کردن مامان دوستم از کون

اين يه داستان واقعيه و همين چند روز پيش برام اتفاق افتاد

تو یه مجتمع مسکونی چند طبقه زندگی‌ می‌کنیم که بغیر از خودمون یه خانواده ایرانی‌ دیگه هم زندگی‌ می‌کنن. دوستم رضا با مامانش و یه برادر کوچیکتر که مدرسه میره. خونه ما هم اکثرا خالیه چون همه از صبح می‌رن سر کار تا عصر که بر میگردن، فقط من هستم که اگر دانشگاه نداشته باشم خونه می‌مونم. رضا البته دانشجو نیست و کار میکنه ولی‌ خوب تنها دوست من تو این منطقه است. مادر رضا یه زن تقریبا ۴۰-۴۵ ساله کوچک اندام هست که البته با اینکه سنش رو به ما نمیگه ولی‌ هم خوب مونده و هم خیلی‌ بدن سفيد و نرم و جاافتاده و سکسی و خوبی‌ داره. شوهرش يک دکتره که تو ایران زندگی‌ میکنه و ترجیح داده نیاد خارج، حالا چه مشکلی‌ داره نمیدونم ولی‌ خوب زنش هم اینجا به خودش بد نمیگذرونه و پولهای شوهرش رو قشنگ خرج میکنه و حالش رو میبره. آشنایی ما با این خانواده زیاد قدمت نداره و تقریبا از یکی‌ ۲ ماه پیش شروع شد که ما اومدیم تو این ساختمون. حالا این مقدمه کوتاه رو داشته باشین تا امروز ظهر که این اتفاق که براتون گفتم پیش اومد.

امروز دانشگاه نداشتم و خونه مونده بودم. ساعت حدود ۳ بعد از ظهر بود که دیدم در میزنن، در رو که باز کردم دیدم مامان رضا ست، دنبال رضا اومده بود، میگفت رضا امروز خونه نبوده و زنگ هم که زده فهمیده که سر کار هم نرفته.فکر میکرد شاید پهلوی من باشه. مامان رضا با رضا مشکل داشت، ولی‌ خوب حالا ما کاری به اون قسمت ماجرا‌ نداریم... همینجور که پشت در ایستاده بود و حرف میزد از بوی دهنش فهمیدم احتمالا بعد از ناهارش یه مشروب مفصلی هم خورده. تقریبا ملنگ بود و لپّ هاش گٔل انداخته بود. یه تی شرت زرد با یه دامن مشکی‌ تنش بود که از روی تی شرت می‌تونستم نوک ممه هاش رو ببینم و معلوم بود که سوتين نبسته. یک لحظه چشمم به ساق پاهای سفیدش افتاد که با ناخن‌های لاک زده قرمز از زیر اون دامن حریر مشکی‌ خود نمائی میکرد. هر فکری بغیر از آوردنش تو و کردن یه همچین لعبتی تو این وقت روز که هیچکی خونه نبود و خود زنه هم مست و ملنگ بود، خریت محض بود. بهش تعارف کردم که بیاد تو. اول گفت نه، ولی‌ وقتی‌ خواهش کردم که حالا اگه میشه بیاین تو يکی دو تا پیک مشروب هم با من بخورین، پاش سست شد و اومد تو. من وقت مشروب خوردن باهاش رو نداشتم و باید هرچی‌ زودتر ردش می‌کردم میرفت، خودش هم به اندازه کافی‌ مست بود... با دوتا بفرمائین بفرمائین، خواهش می‌کنم، راهنمأیش کردم به سمت اتاقم. می‌دونست کسی‌ خونه نیست، اومد دنبالم، به محض اینکه در اتاقم رو بستم، از پشت دوتا شونه هاش رو گرفتم و گفتم، وای مامان رضا خیلی‌ خوش اومدین. یه خنده ای کرد و یه کم رفت جلو، گفت این مشروبت کجاست؟ این‌دفعه یه کم بیشتر بغلش کردم و گفتم الان برات میارم، شما که از ما جلوتر هم هستین مثل اینکه، چه بوی خوبی‌ هم میدین... و در حین گفتن این جمله، سرم رو بردم کنار گوشش و گردنش و طوری که لبم به گردنش بخوره بوش کردم و گفتم، هوم م م م چه بوی الکل خوشگلی هم میدی.. تقریبا راه فرار نداشت، دوتا شونه هاش رو گرفته بودم و از عقب چسبیده بودم بهش. با دوتا دستش سعی‌ داشت دستای منو از رو شونه هاش برداره، ولی‌ خوب زیاد زور نمی‌زد. گفت، نکن.. چیکار داری میکنی‌؟ دیگه کار از کار گذشته بود... با دست چپم دور سینه اش حلقه زدم و با همون دست بازوی دست راستش رو محکم گرفتم... تقریبا قفل شده بود تو بغلم.. دست راستم آزاد بود و داشتم باهاش شکمش رو میمالیدم و همزمان گردنش رو ماچ می‌کردم. از روی دامن یواش یواش دستم رو بردم پایین و تا وسط پاش و کوس ش رو گرفتم. تو بغلم وول میخورد و ناله میکرد و هی‌ میگفت چیکار داری میکنی‌..توی همون حالت دستم رو بردم زیر دامنش و مستقیم رفتم تو شرتش. انگشت وسطم تو کوسش بود و کسش رو چنگ ميزدم . خودش هم دولا شده بود و کونش چسبیده بود به کیر من که یه شورت و شورتک نخی بیشتر پام نبود...دیگه دست چپم هم آزاد شده بود، دوتا دستش رو گذشته بود لب ميز... در حالی‌ که تقریبا به طور کامل تو بغلم قلاب شده بود، با دست چپم از زیر تی شرت سینه هاش رو میمالیدم، با لبم گردن و گوشش رو میخوردم و با دست راستم هنوز تو شرتش کسش رو چنگ میزدم.. دیوونه شده بود و فقط ناله میکرد.. تو همون حال شورتک و شرتم رو با هم در آوردم و بدون اینکه دامش رو در بیارم، شرتش رو از همون زير تا زانو کشیدم پایین، موهای کوسش حسابی‌ عرق کرده بود. از پشت دست انداختم لای قارچ کونش و مستقیم رفتم سراغ سوراخ کون.. دامنش رو با موچ دست چپم گرفتم بالا و با دست راستم کیرم رو که داغ و آماده انفجار بود گذشتم لای پاش، با انگشت اشاره سوراخ کونش رو پیدا کردم و سر کیرم رو گذشتم دم سوراخ کونش... مامان رضا همینطور ناله میکرد و نه، نه میکرد...سر کیرم رفت تو.. گرمای کونش رو با تمام کيرم حس می‌کردم ، عرق لای پای مامان رضا و آب اولیه کیرم محیط رو داغ و لزج کرده بود.. کیرم تا آخر سُر خورد تو. مامان رضا نفسش بند اومده بود و فقط آه و ناله میکرد...محکم داشتم می کوبيدم رو کونش و مثل عقاب چسبیده بودم بهش...آبم داشت میومد.. برام دیگه اهمیتی نداشت.. با فشار تمام آبم رو تو کونش خالی‌ کردم.. دوتا مون یه آه عمیق کشیدیم... فکر کنم اون هم ارضا شده بود...شاید نزدیک به یک دقیقه تو همون حالت بودیم که کیرم یواش یواش از سوراخ کونش اومد بیرون. برش گردوندم و یه ماچ اساسی‌ از لبش کردم و موهاش رو نوازش کردم و تو گوشش گفتم خیلی‌ باحالی‌.... لبخند رضايت و برق چشماش ميگفت که خانوم هم حسابی حال کرده... اون که رفت دستشوی ولو شدم رو تخت و یه سیگاری روشن کردم...

نوشته: محمد

2.72868
نمره شما: هیچ :میانگین 2.7 (129 رأی )

76 نظر

آخه چی بگم بهت؟ یکی بیاد با

نوشته Shahin70 در 20. July 2011 - 4:28

آخه چی بگم بهت؟
یکی بیاد با مادر خودت اینکارهارو بکنه خوبه؟

خوب کردی دمت گرم

نوشته بدنساز در 20. July 2011 - 5:41

خوب کردی دمت گرم

کس کش حداقل میگفتی کسشو کردی

نوشته amirkhan22 در 20. July 2011 - 7:20

کس کش حداقل میگفتی کسشو کردی که آدم فکر کنه داری راست میگی!!! کردی تو کونش و صداش هم در نیومد و ارضا هم شد؟!!!! اینقدر هم راحت رفت توی کونش؟؟!!! مردونه شوهر یا چسرش با مامانت این کارو نکردن و تو چون از گوشه در دیدی، اومدی و داستانو به اسم خودت پیچوندی؟؟؟!!
منتظر فحشهای بچه ها باش!!!
کس کش کس شعر نویس!!!

متاسفم برات مطمئن باش دوستات

نوشته ساینا جون4 در 20. July 2011 - 7:50

متاسفم برات مطمئن باش دوستات هم با مامانت اینکارو میکنن

آخه این داستان هم نوشتن داشت

نوشته sara sweet در 20. July 2011 - 7:57

آخه این داستان هم نوشتن داشت بدبخت ؟ ارزش خوندن نداشت

ازمادرت خبر داري؟الان اونم

نوشته L.e.O.n.R.2 در 20. July 2011 - 8:46

ازمادرت خبر داري؟الان اونم زير يکي ديگست.
کيرم تو مغزت کوني.

بد بخته کونی زن ندیده همون

نوشته sam_kh در 20. July 2011 - 9:25

بد بخته کونی زن ندیده همون طور بدون روغن و ...کردی تو کونش کیرتم تا آخر رفت تو حتما وقتی خواهر مادر جندت رو می کردن دیدی بعدا فکر کردی بار اولشونه

In dige che bud ke neveshti

نوشته salim_kirkoloft. در 20. July 2011 - 9:46

In dige che bud ke neveshti

داستان کیری زاییده یک مغز

نوشته ...sex در 20. July 2011 - 11:04

داستان کیری زاییده یک مغز کیریتر

damet garm bia mamane maram

نوشته esare khas67 در 20. July 2011 - 11:08

damet garm bia mamane maram bokon

کیرم تو مغزت کس گفتی آی کس

نوشته کوسینوس در 20. July 2011 - 11:38

کیرم تو مغزت
کس گفتی آی کس گفتی / مثل یه کسخل گفتی / جواب کیری دادی / غنچه بودی شکفتی

میدونی مامانت کجا کار

نوشته khodemon در 20. July 2011 - 11:51

میدونی مامانت کجا کار میکنه؟اسمتو میذاری دوست؟......

shomaha ke in hame fohsh

نوشته amirali_shams در 20. July 2011 - 12:00

shomaha ke in hame fohsh midin khodeton benevisin bebinim chikare hasanin akhe base dige baaaaaaa

باریکلا خوب بود فقط اومدی

نوشته alok در 20. July 2011 - 12:36

Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor باریکلا خوب بود فقط اومدی بگوزی ولی ریدی..

خسته نباشید به خانم ادمین با

نوشته میلاد مجاز در 20. July 2011 - 13:18

خسته نباشید به خانم ادمین با این قاب های مزخرفش.(این یه انتقاد بود).

دیگه رفتم رو هواا

خسته نباشید به خانم ادمین با

نوشته میلاد مجاز در 20. July 2011 - 13:19

خسته نباشید به خانم ادمین با این قالبهای مزخرفش.(این یه انتقاد بود).

دیگه رفتم رو هواا

به نظر میاد که همه شما عقده

نوشته مانی کوره در 20. July 2011 - 14:47

به نظر میاد که همه شما عقده های نقدنشده ی خودتون را داستان میکنید .حیف تیر برق که بره تو همه جاتون.دلم خوشه که مشتری اصلا ندارید

من كه فكر ميكردم جقي فقط تو

نوشته stefan در 20. July 2011 - 14:53

من كه فكر ميكردم جقي فقط تو ايران هست ! اخه كسكش اونجا ديگه زور گيري نمي خواد !اونم يه زن 40 تا 45 ساله رو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ساینا جون تو با همه چیز

نوشته سا قی در 20. July 2011 - 15:52

ساینا جون تو با همه چیز مشکل داری اینجا چکار می کنی خود نمایی یا خود زنی یا خود خوری ... راستی جون اسمت دیگه چیه کمبود محبت داری کمبود اعتماد به نفس کمبود دوست یا کمبود توجه به هر حال از تیبت خوشم نمیاد جمع کن

خوب کاری کردی اونم بی کیر تو

نوشته Sooren2000 در 20. July 2011 - 16:44

خوب کاری کردی اونم بی کیر تو کشور غریت

نخوندم

نوشته raha21888 در 20. July 2011 - 17:00

نخوندم

متاسفم برات منکه داستانتو

نوشته Sisili2 در 20. July 2011 - 17:18

متاسفم برات
منکه داستانتو نخوندم اما از اسم داستان ونظراتِ بچه ها معلومه چه مزخرفی نوشتی..

ghablana keifiate dastana

نوشته pedram_kabiri در 20. July 2011 - 17:55

ghablana keifiate dastana kheili khob bodaaaaaaaa

قابل توجه ساقی:تو خودت اینجا

نوشته pesarzahedani در 20. July 2011 - 18:19

قابل توجه ساقی:تو خودت اینجا چه کار می کنی که هنوز نیومده دنبال جلب توجهی ؛حواست باشه ساینا جون اینجا خاطرخواه زیاد داره ؛افتاد یا بیام بندازمش؟

بابا خارجي داستانت تخمي بود

نوشته billyss1256 در 20. July 2011 - 21:41

Silly Rolling On The Floor Smile) بابا خارجي
داستانت تخمي بود نخوندم بسوزي

اخه جلقی عوضی اول داستانت می

نوشته asid1367_bft در 20. July 2011 - 22:50

اخه جلقی عوضی اول داستانت می گی این اتفاق مال چند روز پیش بعد وسط داستان می گی این اتفاق امروز ظهر اتفاق افتاده.

حالا سری بعدی به مامان دوستت

نوشته rosentino در 21. July 2011 - 0:36

حالا سری بعدی به مامان دوستت بگو چرا به موبایلش زنگ نمیزنه. حتما ازش بپرس ها یادت نره

بله! این اینم از مخ ممدآقا.

نوشته سکسولوژیست در 21. July 2011 - 1:29

بله! این اینم از مخ ممدآقا. آخه میگن خارج که دکتراشون خوبه، قرصاشون خارجیه. تو دیگه چرا ممد خارجی؟
آخه خارج؟! الان تو خودت تو خارجی، هنوز بهش میگی خارج؟
اینم شد داستان آخه؟
یه تی شرت زرد با یه دامن مشکی‌ تنش بود؟! تو اون خارجی که شما هستین دامن تنشون میکنن. اونوقت چی پاش کرده بود؟! لابد سوتینش کف پاش بوده جفت جفت راه میرفته.
بعد از روی تی شرت و دامنی که تنش کرده بود نوک سینه هاشم دیدی، یا به قول خودت نوک مه مه های مامان رضارو ؟
"بیاین تو يکی دو تا پیک مشروب هم با من بخورین"؟! فسفر سوزوندی بابا. جمله از این قشنگتر به ذهنت نرسید پریود؟ بعد با این جمله پاشم سست شد مامان رضا؟
از بفرمایین بفرمایین خواهش میکنم (اونم دوتا) و کون قارچ زده و موهای کس خیس مامان رضا و شومبول آماده انفجار ممد که بگذریم، میرسیم به دستای ممد خارجی. عجب دستایی داره بابا، همین جوری که بغلش کرده بوده یه دور با دست چپش دور سینه این مامان رضا حلقه زده بعد دست راست مامان رضارو گرفته (اونم محکم)، تازه قفلش کرده. فکر کن! مامان رضا ام ریز نقش! حالا این از دست چپش، دست راستشم که رو شکمش بوده، اون یکی دستشم زیر دامنش... اِ، نشد که، ببخشید دوستان مثل اینکه اینجای داستان آقا رضا یه دستش دور خودش قفل بوده یه دستشم تو کونش بوده. نفهمیده چی نوشته. بگذریم.
ولی خدایی نمیشه ازش گذشت. آخه فواره گوزو انگشت وسطت تو کونش بوده بعد کسشو چنگ میزدی؟ آخه چه جوری؟! جون من تجسم کن! حالا فکر کن با دست چپ آزاد شدش چه کاری که نکرده.
تا اونجایی که من فهمیدم این ممد خارجی بیشتر از چهار پنج تا دست داره. سوسکی ملخی چیزی باید باشه. بیخود نیست انقدر وضعیت دستاشو توضیح داده. فقط یکی دو نفر باید دستاشو بشمارن.
حالا اصل ماجرا اینجاست که تو فرتی آبت اومد بعد دوتاتون آه کشیدین؟ با هم؟ بعد فکر کنی که اونم ارضا شد؟ تو فکرم میکنی؟ جز ان دماغ چی دیگه ای تو کلت هست؟ رو چه حسابی این فکرو کردی آخه؟ با دوتا تلمبه تو کونش ارضا شد، چشماشم برق زد؟ جف تخمام گوشه لپت ممد خروس. آخه تو اصلاً تاحالا کس کردی؟ اصلاً تا حالا کس دیدی ؟ اینم شد داستان؛ "هی دست چپ دست راست، مامان رضا، بفرمایین بفرمایین دوتا" مامان رضا اسم نداشت آخه؟
واسه من سیگارم میکشه. فواره گوزو، آخرم نفمیدیم این رضا کدوم قبرستونی بود. فقط من بدونم این خارج کجاست...
خیلی خوش باشید

خاک بر سرت با این موضع با این

نوشته filter sex love در 21. July 2011 - 1:32

خاک بر سرت با این موضع با این تعزیف کردنت
بدبخن ابنی

من هم با امیرخان22 کاملا

نوشته UM در 21. July 2011 - 1:40

من هم با امیرخان22 کاملا موافقم

yek kam dige bishtar fohshesh

نوشته khan dayi در 21. July 2011 - 6:21

yek kam dige bishtar fohshesh bedin, farhangetoon bishtar mishe. aakhe in aaghaa oomade ye khaatere az khodesh tarif karde, ke man midoonam 100 darsad nabaashe 99 darsad haghighato gofte, chon khodam shaayad baa dahhaa wa sadhaa zano dokhtar mast moshaabeh be hamin daastaan be hamin saadegi shab taa sobh khaabidam. haalaa, baafarhanghaa, nawaadegaane kooroshe kabir, shomaaye aaghaaye gheire oghdeyi, wa ... in fohsh daadan daare ke fahaashi mikonin, waaghean moteasefam, taartikhe iraan, mardome iraan chi boodan chi shodan. roo ghaajaaro sefid kardin, kolaahetoono bezaarid baalaatar cheraa ke emrooz eftezaahtarin taarikhe iraan ro daarim.

faghat yaademaaan

نوشته khan dayi در 21. July 2011 - 6:44

faghat yaademaaan baashad
berooye sange ghabremaan taarikh nagozaarand cheraa ke aayandegaan nadaanand ke marmonai az kodaamin dowre az taarikhe iraan boodehim

دروغگو...دروغگوو

نوشته سیاوش33 در 21. July 2011 - 8:39

دروغگو...دروغگوو

بگم چیزم تو دهنت؟نه نمیگم چون

نوشته Galaxy. در 21. July 2011 - 9:13

بگم چیزم تو دهنت؟نه نمیگم چون نمیخوام چیزم دهنی بشه!
افغانستان زندگی میکنی نه؟آشغال اسم مادرشم بلد نبودی؟مامان رضا!دوستتم داره داستان مامان محمدو مینویسه!خاک تو سرت.بوی الکل قشنگی میداد؟مگه تابلوی پیکاسو بود الاغ؟گذاشتی پشتش،به راحتی هرچه تمام رفت تو!احتمالا شوهرش هرشب به صورت مجازی میکردش که انقد گشاد بوده!
فحش چیز دار بت ندادم اما اگه دوباره بنویسی....

dar yek kalame kiram kos

نوشته smili در 21. July 2011 - 12:57

dar yek kalame kiram kos nanat akhe manam yebar nanato gaidam kos kesh madar ghabe in kos shera chie minvisi haromzade valadezena

nosh jooooooonet raast ya

نوشته mano-razieh در 21. July 2011 - 12:59

nosh jooooooonet raast ya doroogh khoob neveshty manam ashegheh ko n kardan hastam

نافم تو چشمت افتاد؟

نوشته Jav72 در 21. July 2011 - 15:23

نافم تو چشمت
افتاد؟

Dare Khonaro Bakodom Dastet

نوشته mehrdad13 در 21. July 2011 - 18:32

Dare Khonaro Bakodom Dastet BaSti Rast Ya Chap ?

خبرخوشحال كننده جديد:ل س ن

نوشته خبرخوش در 21. July 2011 - 23:22

خبرخوشحال كننده جديد:ل س ن اري ا،ژراش(ازآخربه اول بخونيد)بدون حتي يك ريال!خب تاغيرفعال نشده بدو برو ازش استفاده كن،
براي مشاهده به آدرس زيربرويد:

http://ircl.orq.ir

یه لیطیفه هست میگه زنه با

نوشته as21 در 21. July 2011 - 23:33

یه لیطیفه هست میگه زنه با شوهرش دعواش شد اومد خونه مادرش به شوهرش نامه نوشت من دیگربه ایران باز نمیگردم...خارجم...این از ممل خارجکی داش...کون کش بچه کونی تا یه کون بکنی ده بارکون خودت پاره میشه...به جه راحتی کردی برو با صابون عروس عروسی کن وحالش ببر

یه لیطیفه هست میگه زنه با

نوشته as21 در 21. July 2011 - 23:34

یه لیطیفه هست میگه زنه با شوهرش دعواش شد اومد خونه مادرش به شوهرش نامه نوشت من دیگربه ایران باز نمیگردم...خارجم...این از ممل خارجکی داش...کون کش بچه کونی تا یه کون بکنی ده بارکون خودت پاره میشه...به جه راحتی کردی برو با صابون عروس عروسی کن وحالش ببر

Kos gofti va guzide gofti

نوشته Lover.Anal در 22. July 2011 - 1:23

Kos gofti va guzide gofti chon kir.

Kos gofti va guzide gofti

نوشته Lover.Anal در 22. July 2011 - 1:24

Kos gofti va guzide gofti chon kir.

خیلی کیری بود داستانت 100% با

نوشته ali_malena در 22. July 2011 - 1:37

خیلی کیری بود داستانت 100% با مامانت این کارو کرده بودنو تو هم عقدتو اینجوری خالی کردی

واقعاتحلیل جناب سکسولوژیست

نوشته ghamin در 22. July 2011 - 2:56

واقعاتحلیل جناب سکسولوژیست خیلی واضح وگویا بود ..........روحت ممد که نزدیک بود خفه شم از خنده احتمالا تی وی داشته کشتی رپرتاژمیکرده برا همین این هم داشته مینوشته طرف میگفته مثلا دست راستشوبادست چپ گرفته کنده راچسبیده ممدهم قاط زده طفلکی

واقعاتحلیل جناب سکسولوژیست

نوشته ghamin در 22. July 2011 - 3:03

واقعاتحلیل جناب سکسولوژیست خیلی واضح وگویا بود ..........روحت ممد که نزدیک بود خفه شم از خنده احتمالا تی وی داشته کشتی رپرتاژمیکرده برا همین این هم داشته مینوشته طرف میگفته مثلا دست راستشوبادست چپ گرفته کنده راچسبیده ممدهم قاط زده طفلکی

واقعاتحلیل جناب سکسولوژیست

نوشته ghamin در 22. July 2011 - 3:04

واقعاتحلیل جناب سکسولوژیست خیلی واضح وگویا بود ..........روحت ممد که نزدیک بود خفه شم از خنده احتمالا تی وی داشته کشتی رپرتاژمیکرده برا همین این هم داشته مینوشته طرف میگفته مثلا دست راستشوبادست چپ گرفته کنده راچسبیده ممدهم قاط زده طفلکی

اخه کونی کوس و کون ندیده این

نوشته wHTe در 22. July 2011 - 4:52

اخه کونی کوس و کون ندیده این داستان بود یه هوا پرت و چرت گفتی .اینا همشون کس شعر بابا این عوضی کیر تو کونت با این داستان نوشتنت

از کون کردی ارضا هم شد،باشه

نوشته Rock-sun در 22. July 2011 - 19:21

از کون کردی ارضا هم شد،باشه قبول ما هم مثل خودت ببو گلابی!
حالا این خارج رفتنت چی بود؟ چی میشد بگی همسایمون که شوهرش عملست و تا عصر سر کاره یا نمیدونم هرچی؟
بخاطر مست بودن و دامن پوشیدن طرف بردیش کجا؟ خارج؟
نمیدونم لابد دیگه، شما کس (ببخشید کون ) خارجی کردین بهتر میدونین، ما چیکاره ایم، والااا

اگه واقعاً مامانه دوستتو كردي

نوشته AmirHo3in-Joon در 22. July 2011 - 23:43

اگه واقعاً مامانه دوستتو كردي كه دمت گرم ، اگرم كسشر نوشتي پس كسّه ننت مادري Big Grin

کلا کس گفتی ولی آخراش طرز

نوشته Ahmad6314 در 23. July 2011 - 0:31

کلا کس گفتی ولی آخراش طرز داستان پراختن خوب بود

یعنی واقعا بی شعوری ای گاو

نوشته Daneshjoo341 در 29. July 2011 - 8:19

یعنی واقعا بی شعوری ای گاو

affarin sexe khoob bud age

نوشته sharoor3 در 13. August 2011 - 4:09

affarin sexe khoob bud age vaghe ey bud.vagarna to ye kos lesi nane kir dozde khali band

نامرد

نوشته مایکل اسکافیلد در 7. September 2011 - 20:01

نامرد Waiting

كس كش جقي واقعا تودوست رضايي؟

نوشته devilihboy در 7. September 2011 - 21:32

كس كش جقي واقعا تودوست رضايي؟ شايدم باباشي رضا خبرنداره!!

شوهرش يک دکتره که تو ایران

نوشته looti3 در 9. September 2011 - 21:13

شوهرش يک دکتره که تو ایران زندگی‌ میکنه و ترجیح داده نیاد خارج؟
این چه جمله بندیه که نوشتی !!!!!!!!!
فکر کنم بچه خوب نظر دادن دگه من نظر نمی دم

مختو گاییدم

نوشته کربلایی داود در 30. October 2011 - 13:56

مختو گاییدم

من با بیشتر از 45 تا زن و

نوشته rezatehrani50 در 8. November 2011 - 14:44

من با بیشتر از 45 تا زن و دختر سکس داشتم والا به این سرعت کوس طرف هم آماده کردن نمیشه چه برسه به کونش
بعدشم به این راحتی اومد و داد و از کون ارضا شد آخرش نگفتی چند باهات حساب کرد؟
چون این طرف کاملا جنده بوده دیگه

نظر بچه ها خیلی با حال تر بود

نوشته کوس وکون باز در 8. November 2011 - 20:30

نظر بچه ها خیلی با حال تر بود

کیر هرچی ادمه مسته تو دهن

نوشته kavir666 در 20. January 2012 - 12:39

کیر هرچی ادمه مسته تو دهن مادرت رفتی اونور اب این چیزا رو یاد بگیری کله کیری
11

(بدون موضوع)

نوشته hooman63 در 3. February 2012 - 2:38

At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End

(بدون موضوع)

نوشته hooman63 در 3. February 2012 - 2:43

At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End At Wits End

کسکش مفت خور داستان کیری بود

نوشته SEXIMAN.75 در 17. March 2012 - 19:04

کسکش مفت خور داستان کیری بود .اگه به رضا نگفتم مامانشا کردی

کسکش مفت خور داستان کیری بود

نوشته SEXIMAN.75 در 17. March 2012 - 19:04

کسکش مفت خور داستان کیری بود .اگه به رضا نگفتم مامانشا کردی

دستت درد نكنه

نوشته r_hamid_54 در 14. June 2012 - 23:24

دستت درد نكنه

گمشو کونی پدرسگ

نوشته saeed 021 در 18. July 2012 - 2:14

گمشو کونی پدرسگ

خاک تو سرت با این داستانت

نوشته my heart در 7. August 2012 - 0:21

خاک تو سرت با این داستانت احمق

خاک تو سرت با این داستانت

نوشته my heart در 7. August 2012 - 0:23

خاک تو سرت با این داستانت احمق

کیر تو دهنت حالم به هم خورد

نوشته hot3 در 24. August 2012 - 16:41

کیر تو دهنت حالم به هم خورد این چی بود نوشته بودی واقعا من نمیدونم چرا همه دخترها یا زنها اینقدر زود راضی میشن بدن که ما تا حالا ندیدیم کیرم تو حلقت چرا دروغ میگی مگه کسی اجبارت کرده که بیای داستان بنویسی و دروغ بگی و فحش بخوری ولی واقعا تخیل تخماتیکی داری برات متاسفم دیگه ننویس فهمیدی

خدا خودش ب ما صبر بده.

نوشته Sadism79 در 7. September 2012 - 19:02

خدا خودش ب ما صبر بده.

این چسپیدن از عقب مثل عقاب چی

نوشته پری کرمانی در 6. December 2012 - 5:29

این چسپیدن از عقب مثل عقاب چی بود؟ میشه توضیح بدی

مزخرف بود......

نوشته h o m در 2. January 2013 - 9:07

مزخرف بود......

مزخرف بود......

نوشته h o m در 2. January 2013 - 9:08

مزخرف بود......

برو کس کش در کون باز آخه اینم

نوشته pedram 1365 در 3. January 2013 - 21:55

برو کس کش در کون باز آخه اینم شد داستان؟؟
کیر تواون تخیلاتت که انگار خر مغزتو گاز گرفته!!!

نظرات دوستان هزار برابر جذاب تر بود من که کلی خندیدم...

داستانتو خوندم بد نبود آخرشو

نوشته Amir.lovely در 9. January 2013 - 7:22

داستانتو خوندم بد نبود آخرشو نصفه نیمه تموم کردی!!!سیگر روشن کردم اونم رفت دسشویی!!!خسته نباشی یه فکری ام به حال مامانه خودت بکن!!

یه داستان سکسی بی نقص و عالی

نوشته Aber11 در 19. February 2014 - 18:15

یه داستان سکسی بی نقص و عالی