شما اینجا هستید

کون دادن لب کارون

اسم من فرشید است و سی و پنج سال سن دارم.این داستان عین واقعیت است و بدون کم و کاست آن را برایتان تعریف میکنم.همین یک ماه پیش رفته بودم اهواز برای کاری.شب شد و گفتم بروم پارک ساحلی.خیلی دلم می خواست یه بار یه کون دادن رو تجربه کنم.روی صندلی انتهای پارک یا همان شهربازی نشسته بودم که یک جوان تقریبا بیست ساله داشت رد میشد.گفتم کبریت داری؟گفت نه.گفتم بچه همین جایی؟گفت آره.گفتم نمیای چنددقیقه بشینی؟..نشست.پس از چنددقیقه حرف زدن و این که نامزد داری؟دوست دختر چند تا داری؟...واز این مقدمه ها گفتم من می خوام واسه یه نفر ساک بزنم.تومی خوای؟بدون اینکه منتظرجواب بمونم دست روی کیرش گذاشتم.زیپشوکشید پایین کیرشو که توی مشتش گرفته بود نشانم داد گفت میتونی بخوریش؟با دیدن کیرجوانی که اصلابه هیکل لاغرش نمی امد نفسم بندآمد.باورکنید توی عمرم کیربه این بزرگی را ندیده بودم.گفت بیابریم پایین.کناررود.رفتیم کناررودخانه جایی که چند تپه ی خاک ریخته بودند فکرکنم برای درست کردن کناررودخانه یا انتهای پارک بود.خاک ها مانع دیدن ما می شد.گیرش را به زورداخل دهنم کردن ولی تانصفه اش بیشترداخل دهنم نمی رفت.چندثانیه یک بار بلند می شدم و لبم راروی لبش می گذاشتم.صورت زیبایی هم داشت.نمی دانم چطورشد که شلوارمو کشیدم پایین و کیر کلفت جوان رو پشت خودم احساس کردم.هرچه زورمی زد داخل نمی رفت.خودم باآب دهانم تمام کیرشو خیس کردم.وسط کیرش را گرفتم و نوک انرادرسوراخم گذاشته بودم وارام فشارمی دادم.نوک کیرش داخل کونم رفت دردشدیدی احساس کردم که می خواستم فرارکنم اما جوان گفت اگه فرارکنی میام داخل پارک آبروتومیبرم.خوابیدم روی برآمدگی خاک و دوباره فشارهاشروع شد.دوانگشت راکرد داخل کونم وبه چپ وراست می کشید.دوباره سرکیرش را گذاشت و فشارداد احساس کردم گرز کلفتی تاته توی کونم عقب و جلو می رود.با این که خیلی درد داشت ولی واقعا لذت میبردم.گفت من مست هستم به همین خاطر دیرتمام میکنم.بعد از نزذیک به ده دقیقه کونم داغ شد و خوشم می امد تلمبه بزند.ولی آبش بود که داخل کونم ریخته بود.کیرش رادرآورد و داشت با عربی به دوستانش می گفت که بیایید پایین رودخانه.البته با موبایل.پابه فرارگداشتم.گفت اگه فرارکنی میام دنبالت..ولی من باسرعت ازمیان مردمی که برای تفریح به شهربازی آمده بودند دویدم و خودم را به بیرون از پارک رساندم.آن شب داخل هتل تاصبح از درد کون خوابم نبرد.خیلی دلم میخواهد یک باردیگرآن پسرراببینم.

نوشته: فرشید

2.173915
نمره شما: هیچ میانگین 2.2 (23 votes)

نظرات

احمق سگ پارک شهربازی اهواز پاداد هستش و پارک ساحلی کیانپارس کثیف عوضی اول تحقیق کن بعد دروغاتو بنویس ضمنأ پارک ساحلی عرب نداره چون تو یه منطقه اعیان نشینه و اینکه هتل های اهواز ،اهوازی نمی پذیرن سگ کثیف

روي صندلي انتهاي پارك نشسته بودم؛ يه پسر جوون رد ميشد؛ بهش گفتم: كبريت داري؟
گفت: نه! ولي كير دارم؛ مي‌خوري؟
اشك توي چشام جمع شد؛ گفتم: خدايا! بزرگيتو شكر! من ازت كبريت خواستم تو برام كير فرستادي! به زمين گرم بشينم اگر نخورمش!

و اينگونه شد كه خداوند مرا به كوني‌گري هدايت كرد!!!

دلم میخواهد یک باردیگرآن پسرراببینم
من اين متن رو ديدم ياد اسد افتادم تو كتاب اول ابتدايي
دوست من بيا و يك بار ديگر به جاي او مرا ببين اما من تو را نميكنم
از كوني بدم مياد

Kheili jaleb shode ensafan,
1nafar miad 1dastan minwise 1aqayi ke kheilia kheili qabulesh daran miad inja pm mizare ke dastanet mahshar bud,bad to 1dastan dg 1nazare masalan tanz mizare, newisande dastane mahshar miad mg way jeqad to bamazeyi,mordim az kande ! !
Peida konid porteqal forusho

Kheili jaleb shode ensafan,
1nafar miad 1dastan minwise 1aqayi ke kheilia kheili qabulej daran miad inja pm mizare ke dastanet mahshar bud,bad to 1dastan dg 1nazare masalan tanz mizare, newisande dastan miad mg ya jeqad to bamazeyi !

براي كساني كه پرتقال‌فروش رو گم كردن
يه كسي يه داستاني مينويسه بعد يه آقايي كه بعضيا قبولش دارن ميره داستانش رو نقد ميكنه اما هرگز نميگه محشر بود!چون اون آقاهه كارش نقده نه تعريف!بعد اون آقاهه طبق عادتش زير يه داستان نظر طنز ميذاره 10نفر ميپسندن كه يكيشونم همون نويسنده قبليه.حالا كه قراره بگردين،دنبال 10تا پرتقال فروش بگردين.

بعد يه خانومي يه داستاني مينويسه و قبل از چاپش به همون آقاهه ميگه داستان منو بخون و نظر بده.اما داستانش چاپ نميشه.خانومه دوره ميگرده ميگه آهاي داستان منو چاپ كنين!آهاي بچه‌ها بگين چاپ كنن وگرنه از دستتون ميره‌ها!بعد كه ميبينه چاپ نميكنن ميره به نويسنده قبلي ميگه داستانت خيلي مزخرفه و اون آقاهه بهت نون قرض داده و تو هم ميري پاي نظراش بهش نون قرض ميدي!غافل از اينكه من ميدونم پرتقال فروش كجاست؟!؟

اينجوري ميشه كه خانوم نويسنده‌اي كه داستانش چاپ نشده حوصله‌ش سر ميره و شروع ميكنه به گرفتن غلطهاي تايپي اين و اون و ته دلش همه رو بخاطر چاپ نشدن داستانش مقصر ميدونه!چه نويسنده‌ها رو چه نظردهنده‌ها رو.وقتي هم كه هوس ميوه ميكنه نميره ميوه فروشي سر محلشون، مياد توي سايت و از اين صفحه به اون صفحه دنبال پرتقال فروش ميگرده!
حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را!

Awalan In dg mojkele man nist ke aqaye admin dust dare cherto pert inja to saitesh bezare wa nobat be dastanaye man wa mimi nemirese.
(harjand mimi guya partish qavie wa alan dastanesh ro gozashtan)
2woman aslan nagoftam dastane aji mimi mozakhraf bud,etefaqan jandbar goftam badaz dastan davichka behtarin dastane.
3woman wasaton motasefam ke hamash 2nbale bahbah kardanin wa maham ke miaim 1irad migirim migin ...
Zemnan dadaj farijab,inja dastan chap nemishe,hala begy darj mishe 1chizi.az to bayide ha!
RASTI NAZARI KE DAQIQAN BADAZ NAZARE TO UMADE KAMELAN QAZIE PORTEQALA RO HAL KARD!

سيما خانوم مجد
اولا در مورد كلمه چاپ! يه دايرة المعارفي هست كه شايد اسمش به گوشتون خورده باشه: لغتنامه دهخدا! در اين لغتنامه ذيل واژه «چاپ» اومده: «عملي است که بواسطه ٔ آن ميتوان از روی يک نوشته چند نسخه ٔ شبيه به آن تهيه کرد»

اگر شما بجاي اينكه وقتتون رو صرف گرفتن غلطهاي تايپي داستانها كنيد كمي درعلم بلاغت مطالعه مي‌كرديد هم داستانتون از كيفيت بهتري براي چاپ برخوردار ميشد هم ذيل مبحث علاقه‌هاي مجاز متوجه مي‌شديد كه گاهي «چاپ» رو ميشه بجاي «درج» بكار برد همونطور كه «دريا» رو گاهي بجاي «درياچه» بكار ميبرن

ثانياً از بدو عضويت من در اين سايت هرگز زير داستاني ننوشتم «محشر بود»!اگر داستاني رو پسنديدم مثل داستانهاي داويچكا يا آنا يا داستان اخير مي مي دلايلم رو براش ذكر كردم.من بي دليل براي داستاني به به نميگم.شايد درك دلايل من براي ذهن شما ثقيل باشه اما قضاوت شما خدشه‌اي در ذهنيت من ايجاد نخواهد كرد.

من حتي از داستاني دفاع كردم «دخترخاله مغرور من صنم» كه همه نظردهنده‌ها به اتفاق آرا، داستان و نويسنده‌ رو به لجن كشيدن.اما من تحت تأثير جو قرار نگرفتم و اعتقادمو بيان كردم.يا از داستاني انتقاد كردم «خانم دكتر فداكار» كه 90درصد نظردهنده‌ها ازش تمجيد كرده بودن.من عقيده خودمو دارم ولو اينكه براي شما قابل درك نباشه

راستي خانوم معلم! شما كه زير كلمه چاپ خط قرمز مي‌كشي و غلطهاي تايپي نويسنده‌ها رو جلو چشمشون فهرست ميكني چطور هنوز نميدوني كه كلمه «دوماً» و «سوماً» اشتباهه؟! از تو بعيده كه تنوين عربي رو به كلمه فارسي بچسبوني! از اين به بعد بيشتر دقت كن عزيز!

Slm
Bebin dadashy,man waqèan inja nayumadam was kal kal,fk nemikardam lazemeye dusti in bashe ke faqat azhamdige tarif konim.
darmored 2woman,3woman mc ke yadawari kardi,darmored dastane mimi benazaram dastanesh mese dastane me azunayi nis ke admin mipasande,manam goftam guya belakhare 1parti peyda kard,akhe khodsham gofte bud 10ruz pish frestade wa shaki bud chra chap nemishe
Darmored motalèe wa manteq wa chap wa... Ham Benazaram 1defa'e naqes bud az 1kare eshtebah.kheili alaki hamechio beham rabt dadi ke begi 2rost gofti? Ok,qabule,inja dastan chap mishe!!!
Zemnan age jaye shoma budam hey takid nemikardam ke u harfaye mano dark nemikony!shomaro 1mosht 2khtare fahmide wa ba darke bala be andaze kafi tahwil migiran,dg niazi nist khodtam khodto tahwil begiry,unam injur sakhif!

سيما خانوم عزيز
من با هر كسي متناسب با شخصيتش حرف ميزنم.اگر احساس كنم طرفم پشتوانه حرفش يك خروار ادعاست و خودشو عاقل‌تر و باسوادتر از ديگران ميدونه و دنبال غلط گرفتن از ديگران اونم با لحن تحقيرآميزه سعي ميكنم زير جمله‌هام خردش كنم و بهش ثابت كنم كه در مورد خودش دچار توهمه.

اما درباره انتقاد از داستانها! شايد كمتر كسي توي اين سايت به اندازه من از داستانها انتقاد كرده باشه.منظورم انتقاد واقعيه نه فحاشي.من حتي از دوستان خودم هم انتقاد كردم؛ نمونه‌ش داستان «منو همونجا دفن كن».هر جا هم از داستاني تعريف يا انتقاد كردم براي حرفم دليل آوردم.

Way mamanam ina!
Cheqadram man khurd shodam!
Goruhy ke to lideresh bashy bayadam injur bashe dg.entezare digeyi nemishe dasht.
Cheqad bikary ke 2nbale khurd kardane ye 2khtary hasti ke miad inja dastanaro mikhune wa age ham eshkali did(ke serfan emlayi nisto nazar darbare mohtawaye dastana ham kam nadade)dustane gushzad mikone!
Rasti age narahat nemishy fekr konam دیکشنری درست باشه
نه دیکچنری
Zemnan 1 khahesh daram az dadashye bajanbam,to ke inja harfet kharidar dare lotfan be admin begu age mishe dastan mano ham CHAP kone.bejune dadashy nabashe bejune khodam faqat bekhatere chand sa'ati ke sarfe taipesh kardam migam,taipe farsim zayife akhe,koli halam greft ta taypesh kardam.

Hala az kal kal wa shukhy gozashte,hamuntor ke gofti adama motafawet fekr mikonan, me bishtar tarjih midam dustayi dashte basham ke mesle to iradam ro began(2woman,3woman) na inke cheshm bebandan wa faqat hey hendune bezaran zir baqalam.darmored mahshar ham haq ba to bud,mahshar ro newisande be nazar dahande gofte bud,me barax goftam,ama to asle harfam tofiri nadare.
Rasti hanuz ostokhunam dard mikone,badjur khurdam kardy!!!
Rasti age khoday nakarde dastanam CHAP shod,hatman nazar bezar,wasam moheme.

چيزي هم حل نميشه ،اگه خواسته ي واقعي تو اصلاح طرفه اينطوري بهش نمي رسي عزيزم ،بدون پيش زمينه ذهني منتظر داستانت مي مونم واشتباهاتت روخواهرونه بهت ميگم بابت متني كه توقسمت نظرخاكستر عشق يك نوشتم وهمينطوراينجا هم نوشتم ازت معذرت ميخوام

Khahesh mikonam aji shamim
U ke chizi nagofti azizam
Zemnan Man chizio pasopish nakardam,wa manam ahle kal kal nistam
Ama aqaye farijab goft ba harkasi dar sathe sho'uresh harf mizane,ke darmored me sedq nakard motasefane,me tohinaye sakhifi shenidam
Beharhal benazare man eslah shodeye jomleye farijab ine ke harkasi dar sathe shòure khodesh harf mizane wali lozuman dar hamun sath jawab nemishnawe

دوستي فراترازاين چيزاست عزيزم ،يه داستان ارزش بحث نداره ،ارزش دل شكستن نداره ،قربونت برم بعضي چيزارواگه خراب شدنميشه درست كرد ،توهم اگه افتخاربدي دوست مايى حتي اگه داستانت درج ياچاپ نشه گلم

Midunam aji
Me ham age deqat kony hamash dadashy sedash kardam,Age nemishnakhtamesh ke nemigoftam dadashy.
Rasti u to khakestar eshq 2 nazarike esme me tosh bashe nadadi ha.zemnan age dust dashti me ro add kon bishtar beharfim
Id nimbuzz:sima_majd
Id yahoo:masud_masudy
(digar dustan ham add konan khoshhal misham)

Man ham dust daram ke dustaye jadid peida konam wa aslan ba hamin hadaf umadam inja,ama age lazemeye dusti to grupe shoma ine ke az hamdige tarif konim wa cheshm ru eshtebahat bebandim me duste khubi nemitonam basham wasaton.
Mage me ji goftam? Eshtebahate emlayi to zoqe khanande mizane kho!
In waqèan 1harfe alakie benazaret?

سيما خانوم ببين دختر گل يه توصيه‌اي بهت ميكنم برادرانه. پاتو از توي كفش من بكش بيرون.بيا داستانا رو بخون و هر پيشنهاد و انتقادي داري بده و غلطاي تايپي رو هم زيرش خط بكش اما دوستانه ميگم كه نظر من به خودم مربوطه.اگر به كسي نون قرض ميدم يا به به و چه چه ميكنم دختر خوب تو چرا عين اسفند روي آتيش بالا و پايين مي‌پري؟

آره تو خيلي دختر با شعور و با شخصيتي هستي خيلي هم باجنبه‌اي! به خاطر همينم عين مفتش‌ها افتادي توي سايت ببيني كي با كي دوسته!يه بار بشين با خودت خلوت كن وجداناً ببين اصلاً اين قضيه به تو ربطي داره!؟مگه قراره تو رو توي قبر من بذارن؟

آفرين دختر خوب! سرت به كار خودت باشه؛ خودت ببين خوشت مياد مثلاً وقتي نشستي زير درخت داري استراحت ميكني يهو يه گربه‌اي كه اصلاً كاري به كارش نداشتي و حتي نگاشم نمي‌كردي و اصلاً نمي‌دونستي وجود داره از رو شاخه بپره رو سرت؟!

راستي حرف من پيش كي خريدار داره؟ پيش ادمين؟ آخه من چيكاره اين سايتم.من همونقدر عضو اين سايت هستم كه تو هستي.من فقط مي‌تونم آرزوي قلبيمو بگم.من از صميم قلب اميدوارم ادمين عزيز هر چه زودتر داستانتو چاپ كنه. به دو دليل:

اول اينكه داستان تو نسبت به اين مزخرفاتي كه معمولاً چاپ ميشه حداقل يه مزيت بايد داشته باشه و اونم بي غلط بودنشه! دوم اينكه اگه داستانت چاپ نشه لابد دو روز ديگه چادر به كمر مي‌بندي و سر در سايت واميستي و به هر كي مياد و ميره لنگه كفش پرت ميكني!

اينم از الان بگم اگر ايشالا فردا داستانت چاپ شد هيچ ربطي به خريدار داشتن حرف من نداره؛ حكماً به اين دليل بايد باشه كه ادمين عزيز تشخيص داده كه داستانت لياقت اين سايتو داره!

Mibini shamim jan?
Inam tarze harf zadane dadashiye ma!
Me be hamun jomleye eslah shodey aqaye farijab to pm qablim estenad mikonam wa jawabesho nemidam.
Labod alan zoq mikoneke ZIRE JOMLEHAM KHURDESH KARDAM!
vay,mamanam ina,yeki biad ostokhunaye mano jamesh kone !!!
1jomleyi az charlz dikenz khundam migoft: ADAM WAQTI EHSASE HEQARTA MIKONE SHORU BE TOHIN MIKONE

سيماجون مرسي ، دليل توهيناتوفهميدم ،الانم ازاينكه فريجاب ناراحته ناراحتم ،يه بارگفتم روشت درست نيست ديگه انتخاب باخودته !به نظرات ،گير نده بچسب به همون داستانا واشتباهات تايپي اونارودربيار ،من هيچ دشمني باهات ندارم گلم مظلوم نمايى هم نكن ،خدا حفظت كنه

bebin jojo
namos midoni kiye va chiye?
namoset hamoniye ke vase tasahobe kiram naghsheha dare.
alanam baghalameo delesh kiramo mikhad.
dar zemn pache khari nist.
az shir khar ta kirkhareto gayidam.
kos kesh.kos age kesh dasht babat alan tajere kesh bod.
ghahveyi nashodi.
baz mikhay.
az baghiye mazerat mikham fosh dadam.

خواهر و مادرت و خودم و بابام با داداشم و ناصر و حسینی و همگیییییییی و حسن خروس و حامد و همگی دیگه بی تعارف گاییدیم رفیق. دیگه فحش تموم شرمنده اتم ببخشید فحش دادی فحش خوردی ما باید دوست باشیم پس ببخشید.داداش شرمنده دیگه فحش نمیخوری.

اقای فریجاب من از حرفهای شما هم خوشم نیومد چون همش میگید با اون خانوم بخاطر این برخورد کردی که با غرور جواب داده بود اما توی کامنتهای خودت رو نگاه کن مملو از ادعا و غرور شده و خیلی دور برت داشته .. که این اصلا درست نیست

سلام.
دوستان عزيز:
(روي سخنم باهمه شماست وشخص خاصي روخطاب نميكنم!)
يك نگاه دوباره به نوشته هاونظرات خودتون،حداقل توي همين صفحه بكنيد!
پرازتناقض، پرازتفرعن، پرازخودبيني،. . .
يكي خودشوعقل كل نميدونه اماذهنياتشوواسه طرف مقابلش ثقيل عنوان ميكنه!
يكي چندسطرفحاشي ميكنه ودرآخرعذرخواهي!
بهتره يكم فكركنيم وبه خودبيائيم.
براي چي اومديم تواين سايت چي ميخوايم وچي ميخوايم بگيم؟!
دوستان تجديدنظركنيد، تجديدنظر!!!
برقرارباشيد.
فعلآ.

كيرم تو مادرت، من خودم بجه اهوازم، كس كش كوني ساحلي شهربازي نداره، هم كس تلاوت كردي، بعدم حروم زاده اونجا انقدر شلوغه مخصوصا تو شب كه جا سوزن انداختن نيست بعد تو كون دادي؟؟
كس ننت، حداقل سوتي نده كيري!

فريجاب جان خدا بگم چيكارت كنه مردم از خنده ،افرين واقعا حال كردم ،پررو نشي منظورم تعريف از كنايه موجود در محتوي نوشته ات نيست ، انچه مايه تحسين است انسجام ذهن طنز پرداز توست سعي كن به كارت ادامه بدي البته بدون بار معنائي منفي/