شما اینجا هستید

مهمانی

با سلام به دوستان داستانی که میخواهم تعریف کنم بر میگرده به سال84 که من 21 سالم بود.سال اخر دانشگاه بودم که یک روز مادرم گفت اخر هفته میخواهد خواستگار بیاد این پسره هم پولداره هم نجیبه هم خوش تیپ اگه میخواهی ازدواج کنی مورد خوبیه حالا من گفتم بقیه اش با خودته.پنجشنبه غروب که شد ارمان که همون خواستگار بود با مادر و پدرش و خواهرش چهار تایی بادسته گل و شیرینی امدن .منم که میخواستم گربه رو دم حجله بکشم یک تاپ باز با دامن تا زانو پوشیدم که دیدم بابام صورتش قرمز شد و خودشو رو مبل جابجاکرد.منم چای را تعارف کردم و روبروی ارمان نشستم طفلکی هر چند بار یک دفه زیر چشمی به من نگاه میکرد تا اینکه گفتن بریم تو اتاق حرف بزنیم من هم اون موقع خیلی سر در نمیاوردم که چی باید بگیم از زمین و هوا حرف زدیم که یک هو از زبونم پرید که خب من زیاد اهل سکس نیستم نمیدونم که چرا این حرفو زدم که ارمان هم گفت اتفاقا من هم نیستم ولی بچه دوست دارم خلاصه بگذریم ما ازدواج کردیم و دو سالی از ازدواجمون گذشت ولی اصلا سکس خوبی با هم نداشتیم ارمان زود خودشو خراب میکرد و من هیچ لذتی نمیبردم فقط کسافت کاریش واسه من میموند اصلا به من توجهی نمیکرد البته این فقط تو سکس بود تا اینکه یک روز امد گفت من واسه کارم باید سه ماهی برم مالزی اگه تو هم میخواهی بیایی بگو تا کاراتو درست کنم .منم از اون جایی که دلم واسه مامانم تنگ شده بود گفتم این بارو خودت برو من نمیام.ارمان بعد از چند روزی رفت و منم رفتم خونه مامانم .بعد از چند روز که اون جا موندم حوصلم سر رفت برگشتم خونه خودم یک روز دوستم ساغر زنگ زد گفت میخوام بیام پیشت شوهرت هست گفتم نه رفته مسافرت اونم خوشحال شد و یک ساعته خودشو رسوند خونه ساغر دوستم خیلی شیطونو اکتیو هستش خیله هم با نمکه وقتی امد دیدم از تو کیفش یک سی دی دراورد و گفت ببین این دختره شبیه کیه منم گذاشتمش تو کامپیوتر ببینیم که فهمیدم فیلم سکسیه منم به روی خودم نیاوردم فیلم و نگاه کردیم یک هنرپیشه توش بود که خیلی سکسی بود یک کمی هم شبیه ساغر بود . گفتم کسافت خودتو شبیه این میدونی این که جنده است پتیاره خانوم بعد به شوخی یکدونه زدم رو بازوش و دوتایی خندیدیم ساغر هم گفت نگاه به خودت نکن که ازدواج کردی همیشه یک کیر لای پاهاته ما دهنمون سرویس میشه تا از دوست پسرمون یک لب بگیریم .اون موقع بود که انگاری ساغر دست گذاشت رو داغ دلم که درد دلم باهاش باز شد که ارمان منو ارضا نمیکنه و از دستش خسته شده بودم اخه منم ادم بودم تا یک جاهایی تحریک میشدمو بعد یک دفعه همه چیز تموم میشد .عصبی شده بودم خیلی وقتا دستم میلرزید حواسم به هیچ چیزی نبود .اینارو به ساغر گفتم اونم ناراحت شد و گفت خب یک دوست پسر واسه خودت بگیر ارمان که هیچ وقت نیست نمیفهمه گفتم که خیلی فکر کردم میترسم ابروم میره اگه کسی بفهمه ولی ساغر گفت کاریت نباشه فردا یک مهمونی دعوتم اگه دوست داری تو هم بیا یک کاریش میکنیم حالا منم گفتم نه خیانت میشه ولی باز ساغر اصرار کرد که اگه پشیمون شدی یک زنگ بزن گفتم باشه بعدش خداحافظی کرد و رفت..شب که شد رفتم پای کامپیوتر که با ارمان صحبت کنم یادم افتاد که ساغر سی دی رو جا گذاشته بود منم سی دی رو روشن کردم و فیلمو شروع کردم به دیدن چند دقیقه ای که دیدم خیلی حشری شدم دستمو کردم تو شلوارم دیدم که کسم خیس شده اروم شلوارمو با شورتم در اورم یک ذره که کسمو مالیدم بدنم داغ شد لباسم رو هم در اوردم ولی دستم میلرزید نمیتونستم بند سوتینمو باز کنم سریع بند بالاییش رو باز کردم چرخوندمش باز شد اروم نشستم رو صندلی لمبرای کونم رو تو صندلی جابجا کردمو انگوشته دست راستمو کردم تو دهنم اروم بالبام ساک میزدم با دسته دیکم گوشوارههای کسمو شروع کردم به مالیدن چند باری که این کارو کردم دستمو از دهنم در اورم حسابی خیس شده بود سینههامو با هم یک دستی به هم فشردم انگاری که داشت یک چیزی ازشون بیرون میومد نمدونم چی بود ولی خیلی باحال بود بعد شروع کردم بانوکشون بازی بازی کردن که یک دفعه دیدم از تو اتیش شدم دستمو عوض کردم خیلی سریع شروع کردم به مالیدن کسم که خیسه خیس شده بود که یک دفعه کل بدنم سفت شدو ارضا شدم .بی حال افتادم رو صندلی چند دقیقه ای همین جوری بودم که خوابم برد 20 دقیقه ای خوابیدم تا حالم جا امد . سر درد گرفته بودم مثل همیشه خوب ارضا نشده بودم با خودم فکر کردم که بخشکی ای شانس که یک بار هم نشد که خوب حال کنم گفتم گور بابای ارمان دو ساله اون حال میکنه یک چند روزی هم من خوش باشم زنگ زدم به ساغر گفتم منم میام مهمونی اونم کلی خوشحال شد گفت خیلی کار خوبی میکنی بعد یدفعه پشیمون شدم به ساغر گفتم نکنه یکی اونجا اشنا در بیاد ساغر همگفت فردا ظهر میام دنبالت با هم میریم یک ارایشگاه خفن که خودتم خودتو نشناسی .

منم شب با دلهره و نگرانی خوابیدم ساعته 11 از خواب بیدار شدم زنگ زدم به ساغر گفت یک چیزی بخور حمام کن ساعت 2 میام دنبالت منم گفتم باشه منتظرم ساعت 1 نهار خوردم رفتم حمام خودمو خوب شستم همه جامو با تیغ تراشیدم به طوری که یک دونه مو هم تو بدنم نبود اومدم بیرون با کرم همه جای خودمو مالیدم رفتم سر کمد لباس زیرام یک دست شورت و سوتین ارمان از ترکیه واسم اورده بود که هنوز نو بود خیلی هم خوشگل بود شورتش لامبادایی بود از اینایی که یک بند پشتش داره که میره تو چاک کون دیده نمیشه اون وقت همه باسن دیده میشه و یک خوبی که داره از زیر لباس خط شورت دیده نمیشه .پوشیدم و سوتینم رو هم سفت کردم که سینه هام جمع بشه هم بزرگتر دیده بیشه که ساغر زنگ زد . درو باز کردم اومد بالا تا منو دید گفت پتیاره خوب دافی شدی حیف کیر ندارم وگرنه تا مهمونی نمیزاشتم بکشی گفتم کوفت ارمان بشه که دو سال ضایع کردش خیر نبینه مادر بعد زدیم زیره خنده گفت چی میخواهی بپوشی چنتا از لباسامو نشونش دادم اونم نا مردی نکرد بازترینشو گفت بپوشم البته ماله خودش بدتر بود لباسو برداشتم مانتومو رو شورتو سوتینم پوشیدم جوراب کلفتم پام کردم رفتیم ارایشگاه .ساغر کلی با خانومه گپ زدو سفارش کرد که منو سفارشی درست کنه 4 ساعتی تو ارایشگاه بودیم وقتی تموم شد واقعا من یک کس دیگه شده بودم میکابم خیلی غلیظ و خلیجی بود خیلی هم سکسی شده بودم ولی ایرادش تو این بود که خیلی تابلو شده بودم و هم اینکه عادت نداشتم کارمون تموم شد ماله من بیشتر از ساغر طول کشید راه افتادیم تا به ویلای دوست ساغر تو لواسان بریم ساعتای 8 بود که رسیدیم تازه مهمونی شروع شده بود داشتن مشروب سرو میکردن تا رسیدیم تو نگار دوست ساغر اومد پیشوازمون احوال پرسی کردیم و یک اطاق رو نشونموم داد که لباسامونو عوض کنیم رفتیم تو اطاق مانتوهامونو در اوردیم ساغر گفت بزن بریم گفتم من روم نمیشه ساغر هم گفت اومدی اینجا که کس بدی اون وقت روت نمیشه گمشو الانه که مشروبا تموم بشه دلو زدم به دریا رفتیم بیرون که یک دفعه دیدم همه پسرها برگشتن به من زل زده بودن .خودمو جمع جور کردم با چنتاشون با سر سلام کردم یک گوشه نشستم ساغر هم رفت دوتا لیوان ودکا ریخت با یک ذره هم مزه اومد گفت بخور حالشو ببر دوستم دی جی هم داشت با دستگاهاش ور میرفت که یک دفعه موزیک رو شروع کرد همه سر صدا کنان رفتن وسط و شروع به رقصیدن کردن/.چراغ ها رو که خاموش کردن ساغر گفت نمیایی گفتم راحت باش میام ولی تو برو من میخواهم مشروبمو بخورم بعد رفت منم شروع کردم به بازی کردن با لیوانمو کم کم خوردم تا اینکه تمام شد سرم داغ شد کمی اعتماد به نفس پیدا کردم خواستم که بلند شم نگار اومد گفت نمیخواهی بیایی گفتم چرا حتما بعد دستمو گرفت بلندم کرد باهام شروع کرد به رقصیدن منم باهاش همراهی کردم و گرم شدم که دیدمنگار رفت داشتم میرقصیدم با خودم که یک اقای تاقریبا30 ساله اومد سمتم منم بد اخلاقی نکردمو باهاش رقصیدم که یک دفعه ای نگاهمون تو نگاه هم افتاد نزدیکتر شدیم سرامون ثابت شد فقط تنه امون تکون میخورد که لبشو اورد سمت لبم من هم خودمو کشیدم عقب که دستشو انداخت پشت کونم کشید سمت خودش انگشتاشو روی سوراخ کونم حس کردم یک ابی از کسم یکدفعه ترشح کرد خودمو انداختم تو بقلش مثل یک مرده سینه هام هومد رو سینش سرمو گذاشتم بالای سینش تو حالت رقص لش شدم روش فقط کونمو تکون میدادم میخواستم دستش بیشتر با کونم تماس پیدا کنه از این که لپای کونمو میمالوند خوشم میومد تنها چیزی که حس میکردم لذت بود و بوی عطر دیوانه کننده اش چند دقیقه ای که توی این حالت بودیم که ساغر اومد گفت با نگار حرف زدم اجازه داده برید تو اطاق طبقه بالا .همه چیزم هست یک نگاهی به ساغر کردم هم خجالت کشیدم هم خیلی خوشحال شدم رو کردم به پسره گفتم اسمت چیه گفتش تو الان چیزه دیگه ای غیر از اسم من میخواهی منم اصرار نکردم و دوتایی رفتیم اطاق خواب بالا درو بست ولی قفل نکرد خودم رفتم درو قفل کنم دیدم سرم گیج میره بیخیالش شدم بد جوری مست بودم نمیدونم مست الکل بودم یا مست شهوت هر چیزی که بود خوب بود رفتم روی تخت دراز کشیدم اونم اومد به بغل دراز کشید اروم دستشو از زیر سوتینم کرد تو احساس کردم خیلی داغ بود دستشو از زیر لباسم در اورد بلند شد لباسم رواز زیره کونم در اورد دستمو گرفت بلند کرد تا بشینم خم شد گردنمو به ارومی بوسید یک چرخی زدورفت پشتم زیپ لباسمو باز کرد منم دستامو بردم با لا که راحت تر بتونه در بیاره یکدفعه کل بدنم از زیره لباس اومد بیرون این دومین مردی بود که ایجوری منو دیده بود اونم تو تختخواب پوست سفید تنم تو کم نوری اطاق نورو منعکس میکرد برق رو از تو چشاش میتونستم ببینم چرخیدم دمر رو تخت خوابیم دستامو گذاشتم زیره چونم تا ببینم میخواهد چیکار بکنه که تو یک چشم به هم زدن لباساشودر اورد گردنمو چرخوندم دیدم کیرش سفت شده بود تا شکمش اومده بود بالا تکون هم نمیخورد بدنش هم عضلانی و خوش فرم بود اصلا شکم نداشت برعکس ارمان که کیرشو هم نمیتونست ببینه. دیدم داره میاد روم که دستامو به سمت بالا بردم تا کل بدنمو لمس کنه از اینکه لمس بشم خیلی خوشم میاد خوابید روم شروع کرد به خوردن گردن و گوشم من هم اجازه میدادم که هر کاری میخواد انجام بده سفتی کیرشو روی لپای کونم احساس میکردم که میخواست یک جوری تو چاک کونم جا کونه به نفس نفس افتادم حرفام دیگه ناله شده بود نمیتونستم حرف بزنم با زحمت و ناله گفتم بکن توش دیگه داره میمیرم بعد چند بار ناله کردم تا اروم سوراخ کسمو پیدا کرد ویواش یواش کرد تو کسم کیرش خیلی بزرگ شده بود اصلا عادت نداشتم به همچین کلفتی و بلندی . خودشم فهمید واسه همین هم تا ته فرو نکرد کمرشو تا کرد که کیرشو در بیاره انگار یک چیزی از وجودمو داشت بیرون بیاره سریع با دستم دو تا لپ کونشو گرفتم کشیدم به سمت خودم اینبار با همراهی دستم تا ته فشار دادیم رفت تو کسم نمیدونم تا حالا اینقدر کسمو داغ ندیده بودم بدنم شروع کرد به لرزه خفیف حس کردم یک چیزی از جولوی پیشونیم داره مثل گاز بیرون میاد تمام بدنم منقبض شد و لرزید چند ثانیه ای تو این حالت مکس کردیم تا لرزه تنم ایستاد یک مایعی از رحمم ازاد شد برگشتم بطوری که شکمم هنوز روی تخت بود با کمک دستم نیم خیز شدم از لبش بوسه ای گرفتم که دیدم زبونم خیس شد منم همانطور که کیرش داخل بدنم بود زبونشم جا دادم مدتی با زبونامون بازی کردیم که دیدم بنده خدا چشماش باز نمیشه بلند شدم گفتم بخواب میخوام برات جندگی کنم خیلی حال کردم لبخندی زد و دراز کشید کیرش مثل ستون دیوار سفت شده بود از رو پاتختی کاندومو برداشتم با دهن جر دادم با دست کشیدم بیرون خم شدم روش. کیرشو کردم تو دهنم با لبام محکم فشار دادم کشیدم بیرون که اهی سر داد که بیشتر شبیه ناله بود از نالش لذت بردم دوباره کردم تو دهنم این دفعه سعی کردم تا جایی که میتونم قورتش بدم تقریبا همشو کردم تو دهنم محکم با لبم کرفتم کشیدم بیرن یک صدایی مثل افتادن چیزی تو اب داد چند بار دیگه ساک زدم تا اینکه با دستش سرموگرفت به معنی اینکه بسه منم از روش بلند شدم به ارومی کاندمو گذاشتم رو کیرش با دست کیرشو گرفتم رو کسم مالوندم تا سوراخ کسم کمی باز بشه وقتی که باز شد کردم توش اروم نشستم روش تا اینکه تا ته رفت توش زانوهامو گذاشته بودم روی تخت اروم اروم شروع کردم واسش تلمبه زدن اونم دایم میگفت جون جون عزیزم اه اه اوم که یک دفعه دیدم دارم داغ میشم سرعتشو تند تر کردم اونم از زیر کمکم میکرد این بار دیر تر ارضا شدم 4 دقیقه ای طول کشید پشتم عرق کرده بود منو برگردوند قنبلم کرد اومدم رو زانو نشستم سینمو چسبوندم به تخت باسنمو دادم هوا یکدونه محکم زد رولپ کونم خوشم اومد نالهای کردم و یک مممم کشیدم یکی دیکه زد رواون یکی گفتم اخ که شروع کرد به بوسیدن باسنم منم لذت میبردم کمی با دست کسمو از پشت مالید منم خودمو به تخت میمالیدم که اروم شروع کرد دور سوراخ کونمو مالیدن انگشتاش با رطوبط کسم خیس شده بود بهش گفتم نکن ن ن دردم میاد گفت از کون نمیخواهم بکنم فقط میخواهم باهاش بازی کنم منم گفتم عزیزم اگه دوست داری اشکال نداره من امشب ماله توام اونم گفت نه دوست ندارم درد بکشی کیرشو گرفت تو دستش کرد از پشت توکسم چنتا تلمبه زد که خم شد کونمو تو دستش گرفت فشار داد منم با یک دستم نوک سینه هامو فشار میدادم دیگه داشت داغ میشد که گفتم عزیزم کاندومو در بیار میخوام ابتو تو کونم خالی کنی خم شد روم دستشو اورد جلودهنم دو تا انگشتشو کرد تو دهنم چرخوند منم یک مقدار تف مالیدم به انگشتش که به کیرش بماله لیز بشه اونم مقداریشو دور سوراخم مالید که یکدفعه از مالیدنش خوشم اومد گفتم بکن گفت خیلی تنگه انگشتشو فرو کرد تو کونم یک اخ کوچولو گفتم اونم شروع کرد به تابوندنش تو سوراخم که حس کردم نرم شد با دست چند تا تلمبه به کیرش زد بعد اروم گرفت کرد تو هنوز نوکش نرفته بود تو یک تیری کشید تو پشت و کمرم که تا حالا ندیده بودم بلند گفتم اخ وووو درد داره یواش اونم همون جوری نگهش داشت چند ثانیه ای که وایستاد کونم نرمتر شد تا اینکه تا نصفه کرد توش دوباره درد اومد سراغم ولی کمتر بود چند تا تلمبه یواش که زد اروم شدم .دردم تبدیل به لذت شد این هم لذت خودش رو داشت کم کم هر دو تامون گرم شدیم تا اینکه دیدم نفسهاش به شماره افتاد باسنمو محکم گرفته بود و ناله میکرد تلمبه هاش از ریتم افتاده بودن فهمیدم که ارضا شده بود انقدر سکس عمیقی داشتیم که که من هم از عقب دادن ارضا شدم امیدوارم شما هم دوست عزیز تجربه کنید البته خانوم ها رو میگم من هم از کس دادم هم ساک زدم هم از کون دادن لذت بردم البته مهمانی همچنان ادامه پیدا کرد و خاطرات دیگری هم اتفاق افتاد که اگر قسمت باشد بعدا برایتان باز گو میکنم

نوشته:‌ طوطیا

داستان سکسی:

3.68182
نمره شما: هیچ میانگین 3.7 (110 votes)

نظرات

باز هم خيانت بازهم خيانت اه اه اه بابا اگه اينقدر جنده زياده پس چرا يكيش به تور ما نميخوره اينها هم ما را اسكول كردن ببين اگه بهت چيزي نميگم بخاطر اينه كه قشنگ داستان مينويسي ولي ما رو نميتوني رنگ كني افتااااااااد X(

بالا
0 لایک

داستان بدی نبود فقط خیلی چیزا رو انقدر یکنواخت و کشدار تعریف کردی که اصلا خواننده رغبت پیدا نمیکنه بخونه

در مورد داستان هم اشاره به یکی از دلایل عمده طلاق و نداشتن تفاهم فکری و جنسی بین زوج ها اشاره کرده که همانا خواستگاری سنتی و کیری ایرانی که بدون شناخت و ندیده نشناخته پسره برا کیرش دختره هم برای پول و امکانات طرف ازدواج میکنن و بعد گند قضیه میاد بالا
جالب اینکه حتی با باز شدن روابط بین دو جنس تو سال های اخیر هنوز این رسم کیری از بین نرفته و خاله خانباجیگری همچنان ادامه دارد
من به همه دوستانی توصیه اکید میکنم جدا از ازدواجای اینطوری و چشم بسته خودداری کنید و اول طرفتون رو خوب بشناسین
بعدشم هر کی به بن بست خورد باید بره بده؟شما اون سالهایی که دختر بودی به کسی ندادی چی شد که حالا.....
نویسنده داستان زیاد فیلم خارجی دید بخاطر همون تیکه که گفت اسم پسره رو نفهمیدم و ازین کسشعرا تابلو بود که واقعیت نداره اما بعنوان داستان خوبه و حداقل بهتره از کسشعرای دیگه

بالا
0 لایک

به نظر من شوهری که نتونه زنش رو ارضا کنه زنش حق داره دوست پسر بگیره
و طوطیا این وسط هیچ گناهی نداره ولی جندگی رو تایید نمیکنم

داستانهات هم خیلی قشنگه وهم نگارش خوبی داری ما منتظر داستانهای بعدیت هستیم

بالا
0 لایک

متاسفانه واسه تحریک کردن خواننده خیلی تخیل به خرج داده بودی که تو هری پاترم اینقدر تخیل نداریم.فک کنم داستان شما به جای لواسون تو جنده خونه لاس وگاس بوده چون همچین مهمونی تو تهران نداریم.نکته دیگه در مورد تخیل بی معنی وضعیفت درباره اونجاست که گفتی وقتی دطتشو گذاشت رو کونم مایعژ از کسم ترشح شد.آخه مگه هورمون رشده که ترشح بشه اونم با یه دست زدن.حشری ترین آدما هم با یه لمس کردن آبشون نمیاد.نکته بعدی اینجاست که یه چیزی از رحمم آزاد شد.اولا که هرچیزی هست از رحم نمیاد از خود واژنه. دوما مگه ضامن نارنجکه که آزاد بشه. باید میگفتی اومد بیرون.زه هر حال نگارشت خوب نبود بیشتر دقت کن.

بالا
0 لایک