شما اینجا هستید

کس دادنم به شوهر دوست جنده ام

من عسل ۲۷سالمه حشری و عاشق سکس خشن گروهی و هرچی سکس و بکن بکن باشه! تو ۱۷سالگی کسمو تقدیم دوس پسرم کردم ازون موقع دیگه نمیتونستم جلو کس خیسمو بگیرم هرکلفتی که میدید میخواست! داستان مال دوساله پیشه که با زن شوهر داری اشنا شدم!دوستم بدجور میخارید و چون میخاست شوهرشو از سرش بازکنه به خیلیا پیشنهاد دوستی با شوهرشو میداد! وقتی که تو باشگاه اشنا شدیم از شوهرش تعریف میکرد منم منظوذشو میفهمیدم! تا اینکه دعوتم کرد خونشون! اونجا شوهر کیرکلفتشو دیدم قیافه خوبی نداشت اما کیرش از زیر شلوار با ادم حرف میزد!بعداز چند روز دوستم بهم زنگ زد گفت شوهرم چشش تورو گرفته اگر توام خوشت اومده شرایطو مهیا کنم!منم اوکی دادم!!!چند روز بعد شوهرش بهم زنگ زد از همون اول حرفای سکسی میزد میخاست مزه دهنمو بفهمه منم. فهموندم که اره منتظر کیرتم! همون روز چندبار حرف زدیم اخرشب دیگه کسم داشت میترکید انقد از کسم پرسید!جفتمون تحمل نداشتیم من داشتم کسمو میمالیدم و اه و ناله میکردم پشت تلفن!!وقتی شرایط جفتمونو دیدیم قرار گذاشتیم صب برم خونه اما زنشم بود بهم گفت راحت باش اولین نفر نیستی که شوهرم جلو من میکنتش!!!دوستم رفت اشپزخونه گفت لخت کن خودتو!منم لباسامو درمیاوردم!من زیاد اهل لب بازی و اینا نیستم بدم میاد امادر عوض دوس دارم باکسم ور برن! شوهر دوستم گفت انقد زنم از کست گفته دیگه طاقت ندارم! نشستم رو مبل روبروش لم دادم گفت کستو نشونم بده!پاهام باز کردم کسمو دادم جلو براش بازش کردم تا خوب نگاش کنه!خودم شروع ب بازی با کسم کردم می مالیدم و اه میکشیدم اومد جلو انگشتشو کشید لای کسم داشتم منفجر میشدم!یهو دوستم اومد خندید به شوهرش گفت چطوره؟؟اونم کسم وبا دهنش کشید و گفت خوراک خودمه دوستم نشست کنارم گفت حالشو ببر!کسمو میخوردو حال میکردم.لنگامو انقد وا کرده بودم داشتم جر میخوردم.دوستم دستشو گذاشت روکسم بازش کرد و انگشت کرد توش بعد به شوهرش گفت بذار توش عزیزم!!با دست یذره کسمو مالیدم که خودش اومد همراهیم کرد بهم گفت کست امادس بگا بره!اماده بودم کیر ب اون کلفتی رو تا ته فرو کنه تو کسم از مبل کشوندم پایین بالشت گذاشت زیر کمرم کسم بالاو خودم پایین بودم یذره کسمو لیسید گفتم بکن توش جوون چه گوشتی بود نمیدونم چرا دوست جندم ازین کیر سیر شده بود اولین تلمبرو که زد خورد ته کسم!چه حالی داد!! زن چندشم نگا میکرد بعد رفت با تلفن حرم میزد!از کیرش سیر نمیشدم هرچقد بیشتر میکرد بیشتر میخاستم بعد از یرب بیست دقیقه تازه داشت کسم داغ میشد گفت ابم داره میاد گفتم نه بیشتر بکن یذره استراحت کرد زنش برگشت گفتم زیر چ کیری میخابی تو گفت مال خودت هروقت خاستی فقط لب تر کن پاشدم رفتم رو دسته مبل بهش گفتم بیا کسم طاقت نداره منم ابم نزدیک بود دوستم خیار اورده بود با اون کسمو میمالید دیگه ابم داشت میومد کسم و تا میشد بازش کردم بهترازین دیگه نمیشد جوون ابم اومد و تو کسم پر اب شد خیسه خیس! بعدازچند تلمبه هم شوهر دوستم شد کسم دیگه نا نداشت اما خیلی خوب بود!دوستم اومد پیشم گفت مرسی خاهش میکنم همیشه بهش بده! بعداز اون باهم سکس داشتیم که اونام جالبن و حشری کننده!دوست داشتید براتون میذارم!

نوشته:‌ عسل

داستان سکسی:

3.5625
نمره شما: هیچ میانگین 3.6 (32 votes)

نظرات

همه نوجوونها (پسر)ی امروز وقتی آمپر میچسبونن به کسشعر گویی میفتن؟ والا ما هم نوجوون بودیم. نه تو قالب دختر می رفتیم نه اینقدر به خیالمون بال و پر میدادیم. فوق فوقش یه جق با ترس و لرزی یه گوشه موشه ای کیرمون رو مهمون می کردیم. والااا.

بالا
0 لایک

خیلی کم و انگشت شمار اما دیدم زنی رو که بخواد سکس شوهرش رو ببینه...!اما معلومه نویسنده داستان پسر بوده چون هر دختری میدونه اگر آلت بخوره دهانه رحم یا بقول این آقا ته..س چقدر دردناک و وحشتناکه..هیچ حالی هم نداره جز تهوع..

بالا
0 لایک

داستان اینجوری بوده:
من یه پسر کونیم که چون همه دوروبریهام جندن فکر میکنم همه عالم جندن! نتیجتن جای مامانم فانتزی ساختم که یکی داره جلو بابام داره مامانمو میگاد بابام چون زورش به اون یارو نرسید منو گایید و اینجوری شد که فهمیدم من یک کونیه کوسشعر گو هستم تازه ادامه هم داره این کسخل گریهام!

بالا
0 لایک

سلام خیرببینی که کوس گوشادتو دراختیاره کیرهای کلفت می زاری ولی فکر نمکنی شما از اون رفیق جنده ات بدتر باشی اون شوهرش نبود بلکه برای هرکوسی که براش میبره پولشو میگیره جنده خانوم خواستی بدی پیام خصوصی بده بیشتراشناشیم من روزی دو سه بار ابیاری میکنم اگر میتونی پیام بده

بالا
0 لایک