شما اینجا هستید

کون بزرگ خواهرزنم

سلام . اوایل ازدواج زیاد تو چشم نبود بعد یکسال که از ازدواج من و افسانه می گذشت کم کم داشتم تو سکس بی میل میشدم . چون داشت تکراری میشد. یکروز رفته بودم خونشون تا واسشون خریداشونا ببرم .اخه اونا پسر تو خانوادشون نداشتن و پدر خانم و مادر خانمم همیشه تابستونا میرفتن شهرستان و خریداشون با من بود . وقتی زنگ زدم مریم در را باز کرد اون از خواهرش هم از لحاظ سن هم هیکل بزرگتره . وقتی بار اول ببینیش اول کونش به چشم میاد چون نسبت به خودش بزرگه. همیشه پیشه من راحته و با تیشرت وشلوار میگرده . اون روز یک تاپ مشکی با شلوارسفید برمودا پاش بود که ساق سفیدش خیلی تو چشمم زد . خریدا را بهش دام همچین که میخواستم برم گفت میتونی واسم ماهواره را به سینما خانواده وصل کنی دوستام میخوان بیان پیشم و میخوایم اهنگ بزاریم و برقصیم. منم گفتم اوکی. داشتم تلوزیون را میزاشتم رو خروجی دیویدی که نگو دیویدی از دیشب روشن بوده و روی یک قسمتی از یک فیلم سوپر مکس شده با شیطنت پلی کردم که مریم گفت داری چه کار میکنی که من پریدم تو حرفش و گفتم من چه کار میکنم یاتو که میشینی از این فیلما نگاه می کنی . با پورویی تمام گفت مگه چیه ما مجردا باید چجوری خودمونا ارضا کنیم. اینا که گفت احساس کردم کیرم داره بزرگ میشه و منم روم داشت بازتر میشد . گفتم ینی مریم تو با فیلم ارضا میشی گفت اوایل اره ولی الان ادی شده واسم . دستگاه را درست کردم و با وجود اینکه راضی نبودم از رفتن رفتم . ولی اون روز همش به این حرفا فکر میکردم. تا اینکه بلاخره چند روز بعد وقتی مطمعن شدم که خونست .اخه یک موقعه های میره حساب داری . به بهانه قبض برق که پرداخت کردم رفتم پیشش . تا رسیدم گفتم مریم چقدر مریض به نظر میرسی جایت درد میکنه گفت راه دیشب خوابم نبرد از سر درد . نشستم کنارش رو مبل اروم دستما گذاشتم رو پیشونیش و اروم اروم ماساژ دادم . گفتم بهتر شدی با علامت سر اوکی داد بعد بدون اینکه سوال کنم اروم رفتم سراق سرشونه هاش و ماساژ میدادم . کم کم به خودم جسارت دادم و کمرشا لمس کردم و یواش یواش به پایین میرفتم. اروم خوابوندمش روشکم . دیدم چیزی نمیگه منم لال مونی گرفتم و مشغول شدم یک ده دقیقهای طول کشید تا برای بار اول دستم به باسن ناز وگندش رسید . وای چقدر نرم بود . دستمما از زیر تیشرتش بردم تو و اروم بدن برهنشا با دستام لمس میکردم . وقتی دیدم اعتراضی نداره تیشرتشا تا بالای سوتین ابیش دادم بالا و شروع کردم ماساژ دیگه تو حال خودم نبودم . سوتینشا باز کردم ولی درش نیاوردم و ماساژ دادم .واسه دیدن سینهاش لحظه شماری میکردم به پهلو با زور و زحمت خوابوندمش واسه اینکه از نگاهم شرمش شد دستاشا گذاشت رو چشش و منم اروم سینهاشا با دستم نوازش کردم ولی چون نمیخواستم ارزوهام به باد بره زیاد روی نکردم و دوباره برش گردوندم به شکم سوتینشا بستم و تیشرتشا کشیدم پایین . رفتم سراغ کونش بعد از چند دقیقه اروم شلوارشا با ترس دادم پایین شلوارش از این کمر کشا بود. بعد وقتی اعتراضی ندیدم ارم درش اوردم ولی باز میترسیدم شرتشا بکشم پایین . دلا زدم دریا و اونم کشیدمتا زیره باسنش پایین اینجا ناشی بازی دراوردم و واسه دیدن کسش به پهلو خوابوندمش که یهو به خوش اومد و شرتشا کشید بالا دورباره با ناز ماساژش دادم و به کون خوابوندمش . تازه داشتم کونشا میدیدم عجب کونی بود درشت خیلی بزرگ بود لاشا چند بار با انگشت باز کردم چه سوراخ صورتی . کیرم داره دوبارش شق میکنه . کیرما اروم دراوردم گذاشتم لا پاش . و خوابیدم روش گفت داری چه کار میکنی اصلا نگفتم با کی هستی ومشغول کار خودم شدم بعد از سه دقیقه ابم اومد ولی چون کنترل خودما از دست داده بودم ریخت رو پاش و فرش یک سی سانیه ای گذشت تازه فهمیدم چه گهی خوردم . زود بلند شدم با دستپاچگی شلوارما کشیدم بالا شلواره اونم به صورت ناشیانه کشیدم بالا . کیفما برداشتم و بی خداحافظی به خاطر اینکه روم نمیشد نگاهش کنم فلنگابستم. بعد از ظهر بهم اس داد که به خاطر حفظ ابروی جفتمون به کسی نمیگه ولی به این شرط که از این کا را نکنم . منم دیگه اصلا جواب اس ندادم. ولی جدا از خجالت خیلی حال داد. چون یک سکس جدیدا تجربه کردم.

نوشته: پرهام

داستان سکسی:

3.444445
نمره شما: هیچ میانگین 3.4 (9 votes)

نظرات

عاغایان و بانوان
با عرض پوزش
ولی جالبه
یه حساب دو دو تا چارتا واستون بازکردم ببینین قبول دارین یا نه
آیا میدانید 2000 سکه مهريه، شبی چقدر تمام میشود؟!؟!؟!؟!؟
بهای هر سکه : 1،250،000 هزار تومان.
بهای کل: 2،500،000،000 = 1250000*2000
سن داماد: 28 سال.
متوسط عمر در ایران : 70-60 سال.
طول زندگی زناشویی در خوشبینانه ترین حالت:42=28-70
تعداد کل روز و شبهای با هم بودن:15،330=(42 ­ ­ ­­*365) شب.
با توجه به پریود بودن حداقل یک هفته در ماه تعداد شب های دارای شانس باهم بودن:11497شب= 3/4*15330
اگر در خوشبینانه ترین حالت هم ، یک شب در میان حساب کنیم:5748 شب
آن هم احتمالاً، اگه مسافرت نباشه اگه مهمون نداشته باشین اگه خسته نباشه و...2،500،000،0 ­ ­ ­00 تومان تقسیم بر 5748 شب،
میشه یک شب 435000 تومان!
حالا تصمیم با شماست آیا نوع دائمی آن بصرفه است؟ Smile

بالا
0 لایک

دیویدی ، مکس ، اینا که گفت ، ینی ، ادی ، مطمعن ،حساب داری ، گفت راه دیشب خوابم نبرد ،دستما ،سراق ، کمرشا، دستمما ،
برهنشا، تیشرتشا ، سوتینشا ، دستاشا ، سینهاشا ، سوتینشا بستم و تیشرتشا ، شلوارشا ، دلا ، 0کونشا ، لاشا ، کیرما ، خودما، سی سانیه ای ، شلوارما ، کیفما ،فلنگا
موجودات فضائی برینند تو اون سوادتا
مردک جلقوی با این سوادت و نوشتنتا .

بالا
0 لایک

ریدی به خودت و شخصیت و حیا و آبروی خودت!!خاک نو سرت آخه اگه واقعا بکن بودی چون اینم میدونم مرد نیستی و یه جلقوی کم ظرفیت که تو 3 دقیقه آب دولت میاد دختره که خودشو در اختیارت گذاشته بود یه حالی هم به اون میدادی!!آبروی هر چی مرده بردی

بالا
0 لایک