کردن زندایی در حمام

من امیر هستم 20 سالم واین داستانی که دارم واستون تعریف میکونم مربوط میشه به 4 سال پیش.
من 17سالم بود وخیلیم تو کف زنداییم بودم که همیشه به یادش کف دستی میزدم تااین که داییم با زنش دوتایی رفتن انگلیس پیش اون یکی داییم خلاصه اونا 2سال اونجا موندن بعدش زنداییم 1ماه زودترازداییم امدایران ولی چون تنها بودهرموقع که میتونستم میرفتم پیشش آخه خونشون به محل کارمن نزدیک بود.یدفه که رفتم خونشون کلی کمکش کردم تا خونشونو مرتب کنیم ولی انقدرکار زیاد بود که کل روزو کارکردیم تا تموم شد.فرداش از خواب بیدارشدم کل بدنم درد میکرد به زن داییم گفتم من میرم حموم...حمومشون تو حیاط به خاطر همین هرکی میرفت حموم درو نمیبست چون داخل حموم هیچ هواکشی نبود به همین خاطرمنم درو نبستم رفتم زیردوش آبو داغ داغ کردم وخودمو کامل شوستم زیر دوش یهو یاد سینه های زن داییم افتادم آخه خیلی خوش فرم بود(سفتو گردو سربالا)وخیلیم جموجور بود همین که داشتو سینه هاشو تصور میکردم کیرم سیخ شدبود...یزر شامپوریختم کف دستم چشامو بستم و شروع کردم به جق زدن بعداز4-5دقیقه که داشت آبم میومدچشمو بازکردم دیدم زن داییم جلوم وایسادو زول زد به منم خیلی خونسردآبمو خالی کردم وخودمو آب کشیدمو حولمم پوشیدمرفتم تو ساختمون.رفتم تو اتاق خواب زندایم چون فقط تو اون اتاق آینه قدی داشتن.داشتم خودمو خشگ میکردم که زندایم امد گفت خجالت نمیکشی لخت جلوم وایسادی.منم گفتم نه شما اون چیزیو که نباید میدیدیو دیدی دیگه فرقی میکونه که لخت جلوت وایسام یا پوشیده....بعدزندایم بهم گفت چراداشتی جق میزدی منم گفتم خیلی وقت بود که سکس نکردم بدجوری زد بود بالا که مجبورشدم اینجوری خودمو خالی کنم همین که حرفم تموم شد بی معطلی گفت تو که پورو هستی به من میگفتی تا خودم ارضات میکردم منم با تعجب گفتم واقعااگه میگفتم ارضام میکردی اونم گفت آره مگه چه عیبی داره کی بهتراز تو آخه من ازروی عادتی که دارم کل موهای بدنمو میزنم ...

اون روز گذشت .فردا صبح که بیدارشدم طبق معمول رفتم حموم. بعداز اینکه خودمو شستم زندایمو صدا کردم وقتی امد دید من تو حمومم فهمید که چیکارش دارم ولی به روی خودش نیورد منم که دیدم انگار این از حرفی که زد پشیمون شد کفتم میشه لطف کونید کمرمو بشورید اونم گفت آره چرا که نه داشت کمرمو میشوست که کیرم بازسیخ شد ومنم چون شرت پام نبود زن داییم فهمید(ابته من کیرم نه بزرگه و نه کوچیک)زیادم کلفت نیست ولی خیلی گوشتیه. وقتی زندایم کیرمو دیدگفت باز زد بالا؟ منم زود گفتم آره از کجا فهمیدی هیچی نگفت فقط بهم گفت دوست دار کل بدنمو بشور منم مخالفتی نکردم همه جامو شست رسید به کیرم وقتد دستشو گزاشت رو کیرم یهو هری دلم ریخت انگار ازقصدداشت اینجوری میشست.همینجوری که داشت میشست اونقدی طول نکشید آبم ریخت رو دستش منم بی جون شده بودم که کفت دیدی چه راحت ارضات کردم منم گفتم مرسی و حولمو پوشیدم امدم بیرون که زن داییم کفت میخواد بردوش بگیر گفت برم حولشو بیارم رفتم حواشو ورداشتم رفتم سمت حموم پیش خودم گفتم حالا نوبت من حالشو بگیرم رفتم دم در دیدم دار با آب من که ریخته بودم رو دستشو میماله به سینه هاش منم گفتم اگه بخوای بازم هست ولی با خنده جوابمو داد منم باز حولمو در اوردم رفتم تو حموم زندایم گرخیده بود زبونش بند امده بود رفتم سراغ سینه هاش کلی لیس زدمو مالوندم اونم دیگه بی اختیارشده بود وقتی سینه هاشو خوردم مستقیم رفتم سوراغ کسش همونجوری که زیردوش وایسادبود یزره پاهاشو باز کردم وشروع کردم به مالیدن کسش همینجوری که میمالید با زبونم با چوچولش بازی میکردم حسابی کسشو خوردم بعد دوتای باهم ی دوش گرفتیم امدیم بیرون و رفتیم تم اتاقش که ادامه ی کارمونو بدیم وقتی رفتیم تو اتاق خوابیدم روش و شروع کردم به لب گرفتن همینجوری که داشتم لب میگرفتم کیرمو گزاشتم رو کوسش خی تنگ بود ولی با ی بدبختی کردم تو از ی طرف داشتم ازش لب میگرفتمو با سینه هاش بازی میکردم از ی طرفم تو کسش داشتم تلنبه میزدم تا اینکه آبم امد همین که امدم بکشم بیرون یزر از آبم ریخت تو کسش ولی بقیشو ریختم رو چوچولش دیگه هیچی جون نداشتم ولی بخاطراینکه زندایی جونم ارضا بشه از انگوشتم کمک گرفتم یربع داشتم انگوشتش میکردم که یهو ابشو با فشارپاشیدبیرون وقتی آبش ریخ داشت میلرزید سیاهی چشماش معلوم نبود خیلی ترسید بودم وقتی حالش خوب شد انقدرازم تشکرکرد که نگوووووو.این بود داستان من واسه همه بچه ها آرزو میکنم که اگه همچین آرزویی دارن زودتر بهش برسن ....راستی نظریادتون نره....بای

2.838015
نمره شما: هیچ :میانگین 2.8 (463 رأی )

89 نظر

نظرم اینه که امیدوارم اول به

نوشته cfnmboy در 19. مهر 1389 - 22:45

نظرم اینه که امیدوارم اول به آرزوت برسی بعد فانتزی ذهنتو برای باقی افراد آرزو کنی.داستانت کلی مشکل داره جقی.شامپوتو عوض کن

کاملا کیری بود با کون بپر روش

نوشته nazgol2020 در 20. مهر 1389 - 0:58

کاملا کیری بود با کون بپر روش <)Smile

من امیر هستم 20 سالم واین

نوشته siavash57 در 20. مهر 1389 - 7:57

من امیر هستم 20 سالم واین داستانی که دارم واستون تعریف میکونم مربوط میشه به 4 سال پیش.
من 17سالم بود وخیلیم تو کف زنداییم بودم

20-4 میشه 16 نه 17 ...
به جای اینکه بشینی کس شعر بنویسی برو ریاضی دوم دبستان رو یه بار دیگه بخون

واقعا تابلو بود که دروغ میگی

نوشته maikeldarkman در 20. مهر 1389 - 8:18

واقعا تابلو بود که دروغ میگی

جالب بود ولي به قول بچه ها

نوشته kad0 در 20. مهر 1389 - 10:05

جالب بود ولي به قول بچه ها كيري بود

بقیه به اندازه کافی نظر دادن

نوشته meli در 20. مهر 1389 - 10:12

بقیه به اندازه کافی نظر دادن Smile)

خیلی جالب شروع شد اما آخرشو

نوشته behzad.sexi در 20. مهر 1389 - 12:02

خیلی جالب شروع شد اما آخرشو سریع تموم کردی
کیرم موقع خوندن داستان راست شده بود
دمت گرم

Nazar man nazare siavash57

نوشته Hosein-tree در 20. مهر 1389 - 13:36

Nazar man nazare siavash57 haste
nazare 3

Dastane khubiye vali heyf

نوشته K H A N در 20. مهر 1389 - 22:12

Dastane khubiye
vali heyf kollan piyaz daghe ezafas...

سلام نازگل جان اگه اهله سکسی

نوشته aarash در 21. مهر 1389 - 8:08

سلام نازگل جان اگه اهله سکسی ماهم هستیما

کفتم میشه لطف کونید کمرمو

نوشته atty در 21. مهر 1389 - 22:36

کفتم میشه لطف کونید کمرمو بشورید
کنید درست هست
سعی کنید ادبیات رو رعایت کنید
تماشای فیلم تیم رو از دست ندید
تیم

atti khodet fahmidi chi

نوشته leobinhaker در 21. مهر 1389 - 22:42

atti khodet fahmidi chi neveshti?

به سلامتی کلاغ چون با اینکه

نوشته leobinhaker در 21. مهر 1389 - 22:45

به سلامتی کلاغ چون با اینکه هم دروغگو هم خبرچین باز صابون بچه جقیارو میدزده

fogholade kiri va tokhmi

نوشته shabparast در 22. مهر 1389 - 17:35

fogholade kiri va tokhmi takhaioli

کس شعر بود شبیه فیلم سکسی ها

نوشته siso662004 در 3. آبان 1389 - 0:42

کس شعر بود شبیه فیلم سکسی ها بود

این داستان دقیقا کپی از

نوشته leonima در 4. آبان 1389 - 11:46

این داستان دقیقا کپی از داستانی بنام کردن زندایی در استخر است کوسکش فکر می کنی با تبدیل استخر به حمام نویسنده می شی مادر جنده ؟

ممنون ولی دیگه کس شعر تلاوت

نوشته jakmp در 6. آبان 1389 - 12:55

ممنون ولی دیگه کس شعر تلاوت نکن

چی بگم اخه الاغ جون اینم

نوشته ahmad taheri در 13. آبان 1389 - 1:55

چی بگم اخه الاغ جون اینم داستان بود.
حاضرم قسم بخورم تا ابد جز جق زدن به عشق زن داییت کاری ازت بر نیاد
ارزوهای تخمیتم واسه خودت نگهدار
درغگوی جقی

اقا جان حالا راست یا دروغ

نوشته سیاوش 55 در 13. آذر 1389 - 20:23

اقا جان حالا راست یا دروغ بازم بنویس ولی اینو بدون این خواننده ها همشون ختم هستند حالا چرا خانمها نظر نمیدن حتمن دلیل خودشون رو دارند اما تو بنویس

هدیه به پیشگاه همه ی جلقیهای

نوشته گایشگر در 15. آذر 1389 - 6:20

هدیه به پیشگاه همه ی جلقیهای کس نکرده

Man baram soal pish umade k

نوشته Farhood در 12. دى 1389 - 4:55

Man baram soal pish umade k shomaha tu zemestunam dare un hamumo baz mizarid!? Daei zan jendat b jaye inke englis miraft y khune 2rosto hesabi migereft.

واقعا برای بند اومدن اسهال

نوشته محسن کس لیس در 19. دى 1389 - 11:13

واقعا برای بند اومدن اسهال خوب بود خودت فکر نمیکنی ریدی جقی کس ندیده مگه آبت سرب بود که کف حموم مونده بود یا زن داییت تو خارج کرم گیرش نمییاد یا شب تا صبح کون میدادی مه صبح کردیش کس کش دروغگوی بد جقی

ببین اینقدر ضایع خالی بستی که

نوشته mojijun در 21. دى 1389 - 1:07

ببین
اینقدر ضایع خالی بستی که نگووووووووو
بعد تو خیلی آدم سختی کشیده ای هستی که 17 سالگی میرفتی سرکار
آخه جقی چرا دروغ میگی مگه مجبوری
اگر کف کردی زندائیت رو بکنی برو بهش بگو یا بهت میده یا به دائیت میگه اونم ک.نت میذاره اینجوری دست کم یه حالی میکنی
جقی ،جقیییییییییییییییییییییی
جقیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

اینقدر داستانت کس شعر بود که

نوشته amir_tom در 23. بهمن 1389 - 2:17

اینقدر داستانت کس شعر بود که همه شاکی شدن من دیگه چیزی نمیگم

واقعا دستت درد نكنه با اين كس

نوشته stat در 28. اسفند 1389 - 14:01

واقعا دستت درد نكنه با اين كس شعري كه فرستادي
چون باعث شدي دوستان نظرات محشري بدن ما هم كلي خنديديم
راستي نگفتي با چه شامپويي مي جقي ؟؟؟

madar jende jaghi yadet raft

نوشته mehrdad teh 22 در 5. فروردين 1390 - 21:14

madar jende jaghi yadet raft az kon bokonish?
tkhyole khobi dari dastane mamanetam benevis ke to ashbaskhone mikonish!

قبل از هرچیزی باید بگم کیرم

نوشته kayzer در 9. فروردين 1390 - 3:43

قبل از هرچیزی باید بگم کیرم تو مخت کس کش.
یه ذره بیشتر تمرین قصه نویسی کن و البته این بار خاطرات گاییده شدنت توسط مردای فامیلتون از جمله داییتو بنویس ؛ ضمنا برای اینکه کمکی بهت کرده باشم می تونم پیش نهاد کنم کتابی رو که در مورد گاییدن ننت نوشتم بخونی تا بیشتر با اصول قصه نویسی آشنا بشی که دیگه اینقدر کس شر ننویسی؛ بعدشم، نه تنها زنداییت بلکه هیچ خری به همچین آدم کس مغزی نمیده ولی تا دلت بخواد هستن آدمایی که کونت بذارن. البته از اینکه آرزو کردی تا به آرزومون برسیم ازت ممنونم چون یکی از آرزوهام اینه که ترتیبتو بدم

khyli kiri bod bad tekrari

نوشته بلا118 در 13. فروردين 1390 - 3:42

khyli kiri bod bad tekrari

این همه جلق زدی اونوقت که

نوشته kingj در 13. فروردين 1390 - 21:32

این همه جلق زدی اونوقت که درست نکردیش...
چرا از این خوان نعمت الهی که بر تو نازل شد استفاده نکردی؟
واقعا جوونای ما قدرنشناسند و بلند نیستند....
دفعه بعد دقت کن....

به قول كنفوسيوس حكيم: گاهي

نوشته farijab در 16. فروردين 1390 - 5:20

به قول كنفوسيوس حكيم:
گاهي فاصله داستان‌نويسي با ريدن به اندازه يك تار موست!

BACHE HA lotfan az jagh zadan

نوشته Daskan در 14. ارديبهشت 1390 - 1:37

BACHE HA lotfan az jagh zadan das bardarin
ta injur dastana ro nanvisin

سلام به همه ی شما آقا پسرا و

نوشته Daskan در 14. ارديبهشت 1390 - 13:34

سلام به همه ی شما آقا پسرا و دختر خانمای دابل هات
خواستم بگم کیر تمام پسرایی که تو سایتن چ‎( عضو چ غیر عضوتو‎) کس تمام دخترایی که تو سایتنچ‎( عضو چ غیر عضو‎)
اگه دوس داری نظر مثبتتون رو بگین
باتشکر‎;-) ‎

زن داییت رو که هیچی ولی طلبه

نوشته im setareh در 15. ارديبهشت 1390 - 13:03

زن داییت رو که هیچی ولی طلبه شدم خودتو بکنم

lotf kon dg dastan nanevis

نوشته SUKS در 30. ارديبهشت 1390 - 4:32

lotf kon dg dastan nanevis Smile ridi b harchi dastan nevise. kos mokh.

دم پلنگ صورتی به صورت سیخونکی

نوشته sunrise در 5. خرداد 1390 - 10:42

دم پلنگ صورتی به صورت سیخونکی ما بین باسنت قرار بگیر وناگهان به طورخشن وارد مقعدت شودبه حدی که صدای آخت به گوش مرچه خوار برسد وآن هم از راه رسیده وبینی بلندش را در کنار دم پلنگ صورتی جا دهد

شعر بود.....اه

نوشته هانی جوووووننننننن در 15. خرداد 1390 - 1:41

شعر بود.....اه

کسخل مجبوری این همه دروغ بگی

نوشته mehran fasaii.com در 24. خرداد 1390 - 15:05

کسخل مجبوری این همه دروغ بگی که نظر دهنده ها بیان بکننت سیبل و جای تیر با کیر بزننت

یکم برو ریاضی کار کن الان 20

نوشته good-boy در 27. خرداد 1390 - 14:39

یکم برو ریاضی کار کن

الان 20 سالته مربوطه به 4 سال پیش میشه 16 سالت نه 17؟؟؟؟؟

nevisande: admin

نوشته shapherd در 4. تير 1390 - 23:54

nevisande: admin

کیری بود

نوشته blackmore در 22. تير 1390 - 3:26

کیری بود

کیری اندر کیری بود

نوشته M.S.P در 24. تير 1390 - 15:40

کیری اندر کیری بود

vaghean ke charand bod.kash

نوشته m0ein در 4. مرداد 1390 - 1:35

vaghean ke charand bod.kash manam kosi be moftiye in kos giram biyad:(

احتمالا ایشون بعدش از خواب

نوشته niyousha در 26. مرداد 1390 - 4:12

احتمالا ایشون بعدش از خواب پریده و دیده همرو داشته خواب میدیده.

کیرم تو دانستانت. کیری

نوشته fuck611 در 2. شهريور 1390 - 22:47

کیرم تو دانستانت. Surprise) کیری

اخه کونکش مادر قهوه این

نوشته mamalfa در 7. شهريور 1390 - 21:08

اخه کونکش مادر قهوه این چاخانا به درد ننت میخوره

aaaaaaaaaaaaaaaaa chi begam

نوشته raminwar در 7. شهريور 1390 - 23:44

aaaaaaaaaaaaaaaaa
chi begam vala
harchi fosh bod khordi chizi vase man nazashtan
ba nazare shemare 3 vaghan movafegham

aaaaaaaaaaaaaaaaa chi begam

نوشته raminwar در 7. شهريور 1390 - 23:50

aaaaaaaaaaaaaaaaa
chi begam vala
harchi fosh bod khordi chizi vase man nazashtan
ba nazare shemare 3 vaghan movafegham

ت خ م ی

نوشته ayyob367 در 17. شهريور 1390 - 4:29

ت خ م ی

با نظر همه موافقم کونی اسکل

نوشته mamadmamadi در 21. شهريور 1390 - 8:24

با نظر همه موافقم کونی اسکل کیرم تو اون مخ پوکه بیسوادت
یه سوال دوم دبستانو چی جوری رد کردی؟ها؟
یه بار به زن داییت بگو میخوام بکنمت خودتو راحت کن بعدشم آدم دو سه بار پشت سر هم ارضا نمیشه البنه میشه ها ولی دهنش بهF**kمیره

jaghi hasti dige.behtar az in

نوشته shahrammoghtader در 21. شهريور 1390 - 20:25

jaghi hasti dige.behtar az in nemitooni

کیر داییت تو کونت واسه این

نوشته marde tanha52 در 24. شهريور 1390 - 23:45

کیر داییت تو کونت واسه این دروغایی که نوشتی

چقدديربه ديرنظرميدن! خيلي

نوشته مريم خانوم در 24. شهريور 1390 - 23:56

چقدديربه ديرنظرميدن!
خيلي داستانت مذخرف بود،نميدونم چراهرچي داستان ميخونم همش سكس بازن عمو وزنداييو...توهمشونم زنه پيش قدم ميشه

سلام به همه دخترا و

نوشته s1s1 در 15. مهر 1390 - 21:37

سلام به همه دخترا و خانوما.
من 25ساله از تهرانم.
دخترا و خانومایی که مایل به سکس یا حتی سکس تلفنی یا اسمسی هستن به ایمیل s1s1s2012@yahoo.com میل بزنند.

کیر توی نوشنت بعدش هم توی کوس

نوشته hbf در 25. مهر 1390 - 0:52

کیر توی نوشنت بعدش هم توی کوس زن داییت با خواهر کوچکت

خوب کس و شعر نوشتی که بچه ها

نوشته پارتی در 25. مهر 1390 - 13:44

خوب کس و شعر نوشتی که بچه ها این همه کیر حواله مخت کردن از نوشتت پیداست که مطمئنا در ارزوی کس زن داییت خواهی مرد از دادنت بنویسی جالبتر میشه حتما بنویس

عجب آدمای خری هستید داستانو

نوشته milad0000 در 30. مهر 1390 - 2:00

عجب آدمای خری هستید داستانو میخونید بعد کس شعر میگید
واستون متاسفم حالا چه فرقی میکنه راست میگه یا دروغ جقتونو بزنید

in ke aslan jagh zadan

نوشته omidrokari در 27. دى 1390 - 10:39

in ke aslan jagh zadan nadasht.man kiram faghat yekam az chap be rast shod.dastane swxi bayad tamame moyragato sikh kone.omid hastam az tehran

كس شعر بود؛

نوشته Hadi king در 5. بهمن 1390 - 21:43

كس شعر بود؛

اخه کله کیری کس ندیده این هم

نوشته darbid در 6. بهمن 1390 - 6:24

اخه کله کیری کس ندیده این هم شد داستان ؟ مرتیکه کس مغز ، اگه گیرت بیارم کیرمو میکونم تو گوشت ، کس کش عمه ننه هر از چند گاهی یه نون وایی برو تا حساب کتاب بلد شی

کیری نبود تخمی بود

نوشته lcrazyl2000 در 10. بهمن 1390 - 0:37

Surprise) کیری نبود

تخمی بود Tongue

اخه سلطان جق این کسو شعرا چی

نوشته Saeed sexy در 8. اسفند 1390 - 16:34

اخه سلطان جق این کسو شعرا چی بود تحویل ملت دادی؟مگه زندائیت بی صاحاب بود که توئه جلق صفت بری پیشش یعنی خواهری برادری مادری نداشت برن پیشش؟راستی یه چیز دیگه کیره راست شده خر پدربزرگم و کیر راست شده قاطرشون تو کونت

چه زندایی جنده ای داری که

نوشته ashkan98 در 14. فروردين 1391 - 17:20

چه زندایی جنده ای داری که خودش میگه بده برات جق بزنم

17 سالگی وقت درس خوندن جلقی

نوشته TAHA NICE 2000 در 18. فروردين 1391 - 10:43

17 سالگی وقت درس خوندن جلقی نه سر کار رفتن

بابابیخیال شین دیگه حالااین

نوشته amirho47 در 19. فروردين 1391 - 1:04

بابابیخیال شین دیگه حالااین کونده بدبخت یه گهی خوردشماهاخوارومادروجدوآبادشروبه گادادین،قول میده که دیگه داستان نگه.

شماره زندایی تو برام ایمیل کن

نوشته shahin20 در 19. فروردين 1391 - 21:39

شماره زندایی تو برام ایمیل کن میخوام بکنمش
shhinnamdari91@yahoo.com

دمت گرم من که نخوندم چون

نوشته rezaghreza13 در 7. ارديبهشت 1391 - 11:57

دمت گرم من که نخوندم چون معلوم بود کس شعره

دمت گرم من که نخوندم چون

نوشته rezaghreza13 در 7. ارديبهشت 1391 - 11:58

دمت گرم من که نخوندم چون معلوم بود کس شعره

من میگم دایت تورو کرده داستان

نوشته ahwaz_top در 13. ارديبهشت 1391 - 22:59

من میگم دایت تورو کرده داستان اینجور نوشتی که کسی نفهمه راستشو بگو!!!!! Tongue

زیادی وداستان نخون بعدشم

نوشته ح ج ت 6 6 در 6. خرداد 1391 - 1:08

زیادی وداستان نخون

بعدشم نویسنده خوبی نمیشی Big Grin :bigsmile: داداس

> رفتم دم در دیدم دار با آب

نوشته foot.job در 6. خرداد 1391 - 3:59

> رفتم دم در دیدم دار با آب من که ریخته بودم رو دستشو میماله به سینه هاش منم گفتم اگه بخوای بازم هست ولی با خنده جوابمو داد منم باز حولمو در اوردم رفتم تو حموم زندایم گرخیده بود زبونش بند امده بود رفتم سراغ سینه هاش کلی لیس زدمو مالوندم

Smile) خب 1باره بگو آب دولِ خودت رو لیس زدی و خوردی دیگه!

فحش هم نمیدم ساعت 4:30 صبحه ترجیح میدم جقم رو بزنم Smile) Smile)

عجب زندایی بی حیایی داری،تو

نوشته مارادونا در 6. خرداد 1391 - 14:48

عجب زندایی بی حیایی داری،تو حموم داشته تو رو میشسته؟اونوقت تو هم شورت نداشتی؟ |(

کیرم توی انی داستانت

نوشته SHAHRAM6000 در 18. تير 1391 - 14:53

کیرم توی انی داستانت

کیرم توی انی داستانت

نوشته SHAHRAM6000 در 18. تير 1391 - 15:03

کیرم توی انی داستانت

من امیر هستم 20 سالم واین

نوشته yanmar در 29. تير 1391 - 16:48

من امیر هستم 20 سالم واین داستانی که دارم واستون تعریف میکونم مربوط میشه به 4 سال پیش.
من 17سالم بود ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
doroghet az in avalesh tabloe.20-4=16

کیر تو کون همتون با این نظر

نوشته khafang در 6. مرداد 1391 - 14:12

:crown: کیر تو کون همتون با این نظر دادنتون

ای بدک نبود ولی کونی به داییت

نوشته قزوینی 1 در 12. مرداد 1391 - 22:10

ای بدک نبود
ولی کونی به داییت خیانت نکن کس عمهکیر

(بدون موضوع)

نوشته قزوینی 1 در 12. مرداد 1391 - 22:11

قبلا نظران خوب بود.الان نظرات

نوشته agha_shayan در 24. مرداد 1391 - 14:37

قبلا نظران خوب بود.الان نظرات هم کسشر شده

یعنی شماها اینقدر بی عرضه

نوشته korosh loveli در 7. شهريور 1391 - 3:34

یعنی شماها اینقدر بی عرضه هستید که فقط محارم گیرتون میاد
اخه نمیگی بچه خواهرت یروز زنتو میکنه. حالا یا تو واقعیت یا تو شهوانی

یه دختر خوشگل واسه لز اگه هست

نوشته korosh loveli در 7. شهريور 1391 - 3:58

یه دختر خوشگل واسه لز اگه هست بیاد
korosh.radani@yahoo.com

dorogh chera.hatman ye

نوشته sun bady در 8. شهريور 1391 - 0:01

:exmark: dorogh chera.hatman ye dastane sexi to zendegiye hameye ma hast chera on dastane vagheyero tarif nemikoni

بیشعور کسی با زندایش این کارا

نوشته @a@ در 12. مهر 1391 - 23:20

بیشعور کسی با زندایش این کارا رو میکنه

manam kheyly doost daram zan

نوشته ali3026 در 19. مهر 1391 - 18:47

manam kheyly doost daram zan dayimo bekonam on laghar andam kos va kon jam va jor sinehay gerd va seft

آخه کیرم تو لپت این چه داستان

نوشته kami Hashari در 20. مهر 1391 - 14:12

آخه کیرم تو لپت این چه داستان کیری بود که نوشتی اینارو از کجات درآوردی ریدم به تخیلاتت کونی

فک کنم فیلم زیاد میبینی

نوشته raadeno در 23. مهر 1391 - 4:20

فک کنم فیلم زیاد میبینی

خیلی

نوشته soltan_jojo در 20. دى 1391 - 16:17

خیلی کییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود!

ای ول سیا جون خوب مچشو گرفتی

نوشته sia 3k30 در 23. بهمن 1391 - 2:47

ای ول سیا جون خوب مچشو گرفتی این کونی رو دست خوش کاکه

ای ول داش سیا خوب مچشو گرفتی

نوشته sia 3k30 در 23. بهمن 1391 - 2:49

ای ول داش سیا خوب مچشو گرفتی این بچه کونی رو دست خوش کاکه

دقیقا

نوشته امیر1364 در 22. ارديبهشت 1392 - 15:18

دقیقا