شما اینجا هستید

من و زنداییم وای

سلام به همه دوستان
من خیلی وقت که تو این سایت عضوم ولی این برای اولین بار که پست میزارم
در ضمن من این سکس با زنداییم را مدیون این سایت هستم چون من با خوندن داستان های دیگر بچه ها تجربیات هاتی پیدا کردم بگذریم بریم سر اصل مطب
من 14 سالم بود که داییم زن گرفت و زنش هم اون موقع 19-20 سالش بود و داییم 26/27سالش بود.
زن داییم از همون اول خیلی من را دوست داشت و به من نمیدونم ولی مثل داداش نگاه میکرد به من( اینم بگم هم من خوشگل و خوشتیپ بودم و هستم و هم زنداییم)
من از همون ابتدا خیلی میرفتم خونه داییم و زنداییم جلوی من راحت بود
و من را بوس میکرد دست میداد خلاصه خیلی راحت بود این داستان تا 17سالگی ادامه داشت تا من رفتم 4.5 سالی دانشگاه و با خانواده رفتیم به شهری که قبول شدیم
بعد ما سالی یه بار میودیم به شهر خودمون اونم عید بود منم به شوق دیدن زنداییم میامدم که اونم میرفتن خونه مادرش تهران و موقعی هم که میومد ما میرفتیم چون بابام اصلا بهش مرخصی نمیدادن و نمیزاشتن بابام یه روز معمول هم مرخصی بگیره
خلاصه سرتون را درد نیارم ما برگشتیم و فک کنم بهمن ماه بود که همه شب اولی که برگشتیم همه خونه مادر.مادرم بودیم زنداییم هم بود که من وقتی دیدمش اصلا نتونستم جلوی کیرم را بگیرم و راست شد و فک کنم زنداییم دید و یه نیش خند به ما زد خیلی هات شده بود در این موقع ما لیسانس برگشته و با کلاس خانواده بودیم همه به ای مهندس میگفتن هیچی ما را دور گرفته بودن خلاصه و نمیزاشتن کاری بکنیم زنداییم یه بچه داشت به اسم پرنیا که من وقتی اخرین بار دیدمش و رفتیم 2 سالش بود و من را نمیشناخت زیاد این اولین ملاقات من با زن داییم بود
بعد ما یه دو سه شب دیگه که دو بارش را تنهایی به خانه داییم رفتم و یه بار هم برای شام خانوادگی رفتیم خلاصه ما هرچی بیشتر این زندایی را میدیدم بیشتر هشری میشدم تا یه روز رفتم برای زنداییم ماهواره شون را درست کنم که دیدم مثل قدیم جلوی ما راحته و اون وقت بود که به خودم گفتم زندایی صد در صد میکنمت خیلی من را حشری کردی ولی نمیشد که چون پرنیا خوشگل اونجا بود
من 3 چهار بار دیگه به بهونه های مختلف رفتم خونشون ولی هربار که میرفتم یه چیزی مانع فکر شوم من میشد خلاصه عید شد و ما همگی جمع بودیم نهار که خوردیم
که عجب نهاری بود من هنوز مزش یادمه چون خاطرش یادم نمیره
خلاصه داییم گفت جواد جان این کامپیوتر ما خرابه پاشو بریم خونمون که کامپیوتر را درست کنی بهش گفتم حالا بزار فردا صبح که سر فرصت درست کنیم گفت نه بابا همین الان من پس فردا باید تمام کارهام را تحویل بدم میخوام فردا همش را تکمیل کنم بلند شو گفتم باشه برم دست شویی بیام بریم گفت باشه بعد رفتم که سوار ماشین بشم داییم گفت من کار فوری برام پیش امده و باید برم سر کار تو برو خودت گفتم نمیشه که گفت برو کیلید خونه را از زندایی بگیر و برو من به زنداییم گفتم زندایی کلید خونه را بده من برم خونتون کامپیوتر را درست کنم گفت وایستا من خودم هم میام رفت سراق پرنیا که اون را هم بیاره ولی اون نمیودم بعد انقدر خوشحال شدم که نمیاد پرنیا با خودم گفتم زندایی این سری میکنم خلاصه هرکاری کرد پرنیا بیاد نیومد بعد گفت بریم جواد ما هم گفتیم بریم
سر راه یه داروخانه دیدم به زنداییم گفتم نگه دار نگه داشت من هم رفتم یه بسته کاندوم و یه قرص استامینوفن گرفتم امدم سوار شم گفت چی خریدی گفتم قرص سرم در میکنه رفتیم تو خونه و باز مثل سابق جلوی ما راحت بود ما رفتیم سر کامپیوتر که درست کنیم در همین به فکر کردن زندایی بودم بعد یهو گفتم میکنمش که یاد داییم افتادم گفتم یهو نیاد به بهانه نرم افزار زنگ به داییم زدم گفتم دایی این نرم افزار را بگیر بیا یهو گفت من کارم طول میکشه خودت برو بگیر بهش گفتم مگه تا کی کارت طول میکشه گفت شاید تاساعت 9-10شب من نمیتونم خودت یه کاریش بکن ما را حسابی خوشحال کرد ما رفتیم سرغ زندایی بینم چه میکنه دیدم داره ظرف میشوره رفتم بغلش دست زدم به کمرش و بهش گفتم چرا کمرت قرمزه گفتم اینجا بعد همینجوری ستون مهراهاش رفتم با لا گفت همه اینجا ها قرمزه یا مال تو قرمزه اینا که گفت از خودم بیخود شدم گفتم مال من
یهو گفت بزار ببینم گفتم چی را گفت قرمزیتا گفتم ببین پیرهن من را زد و حرکت خودم را تکرار کرد و گفت دروغ میگی کجاش قرمزه یهو از زبونم پرید گفتم من کمرم را که نگفتم زبر نافم را گفتم یه چشم غضب ناکی به من کرد که من از حرف خودم خجالت کشیدم
رفتم منت کشی رفتم یهو یه بوس از لپش کردم گفتم ببخشد همینجوری ادامه دادم همجاش را بوس کردم (یعنی همینجوری که مینویسم کیر شق کرده) خلاصه حشری کردم پاشا میمالیدم و بوسش میکردم و میگفتم ببخشید اون هم هی تقلا می کرد از من خلاص شه ولی نمیدونست بایه ببر تیز پنگال طرفه یهو گفت باشه بخشیدم ببینم گفتم چی را گفت قرمزیتا گفتم اول تو یهو شلوارکش را در اورد
منم شورتش را با حشز تمام کشیدم گفت یواش گفتم 2 ماه جلوی خودم را دارم میگیرم یواش نداریم عزیزم
کس نبود ابنابات بود وای اینقدر لیس زدم که یهو ابم امد خیلی حشری بودم یهو زنداییم گفت ببین چه کردی با زندگیم فرش را نجس کردی چه کنم حالا پاشو امد پاشه پاش را گرفتم نزاشتم پاشه گفتم وایستا تازه مونده اشکال نداره خودم کردم خودم هم پاک میکنم بهش گفتم زندایی کیرم را بخور یهو عصبانی گفت خفه شو پرو من هم گفتم پرو نشونت میدم کیرم را بزور کردم تو دهنش تا کردم گاز گرفت نامرد نامردی نکردم کوسش را درهین خوردن یهو شوشولش را گاز گرفتم بش گفتم این به اون در
میخوری گفت باشه باشه لعنت به تو وای چه باذوق میخورد داشت میخورد که دوباره لامسب ابم امد لعنت به این شانس منم ولش کردم رفت تو دهنش لعنتی اینم کیر ما داریم بابا باور کنید دست خودم نبود امد دیگه چه کنم از دستم حاسبی عصبانی شد
بلندشد لباسش را پوشید و گفت پاتمرگ بریم من هی گفتم گو خوردم بزار تو هم حال ببری این که نمیشه پاشدم تا دوباره ارزاش کنم ولی خودم نا نداشتم شروع کردم دستم را انداختم لای کسش و شروع به خوردن گردن و گوش و لبش کردم البته به لبش که رسیدم ول نکردم راضی شد دوباره لباساش را کندم و مستقیم کیر را تو کسش کردم یهو کیرم را کشد بیرون گفتم چرا میکشی گفت تو که معلوم نیست یهو ابت میاد گفتم وایستا رفتم کاندومی که خریدم را اوردم و بهش دادم گفتم بیا اینم کاندوم کاندوم را باز کرد و یه بوس از کیرم کرد وکاندوم را کشید به کیرم و گفت شروع کن من هم انواع و اقسام مدل ها کردمش فرقونی دسته بیلی سیخونک ... هرمدلی که میشد کرد مگه ابم میومد حالا خیلی داشت حال میکرد گفتم ابم دیگه نمیاد بزار کاندوم را بردارم تا منم یه زره حال کنم قبول نمیکرد راضیش کردم و خوابیدم و اون هم نشست رو کیر ما شروع به تلمبه زدن کرد وای از این بهتر نوع سکس وجود نداره همینجوری که روبهروم بود سینه هاش بالا و پایین میرفت من را داشت حشری میکرد گفتم بلند شو داره میاد بلند شد ولی ابی نیومد گفتم اینجوری نمیشه خوابوندمش کردم تو کونش نمیزاشت ولی من هم به زور فرو کردم یه 10-15 باری که تلمبه زدم تو کونش و کونش موج برمیداشت ابم امد ریختم تو کونش
دو باره ناراحت شد گفتم تو کون که بچه دارت نمیکنه یه بار بری دست شویی میاد بیرون
بعد من یهو بیهال شدم اونم همینجور افتاد روم من هم همین هین پستوناش را میخوردم و میگفتم وای وای بعد 10 دقیقه ای بلند شدم شدیم و رفتیم با هم حمام که چه حمامی بود خلاصه بعد دوباره برگشتیم تو خونه مادربزرگم ولی من نرفتم رفتم خونه
یه بار دیگه هم کردمش که به زور و اصرار خود زنداییم کردمش و الان که این خاطره را دارم مینیوسم دوست دارم یه بار دیگه بکنمش
امیدوارم از خاطرم خوشتون امده باشه.

نوشته: جیسون

داستان سکسی:

1.615385
نمره شما: هیچ میانگین 1.6 (13 votes)

نظرات

آخه کونیییییییییییییییییییییییییییی Lol :))
تو اصلا میدونی کاندوم با کدوم ک مینویسن که بعد میای از سکس مینویسی
با خوندن داستانت به سه تا نتیجه رسیدم
1- زنداییت جنده اس که بلافاصله بهت پا داده :-C :-C
2- خودت بجای زن داییت دادی حالا میخوای وانمود کنی کس کردی 8} 8}
3- احتمالا تو کل فامیلاتون کسی دانشگاه نرفته که با یه لیسانس گرفتن تو دورت حلقه زدن و نمیزاشتن کاری کنی :B :B
بعدشم مهندس!!!!!! حشری نه "هشری" Lol =)) Lol =)) Lol

فقط میتونم بگم برات متاسفم . خیلی هم متاسفم . تقریبا میشه گفت ترکیبی از چند داستان که تو سایت هست . میخوام بهت فحش ندم . اما نمیشه . کیر تو حلقت . تو مهندسی ؟ تو کیر خرم نیستی . تو انشاء هم بلد نیستی . چطوری 4 سال درس خوندی . چرا با توهماتت زنداییت رو جنده میکنی ؟ کونی . جقول . جاکش . ضمنا چرا همه زندایی هایی که جنده تشریف دارن یا ماهوارشون مشکل داره یا کامپیوترشون ؟ تو ارواح خبیثت .

یک اکابر حتمن خودتو معرفی کن لطفا ...
اول الفبای سواد رو یاد بگیر بعدش بنویس
راستی اسم مدرسه همون دبستانت چی هست ؟ باید ازشون شکایت کنی ..
ی داستان نوشتی هزار غلط توش هست ...
راستی نمره دیکته تو چقدر بوده ؟

حاضر :-D
مدرك ليسانست از پهنا تو خلأهاي كمر به پايينت :-D
آخه كون پسته اي اين چيه نوشتي؟
چرا مياي با آبروي مهندسا بازي ميكني؟ ( Biggrin )
استفراغ كرگدن تو اون دانشگاهي كه تو ازش مدرك گرفتي
اسپرم شپش پير تو اون لهجه ي داستانت
ننويس عاقا ننويس
تو محيط بسته گوزيدي بوشم پيچيده(=ريدي آبم قطعه)
شاخ گورزن اندرون ماتحتت ننوس ...

بخاطر داستان مجلوقانه اي كه جناب نويسنده نوشتن؛ بنده شاخ گوزن رو حواله ي ماتحت دو بعد حياتي ايشون (مادي معنوی) نمودم :-D
براي بعد مادي ايشون،از شاخ گوزن مادي(گوزن زنده) و براي بعد معنوي، از شاخ گوزن معنوي(شاخ روح گوزني كه عمرشو به شما داده) استفاده ميكنيم :-D
يعني دركل شاخ گوزن تو مقعدت جناب نويسنده Smile

پروازو جان من كه مسئول فرو كردن گوزنه نيستم كه :-D
من فقط حواله كردم؛ ديگه خود به خود ميره داخل :-D
كل گوزن رفت داخل، حالا فقط واسه دمش جا نيست؟ :-D
.
.
آرتين =))))))
من وقتي اون كامنتو نوشتم تازه بيدار شده بودم و چشام درست و حسابي نميديد :-D
كاملا حق با شماس ;-)
گورزن؟؟؟ ROFL

سلام ایشان حرف دل مارافرمودندجناب مهندس خیلی وقته ازکتابهای ارزشمندتون چیزی توکامنتهانمینویسین.بنده حقیردرتمام مدتی که تشریف نداشتیدبه قدربضاعت البته نگذاشتم که سنگرهاخالی بمانندومرتب درحال تمرین ومشق ازروی کتابهای شماهستم،البته باکسب اجازه ازمحضرمبارکتون وبارعایت کامل حقوق مولفین وذکرخیرازشماکه خوشبختانه خودتان تشریف آوردید،آرزوی سلامتی وموفقیت شمارادارم.یاحق

آره مهندس جون راست ميگى خدايى تابستون امسال وقت زيادى داشتيم و 25 ساعته تو سايت بوديم
البته اونوقت "كفتار پير" و "شير جوان" و"امام زاده بيژن"
هم عضو هاى فعالى بودن و نويسنده رو زجر كش ميكردن تو هم آخرش ميومدى با اون كتاب تخم شناسيت كير خلاص رو به نويسنده ميزدى :-D
يادش بخير
ولى حالا كه شما پيشكسوت ها نيستين اين نويسنده ها حسابى ويراژ ميدن
البته شكر خدا هنوز دو سه نفرى هستن كه از توليد مثل بى رويه اين نويسنده ها جلوگيرى ميكنن

خدایا اینا دیگه از کدوم جهنم دره ای هستند!
مردک بیمار چرا تو انقدر حقیری ؟ هان؟
فکر کردی اینجا همه بی سواد هستند و تو فقط مهندسی؟گمونم جد اندر جد عقده ی مدرک دارید...تو برو اول درست بنویس،درست حرف بزن،آدم شو،بعد بیا اینجا مدرکت رو به رخ ما بکش.فکر کردی ماها هم مثل فامیلای امل جنابعالی حلوا حلوات می کنیم؟
اگه جرات داری بگو چی خوندی تا با دوتا سوال به گه خوردن بندازمت؟؟؟ یالا؟؟؟

امير مهدي21 =)))))
خسته نباشي :-D
نظر لطفته دادا، متأسفانه بعلت كمبود وقت كتابم داره خاك ميخوره :-D
مخلصم دادا
.
.
تراکتور(!) عزيز
اين مجتلق المغز هارو هيچ كاريشون نميشه كرد
عين باكتري هي زياد ميشن!
ولي خب؛ ماها هم به قدر بضاعتمون از خجالتشون درميايم كه زحمتشون بي ثمر واقع نشه :-D
.
.
لوسيفر جان هميشه خوش باشي عزيز؛ شما لطف داري Smile

دوستان عزیز خواننده و منتقد من فکر میکنم صرف نوشتن داستان به هر شکل و سیاقی بد نیست و حتی قابل تقدیر اما باید در نظر بگیریم اکثر کسانی که در این سایت داستان مینویسند ازدانستن جزئی ترین قوانین دستور زبان فارسی بی بهره هستند و مهمتر از آن از فن نوشتن و به تصویر کشیدن موضوع عاجزند . حالا اگر از داستان و درست یا نادرست بودن آن را با اغماض چشم پوشی کنیم تنها مورد دردناکی که باقی میماند نگارش و سطح سواد دوستانیست که بعضا ادعای تحصیلات آکادمی و دانشگاهی دارند ولی متاسفانه با دیدن و نوشتن متنشان به غلطهای املایی و استفاده نابجا از فعل و فاعل و مشابهات گرامری ادبیات فارسی بر میخوریم .من به شخصه فکر میکنم بی سوادی مزمن و پنهانی جامعه ما را تهدید میکند که این مشتی است از خروار. متاسفانه سالهاست که بیماری مدرک گرایی در بطن جامعه ما رسوخ کرده و به عین میتوان با اشخاصی روبرو شد که مدارک سطح بالایی ارائه میکنند اما از صحبت کردن معمولی نیز در مانده اند . به این دوست لیسانسمان که احتمالا از دانشگاه معظم آزاد گرفته اند توصیه میکنم یک بار دیگر در کنکور سراسری شرکت کنند و ببینند میتوانند همان لیسانس اهدایی از دانشگاه آزاد را دوباره بگیرند . امیدوارم که موفق باشید.

ما ما ما یکی از فامیلاممممون لی لی لیلیلیلیسانس داره ییییکی یکی یکی هم پ پ پ پراید داره برو گوهتو بخور،بی سواد کس خل کس مغز جلقی جقی ،قرمزیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاااااااا ؟؟؟ ای یعنی چی آخه بیا کسمو بخور که بهتره

ما ما ما یکی از فامیلاممممون لی لی لیلیلیلیسانس داره ییییکی یکی یکی هم پ پ پ پراید داره برو گوهتو بخور،بی سواد کس خل کس مغز جلقی جقی ،قرمزیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاااااااا ؟؟؟ ای یعنی چی آخه بیا کسمو بخور که بهتره

ما ما ما یکی از فامیلاممممون لی لی لیلیلیلیسانس داره ییییکی یکی یکی هم پ پ پ پراید داره برو گوهتو بخور،بی سواد کس خل کس مغز جلقی جقی ،قرمزیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاااااااا ؟؟؟ ای یعنی چی آخه بیا کسمو بخور که بهتره