاله مینویسی ؟
صد بار گفتیم سکس محارم ننویسید ولی نمیفهمید که
ادمین هم از تو نفهم تر

بیشرف اینو بدون که مادر زن با

نوشته mamali888 در 18. July 2012 - 2:35

بیشرف اینو بدون که مادر زن با مادر خود ادم هیچ فرقی نداره .
مثلا توی کس کش جای پسر اون هستی , حالا برو دعا کن که دختر دار نشی که اگه بشی دامادت هم دخترو میکنه هم زنت رو میگاد وهم کون خودتو پاره پوره میکنه

ادمين جان واقعا داستان رو

نوشته آريزونا در 18. July 2012 - 3:03

ادمين جان واقعا داستان رو ميخونى بعد ميزارى؟
به فرض اينكه مى خونى واقعا ازين داستان(من بهش ميگم كس شعر)خوشت اومد كه گذاشتين؟
لطفا به كيفيت وخواننده بيشتر توجه كنيد ممنون

کیر

نوشته amola2499 در 18. July 2012 - 3:39

کیر

کیر

نوشته amola2499 در 18. July 2012 - 3:52

کیر

خوب مرتیکه خر جقی اینا چی بود

نوشته Hamed eshghi در 18. July 2012 - 4:02

خوب مرتیکه خر جقی اینا چی بود که بلغور کردی ؟کیر همه بچه های شهوانی بره تو کونت و اونجا انقلاب فرهنگی بپا کنند .

***سكسكي-محارمكي*** تو ديگه

نوشته مهندس گل پسر در 18. July 2012 - 5:09

***سكسكي-محارمكي***
تو ديگه ماشالا نره خره خري شدي،خوب نيست هنوز از جق زدت دست بر نداشتي
معلومه هرچي مغز تو كلت بوده از كيرت زده بيرون.
چرا سكس با محارم؟
كيره هرچي كفتاره تو كونت
كيره هرچي تكاوره تو كونت
كيره هرچي ميرزا تو كونت
كيره هرچي شيره تو كونت
اها داشت يادم مي رفت:
كيره هرچي مهندسه تو كونت
بچه ديگه ببخشيد از همتون مايه گذاشتم:-)

خوب بود ولي بايد اولش بيشتر

نوشته milad_vp در 18. July 2012 - 6:29

خوب بود ولي بايد اولش بيشتر از خودت و مادر زنت ميگفتي !!

تا آنجایی خواندم که مادر زن

نوشته teen wolf در 18. July 2012 - 6:30

تا آنجایی خواندم که مادر زن شما باسینتون ور میرفت.
چند دلیل داشت که کس شعیاتتونخوندم.
1ادبیت کیریت
2کیری بودن داستان تخمیت از اول ماجرا.
3جنده بودن مادرزنت.
بد بخت مادر زنت جنده است!بدو زنتو طلاق بده تا بیشتر ازاین کس نکشیدی پشتت خم شد،دستات همش پوست پوست شد انقد کشیدی.
راستی کیرم دهن شیرخوار تا کیرخوارت بااین داستان تخمیت.دیگهننویس به اندازه تنام حروفی که نوشتی کیر تو کونت.به اندازه تمام فاصله هایی که گذاشتی کیر از پهنا تو دهنت وبه اندازه تمام فتحه،کسره وضمه هایی که میخونیم خواهر مادرت گاییده شه.
Love Struck Kiss

راستی چند خط دیگه خوندم مگه

نوشته teen wolf در 18. July 2012 - 6:37

راستی چند خط دیگه خوندم مگه تو اردوگاه خوابیده بودین که همه تو یه ردیف بودین؟؟
زنتون وفامیلهاش داهاتی بودن که شب برنگشتن خرابشده اشون؟که مزاحم پیر خرفت وجوون مشنگ قصه نشن؟؟
یه چیز دیگه کیری به درازای لوله سرم تقدیم به کون مبارکت Rolling On The Floor))))

خوبه الا .چه با افتخار هم

نوشته parvazi در 18. July 2012 - 8:08

خوبه الا .چه با افتخار هم تعریف می کنه

یه چیزی شنیدی ها. "انقلاب

نوشته mostoufi در 18. July 2012 - 8:26

یه چیزی شنیدی ها. "انقلاب فرهنگی"
اینو که گفتی یعنی حداقل 50 سال سنته. اونوقت به جایی که قکر آخرتت باشی اومدی از کس گشاد اون پیر سگ زمان بوقعلی شاه میگی؟
4 رکعت نماز بخون
این دم ماه رمضونی حداقل برو به پیشواز 4 تا روزه بگیر
درسته انقلاب فرهنگی شد ولی یه هو کن فیکون نشد که مادر زنا اینقدر open mind بشن به فکر کیر 4 روز نکرده دامادشون بیفتن
کس کپک زده (با تو نبودم با ننه سگ حشری بودم)

آدمين كون گشاد نخواستيم

نوشته Dada saeed در 18. July 2012 - 10:13

آدمين كون گشاد نخواستيم بابا/
سرش زمين كونش باشه در هوا/
قصه كه اينجا ميذاري ميخوني؟/
هر چي نويسنده ميگه ميدوني؟/
نكنه نميدوني محارم چيه؟/
دنياي مجازيه كي به كيه!/
يكي مياد از كونايي
كه داده/
قصه ميگه مرتيكه با افاده!/
يكي ميگه گاييده ام مادر زن/
كوس خل نموده ما رو ديگه رسما/
تجاوز و ضربدري و گي بسه/
كير تكاور تو كوس اقدسه!!/
شما پيدا كنيد ارتباط دو مصرع آخر را،الانه كه آدمين بياد اخطار بده

بچه ها لطف کردن مادرتو گائیدن

نوشته gorami در 18. July 2012 - 10:15

بچه ها لطف کردن مادرتو گائیدن من دیگه حرفی نمیزنم

بچه ها لطف کردن مادرتو گائیدن

نوشته gorami در 18. July 2012 - 10:15

بچه ها لطف کردن مادرتو گائیدن من دیگه حرفی نمیزنم

سکس با محارم ننویس. . . . . .

نوشته takavarjoon در 18. July 2012 - 10:30

سکس با محارم ننویس. . . . . . . . . . . . .
کله کیری هم لهجت تخمیه و هم از رو اسمت فهمیدم که محمود افغان هستی، یعنی افغانی هستی و از پشتو اومدی اینجا. آشغال کله لابد دوست داری که یکی بیاد زنت رو بکنه دیگه. بی شرف بی ناموس دیگه ننویس. برو زنت رو بکن که مثل مادرش جنده نشه احمق. دیوث قرمساق ننویس. پشم کوس پیرزن تو حلقت دیگه ننویس.

کاری به تخمی تخیلی بودن و

نوشته کفتار پیر در 18. July 2012 - 11:14

کاری به تخمی تخیلی بودن و بقیه ی موارد ندارم و حس و حال کس شعر تفت دادن هم ندارم
فقط کیر سگ تو دهنت بیا به من بگو وقتی تو حال سر پا وایساده بودین و اون پاشو آورد بالا و تو کیرتو چپوندی تو کسش دقیقا چه حسی داشتی؟
احمق اگه شرتش بالا بوده که تو نمیتونستی بکنی توی کوسش اگه پایین پاش باشه که اون جنده نمیتونست پاشو بیاره بالا.
حالا حتما میگی شرت پاش نبوده.
ولی احمق توی پذیرایی شورتش رو در آوردی.
نگو که واسه نقل مقان از هال یا حال به پذیرایی شورت پوشید که نه باور میکنم نه توی داستان قید شده.
برو کونت رو بده عوضیه احمق.

من نویسنده داستانم و حالا

نوشته nanehgada در 18. July 2012 - 12:12

من نویسنده داستانم و حالا هرکی هرچی دلش میخواد بگه و هی فحش بدید ؛ اول اینکه این خانم اون موقع فقط سی ونه سال داشت و ازخیلی از این دخترای جوون امروزی خوش تیپ تر و خوش هیکل تر بود و خیلی خیلی از جوونا حشری تر وباتوجه به وضع مالی خوبشون حسابی هم به خودش میرسید و همیشه هم البته بعد از اینکه کردمش فهمیدم لباس زیرهای سکسی وگرون قیمت میپوشید و حقیقتش من اصلا تونخ اون نبودم که بکنمش ، خودش شروع کرد و طبیعیه که کسی که کسش میخاره رو باید خاروند واونی هم که گفته من پنجاه سالمه ؛ درست گفته ولی اون موقع بیست وپنج سال داشتم و به جون همتون ، این خانم خیلی بهتر از خیلی دخترای هیجده نوزده ساله کس میداد و راستش رو بخواین درنهایت من از اون شهر فرار کردم و به شهر دیگه ای کوچ کردم ؛ چون اینقده خوب بلد بود که چه جوریه بده و خوب منو ارضاع میکرد که خیلی برام سخت بود که نکنمش و چون ازخودم وحرکتم بدم میومد مجبور به ترک دیارم شدم و الان سالهای متمادی است که درجای دیگری زندگی میکنم و میشه گفت که تقریبا بیست ساله که تونسته ام خودم رو از وسوسه هاش نجات بدم و حالا هم که خدا را شکر اینقده مسن شده که دیگه نمیتونه تحریکم کنه ؛ ولی باورکنید توی همه عمرم کس وکونی بهتر از کس وکون اون نکردم و هنوزم بعضی اوقات به یاد اون روزا میفتم و این که یه نفر گفته برم نماز بخونم ؛ خب از کجا میدونی نمیخونم و از کجا میدونی که توبه نکردم و همین توبه وادارم کرد برای این که اونو نشکنم به زندگیم و راحتیم آتیش بزنم و برم یه شهر دیگه با هزار جور مشکلات و بدبختی سالهای متمادی دست وپنجه نرم کنم .

من نویسنده داستانم و حالا

نوشته nanehgada در 18. July 2012 - 12:14

من نویسنده داستانم و حالا هرکی هرچی دلش میخواد بگه و هی فحش بدید ؛ اول اینکه این خانم اون موقع فقط سی ونه سال داشت و ازخیلی از این دخترای جوون امروزی خوش تیپ تر و خوش هیکل تر بود و خیلی خیلی از جوونا حشری تر وباتوجه به وضع مالی خوبشون حسابی هم به خودش میرسید و همیشه هم البته بعد از اینکه کردمش فهمیدم لباس زیرهای سکسی وگرون قیمت میپوشید و حقیقتش من اصلا تونخ اون نبودم که بکنمش ، خودش شروع کرد و طبیعیه که کسی که کسش میخاره رو باید خاروند واونی هم که گفته من پنجاه سالمه ؛ درست گفته ولی اون موقع بیست وپنج سال داشتم و به جون همتون ، این خانم خیلی بهتر از خیلی دخترای هیجده نوزده ساله کس میداد و راستش رو بخواین درنهایت من از اون شهر فرار کردم و به شهر دیگه ای کوچ کردم ؛ چون اینقده خوب بلد بود که چه جوریه بده و خوب منو ارضاع میکرد که خیلی برام سخت بود که نکنمش و چون ازخودم وحرکتم بدم میومد مجبور به ترک دیارم شدم و الان سالهای متمادی است که درجای دیگری زندگی میکنم و میشه گفت که تقریبا بیست ساله که تونسته ام خودم رو از وسوسه هاش نجات بدم و حالا هم که خدا را شکر اینقده مسن شده که دیگه نمیتونه تحریکم کنه ؛ ولی باورکنید توی همه عمرم کس وکونی بهتر از کس وکون اون نکردم و هنوزم بعضی اوقات به یاد اون روزا میفتم و این که یه نفر گفته برم نماز بخونم ؛ خب از کجا میدونی نمیخونم و از کجا میدونی که توبه نکردم و همین توبه وادارم کرد برای این که اونو نشکنم به زندگیم و راحتیم آتیش بزنم و برم یه شهر دیگه با هزار جور مشکلات و بدبختی سالهای متمادی دست وپنجه نرم کنم .

من نویسنده داستانم و حالا

نوشته nanehgada در 18. July 2012 - 12:16

من نویسنده داستانم و حالا هرکی هرچی دلش میخواد بگه و هی فحش بدید ؛ اول اینکه این خانم اون موقع فقط سی ونه سال داشت و ازخیلی از این دخترای جوون امروزی خوش تیپ تر و خوش هیکل تر بود و خیلی خیلی از جوونا حشری تر وباتوجه به وضع مالی خوبشون حسابی هم به خودش میرسید و همیشه هم البته بعد از اینکه کردمش فهمیدم لباس زیرهای سکسی وگرون قیمت میپوشید و حقیقتش من اصلا تونخ اون نبودم که بکنمش ، خودش شروع کرد و طبیعیه که کسی که کسش میخاره رو باید خاروند واونی هم که گفته من پنجاه سالمه ؛ درست گفته ولی اون موقع بیست وپنج سال داشتم و به جون همتون ، این خانم خیلی بهتر از خیلی دخترای هیجده نوزده ساله کس میداد و راستش رو بخواین درنهایت من از اون شهر فرار کردم و به شهر دیگه ای کوچ کردم ؛ چون اینقده خوب بلد بود که چه جوریه بده و خوب منو ارضاع میکرد که خیلی برام سخت بود که نکنمش و چون ازخودم وحرکتم بدم میومد مجبور به ترک دیارم شدم و الان سالهای متمادی است که درجای دیگری زندگی میکنم و میشه گفت که تقریبا بیست ساله که تونسته ام خودم رو از وسوسه هاش نجات بدم و حالا هم که خدا را شکر اینقده مسن شده که دیگه نمیتونه تحریکم کنه ؛ ولی باورکنید توی همه عمرم کس وکونی بهتر از کس وکون اون نکردم و هنوزم بعضی اوقات به یاد اون روزا میفتم و این که یه نفر گفته برم نماز بخونم ؛ خب از کجا میدونی نمیخونم و از کجا میدونی که توبه نکردم و همین توبه وادارم کرد برای این که اونو نشکنم به زندگیم و راحتیم آتیش بزنم و برم یه شهر دیگه با هزار جور مشکلات و بدبختی سالهای متمادی دست وپنجه نرم کنم .

من چند خطی بیشتر نخوندم اما

نوشته vici666 در 18. July 2012 - 12:22

من چند خطی بیشتر نخوندم اما اگه راست هست که امیدوارم آدم شده باشی همین وبس.....

نویسنده ی عزیز خوشحال میشم

نوشته کفتار پیر در 18. July 2012 - 12:23

نویسنده ی عزیز خوشحال میشم جواب بنده رو هم بدید...
بعدشم فکر نمیکنی بعد 25 سال عرف جامعه تغییر کرده که میای داستان سکست با اون رو میزاری؟
جریان شورت رو هم برای من روشن کن ببینم چطوری کردیش
خدا رو چه دیدی شاید من یه چیزی از توی پیر مرد یاد گرفتم.

اولا تو کیر جوجعه اردک زشتو

نوشته Zamboor در 18. July 2012 - 12:30

اولا تو کیر جوجعه اردک زشتو خوردی که نویسنده ی داستانی
حالا به فرض باشی خودت گفتی توبه کردم کیر سگو میخوری که میای اینجا مینویسی دوباره
همون لیاقت تو کردن پیرزن عجوزس
کُسِ جادوگر شهر اُز تو دهنت
کیر هفت کوتوله به صورت همزمان تو کس بابات

کفتار چی می خواد بهت بگه کس

نوشته خاکستر در 18. July 2012 - 12:34

کفتار چی می خواد بهت بگه کس کش خالی بند همین جور داره فحش میخوره

توی خالی بندیه ایشون که شکی

نوشته کفتار پیر در 18. July 2012 - 12:45

توی خالی بندیه ایشون که شکی نیست Wink
خیال کردم مردم اوسکول تشریف دارن.
با این حرفای چرندشون مارو خر فرض کردن.
تازه کاری به بقیه ی مسایلش ندارم
مثلا این که هیچ دامادی اونجوری بین مادر زنش و زنش نمیخوابه
حتی اگه توی همچین وضیعتی بود این اوسکول رو مینداخت طرف دیوار و یه ور هم زنش میخوابید.
اصلا خیلی مزخرف بود.
کیر تو کونت با کل فامیل چهار روز رفته بودین اونجا دیگه؟

به این میگن هجرت کسی (با ضم

نوشته mostoufi در 18. July 2012 - 13:00

به این میگن هجرت کسی (با ضم ک!)
در روایت است که اگر کسی داغ و حشری (که اون موقع سی و نه و الان 70سالشه و چنانکه نویسنده میگه کم کم به سنی رسیده که کیر (به جز کیر خر پیر دهاتای پشت دهاتمون) رو راست نمیکنه) بکنید مستقیم به جهنم می رید و ته کونتون تبدیل به تهدیگ سیب زمینی می شه.
چاره اش چیه پس؟
"هجرت" برای اینکه به گناه نیفتین و کیرتون مثل مین یاب از رو شورت سرپایی تو کس این پیر خرفت نره هجرت کنید.
به کجا؟
مهم نیست. مکه، فکه، نورآباد، دارخوین، باروغ .. هرجا

هوی نویسنده : خر خودتی کره خر هم بچته.

داستانتوکه نخوندم ولی خوشم

نوشته یاورهمیشه مؤمن در 18. July 2012 - 13:25

داستانتوکه نخوندم ولی خوشم اومدخودت بازبون بی زبونی به گوه خوری افتادی.
ضمناشماگوه خوردی که نویسندهءداستانی.
به فرض که راست گفتی.ازسنت خجالت نمیکشی کونی؟
کیرکفتارپیرتوکونت.

یه سوال چطور تو با چندتا زن

نوشته jack222 در 18. July 2012 - 13:32

یه سوال
چطور تو با چندتا زن ردیف خوابیده بودی بقیه مردا کجا بودن

akhe madareto

نوشته imantashmoheb در 18. July 2012 - 13:51

akhe madareto gayiidam
khaharkosde zan jende
u aslan zan dari ke hala madarzan dashte bashi
hala vaghty zan gerefty ke pedar zanet be koonet gozasht badan bet migam ke dige bazam azin kososhera minevisi ya na

خب اقای کس باز حرفه ای که شیر

نوشته Silver_fuck در 18. July 2012 - 13:52

خب اقای کس باز حرفه ای که شیر کیرت دستته و هروقت خودت بخوای ابت میاد، با پنجاه سال سن اومدی کس کردن مادرزنت رو تعریف میکنی که چی بشه؟ میخوام بدونم اون اوایل انقلاب که به سوتین میگفتن کرست، سکسیش دیگه کجابود؟ درضمن میمردی توی همون داستانت بگی که مادرزنت چندسالش بود و از نظر هیکل و اندام چطور بود که اومدی کامنت میذاری و میگی؟ اونشب هم که خوابیده بودین پیش هم ،تو و زنت و مادر زنت میشه سه نفر، به اضافه ی خاله ی مریضت و دوتا دختر خاله هاش میشین شیش نفر. ببینم مگه میخواستین چیکار کنین که اینهمه ادم یکجا خوابیده بودین؟ درضمن اینجور موقع ها زنها یه جا میخوابن مردها هم توی یک اتاق دیگه. اونوقت توی خواجه اون وسط چه غلطی میکردی؟ من جات بودم دیگه هیچی نمیگفتم...

كفتار جان اين كونده جوابي

نوشته ابي آناكوندا در 18. July 2012 - 13:55

كفتار جان اين كونده جوابي نداره بهت بده ، معلومه كه مثل سگ داره دروغ ميگه
اما اقاي نويسنده : تو نويسنده اي ؟؟ تو به كس ننت خنديدي كه نويسنده اي ، مادر به خطا .
اميدوارم خدا بزنه به كمرت كه نري با محارم سكس كني بعد بياي اينجا بنويسي و بعد هم بگي توبه كردم !
كس كش اين توبه يه ؟؟؟
كير كوسه سفيد تو كونت ، كون پاره دروغگو ي كس كش

akhe madareto

نوشته imantashmoheb در 18. July 2012 - 13:56

akhe madareto gayiidam
khaharkosde zan jende
u aslan zan dari ke hala madarzan dashte bashi
hala vaghty zan gerefty ke pedar zanet be koonet gozasht badan bet migam ke dige bazam azin kososhera minevisi ya na

akhe madareto

نوشته imantashmoheb در 18. July 2012 - 14:04

akhe madareto gayiidam
khaharkosde zan jende
u aslan zan dari ke hala madarzan dashte bashi
hala vaghty zan gerefty ke pedar zanet be koonet gozasht badan bet migam ke dige bazam azin kososhera minevisi ya na

akhe madareto

نوشته imantashmoheb در 18. July 2012 - 14:07

akhe madareto gayiidam
khaharkosde zan jende
u aslan zan dari ke hala madarzan dashte bashi
hala vaghty zan gerefty ke pedar zanet be koonet gozasht badan bet migam ke dige bazam azin kososhera minevisi ya na

مادر كسده سلام كس ننت ؛

نوشته سوشيانت بزرگ در 18. July 2012 - 15:30

مادر كسده سلام
كس ننت ؛ نخست
كيرم به قبر آدم خالي بند؛ دوم
در لحظه اي كه مشغول كردن كس پيرسگ هانوم بودين، همسر قرومساق شما هم مشقول كس دادن به پدر جنابعالي بود ؛ سوم
كيرم تو اون روزگار مديدت!!! ؛ چهارم

کیر پدر ژپه تو با گوژپشت

نوشته King_of_hell_boys در 18. July 2012 - 15:34

کیر پدر ژپه تو با گوژپشت نتردام تو دهنت.
لارجر باکس تو کونت.
اخه پیری کوه میخوری میای تو شهوانی.
آدمین تمام این بالاییها تو کونت

کجارفتی پس؟جواب بده اگه تخم

نوشته یاورهمیشه مؤمن در 18. July 2012 - 16:47

کجارفتی پس؟جواب بده اگه تخم داری؟توکه خوب زبونت درازبودکیری.بیاجلواگه مردی.بیاجواب کفتارروبده.هاچی شد؟خجالت نمیکشی ازسنت؟میخوام بدونم واسه بچه های خودتم موقع خواب داستان سکسی میخونی؟باباشرم کن.حیاکن مردگنده.گوه بگیره اون بچه ای که توتربیت میکنی
شانس آوردی که داستانتونخوندم چون محارم نمیخونم وگرنه بلدبودم چجوری حالتوبگیرم.

داستان سکس با محارم رو

نوشته s_O_l_t_a_n در 18. July 2012 - 17:46

داستان سکس با محارم رو نمیخونم ، از نظرات دوستان عزیز هم که متوجه شدم ریدی آقای نویسنده
پس لطفا ننویس دیگه ، نمیدونم آخه ادمین عزیز چرا داستانای این مدلی رو میذاره !

hoi f]o ;,k nvsj shdj ;dvd

نوشته jakbaby در 18. July 2012 - 19:01

hoi f]o ;,k nvsj shdj ;dvd ,gd nd'i ki hdkrnv
می دونی معنی جمله بالا یعنی چی
یعنی: آخه بچه کون درست هرکی به هرکیه ولی آدم کسشعرم میخواد بنویسه باید روش فکر کنه
گند زدی همه هم ریدن بهت تمام

دادا سعيد بازم دمت گرم. بازم

نوشته شير جوان در 18. July 2012 - 19:10

دادا سعيد بازم دمت گرم. بازم ايول داره شعرت
از تکاور هم ميخوام معنى کلمه قرمساق رو بنويسه. از هر کى پرسيدم يه جور معنيشو گفته. ممنون

آقايون آقايون سروران عزيزان

نوشته شير جوان در 18. July 2012 - 20:11

آقايون آقايون سروران عزيزان دوستان: چه خبره? يه نفر اومده يه خاطره اى نوشته. بنظر من خيلى باهاش تند رفتين. خيلى اذيتش کردين. حالا فرضا که دروغ گفته باشه بازم نبايد فوش ميخورد مخصوصا از بزرگان سايت توقعى ديگه داشتم. اين بدبخت هم خودش اومد توضيح داد فوش دادن اعتياد آوره دوستان حيف زبونتون به فوش عادت کنه چاکر همتونم

شير جوان ، داداش من ، من

نوشته ابي آناكوندا در 18. July 2012 - 22:01

شير جوان ، داداش من ، من مخلصتم ، حرفت درسته ؛ منم اول نمي خواستم بهش فحش بدم چون پيره ، اما اين كونده هم دروغ ميگه هم عذر بدتر از گناه مياره .
اول مياد سكس با محارم مينويسه بعدم ميگه توبه كردم !
خوب اگه توبه كرده براي چي مياد كثافت كاريشو اينجا مينويسه ؟
خوب حتما دلش فوحش ميخواد ديگه .

bache koniye oghdeye dobare

نوشته adminiii در 18. July 2012 - 22:02

bache koniye oghdeye
dobare in chaghi ha omadan dastan neveshtan
kire sage kalle gosfandaye chopane dorogh gooo to kone goshadet
hamin basete
_________________________________________________

bache koniye oghdeye dobare

نوشته adminiii در 18. July 2012 - 22:03

bache koniye oghdeye
dobare in chaghi ha omadan dastan neveshtan
kire sage galle gosfandaye chopane dorogh gooo to kone goshadet
hamin basete
_________________________________________________

دستای پرتوان کارگاه کجت تو

نوشته sik bash در 18. July 2012 - 22:29

دستای پرتوان کارگاه کجت تو کونت
خرطوم مورچه خوار تو کس خواهرت
کون گشاد دیگه ننویس
کس کش دیگه ننویس

جناب آناکونداى عزيز: دلايل

نوشته شير جوان در 18. July 2012 - 23:09

جناب آناکونداى عزيز: دلايل جنابعالى منطقى وقابل پذيرشه. منم کارى به اين مردک جا نماز آبکش ندارم من بخاطر خودتون گفتم. در هر صورت ممنون داش

akhe kir ghalam abe malakham

نوشته shahvatiiiii در 19. July 2012 - 0:24

akhe kir ghalam abe malakham 3 min ye bar nemiad
chera kos migid?

akhe kir ghalam abe malakham

نوشته shahvatiiiii در 19. July 2012 - 0:25

akhe kir ghalam abe malakham 3 min ye bar nemiad
chera kos migid?

akhe kir ghalam abe malakham

نوشته shahvatiiiii در 19. July 2012 - 0:29

akhe kir ghalam abe malakham 3 min ye bar nemiad
chera kos migid?

خلاصه اى از داستان : من بودم

نوشته KianParand در 19. July 2012 - 2:19

خلاصه اى از داستان :
من بودم كه خاله زنم هم مريض است بعد من با تمام محله خاله زنم كنار هم خواب بودم كه مادرزنم كيرم رو گرفت وگفت سوت سوت بزن بعد صبح من كه بيكاربا مادرزنم رفتيم شرت رو درنياورديم ولى كرديم

آخه كون پشم اگه خيلى پولداربودن ٢ تا اتاق تو اون خراب شده داشتن كه همه تو يه اتاق بالاسر ميد نميخوابيديد
درضمن جون همه ى ما نه جون ننت جون مادرزن پيرسگت جون زن جنده زادت اره عزيزم

خلاصه اى از داستان : من بودم

نوشته KianParand در 19. July 2012 - 2:20

خلاصه اى از داستان :
من بودم كه خاله زنم هم مريض است بعد من با تمام محله خاله زنم كنار هم خواب بودم كه مادرزنم كيرم رو گرفت وگفت سوت سوت بزن بعد صبح من كه بيكاربا مادرزنم رفتيم شرت رو درنياورديم ولى كرديم

آخه كون پشم اگه خيلى پولداربودن ٢ تا اتاق تو اون خراب شده داشتن كه همه تو يه اتاق بالاسر ميد نميخوابيديد
درضمن جون همه ى ما نه جون ننت جون مادرزن پيرسگت جون زن جنده زادت اره عزيزم

کیر خر توو این نگارش

نوشته KiR Ko0olo0oFt در 19. July 2012 - 4:50

کیر خر توو این نگارش

عجب داستان تخیلی بود

نوشته Kazem to در 19. July 2012 - 7:59

عجب داستان تخیلی بود

سیلور جان دمت گرم یعنی ریدی

نوشته YZF R1 در 19. July 2012 - 12:51

سیلور جان دمت گرم یعنی ریدی بهش اساسی.خوار جنده خالی بند مثل سگ دروغ میگه

به نظر مادرزن فهمیده ای داری

نوشته maninajme در 19. July 2012 - 13:07

به نظر مادرزن فهمیده ای داری منم چند روزیه نکردم بگو اگه درک میکنه بیاد پستونای منم بماله

کله کیری گاو دول / ای کیر خرس

نوشته gold_face در 20. July 2012 - 12:36

کله کیری گاو دول / ای کیر خرس شکمو تو کونت بره که انچنان جر بخوری که دیگه از این کس شرا تحویل ما ندی . آخه تو زن داری که مادر زن داشته باشی . حیف که وقت ندارم باید برم وگرنه فحش های آبدار بارت میکردم . پیر مخوف / کیر سگ ارمنی تو کونت

از نقطه ضعف گیری و ریز بینی

نوشته john coffee در 20. July 2012 - 20:04

از نقطه ضعف گیری و ریز بینی کسانی مثل پژمان جان لذت میبرم.دمت گرم کفتار..

کیر به دهان کستاخت ای کونی

نوشته raha777333 در 24. July 2012 - 10:07

کیر به دهان کستاخت ای کونی زاده

madar jende bedone hich

نوشته ferii222 در 24. July 2012 - 13:15

madar jende bedone hich moghadame parid dastgire koneto gereft bad omad vasate salon pasho az onvar ovord neilabake nane jendato kard to kosesh koskesh akrobat bazi mikardi .aghaye kosbaze herfeii kire harchi khare taze balegh to koso kone hameye ajdadet koskesh tohafte2bar madarzanepireto mikoni toin seno sal?pas hatman zaneto rozi 100bar shahrvandane mohtaram mikonan madar jende piresag

dige kose sher nanevis.liaghatet kose javon nist khak bar saret.l

ای بیچارگان ایرانیا-ببین

نوشته سمانه20 در 29. July 2012 - 10:29

ای بیچارگان ایرانیا-ببین توروخدا پیر سگ انقدر بی کیر موندی به دامادت میدی چی نصیبت میشه تو که کست شده حفره جنگ جهانی دومه-پیر سگ تو که به دامادت کون میدی دخترتم البته مادر جندست میره به برادر شوهرش کون میده-