مستأجر سکسی من

من و مستاجرم
سلام به همه ي دوستاي رك و صميمي
اسم مستعار من شاهرخ 27سالمه.
داستان از اون جايي شروع شد كه تصميم گرفتم خونه بخرم. خيلي گشتم خسته شدم.
خلاصه يه خونه پيدا كردم و با اجازه بامانمينا ( بابا و مامان) خريدم.
همون بنگاه هم يه مستجر برام پيدا كرد.
روز قرارداد خيلي جدي به دختر مستاجرم نگاه ميكردم. چون بيشتر وقتا به دخترا روي خوش نشون نميدم. چشم ها و صداي فوق العاده زيبايي داشت.
ذهنيتم اين بود كه باش رفيق ميشم.
خلاصه به قول خودمون مخ رو زديمو شماره و...
نگو ايشون هم تو كاره مخ و گوشتكوب بودن(جوگير نشو)...
خيلي زود اس ام اس بازي و جوك هاي سكسي شروع شد.
اسمش شمیم، 28 سالش بود. طلاق گرفته بود. قد كوتاه 155 ، چهره سفيد معمولي اما با نمك و تو دل برو. سينه هاي كوچيك اما باسن متوسط و شيك.
چند باري با هم رفتيم رستوران و انگولك و كون كرمولك بازي، ديدم خيلي hot هستش.
تك و توك بوس بازي هم تو پارك اينا شروع شد و من دوستش داشتم. فقط به عنوان يه دوست دختر. اما اون فكر كنم دنبال كيس ازدواج بود.
ميدونم هميشه از يه ديدن وشماره و اس ام اس و ...شروع ميشه و بعد پارك و رستوران و بعد دست دادن و لاس و بوس و لب و آخرش هم لنگ ها هوا.
اما به نظر من لذت 100 % سكس = دوست داشتن دوطرفه + مهارت تو سكس (كه من ندارم)
خلاصه همه رفتن مسافرت و من به خاطر كارم يا نقشه ي سكس يا هرچي كه شما بگين نتونستم برم. (ريدي با اين جملاتت)
زنگ زدم بعدش ضد زنگ زدم. (بينمك!)
شمیم جوووونم قرار شد فوري با آژانس بياد، منم يه شيو و صفا و دوش فوري گرفتم.
توو حموم بودم كه زنگ درو زدن، لختكي اومدم درو وا كردم و رفتم. هميشه دقيقه 90 و وقت اضافه و دير ميرسم. (ازگل!)

اومد بالا نشست و منم با حوله اومدم كسي شك نكنه. كلن زيادي راحتم.
خوشم اومد ساده و شيك بود. يه لباس قرمز توري مثه هميشه هات. شلوار تنگ ميخواستم همون جا بچسبم... (بيجنبه ي ...) يه بوس دادم و رفتم اتاق آرايش و سشوار و دود از سشوار و كله زد بالا. ژل و قر و فر و ... (تمومش كن ديگه گندشو در آوردي).
اومدم يه ميوه و آب آلبالبالو (آلبالو) خورديم و يه نگاه به چشم هاي هميشه مست و خمارش كردم. چقدر خواستني شده بود.
يه موزيك ملايم گذاشتم و داستانبازي...
آروم تو آغوشش كشيدم و يه بوس پر از عشق و شهوت از لباش كردم. نميدونم يه دفعه چي شد؟ ديوونه ي چشماش شدم يا محسور و مدهوش عطر تنش، با يه بوسه ي داغ آز لباش انگار داشتم بال در مي آوردم. محكم تو بغلم گرفتمش، انگار داشتيم تو وجود هم غرق ميشديم وهر چي لباي همديگرو مي خورديم سير نمي شديم.
واقعن خيام راست ميگه كه:
خيام اگر زباده مستي خوش باش با ماهرخي اگر نشستي خوش باش
چون عاقبت كار جهان نيستي است انگار كه نيستي چو شمیم خوش باش
عشق بازي رو خيلي دوست دارم. بعد از چند تا لب جانانه شروع كردم به نوازش مو ها و صورتش. آروم زير گردن و گوش هاشو بوسيدم. رفلكسش شديد بود. ديگه با زبونم گوش و گردنشو ميخوردم و با دستام سينه ها شو ميماليدم. حسابي تحريك شده بود. هي ميگفت شاهرخ جونم جووووون آآآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه ه ه ه. تقريبا همزمان گفتيم دوست دارم.
شاهرخ كوچولوي منم قاط زده بود.

كم كم لباساشو در آوردم و شروع به خوردن سينه هاش كردم يكيشو ميخوردم و نوكشو با زبون و دندون فشار ميداديم اون يكي رو با دست فشار ميدادم و با انگشتم نوكشو فشار ميدادم. ديگه صداي نفس زدن هاي بلندشو ميشنيدم.
ميگفت شاهرخ ديوونم كردي!!!!!!!!!
تمام بدنش رو غرق بوسه كردم. باز هم نوازش و عشق بازي...
از بوسه هاي داغ و لب و زبون بازي باز گوششو و گردنشو خوردم حسابي تكون ميخورد.
سينه هاشو دوباره خوردم و اومدم پايين واي چه كس تپل خوشگلي!! ديوونه كننده بود. حسابي با دست مالوندم به خودش ميپيچيد. كمي با انگشت كردم تووش. انقدر با انگشت عقب جلو كردم داشت ارضا ميشد.
گفت شاهرخ بسه ديوونم كردي. كير ميخوام. بكن تو كسم بكن.
منم از قبل اسپري زده بودم. آروم آروم كردم توش يه آهي كشيد...
شاهرخ كوچولو زود جاشو پيدا كرد و با نازگل شمیم جونم دوست شدن.
آروم ميكردم وگاهي لب و زبون و گاهي سينه هاشو ميخوردم.
سرعتو زياد كردم هردومون خيلي حال ميكرديم. داشتم تو وجودش ذوب ميشدم.
گفتم جووووووون. دوستت دارم شمیم جووونم.
هي آه اوه ميكرد. ميگفت جوووووووون بكن بكن تو كسم واااااييييييييييي آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه عوضيييييييييييي. شاهرخ! دووستت دارم.
خودش هم با دستش كليتوريسش رو ميماليد. داشتيم اوج لذت رو تجربه ميكرديم. باز چشم تو چشم لب ميخورديم.
سرعتو زياد كردم صداي شالاپ شولوپ راه افتاده بود. كيرمو تا ته فشار ميدادم و هي تندتر تلنبه ميزدم تا اينكه ديدم ناله اي كرد و به خودش پيچيد. تقريبا هم زمان به اوج رسيديم.
همه ي آبمو خالي كردم تووووش، عالي بود.
خيلي حال كردم. يكم آروم بوس بازي كرديم و يه لب جانانه آبدار خورديم. دوباره شاهرخ كوچول بيدار شد.
دوباره عشق بازي و تحريكش كردم گفتم از عقب گفت نه به شوهرم هم ندادم. درد داره.
گفتم آروم امتحان مي كنيم.
كرم زدم، خيلي تنگ بود آروم آروم شروع كردم هي آخ و اوخ و جيغ و داد ميكرد و ميگفت شاهرخ بيخيال درد داره.
ميخواست از گيرش در بره كه محكم گرفته بودمش.
خلاصه به زحمت نصفشو كردم تو و بازشروع كردم به خوردن لب و دستمالي سينه هاش.
زبونم و توو گوشش ميچرخوندم. حسابي هاتش كردم.
كم كم تا ته كردمو تند تند تلمبه ميزدم و بدجور آخ و اوخ و ناله ميكرد. دوباره داشت آبم ميومد. ريختم توش. رفتيم زير دوش باهم كلي عشق بازي و بوس و لب بازي و حال كرديم.
فكر كنم يكي اومد...

چند بار ديگه هم تو خونه ي خودشون عشق بازي و سكس كرديم و هنوز دوستيم و همديگرو دوست داريم.
ببخشيد اولين داستانم بود.
اميدوارم با كسي سكس كنيد كه دوستش دارين.
شاد و خوشبخت باشين.

نوشته: شاهرخ

2.829785
نمره شما: هیچ :میانگین 2.8 (47 رأی )

13 نظر

dastane khobi bod vali kheili

نوشته ha ha ha در 10. October 2011 - 8:47

dastane khobi bod vali kheili zod shoro shod kheili zodam tamum shod

دوم

نوشته hadi sexxxy در 10. October 2011 - 8:31

دوم

مسخره.

نوشته parvazi در 10. October 2011 - 8:53

مسخره.

من هم بکنمش

نوشته hamid.looloo در 10. October 2011 - 9:06

من هم بکنمش

آخی مرسی از نصیحت آخرت خودمون

نوشته ساینا جون4 در 12. October 2011 - 10:28

آخی مرسی از نصیحت آخرت خودمون عقلمون نمیکشید با هر کی دوسش داریم سکس کنیم
داستان خوبی بود ولی زیادی نمک ریختی شور شد دلمونو زد
یه پیشنهاد دارم زیاد بفرمائید شام رو نگاه نکن تو روحیت بدجور تاثیر گذاشته

تم تکراری بود مستاجر سکسی

نوشته meysamak در 10. October 2011 - 12:47

تم تکراری بود
مستاجر سکسی اونم مطلقه!!!

همون دو سه خط اول داستان

نوشته kazemi1349 در 10. October 2011 - 20:13

همون دو سه خط اول داستان معلومه که کوس شعر محضه.

سایناجون،تو 4خط نوشتی واشکال

نوشته barneymichaelstinson در 10. October 2011 - 21:31

سایناجون،تو 4خط نوشتی واشکال توش پیدا شد.بعد به بعضی از نویسنده های بیچاره گیر میدی!ادعا هم میکنی سوتی نمیدی!یه نمونش
(یه پیشنهاد دارم زیاد بفرمائید شام رو نگاه کن تو روحیت بدجور تاثیر گذاشته)!

سایناجون،تو 4خط نوشتی واشکال

نوشته barneymichaelstinson در 10. October 2011 - 21:33

سایناجون،تو 4خط نوشتی واشکال توش پیدا شد.بعد به بعضی از نویسنده های بیچاره گیر میدی!ادعا هم میکنی سوتی نمیدی!یه نمونش
(یه پیشنهاد دارم زیاد بفرمائید شام رو نگاه کن تو روحیت بدجور تاثیر گذاشته)!باید بگی نگاه نکن.

ریدی با این داستان نوشتنت بی

نوشته hamidzdf.4760 در 10. October 2011 - 22:57

ریدی با این داستان نوشتنت بی سواد

سلام ببخشید خیلی داستانت تخمی

نوشته دکتر سروش در 11. October 2011 - 18:56

سلام ببخشید خیلی داستانت تخمی بود مثلا خواستی با مزه باشی؟نه عمو ریدی.

barneymichaelstinson میسی از

نوشته ساینا جون4 در 12. October 2011 - 10:28

barneymichaelstinson میسی از تذکرت یه ن کم گذاشته بودم که ویرایش شد Big Grin Big Grin

مزخرف بود

نوشته aydajojo در 1. July 2012 - 10:53

مزخرف بود