شما اینجا هستید

مدرسه و خاطرات همجنس‌بازی من

سلام دوستان عزیز...من شایانم و 23 ساله از تهران..
میخوام داستان سکس خودم رو با یکی از بچه محل هام و همکلاسیم واستون بگم که اسمش محمد جواد بود...
یادمه که من اول راهنمایی بودم که تازه خونمون رو عوض کرده بودیم و کسی رو تو کوچه نمی شناختم...من تو بچگی عاشق فوتبال تو کوچه بودم و از اونجایی که با کسی آشنا نشده بودم خودم تنها بازی می کردم....ی چند روزی اینطور بود که ی روز برای اولین با محمد جواد روبرو شدم...اومد جلو با من دست داد و خودشو معرفی کرد...بعد از اینکه ازمن چند تا سوال پرسید به من گفت که میتونیم با هم بازی کنیم..خلاصه باهاش اشنا شدم و بعد از اینکه مدارس باز شد هم با هم هم مسیر و هم کلاسی شدیم....این مسئله باعث شد که خیلی بیشتر باهم صمیمی بشیم....یک ماه از مهر ماه گذشته بود و ما بارها برای انجام تکالیف و چرت و پرت ها به خونه های همدیگه رفته بودیم...من از بچگی خیلی وقت ها حسی به هم دست می داد که دوست داشتم روی بالش بخوابم و کیرمو بذارم رو بالش تا قلقلکم بیاد...(اون زمان هنوز شاشم کف نشده بود و نمیدونستم این عمل جلق زدنه)...گاهی می شد که هوس انجام این کار رو می کردم...به سوای این من به غیر از مادرم 2 تا خواهر بزرگتر از خودم دارم که اون زمان یادمه یبار اتفاقی نوار بهداشتی هاشون رو پیدا کرده بودم و ی روز صبح 2 تاشو تو شورتم گذاشتمو رفتم مدرسه...اون روز تو مدرسه من تو اوج بود...دائم دوست داشتم نوار رو به کیرم و کونم فشار بدم...دوست داشتم به محمد جواد بگم اما روم نمی شد..اخه میترسیدم بهم بگه بجه (چون پوشک یا نوار بهداشیتی بستم.)..خلاصه تو حالت حشری بودم که فکر سکس با محمد جواد به سرم زد...هر دوی ما تپل بودیم و کون محمد جواد بزرگ بود....تصمیم گرفتم تو راه برگشت به خونه با محمد جواد بحث رو باز کنم...اما نمیدونستم چطوری...زنگ اخر خورد و داشتیم برمی گشتیم که من به محمد جواد گفتم: ممد؟؟تا حالا با دختر خاله هات یا کسی دکتر بازی کردی؟؟؟یهو از سوال من متعجب شد و گفت: نه چطور؟؟؟؟خلاصه تا خونه کلی حرف زدیم و حتی تو کوچه کلی نشستیمو راجع به این چیزا حرف زدیم...فهمیدم که کلکم گرفته محمد جواد هم حشری شده....همون موقع بود که بهش گفتم اگه دوست داری میتونی به کون من دست بزنی و ببینی چه حسی داره...اون هم بلافاصله دستشو گذاشت زیر کونمو من هم نشستم روش ...بعد از چند لحظه بهش گفتم که بیا بریم تو زیر زمین خونه ی ما اونجا راحت تریم..اونم قبول کرد...هر دومون کیرمون راست شده بود...وقتی رفتیم توی زیزمین من از رو لباس هی به کون محمد جواد فشار می اوردم..که کم کم حس کردم داره قلقلکم میاد..ارضاء شده بودم...برای همین بعد از این کار به محمد گفتم بسه دیگه بیا بریم..اما اون هنوز دوست داشت منو دست مالی کنه...اونم یکم منو مالوندو رفتیم...فرداش تو مدرسه اصلا به روی هم نیووردیم و با هم حرف نزدیم...حتی جدا برگشتیم خونه..همینطور گذشت تا اینکه پس فرداش ورزش داشتیم...توی حیاط نشسته بودیم که من رفتم سمتش ازش پرسیدم که پشیمونه...اول گفت که بعد از کارمون تا فرداش پشیمون بوده اما الان دوست دارم بازم اون کارو بکنیم...بللللهههههه...دیگه محمد جواد شده بود پاکاره خودم...انقدر حشری بودیم که همون روز رفتیم تو دستشویی مدرسه (یادمه تو مدارس همیشه ی دستشویی برای شستشوی تی و وسایل مستخدم در بسته بود و بجه ها اونجا نمی رفتن..)..رفتیم تو همون دستشویی و من سریع شلوارمو در اروردم...محمد هم که سرعت منو دید سریع همین کارو کرد...یکم به کیر هم دست زدیم و بعد بهشت گفتم که برگرده...به سر کیرم تف زدم و اروم به وسط کونش فشار دادم...از پرسیدم کجاته؟؟که گفت بالای سوراخم...با کمک خودش کیرمو گذاشتم رو سوراخشو محکم فشار دادم که دیدم یهو داد زد و برگشت بهم مشت زد...میگفت کونش داره میسوزه و دردش اومده....خلاصه یکم التماسش کردم و برگشت...اینبار خودش گفت یکم به کونش تف بزنم...ولی بازم خودشو سفت کرد...منم از پشت محکم بغلش کردم و دوباره ارضا شدم...اونکه دلش درد گرفته بود فقط ترجیح داد خودشو به من بچسبونه و قلقلکش بیاد...
من و محمد جواد تا بعد از اتمام دوران دبیرستان با هم دوست و هم محلی بودیم بعدها بارها با هم سکس کردیم و بعد از اینکه ابمون میومد اونو روی کون همدیگر می ریختیم...من هیچی رو دروع نگفتم و فقط از ی حس خوب واستون نوشتم...هنوزم یادم نمیره که وقتی تو زیر زمین رو ی تیکه کارتون رو کونش میخوابیدم چه لذتی داشت...
من هنوزم گی دو طرفه دوست دارم...شورت زنونه هم می پوشم و نوار بهداشتی می بندم...

نوشته: شایان

داستان سکسی:

2
نمره شما: هیچ میانگین 2 (4 votes)

نظرات

بابا کونی هستین؟ محترم. شورت زنونه می پوشین؟ به درک. نوار بهداشتی استفاده می کنین؟ به یه ورش.
دیگه این کون کون بازیای لوس دوران بچگی که به ارضا میگفتین قلقلک رو برای چی مینویسین؟ کیر کی رو راست میکنه؟ کس کی رو خیس؟
ما دموکراسی نخواهیم کی رو باید ببینیم؟!!

بالا
0 لایک

کثــــــــــــــــیف بود ببخش این قد صریح گفتم لطفا لواط ننویسید بعدشم مگر کسی گف دروغ میگید به این کار میگن فرافکنی یعنی دست پیش بگری پس نیفتی انکه حساب پاک اس از محاسبه چه باک است.در اخر ممنون که نوشتی خدا قوت

بالا
0 لایک

آقا اینو شنیدید که میگن شیخ ها عاشق بچه بازی وگی با پسرای کوچیکن.
حالا دیگه یقین داشته باشید که واقعیته، میگید نه یکیش همین شیخ متفکر خودمون. دیدید چه لذتی برده از این داستان دلش پرپر میزنه واسه کون سفید یک بچه کوچیک.
خیلی هم تو مخ زدن بچه کوچیکا زرنگن
اصلا خیلی حرفه ای هستن تو این کار.
شیخ جسارت نشه یوقت
خودت میدونی دیگه.

اما این نویسنده خواسته بگه در واقع کونی نیست که خودشو کونی نشون داده توداستان.چون اگه کونی بود که نمیگفت کونیه،البته بفکرخودش اینجوریه.
ولی واقعیت اینه که این پسره واقعا کونیه که میخواد با این کار کونی بودنش رو انکارکنه.
خودش خوب میدونه منظورم چیه.

بالا
0 لایک

...و بعدها شایان(نویسنده) همچنان کونی موند و محمد جواد هم بعد از اینکه به منو مارلن براندو و فرانسیس فرد کانکاپولاس داد بر اثر یه جق ناقص مرد.روحش شاد و کونش گرامی باد

بالا
0 لایک