وقتی داریوش منو گایید

سلام
خیلی دلم می خواست داستان سکس خودم با همسرم رو یه جایی که هیچ کس ما رو نشناسه تعریف کنم و جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم . پس از کسانی که دوست ندارند اینجور داستانا بازگو بشه معذرت می خام.
اسم من ماراله ، 24 سالمه .
تازه از قبولی توی مقطع فوق لیسانس دانشگاه سرمست بودم که مامانم گفت دیگه باید ازدواج کنی ، منم که دیگه از تنهایی خسته شده بودم با کمال میل قبول کردم که خواستگارا شرف یاب بشند. وضع مالی ما اصلا خوب نبود و به همین خاطر خاستگار خوبی برام نمیومد . منم که از قیافه چیزی کم نداشتم و یه خانم مهندس با سواد بودم هیچ کدوم از خاستگارامو قبول نداشتم و حتی حاضر نمی شدم باهاشون حرف بزنم تا این که سر و کله ی داریوش پیدا شد...داریوش از همسایه های دور ما بود که البته مثل بقیه نه پول درست حسابی داشت نه تحصیلات عالیه...دار و ندارش یه شغل کارمندی بود و یه دل پاک و صاف و البته یه قد 184 سانتی متری و چشمای درشت و مشکی. هم سن من و مثل من تک فرزند بود.
روز اول مادرش اومد خونه ما و گفت خود داریوش دخترتونو دیده و خوشش اومده و اگه اجازه بدید بیایم خواستگاری. من تا حالا داریوشو ندیده بودم آخه بعد از 4 سال که دانشگاه اصفهان بودم تازه اومده بودم تهران و بین دو ترم هم تقریبا هیچ کسی را نمی دیدم. اما مامانم خیلی ازش تعریف کرد و گفت پسر پاک و نجیبیه و ... بعد از یکی دوجلسه صحبت رسمی، از دو تا خونواده 4 ماه وقت خواستم تا نامزد بمونیم و همه قبول کردند. البته من الکی کلاس گذاشتم و همون اول عاشق شده بودم .هرچند که من و داریوش هر روز خدا با هم دعوا داریم اما هیچ وقت نتونستیم از هم دل بکنیم و طولانیترین قهرمون یک روز طول کشیده.آخه ما اولین نفر زندگی همدیگه بودیم اولین کسی که دستشو گرفتیم اولین کسی که بهش شماره دادیم و اولین کسی که عاشقانه در آغوش گرفتیم و عاشقانه بوسیدیم. شاید بخاطر همین بود که برخلاف اینکه هیچ تفاهمی با هم نداشتیم تا حالا با هم زندگی کردیم.
تا اینکه دقیقا بعد از 4 ماه ما عقد کردیم . شبی که عقد کردیم مامان داریوش یواشکی به پسرش اشاره کرد که شب باید برگردی خونه. اما داریوش پر رو تر از این حرفها بود نشست و نشست تا مامان و بابای من از رفتنش نا امید شدند و رفتند خوابیدند. حالا من موندم و داریوش...خیلی حشری بودم و دلم می خاست همه لباسای داریوشو جر بدم و ببینم غیر از اون سینه ی پر مو دیگه چیا داره... اونم بدتر از من بود. به محض اینکه لامپ اون اتاقه خاموش شد پرید روی من...این قدر فشارم داد که دیگه نفسم در نیومد. میگفت منو توی این 4 ماه دق دادی...همه بدنش داشت می لرزید...شروع کرد به لمس کردن صورتم و آروم صورتشو اورد نزدیکم و یه بوس کوچولو ازم گرفت اما بعد مثل اینکه خجالتش ریخته باشه لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد به مکیدن ... یه حس عجیبی داشتم. بارها توی خیالم سکس با داریوش را مجسم کرده بودم اما حالا داشتم واقعیشو تجربه میکردم. بعد از یه مدتی که لبای منو مکید یخ منم باز شد و شروع کردم به مکیدن لبها و زبونش... یه دفعه دیدم دستاش رفت سراغ سوتینم و شروع کرد پستونامو از روی لباس مالیدن...دیگه روم نمی شد نگاهش کنم و چشامو بسته بودم. منو هل داد روی زمین و لباشو از لبام جدا کرد. گفت چشماتو باز کن مارال، چشمامو که باز کردم با یه معصومیتی گفت اجازه هست لباستو در بیارم؟ سرمو به علامت رضایت تکون دادم . لباسمو در آورد ولی هرچی زور زد بلد نبود سوتینمو در بیاره.برای همین خودم درش آوردم. سینه هامو محکم گرفت توی دو تا دستاش و شروع کرد به مالیدنش. انگار خدا سینه های منو برای دستای اون آفریده بود. سینه های من اون موقع ها 75 بود ولی حالا از بس مالیده و مکیده شدند همه سوتین هام برام کوچیک شدند. داریوش گفت سفیدی بدنت چشم آدمو می زنه و سینه امو کرد توی دهنش...وحشیانه می مکید و هر چند وقت یک بار سرشو بالا می آورد یه نگاه به من میکرد و دوباره شروع می کرد به مکیدن. سرشو بین دو دستام گرفته بودم و به سینه هام فشار می دادم
آروم آروم دستشو برد روی کسم و همزمان با خوردن پستونام شروع کرد به مالیدن کسم. یه کم که گذشت دستشو برد توی شرتم دو تا انگشتشو گذاشت دو طرف چوچوله ام و می مالید...حسابی کسم داغ شده بود و خیس خیس شده بودم.داریوش سرشو بلند کرد و انگشتاشو از شرتم دراورد و کرد توی دهنش. گفت بـَه چقدر خوشمزه است. شلوار و شورتمو که دراورد از خجالت گُر گرفتم و دوتا دستمو گذاشتم روی کسم.داریوش آروم دستمو کشید کنار و گفت من دیگه شوهرتم...بذار همه ی بدنت مال من باشه. تا چشمش به کسم افتاد گفت وااااااااااااااای چرا اینقدر سفیده؟قربون کست برم مارال. دوباره شروع کرد به مالیدنش و گفت چقدر تپل و گوشتالوه. با این حرفاش هم حشری می شدم هم خجالت می کشیدم. صورتشو برد نزدیک کسم و زبونشو بهش کشید. بعد لبه های کسمو با دو تا دستش کنار زد و زبونشو دور چوچولم حلقه کرد و شروع کرد به مکیدن. دیگه نمی تونستم خودمو کنترل کنم.صدای نفسام بلند تر شده بودند و کمرم روی زمین بند نمی شد. داریوش هم ول کن کسم نبود به قول خودش مثل گربه ای شده بود که بعد از مدتها یه گوشت سفید و لذیذ گیرش اومده. بعد از اینکه حسابی چوچولمو مکید سرشو بالا اورد و یه نگاه به من کرد و دوباره مشغول خوردن شد.این بار زبونشو برد توی سوراخ کسم و با چند بار عقب و جلو کردن تمام بدنم سست شد و طعم ارضا شدن را چشیدم.داریوش صورتشو بلند کرد و یه لبخند رضایت توی چهره اش نقش بسته بود. اما من صورتم خیس عرق شده بود . عرقی که هم ناشی از شرم بود و هم ناشی از ارضا شدن. من لخت لخت توی بغل پسری ولو شده بودم که حتی پیرهنشم در نیاورده بود.
داریوش دست بردار نبود...کنارم خوابید و با یه دستش پستونمو می مالید و با دست دیگه اش کسمو...یه دفعه چشمم به کیرش افتاد که داشت شلوارشو جر میداد. بهش گفتم داریوش نمی خای بهم نشون بدی زیر لباست چی داری؟انگار از خداش باشه گفت چرا و بلند شد لباساشو دراورد اما دستشو گذاشت روی کیرش. منم دستشو پس زدم و برای اولین بار کیرشو توی دستام نگه داشتم.خیلی خوش تراش بود و خیلی هم کلفت.وقتی دو تا انگشتمو دور کیرش حلقه کردم به زور به هم می رسیدند . کیرشو توی دهنم گذاشتم و شروع کردم به ساک زدن. عاشقانه براش ساک می زدم...اینقدر مشغول بودم که صداشو نمی شنیدم ... یه مدت که براش ساک زدم دیگه دهنم درد گرفت و اشکم دراومده بود.
خونواده دو طرف سنتی بودند و شرط کردند که تا عروسی دختر بمونم.
داریوش منو خابوند و وسط سینه هامو با تفش خیس کرد منم دو تا سینه امو به هم چسبوندم تا کیرشو بینشون عقب و جلو کنه. اینقدر عقب و جلو کرد که دیگه قفسه سینم درد گرفت اما آبش نمیومد. منو به پشت خابوند و قمبل های کونمو از هم جدا کرد و چند تا تف انداخت وسطش و بعد کیرشو بین شیار کونم عقب و جلو کرد. منم با دو تا دستم قمبلامو به هم فشار میدادم . از این که داریوش داشت لذت می برد لذت می بردم تا این که بالاخره آب از کیرش سرازیر شد و کل کمرمو خیس خیس کرد. آبش بوی وایتکس گندیده می داد.اولین باری بود که توی بیداری آبش میومد و میگفت احساس می کنه همه ی خستگی با بیرون اومدن آبش از بدنش خارج شده. بعد شروع کرد بوسیدن سینه هام و آروم آروم روی من خوابش برد...
البته داریوش حشری من فقط تا سه ماه به این روشها راضی بود و بعد از اون بالاخره کسم گذاشت.
بعد از سه ماه که در مقابل خواسته ی داریوش مقاومت کردم بالاخره خسته شدم و راضی شدم که پردمو بزنه. اون روز خونه ی ما تنها بودیم مامان و بابا رفته بودند مشهد. بدن داریوش حسابی داغ بود و کیرش مثل چوب صفت شده بود. منو می بوسید و می گفت تو مال منی... خانوم منی... بذار کیرمو بذارم سر جاش. دو تا پاهامو با دستاش از هم باز کرده بود و میخواست کیرشو فرو کنه تو. ولی لامصب فرو نمی رفت...از درد گریه می کردم و ناخودآگاه خودمو سمت عقب سُر می دادم.حتی وقتی منو برد کنار دیوار تا نتونم از دستش فرار کنم داشتم از دیوار راست بالا می رفتم. بیچاره تا یک ساعت با من لاس زده بود تا مثلا آماده ی سکس کامل بشم اما اینقدر کیرش کلفت بود که تو نمی رفت. اما بالاخره پتو رو کردم توی دهنم و گذاشتم کیرشو بکنه تو...وقتی رفت تو یه جیغ کوچولو کشیدم و شروع کردم یواشکی گریه کردن.داریوش اصلا تلمبه نزد و فوری کیرشو در آورد .. با دیدن خون روی کیرش کلی خوشحال شد و شروع کرد به بوسیدن من. همه ی صورتمو غرق بوسه کرد.بعدشم سرمو بغل گرفت و اینقدر نوازشم کرد تا خوابم برد...
چشمامو که باز کردم هنوز توی بغلش بودم و یه دستمال کاغذی روی کسم افتاده بود.داریوش یه بوس کوچولو ازم گرفت و خواست بلندم کنه. بهش گفتم داریوش اینقدر میگفتی بذار بکنمت همین بود؟گفت فقط می خواستم مال من بشی.گفتم یعنی دیگه منو نمیکنی؟گفت وقتی دردت آروم شد می کنمت. گفتم الان می خوام داریوش...انگار دنیا را بهش داده بودند.دستمال رو از روی کسم برداشت و شروع کرد به مالیدن کسم. یه کم درد داشتم اما به روی خودم نیاوردم.داریوش بلند شد و روی من سوار شد. گفت تا می تونی پاهاتو از هم باز کن و خودتو شل کن. منم همین کارو کردم...تا کیرشو فرو کرد تو دوباره دردم اومد اما دیگه هیچی نگفتم...با چند بار عقب و جلو کردنش توی کسم دیدم داره خوشم میاد. پاهامو دور کمرش حلقه کردم .و صورتشو کشیدم سمت خودم.از هم لب می گرفتیم و داریوش کیرشو همزمان عقب و جلو می کرد. دیگه صدای شلپ شلوپ آب کس من هم راه افتاده بود. وقتی کیرشو تا ته می کرد تو دردم میومد اما از اینکه تخماش به در کونم می خورد خوشم میومد. بعد از چند دقیقه کمر داریوشو محکم توی دستام گرفته بودم و وقتی داریوش کبرشو درمیورد محکم فشارش می دادم سمت کسم. صدام در اومده بود و ناله هایی که از سر خوشی داشتم سر می دادم داریوشو حشری تر می کرد. اونم پستونامو چنگ می زد و نعره می کشید. اینقدر لبامو گاز گرفته بودم که دیگه زخم شده بود . کمرشو محکم فشار می دادم تو و التماسش می کردم داریوش محکم تر... داریوش کسم می خاره. داریوش کسم گشنه است...داریوش تو رو خدا جرم بد...هاااای کسم هااااااااای کسم ... تا اینکه بعد از چند دقیقه خودشو ول کرد روم و ارضا شد. این بار من بودم که کل صورتشو بوس می کردم و قربون صدقه ی کیر کلفتش می رفتم.

نوشته: مارال

3.17647
نمره شما: هیچ :میانگین 3.2 (34 رأی )

40 نظر

نوش جون جفتتوت انشالله به پای

نوشته khanamirkhan در 26. July 2012 - 16:28

نوش جون جفتتوت انشالله به پای هم پیر بشین

خوب بود آقا داریوش تا اون روز

نوشته sons در 26. July 2012 - 16:32

خوب بود آقا داریوش تا اون روز کس ندیده بود.از منی که تا حالا با 100 نفر خوابیدم بهتر بلد بوده بکنتت.ممنون از داستانت.اگه تنها شدی با ما هم یه امتحانی بکن.البته انشاا... زندگیت پایدار باشه.

خیلی دلت میخواست جریان سکست

نوشته یاورهمیشه مؤمن در 26. July 2012 - 16:45

خیلی دلت میخواست جریان سکست روتعریف کنی که چی بشه مثلا؟
هستهءاتم شکافتی که اینقدذوق زده ای؟
بروخداعقلت بده دختر

بد نبود...خوب بود اما اسم

نوشته سنگ خارا در 26. July 2012 - 17:06

بد نبود...خوب بود
اما اسم قشنگی برای داستانت انتخاب نکردی

قشنگ وخوب بود تو که اینهمه

نوشته شير جوان در 26. July 2012 - 17:39

قشنگ وخوب بود
تو که اینهمه قشنگ نوشته بودی چرا یه اسم خوب براش نذاشتی ؟
درهر حال خیلی خوب نوشته بودی آموزنده روان وروراست بود بدون شاخ وبرگ اضافه . دمت گرم ممنون

خیلی هم عالی....

نوشته ...MOHAMMAD... در 26. July 2012 - 18:27

خیلی هم عالی....

عالی بود

نوشته alisix در 26. July 2012 - 18:45

Wink عالی بود

افرین قشنگ بود

نوشته hamedshad در 26. July 2012 - 19:16

افرین قشنگ بود

قابل توجه دوستان نویسنده

نوشته شير جوان در 26. July 2012 - 20:58

قابل توجه دوستان نویسنده مخصوصا عزیزانی که قلم شیوایی دارند . ؛
موضوعی رو میخوام مطرح کنم که فکرمیکنم مهمه . میخوام از شما بپرسم که ،یک جوان ایرانی ازکجابایدسکس رو یاد بگیره؟
پدرومادر که یادش نمیدن،توی مدرسه ودانشگاهم یاد نمیگیره توی خیابون که میزنن توسرش،تومسجد ومنبر هم که چیزای دیگه میگن ،میاد توسایت سکسی که چیزی یاد بگیره که همش فحش وبدوبیراه میبینه واکثر اونا که داستان مینویسن خودشون مشکل دارن ،بگذریم با این مقدمه میخواستم از بزرگان نویسنده خواهش کنم که به این موضوع مهم جوان امروزی بیندیشند وتوی نوشتن داستان های قشنگشون آموزش سکس رو در نظر داشته باشن به نظر من مهمترین وبهترین قسمت زندگی یک جوون سکس وحاشیه ی سکسه . بخدا کساییو میشناسم که سی ساله ازدواج کردن ولی هنوز نمیدونن که خانمشون هم باید ارگاسم بشه یا خانمایی که بعد از چندسال ازدواج هنوز دلشون نمیاد که آلت مردشونو ببوسن وفکر میکنن کار بدیه . .امیدوارم منظورمو رسونده باشم . بخدا خیلی ناراحت میشم وقتی خاطرات جوونایی رو میخونم که هنوز نمیتونن طرفشون رو ارضا وراضی کنن دلم میسوزه .ببخشید چاکر همه شما

مارال... مطمینی که اولین عشق

نوشته Angry Bird در 26. July 2012 - 21:41

مارال...
مطمینی که اولین عشق اق سیاوشتون هستین؟
اخه ایشون بهش میزد تمام عمرشو تو شبکه هایه سکسی نقش پورن استار بازی میکرده...
به هر حال از ما گفتن بود ، صلاح مملکت خویش خسروان داند...

احتمالا یا تو چشمت ضعیف یا

نوشته ARN8845 در 26. July 2012 - 22:07

احتمالا یا تو چشمت ضعیف یا اقا داریوش کس شناس نیست چون با اون تعریفی که تو از کیر داریوش کردی نمیتونی تو اولین سکست اینقدر کیر ومحکم تو کست بکنی ..........................پس نتیجه اخلاقی:یا کیر اقا داریوش مثل لوله خودکار نه به اون کلفتی که تو گفتی یا شما با تجربه بودیدمثلا تجربه دو به دو ضربدری گروهی .....................الا الله و اعلم

برای اولین باره كه یه داستان

نوشته Ki kir mikhad در 26. July 2012 - 22:15

برای اولین باره كه یه داستان خوب و كمی آموزنده توی سایت نوشته شد ، اینكه این مارال خانوم حتی به این فكر هم هست كه بعد از عقد كردن ، شوهرش پرده شو بزنه ، خیلی با ارزشه ، و خیلی چیزهاي دیگه كه آدمای نكته سنج متوجهش شدن و میشن ، ممنون از داستان خوبت

یه سوال؟من با اینکه پردم

نوشته kiret tu kosam در 26. July 2012 - 23:23

یه سوال؟من با اینکه پردم ارتجاعی بود بار اول که سکس کردم تا یه هفته درد داشتم چطور شماها از سکس بار اول لذت میبرید؟

مارال جنده برو اول فرق به پشت

نوشته ماهان ماهانی در 27. July 2012 - 1:18

مارال جنده برو اول فرق به پشت خوابيدنو به شكم خوابيدنو یادبگیر؛مطمئنی شوهرت اولين بارش بود توبیداري ارضاميشد?اينو ديگه به ماپسرانگو

خوب بود . امیدوارم در کنار

نوشته آشنای محبوب در 27. July 2012 - 1:34

خوب بود . امیدوارم در کنار همسرتون داریوش عزیز لحاظاتی پر از عشق و رضایت داشته باشین

مارال جان نحوه وارد شدن به

نوشته sater در 27. July 2012 - 2:46

مارال جان نحوه وارد شدن به جرگه زنها را خيلي قشنگ توصيف كردي؛انشاالله زندگی شادي دركنار همسرت داشته باشي.

عجبا انشاالله كه راست بوده

نوشته Sadism79 در 27. July 2012 - 3:24

عجبا انشاالله كه راست بوده باشه

خوشبخت باشین ... منم دوست

نوشته ye.ashena در 27. July 2012 - 5:12

خوشبخت باشین ...
منم دوست داشتم اولین سکسم با دوست دخترم ( که برای ازدواح می خواستمش ) باشه اما رفت ...
با کسی سکس نداشتم اما دوست دارم تنها سکسم فقط با همسرم باشه ...
کسی که رابطه ی سکس رو که به نظر من خیلی مقدسه رو تجربه کنم و کنه !
سکس فقط دفع شهوت نیست ... یه رابطه ی عاشقانه است بین دو نفر ...

امروز خیلی اتفاقی مطمئن شدم

نوشته سنگ خارا در 27. July 2012 - 8:29

امروز خیلی اتفاقی مطمئن شدم این داستان کاملاً واقعیه و این دختره را من می شناسم...البته اسمها و دانشگاه و شهر محل زندگی کاملاً با واقعیت فرق می کنه...خانم "ه" شما احیاناً دانشگاه و محل زندگیتو جابجا نگفتی؟شما اصفهانی هستی و دانشگاه شریف درس خوندی...درسته؟ درسته؟
خیلییییییییییییییییییییییی دوست دارم عزیزم...ایشالا خوشبخت باشی...

خوب بود

نوشته Vow در 27. July 2012 - 9:07

خوب بود

چي بگم؟

نوشته Dada saeed در 27. July 2012 - 11:22

چي بگم؟

خيلي حس خوبيه كه ادم بدونه تو

نوشته afsoon.27 در 27. July 2012 - 15:23

خيلي حس خوبيه كه ادم بدونه تو يك اغوش امن روزاي دخترانه اش تموم ميشه. خوشبخت باشي هميشه ولي اسم داستانت خيلي بدو بي ربطه. خيلي

ye chiz baram khaili jalebe .

نوشته MS.TEACHER در 27. July 2012 - 16:22

ye chiz baram khaili jalebe . in ke ye dokhtar ta oon jayee ke khodam boodam o doostam ro didam o hanooz ham mibinam o mishnavam hargez too avalin sexesh dahanesh baz nemishe be dirty talking va ta oon jayee ke man midoonam moddat ha tool mikeshe ta ye dokhtar ke bakere boode be in marhale berese.albatte az in nasl haye jadid tar har chi begin bar miad labod in ham kheslati hast roo baghiye kheslat hashoon ke ma darki azash nadarim.

داریوش = رونالد جرمی

نوشته kamyz در 27. July 2012 - 16:31

داریوش = رونالد جرمی

سلام...نمی دونم کسانی که نظر

نوشته mahsa kuchulu در 27. July 2012 - 16:49

سلام...نمی دونم کسانی که نظر می ذارند دوباره میاند نظراتشونو بخونند یا نه اما من واب می دم:
اول بگم که خودم انتظار داشتم یه عالمه فحش بشنوم اما خب بعضیا خوششون اومده بود و خب این برای من که نویسنده نیستم خیلی جالب بود.از همه کسانی که تعریف کردند تشکر می کنم.اما آقای sons درسته ما صفر کیلومتر بودیم اما الآن توی دنیای مجازی پره از فیلم های آموزشی سکس در ضمن اگه ایشالا قسمتت بشه خاستی ازدواج کنی میبینی قبل ازدواج توی جلسه مشاوره قشنگ برات توضیح میدند که باید موقع سکس چی کار کنی.اون وقت فقط کافیه یه کم ضریب هوشیت بالا باشه تا اولین سکست با موفقیت انجام بشه
آقای یاور همیشه مؤمن:بله من فکر میکنم کاری به مهمی شکاف اتم انجام دادم، مشکلیه؟البته هم ذوق داشتم هم استرس
Disreputable عزیز: اتفاقاً شوهر من در شهر دیگری زندگی می کنه و بارها امتحانش کردم اما هیچ وقت به کسی پا نداده؛البته من اصراری بر اثبات پاکی شوهرم ندارم؛ اگر حست درست باشه و داره یکیو میکنه نوش جونش

یعنی داریوش که اینقد کفی بوده

نوشته a_twilight24 در 27. July 2012 - 17:03

یعنی داریوش که اینقد کفی بوده تو عمرش یک بار جلق نزده که تو بیداری ارضا شه؟ عزیز جون ما خودمون زغال فروشیم کلا کس شعر بود

kiret tu kosam عزیز تا جایی

نوشته mahsa kuchulu در 27. July 2012 - 17:08

kiret tu kosam عزیز تا جایی که من اطلاع دارم کسانی که پرده ی ارتجاعی دارند تا زمانی که زایمان نکنند همیشه موقع آمیزش درد دارند
ماهان ماهانی : فحشت لیاقت خودت یا خواهر و مادرت باشه اما بابت اشتباهی که نوشتم شما درست می گی اینقدر تند نوشتم که اشتباه شد
ARN8845 اتفاقاً اون کسی که چشماش ضعیفه شمایی، من کجا نوشتم اولین بار کیرشو محکم فرو کرد تو؟؟؟گفتم که بار اول تا پردمو زد کیرشو در آورد.بار دوم هم آروم بود و من درد داشتم. در ضمن الله اعلم درسته نه الا الله اعلم
ye.ashena واقعاً شما درست می گی سکس فقط وقتی لذت بخشه که یک رابطه ی عاشقانه با شریک جنسیت داشته باشی.انشاالله که شما هم به عشقت برسی
Dada saeed عزیز شما هم هر چی دلت خواست بگو من ناراحت نمی شم
MS.TEACHER من و همسرم بعد از 8 ماه عقد و نامزدی تقریباً رومون توی روی هم باز شده بود و قبل از اولین سکس کامل بارها اتفاق افتاده بود که از بردن اسم آلت هم خجالت بکشیم اما کم کم خجالتمون کمتر شده بود.آخه درسته اولین سکس کاملم بود اما بارها در موردش بحثکرده بودیم

چقدر پورن استار زیاد شده

نوشته wyrwal در 27. July 2012 - 21:40

چقدر پورن استار زیاد شده جدیدا
شرط میبندم پسری!!!!

خوب بود نوش جونت و هر کی هم

نوشته saghar.24 در 27. July 2012 - 22:16

خوب بود
نوش جونت و هر کی هم خوشش نیومد اصلا مهم نیست ادم باید تو اون لحظه باشه تا بفهمه چه چقدر شیرینه
هم سوژه خوب بود هم نگارش ساده و بدون غلط
بازم بنویس

خیلی از شما چون من گفتم هم من

نوشته mahsa kuchulu در 28. July 2012 - 19:02

خیلی از شما چون من گفتم هم من و هم همسرم صفر کیلومتر بودیم انتظار داشتید یه داستان بنویسم و توش گفته باشم اصغر قلی خان شلوار منو تا زانو کشید پایین و سه ساعت دنبال یه سوراخ توی کوسم گشت و گفت سکینه بمیری با این کوس تنگت بعدشم شلوار خودشو تا زانو کشید پایین و تا کیرشو کرد توش آبش اومد
نخیر اینجوریام نیس.خدا را شکر توی دنیای مجازی نعمت فراوونه؛ پُـــــــــره از فیلم آموزشی و کتاب آموزشی؛ما هم مثل بقیه شما حرفه ای شدیم و به قول یه بابایی ما هم هرچی خوندیم یا دیدیم روی هم دیگه امتحان کردیم
مافیا باند عزیز
یه چیزی که توی این سایت مشهوده اینه که اکثر اعضای دائمی سایت سکس با محارم یا سکس زن شوهر دار یا گی و لز را دوست ندارند؛ آیا این اعضای محترم همه ی این سکسها رو امتحان کردند بعد به این نتیجه رسیدند خوششون نمیاد؟ها؟ها؟ها؟
حداقل بیش از 90%شون تجربه ی گی نداشتن ولی از گی بودن متنفرند و یا حداقل 90%شون دوست ندارند با محارمشون سکس داشته باشند.دلیل نمیشه که حتماً تجربه کنی ببینی خوشت میاد یا نه!
همون طور که گفتم توی دنیای مجازی انواع و اقسام برکات وجود داره.؛منم مثل همه داستاناشو خوندم و فیلماشو نگاه کردم(یه جوریایی من این درسو تئوری پاس کردم نه عملی) Wink

مارال خان مگه امکان داره که

نوشته annyjoan در 29. July 2012 - 1:23

مارال خان مگه امکان داره که روز اول اونم با فاصله زمانی کم مثلا اقاتون بیاد با تو با اون ک... کلفتش که مطمئنم که نیست تورو بکنه بعدش توام سریع خوشت بیاد اخه مجبوری برای جذاب کردن داستان خالیه به این بزرگی رو ببندی ...... چرا دروغ می گی من که دخترم می فهمم چقدر دروغگو هستی .... برات متاسفم ببینم چراغ اون اتاق خاموش شد شما وسط حال لخت شدید یا مثلا خانواده هر دو شما گفتن که نباید پسرتون دخترمارو بکنه .... از تمام دروغات متنفرم .... خیلی عقده ک...کلفت داری نه ... اینا پسرن وساده بیچاره ها اصلا نمی دونن چطوری پرده می زنن حالا تو هی خالی ببند.... تو اگه شوهر داشتی که اینجا نمی امدی ....

vala chi begam.ishala hamishe

نوشته ghaza در 29. July 2012 - 2:07

Wink vala chi begam.ishala hamishe behtarin lezataro tajrobe konid dar kenare ham.vali ba yechizet kheili hal kardam mahsa kuchulu khob zeboni dari mashala az javab vaaaa nemimoni.
hamishe khoshbakht bakht bashin.

vala chi begam.faghat mitonam

نوشته ghaza در 29. July 2012 - 2:14

Wink vala chi begam.faghat mitonam begam mashala az zebon kam nemiari.

annyjoan قصد بی احترامی ندارم

نوشته mahsa kuchulu در 29. July 2012 - 5:18

annyjoan قصد بی احترامی ندارم ولی با هر کس باید با زبون خودش حرف زد؛از طرز حرف زدنت معلومه کی عقده ایه. در باورت نمی گنجه که یه نفر کیر کلفت گیرش بیاد؟برات مثل یه رؤیا می مونه؟اما زیاد نگران نباش.امروزه انواع و اقسام داروها وجود داره و تقریباً غیر ممکنه کسی سایز آلتش زیر استاندارد باشه
آره من با اینکه درد داشتم سریع خوشم اومد؛خیلی هم درد داشتم طوری که بعدش که سوار موتور شدیم بعد از هر بالا و پایین شدن موتور از درد همه جام بخصوص ک..سم تیـــــــر می کشید اما خوششششششششششششم اومد.حالا ایشالا شوهر گیرت میاد و اگه عاشق شوهرت باشی می بینی که از لذت بردن همسرت چقدر لذت می بری.من هنوز بعد از گذشت این همه مدت بعد از به ارگاسم رسیدن همسرم بی اختیار لبخند رضایت به لبام می شینه اونم همین طور.
به خاموش شدن چراغ اون اتاق گیر داده بودی:خونه ی ما از این خونه قدیمیاس سه تا اتاق کوچیک داره که سه طرف خونه قرار دارند؛با یه حیاط؛درب اتاقها شیشه ایه و پرده دارند طوریکه فقط میتونی تشخیص بدی چراغ اتاق روشنه یا خاموش و از خاموش شدن چراغ اتاق روبرو ما فهمیدیم مامان و بابا خوابیدند
ghaza اتفاقاً از نظر من دختر اگه زبونش دراز باشه خیلی خوب نیس.این نتیجه ایه که من بهش رسیدم.

عالی بود درود بر تو

نوشته سمانه20 در 29. July 2012 - 9:45

عالی بود درود بر تو

شما چه می گویید؟ وقتی انسان

نوشته پسر مهربان در 29. July 2012 - 9:50

شما چه می گویید؟
وقتی انسان با یک لیوان آب شرب سیراب می شود
چرا باید به لیوان آب دیگری طمع کند
نکن آقا کار خلاف شرع نکن
روزی می آید که دیگر پشیمانی سودی ندارد

تخیلی بود دیگه ننویس. . . . .

نوشته takavarjoon در 29. July 2012 - 16:48

تخیلی بود دیگه ننویس. . . . . . . . . .
غیر ممکنه که یک زن و شوهر که اولین بار سکس میکنن اینجوری با هم حرف بزنن و اسم کیر و کوس رو بیارن و اینجوری پیشرفته سکس کنن. غیر ممکنه. همش خالی بندی بود. تو که همش خجالت میکشیدی چطوری پس ساک میزدی؟ نیازی نیست که واسه جذاب شدن داستان این همه دروغ سرهم کنی و کوس شعر ببافی. جنده ها هم اینقدر راحت حرف نمیزنن که شما حرف زدی. معلومه که تو عمرت سکس واقعی نداشتی. احتمالا پسر هم هستی از نوع سوپر جلقو. نگارش داستانت بد نبود ولی چون خالی بندیش زیاد بود به درد نمیخورد. کیر تو داستانت. کمتر جلق بزن و دیگه ننویس.

من متاهلم و فکر نمیکنم متاهلی

نوشته jamal2006 در 30. July 2012 - 18:22

من متاهلم و فکر نمیکنم متاهلی تاور کنه دختری در اولیت تجربه ی سکس حاضر باشه سکس دهانی داشته باشه پس داستانت تخیلیه!!!!!!

خوب نوشته بودی ولی خالی بندی

نوشته kave1355 در 1. August 2012 - 22:55

خوب نوشته بودی ولی خالی بندی زیادی داشت . تخیلتو قویتر کن تا داستانت به واقعیت نزدیک باشه .
اگر قرار بر داستان سکسی تخیلی بود نیازی نبود به این سایت بیاییم و خدمون همه جور سکس و داستانی رو میتونیم تخیل کنیم !
ما دوس داریم خاطرات واقعی رو بخونیم . مثلا اینکه میگی بعد از اون همه بکن بکنو ، ساک زدنو و ...... خجالت میکشیدم یا میکشید ، حداقل برا من منطقی نیس .
البته شاید برا من اینطورییه و افراد مختلف یک سری خصوصیات شخصیتی دارن که از خانواده، دوستان، شهر ، محله و عوامل دیگه ......ناشی میشه .

كس ننه دروغگو کیر حاجی قنبر

نوشته Yalda69 در 7. August 2012 - 11:15

كس ننه دروغگو

کیر حاجی قنبر تو کونت...
کشتی با لنگر تو کونت...
شیر سماور تو کونت...
آخوند با منبر تو کونت...
دنده خاور تو کونت...
کفشهای داور تو کونت...
قمه و خنجر تو کونت...
چوب صنوبر تو کونت...
چماق ابوذر تو کونت...
لودر تا آ خر تو کونت...
چاقوی زنجان تو کونت