شما اینجا هستید

کردن کوس یک دختر والیبالیست

4 posts / 0 new
آخرین پست
shahan
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1390 - 1:22
پست ها: 37

کردن کوس یک دختر والیبالیست

زمانی که دانشجو بودم رفته بودم از تلفنهای همگانی که اون زمون سکه های ده تومنی کار میکردند به خونمون زنگ بزنم تا رسیدم دم کیوسک تلفن دیدم یک دختر خانوم قد بلند قد 178 با چادر مشکی که جلوی چادرو ول داده بود وایستاده تو نوبت یک لحظه چشمامون تو هم گره خورد من احساس کردم که دوست داره با هم آشنا بشیم وقتی نوبت دختر خانم شد من فقط پشت سرش بودم برگشت گفت شما سکه اضافی داری گفتم زنگم رو بزنم اگر اضافه اومد بشما بدم دیدم یک لبخندی زد و گفت پس شما بفرمائید منم زنگیدمو اومدم بیرون 10 تومنی اضافه آوردم چون میخواست داخل شهری بگیره بسش بود وقتی دختره زنگید اومد بیرون دید من منتظرشم اومد طرف من گفت آقا شما با من کاری داشتید گفتم خوب من آدم صادقیم و از فیلم بازی کردن و اینها خوشم نمیاد من از تون خوشم اومده دوست داری با هم باشیم گفت آخه اینجا شهرستان کوچیکیه آدم زود انگشت نما میشه گفتم من یک خونه مجردی دارم و عادتم ندارم با دخترا تو خیابون کوچه قدم بزنم دوست داری بیا بریم
گفت بریم گفتم ای ول بریم یک ماشین دربست گرفتمو سوار شدیم برگشت گفت تعجب کردی چه زود بهت پا دادم گفتم چطور گفت ما با هم هم دانشگاهیم دخترای زیادی دوست دارن با تو آشنا بشن ولی تو از بس سرسنگینی کس جرائت نمیکنه باتو صحبت کنه گفتم ای شیطون پسمنو مدتی تحت نظر داری گفت تا حال دوست دختر داشتی گفتم آره ولی با هر کدومشون که بودم تا وقتی باهم بودیم فط با یک نفر بودم و هیچوقتم دوست ندارم در یک زمان با دوتا دختر آشنا بشم تو هم تا وقتی که دوست داشته باشی با همیم و وقتی هم خدا حافظی کردیم یعنی از تو بسلامتو از من بخیر
اما دوست ندارم در حقم نامردی کنی هروقت دیدی دوست داری با پسر دیگه ای باشی بگو که با دعای خیر بدرقه بکنمت گفت و تو هم همینطور گفتم باشه
رسیدیم خونه رفتیم تو اطاق ،خونه من خیلی ساده بود یک موکت و یک دست رختخواب و یک میز چوبی کوچیک که همیشه روی اون درس میخوندم یا مینوشتم
گفتم خوب خودتو معرفی نکردی گفت نسیم گفتم اسم مستعاره دیگه نه خندید گفت آره فعلاً گفتم نسیم جان چرا چادر و مانتو تو در نمیاری راحت باشی گفت باشه بعد چادر مشکی و مانتوی مشکیشو در آورد با یک تیشرت نازک و قرمز و شلوار لی آبی تنگ جلوم واستاد و از کیف سیاه مشکی تقریباً بزرگش برسشو درآورد و موهاشو برس کشید و با یک گیره مشکی اونارو بست گرچه آرایش نکرده بود ولی زیبائی خاصی داشت قد بلند و بدن ورزشکاری شونه هاش عرضش نه زیاد بود نه کم سینه های گردو تپلی داشت به اندازه دو گلابی بزرگ صورت گندمی داشت اما رنگ بدنش دستاش و سینه هاش که تا چاک بالا شون دیده میشد از صورتش سفیدتربودند باسن گردو تپلی داشت و پاهاشم کشیده و تو پر بود چشمهای قهوه ای و با ابروهای سیاه و موهای مشکی داشت پرسیدم چه ورزشی میکنی گفت والیبال گفتم عجب اندام خوش تراش و قشنگی داری خندید و گفت چشات قشنگه اومد کنارم نشست از هر دری صحبت کردیم جک مذهب سیاست و عشق گفتم چای بگذارم گفت وقتم تنگه زودتر باید برم حالا دیگه بهم چسبیده بودیمو من با یک دستم دستشو گرفته بودم با دست دیگه موهای مشکی و نرمش رو نوازش میکردم هر دو مون گرم شده بودیم و من با کلمات محبت آمیز که سرشار از عشق و محبت بود شورو حرارت بهش داده بودم طوری که گرمای مطبوع بدنش رو تو بغلم احساس میکردمو بوی خوش بدنش من رو مست مست کره بود وای چه لحظات رویائی بینمون داشت میگذشت هردو مون داغ کرده بودیم و انگشتهای من لای موهای سرش بود و با تمام احساس و عشقم موهاشو نوازش میکردم و بعد با کف دستم صورتش رو نوازش میکردم سرمو در همین حین نزدیک لباش بردمو یک بوسه ریز ازش گرفتم دیدم از تب عشق لرزه نرم و زیبائی کرد بوسه هام ادامه پیدا کرد گوشه لباشو میبوسیدمو چند باری هم لاله گوشش رو بوسه های ریزی میزدم یا با دندونم فشار کمی روشون میاوردم چشمهای نسیم خمار خمار شده بود و من از روی لباس داشتم نسیم رو نوازش میکردم و در گوشش زمزمه میکرم نسیم عزیم چقدر دوست دارم درستِ دوساعت با هم آشنا شدیم اما احساس میکنم یک عمر عاشقتم وای که چه لبای سرخ و قشنگی داری با دست راستم داشتم ازروی تیشرتش یکی ازون سینه های ناز توپلیش رو نوازش میکردم اون هم مییگفت حمید عزیزم دوست دارم تو منو دیونه کردی وای عزیزم، دستمو آهسته از زیر تیشرتش بردم روی شکم نرم و گرمش، شکم نرم و لطیفش رو نوازش میکردم دستمو رسوندم به سوتینش و سوتینش رو بالا دادم وای خدای من چه سینه های تپل و نرمی داشت با سر سینه هاش بازی بازی کردم تا نوک ممه هاش شق شد با ظرافت هرچه تمام تر تی شرت و سوتین سورمه ای توریش رو از تنش در آوردم او نهم پیرهن منو درآورد بغلش کردم و آوردمش رو طوری که سینه هاشو روی سینه ستبر خودم گذاشتمو با دستم تمام بالا تنش رو نوازش میکردم نسیم لبای داغشو رو لبم گذاشته بود و حسابی لبهای هم دیگمون رو میمکیدیم دستمو از ناحیه کمرش بزور تو شلوارش کردم چون شلوار لیش خیلی تنگ بود نسیم گفت بزار شلوارمو در بیارم گفتم بذار خودم واسط دربیارم دگمه و زیپ شلوارش رو باز کردم شلوارش بسختی میومد پائیین واو!! یک شورت سورمه ای توری تنش بود لبمو گذاشتم گوشه شورتشو بوسیدمش با دهنم شورتشو کناز زدم که لبای مدور کوسش افتاد بیرون و حسابی خوردمو مکیدمشون وای خدای من لبای کوسش حسابی خیس شده بودن آب کسشم هم خوشمزه بود هم خوشبو چه کوس سفید بالبای صورتی مایل به قهوه ای و تپلی داشت موهای کوسشرو تازه زده بود هی با زبونم چو چول کوسشرو میمیکیدمو لیس میزدم آه اوخ نسیم در اومده بود هی میگفت ای ی ی ی وای ی ی ی اووووف حمید کوسمو بخور عزیم خودشم با سینه های نازش ور میرفت شورت سورمه ایش رو از پاهاش بیرون کشیدم خواستم لخت بشم گفت حمید جون بذار من برات در بیارم شلوار و شرتمو باهم از پاهم بیرون کشید بعد خودش رو انداخت بغلمو حسابی از هم ماچ و بوسه های آبدار میگرفتیم کیرم شق کرده بودو زیر شکمش بود که دیدم یهوو بلند شد رفت سروقت کیرمو گفت وای حمید چه کیر خوشتارشی داری گرفت تو دهنشو حسابی لیس زدو مکیدش منم در طول مدتی که داشتیم سکس میکردیم هی قربونو صدقه اش میرفتمو بعضی وقتهام از اندامهای خوشگلو ورزشکاریش تعریف میکردم بعد کیرمو گرفت تو دستشو مالید به لبای ورم کرده کسش، چه لبای کسش کلفت و برگشته ای داشت من یکهو چرخوندمشو اومدم روش خیلی شهوتی شده بودم دیدم نسیم حسابی حشری شده هی آخ اوخ میکنه رفتم سراغ سینه هاشو سرسینه های بلندو صورتیش رو براش خوردم دیگه داد و جیغ های شهوتی سر میداد هی میگفت اوووف حمید بخورشون وای ی ی ئی سرمو اوردم کنار گوششو گفتم جلو ت بازِ گفت آر ه فدات بشم میتونی محکم تا ته کیر تو بفرستی تو تا ببینم میتونی جیگرم رو به حال بیاری منم کیرمو گرفتم گذاشت لای لبای گوشتیو مدور کوسش که حسابی خیس و باز شده بود با یک اشاره کوچیک تا ته رفت تو از روی شهوت تمام گفتم وای نسیم چه کوس داغ و نرمو خوشگلی داری جیگر وای چه حالی میده میخوام هی همینطوری بکنمتو برات تلمبه بزنم نسیم هم میگفت جان حمید جونم بکن منو من مال توم تا ته اون کیر کلفت و داراز تو تو کسم بکن وای نسیم چی لبای کوست دور کیرمو گرفته وای چی حالی داره چه کوست خیس سُر شده وای نسیم جونم من عاشق این کوستم ،دوست دارم جیگر همینطور که داشتم با سرعت ولذت کیرمو تو کوس نازو قشنگش جلو و عقب میکردم دیدم از سر لذت وحشر زیاد دادی زدو بدنش سست شد من بلا فاصله آب کیرم اومد و با فشار ریختم توکس نازش همینطور که کیرم توش بود روش دارز کشیدم بعد از چند لحضه اومدم کنارشو شروع کردم به نوازشش گفتم نسیم جون چی خوش گذشت چه لذتی داشت فدات بشم الهی که اینهمه ناز و خوشگلی اونم یخورده بحال اومد گفت حمید وقتی آبتو خالی کردی توکسم خیلی خوشم اومد ولی قرص میخورم که حامله نشم در ضمن به منم خیلی خوش گذشت یک نیم ساعتی تو بغل هم بودیم من بلند شدمو گفتم برگرد میخواهم ماساژت بدم چون استاد ماساژم نسیم برگشت و دارز کشید وای خدای من چه کون سفید قلمبه ای داشت چه لمبرای قشنگی یک دفعه رنگ کونش توجهمو جلب کرد لمبراشو وا کردم وای خدا جون چی مدیدم یک سوراخ کون قهوه ای خوشرنگ که یک هاله قهوه ای خوشرنگ کم رنگ دور این سوراخ رو گرفته بود و هرچی این هاله از سوراخ ناز و نرمش دور میشد کم رنگتر میشدانگشت وسطم رو گذاشتم روش وای چه حرارت دلپذیز و حشری داشت لبمو بردم رو سوراخ کونشو بوسیدمش وای خیس عرق بود ولی خیلی خوشبو بود و گرمای کونش رو روی لبام احساس کردم منو از خود بیخود کرد اومدم شروع کردم از بالای شونه هاش به طریقه چینی بدنشرو ماساژ دادم تا به کمر و باسنش رسیدم بعد کف دستامو گذاشتم رو لنبراشو هی میچرخوندمشون لای باسنش هی بازو بسته میشود و اون هاله قهوه ای رنگش موج میگرفت سوراخ کونشم خیلی کم بازو بسته میشد با انگشت وسطم سوراخ کونشرو حسابی ماساژ دادم و سر انگشتمو تو کون داغش فرو میکردم دیگه حسابی کیرم شق کرده بود لبمو بردم رولبای کونشو حسابی میکدمو زبون زدم طوری که دیگه عضلات کونش شل شده بود لبامو دور سوراخ کونش گذاشتمو تمام نفسمو دادم توی کونش که این کار باعث شد لبای کونش ازهم باز بشن من بلافاصله کیرمو کردم تو کونش نسیم هم که دوباره حشری شده بود گفت آی حمید تا حالا کسی منو ازکون به این قشنگی و راحتی نکرده بود وای چی کیر و کلفت و دارز داری وای چی حالی داره تا ته کیرتو بکون تو کونم وای وای ائی ائیییییییی آیییییییی اووووووووف چی حالی داره وای تندر بکن ،محکم بزن ، کیرتو تا ته بده تو کونم تخمات بخوره به شیار کونم های وای حمید، منم هی میگفتم نسیم جیگر چه کون بحالی داری وای توش چی نرم و گرمه وای این لبای کونت اینهو که دارن کیرمو مک میزنن و شدت تلمبه زدنموبیشتر کردمو با دوتا دستام سینه هی تپل و نازش رو گرفته بودم و سرسینه های شق شدش لای انگشتام بود محکم محکم میمالیدمشون یک ربعی حسابی از کون کردمش تا هم اون ارگاسم شد هم من ارضاء شدم آب کیرمو توی کونش ریختم گفت حمید آب کیرت چی داغ وای چی حالی کردم کیرمو از سوراخ کونش بیرون کشیدمو کنارش دراز کشیدم یک ربعی قربون وصدقه ش رفتم نسیم هی میگفت تو عمرم همچین سکس خوبی نداشتم و من آخرین بوسه داغ رو از لبای قشنگ و زیباش گرفتم بعد گفت جیش دارم دستشوئی کجاست باهم رفتیم دستشوئی یخورده که زور زد آب کیرم از تو کسش و سوراخ کونش ریخت بیرون البته از سوراخ کونش آب بیشتری زد بیرون هی میگفت زشته برو بیرون گفتم نه جیگر خیلیم زیباست بعد خودش شست اومد بیرون گفتم نسیم من شاشم گرفت اومدم نشستم به شاشیدن دیدم نسیم داره منو نگاه میکنه گفتم زشته برو بیرون گفت اصلاً هم زشت نیس خیلی هم زیبایِ بعد او مدیم لباسامون رو پوشیدیم

2
نمره شما: هیچ میانگین 2 (2 votes)
shahan
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1390 - 1:22
پست ها: 37

این داستان واقعی است

نظر یادتون نره

ramin20can
آف لاین
عضو از: 26. مرداد 1391 - 12:12
پست ها: 3

جنده

هرکی به این راحتی پا داده جنده س با جنده حال کردی هنر کردی

ramin20can
آف لاین
عضو از: 26. مرداد 1391 - 12:12
پست ها: 3

جنده

هرکی به این راحتی پا داده جنده س با جنده حال کردی هنر کردی

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .