شما اینجا هستید

وقتی کون دادم...

-7 سالم بیشتر نبود که پسر عمم بهم تجاورز کرد. تا 10 سالگی چند بار اینکارو کرد بعد دیگه نزاشتم منو بکونه چون عقلم رسیده بود. کم کم فراموش کرده بودم چه بلائی سرم امده اما تو سن بلوغ همه چی دوباره زنده شد. علاقه ای به کون دادن نداشتم. اما مدام با خودم ور می رفتم و جق می زدم. یواش یواش خودمو انگشت می کردم و در عرض 5 سال یعنی 20 سالگی تونستم یک خیار متوسط را تم کونم بکنم. بعد دیگه اینکارو گذاشتم کنار هم خجالت میکشیدم هم بدم امده بود. تا 24 سالگی فقط تفریحی چند بار خیار کردم تو کونم و جق زدم. چون جق زدن خالی ارضام نمیکرد. دوست دختر هم نداشتم تا بکنمش. تجاوز پسر عمم بطور کلی داغونم کرده بود و اعتماد به نفسمو از دست داده بودم به مدت 2 سال افسردگی شدید گرفتم و گوشه گیر شدم .همیشه فکر میکردم که گناه بزرگی انجام دادم با اینگه بچه بودم و با خیار کردن تو کونم کونی هستم. تو 27 سالگی با همکلاسی برادرم دوست شدم عاشقش بودم دیگه نه جق میزدم نه به کونم فکر میکردم. با اینکه فقط دو سه بار ازش لب گرفته بودم ولی راضی بودم .همیشه دوست داشتم اولین سکسم با زنم و عشقم باشه. بعد از 1 سال دوست دخترم بهم خیانت کرد و ولم کرد. بد جوری داغون شدم. دیگه راست نمی کردم و ابم نمی امد. دکتر گفت بخاطر افسردگیه و اینکه تو سن 28 سالگی هنوز پسری و باید سکس داشته باشی.

تا 30 سالگی طی کردم. ولی خسته شدم. برای ابم بیاد و راست کنم باز متوسل به خیار و چیزای کلفتتر مثل چراغ قوه و کدو شدم. ولی طی این سالها نه دختری رو اذیت کردم نه خدا شکر به پسری کون دادم. با کدو خیلی حال میده چون پوستشو می گرفتم لیز می شد و از چوبک سرش بعنوان دستگیره استفاده می کردم تا ته میکردم تو کونم و زیرم آینه میزاشتم و کونم که باز شده بود را نگاه می کردم فرض میکردم که سوراخم کون یه دختره و کدو هم کیرم بعد با این تصور جق میزدم . ابم فوران میکرد و از لذت تنم می لرزید. برادرم همیشه میگفت چرا با دختری دوست نمی شم و نمی کنمش ولی من داغون تر از این حرفا بودم و دیگه هیچی حس نمی کردم. اما همه چی ناگهان بهم ریخت.

یک روز از دانشگاه امدم خونه تازه دکتری را قبول شده بودم و به سکس و کون و تجاوزی که بهم شده بود کمتر فکر کردم. در ورودی پیش بود و چراغ اتق داداشم پیش بود فکر کردم دوست دخترشو اورده داره میکنه خوشحال شدم چون تا بحال دختر لخت اونم از نزدیک ندیده بودم. یواش رفتم پشت در صحنه تکان دهنده ای دیدم برادرم لخت بود پشتش به من و داشت یک اسپری می کرد تو کونش و می خواست جق بزنه ولی کونش تنگ بود و تو نمی رفت اشک تو چشام جمع شد که این چه مصیبتیه نصیب ما شده. یک ان دیوانه شدم لباسمو در اوردم یواش رفتم پشتش دستمو محکم کذاشتم رو شونش که نتونه بلند شه و خودمو چسبوندم بهش از وحشت و خجالت می خواست بزنه بیرون که نزاشتم زد زیر گریه که اولین باره ایکارو میکنه و کونی نیست و تو بچگی شاهد تجاوز پسر عمم به من بوده و چند بار هم دیده من خیار میکردم تو کونم. ارومش کردم گفتم اشکال نداره بزار کمکت کونم تا اسپری رو بکنی تو کونت و فکر بدی هم راجبش نمی کنم بد از کلی کلنجار رفتن راضیش کردم. مدل سگی نشوندمش و با انگشت و کتیرا اروم کونشو باز کردم کیرش حسابی راست شد کلفت به طول 20 سانت. یک لحظه چشامو بستم و سر کیرشو کردم تو دهنم از لذت و استرس اشکم میومد و بدنم میلرزید برادرم تکون نمی خورد خوابیدم زیر کیرش و شروع کردم ساک زدن و همزمان کونشو انگشت میکردم بعد از 5 دقیقه با بر گشتم پشتش و سعی کردم اسپری رو بکونم تو کونش و نمی رفت خب حقم داشت من 5 سال طول کشید تا اسپری بره تو کونم. برای اینکه بیخال نشه چراغ قومو سریع از تو کشوم بر داشتم و رفتم سراغ کونش. چراغ قوه باطری قلمی می خورد و مناسب بود. بعد ار 10 دقیقه کردم تو کونش و همزمان ساک هم زدم. کلا خوشش امده بود. ولی طاقت نیاوردم و هوس کردم بکونمش . بهش گفتم با اکراه قبول کرد و می خواست ساک زدن منو تلافی کنه. اروم کیرمو کردم تو کونش ولی چون اولین با ر بود سکس واقعی اونم نبا دختر بلکه بابرادرم زود ابم امد همشو ریختم تو کونش و گفتم که کونشو جمع کنه ابام از سوراخش زد بیرون منم کمیشو مالوندم به کونم و بقشو لیسیدم. تو اوج لذت بودم. برای اینکه حالم کرده باشه براش ساک زدم تا ابش بیاد ولی نیومد. قونبول کردم و گفتم منو بکن اصلا نگام نمی کرد ولی قبول کرد. شروع کرد به کردن اوش اروم میکرد و تا ته هم نمی کرد . ازش خواهش کردم که رحم نکنه اونم و جرم بده بالاخره راضی شد و حسابی ترتیبمو داد یک کیر کلفت 20 سانتی که تا دسته تو کونم بود بعد از 20 دقیقه که حسابی منو گائئد ابش امد و همشو ریخت تو کونم. ولی هنوز راست بود کیرش باز براش ساک زدم و اسپری هم کردم تم کونم تا حال کرده باشم. بعد از 15 دقیقه ابش امد و بی حال دراز کشید منم خیلی خسته بودم. از من تشکر کرد و از اتاق زد بیرون. تا 3 ماه به بهانه ماموریت خونه نیومد. بعدش از ایران رفت. الان 3 ماهه که رفته تو این مدت 2 بار خودکشی کردم . از خودم متنفرم که چرا گذاشتم پسر عمم منو بکنه. امید وارم خدا منو ببخشه.

نوشته : رامین

2.115385
نمره شما: هیچ میانگین 2.1 (26 votes)

نظرات

سلام رفیق !!

بابا دیگه وقته زن گرفتنته !! انشالا اولین سکس با جنس مخالف را با زنت داری !!

یا فوقش به قوله دوستمون یکی را جور کن و باهاش سکس کن !!

بعدش شما تو بچگی که نمیدونستی دارن باهات چه میکنن !! سرزنش نداره که !! سعی کنید تجربه از دیروز بگیرید نه حسرت !!

*******
خوشبختی در سه جمله است :

ا- تجربه از دیروز ۲ - استفاده از امروز ۳- امید به فردا

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :

۱- حسرت دیروز ۲- اتلاف امروز ۳- ترس از فردا ( دکتر شریعتی )

*موفق باشید Wink

بالا
0 لایک

امیدوارم اینی که نوشتی واقعیت نباشه خیلی ناراحت شدم اما الانم خودکشیو این حرفا چیزیو درس نمیکنه فکر گذشته رو نکن تو که نمیخواستی اینجوری بشه پیش اومده دیگه سعی کن از امروز درست زندگی کنی .

بالا
0 لایک

ميبينم درست حدس زدم مخ کار گرفتي اساسي خوب داري مردها پسرهارو خراب ميکني يکم فکر کنين دوستان بچگي کوني شده يعد

پشيمون شده و افسرده يعني مرده و غيرت مردونگي بعد باز با کون يا خودش حال ميکرده يعني کامل کوني شده از مردي افتاده که خودش؟؟؟

با کونش حال ميکرده؟؟ ؟ بعد با همکلاسي داداش ؟که عاشقش شده دخترم شده؟ حيانت کرده افسردگي گرفته نا 30 سال ازدواجم نکرده با

اين زندگي افسردگي درس خونده دکتر هم شده؟؟؟ تا اون سن هنوز تجاوز يادش بود ولي خودش خودشو کوني کرده؟؟؟ ديگه راست نميکرده

آبشم نميومده ؟؟؟ بعد برادرشو ديده گريه اش گزفته ولي باز شهوتي شده؟؟؟ رفته کمک کنه که داداش از کون حال کنه هم داداشو کرده هم

خود کونيش ساک هم زده بعد کرده دادشو بعد باز اون کردتش اب دادش نميومده يک ريع ساک هم زده بعد تشکر هم کرذن اون در رفته خودش

افسرده کون دادنش يچگيهاش ؟؟؟

بالا
0 لایک