شما اینجا هستید

چطور ساناز کاروان شلمچه رو پیچوند

خب من الان 30 ساله ساکن شیرازم داستانم بر میگرده ب 4 سال پیش بعد از اینکه 3 سال با دوست دخترم بودم براش خواستگار اومدو جواب مثبت داد و جدا شدیم کون لقش ولی حیف شد ک تو این 3سال نشد ک بکنمش.چند روز از این قضیه میگذشت ک یک روز دختر خوشکل تپل مپل سفید گوشتی اومد مغازه اووف دهنم اب افتاد.خلاصه خرید کرد و رفت 5 دقیقه نشد ک تلفن مغازه زنگ خورد خود خوشکلش بود.میگفت ازت خوشم اومده پیشنهاد دوستی داد منم ک ازخدا خواسته اینجوری شد ک ما اشنا شدیم.چقد سخته با گوشی داستان نوشتن گندش بزنن.بعد اون مرتب میومد مغازه تا جایی پیش رفتیم ک دیگه تو حرف زدنمون هیچ حیایی نبود .

کم کم بهش فهموندم ک دوس دارم باهاش سکس کنم. اوایل نصف شب سکس تل داشتیم تا این ک خونه داداشم خالی شد .ساناز هم اسم دوست دخترمه .نمیتونست بیاد پیشم تا اینکه خانوادش رو ب بهانه رفتن همراه دوستش با کاروان ب شلمچه پیچوند و ب مدت 4 روز اومد پیشم. ب محض اینکه وارد خونه شد بغلش کردم انداختمش رو مبل شروع کردم ب خوردن لباش .دست کردم تو موهاش با گوشش بازی میکردم.بلند شد گفت لباسامو بیرون بیار .دکمه مانتوش باز کردم اووف یه نیم تنه سفید تنگ پوشیده بود برجستگی سینه هاش دیوونم کرد شلوارشم بیرون اوردم شرتشم سفید بود از اونا ک قسمت جلوش توریه بغلش کردم لبشو خوردم رفتم پایین گوشش لیس زدم نفساش داشت تند میشد اومد رو گردنش لیس زدمو خوردم تا رسید ب چاک سینش سوتینش باز کردم بهم گفت مهرزاد دوست دارم چنگ بزنی ب سینم فشارشون بدی .پسرا خوب میدونن اگه دختر بگه اینکار و بکن اون کارو بکن بیشتر حال میده.خوب سینه هاشو مالیدم بعد گفت بخورش مک بزن نوک سینمو گاز بگیر . جیق رفت بالا حشری شده بود رفتم از پشت بغلش کردم کیرمو گذاشتم لای پاهاش دست چپم سینشو میمالیدم گردن و پایین گوشش رو میخوردم دست راستم بردم رو کسش .وای چقد کسش خیش شده بود از پایین کسش دستمو مالیدم تا رو چوچولش .بالا پایین چپ و راست دستم رو کسش سر میدادم. دیگه طاقت نداشت سریع برگشت کیرمو تو دستش گرفت تف زدو شروع کرد ب مالیدن تند تند کیرمو بالا پایین میمالید .گفتم ساناز نکن دوست ندارم زودی ابم بیاد. نشست لبه مبل دوبار بادست زد رو کسش فهمیدم ک باید واسش بخورم. لبه کسشو باز کرد چوچول پف کردش انداخت تو دهنم.ی جورایی مزه شوری داشت ولی حشری کننده بود سرمو فشار میداد رو کسش .پسر داری داستانو میخونی اگه کیرت راست نشده مقصر من نیستم کیرت مشکل داره برو نشون مکانیک بده.
خلاصه داشتم کسشو میخوردم ک گفت مهرزاد بسه من کیر میخوام.ای ب چشم ساناز جونم.کیرمو گذاشتم رو کسش و سر دادم .گفتش بکن تو کسم.ساناز مگه دختر نیستی گفتش پرده م ارتجاعیه ترسیدم ک دروغ میگه و میخواد خودشو بهمون قالب کنه.ک سریع انگشت کرد تو کسش گفت خیالت راحت .دیگه محلتش ندادمو کیرمو گذاشتم رو سوراخش یواش یواش فشار دادم نصفه کردم توش.تلمبه زدم و تندترش کردم کسش تنگ بود کیر من کلفت بود نمیدونم ب هر حال درد داشت و دستش گذاشته بود رو شکمم نمیزاشت تا دسته بکنم تو کسش.7 الی 8 دقیقه میشد ک یواش یواش تلمبه میزدم ک یهو ی جیق زد تنش لرزد تمام ماهیچه بدنش سفت شد فهمیدم ک ارضاع شده منم ک هنوز ارضاع نشده بودم اخه نزاشت تند تند تلمبه بزنم .اومد منو نشوند رو مبل کیرمو با دستمال تمیز کرد.گفت میخوام واست بخورمش. سر کیرمو لیس زد بعد زبونش رو سوراخ کیرم بازی میداد دقیقا همونجوری سکس میکردیم ک با سکس تل داشتیم کیرمو تند تند میخورد داشت ابم میومد تف انداخت رو کیرم واسم جلق زد تا ابم پاشید رو سینه ش.بعدشم رفتیم حمام اونجا هم سکس داشتیم. بهترین روزای زندگیم این چهار روز بود .روزی 2بار سکس داشتیم .1 سال با هم بودیم حدود 60بار سکس داشتیم.امیدوارم خوشتون اومده باشه.
اوی فحش ندیا مث ادم داستانو بخون اگه خوبه بگو خوبه اگه بده بگو بد بود .

نوشته: مهرزاد

داستان سکسی:

2.5
نمره شما: هیچ میانگین 2.5 (6 votes)

نظرات

ننویس، آقا ننویس . . . . . . . . . . .
آخرش بر ما آشکار نشد که چرا آدم‌های بیسواد تو این سایت داستان می‌نویسن؟ کله کیری به همه گفتم به تو هم میگم. اینکه دوست نداشتی درس بخونی به تخمم، به جهنم که نخوندی. به خودت مربوطه. ولی اینکه میایی اینجا و داستان می‌نویسی، قضیه فرق می‌کنه. به ما مربوطه. شاشیدم تو خاطره تخمیت، دیگه ننویس.