شما اینجا هستید

وقتيكه پسری باعشق كون ميدهد

اسم من آرشه من كوني هستم پسرخاله ام سعيد منو ميكنه
خوشگلم(بخدا قسم)بدنم سفيده يه نمه تپلم 173قدمه كلا تو دل بروام
اسامي مستعار اما داستانم وافعيه ومربوط به زمانيكه داداش سعيد(پسرخاله بزرگم)1/5سال بعد از ازدواجش داشت بابا ميشد و خانومشو برده بود خونه مادرش تا بچه رو دنيا بياره 1/2روزي خونه دست سعيد بود. ظهر بهم زنگ زد خبرو گفت قند تو كونم آب شد رفتم حموم صورتمو اصلاح كردم بدنم مو نداشت چند روز پيش زده بودمشون غروب كه شد وسايلمو شامل دفاتر وكتب براي مثلا درس خوندن موچين براي ابروهام يه زيرشلواري نرم ولخت وچندتا شرت كه رنگ ومدلهاي تحريك كننده اي داشتن وچندتا فيلم سكس كه ميخواستم عين زنهاي توي فيلم كرده شم ورداشتم ومنتظر زنگ سعيد شدم 4/5دقيقه بعدش زنگ زد ازخونه خداحافظي كردمو زدم بيرون رفتيم دمه پيتزايي 2قاچ وگوشت وموز وشير برا كمر آقا سعيدو كاندوم تاخيري گرفتيمو رفتيم دم در خونه كه رسيديم بهم گفت امشب تا صبح زير كيرمي گفتم بايد متفاوت حال كنيم چون مزاحم نداريم
تو خونه كه رفتيم نشستيم رو مبل به اين فكر ميكردم امشب كجاي اين اتاق كون ميدم سر شب پيتزاهارو زديم تا قوت داشته باشيم تموم كه شد رفتم تو وسايلم سي دي سكس و موچينو درآوردم چشمم به اسپري وگا(تاخيري)افتاد يه لحظه دلم براي كونم سوخت خوبيش به اين بود كير شوهرم سعيد زياد بزرگ نبود رفتم توالت شاشيدم صدام زد گفت شروع كن گفتم. اول ابروم بعدش كون. لباسامو كه عوض ميكردم كيرش داشت بلند ميشد منم از عمد كونمو دادم طرفش تا شهوتي شه نميدونم چرا اما نگذاشت زير پيرهنمو دربيارم باهم رفتيم تو اتاق خواب برادرش آخه ميز توالت اونجابود لامپو روشن كردم يه لحظه چشمم افتاد به پشتم زيرپيرهنيم نو بود ميچسبيد به كونم گنده تر نشونش ميداد فهميدم چراآقا سعيد نميذاشت درش بيارم نشستم رو صندلي اول ابروي راست بعدش ابروي چپمو درست كردم خدايش استادم.يه لحظه چشمم افتاد به لوازم ارايش زن داداش سعيد گفتم سعيد دوست داري منو ارايش كرده بكني اولش نفهميد اما بعدش گرفتokداد اولش پودر سفيد كننده زدم بعد مژه هامو فركردم خط چشم بعدشم ريمل كشيدم پلكمو سايه زدم لبامو صورتي كردم يه خط لب نازم برا خودم كشيدم سعيد داشت شاخ درمياورد بهم گفت عين دخترا شدي دوباره قند تو كونم اب شد
رفتيم بيرون تو حال كه رسيديم سعيد از پشت گرفتم درگوشم گفت امشب جوري ميكنمت تا يادگاري تو ذهنت بمونه يه كم ازش جداشدم يهو بازوهامو گرفت كشيد عقب منم قنبل كردم دوباره بهم چسبيد كيرشو كاملا حس ميكردم منم گفتم تا ببينيم
اسپري تاخيري رو ورداشتم چندتا پيس زدم به كمر كيرش1/2به كير خودم زدم تا اگه روي شكم خوابوندم آبم زود نياد خودم رفتم تو اشپزخونه شيرموز درست كنم اخه تا صبح برنامه داشتيم سعيد نبايد كم مياورد
تو اين فرصت سعيد داشت كيرشو ميشست تا برا خوردن كيرش مشكلي نباشه تو كونم عروسي بود زير شلواريمو در اوردم شرتم اسليپ بود طوريكه نصف بيشتر باسنم بيرون بود زير پيرهنم و تاجاييكه ميشد پايين كشيدم طوريكه كونمو گندهترشه ميخواستم بااينكار سعيدو بيشتر تحريك كنم اون سي دي رو كه كلي باهاش حال ميكردمو گذاشتم تودستگاه سايه سعيدو از پشت شيشه توالت ديدم كه داره مياد بيرون وانمود كردم كه حواسم نيست به بهانه ديدن آرايشم يكم خم شده بودم و داشتم از توي اينه قدي توي. حال خودمو ميديدم وزيرچشمي سعيدو. ميپاييدم جدا مثل دخترا شده بودم سايه اي كه زده بودم خيلي به صورتم ميامد واسه. خودم عروسي شده بودم براي كساييكه كون كنن اين صحنه اي واقعا تحريك كننده است سعيد اومد و از پشت كيرشو رو كونم فشار داد انگار ميخواست ازروي شرت كيرشو هل بده تو كونم منم خودمو ميدادم عقب تا هم خودم لذت ببرم هم نذارم كير نيمه راست سعيد بخوابه دهنشو اورد پشت گوشم وگفت:نميخواي با كونت از كيرم پذيرايي كني كيرشو گرفتم تو دستم خودمو انداختم جلو وطوري راه ميرفتم كه كونم و رونهاي تپلم داشتن براي كير سعيد اهنگ بيا منو بكن ميزدند
نزديك كاناپه كه شديم يواش پرتم كرد روي كاناپه وكيرشو كرد تو دهنم مزه رژ لبم و بوي اسپري وبوي خاص كير سعيد توي دهنم پيچيد خيالي نبود مهم اين بود كه كير سعيد توي دهنم بود ومن داشتم عين يك زن كه به شوهرش حال ميده حال ميدادم مشغول خوردن بودم واي اونشب كيرش چه طعمي داشت چشماشو بسته بود ومعلوم بود كه داره كيف ميكنه منم موقع ساك زدن كيرشو تا ته ميكردم تو دهنم تا جاييكه فقط خايه هاش بيرون بود دستم تو شرتم بود و كيرمو ميماليدم منم از اين رابطه سهم لذت ميخواستم
كيرشو ازدهنم دراورد كمركيرش يكم صورتي بود اخه رژلبم با كير سفيدش پا ك شده بود
جامونو عوض كرديم سعيد نشست روي كاناپه زانو زدم بادستم كيرشوگرفتم ليس جانانه اي از زير خايه هاش تا كله كيرش كشيدم يك وجب كيرو تاته. كردم تو دهنم گفت. حالانوبت كونه لختم كردبادست ضربه اي به باسنم زد
جلوي آينه تو حال دراز كشيدم ميخواستم كون دادنمو بينم سعيد با روغن بچه مالشم داد يه متكا گذاشت زير كيرم تا كونم بياد بالا صحنه جالبي بود كاندم كشيد رو كيرش سرشو. گذاشت و با اولين فشار. تانصفه ليز خورد تو كونم فشار بعدي كامل كردش تو كونم مثل زنهاي جنده آه شهوتناكي كشيدم آروم تلمبه ميزدگفتم تندش كن شديد شد خودمو تو آيينه. ديدم لمبه هام به خاطر تلمبه شوهرم بالا وپايين ميشد بادست لپاي كونمو باز ميكردم وبا كف دستام ميكوبيدم رو باسنم سعيد عرق كرده بودآرزوي هر كوني اينهكه كيرتو كونش باشه اب خودش بياد پاهامو بهمچسبوندم تا سوراخم تنگتر شه كيرشو بيشتر حس ميكردم حشري شده بودم دوست داشتم كيرگنده تري ميرفت تو سوراخم طاقت نياوردم داشتم زيركيرش داد ميزدم:اي كونم/اي كونم/اخ جون كونم منو بكن جرم بده سعيد داشت فشارم ميداد متكا از زيركيرم در رفت شدم تشك سعيد خوابيد رو بدنم داشت بهم فحش ميداد:كيرم تو چشات .كيرمتو. دهنت اب كيرمو بايد بخوري منم كه عاشق اب كيربودم و ميدونستم سعيد اب كيرش زياده با خوشحالي داد ميزدم اخ جون اب كير همش مال خودمه
خسته شده بود كيرشو ازسوراخم كشيد بيرون كاندومشو دراوردم. روي كمر دراز كشيد كيرش قرمز شده بود نگاهي به صورتم كردم لبام رنگي نداشت اما ارايشم بهم نريخته بود كير سعيدو كردم تو دهنم نشوندمش روكاناپه نشستم رو كير شوهرم با فشار اول خايه هاشو حس كردم خودم همه كاره شدم تلمبه ميزدم كيرش تو كونم بودتو همون حالت بلندم كرد زانومو گذاشت لبه كاناپه دستامو زدم ديوار. موهامو از عقب ميكشيد همينجوري داشت جرم ميداد اب دوتامون داشت ميومد داشت ميكردم كه يهو با خشونت كير نازشو از سوراخم. كشيد بيرون و گرفتش تو صورتم هركي برا خودش داشت جلق ميزد با يه حس زنانه التماس ميكردم تا آب كيرشو بريزه تو دهنم كه يهو روي صورتم داغي و توي دهنم تلخيشو حس كردم از پيشاني تا روي سينم آب كير بود آب خودمم داشت ميريخت سعيد كير نيمه راستشو تو دهنم جاداد مك ميزدم كه ابم اومد چيزي نميديدم اخه دوتاچشام از اب كير شوهرم پربود
كيرشو داد دستم گفت دنبال كيرم بيا برسي به حموم اولش يكم چشمامو پاك كردم انگار گريم كرده بودم چشام ابروهام ارايشم همه زير لايه اي از آب كير گير افتاده بودند
ادامه دارد.........

نوشته:‌ آرش

داستان سکسی:

3.066665
نمره شما: هیچ میانگین 3.1 (30 votes)

نظرات

اخه کون دادنم نوشتن داره.
به قول شاعر
هر که کون داد مرد میدان شد
یا هرکی بچگیش کون داده بزرگ شده کون ملت گذاشته . از شانس ما اونی که ما رو کرد بقال سر محلمون بود هر روز چشمون تو چشش بود
یا در جایی دیگر گفته اند:
هیچ باغی نیست که بیل نخورده باشه ... هیچ کونی نیست کیر نخورده باشه
و از این دست بسیار است ....
پس سعی کن ننویسی دیگه بوسس بوسس

آخه کیرم تو داستانت اصلا کیرم تو روحت چرا اسمتو گذاشتی آرش ده آخه مگه اسم قحطی بود الان رفیقو رفقا فکر میکنن من بد بخت بودم آخه دیوس کیرم تو سوراخ دماغت کیرم تو معدت چرا این اسمو گذاشتی حرومیه دو جنسه بگو چرا ؟

..من داستان گی نمیخونم و نظر هم نمیدم،چون نظر ندادن بهتر از چرت پرت گفتنه..د..همه میگیم که از گی ها متنفریم بدون اینکه دلیلش رو بگیم..همه میگیم که از سکس با محارم متنفریم بدون اینکه در مورد اینکه چرا بیشترین بازدیدها و نظرها برای اینجور داستانها هست حرف بزنیم.. ولی من میخوام بگم که چرا متنفرم،اونم تو دنیایی که قبول این افراد به عنوان کلاس و متمدن بدون محسوب میشه..
فکرشو کنید که این ادمها ازدواج کردن،از اونجایی که به این افراد دختر خوب نمیدن تنها گزینه،جندها هستن،بعد از ازدواج و یک سالی اقا دوباره فیلش هوس کیر میکنه چون هنگام سکس سر جای خودش نیست، ودر خیالش خودشو جای زنش میزاره و از این حسرت میخوره که نمیتونه لذتی که اون میبره رو ببره..
بعد ازمدتی نصبت به زنش سرد میشه و خانوم که میدونن شوهرش چه دسته گلی هست،ایشون هم هوس کیر میزنه به سرش..به این میگن تفاهم بین جنده و کونی پسسسسسسس میرن هر کدوم برای خودشون دنبال کیر میگردن..بعد از مدتی یا یکشون لو میره یا باهم مثل یه زن وشوهر خوشبخت به این نتیجه میرسن که کیرهای وارداتی رو یه کاسه کنن وبا یه دوست پسر مشترک حال کنن یا زوج و فردش کنن..یه روز دوست پسر خانومه هردوتاشون رو بگان یه روز اقاه..در این میان بعضیها راه های نوینی رو در پیش میگیرن و میان تو این سایتها و پیشنهاد سکس ضربدری،زیک زا کی،جمعی،و بعلاوه همراه... میدن..
تا اینجاش با اونکه نفرت انگیزه ولی یه مسئله کاملا شخصی هستش و به کسی ربط نداره...ولی فاجعه از اونجا اغاز میشه که
پای چند تا طفل معصوم و بی گناه میاد وسط و قراره تو با این پدر مادری زندگی کنه..
من به خاطر این دلیل و صد دلیل دیگه از این جور ادمها متنفرم...
این نظر رو برای دومین بار گذاشتم

عزيزان واقعا اين داستانها جايي بر پرده افكارماها ندارن....امدم اينجا به عنوان يك نويسنده داستان فعاليت كنم. هرچند اعتقادي به داستان سكس ندارم. اما حداقل اگر كاري كرده باشم هر چند ناچيز كه سكس رو به معناي واقعي صرف كرده باشيم واقعا خوشحال ميشم.
اين اولين داستان منه ديشب نوشتم.خواهشا بخونين و نظر بدين.
ايا لايق ادامه دادن هستم؟
داستان رمانتيك اسمان سرخ