کون دادن به محمد و عواقب آن

سلام.من حمیدم 17 ساله.حسابی سفیدم و قد بلندو لاغر.از بچگی تو محلمون موقع قایم موشک بازی که شبا بازی میکردیم دوستام همش منو انگشت میکردن.ناگفته نمونه که خودمم خوشم میومد.گاهی با چند تا از دوستام میرفتیم سکس میکردیم یکی از اونا که اسمش محمد بود و من همیشه عاشق کیرش بودم کوچه ی بالایی ما زندگی میکردن.من با اون خیلی بیشتر دوس داشتم سکس کنم.و همینطور هم بود.بین ما دوستان فقط من و اون کون خوبی بودیم ولی اون برعکس من اصلا دوس نداشت کون بده و فقط میخواست بکنه.منم سعی کردم خودمو بیشتر بهش نزدیک کنم.چند سال گذشت و من 13 ساله بودم و منو اون یک روز باهم قرار گذاشتیم که بریم و اون منو بکنه.تا اینکه یه باغی که هیچکی حتی از کنارشم رد نمیشد رفتیم.محمد گفت لخت شو منم گفتم اگه کسی بیاد که نمیتونیم فرار کنیم.محمد هم گفت خودت میدونی هیچکی اینجا نمیاد.منم قبول کردم و لخته لخت شدم.اونم کامل لخت شد.راستی اینم بگم که محمد خیلی حشری بود و عاشق سکس وحشی بود.(من تا اونروز به خیلیا داده بودم ولی همیشه لا پایی میدادم و اصلا اجازه نمیدادم که کسی کیرشو تو کونم کنه.)وقتی جفتمون لخت شدیم محمد ناگهانی موهای منو گرفت و منو دوزانو نشوند رو زمین طوری که کیرش درست جلو دهنم بود.همونجوری که موهامو گرفته بود کیرشو کرد تو دهنم و
موهامو میکشید به سمت خودش تا تمام کیرش بره تو دهنم.کیرش خیلی کلفت بود و فک من درد گرفته بود.آب دهنم ریخته بود روی چونه هام و همینجوری میریخت رو زمین.کیرشو درآورد و میگشید روی صورتم منم حال میکردم ولی فک درد داشت منو میکشت.محمد برگرد تا بکنمت منم برگشتم و خوابیم رو زمین.محمد گفت اینجوری نه گفت چاردستو پاشو.منم از همه جا بی خبر گفتم اینجوری که نمیشه.گفت تو چاردستو پا شو من میکنم.منم چاردستوپا شدم غافل ازاینکه محمد میخواد تو کونم بذاره.اول کیرشو خیس کرد و بعد با زبونش کونمو خیس کرد.گفتم میخوای چیکارکنی برگشت گفت خفه شو.تا اومدم بلند بشم تا اجازه ندم تو کونم بذاره منو از پشت بغل کردو محکم گرفت و کیرشو گذاشت دم کونم گفتم خواهش میکنم نکن تو کونم که دوباره گفت خفه شو کونی.نمیدونستم چه حالی داره.همینکه سرکیرش رفت تو کونم احساس کردم پاره شدم و جیغ بلندی کشیدم که محمد در دهنمو گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن.گریم گرفته بود ولی اون حشری شده بود واصلا اهمیت نداد.همینجوری منو میکرد.تا اینکه صدای پا به گوشم خورد تا برگشتیم دیدیم دوتا پسر پشت سرمون دارن مارو نگاه میکنن.یکی چاق و اون یکی لاغر و قد بلند. اونا محمد رو میشناختن و لی منو نمیشناختن.اونا حدود 20-22 سال داشتن.محمدو بیخیال شدن ولی بهش اجازه ندادن که بره بعد منو گرفتن و اون پسر لاغره اومد و دوتا خابوند تو گوشم و اون چاقه هم هی به کونم سیلی میزد.مثل ابر بهار گریه میکردم.تا اینکه جفتشون شلوارشون رو در آوردن و اون لاغره گفت برام ساک بزن کیر دراز و کلفتی داشت و چاقه هم رفت پشتم تا بذاره تو کونم.کیره اونو ندیده بودم ولی وقتی گذاشت تو کونم تازه فهمیدم که کیر محمد در برابرش چیزی نبوده.چنان دردی داشت کونم که نگو ولی چون کیر اون پسر لاغره تو دهنم بود نمیتونستم جیغو داد کنم.بعد پسر لاغره گوشیش رو در آورد و فیلم گرفت منم فقط تو فکر درد کونم بودم.اون پسر چاقه که داشت تو کونم میکرد کیرشو درآورد و گفت ساک بزن منم چون کیرش تو کونم رفته بود دلم نمیومد ساک بزنم ولی مجبورم کرد انقد براش سک زدم که آبش اومد و ریخت تو دهنم راستش از مزه ی آ منی خوشم نمیاد ولی مجبورم کرد قورت بدم.حالا نوبت اون پسر لاغره که فیلم میگرفت شد.اون انقد تند تند تلمبه میزد که چشام سیاهی رفت.اونم آبشو ریخت تو کونم و به محمد گفت که بیاد و منو بکنه محمد هم اومد و منو کرد دیگه فقط خواجه حافظ منو نکرد اونروز.بعد شمارم رو گرفت و گفت فیلمتو دارم اگه بهت زنگ بزنم و نیای فیلمتو پخش میکنم.و بعد به منو محمد گفت باید 20هزار تومن براشون ببریم.منو محمد با بدبختی پول جور کردیم و بهشون دادیم.بعد از اون دیگه هر دو سه هفته یه بار بهم زنگ میزنه و میرم خونه خالی و حداقل به 5 نفر میدم.

نوشته: حمید

2.416665
نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 (12 رأی )

19 نظر

تو بکیر مبارک من ریدی بچه کون

نوشته yasaman2024 در 6. March 2013 - 8:06

تو بکیر مبارک من ریدی بچه کون

ﺩﺭ ﺍﻥ ﺑﺎﻏﯽ ﮐﻪ ﮔﻠﭽﯿﻦ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﺴﺖ

نوشته yasaman2024 در 6. March 2013 - 8:13

ﺩﺭ ﺍﻥ ﺑﺎﻏﯽ ﮐﻪ ﮔﻠﭽﯿﻦ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﺴﺖ ﻓﻐﺎﻥ ﺑﻠﺒﻼﻥ
ﺑﺮ ﺍﺳﻤﺎﻧﺴﺖ ﺩﺭﺍﻥ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ
ﺷﺮﺏ ﺑﻪ ﮐﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﮐﺴﺶ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭﺍﻥ ﻣﻨﺰﻝ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﮐﻮﻧﯽ ﺧﺮ ﮐﺸﻨﺪ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﻭ
ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﺲ ﭼﻪ ﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﺎﻧﺎ ﺑﻔﮑﺮ
ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺎﺷﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻓﮑﺮ ﮐﯿﺮ ﺧﻮﯾﺶ
ﻭﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ

کوني چه افتخاري ميکنه گي

نوشته Bahram110 در 6. March 2013 - 9:12

کوني چه افتخاري ميکنه
گي نميخونم

اینجوریه بیا به منم بده تازه

نوشته بچه باخرز هستم در 6. March 2013 - 9:33

اینجوریه بیا به منم بده تازه پول خوبم برات میدم

تو که اینجوری هستی بیا به منم

نوشته بچه باخرز هستم در 6. March 2013 - 9:51

تو که اینجوری هستی بیا به منم بده تازه پولم میدم بهت

هر چه بلایی سر کونیها میاد

نوشته h gol در 6. March 2013 - 10:34

هر چه بلایی سر کونیها میاد باز هم کمه. راستی حمید جان به من هم میدی

فرزادم 28ساله از اراک همه

نوشته farzad.3038 در 6. March 2013 - 10:46

فرزادم 28ساله از اراک همه جوره درخدمتم فاعل مفعول پولی رفاقتی سن پائین سن بالاو..............
farzad.3038

نخوندم

نوشته EIS در 6. March 2013 - 12:09

نخوندم

گذرت افتاد اصفهان جا دارم

نوشته akharegey در 6. March 2013 - 12:29

گذرت افتاد اصفهان جا دارم بکنمت akharegey@yahoo.com

آقای ابر بهار آی دهنت میریخت

نوشته cindrela در 6. March 2013 - 14:13

Big Grin آقای ابر بهار آی دهنت میریخت رو چونه هات؟ مگه چندتا چونه داری؟!
لابد چونه هات شبیه تخماته!
راستی تا یادم نرفته بگم از فکر حافظ بیا بیرون فک نکنم اون اهل گی باشه Smile)

مثل ابر بهار گریه میکردن

نوشته آبرسان در 6. March 2013 - 17:19

مثل ابر بهار گریه میکردن کونیا .

بیا داستان اصلبی رو بگو که

نوشته بیغم در 6. March 2013 - 18:42

بیا داستان اصلبی رو بگو که رفتی باغ دیدی خواهرتو دارن میگان بد رفتی جلو تو رم گرفتن گاییدن کیرم تو کس خواهرت دیوس

داداش تو داستانت سه نفر

نوشته meysam7777 در 6. March 2013 - 23:01

داداش تو داستانت سه نفر گاییدت اینجا فک کنم همه ی پسرای شهوانی روت راس کردن بکننت
نمی نوشتی سنگینتر بودی
راسی خواسی به بچه های شهوانی حال بدی مارو یادت نره=))

خاک توسر چاقالت کنن هم پول

نوشته hasti612 در 6. March 2013 - 23:32

خاک توسر چاقالت کنن هم پول میدی هم کون؟؟؟؟؟بنظرمن فیلمتو پخش کنن بهترازینه که کونت اندازه دروازنه قزوین شه.سرطان میگیری بدبخت

چه کاربراي بي شخصيتي داريم.

نوشته شيخ متفکر در 6. March 2013 - 23:50

چه کاربراي بي شخصيتي داريم. من از طرف تموم کاربرايي که فحش دادند، از نويسنده معذرت ميخوام. داستان چندان تحريک کننده نبود. ولي نگارشت خوب تصويرسازي ميکرد.

افتخاربده بیام

نوشته ASD---123 در 6. March 2013 - 23:59

افتخاربده بیام بووووووووووکونمت

میخوام بهت بگم پدرسگ نمیدونم

نوشته تیغ در 7. March 2013 - 1:12

میخوام بهت بگم پدرسگ نمیدونم به کدوم بابات بگم سگ

""مثل ابر بهار گريه

نوشته rafighe NABAB در 7. March 2013 - 2:59

""مثل ابر بهار گريه ميكردن""
چقدر شاعرانه!!
كير سهراب تو كونت Big Grin

reza28 teh 170va70 15dar4 kun

نوشته .mostafa در 25. March 2013 - 19:43

reza28 teh
170va70
15dar4
kun mikham bokonam
makan dari biam bokonamet