کون دادن مامان به بابا

من با بابا و مامانم در یک خانه بزرگ زندگی میکنم , این داستان وقتی بود که تازه 14 ساله شده بود و هروز جق میزدم
حتی اگه یه عکس دختر که نیمه لخت بود من را تحریک میکرد.

بابام کشتی گیره ۴۵ سالش بود, قد بلند و قوی , مامانم قد کوتاه و هیکل گوشتی و تو پری داره با سینهای بزرگ و کونه قمبلی که میشه یه گلدون روش گذاشت! چشم و ابرو مشکی و خیلی لوند و خوشگل , ۳۰ سالش بود و تقریبا هر شب بابام مامانم را میکرد مگر خیلی خسته باشه یا مریض .

من یک دوستی دارم که مخ کامپیوتر و به من یاد داده بود که چطوری زیر میز خواهر بزرگترش وبکم و میکروفن گذاشت و باهام میدیدیم و جق میزدیم آخه خواهرش وقتی میاد خانه راست میره حمام و وقتی خانه هست , شورت نمیپوشه , و تمام کس و لاپاش را قشنگ میشه دید ولی خیلی مو داره! بعضی وقتا هم پاهاش رو جمع میکنه تو شکمش اون موقع هم چاک کسش معلومه و هم سوراخ صورتی کونش که من عاشقشم.

من هم یه روز که تو خانه تنها بودم تو اتاق خواب بابام و مامانم وبکم و میکروفن گذاشتم که حتی در تاریکی مطلق هم کاملا نورانی و شفاف بود و حتی صدای کولر را هم میشد شنید , دیگه همه چیز آمده بود تا یک شب که بابا از باشگاه اومد و میخواست بره حموم که مامانم بهونه گرسنگی آورد و گفت بعد از شام برو.
بابام هم قبول کرد و هردو خندیدن؟ فهمیدم امشب مامان خیلی میخاره. به بابام گفت که بیا تو آشپزخونه بهم کمک کن, آشپزخونم( اوپنه) اونهم رفت به هوای کمک , من هم زیر چشمی میدیدم که دستش لای کونه مامان و هی اونو انگشت میکنه و گاهی هم لب میگرفت, مامانم یک دامن کوتاه سیاه تا باتای زانو پوشیده بود که وقتی اومد نشست دیدم شورت نداره( چون بابا قرار بود بمالونش)
تو آشپزخونه خم میشد به بهانه این که ظرف از زیر کابینت برداره و قمبل میکرد و چاک کنش باز باز میشد بابام انگشتش را تف میزد و ضرت میکرد تو سوراخ کونه مامان, و اون هم میخندید و حال میکرد.

بعد از شام و چای دیگه ساعت 10 شب بود مامانم به من گفت برو بخواب ولی ساعت خواب من 10:30 بود واخر هفته ها من میتونستم بیدار بمونم وبازی کنم, اون هم گفت باشه , ولی برو تو اتاقت وگوشی هدفونتم بزن ما خسته هستیم , میخواهیم بخوابیم , من هم خوشحال رفتم بالا تو اتاقم که بازی کنم , اتاق من دقیقا چسبیده به اتاق خواب اونها ومشغول بازی شدم و بابام تو حمام بود و مامانم کارش پائین تموم شد اومد بالا یه سری به من زد و در اتاق من را هم بست و بعد هم در اتاق خودشون, من هم رفتم رو کامپیوترم و شروع کردم به دید زدن.
مامانم هم لخت لخت شد و رفت تو حمام , ولی من تو حموم هیچی نداشتم ! نه وبکم و نه میکروفون.

15 دقیقه که گذشت دیدم بابام اومد و داره موهاش را خشک میکنه تا اون موقع کیرش را ندیده بودم خیلی کلفت تر و درازتر از مال من بود , در همین حال مامانم هم کون برهنه اومد دمر و روی شکم افتاد رو تخت و کون قلمبش کاملا زدبیرون و به بابام گفت خوب خوردم؟ تازه فهمیدم که برای بابام تو حموم ساک زده. بابام هم امان نداد رفت لنگ هاشو داد بالا و شروع کرد به لیسیدن .
20 دقیقه ای میخورد ولی سیر نمیشد یه بالش گذاشت زیر کون مامان که کوسش و کونش بالا تر بیاد و شروع کرد خوردن کونش, و زبونش را میزد تو سوراخ کونش و در میاورد(حتی یک دونه مو هم روی کس و کون مامان پیدا نمیکردی) بعد با انگشت زد تو کونش و با زبون کسش را میخورد, خیلی حرفه‌ای بود, بعد 2 انگشت و 3 انگشت, دیگه مامانم داد میزد از حشریت به بابام میگفت کیرت رو بده بابام بلند شدو وازلین آورد یه کم دم سوراخ مامان و سر کیرش که( دیگه کاملا بلند شده بود و خیلی کلفت شده بود حتی رگ کیرش هم بیرون زده بود ) زد و گذاشت دمه سوراخ کون مامانم و آروم داد تو , مامانم که معلوم بود زیاد کیر تو اون کون گندش رفته به بابام گفت بخواب روم و تکون نخور چند لحظه , بابام هم همون کارو کرد و هم زمان یواش یواش کیرو داد تو , طوری که فقط تخمهای گندش بیرون بود و هی فشار میداد, بعد از چند تا لب حسابی و خورد‌ن همزمان پستونهای گنده مامان ,کمی لفتش داد تا حسابی گشاد بشه و جا باز کنه تلمبله زدن را شروع کردهمینچین تلمبه میزد که 3 با ر تا اون لحظه آبم اومد بود.حداقل ده دقیقه این حرکت و تلمبه زدن هاش طول کشید که یکدفعه کیرش را دراورد در حالی که خیس خیس و حسابی شق بود گفت دیگه زنگ تفریحت تمام شد حالا حاضری برای کون دادن و مامان روفیتیله پیچ کرد ومامان هم که درسش رو خوب بلد بود قمبل کرد 2 تا بالش زیر شکمش گذاشت و کیرش که حد اقل 22 سانتی شده بود و خیلی کلفت , دمه کون مامان گذاشت و یه هو رفت تو و فقط تخمش رو میدیدم مامان هم با دوتا دستهاش قاچ کونش را باز کرده بود و ملافه را گاز میگرفت و نفس نفس میزد و میگفت وای خیلی کلفت شده , جوون ن ن ن ن ن ن هی میگفت به سوراخ دومی رسیده و بابام میگفت نه هنوز, اینقدر سرعتش زیاد شده بود و مامان آخ اوخ میکرد که یه هو کیرش در اومد بابام کیرش برگردوند تو کون مامان که یهو گوزید بابام گفت جوون بیشتر میخوای الآن چوب پنبه میزارم درت تا دیگه نگوزی ! نگو این کلک هست !!؟.
بابام دوست داشته مامان بگوزه و بعدش مامانم میدونست که کیره بابا کلفت ترمیشه,بهد ها فهمیدم بابام که راننده تریلی هست چه کونهایی را که نکرده ومامان را هم وقتی فقط ۱۳ سالش بوده به بهانه های مختلف با خودش میبرده تا تنها نباشه و تمام مسیر مامان با کیر بابا ور میرفته و بابا هم با انگشت سوراخ کون مامان را میمالیده تا به رستوران برسند و غذا میخوردندویکبار بابام بهش میگه من سوراخت را معاینه کردم و خیلی گشاده باید چوب پنبه بزارم و مامان موافقت میکنه و سوار کامیون میشدند و روی تخت سفت از کون میکنش و همه ابش
را هم میریزه توش و از اون روز به بعد بعضی روزها حتی ۳ بار هم میکرده) بابام از این طرز کون دادن خوش میاد و چند ماهه بعد ا هم نامزد میشن.
اون موقع ها دختر ها باید تا روز عروسی اکبندمیموندند برای همین تا ۵ سال بابا کون مامان را اب بندی میکرده و مامان برای رستوران و چلو کباب چه کون هایی که نداده.برگردیم سر اصل داستان :
در همین حال که کیرش تو کون مامان بود و حرکت میکرد , نشست روی کون مامان و دستش رو زد زمین طوری تقه میزد که تمام بدن مامان میلرزید اگه جا میشد بابام تخمهاشو هم میداد تو, دیگه سرخی سوراخ کون مامانم انی انی شده بود و صدای قارت قارت میومد , مامانم میگفت فردا چیکار کنم , که نمیتونم راه برم , بابام هم بیشتر خوشش میومد و سفترومحکم تر میکرد.

یهو مامانم یه صدای آه کشید و ارضا شد ولی بابام هنوز داشت میتپوند( چون یه بار هم تو حموم آبش اومده بود) مامان گفت آه کونم جر داره میخوره , خیلی کلفت داره از دهنم میزنه بیرون , کونم عین توقار شد, راست میگفت چون هر چند بار بابا کیر کلفتش که مثل تنه سیاه درخت شده بود را در میاورد و میداد تو کونش که دوباره باعث میشد مامان بگوزه و من میتونستم حتی توی سوراخ سرخش که حالا قهوهای شده بود را ببینم و بیشتر حشری بشم, یهو بابا گفت داره میاد و خوابید رو مامان , مامانم گفت لطفا کونم پر پر کن , دیگه نمیتونست مامانم کوچکترین حرکتی کنه , پا‌‌هاش کاملا باز و کونش قمبل بود و بابام با تمام قوا فشار میداد و قارت قارت کون مامان بیشتر میشد و بابام حال میکرد, یه هو آهی کشید و آبش رو تا قطره اخر خالی کرد توش, و کشید بیرون که صدای گوزیدن مامان باعث شد که باز هم آبم اومد ,و کیر گندش که زردو و قهوه‌ای شده بود را بیرون کشید, کاملا سوراخ کون مامانم را که باز مونده بود و دورش انی بود و ازش آب زرد بیرون میومد میدیدم و حال میکردم, بابا هم که نفس افتاده بود بیهوش بیهوش و خوابید و مامان حتی نتونست از جاش پاشه بره توالت !!
حدودا نیم ساعت گذشت من اروم رفتم توالت و خودم را شستم .اومدم که برم بخوابم ولی نشد و رفتم اروم در اتاقشون را باز کردم وای چه بوی اب منی و کس و کونی.!!!هنوز میشد سوراخ کون مامان را دید ولی دیگه جمع شده بود ولی چه کونی (سفیدوگنده) اخه از بچگی زیر کیر کلفت بزرگ شده و خوب هم کارش را بلد بود.

نوشته: عماد

2.9
نمره شما: هیچ :میانگین 2.9 (20 رأی )

30 نظر

دمت گرم قشنگ بود هوس کردم کون

نوشته sosi1 در 5. February 2013 - 15:07

دمت گرم قشنگ بود هوس کردم کون زنم رو بکنم آخه تا حالا نذاشته از کون بکنمش

عجب مامانی داری. مواظب باش

نوشته صدای گیتار در 5. February 2013 - 15:17

عجب مامانی داری. مواظب باش بابات که میره سرویس بچهای محل مامانتو نگان. ولی ایطور که تو تعریف کردی فک کنم سه چهار تا دوربین دور مامانت فیلم میگرفت. تریلی بابات تو کونت کونی کس گفتی باقلوا

اینایی که گفتی همش کس و شعر

نوشته hasan25 در 5. February 2013 - 15:40

اینایی که گفتی همش کس و شعر محض بود با این حال خیلی بی شرفی میخواد گفتن این اراجیف که خوشبختانه تو موفق به این کار شدی , تبریک

خااااک برسر خودتو مامان بابای

نوشته zari joooon در 5. February 2013 - 16:05

خااااک برسر خودتو مامان بابای کثیفتو اون دوست بیغیرتت که میذاشته خواهرشو دید بزنی حالم بهم خورد کس خل ریدم تو داستانت

khob bod

نوشته yadgar در 5. February 2013 - 16:45

khob bod merciiiiiiiiiiiiiiiii

داستانت رو نخوندم. خب اگه

نوشته Z21x در 5. February 2013 - 17:12

داستانت رو نخوندم. خب اگه مامانت به بابات نده میخواد به کی بده!!! دیگه تعریف کردن داره!!

باحال بود دمت گرم بازم ازکون

نوشته شهرام کچل در 5. February 2013 - 19:19

باحال بود دمت گرم بازم ازکون دادن مامانت بنویس

اینم واسه همه دوستان ؛علل

نوشته pepsi1975 در 5. February 2013 - 20:45

اینم واسه همه دوستان ؛علل خصوص لیدی ؛
شیر نری دلباختهی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوق بود و میترسیدبوسیله حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ...
گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت. اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .

خوب نوشتی خوش بحال بابات .

نوشته behnam lmoky در 5. February 2013 - 20:47

خوب نوشتی خوش بحال بابات .

والله من سروکارم با دوربین و

نوشته سینات در 5. February 2013 - 21:49

والله من سروکارم با دوربین و این وسایل حداقل باید دو سه میلیون هزینه کنی اونوقت ازکجا آوردی بماند،دوست بیغیرت داری که از خواهرش فیلم میگیره بماند،با 14سال سن تو کف کس و کون بودی؟توکه تعریف کردی اینجام بچه ها غریبه نیستن فیلمشم بزار حال کنن

هرزادن

نوشته abolfazl khoy در 5. February 2013 - 23:55

هرزادن

خوب بود

نوشته EIS در 6. February 2013 - 1:28

خوب بود

قسمت چهارم درسا کی آپ میشه؟

نوشته .romina. در 6. February 2013 - 1:28

قسمت چهارم درسا کی آپ میشه؟ تا کی باید داستان کون انی و گوزیدن ننه ی نویسنده های آبکی رو بخونیم؟

خوب بود ولی دروغ های زیادی

نوشته sharare1365 در 6. February 2013 - 1:41

خوب بود ولی دروغ های زیادی توش موج می زد...حداقل شخصیت های داستانت رو عوض می کردی تا فحش نخوری...البته از حق نگذریم تو تقصیری نداری،تقصیر مادر و پدرته،می دونی چرا؟؟؟ چون وقتی،وقت و بی وقت روی هم بپرند(چون سکس هم اداب و زمان و مکانی داره) نتیجه اش همین خوک ها ی بی غیرت میشه دیگه!!! چون خوک تنها موجود کثیفیه که از نگاه کردن به خوکی که در حال سکس با خوک دیگه ای هست،لذت وافری می بره...

در ضمن اگه این طوری می نویسی

نوشته sharare1365 در 6. February 2013 - 1:45

در ضمن اگه این طوری می نویسی دیگه ننویس...وگرنه دوستان پدرتو در می آرن

در ضمن اگه این طوری می نویسی

نوشته sharare1365 در 6. February 2013 - 1:46

در ضمن اگه این طوری می نویسی دیگه ننویس...وگرنه دوستان پدرتو در می آرن

در ضمن اگه این طوری می نویسی

نوشته sharare1365 در 6. February 2013 - 2:17

در ضمن اگه این طوری می نویسی دیگه ننویس...وگرنه دوستان پدرتو در می آرن

تو اتاق خواب بابام و مامانم

نوشته saman51 در 6. February 2013 - 2:28

تو اتاق خواب بابام و مامانم وبکم و میکروفن گذاشتم که حتی در تاریکی مطلق هم کاملا نورانی و شفاف بود
کیرم تو مخت. اون کونته که نورانیه اشغال عوضی

خجالت بکش حیا کن

نوشته DjCJ در 6. February 2013 - 3:05

خجالت بکش حیا کن

خجالت بکش حیا کن

نوشته DjCJ در 6. February 2013 - 3:10

خجالت بکش حیا کن

قشنگ بود راست کردم

نوشته batobito2000 در 6. February 2013 - 7:29

قشنگ بود راست کردم

بابا تو خیلی کسخلی این کس شر

نوشته sns422 در 6. February 2013 - 7:47

بابا تو خیلی کسخلی این کس شر ها چی بود وب کم گذاشتم با میکروفن برو بابا کسخل

نه جدی بین این همه داستان که

نوشته behnam 010 در 6. February 2013 - 12:04

نه جدی بین این همه داستان که تا حالا خوندم این خیلی با حال بود
ای جاکش
مچه باباتا میگیری

با اینکه نخوندم ولی با نظر

نوشته farshidk982 در 6. February 2013 - 13:29

با اینکه نخوندم ولی با نظر اکثریت موافقم

داستان چوب پنبه و رستوران و

نوشته پری کرمانی در 6. February 2013 - 13:30

داستان چوب پنبه و رستوران و چلوکباب رو کی واست تعریف کرده بابات یا مامانت؟

كسكش بابات زنش حلالش هر موقع

نوشته Seyad arab در 6. February 2013 - 20:59

كسكش بابات زنش حلالش هر موقع عشقش كشيد ميكنتش از هرجاام كه خواست ميكنتش

تو فضولي ، خايه مالي ، گوه خوري ، اصلا بتوچه

بعدشم بس كه هر روز 20 دفعه جلغ زدي مخت كپك زده
برو ديگه نبينم جنب باشي بياي تو سايت

فضول نباش شاید هم طالب باشم

نوشته شهرام کچل در 7. February 2013 - 2:08

فضول نباش شاید هم طالب باشم مامانشو بکنم

اگه راست میگفتی یک عکس حداقل

نوشته رضا 123321 در 7. February 2013 - 20:20

اگه راست میگفتی یک عکس حداقل غیر واضح ازشئن میذاشتی مگه دوربین نذاشته بودی

من رو صدا کردی؟

نوشته باقلوا در 14. February 2013 - 16:30

من رو صدا کردی؟

فیلم سکسی زیاد نیگا

نوشته DOODOOLL در 15. February 2013 - 11:12

فیلم سکسی زیاد نیگا میکنی.
(آمیرزا نوکرم ).