شما اینجا هستید

کردن مستاجر خوش صدا

سلام به همه نوادگان کوروش کبیر ، من اسمم علیرضا هستم و مغازه دارم 20 سالمه از کرمانشاه یه مستاجر داریم به اسم نازنین که 27 سالشه و به شوهرش زندگی میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ، راستش من از روز اول تو کف اش بودم اخه چیز خوبی بود البته گاهی اوقات چادر می پوشید منم هی دو سالی بود این دل و اون دل می کردم که چیکار کنم ، بعد گفتم تلفنی مخشو. بزنم تا اینکه چند ماه به حالت مزاحم که نشناسه زنگ میزدم و پیام می دادم تا اینکه یه روز بعد از رد کردن هفت خان رستم قرار شد بیاد ببینه کی هستم .
تا گفتم بیاد تو پارک البته توضیح بدم اون از شوهرش خیلی سرتر بود با همم زیاد اختلاف داشتن و وضع مالشونم زیاد روبه راه نبود ولی مال من بد نبود به هر حال مغازه داشتم و ماشین و .... چیزای دیگه خلاصه جونم واستون بگه نازنین قدش حدود 160 سانت با وزن حدود 55 کیلو با صدای نازک که ادم میشنید شق می کرد و پوست خیلی سفید که چند بار دید زده بودم.
خلاصه من با ماشین رفتم سر پارکی که قرار بود بیاد اونجا یکم که وایسادم اومد و وایساد منم دیدمش. رفتم پایین گفتم سلام نازنین خانم اونم روشو برگردوند تا منو دید خشکش زد و گفت از شما توقع نداشتم و رو شما یه حساب دیگه میکردم و شما یه جوره دیگه نشون میدادین منم تو دلم گفتم چه گهی خوردم اومد و خودمو نشون دادم خلاصه گوز پیچ کردم ، گفتم راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی نشد اخه راستش من واقعا عاشق شما شدم و می خوام مال من باشین اونم گفت که نمیشه و من شوهر دارم و از این کس شعرا خلاصه راضیش کردم بریم تو ماشین یه چرخی بزنیم و بعدش رابطمون تلفنی شد و دیگه دوست شده بودیم چند بارم رفتیم بیرون با هم و با هم راحت شده بودیم مثلا باهاش دست می دادم و اینا و چون من واسه سکس میخواستمش با پیام شروع کردم اوایل از دستم ناراحت شده بود بعد راضیش کردم با هم حال کنیم فقط بعد یه روز خونه پوریا یکی از دوستام که خالی شده بود باهاش هماهنگ کردم و به نازنین گفتم اونم تا منو دق نداد راضی نشد خلاصه رفتیم اونجا تا رسیدیم تو شروع کردم ازش لب گرفتن و سینه هاشو میمالیدم اونم دست میزد به کیرم بعدش شلوارمو دراوردم و اون از خجالت سرخ شده بود تا کیرمو از رو شرت دید جا خورد گفت چیه این چه خبره چرا اینقدر بزرگه مال محسن ( شوهرش ) نصف اینم نیست اخه من نسبتا قد بلند بودم اگه ریا نشه خیلی خوش تیپ البته به نظر خودم. بعد مشغول اون شدم و مانتو و شلوارشو دراوردم وای چه سفید و سکسی بود یه شرت و کرست ست مشکی پوشیده بود که ادم ابش میخواست بزنه بیرون بعد خودش مقنعه شو دراورد که موهاش که های لایت بود افتاد بیرون دیگه کفم بریده بود سوتینشو باز کردم با سینه هاش بازی می کردم و بعد کیرمو دراوردم گذاشتم بینشون و اونارو بهش فشار میدادم بهد شروع کردم تمام بدنشو بوسیدن دیگه اون خیلی حشری شده بود می گفت تو که مجردی چطور اینقدر حرفه اید بعد بهش گفتم برام ساک میزنی گفت به خدا عاشقت شدم واسه محسن تا حالا نزدم (البته دروغ یا راستش پای خودش ) ولی واسه تو میزنم منم سریع رفتم اسپری اوردم تا طعم نارگیل زدم به کیرم و اونم شروع کردم با ولیع خوردن کیرم راستی از کیرم نگفتم طولش 18 سانته با 5 یانت و نیم کلفتی بعد حدود 7 یا 8 دقیقه ساک زدن که تا حالا اینقدر از سکس لذت نبرده بودم کیرمو از رو شرت هی به کس و کونش می مالیدم و بعد شرتشو دراوردم و با کیرم با کسش بازی کردم چند دقیقه و گذاشتم توش انچنان جیغی زد که نگو و نپرس کسش خیلی تنگ بود شروع کرد خون اومدن نمیدونم چرا گفت پاره شدم و منم پاکش کردم و دوباره گذاشتم توش ولی هی می گفت علیرضا جون یواش توروخدا و اه و اوهش تا تو کوچه ام میرفت بعد حدود 10 دقیقه درش اوردم و به سینه به حالت سگی خوابوندمش و باز کردم تو کسش وای چه حالی میداد بعد دو سه دقیقه تلمبه زدن دراوردمگفتم میخوام از کون بکنمت گفت اخه تا حالا ندادم گفت عیب نداره راش میندازم بعد یواش یواش کیرمو که خیسخیس بود کردم تو ای اونقدر جیغ می کشید که دلم براش کباب شده بود ولی بدون توجه تا ته کردم توش و شروع کردم تلمبه زدن حدود یه دقیقا که کردم ابش از جلو زد بیرون با دیدن اون منم ابم اومد و همشو تو کونش خالی کردم و بعد همونجوری یه ده دقیقه دراز کشیدیم که گفت دیرهبریم منم حسابی ازش تشکر کردم و اون از من بیشتر که خاک بر سر محسن سکس به این می گن که با تو داشتم علیرضا جون بعد رفتیم بعد از اون یه بار خونه خودمون و دوبارم خونه خودشون کردمش یه بارم ابمو ریختم تو کسش که یه هفته باهام حرف نزد و می گفت حامله شدم ، مرسی از همراهیتون اگه خوشتون اومد بگین که ماجرای سکس با زندایی و یکی از فامیلامونو براتون بفرستم ، ( تمامی اسامی مستعاره )

نوشته:‌ احسان

2.766665
نمره شما: هیچ میانگین 2.8 (60 votes)

نظرات

(|: دوباره قصه های تکراری!!!!!! بچه مایه دارم ! خوش تیپم ! ماشین دارم ! با شوهرش مشکل داشت ! وضعیت مالی خراب ! انوقت ته خوشکلو خوشصداو خوشهیکل سکسی و به زور راضی کردیو کیرت 2 برابر یه مرد زن دارو تو کرمانشاه که پر از دخترهای خوشکله 2 سال انتظارکشیدیو بچه ها ابن دلش هوس فحش کرده و ستونهای تخت جمشید تو کونتو کلن : ریدی

بالا
0 لایک

يه سوال :تو شماره نازنينو از كجا داشتي؟
كير تو 18 سانت بود و كير محسن نصف تو يعني 9 سانت؟اين كه اندازه كير داداش كوچولومه وقتي كه به دنيا اومده بود.
كسش چرا خون اومد ؟ مثلا خواستي يه كم داستانت اكشن بشه؟
برو جلقتو بزن بچه حتما تو كف زنداييت و يكي از فاميلات هم هستي نه؟اونم احتمالا مادرته.

بالا
0 لایک

ریدم تو داستانت البته بلانسبت اسم کوروش کبیر که گه خوردی اسمشو آوردی تصمیم داشتم فحش ندم امانمیذاری که.
چراانقدر داستان کلیشه ای مینویسین پولدار مغازه دار دوتا خونه دارین که یه زن وشوهر جوان توشن اختلاف دارن شماره زن رو از قبرستان آوردی بعد چه جوریه کیر تو که زن نگرفتی از یه مرد زن دار دوبرابر بزرگتره؟
بچه ها ناراحت نشین اینارو وقتی نوشته که شوهر نازنین فهمیده این مزاحم شده باهاش قرار گذاشته کرده تو کونش بی هوش شده تو توهمات اینارو دیده.
جق نزن مغزت پوک میشه!!!!!!!!!!!

بالا
0 لایک

سلام به همه_خواستم يه چيزي رو به دوستاني كه نظرميدن بگم:شماكه ازهمون اول داستان شروع ميكنيد خوندن وميبينيدكه سكس خانوادگي هست چراتاآخرداستانو ميخونيد بعدبه نويسنده ناسزا ميگيد؟اگه توقسمت داستان هاي سكسي نگاه كنيد ميبينيد كه بيشترين اماربازديد مال داستان هاي خانوادگيه.پس نتيجه ميگيريم كه فحش دادن شما هيچ مشكليو حل نميكنه پس خواهشا يا نظر ندين يااگه نظرميدين ناسزاتوش نباشه_ازهمتون ممنونم

بالا
0 لایک

داش احسان برا چرا اینجا ریدی !?! زشته داداش ؛ خدا بوگت بچو تا چهارراه ده دس کس بتپان بعد بو ایره کس شعر بیش ! دفی تریش گوز گز مکه
ترن بیهوده ؛ کیونی ؛ تو ژن مردم و گا دایده کیون گلاوی?
بسه کم چاخان که بچو وافوره امادس

بالا
0 لایک

بر اون بابای دیوست لعنت که بی توجه به اینکه اون عزیز یه مرد دیگست
فقط به لذت خود نامردت فکر کردی
به امید روزی که یه نفر بیاد از سکس با ناموس تو بنویسه

هرچند که تو خونوادت این چیزا رواله که میخوای از زن داییو فامیلو... حتما بعدشم ننت با اوس بناو آبجیت با داییتو خودت با سگ گلتونو... Lol بنویسی :W

هرکس به حوس بوسه زند بر لب دلدار کسی عاقبت دست در آغوش نگارش ببرد بوالحوسی

بالا
0 لایک

jaaaaaaaane masaret dg nanevis k fooshet midam:@
akhe koooooonde inam dastane?
jaleb injas k tame hamsayeha jende shodan.shomare zaneshoono be baghye hamsayeha ham midan.
chera in hamsayeha gire ma nemiyad????????:-o
taze az vaghti shahvani rah oftad hame mankan shodane.
zane 27sale ba 160cm ghad 55kg.
hame mankan.
khodesham k bah bah.
nemizaran adam beshine biseda k.
kiram too in mamlekat k melato be jagh zani keshoonde o tavahom:-D

بالا
0 لایک

از همين جا كسكشي در آينده رو بهت تبريك ميگم آخه ننه كوني تو كرم داري زنه داره زندگي شو ميكنه توميري با كوني بازي ميكونيش ببين با اين آدرساي كه از كيرت دادي اندازش مثل گردن ننت است كوني كير كورش توي تيپ قيافت كونييييييييييييييييييييييييييييييييي

بالا
0 لایک

درسته داستانش ضایع بود ولی خوب تجاوز نکرده که طرف جنده بوده داده اینم کرده.نوشه جونت علیرضا
اون عزیزایی که گفتن شمارشو از کجا آوردی؟!! اگه دقت کنین نوشته مستاجرشون بوده. اگه حتی منظورش موبایل هم باشه آدم مثه اب خوردن میتونه تل مستاجرو بگیره
واسه موضوع کوروش کبیر هم شدیدا با همه موافقم

بالا
0 لایک

چقدر مزخرف:
"و پوست سفیدش که چند بار دید زده بودم."
منظورت دست و صورتشه دیگه.
تو به این میگی دید زدن.
اگه اینجوری باشه پس ما تو طول عمرمون همه رو دید زدیم که!!!
به قول بچه ها برو جقتو بزن.

بالا
0 لایک