من و دختر خاله نازم

با سلام خدمت همه .من از مشتری های پر و پا قرض سایت شما هستم. تقریبا همه داستانا رو هم خوندم داستای جالبی هست . این داستان چند وقت پیش یعنی اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکس دارم مال همین رابطه است . ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)
جریان از این قرار بود که من پسری هستم اهل شیراز 23 ساله قد 170 و وزن 71 کیلو در کل تیپم معمولیه ولی چشمام سبزه و فکر کنم یه کم جذابیت دارم .یک دختر خاله داشتم و هنوزم دارمش به نام مونا. این دختر خاله ما واقعا قیافه جذاب و خوشگلی داره . قد 170 وزن 58 کیلو با پوشتی سفید و چشمای درشت و خلی هم مهربون و دوست داشتنی است. من از قدیم با این دختر خالم خیلی راحت بودم و همدیگه رو دوست داشتیم . اونم واقعا برای من احترام خاصی قائل بود و هست . این دختر خالم همین می رفتم خونشون جلو من با یه تاپ و شلوار ظاهر میشد و کم کم منم به سکس با اون علاقه مند شدم و منتظر فرصتی بودم که بهش بگم خلاصه با هم زیاد رف وامد داشتیم تا اینکه یه شب که رفتم خونشون خودش بود و مامان وابجیش که خواب بودن و من و مونا بیدار بودیم و داشتیم عکسای شخصی اونو نگاه می کردیم. قلیون هم چاق کرده بودیم و حسابی داشت خوش میگذشت و من کم کم سر صحبت رو به طرف سکس کشوندم و اون هم بی میل نبود و کم کم خودم رو بهش نزدیک کردم و سرش رو گذاشتم رو پام وموهاش روازش کردم و داشتم به یه سکس بینظیر با اون فکر میکردم و کیرم هم داشت کم کم بلند میشد و چون ان رو رونام خوبدبود فکر کنم متوجه شد و به رو خوش نیاورد . من دستم رو داشتم میکشیدم رو صورت و رسید م به لبش و انگشتمو میکردم تو دهنش اولش ممانعت میکرد اما کم کم همکاری کرد وانگشتم رو لیش میزد منم داشتم با دست دیگم گوشش رو نوازش می داردم یه چند دقیقه که گذشت احساس کردم حالتش عوض شد و نفساش تند تر شده فهمیدم که امشبو یه کون حسابی افتادم .به حرکتام ادامه دادم و کم کم دستم را از رو لباس بردم طرف سینهای خوشگل و خوش فرمش و اقعا بینظیر بود اندامش . خلاصه یکم که مالیدمش رفتم سراغ لباش و لباش رو خوردم اگه بگم خوشمزه ترین لبی بود که خورده بودم دروغ نگفتم چون واقعا دوستش داشتم و از اینکه مال من شده بود تو شوک بودم بعد از چند دقیقه که دیگه رومون به هم باز شد بلند شدم و اوردمش توبلغم و نوازشش می کردم و بعدش برش گردوندم و از رو شلوار خودم رو بهش میمالوندم و کم کم شلوار وشرتم رو کشیدم پایین و میکشیدم به کو نش و کمرش و سینه هاش رو میمالوندم و دستش رو گرفتم و گذاشتم رو کیرم که حدود 14 سانتی میشه ویه خرده هم کلفته و اونم کیرم رو خیلی با حال میمالوند و منم سینه هاش رو از زیر تاپ اوردم بیرون و شروع کردم به خوردن واقعا سنهای سفید وسفت و زیبایی داشت سایزش 65 بود با نوک قهوه ای روشن که حدود 1 سانت سر سینه هاش بزرگ شده بود . خلاصه حدود 10 دقیقه سینه هاش رو خردم و دستم ر برده بودم توشلوارش و داشتم با ونش ور می رفتم سرم رو بلند کرد دیدم چشای خوشگلش خماره و حالش ر فهمیدم خودم هم دتم رو ابرا سیر میرکردم و باورم نمیشد با اونی که واقعا دوستش داشتم دار سکس می کنم .بعدش اون بهم گفت بیا بریم بیرون که حالم ر خراب کردی و باید کامل ارضام کنی و چون میخواست اه و اوه کنه ممکن بود بیدار شن خلاصه من اول رفتم بیرون و تو حمومشون منتظرش شدم و اونم بعد از 2 دقیقه اومد به محض اومدن شروع کردیم به لب گرفتن و بهش گفتم واقعا دستت اون هم هی قربون صدقه من می رفت . چون زیاد وقت نداشتیم زود لخت شدیم وقتی اونو لخت دیدم چند لحظه سر جام میخکوب شدم کون بزرگ و کمر باریک و کس تمیز سفید با چوچول ای بر امده بعد از کلی لب و خوردن سینه هاش رفتم سراغ کسش که خیس خیس شدهبود و حسابی چوچولشو لیس زدم بینظیر بود اونم داشت همش اه و اوه می و میگفت بخور عزیزم مال خودته ت ته بخورش و بعدش هر کاریش کردم برا ساک نزد ومنم چون دوستش داشتم اصرار نکردم و چونی دونستم دختره برش گردوندم و کونشو داد عقب و گفتمیخوم از عقب بکنمت و اون الش راضی نشد و با خواهشای من قبول کرد و گفت فقط یواش منم گفتم چشم و با انگشتم کم کم کونشو باز کردم و اونم همش تو حال خودش بود و داشت میمیرد از خوشی ولذت منم یه تف زدم سر کیرم و سر کیرم رو فرستادم دم کون عزیزم مونا که صداش در اومد و گفت اذیت نشم منم با سر گفتم چشم و سر کیرم رو فرستادم ت خودش رو جمع کرد و سفت شد بهش گفتم شل بگیره دوباره سعی کردم واینابار که سر کیرم رفت تو کونش کمرش رو گرفتم که نره جلو وکم کم و با حوصله داشتم بیشتر میگردم تو کونش و وقتی که تا ته رفت چند لحظه نگه داشتم تا جا باز کنه و کم کم شروع کردم به تلمبه زدن و اونم داشت حال میکرد هی میگفت بکنننننننننننننن منوووووو کونمممرجر بده منم تو هستم عزیزم دارم به پسر خاله خوشگل عزیزم کون میدمو این حرفا منم کمرم سفته و اگر بخوام دیر بیام دست خودمه خلاصه حدود 10 دقیقه از عقب تلمبه زدم و با کس مونا داشتم و میرفتم او گفت به 3 باز ارضا شده و کاری کن تو هم بیای تا کسی بیدار نشده منم گفتم چشم و سرعت تلمبه زدنم رو بیشتر کردم و وقتی داشت ابم میومد کشیدم بیرون و جلو اون ریختم رو زمین چند دقیقه تو بغل هم بودیم و حالش که جا اومد ازش تشکر کردم و اونم بوس کرد وازم تشکر کرد و گفت واقعا حال کرده و کامل ارضا شده و به هم قول دادی که مال هم باشیم و از هم لذت ببریم و اتفاقا چند شب بعد دوباره موقعیت جور شد وسکس کردیم با هم .
اگه خوشتون اومده نظر بدین تا بقیه داستا نو هم بذارم توسایت

نوشته:‌ آرش

0
نمره شما: هیچ

12 نظر

salam dada.hal kardam.age rah

نوشته koskon1366 در 31. March 2011 - 8:15

salam dada.hal kardam.age rah dare dokhtar khalato manam az kos bokonam va bahash ezdevaj konam ta 2 nafari bokonimesh.

سلام دستت درد نکنه از

نوشته nima_2545 در 31. March 2011 - 15:56

سلام دستت درد نکنه از داستانت.اینهمه کار کردینو دادو بیداد کردین اونم تو حمو که صدا میپیچه کسی بیدار نشد!!!!!!!!!!!!!!

اینا همش تخیل خودته

نوشته morten در 31. March 2011 - 18:04

اینا همش تخیل خودته

سلام بچه ها من یونان رندگی

نوشته asire kos در 31. March 2011 - 20:04

سلام بچه ها من یونان رندگی میکنم کس زیاد کردم کاباره زیاد رفتم و جنده برداشتم خیلی سعی کردم از کون بکنمشون ولی راضی نمیشدن حتی انگشتشون کنم تا اینکه یکیشونو راضی کردم خوب نرمش کردم انگشتش کردم ولی تا کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش و فشار دادم فرار کرد .من نمیدونم دوستامون که این داستانها رو مینویسن چطور با یی دختر که اولین بارشه sex میکنه موفق میشن از کون به این راحتی بکنن من که با جندشم نتونستم.

salam age dost dashti manam

نوشته 25cmkir در 1. April 2011 - 3:56

salam age dost dashti manam mitonam bokonamet
man shirazam kiram ham 25 cm
talebesh shodi pm bede
id=asheghzh@yahoo.com

آهان,بيا! حالاديدن شماهافقط

نوشته Ardimanish. در 1. April 2011 - 4:10

آهان,بيا!
حالاديدن شماهافقط دنبال آتوميكردين?شماهاروبايددادبهasire kosتايه كيرى ازعزاباكونتون دربياره....!!!ف
يك كلمه ازمادرعروس!!!
مشتى,من تو قبرس وآنتاليا وعجمان ديدم كه اكثرجنده هاشون ازكون ميدن!تازه,توآنتاليا كازينوهايى بودن كه سكس دسته جمعى داشتن و يكى ازكون ميكردواون يكى ازكس!!!جنده هاشم اكثرأمال فيليبين بودن اماقبرس زناى اروباى شرقى زيادداشت كه ازكون ميدادن.
بااين حساب يامال شما خيلى كلفته كه طاقت نميارن يااينكه اين كاره نيستى وازت برنميادداداش!!!

خوب میشی

نوشته aminoofzj در 4. April 2011 - 2:15

خوب میشی

خاهر مادرتو گائیدم . کم چاخان

نوشته boyxxx در 8. April 2011 - 15:20

خاهر مادرتو گائیدم . کم چاخان کن

بد بخت خوشت میاد این قدر فحش

نوشته boyxxx در 8. April 2011 - 15:32

بد بخت خوشت میاد این قدر فحش بشنوی. کم چاخان کن

چه كس راحتي كردي من كه كف

نوشته Tofanoo در 9. May 2011 - 4:12

چه كس راحتي كردي من كه كف دخترخالم هنوز نتونستم بكنمش

بازم نسبت به اون كس شعراي سري

نوشته mohammadaraki در 9. December 2011 - 17:58

بازم نسبت به اون كس شعراي سري قبل (كير خر بابا بزرگ ، كون زري و.... .)بد نبود...كس كه زياد گفتي توش ولي قابل تحمل تر بود...خطاب به اون دوستمون كه گفت من تو يونان زندگي ميكنم....عمه خراب من رفيقم پارسال آنتاليا بود اينقدر از كون كرده بود و فيلم آورده بود كه تا يك ماه فقط فيلم سوپراش را ميديدم...چرا كس شعر ميگيد ؟؟؟؟

Bahle!!!!... inam ye

نوشته Neyshaburabi در 23. February 2013 - 7:00

Bahle!!!!...
inam ye jureshe,..
ye dastan o comment haye khargholadash....!!!!
Agha Das shoma nadarde az gaggh...
mowafagh bezaniiid