شما اینجا هستید

هوس زن عموم

من ازبچه گيم ديوانه وار زن عموم رو دوس داشتم و هر جا ميرفت من ب دنبال چشاش و سينه هاش وباسن قشنگش بودم
خيلي وقتا جلوي خودم و ميگرفتم ك ب شهوت نگاش نكنم اما نميتونستم چون هميشه تو كفش بودم شبا هر وقت بهش فكر ميكردم بعدش مجبور ميشدم جق بزنم هميشه بهش شهوت داشتم تو روياهام لختش ميكردم با سينه هاش بازي ميكردم خيلي دوس داشتم از كونش انقد بكونمش ك ديگه نتونه راه بره
خيلي دوس داشتم ي هفته بياد پيشم و هر دومون تو اون هفته هيچ لباسي نپوشيم ك هر جا گيرش بيارم بكونمش تو حموم رو اوپن اشپزخونه دسشويي حياط باغچه زير ميز وقتي تازه از خاب بلند ميشه ...
هر وقت فيلم سوپر ميديدم اونو تو نقش زن فيلم ميديدم
چن باري ك رفته بودم خونشون خيلي خودموني بر خوردميكرد ازاينكه من حد اقل ١٨ سال ازش كوچكترم و بهش نگاه جنسي نميكنم لباساي راحتي ميپوشيد
ي سري باهاش تنهابودم شلوار ساپورت پوشيده بود با ي تاپ تنگ سياه رنگ برجستگي سينش ...نگاهش ك ميكردم كيرم ميخاست خشتكم رو از شق پاره كنه چون من عاشق اين طرز لباس زنها بودم ديگه چ برسه اين زن بپوشه. كلا اندامش رو با چشام ميچلوندم
واسم خيلي سخت بود ك عادي برخورد كنم
اون روز واسه اينكه خودم و كمي اروم كنم رفتم تو اتاقش جورابش رو بردم عطر خوشبويي ك هميشه ب خودش ميزد ك ديوانم ميكرد ب جورابش زدم و رفتم دستشويي باتصور اينكه دارم ميكنمش ي لنگه جورابش روبو ميكردم و روي لنگه ي ديگه جورابش جق زدم
حتي تو ذهنم خطوركرده بود ي بار بالتماس هم ك شده ازش بخام اجازه بده بكونمش
زن عموم خيلي زيبا بود از ديد من او ي زنه همه چي دار بود ي سري رقصيدنش و ديده بودم تو فيلم تولد يكي از فاميلا ب تمام اون جمع حسادتم شد ك اونو اينجوري و ب اين ارايش زيبا ديده بودن اصلا فك نميكردم بتونه ب اين زيبايي برقصه...

اون پرستاره ي بيمارستان بود
من كارم اين شده بود با عكسايي ك تو گوشيم ازش داشتم هر شب جق ميزدم ديگه از اين جريان خستم شده بود
چند سري بهش مسيجاي نيمه سكسي فرستادم ك جوابي نداده بود ب ي حدي رسيده بودم چيزي واسم مهم نبود
چن روز بعد با هر زوري ك شده باهاش تماس گفتم وگفتم ميخام ببينمش گفت اتفاقي افتاده گفتم ميخام بهت ي چيزي بگم
گفت الان بيمارستانم گفتم ميام سمتت گفت سرم شلوغه الان. اما از شهوت زبونم ب ت ت پ ت افتاده بودم و گوشي رو قط كردم
پاهام ميلرزيد اما رفتم. ساعت ١٢ بود
ديدم بيش از اون چيزي ك فك ميكردم شلوغ بود رفتم تو دفترش بهش سلام كردم بهم گفت خير باشه گلم
من ك از شهوت تو راه صد مرتبه تو خيالم لختش كرده بودم تخمام چسبيده بود گفتم اينجا دورت شلوغه ي وقت ديگه ...
گفت ساعت ٢ بيا خونه كارم تموم ميشه منم تنهام بيا تا تنها نباشم
منم تودلم دو متر پريدم تو هوا . بار اول با لباساي پرستاري ميديدمش لباش رو سرخ كرده بود خيلي سكسي شده بود
منم قبل ساعت ٢ سر كوچش بودم قلبم ديگه داشت از جاش كنده ميشد اونو اين چند دقيقه تو هر پوزيشن سكسي ك بلد بودم بردم تا با ١٠ دقيقه تاخير از راه رسيد
ي لبخند قشنگي بهم زد ي باره دلم ريخت به خودم جريت دادم بهش دست دادم و بهم دست داد البته بار اولي نبود ك بهش دست ميدادم. و با هم ب خونش رفتيم
اون جلو رفت درو وا كنه كفشاي پاشنه بلندش باعث بلند شدن باسن قشنگش شده بود بخودم ميگفتم چي ميشه بزاره يه ساعت درست از كونش بكنمش حتي جاش رو مشخص كرده بودم ك بزارمش رو جاكفشي بكونمش
تو اين فكرا بودم ك درو باز كرد و گفت بفرما عزيزم منم اب دهنم رو ك از شهوتم بهش جمع شده بود تو دهنم قورت دادم و داخل رفتم گفت ميرم لباسام و عوض كنم ميام پيشت
چند دقيقه تو اتاق منتظرش شدم ديدم دير كرد خاستم برم تو اتاقش از درز در ديدم ك داره لباس عوض ميكنه اما ترسيدم برم تو ...
دوباره همون لباسا ي ساپورت و تاپ سفيدي رو داشت مي پوشيد
من ب سختي دل كندم ورفتم تو اتاق منتظرش موندم
همش تو افكارم بود ك چ قد خوب ميشه از روي لباس باهاش حال كنم خيلي دوس داشتم از روي شلوار ساپورتش بكنمش
ي سوراخ ب اندازه كيرم باز كنم رو ساپورتش بكنمش
با خودم ميگفتم اگه ميدونست ك چ قد دوست دارم بكونمش بدون هيچ مقاومتي تا شب ميزاشت كس و كونش و با هم يكيشون كنم.
تو افكارم بودم ك صداشو شنيدم گفت بيا تو اتاق ...نشستم كنارش و گفت تعريف كن عزيزم
با ترس زيادي گفتم ي مشكلي واسم پيش اومده ...
با خودم تو جنگ بودم ك باسنم و بچسبونم ب باسنش؟!
ك كم كم نزديك شدم بهش تا اينكه پاهام گرماي تنش رو حس ميكردم و...
و ي دفعه و بي اختيار دستاي سفيدش و گرفتم و صورتشو بوسيم اون گيج شده بود ك من با بوسه هام امانش نميدادم دستام و مثه صد ها باري ك تو روياهام انجام داده بودم ب سينه هاي تردش ميفشردم
گفت داري چ كار ميكني؟؟!! با نفس هاي مقطعي گفتم هر كاري ك بخاي واست ميكنم باور كن چن ساله ي لحظه ام از يادم نميري تورو جان هر كي دوس داري
بزار بكونمت
من با ي دستم دستشو با ي دست ديگم پستونش رو گرفته بودم و ميبوسيدمش كيرم هم مثه ي چوب دستي سفت شده بود
ميگفت ولم كن دستم و با دستاش ميزد
منم ميل بيشتري ب كردنش پيدا ميكردم با زور دستام خابوندمش رو مبل
وقتي يكم ب خودم اومدم ديدم دراز ب دراز روش خوابيدم و دارم ميبوسمش خيلي دوست داشتم لب سرخش رو هم ببوسم اما فعلا جريت چشم تو چشم شدن باهاش رو نداشتم
ب ارزوم رسيده بودم اما بايد راضيش ميكردم تا بكونمش اصلا دوست نداشتم ب زور بكونمش بازور زيادي دستام حركت دستاش و اروم كردم
التماس ميكرد ولش كنم .منم ميگفتم فقط ي بار بزار بكنمت من ديوونتم هر شب ب يادت نميتونم بخابم و... من چ كنم ك اين قدر تو خوشكل و شهوت انگيزي؟!؟!
اون موقع احساس كردم ي كم اروم شد و ظاهرا رام شده بود از روش بلند شدم با ي حركت نرم باسنش واز شلوار نوازش دادم و ب پشت بر گردوندمش ب حالتي قرار گرفت ك كم كم داشتم خودم و ب هدفم نزديكتر ميديدم .
دستكردم ب شلوارش دوباره رو دسم زد باردوم مقاومت نكرد ساپورت و شورتشو تاجايي ك بتونم سوراخ كونشو ببينم پايين اووردم
منم شلوارمو در اوردم از كنا اينه و لوازم ارايشش ي كرم برداشتم زدم در كونش
ميخاستم كيرم و بكونم تو كون قشنگش ك از ترس باسنشو سفت گرفته بود كيرم نميرفت تو .بهش گفتم شل كن خودتو ميخام كيرم بكونم تو كونت اينطوري نميره .ب هزار زور خودشو شل كرد و كم كم تا ته كردم توي كونش واي ك چ قد بهم حال داد وقتي كيرم و تا ته فرستادم داخل از زير شكم و تاپشش دستامو ب سينه هاش رسوندم اخ ك چ سينه هاي تردو شادابي داشت اونقد عاشق سينه هاش بودم ك ب حد كندنشون كشيدم اينجا تنها جايي بود ك صداي جيغشو شنيدم بعد دست چپم رو تو كسش فرو كردم ك تره تر بود اينو بهم نويد ميداد ك اونم داره حال ميكنه... دلم نميومد كيرمو از تو كونش دربيارم ميترسيدم درش بيارم و ديگه نزاره دوباره بزارمش سر جا اون لحظه دوست داشتم زمان واسه هميشه وايسه. تا چند دقيقه كيرم بدون تلمبه زدن تو كونه گرمش بود وقتي كيرم كونش بود با تمام وجود وسفت بغلش ميكردم و تو عطر مخصوصش نفس ميكشيدم .اصلا ما مردا خيلي دوست داريم طرفمون و زور كن كنيم لذت سكس واسمون صد برابر ميشه .
اما ديگه مقاومتي نميكرد ساكت بود و من داشتم كارم و ميكردم .اسمش رو صدا ميكردمو بهش ميگفتم خيلي دوسش دارم

هر چ قد ميخاستم باهام تو سكس صحبت كنه اما مقاومت ميكرد صداي شهوانيش رو دوس داشتم
تا اينكه ابم اومدو كامل تو كونش خالي كردم با اينكار احساسي مثه اينكه بزرگترين مسيوليتي ك تو زندگيم بر دوشم بوده رو ب خوبي انجام دادم داشتم... واسه بار اول تو زندگيم دل سير اونيو ك دوسش داشتم كردم
بعد از ارضا شدن چشماشو ك ديدم ازش خجالت كشيدم اما نگاهش ميگفت انگار ك زيادم بدشم نيومده بود ...
خيلي دوس داشتم واسم برقصه بعد اون موقع ك شهوتم فول شد دوباره از كون قشنگش بكنمش اما تو اين وضعيت ميدونستم انجام نميده و توقعم رو كم كردم
بعد از نيم ساعت تو اشپز خونه رفتم.ديدم رو ب ظرفشويي پشت ب منه دوباره كيرم و چسبوندم ب باسنش كيرم دوباره مثه تير كماني ب راستاي كونش سيخ شد وسينه هاشو گرفتم دوباره بوسيدمشو مجبورش كردم ب پشت بخابه رو كف اشپز خونه موهاشو جمع كردم بادستم و بعضي وقتا ميكشيدمشون و دوباره از كون كردمش
كيرم ك تو كون كرمش بود ي فكري كردم گفتم بگيرم تمام سوراخاي تنشو پر كنم كيرم كونش بود ي دستمو تند كردم تو كسش دست دگمو تودهنش با زبونمم گوششو ميمكيدم
كيرم و ك در اوردم ابم اومد كمرش خيس خيس شد گفتم ي بار بگيرم اب كيرم و تو گوشو بينيو صورتش ميريزم

ي لحظه تو فكرم اومد بگيرم از كس بكونمش چ قد خوب ميشه ي بچه ازش ميتونستم داشته باشم اما زودي فكرم و قورتش دادم
خلاصه تا شب تا جايي ك كمرم اب داشت هرجا ك گذاشت ،كردمش ...
دست سوم تصميم گرفتم كاملا لختش كنم
اول من لباسام و بعد دونه دونه لباساشو در اوردم
و تو سطل اشغال قايمشون كردم و بش گفتم تا من اينجام ميخام لخت لخت تو خونه باشي

غير بار اول تو مرتبه هاي بعدي رضايتي نسبي از خودش نشون ميداد تو سكس مقداري همكاري ميكرد مثلا من خيلي اب دهنشو دوس داشتم بخورم بار سوم اب دهنشو ميداد بيرون منم ميخوردمش ميخاستم بدونه حالا ك دارم ميكنمش چند سال ب يادش شبا فقط جق ميزدم
بعد از اينكه چندين مرتبه گاييدمش كوفته شدم
بعد تو بغلش ب خاب رفتم .بيدار شدم نزاشتم بيدارشه واسه بار اخر بوسيدمش و رفتم تو راه برگشت ان چنان احساس مردانگيم بالا رفته بود ك تا الان هيچوقت اين قدر حس مردانگي نكرده بودم .
از خونش ك دور ميشدم ب خودم گفتم كاش ي دست ديگه هم ميكردمش اما ...
ب خودگفتم اگه بخات رابطه رو ادامه بده چي ميشه .......
اولين كاري ك ميكردم ميبردم تمام تنشو ليزر ميكردم و مواشو ميزدم
بعد ي دست لباس مجلسي سفيد ديده بودم گفتم واسش ميخرمش خيلي قشنگترش ميكرد تا از رو اون لباس هم چن مرتبه از كون بكونمش
من استاد تنوع در سكس بودم
ي مرتبه مجبورش ميكردم كيرمو تا ته بخوره منم همزمان كسش و ميخوردمو با انگشت دست تو كونش ميكردم
گفتم ي بار حموم ببرمش اون واسم مواي بدنم وبزنه و بعدش واسم ساك بزنه و ب هر زوري ك شده مجبورش ميكردم اب كيرم كامل قورت بده.
ميبردمش سينما با هاش لاس خشكه ميزدم تا تو كفش بمونم و ميومدم تو خونه ميگاييدمش اگه رابطه رو ادامه بده ...
ي فكرايي تو كلم بود ك نگو .
اگه ادامه بده ي بار چن تا قرص تاخيري ميزدم بالا و دو ساعت از كون تلمبش ميكردم ك جيغش در بياد
يا ي بار وان و پر شير ميكردم و روش دراز ميكشيدمو سينشو ميخوردم

ازون ب بعد اون روزو ب هيچكس نگفت و هيچوقت ب روم نيوورد ...
اما من لنگه ي دوم جورابي ك رنگ پاهاش بود رو هنوز نگه داشتم هنوزم خوشبويه!

نوشته: داریوش

داستان سکسی:

2.363635
نمره شما: هیچ میانگین 2.4 (11 votes)

نظرات

جدا" با خوندن همچین داستان های به این نتیجه میرسیم که حجاب خیلی واجبه ؛ ظرفیت ادمایی که من تو این چند وقته میبینم ؛ که با کوچکترین دید زدن به فکر سکس میوفتن واقعا" خدا بدادمون برسه و حتما" باید طرز تفکرها اول باید عوض بشه بعد طرز پوشش ؛
قبلا" میگفتم حجب و حیا باید تو چشم مردا باشه تا زن در امان باشه ؛ ولی این داستانها کل استنباطم را برهم زده ؛

بالا
0 لایک

بی وجدان بی شرف بی ناموس چطور روت میشه تو چشم عموت نگاه کنی بچه پررو بچه سال بلد نیستی بنویسی مجبورت که نکردن بجا اینکه بیای اینجا چرت و پرت تحویل ملت بدی برو یه کم املاتو خوب کن ادمین شورشو دراوردی اهههه

بالا
0 لایک