مامان داغ من و مامور آب نامرد

سلام این اولین باره که با من آشنا می شید اما میخوام داستان واقعی براتون تعریف کنم که هر کسی رو دیوونه می کنه. من یه مامان خوشگل و خوش هیکل دارم که اسمش مهساست.از سن 25 سالگی توی باشگاه های ورزشی کار میکنه و اندام فوق العاده ای داره الان 6 ساله که بابام مرده و اون با من تنها زندگی میکنه. تا قبل از این خاطره نمی دونستم مامانم این قدر هات و داغ باشه که هر کاری ازش سر می زنه.
یه روز که تعطیل نبود اما من به خاطر مریضی که داشتم نرفته بودم سر کار اتفاقی رو دیدم که اصلا باورم نمیشد.صدای زنگ خونه رو شنیدم مامان آیفون رو برداشته بود مثل اینکه مامور آب بود واومده بود برای کنتور آب. رفتم پشت پنجره که تا حیات فاصله کمی داره و هر صدایی رو می شه شنید.مامان درو بازنکرد با آیفون و رفته بود پایین تا خودش درو باز کنه گفتم شاید سوالی داره از یارو.مامور آب که یه جوون 34 - 35 ساله بود اومد تو تا کنتور رو ببینه مامان بابهاش حرف میزد اما لباسی که پوشیده بود دهنمو باز نگه داشته بود.سرش روسری بود یه لباس حریر تنگ که سینه های خوش فرمشو نمایان کرده بود با یه شلوار استریچ مشکی که چسبیده بود به رونهای گنده و باسن قلمبه و سکسیش.مامور معلوم بود که خجالت کشیده بود و اصلا نگاهش نمی کرد. مامان بهش گفت شما چه خوش تیپیت آدم ندونه فکرمیکنه بازیگر سینمایید.اون گفت نظر لطف شماست و بعدش بلند شد گفت کار من تمومه دارم میرم یه لحظه چشمش افتاد به مامان و همونجوری برای چند ثانیه محو هیکل و تیپ مامان جونم شد.منم که اصلا تعصبی به مامان جون ندارم و عاشق اینجور صحنه ها نگامو از حیاط برنمیداشتم.مامان یهو خنده موزیانه ای بهش کرد و گفت شما خسته اید من نمی زارم بدون یه چایی خوش رنگ و داغ از اینجا برید و دعوتش کرد توی خونه. منم که اینگار مریضیم یادم رفته بود اومدم از پاگرد پانسیون به صورت یواشکی نگاه کردن.
یارو اومد نشست روی مبل تا مامان بره چایی بیاره براش.یکم طول کشید چایی آوردن مامان. وقتی اومد باورم نمیشد چی داشتم میدیدم شلوارشو کنده بود و یه دامن چاک داره کوتاه پوشیده بود با یه تاپ قرمز تنگ بدون سوتین که گردو قلمبه ای سینه هاش و نوک سینه هاش راحن معلوم بود.بدبخت مامور اب که اینجوری دید مامانو زبونش بند اومده بود.مامان چایی رو اومد بهش تعارف کنه که وقتی دولا شد تمام چک سینش معلوم و رو به چشم ماموره شد.اونم سریع چایی برداشت و گفت ببخشید مزاحم شدم.بعد پرسید تنهایید شما؟ مامان گفت شوهرم عمرشو داده به شما و یه پسر دارم که با هم زندگی می کنیم. پسرتون سر کار هستن شغلشون چیه؟ می خواست مطمئن بشه که من خونه نیستم که مامان گفت توی یه شرکت بازرگانیه و الانم چون حالش خوب نبود تو اتاقش خوابه.مامان سینی چایی رو گذاشت رو میز و اومد جلوی مرده که اسمش اکبر بود نشست.وایییییی مامان مهسا وقتی نشت مثل حرفه ای ها یه پاشو انداخت رو اون پاش که با این کار اون پاش که بالا بود لخت و نمایان بود تا زیر باسنش.بنده خدا اکبر دیگه معلوم بود دییونه شده.گفت شما چقدر زیبا و خوش هیکلید.مهسا جون خندید و گفت جدی میگید؟این نظر لطفتونه ازش اسمشو پرسید و با هم گپی زدن که یارو گفت من دیگه اگه اجازه بدید برم که مامانم زد به سیم آخر چون تو حرفا فهمیده بود اکبر هشر هشر شده گفت اکبر آقا من یه مدته که کمرم درد می کنه و یه پماد دارم که دکترم داده باید یکی رو کمرم بماله پسرمم حالش خوب نیست.اون با کمی مکث جواب داد آخه این کار زشته اگه پسرتون بیاد ببینه که خیلی بد میشه. اونم گفت مگه چیه شما دارید زحمت میکشید تازه باید خوشحالم بشه که یکی داره به مامانش حال میده.وقتی گفت حال می ده کیر اکبر یهو از روی لباس کارش تابلو شد مامانم متوجه شد ولی بروی خودش نیاورد و رفت بیاره پمادشو که اکبر یهو دست کرد تو شلوار خودش و با کیرش ور رفت اینگار داشت کیرشو آماده یه کس کردن توپ می کرد.مامان اومد و پمادو داد به اکبر و خودش به دمر خوابید و گفت اگه زحمتی نیست خودتون شروع کنید.اکبرم با یه لحن هشری گفت چشم الان یه جوری ماسازتون می دم که دردش خوب بشه.نشست کنار مامان و گفت اجازه هست تاپتونو بدم بالا تا کمرتونو بمالم مهسا جونم سریع گفت راحت باشد هر کاری که میبینید لازمه بکنید. معلوم بود مامان داغ داغ شده و داره دیوونه می شه.
لباس مامانو داد بالا و پماد مالید کف دستش و مالید روی کمر مامان چند دقیقه کمرشو مالید و پرسید بیشتر کجا درد میکنه بگید بمالم اونجا رو اما قبلش باید تاپتو دربیارم اگه اشکال نداره.اونم گفت دیگه هر کاری دوست داری بکن.اکبر تاپ مامان رو خواست در بیاره که باید مامان یکم بدنشو بلند میکرد تا لباس از زیرش دربیاد.دستشو برد زیر کتف مامان خواست تاپشو دربیاره که دتشو خورد به سینه های مامان که یهو گفت ببخشید مامان گفت راحت باش بابا بیخیال.اکبر که دییونه شده بود گفت دامنتو هم دربیارم؟مهسا گفت آره عزیزم.دیگه هردو روشون باز شده بود.سریع اکبر دامن مامانم در آورد و هیکل توپ و بی نظیر مهساجون جلوی چشمش بود.پایین کمرشو مالید و گفت برم پایین تر مهسا هم گفت آره برو.اونم شروع کرد به مالیدن باسن مامان و پاهای مهسا جون.
یهو اونو برگردوند و شروع کرد به مالیدن سینه هاش سینه های مامانو یه جوری می مالید که مامان چشماشو بسته بود و می گفت جوون جوووون.
شروع کرد به خوردن سینه های مامان. بعد شرتش مهسا جونو درآورد و کسشو شروع کرد به خوردن دیگه مامان داشت پیچ و تاب می خورد زیر دست اکبر.بعد اکبر لباسای خودشو درآورد و وقتی رسید به شرتش و اونو درآورد چشام چهارتا شد عجب کیر کلفت و گنده ای داشت مادر قهوه مامان چشماش بسته بود وگرنه اگه میدید جیغ میزد.مامانو باز برگردوند و پاهاشو باز کرد و گفت خوب جنده خانم می خوام تو کستم ماساژ بدم کیرشو گذاشت رو کس مامانو یواش یواش کرد تو کس مهسا جون که یه دفعه ای صدای آییییییی از مهسا بلند شدو خواست از زیرش بیاد بیرون که نذاشت. هی میگفت عوضی کیرت خیی گندست رحممو خون میاره نکن تو دیگه اما اکبر خون جلوی چشماشو گرفته بود و افتاد رو کمر مامان و همه کیرشو کرد تو
مامان نالش بلند شدو گفت تو رو خدا ولم کن قلط کردم دارم می میرم. اونم گفت ساکت الان پسرت بلندمیشمه ها.مامان ساکت شد اما همش چنگ میزد به فرش معلوم بود خیلی درد داره میکشه.اکبر کیرشو جلو عقب می کرد دیگه مامان کسش باز شده بود و دردی نداشت.داشت حال می کرد. اکبر بعد 5 دقیقه که مامانو از کس کرد کیرشو در آورد و تو همون حالت دمر گذاشت رو سوراخ کون مامان و گفت کون تو رو اگی کسی بکنه بهشت بهش واجب میشه و کیرشو یواش یواش کرد تو اما مامان اصلا طاقت نداشت میترسید داد بزنه اما داشت گریه می کرد و دیگه حالش داشت بد میشد.اکبر نامرد دیگه کیرشو بی تفاوت به زجر کشیدن مامان تا آخر کرده بود کونش وقتی درآهورد یرشو قرمز شده بود اون کون مامانو بد جوری پاره کرده بود چون خیلی خون می اومد مامان دیگه صدایی ازش نمی اومد نگران شدم اون بی هوش بود اما اون عوضی داشت همینجوری ادامه می داد و به مامان مشت می زد و می گفت گاییدمت جنده میکشمت جرت میدم کونی بعد مامان بی هوش منو برگردوند و کیر خونیشو کرد تو کسشو خودشو ول کرد تو مامان و انگار آبش ریخت تو کس مامان. بعد یک دقیقه به خودش اومد و فهمید چه گوهی خورده که سریع بلند شد و رفت زنگ زد به اورژانس و پا به فرار گذاشت.من قبل از اومدن اورژانس رفتم خواستم مرتبش کنم که اگه اورژانس اومد آبروش نره اما یهو کیر شق شده محو کس و کون خونی مهسا جون شد منم کیرمو درآوردم و کردم تو کسش و اینقدر کردمش تا آبم اومد و منم خالی کردم تو کسش بعدش سریع لباساشو تنش کردم و تر و تمیزش کرم و وقتی اورزانس اومد بهشون گفتم انگار وقتی من خونه نبودم یکی اومده تو خونه و به زور با مادرم نزدیکی کرده از عقب و اونو زخمی کرده.اونا سریع گذاشتنش تو برانکارد و بردنش خیلی نگرانش بودم نکنه بمیره نکنه بلایی سرش بیاد.اما بعد 5 ساعت بی هوشی تو بیمارستان به هوش اومد دکترش گفت خیلی اذیت شده باید یه هفته اینجا بمونه و پرستارا کارایی که لازمه رو براش انجام بدن. این بود عاقبت داغ بودن مامان که خودشو به بیمارستان انداخت.

نوشته:‌ آرش

2.4
نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 (15 رأی )

67 نظر

یعنی چی؟ اخه پسر جان لااقل

نوشته علیرضا مجیدی زاده در 2. February 2012 - 9:25

یعنی چی؟ اخه پسر جان لااقل خالی میبندی یه کم خلاقیت به خرج بده. این چه کسشریه که نوشتی؟ یعنی مردقحطی بود که مامانت میبایست به مامور آب بده اونم روزی که تو خونه بودی؟

عزیزم مزخرفات به قول دوستان

نوشته drsadra در 2. February 2012 - 9:51

عزیزم مزخرفات به قول دوستان کس مغزانت رو ببر بریز تو توالت
این دری وری ها رو اینجا ننویس خاک توی اون سرت کنن

واقعا اگه خالی میبنید یکجوری

نوشته razihp در 2. February 2012 - 10:11

واقعا اگه خالی میبنید یکجوری بگید که یک مقدار با عقل هم جور بشه .

عجب

نوشته خاله میترا در 2. February 2012 - 10:47

عجب Rolling Eyes

ای کودک نادان.چرا کس میگی

نوشته mani process در 2. February 2012 - 11:07

ای کودک نادان.چرا کس میگی آخه؟؟مثه اینکه حالت خیلی خرابه.

کیرم تو چشات بااین داستان

نوشته حسین16 در 2. February 2012 - 11:14

کیرم تو چشات بااین داستان گفتنت حالا گیریم راست میگی
دکتره گفته یه هفتی که کل دکترا و پرستارا و... کارشو بسازنا
خیالت راحت بیارستان پول ازت نمیگیره

Mesle inke dastanet faghat

نوشته Be.easy.nigga در 2. February 2012 - 11:39

Mesle inke dastanet faghat khodeto divoone karde. Big Grin va Wink
Enghad kafdasi zadi maghzet chorook shode.dastetam shabihe daste terminator shode.be madaret geramit salam bereson

فکرکنم هنوز از اون موقع مریضی

نوشته pouya koslis در 2. February 2012 - 11:41

فکرکنم هنوز از اون موقع مریضی واقعا اگر میدیدمت یه جوری میکردمت که شبیه مادرت بشی.

اخی ! چیکارش دارین فانتزیاشو

نوشته hediye در 2. February 2012 - 12:09

اخی ! چیکارش دارین فانتزیاشو نوشته! حالا فانتزیهاش یه کم دیوسی باشه که اشکال نداره! بنویس اورین بنویس!

کسکش کس مغز بی غیرت واستادی

نوشته علی تی اکس در 2. February 2012 - 12:22

کسکش کس مغز بی غیرت واستادی ننتو اونقد کرد که بیهوش شد بعد خودتم گاییدیش تو کله تو گوه سگ بی غیرت کیر به کلت بباره

عجب !!!!!!!!!!!!!!!1جه مامانه

نوشته nazgool66 در 2. February 2012 - 12:31

عجب !!!!!!!!!!!!!!!1جه مامانه شجاعی داری ،تا نصف بیشتر نخوندم مزخرف بود ،همون بهتر که باهات اشنا نشیم

عجب !!!!!!!!!!!!!!!1جه مامانه

نوشته nazgool66 در 2. February 2012 - 12:34

عجب !!!!!!!!!!!!!!!1جه مامانه شجاعی داری ،تا نصف بیشتر نخوندم مزخرف بود ،همون بهتر که باهات اشنا نشیم

نه دمت گرم جا کش

نوشته vahid.va در 2. February 2012 - 12:59

Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor نه دمت گرم جا کش

نه دمت گرم جا کش

نوشته vahid.va در 2. February 2012 - 13:00

Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor نه دمت گرم جا کش

azizam to chetori tonesti

نوشته nanaz651 در 2. February 2012 - 13:12

azizam to chetori tonesti motevaje beshi az poshete panjere ke mamanet be un mamore kazaie ab chi goft badesham agar dost dashti adrese khonatono be mile man befrest ke manam biyam khodamo mamore qaz moarefi konam nanaz651@yahoo.com

بسيار داستان زيبايي بود ، خوب

نوشته amazonikazon در 2. February 2012 - 13:49

بسيار داستان زيبايي بود ، خوب تونسته بودي خودت رو تخليه كني ... ادامه بده و اينبار خشنتر باشه ، طوري كه اينبار بجاي مامور آب يك فيل بان هندي بياد و خورطوم فيلشو بكنه تو كسه ننت خاركسسه ..
خارج از شوخي داستان باحالي بود ادامه بده جيگر

احتمالا تو بچگی هات همچین

نوشته mobin-rezaei در 2. February 2012 - 14:20

احتمالا تو بچگی هات همچین کردنت و کونتو پاره کردن که خایه نکردی بری جلو.ننتو میکرد جق نمیزدی بی غیرت؟
کیر تو کونت

کس مغز خالی بند

نوشته saeed_volvo در 2. February 2012 - 14:32

کس مغز خالی بند

dige mamanet bashe nazdiki

نوشته vahed gashd در 2. February 2012 - 14:52

dige mamanet bashe nazdiki nakoneeeeeeeeeeeeee

هم خودت کونی وب رگی هم مامانت

نوشته Sainaa در 2. February 2012 - 15:12

هم خودت کونی وب رگی هم مامانت بی آبروه،البته اگه داستانت راست باشه،هرچندبعیدبدونم که یه کلمه هم راست گفته باشی،به نظر خودت خواستی متفاوت باشه ولی ریدی توش،کیه که ازکون بکنه تا یه هفته بیمارستان باشه اگه قلبشم عمل کرده بود این همه طول نمیکشید،مزخرف دروغ گو

age vaghey bud khub bud,vali

نوشته Shahin driver در 2. February 2012 - 15:39

age vaghey bud khub bud,vali vazeh bud durughe.be har hal mer30 ke zahmat typesho keshidi

كس گفتي اي كس گفتي از كون

نوشته Enteghad sazande در 2. February 2012 - 16:46

كس گفتي اي كس گفتي
از كون دادن خودت به اكبر هم ميگفتي
فانتزي تخمي دادي
كسخل بودي شكفتي

اداره آب منطقه شما استخدام

نوشته محسن کس لیس در 2. February 2012 - 16:50

اداره آب منطقه شما استخدام نداره من حاظرم مجانی کار کنم براشون بهتر از اینه که پول جنده بازی بدم

اداره آب منطقه شما استخدام

نوشته محسن کس لیس در 2. February 2012 - 16:52

اداره آب منطقه شما استخدام نداره من حاظرم مجانی کار کنم براشون بهتر از اینه که پول جنده بازی بدم

(بدون موضوع)

نوشته parvazi در 2. February 2012 - 18:49

Rolling On The Floor

دیوانه اخه این چیه که نوشتی

نوشته leja در 2. February 2012 - 19:04

دیوانه اخه این چیه که نوشتی بهتربه پزشک مراجعه کنی تا حالت بدترنشده

Akhe k i r a m to kose madar,

نوشته Omid25_cm در 2. February 2012 - 20:30

Akhe k i r a m to kose madar, jendat, in ham dastan bod neveshti koskesh, har chi fohsh ham behet bedam delam khonak namishe adres bede ta beyam ham khodeto ham madareto bekonam ta shayad delam khonak beshe

Akhe k i r a m to kose madar,

نوشته Omid25_cm در 2. February 2012 - 20:31

Akhe k i r a m to kose madar, jendat, in ham dastan bod neveshti koskesh, har chi fohsh ham behet bedam delam khonak namishe adres bede ta beyam ham khodeto ham madareto bekonam ta shayad delam khonak beshe

Akhe k i r a m to kose madar,

نوشته Omid25_cm در 2. February 2012 - 20:32

Akhe k i r a m to kose madar, jendat, in ham dastan bod neveshti koskesh, har chi fohsh ham behet bedam delam khonak namishe adres bede ta beyam ham khodeto ham madareto bekonam ta shayad delam khonak beshe

Akhe k i r a m to kose madar,

نوشته Omid25_cm در 2. February 2012 - 20:34

Akhe k i r a m to kose madar, jendat, in ham dastan bod neveshti koskesh, har chi fohsh ham behet bedam delam khonak namishe adres bede ta beyam ham khodeto ham madareto bekonam ta shayad delam khonak beshe

Akhe k i r a m to kose madar,

نوشته Omid25_cm در 2. February 2012 - 20:35

Akhe k i r a m to kose madar, jendat, in ham dastan bod neveshti koskesh, har chi fohsh ham behet bedam delam khonak namishe adres bede ta beyam ham khodeto ham madareto bekonam ta shayad delam khonak beshe

Asheghe sheeratam pesar:d

نوشته Gallantry در 2. February 2012 - 21:56

Asheghe sheeratam pesar:d
Rolling On The Floor

شر و ور......بدون تحریکات

نوشته mahnaz133 در 2. February 2012 - 23:10

شر و ور......بدون تحریکات قبلی.....با وجود بودن تو الاغ تو خونه.......آخه انتر این داستانو به یه بچه بگی اوقش می گیره از این تخیل بی اساس.....حالم به هم خورد از خود کثافتت که آخرشم خودتو برای مامانت خالی کردی نامرد هم خودتی چون اون یارو به دعوت مامانت اومد تو ولی تو در حال بی هوشی اونو کردی

شر و ور......بدون تحریکات

نوشته mahnaz133 در 2. February 2012 - 23:04

شر و ور......بدون تحریکات قبلی.....با وجود بودن تو الاغ تو خونه.......آخه عنتر این داستانو به یه بچه بگی عوقش می گیره از این تخیل بی اساس.....حالم به هم خورد از خود کثافتت که آخرشم خودتو برای مامانت خالی کردی خوب شد بابات مرد با تو ادامه نداد این زندگی کثیفو

خیلی بی غیرتی.............آدم

نوشته lonely boy 20 در 2. February 2012 - 23:26

خیلی بی غیرتی.............آدم مرد غریبه با مامانش میبینه ........فقط وایمیسه نگاش می کنه که هرکاری خواست با مامانش بکنه ............بعد هم کارش تموم شد...........میری از فرصت استفاده میکنی و مامانتو می کنی .........
واقعا " که ............
مردم مردای قدیم که به معنای واقعی مرد بودن ............
البته نمیگم داستانت واقعی بود نه نبود اما ........خیلی تو داستانت نشون دادی ..........ناموست اصلا " برات مهم نیست

حتما اون یه هفته هم دکترا

نوشته benihimeh در 2. February 2012 - 23:33

حتما اون یه هفته هم دکترا میکردنش!!!Big Grin :-D Big Grin

چرا تو 90% داستان های سکسی

نوشته mani.0111 در 2. February 2012 - 23:34

چرا تو 90% داستان های سکسی پماد کمر درد هست؟

من نمیدونم چه حکمتیه هرکی

نوشته full_sex در 3. February 2012 - 2:23

من نمیدونم چه حکمتیه هرکی بخواد نویسنده بشه واسه تمرین نویسندگی اول میاد تواین سایت خواهرو مامانشو جنده کنه؟ Big Grin Big Grin Big Grin

آقا این بنده خدا راست

نوشته saman1370-2 در 3. February 2012 - 2:33

آقا این بنده خدا راست میگه...من اونجا بودم....منم...اون مامور آب منم....جوری مامانشو کردم که کیرم از دهنش امده بود بیرون...راست این میگه بچه سرزنشش نکنین

كس شعرنوشتي خودت هم قبول

نوشته sater در 3. February 2012 - 3:03

كس شعرنوشتي خودت هم قبول داري.حتما اكبر خودت رو قبلاكه براي برداشت كنتور
آمده بود گاييده بودكه قبل ازاينكه مهساجونت اسمشوبپرسه بلدبودي.

حالا راستشو میگفتی تا همه از

نوشته takavarjoon در 3. February 2012 - 10:02

حالا راستشو میگفتی تا همه از داستانت لذت ببرند. مادرت مریض خوابیده بود و مامور آب اومد و کونتو پاره کرد. بعدشم که بردنت بیمارستان و یک هفته هم اونجا کون دادی. آخه کله کیری تو که میگی مریض بودی چطوری تونستی کوس مادرت بذاری؟ بعدش هم که نوشتی خیلی نگران مادرت بودی!!! جاکش و کوس کش و بچه کونی که میگن خودت هستی و بس. آب کیر هرچی بچه شهوانیه تو مغزت.

همینه که هست حال کردم اینجوری

نوشته mobina86 در 3. February 2012 - 14:05

همینه که هست حال کردم اینجوری بنویسم

بچه کونی کم فیلم سوپر نگاه کن

نوشته sali 7 در 3. February 2012 - 16:04

بچه کونی کم فیلم سوپر نگاه کن !

حداقل میخوای داستان فیلم بزاری روی مادرت درست بنویس تا خواننده لذت ببره !

فیلم شیر فروش دیدی . گفتی این فیلم روی مادرت پیاده کنی !

بچه کونی کم فیلم سوپر نگاه کن

نوشته sali 7 در 3. February 2012 - 16:10

بچه کونی کم فیلم سوپر نگاه کن !

حداقل میخوای داستان فیلم بزاری روی مادرت درست بنویس تا خواننده لذت ببره !

فیلم شیر فروش دیدی . گفتی این فیلم روی مادرت پیاده کنی !

کون دلمبه ی بی غیرت که گفتی

نوشته kamalldj در 3. February 2012 - 16:41

کون دلمبه ی بی غیرت که گفتی آبتو ریختی توکوس مامانت کیر هرچی با غیرته توکووووننند

یاد اون شعره افتادم که میگفت

نوشته sina s در 4. February 2012 - 0:46

یاد اون شعره افتادم که میگفت :
چاخان نگو جون
برو کونتو بده
جلق و بزن جون
برو کونتو بده
دیگه ننویس
برو کونتو بده
خودتو نترکون
برو کونتو بده
هاا بیا

بچه مامانت جنده تمام معناست

نوشته farzaad در 4. February 2012 - 11:36

بچه مامانت جنده تمام معناست ....

بچه مامانت جنده تمام معناست

نوشته farzaad در 4. February 2012 - 11:42

بچه مامانت جنده تمام معناست ....

انجیل این دیگه چی بود با این

نوشته ahora_radan در 6. February 2012 - 1:14

انجیل
این دیگه چی بود
با این داستانت خودتو به گاییدن دادی

دوستان اسمش داستان سكسيه نه

نوشته FightClub2 در 7. February 2012 - 3:27

دوستان اسمش داستان سكسيه نه خاطرات سكسي. 99 درصد داستان هاي اينجا از تخيلات نويسنده هاش مياد. ولي آخه بايد قشنگ باشه يا نه؟ راستش من كه حتي تا ته داستانت خوندم تا وسطاش تقريبا بلند كرده بودم كه داستان رو تبديل كردي به فيلم ترسناك. مثلا مي خواستي متفاوت باشي؟ راستش ياد فيلم هفت افتادم. سريع همه ي شهوتم از بين رفت. در ضمن بقيه رو نميدونم ولي به نظرم سكس خانوادگي و لذت بردن از سكس مادر و خواهر با ديگران تو ايران يا وجود نداره يا خيلي خيلي كمه واسه همين باور كردنش سخت ميشه و داستانش هم لذتي نداره.

تو شاغل بودی، یعنی سنت باید

نوشته ارغوان♥ در 10. February 2012 - 16:57

تو شاغل بودی، یعنی سنت باید بیشتر از 20 باشه! مادرتم اگه تو 20 سالگی ازدواج کرده باشه و 9 ماه بعد تورو زاییده باشه باید بالای 40 داشته باشه!!!! این توصیفات بهش نمیخوره. درضمن معلومه چقدر نگران حالش بودی که تو اون حالت باهاش سکس داشتی! چند درصد احتمال میدی که مامانت بدون اینکه کیر اکبرو ببینه بهش داده باشه؟!! کمتر از 1% امکان داره که دقیقاً وقتی اکبر میکشه پایین چشاش بسته باشه. معمولاً آدمها قبل سکس کلی باهم ور میرن و هیکل همو ارزیابی میکنن. اکبرم که اونهمه خجالیتی بود یهو چه وحشی و بی ادب شد!.......

(بدون موضوع)

نوشته HAMIDNAFTI در 11. February 2012 - 0:29

sagyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy

(بدون موضوع)

نوشته HAMIDNAFTI در 11. February 2012 - 0:31

sagyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy

ريدي تو روزم كس گفتي تابل بود

نوشته makan kiyani در 16. February 2012 - 21:13

ريدي تو روزم كس گفتي تابل بود بچه كوني مادر آدم مقدسه همين كه فكرشو كردي يعني خوك سفتي بگيرمت پارت مي كنم طلبه بودي لات شدي بگو ببينمت

hedi khanoom zer zer nakon

نوشته sex bogh در 23. February 2012 - 0:04

hedi khanoom zer zer nakon

بعضیها غیرت از یادشون رفته

نوشته janati در 28. February 2012 - 19:00

بعضیها غیرت از یادشون رفته سیب زمینی غیرتش از این آدما بشتر گفتم آدم ولی سخته همچین کسیو آدم نامید واقعا چی فکر میکنی فکر میکنی خوبه یکی بیاد تو مادرتو بکنه بره و تو تحریک بشی من همون اولشو خوندم تا اونجا که صحبت پماد شد دیگه نخوندم چون دروغ بود و خیلی بده که آدم حتی تو تصورش به این فکر کنه که یکی بیاد مادرشو بکنه بره اینا همه از جقه بهت پیشنهاد میکنم زودتر ازدواج کنی چون او یزره مغزیم که برات مونده کم کم از سر دودولت میزنه بیرون

Mardi t0 mard

نوشته Majed.sex در 30. March 2012 - 13:51

Mardi t0 mard

Mardi t0 mard

نوشته Majed.sex در 30. March 2012 - 13:52

Mardi t0 mard

خداییش سر هیچ داستانی اینقدر

نوشته isobel در 11. May 2012 - 4:34

خداییش سر هیچ داستانی اینقدر نخندیدم که سر این یکی خندیدم D:
این جور داستانا جدای مزخرف بودنش به خاطر سکس خانوادگی ( که چه قبول داشته باشیین چه نه ، یه بیماریه احمقانست اونم به خاطر درست ارضا نشدن ) جدای اون هم که در نظر بگیریم خیلی مضخرفه چون دقیقا تا جایی خوب پیش میره که نویسندش حوصله داره ... یکم که می گذره خود نویسنده مثل اینکه شق می کنه دیگه حال نداره درست حسابی بنویسه می رینه تو هرچی تا حالا نوشته بود
اما جدای همه این حرف ها من طرفدار سبگ جدیدی از داسنتانای سکسی ام که تخیل کیری توشه ! یه جوری بزنه تو فازه مسخره بازی ! مثلا :
اکبر یهو دست کرد تو شلوار خودش و با کیرش ور رفت اینگار داشت کیرشو آماده یه کس کردن توپ می کرد.
+ که یهو داد زد آی دستم ... کیرش دستشو گاز گرفته بود اینقدر وحشی شده بود .
البته این سبک اصلا به درد خود ارضایی و اینا نمی خوره .. کلا می شه طنز کثیف

عاقبت ........ندونی کیر

نوشته atatork در 24. May 2012 - 12:17

عاقبت ........ندونی کیر اندازه ش چنده همینه دیگه

کیرم توکس.مامانت

نوشته Ali baby در 16. August 2012 - 4:39

کیرم توکس.مامانت بااین.بچش,/*/////////////**///*///****/*کم.کسشربگو

فقط میتونم بگم خیلی بی غیرتی

نوشته Asef 760 در 29. August 2012 - 1:12

فقط میتونم بگم
خیلی بی غیرتی کسکش

کیرم تو جا خابه ننت بی غیرته

نوشته mehrad.qati در 8. September 2012 - 10:24

کیرم تو جا خابه ننت بی غیرته عمه خراب
کسه ننه ی جندت با کیره قورباغه ام گشاد میشه
دفه دیگه مامور آب اومد برو آبیاریت کنه

کیرم تو جا خابه ننت بی غیرته

نوشته mehrad.qati در 8. September 2012 - 10:25

کیرم تو جا خابه ننت بی غیرته عمه خراب
کسه ننه ی جندت با کیره قورباغه ام گشاد میشه
دفه دیگه مامور آب اومد برو آبیاریت کنه

دروغ بود

نوشته marde tehrani در 22. January 2013 - 8:39

دروغ بود

انقدر جلق نزن عزیزم

نوشته Hamid.Zombie در 30. January 2013 - 5:45

انقدر جلق نزن عزیزم Smile

انقدر جلق نزن عزیزم

نوشته Hamid.Zombie در 30. January 2013 - 5:48

انقدر جلق نزن عزیزم Smile